Mahan Xodayi 2 ماهان جان کاش جواب تست رو زود نمی گفتی، فرصت می شد بچه ها با همون ذهن باز اولیه بیشتر بحث می کردن.
دوستان می خوام جمع بندی کنم، به نظرم جواب همون ۴ هست و تست هم موردی نداره. این تست مفهوم مورد نظر طراح :«عشق باعث به کمال رسیدن وجود کم ارزش» هست. چطور؟
گزینه ۲ و ۳ رو همون اول علیرضا خیلی خوب و زود تشخیص داد که همینه. پس در مورد این دوتا حرفی نمی زنم.
در مورد گزینه ۱ و ۴، خب دقت کنید که گزینه ۱ خیلی زیبا داره همین مفهوم رو می گه.اشکال شما دوستان اینه لاله رو فقط نماد از غم عشق و دوری معشوق و ... می گیرید. گاهی در ادبیات لاله به سادگی فقط برای نشون دادن عشق و عاشق شدن میاد. و کاری هم به غم و رنجش نداره.
زعفران رو هم می دونیم که از قدیم با ارزش بوده.
پس گزینه ۱ گفته:« از چهره لالهای (سرخ-نماد معمول عشق) عاشق، زعفران (زرد-یک چیز با ارزش) روییده. و این از سرخ به زرد رسیدن، از لاله یا همون نماد معمول عشق به ارزشمندی زعفران رسیدن میشه همون مفهوم مورد نظر ما.یعنی عشق باعث کمال وجود میشه. حتی من یک بیت به خاطرم اومد که دقیقاً با گزینه ۱ قرابت داره و همین حرف رو میزنه.البته اونجا به جای لاله و زعفران، مس و طلا داریم. بنگرید:
«گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد/اکسیر عشق بر مِسم افتاد و زر شدم»
(مصرع دوم میگه عشق مانند اکسیری باعث شد وجود بی ارزش و سرخ من (مس) به وجود زرد و با ارزش (طلا) تبدیل بشه! پس عشق مایه به کمال رسیدن عاشق هست ...)
و اما گزینه ۴ هم کلاً از این مباحث پرته. چون گزینه ۴ گفته در آغاز آفرینش با زیبایی تو عاشق شدم. تاکیدش بر زمان شروع عاشقی هست یعنی از ازل. خب می خواد به «ازلی بودن عشق» اشاره کنه و بس.
پنیرک
دیدگاهها
-
قرابت -
تست 10-ویژه یلداYegane Dehqan
همه متفق القول به @F-Seif-0 رای دادیم دیگه، تحلیل نمی خواد 😅 -
تست 4-ویژه جمع بندیmehranmirzaei
نه هنگی در کار نیست، این از اون سوالاست که قلمچی ترکیبی با ۳ فصل جلوتر از بودجه بندی میده، راحت ردش میکنی وقتشو میزاری رو استوکیومتری شیمی 😁 -
عدد در عربی@roghayeh-eftekhari
چهار که کلاً تو یه لیگ دیگست. سوال تعداد خواسته، ۴ عدد ترتیبی هست نمیتونه جواب باشه -
مفهوم@Mr-Wick
- «نظر»، کدام نظر؟
از دیدگاه عرفا و صوفیان دو نوع «نظر» داریم. نظری از روی شهوت و هوس و نظری برای تامل کردن. تامل در آفرینش، خدا، علم و یا حتی لذت بردن عادی از آفرینش خدا.
دومی مورد تایید صوفیان و عرفا بوده.این نوع «نظر» رو نفی نمی کردند و اتفاقاً مایه به کمال رسیدن انسان می دونستند. که به آثار شعرای هم عصرشون (سعدی و مولوی و حافظ و ...) هم رسیده. این میشه همون «نظربازی» که تا حالا تو اشعار باهاش برخورد کردید (البته نمی خوام بگم «نظربازی» تو همه اشعار، به صورت عارفانه و صوفیانه به کار رفته).
ولی به هر حال، به خاطر فضای صوفیانه و عارفانه ایام زندگی شعرا، تاثیر این مفاهیم بر اشعارشون رو باید در نظر بگیریم.
یک مثال از عرفا بزنم.غزالی گفته بود:« اگر کسی از زیبایی آنگونه لذت بیابد که از نظر در سبزه و آب روان لذت می برد نشانهی آن است که شهوت در وی فروکش کرده است و بر این تقدیر «نظر» بر او مباح است اما اگر لذت دیگری می یابد که مبدأ حرکت شهوت تواند شد نظر بر وی حرام.» پس خود این نظربازی شمشیر دو لبه هم هست. یعنی شرط و شروطی داره.
کلاس درس تصوف و عرفان مون تموم شد. برگردیم سر ابیات. ابیات رو از گنجور آوردم. کمی متفاوت با اونیه که تو نوشتی.
۱. آن که میگوید نظر در صورت خوبان خطاست / او همین صورت همیبیند ز معنی غافلست
شیخ جواب اعتراض افراد و اندیشهای رو که میگه نگاه کردن به زیبارویان خطا است رو داده. گفته این «نظر» ما مثل نظر شما که فقط ظاهربین هستید نیست. ما مثل شما از باطن و کمالِ جمال (که میرسه به خدا) غافل نیستیم. ما برخلاف شما در این نظر، حواسمون به معنی هم هست ...
هم مفهوم با همین بحث، یه جا دیگه شیخ گفته:
گمان مبر که صورت او عقل من بِبُرد/ عقل من آن ببرد که صورتنگار اوست (صورتنگارِ او=آفریننده، خدا)
گر دیگران به منظر زیبا نظر کنند/ ما را نظر به قدرت پروردگار اوست (یعنی از زیبایی زمینی به درگاه حق رسیدن. روش عرفا)
۲. همه کس را مگر این ذوق نباشد که مرا/کان چه من مینگرم بر دگری ظاهر نیست
شیخ گفته: هر کسی ذوق من را ندارد. پس نمی تونند آنچه را که من می بینم، ببینند.
چرا؟مگر شیخ چه میبینه؟ شیخ از دیدگاه عرفان صحبت کرده و گفته (مثل بیت قبلی) همه کس، آنها، فقط به ظاهر توجه دارند. دل پاک و نگاه پاک ما را ندارند. پس آنچه که ما با نگاه و دل پاک می بینم رو نمی بینند. چیز دیگری می بینند ...
مصرعی از حافظ هم اینجا تناسب داره.«در نظربازی ما بیخبران حیرانند». این «بیخبران» در شعر حافظ همونی هست که تو این ابیاتْ سعدی جوابشون رو داده و تفسیر کردم. کسانی که حواسشون به جنبه عارفانه و «معنی» نیست. ظاهربین هستند و به همین خاطر از سعدی و حافظ حیرانند ... -
تست 11-ویژه یلدا۴ چرا غلطه؟ دوستانی که میگین ۱؟
-
عدد در عربی@roghayeh-eftekhari
نه فقط مهم جنس نیست، مثل اینه که بگی واسه گفتن ساعت از عدد اصلی استفاده کنیم. معنی نمیده، قاعده است که ساعت تو عربی با عدد ترتیبی بیاد.
وقتی هم تعداد پرسیده شده حتماً باید جواب عدد اصلی باشه وگرنه هم قاعده خرابه و هم معنی نمیده:
تعداد درخت ها چند تاست؟
بیست و پنجم! ... -
تست قرابتSara_R
دوستان عبارت رو شرح می دم که ابهامتون برطرف شه.
گردن کشانه: شبیه گردنکشی. یعنی از روی خودخواهی و غرور.
لب گشودن: حرف زدن.
ساده شده عبارت: [خدایا] از اینکه در برابر دیگران با غرور از خودمان حرف بزنیم و به خودستایی بپردازیم، به تو پناه می آوریم.
یعنی به تو پناه می آوریم که کمکمون کنی که خودستایی نکنیم. پس نفی خودستایی واسه این عبارت درسته.مثل خیلی چیزای دینی دیگه که می گن برای نفی شون اول باید به خدا پناه ببری.
[البته مسئله چون حل شود آسان شود هم در نظر دادنم تاثیر گذار بود 😅] -
عدد در عربی@roghayeh-eftekhari در عدد در عربی گفته است:
یعنی میتونیم برای عدد مونث عدد مذکر استفاده کنیم؟
اینطور که قاعده بهم میریزهچه میدونم، از طراح بپرس. فقط میدونم غلط بودن گزینه های دیگه قطعی تر هست ... (مثل زیست شد که بین غلط و غلطتر باید انتخاب کنی!)
-
مفهوم@Mr-Wick
من باز هم می گم که اعتماد به نفس خودتو حفظ کن. بنداز گردن خستگی چشمان آخر شب 😁😁. اصلاً تست غیر استاندارد بود، تو به خودت نگیر 😉😜😅 -
عدد در عربی@roghayeh-eftekhari
بعله! با تشکر از معلمان عربی شهرستان بویین میاندشت! -
معنی۲@danial-hosseiny سلام و درود.
دیدم تاپیک و بیت قشنگیه. حیفم اومد الان (یعنی قبل رسیدن کنکور) ننویسم در موردش.
ایشالله که به درد صاحب تاپیک بخوره.
Nila YS
واسه معنی کردن به بیت قبلش نیاز داریم.آن واعظ روشن دل کو ذره به رقص آرد
بس نور که بفشاند او از سر این منبر
برخلاف اشعار حافظ که تقریباً هرجا حرف از واعظ میاد بعدش می خواد طعنه بزنه، مولوی کلمات واعظ و صوفی و ... رو با معانی دیگری و مثبت به کار میبره. که نباید با شعرای دیگه قاطی کنیم.
اینجا واعظ روشندل خداست. ذره هم به انسانها اشاره داره. رقص ذرات با فشاندن (گرفتن) نور، تمثیلی بسیار زیبا از یک صحنه توی طبیعت هست. دیدید وقتی باریکهای نور وارد اتاقی تاریک میشه ذراتی نمایان می شن که در حال رقصیدن هستند؟
جالبه بدونید اگر صبح هنگام طلوع آفتاب در باغ یا جنگلی همین باریکه نور رو ببینید، می بینید که این ذرات به سمت بالا (به سمت منبع نور) حرکت می کنند. که علمیش به خاطر جریان همرفتی هوای گرم هست.
و البته، از قرآن می دونیم که خدا خود نور است. دینی دوازدهم خوندید. و لطف خدا افشاندن بخشی از خودش (یعنی همان نور) به ما بوده. نورِ حضور. حضور (یعنی وجود ما) در عالم از نورِ خداست.شاباش زهی نوری، بر کوری هر کوری
کو روی نپوشاند زان پس که برارد سر
در ادامه بیت قبل اینجا گفته این نور چقدر خوب هست. و خوشا به حال کسی که با این نور، با گرفتن این نور، یعنی با حضور خدا، بینا بشه. خوشا به حال کسی که چشمان نابینایش با این نور بینا بشه. چشمان تن نه، چشمان دل. چشمان دلی که با نور خدا (=حضور خدا) بینا و آگاه شده. (و مصرع ۲ میگه:) که اگر بینایی چشمان دل اتفاق افتاد، دیگر از بین نمی رود (دیگر روی نمی پوشاند). که این نور وقتی تابید و بینایی و آگاهی را به وجود آورد دیگر خاموش نمی شود. چون این نور (حضور خدا در دل) به خواست خود خدا بوده. از کجای مصرع ۲ فهمیدم به خواست خودش بوده؟ از این مصرع نفهمیدم. از بیت قبل فهمیدم که گفتیم خدا خودش به افشاندن نور هوشیاری پرداخت.هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
[یا شاید بشه گفت «به نور»!] -
ماهیچه صاف در مخاط@first
همونطور که گفتند، بله هست. اگر نقشش رو هم بدونید به دردتون میخوره بگم که [خارج از کتاب:] نحوه خاص انقباض همین لایه نازک ماهیچه صاف هست که باعث میشه روده پستی و بلندی ها (چین های حلقوی) رو به وجود بیاره. -
زیست دهم ف5سروش قادری

کپسول کلیه (سبز) از بافت پیوندی (بنفش) متراکم (قرمز) ساخته شده. البته قرار نیست تو کنکور بیاد ... -
تست اعصابسپاس
@Ariana-Ariana
@First
@sania-Andiravan
نیک آیین سعادت پور -
دیواره نخستین و پسین...🤔؟hamed bagheri 0
نکته شماره ۲ای که حامد جان اشاره کردند به نظرم کافی هست واسه تموم شدن بحث و تاپیک. چرا؟ خب با توجه به اینکه کتاب ۹۷ به ۹۸ نظرش رو در مورد تک لایه بودن دیواره نخستین تغییر داده، @sara-83 این احتمال کاملاً وجود داره که این تست واسه کتاب مربوط به یکسال قبل بوده و مولفان خیلی سبز فرصت نکردند ویرایش کنند برای چاپ ۹۸ یا این یه مورد از این یه تست (تو کتاب به این بزرگی و مخصوصاً با تغییرات زیادی که کتاب ۹۸ داشت) از زیر دستشون در رفته.
خلاصه اینکه این تست با توجه به کتاب ۹۷ که واسه دیواره نخستین «چند لایه» رو یه اشاره ریزی کرده بود، یه جورایی قابل توجیه و حل هست. ولی واسه کتاب ۹۸ دیگه نیست. ما میتونیم فرض کنیم این یه مورد یدونه اشتباه تو کتاب خیلی سبز بوده، پیش میاد بالاخره و آسمون هم به زمین نمیاد اگه اینجوری فرض کنیم و بگذریم ازش.
زیاد کشش ندید، رد شین برین بخدا مباحث مهمتر واسه خوندن و تست و بحث کردن هست! -
کدون پایانhamed bagheri 0
البته داداش دنا یوراسیل نداردا، آخر شبی واتسون و کریک تو گور لرزیدند از محتوای این تاپیک 😂 -
میخوام آیلتس بخونم@haniehno
من که آیلتس ندادم (همین اول بگم که ازم نمره نخواید 😅😉) ولی می دونم که توی یک هفته یه چیز خیلی مفید هست. اونم بررسی موضوعاتی که معمول طرح میشن. جایی خوندم که:
Education
Environment
Sports
Food
Technology
Society
Work
Family
موضوعات پرتکرار هستن. لیست زیر هم که جزئی تره هست:
Health
Culture
Government
Business & advertising
Travel and transport
Crime and punishment
Buildings
The future
Reading
Art
Hobbies – include music, movies
حالا با اینها توی یک هفته چیکار میشه کرد؟ میتونی از خودت تست اسپیکینگ بگیری و بعد در طول تست متوجه میشی که بعضی از وکب مربوط به فلان موضوع که کاربردی هست رو یادت رفته و میتونی کتاب های وکب موضوعی رو مرور کنی .همچنین بدیهیه که برای رایتینگ توی همه موضوعات بالا به یک سطح قوی نیستی و میشه برای مشکل دار ها در این هفته وقت گذاشت.
واقعاً مباحث مهم (توی هیچ امتحانی) وجود نداره اما مباحث معمول هستند که باید بهشون توجه کرد و اگر در هرکدوم از موضوعات معمول و پرتکرار (لیست بالا) ضعیفتر باشی، قطعاً ارزش داره که این هفته براش وقت بزاری.
-
عدد در عربی@roghayeh-eftekhari
نه چون وسطش «واو» گرفته. «اربع عشر» داریم. -
غماز آینه-ممتازی زنگار(معنی بیت)Kit Cat
پاسخ رو کامل و صحیح atena abolhasani فرمودند، من فقط می خوام چند تا نکته اضافه کنم که اون معنیای که کردند رو بهتر درک کنید.
اول اینکه مهمترین چیز از نظر عارفان و در اشعار عارفانه «دل» هست (چون عارفان اعتقاد دارند با استفاده از دل میشه اسرار و حقایق عالم رو فهمید نه ابزار دیگه ای مثل عقل و ...)، استعاره های رایج دل رو بهتره بدونیم که توی خیلی شعرا کمک میکنه. «جام جم»، «جام می»، «آینه سکندر» و «آینه». دوتای اولی هردو دلیلی داره که استعاره از دل محسوب میشه. جم مخفف جمشید هست و ما داستان هایی قدیمی داریم که جمشید با نگاه کردن به جام شرابش میتونست بخش های مختلف قلمرو تحت فرمانش رو ببینه و از احوالش مطلع بشه. واسه همین جام می در اشعار عارفانه معنی لفظی شراب و ... نمیده بلکه استعاره از دل آگاه عارف هست.
همچنین، داستان هایی داریم از اینکه اسکندر اولین بار مخترع آینه بوده و با قرار دادن آینهای در فانوس دریایی اسکندریه [گوگل کنید جای قشنگیه!] میتونست با نگاه کردن در اون آینه همه دنیا رو ببینه. پس آینه سکندر و آینه رو هم بسیار استعاره از دل آگاه به کار میبرند.
مورد دوم و مهمتر اینکه، هر دلی دل نیست! دل باید پاک باشه تا واقعاً نشان دهنده حقیقت ها بشه نه در بند گناه و غم دنیا و کلاً هرچه غیر از خدا. هر دو نکته رو که توضیح دادم اینجا ببین از حافظ:
چشم آلودهنظر از رخ جانان دور است / بر رخ او نظر از آینهٔ پاک انداز