S.daniyal hosseiny در ادبیات گفته است:
S.a.b.a
در هر صورت، را وقتی فک اضافه نیست و رای مفعولی هم نمیتونه باشه، فک اضافهست (در حد و اندازهٔ دروس دبیرستان).
اون دو واژهٔ آخر رو اشتباه نوشتم. «حرف اضافه»ست.
S.daniyal hosseiny در ادبیات گفته است:
S.a.b.a
در هر صورت، را وقتی فک اضافه نیست و رای مفعولی هم نمیتونه باشه، فک اضافهست (در حد و اندازهٔ دروس دبیرستان).
اون دو واژهٔ آخر رو اشتباه نوشتم. «حرف اضافه»ست.
S.a.b.a
را رای حرف اضافهست.
به صورت سادهتر برای تبدیل و ساده کردن اینطور میشه توضیح داد:
گمان مبر که مرا درد این جهان باشد.
گمان مبر که برای من درد این جهان باشد
گمان مبر که درد این جهان برای من باشد.
گمان مبر که برای من درد این جهان وجود داشته باشد.
گمان مبر که درد این جهان برای من وجود داشته باشد.
اما خطها و چینش کلمات خطهای دوم و سوم درستترن. صرفا باقیش رو نوشتم که مشخص بشه معنی چطور میشه.
در هر صورت، را وقتی فک اضافه نیست و رای مفعولی هم نمیتونه باشه، فک اضافهست (در حد و اندازهٔ دروس دبیرستان).
S.daniyal hosseiny در ادبیات گفته است:
S.a.b.a
خب اگر اینطور باشه پاسخ سؤال غلطه.
اما باز اگر مجددا بررسی بکنید چه بهتر.
چون توی مصرع دوم هم «من» وجود داره.
S.a.b.a
احیانا پیام بنده رو دیدین؟
Anzw 18
آره وقتی معنای همانند بده گاها ممکنه حرف اضافه بگیریم.
نه سؤال اینه که چرا «من» متممه.
Anzw 18
«چون» زمانی که معنای «هنگامی که» بده، قیده.
به عنوان حرف اضافه عمل نمیکنه.
حتی اگر به عنوان حرف اضافه هم عمل میکرد و حرف تو درست بود، تابوت متمم میشد و من مضاف الیه متمم.
S.a.b.a
خب اگر اینطور باشه پاسخ سؤال غلطه.
اما باز اگر مجددا بررسی بکنید چه بهتر.
چون توی مصرع دوم هم «من» وجود داره.
S.a.b.a
بیت اول یا مصراع اول؟
S.a.b.a
سلام.
من در مصرع سوم متممه.
نه مصرع اول...
@Map-Look قربانت ♥
Anzw 18 خواهش میکنم
سلام.
توی این تاپیک میخوام براتون کلهم اجمعین سجع رو آموزش بدم که دیگه نه من ترس این رو داشته باشم که بلدین یا نه، نه خودتون.
باید بگم که از یک جایی به بعدِ این معلومات مختص بچههای انسانیه. پس از همین الآن بگم. اگه میخواین بگین که ما که رشتهٔ فلانیم چرا باید اینا رو بخونیم، باید بدونین که همیشه دونستن بهتر از ندونستنه. همونطور که امسال توی آزمون نهایی بچهها سؤال سجع اومد و بچهها بلدش نبودن.
بریم سراغ توضیحات:
🔵 خود واژهٔ سجع به معنای آواز فاخته و قمریه.
🔵 به نثری که سجع داشته باشه، میگیم نثر مُسَجَّع یا آهنگین.
🔵 نثر آهنگین نثریه که مثل شعر از موسیقی و قافیه برخورداره. یعنی چی؟ نمونههاش رو توی کتاب با نثرهای سعدی زیاد دیدین.
«منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت»
ما سه نوع سجع داریم:
سجع مطرف، متوازی و متوازن.
(بچهها حواستون باشه کسی از بچههای تجربی و ریاضی انتظار نداره اسم سجعها رو بلد باشن. من فقط میخوام اینا رو با اسم و منظم یاد بگیرین تا قاطی نکنین. اینکه سجع رو بشناسین و تشخیص بدین عبارتی سجع داره مهمه. نه اینکه دقیقا اسمش رو هم بیان کنین)
توضیحات هرکدوم از سجعها:
🟢 سجع متوازی:
سجع متوازی زمانی اتفاق میوفته که کلمات سجع هم در وزن یکسان باشن و هم در قافیه (حروف پایانی)
(اگه براتون سواله که وزن چیه، مقدمات تاپیکی که من درمورد وزن دارم رو بخونین 👇🏻
https://forum.alaatv.com/post/2473397 )
مثلا:
باران رحمت بیحسابش همه را رسیده و خوان نعمت بیدریغش همهجا کشیده.

با توجه به عکس دقت کنین بچهها:
۱) پس دقیقا انگار با یک بیت شعر و درواقع دو مصرع مواجهیم. برای همین کلمات رو زیر هم نوشتم.
۲) توی این جملات «رحمت و نعمت»،«همهجا و همه را» و «کشیده و رسیده» سجع متوازی دارن.
۳) کلمات «خوان و باران» و «بیدریغش و بیحسابش» هم سجع دارن ولی سجع متوازی نه. (جلوتر متوجه میشین چه نوع سجعی دارن)
🟢 سجع مطرف:
سجع مطرف زمانی اتفاق میوفته که کلمات فقط از لحاظ حروف قافیه یکسان باشن و از لحاظ وزنی، وزن یکسانی نداشته باشن.
مثلا:
محبت را غایت نیست. از بهر آنکه محبوب را نهایت نیست.

با توجه به تصویر دقت کنین بچهها:
۱) «غایت و نهایت» سجع مطرف ایجاد کردن. چون وزنشون یکی نیست ولی حروف پایانیشون قافیه ایجاد میکنه.
۲) «نیست» مثل ردیف شعری عمل میکنه.
۳) عبارت «از بهر آنکه» در جملهٔ اصلی رو ننوشتم. چرا؟ چونکه قیده. لزومی نداره بنویسیمش. میخوایم سجع دو عبارت رو بررسی کنیم.
۴)«محبوب و محبت» هیچ سجعی ندارن.
🟢 سجع متوازن:
سجع متوازن زمانی اتفاق میوفته که کلمات وزنشون یکی باشه ولی حروف پایانی یکسانی نداشته باشن.
مثلا
گاه از دیدن خط مکتوب مُنتعش و گاه از ندیدن روی مطلوب مُشتعل

با توجه به تصویر دقت کنین بچهها:
۱) کلمات «مشتعل و منتعش» و «خط و روی» دارای سجع متوازن هستن.
۲) کلمات «مطلوب و مکتوب» دارای سجع متوازی هستن.
این سه نوع سجع و تمام.
دیگه با دونستن این موارد، باید بتونین در مقابل نثرهایی که چشمتون بهش میخوره، آمادهٔ پیدا کردن سجع باشین و سجع براتون چیز عجیب و دور از ذهنی نباشه.
میتونین به عنوان تمرین، سجعهای عبارت «منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت» رو توی کامنتای پست بنویسین.
موفق باشین ♥
دانش-آموزان-آلاء
دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
دوازدهم
یازدهم
دهم



نگاه که میکنم، سؤالی رو نیازی نیست که توضیح اضافهتر بدم. اما حتما به نمونه سؤالات نگاه کنید بچهها. آگاهی داشته باشید از اینکه با چی طرف خواهید بود بهتون کمک میکنه.
اگر سؤالی بود بپرسید بچهها
دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
دانش-آموزان-آلاء
یازدهم
دوازدهم
@H-O-S-S-E-I-N
متوجهم. اما خب این نگرانی هم در بچهها به وجود میاد. ترجیح دادم گوشزد کنم.
@H-O-S-S-E-I-N
عذر میخوام اما توضیحات استاد در زمینهٔ تقطیع و وزن در شب امتحانی نه تنها کمکی نمیکنه بلکه همه رو گیج میکنه. ♥🤝🏻
Maaah خواهش میکنم ♥





توضیحاتی که احساس میکنم نیازه بگم:
سؤال ۱۵) -
سؤال ۱۶) برای مورد ب اگر کنایه رو هم نوشته باشید و مصحح باانصاف باشه میتونه نمره رو بهتون اختصاص بده. علاوه بر اینکه این پاسخنامه هم درحال حاضر پاسخنامهٔ قطعی آزمون نیست و ممکنه کنایه هم به این پاسخنامه اضافه بشه.
سؤال ۱۷) اصلا صورت سؤال داره تقلب میده. آرایهٔ بارز حماسه جز اغراق چیه؟!
سؤال ۱۸) -
سؤال ۱۹) -
سؤال ۲٠) -
سؤال ۲۱) بخایید دندان به دادن کین یعنی با دندان نفرت جوید. با کنایه بخوایم بگیم، یعنی از طرف نفرتزده شد.
از فرط هیجان لُکّه دویدن... لُکّه دویدن جوریه که نه میدوی نه قدم میزنی. یک جور شوق و ذوقی داخلش هست. تند راه رفتن رو میگن.
سؤال ۲۲) صبح این مطلب رو به بچهها توضیح دادم. هستم و مستم در صورت سؤال قافیهست. پس قالب مثنویه. یکی از بچهها گفت خب ممکنه بیت اول یک غزل باشه. حرف درستیه. اما صورت سؤال چهار کلمهٔ مهم داره. «لیلی و مجنون» و «داستان منظوم». حتی اگر ندونید کل لیلی و مجنون مثنویه، اینکه بدونید با داستان منظوم طرفید، به قطع با مثنوی طرفید. بهترین و درستترین قالب برای داستانهای بلند نوشتن مثنویه. با قالبهای دیگه به هیچ وجه نمیشه داستان طولانی نوشت. دلیلش هم مشخصه. تمام شدن قافیه.
پس سر امتحان مهمتر از هرچیز دیگه اینه که حواس جمع باشین.
سؤال ۲۳)«حضور سنگین». «جواب تلخ».
سؤال ۲۴) -
سؤال ۲۵) -
سؤال ۲۶) -
سؤال ۲۷) عذرخواهم ولی قسمت الفش واقعا وحشیه =))))
و باقی قسمتا آنچنان عجیب نیستن. خصوصا که اگر وزن اشعار رو بشناسید، کما اینکه من قبلا هم تاپیکش رو زدم، به راحتترین شکل ممکن گزینهٔ جیم رو جواب میدین.
درنهایت به عقیدهٔ من ۸ سؤال آسون، ۳ سؤال متوسط و ۲ سؤال سخت توی این قسمت وجود داره و این رو برای دوستانی مینویسم که بیخود و بیجهت استرس دارن!
سؤالی بود بپرسید بچهها
دانش-آموزان-آلاء
دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
یازدهم
دوازدهم



این سؤالات چون بیشتر جنبهٔ حفظ کردنی داره و نه تحلیلی و درواقع خود پاسخنامه برای پاسخ گرفتن کفایت میکنه، من خیلی توضیح خاصی ندارم. صرفا مطالبی که احساس کنم لازمه مرور کنم براتون رو بازگو میکنم.
سؤال ۱) حواستون به تیپ سؤال باشه بچهها. من خودم اول موقع خوندن فکر کردم باید در حد عبارت دو کلمه پیدا کنم که ترادف معنایی دارن.
سؤال ۲) گَشَن معنی فلح، نر هم میده ولی اینجا معنی انبوه داره.
سؤال ۳) -
سؤال ۴) حواستون هم باشه که سَباحت یعنی شنا کردن
سؤال ۵) حواستون باشه که مُهْمَل یعنی حرف پوچ و بیارزش، اراجیف... که اصلا شکل خوندنش هم با مَحمِل فرق داره.
اینم بگم که به صفیر هم دقت کنید. صفیر یعنی آواز و بانگ، سفیر یعنی رسول و فرستاده.
سؤال ۶) تفاوت زهاب و ذهاب رو هم در نظر داشته باشین. ذهاب یعنی رفتن.
سؤال ۷) اینجا محضر یعنی «استشهادنامه». درحال حاضر دچار تحول معنایی شده. پس برای همین با «اختلاف» اتفاق یکسانی داره.
سؤال ۸) اصلا صفت بیانی چیه؟!
صفت بیانی صفتیه که چگونگی، حالت، فاعلی یا مفعولی بودن یک اسم رو برای ما توضیح میده که چند شکل داره:
صفت ساده: مثل خوب، مهربان، آسوده و...
صفت فاعلی:
فاعلیها از ترکیب بن مضارع افعال با پسوندهایی مثل «ـَنده، گار، گر، ار، ان و...» ساخته میشه. مثل چی؟
آفریدگار، بیننده، گوینده، کارگر و الی آخر...
صفت مفعولی:
این دفعه رو بن ماضی رو داریم و به آخرش «ـه» اضافه میکنیم. مثل چی؟
نوشته، گفته، پخته، سوخته و الی آخر...
صفت نسبی:
وقتی به کار میره که چیزی رو به کسی نسبت بدیم. معمولا هم اسامی و ضمایر با پسوندهای «ان، گان، یان، ی و...» ترکیب میشن. مثل چی؟
ایرانی، سیاهی، نامی، قربانی و الی آخر...
الآن توی مثالای بالا، اینجوری میشه:
منسوب به ایران
منسوب به سیاه
منسوب به نام
منسوب به قربان
صفت لیاقت:
لیاقت هم وقتیه که داریم به چیزی لیاقت چیزی رو اطلاق میکنیم. معمولا با همون «ی» به کار میره. یه طورایی، انگار داریم لیاقت رو بهش نسبت میدیم! مثل چی؟
خوردنی، دیدنی، بوسیدنی، بوئیدنی و الی آخر...
حالا برگردیم به سؤال!
یک رو ببینید:
سحرزاد
زخمدار
جهانآفرین
نیلیپوش
به سه تای آخری میگیم صفت مرخم. یعنی چی؟ مرخم یعنی دمبریده.
اینا در اصل صفت فاعلی بودن. به این شکل:
زخمدارنده
جهانآفریننده
نیلیپوشنده
و اون آخرشون حذف شده. پس اینا یه نوع صفتن و سحرزاد جوابه.
و توی مورد ب
ایرانی
کبریایی
شکاری
صفت نسبی هستن.
درحالی که قطعا نورانی به معنی منسوب به نوران نیست.
سؤال ۹) -
سؤال ۱٠) -
سؤال ۱۱) -
سؤال ۱۲) الف) صادقانه بخوام بگم خود من سر جلسه اگه با این سؤال مواجه بشم درود میفرستم بر اموات طراح. چونکه اصلا مشخص نیست دقیقا داره چی میپرسه و چی میخواد! بگذریم...
ب) واو وا ربطه.
زره لخت لخت است و قبا چاک چاک است.
ج) -
سؤال ۱۳) -
سؤال ۱۴) -
آسون یا سخت بودن سؤالا رو میخواستم مشخص کنم که الکی دلتون نلرزه از سؤالا.
ولی خب به نظزم توی قلمروی زبانی و املا سختی و آسونی مشخص کردن غلطه. چونکه بسته به حفظیاتتونه و ممکنه از مطالعه و دانش مطالعاتی بیاد. اما سر دو قلمروی بعدی مشخص میکنم...
اگر سؤالی بود بپرسید.
یازدهم
دوازدهم
دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
msoq sharif در معطوف، یک نقش طبعی! گفته است:
مثلا:
ماموران شهربانی و آشنایان کوچه و خیابان به پدرم تبریک میگفتن
نمیدونم دقیقا چه چیزی رو باید توضیح بدم چون خودت عملا همهچیز رو گفتی...
اما به هر حال، کلمهٔ آشنایان بعد از واو عطفی اومده که مرتبط با ترکیب شهربانی هستش.
مأموران شهربانی و آشنایان...
پس معطوف میشه به نهاد.
حالا خیابان بعد از واو عطفی اومده که بعد از مضاف الیهه.
آشنایان کوچه و خیابان
خیابان نقشش با کوچه که مضاف الیه باشه یکیه.
از لحاظ معنا هم، میشه اینجور صحبت کرد که مأموران و آشنایان شخصن. اما خیابان شخص نیست. به قطع اگر نقش ماموران و خیابان رو یکی بگیریم خودمون هم به حرکتی که زدیم میخندیم...
خیابان به پدرم تبریک میگفت (میگفتند)
حالا چرا آشنایان هم با اینکه بعد از شهربانی اومده باز نقشش رو با مأموران یکی میگیریم نه با شهربانی؟
چون اینجا بحث گروههای اسمی مطرح میشه.
مأموران شهربانی معنی میده. ولی مأمورانِ آشنایان معنای درستی توی جمله نداره.
و از طرفی
آشنایان کوچه
آشنایان خیابان
هر دو معنی میدن...
msoq sharif
احتمال داره که سر و کله رو مجاز از کل وجود گرفته باشن و عبارت رو اینجوری در نظر گرفته باشن که کل وجودش پیدا شد!
که خب درواقع برخورد عجیبی با جملهست =)))
اما تفاوت کنایه و مجاز توضیحش سخته چون شما علاقههای مجاز رو نمیدونید و نیازی هم نیست که بدونید.
صرفا این رو به این شکل فعلا از من قبول کنید که کنایه دو معنی دور و نزدیک داره ولی مجاز فقط یک معنی مجازی و دور داره که همون درسته.