قرابت/ بازگشت به اصل پیش
-
@خانوم-وكيل نه دقیق
توضیح بدین -
Mahhh
مفهوم صورت سوالو كه توي كادر بالا توضيح داده
گزينه ١ : عشق رو به دريا تشبيه كرده در واقع درياي عشق اضافه ي تشبيهيه
و اگه اشتباه نكنم داره به اشك اشاره ميكنه كه از دل برمياد و به درياي عشق الهي متصل ميشه
ميدوني كه خاستگاه قطره درياست و تلاش ميكنه به وحدت برسه و به دريا برگرده
اينجا هم ميگه دل قطره اي ميشه كه قراره به درياي عشق الهي متصل شه
خب مفهوم صورت سوال هم همينه
گزينه دو مفهومش با بازگشت به اصل فرق داره
داره ميگه يه چيزي تغيير ميكنه ( به خاطر حقيقت برتري كه ديده ) و ديگه حاضر نيست به حالت قبلش برگرده
گزينه ٣ : دقيقا نميدونم چي بوده كه از دريا برگشته ساحل كه طرف كيفش كوك شده ولي هر چي هست واضحه ارتباطي با كل شي يرجع الي اصله نداره
گزينه ٤ : در نكوهش از دست دادن اصالته ميگه بايد اصل يا به قول خودمون رگ و ريشه داشته باشي . مثلا اون ادمي كه ايراني بودن يا مسلمان بودن خودشو به راحتي با ديدن چارتا ادم فراموش ميكنه و كنار ميذاره اون اصالتشو حفظ نكرده و اين بيت داره نكوهش ميكنه اين افرادو
اين از سوال١٣ -
سوال ١٤
اين برعكس قبلي گفته كدوم تناسب نداره
گزينه ١ ميگه خاستگاه ماهي درياس اگه از اونجا دورش كنيم مثلا بندارزيمش تو صحرا تمام تلاششو ميكنه برگرده جايي كه بود ( هركسي كاو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش )
گزينه ٢ :
كافيه به عبارت به اصل باز شود فرع توجه كنين . كل شي يرجع الي اصله دقيقا همينه كه هر فرعي به اصل برميگرده . اين يه جورايي كليد واژه اش هست (البته مفهومشم بايد همون باشه صرف كلمه اصل و فرع ممكنه اين مفهومو نداشته باشه)
گزينه ٣ :
به مصرع دوم دقت كنين دقيقا همون مفهوم بالاس. باز شود جزو بي گمان به سوي كل دقيقا معادل به اصل باز شود فرع توي مصرع قبليه. چه بگيم جزء به كل بزميگرده چه بگيم فرع به اصل برميگرده جفتش يكيه
گزينه ٤ :
معنيشو دقت كنين ميگه حريص نباش سير نميشي هرچقدرم به دست بياري هركسي كه تو اين دنيا اومد با احساس نياز اومد و هركسي هم رفت بازهمين حس رفت . دنيا جايي نيست كه تو بخواي به همه ي خواسته هاي ماديت برسي اونقدري كه اقناع شي . متوجهين كلا مفهومش يه چيز ديگه اس -
Mahhh
در مورد سوال ١٥
ما زگردون سوي مادون امديم باز ما را سوي گردون بركشيد
مادون يعني يه چيز پست تر
مادون قرمز شنيدين؟ يعني فروسرخ
اينجا اشاره به دنيا داره كه پست تر از عالم بالاس
گردون هم همون فلكه يا چرخ
مجاز از اسمان اشاره داره به عالم بالا
مشخص شد ديگه منظورش چيه
ما ز بالاييم و بالا ميرويم ... -
سوال ١٦ :
اميدوارم اشتباه نكرده باشم كه گزينه ي دو ميشه
گزينه يك ميگه جسم كه مال اينجاس تو رو به خشكي ميكشونه چون اصلِ جسم همين دنياس تهشم تبديل به خاك ميشه به همون اصلش برميگرده ولي حقيقت روح تو رو به سمت درياي عالم بالا ميكشونه . ما ز درياييم و دريا ميرويم
يه كم از اين موضوع تست بزنين مفاهيم مشترك دستتون مياد
گزينه دو دقيقا داره مفهوم مقابل صورت سوالو ميگه سوال ميگه هر فرعي به اصلش برميگرده ولي اين داره ميگه اصل ها ميرن سراغ فرع ها مثل مادري كه اصله و خودش ميره سراغ فرزندش
گزينه سه دقيقا مفهوم گزينه يكو ميگه، جسم اصلش چيزي بيش از اب و گل نيست و ادمو در همين حد محبوس ميكنه ولي دل ادمو به عالم معنا ، عالم اهالي دل ميكشونه كه اصلشه
گزينه چهار بازم مويّد يك و سه هست ميگه تمايل جان و روح اينه كه به عالم بالا و عالم معنا پر بكشه اما توجه به جسم ادمو با همچين روح رباني اي مشغول زمين و در چنگال اون حبس ميكنه -
سوال ١٧ به نظرم گزينه ٤ ميشه
صورت سوال كه مشخصه قبلا توضيح دادم
گزينه ١ : ميگه گوهر پاك (استعاره از دل و روح و جان) كجا و عالم خاك(استعاره از جسم خاكي) كجا
ميگه بارتونو جمع كنيد بريد عالم بالا اينجا چي كار ميكنيد اصلتون اونجاس
گزينه ٢ : ميگه من بلبلم جام بستان سراي عشقه تو اين سراي ماتم چي كار دارم ميكنم؟ جاي من اينجا نيست اين اصل من نيست
گزينه ٣ : بازم ميگه اينجا چه غلطي ميكني 😂 جاي تو اينجا نيست از عرش دارن صدات ميزنن توي دام دنيا نمون كه حق تو اين نيست
تا اينجا هر سه يه چيزو ميگفتن
اما گزينه ٤ ميگه : يك شعله هرچقدر هم بزرگ باشه اصلش يه شرر بيشتر نيست
دقيق و واضح اينو نميتونم باز كنم ولي تقريبا ميگه ظاهرش غلط اندازه خيلي گنده اش نكن اصل اين اتيش يه شرر بيشتر نيست
گزينه هاي قبلي ميگفت حواست باشه تو اين چيزي كه اينجا ميبيني نيستي ولي اين گزينه ميگه بزرگش نكن دقيقا عكس قبليا -
Mahhh
مفهوم صورت سوالو كه توي كادر بالا توضيح داده
گزينه ١ : عشق رو به دريا تشبيه كرده در واقع درياي عشق اضافه ي تشبيهيه
و اگه اشتباه نكنم داره به اشك اشاره ميكنه كه از دل برمياد و به درياي عشق الهي متصل ميشه
ميدوني كه خاستگاه قطره درياست و تلاش ميكنه به وحدت برسه و به دريا برگرده
اينجا هم ميگه دل قطره اي ميشه كه قراره به درياي عشق الهي متصل شه
خب مفهوم صورت سوال هم همينه
گزينه دو مفهومش با بازگشت به اصل فرق داره
داره ميگه يه چيزي تغيير ميكنه ( به خاطر حقيقت برتري كه ديده ) و ديگه حاضر نيست به حالت قبلش برگرده
گزينه ٣ : دقيقا نميدونم چي بوده كه از دريا برگشته ساحل كه طرف كيفش كوك شده ولي هر چي هست واضحه ارتباطي با كل شي يرجع الي اصله نداره
گزينه ٤ : در نكوهش از دست دادن اصالته ميگه بايد اصل يا به قول خودمون رگ و ريشه داشته باشي . مثلا اون ادمي كه ايراني بودن يا مسلمان بودن خودشو به راحتي با ديدن چارتا ادم فراموش ميكنه و كنار ميذاره اون اصالتشو حفظ نكرده و اين بيت داره نكوهش ميكنه اين افرادو
اين از سوال١٣@خانوم-وكيل
ممنونم عالی بود👌👌❤🌹







