-
اهان.پس خداروشکر بیدارن ولی دارن درس میخونن..
-
با این وجود همه روزه هستن.شکرر
-
بلع مثلا خودم الان یه دستم موبایله یه دستمم قلم یه چشمم پیشه کتابه یکیشم پیش مداد


-
چ جالب..تمرکز ندارم اینجوری اونوقت
-
در کل انجمن واسه اوقات استراحتمونه یا مثلا وقتی میخوایم انرژی بگیریم میایم طرفش و بعد شروع میکنیم به درس خوندن واس من که اینطوریه
-
در کل انجمن واسه اوقات استراحتمونه یا مثلا وقتی میخوایم انرژی بگیریم میایم طرفش و بعد شروع میکنیم به درس خوندن واس من که اینطوریه
ramses kabir تا بحال اینطوری بهش نگاه نکردم..ولی من اگه اومدم انجمن ینی کمی از درس فاصله گرفتم..
-
چرا در حالی ب سر میبرم ک ن میدانم چند شنبس ن میدانم چ تاریخیه امروز ن میدانم چند رمضانه؟!..ن از تعداد مبتلایان ب کرونا خبر دارم ن از ...همینطور بیخبری ادامه دارد
-
آدم هر چه قدر از دنیای اطرافش بیخبر تر باشه بیشتر سرش تو لاکه خودشه اینطوری کلا به صرفه تره
-
شاید..اما بعضی وقتا اینقدر بیخبری هم خوب نیس ..انگار از ی جای دیگه اومدی..اطرافیان قبولت نمیکنند..
-
شاید..اما بعضی وقتا اینقدر بیخبری هم خوب نیس ..انگار از ی جای دیگه اومدی..اطرافیان قبولت نمیکنند..
کوثر جلالی من کلا نظر آدمای دورو برم واسم مهم نیست
بذار دلیلشم با یه داستان واست توضیح بدم
میگن یه کوه باشکوه و عظیمی بود که تو اون کوه یه عقاب اونجا زندگی میکرد. تو لونه ی عقابه ۴ تا دونه تخم بزرگ عقاب بود.یه روز زمین لرزه ای اومد و باعث لرزش صخره ها و سر خوردن یکی از اون تخما به سمت پایین کوه شد.تخم عقاب داخل مزرعه ی مرغ ها و خروسا افتاد.مزرعه هم دقیقا پایین کوه بود. باتوجه به غریزه ای که مرغ و خروسا داشتن میدونستن که باید از تخمه مراقبت کنن . پس واسه همین یکی از مرغ های مسن و قدیمی مزرعه داوطلب نگهداری از تخم بزرگ شد.
تخم شکست و یه جوجه عقاب زیبا از داخلش اومد بیرون . با تولد جوجه عقاب این حس که یه جوجه مرغه بهش تلقین شد. خیلی زود عقاب باور کرد که هیچ چیزی بیشتر از بقیه نداره و اون هم مثل سایرین فقط یه مرغه.عقاب خونه و خونواده اش رو دوس داشت اما روح اون چیزی بیشتر از جایی بود که داخلش قرار داشت. روزی وقتی که با سایر دوستان مرغیش داشت در مزرعه بازی میکرد. یک دفعه به آسمون نگاه کرد و متوجه یک گروه عقاب تو اسمون شد.عقاب فریادی بلند زد و اشکی در چشماش جاری شد و آرزو کرد که کاش میتونست مثل اونا تو اسمون اوج بگیره.یکی از مرغها که حرف اونو شنید خندید و گفت:《تو نمیتونی با اونا پرواز کنی،تو یه مرغی و مرغها نمیتونن تو آسمون اوج بگیرن و پرواز کنن》
عقاب همچنان به افق خیره شده بود و پرواز عقاب ها رو تماشا میکرد. خانواده واقعی اون اون بالا بودن و اون آرزو میکرد که کاش میتونست با اونا باشه. هر وقت که رویای عقاب قصه ی ما اونو وسوسه میکرد که اوج بگیره،ولی اون با خودش میگفت که اینکار شدنی نیست،فراموشش کن تو یه مرغی و مرغ ها نمیتونن پرواز کنن. بعد از مدتی طولانی زندگی به عنوان یه مرغ،عقاب مانند یک مرغ مرد و از دنیا رفت.
دانش-آموزان-آلاء -
کوثر جلالی من کلا نظر آدمای دورو برم واسم مهم نیست
بذار دلیلشم با یه داستان واست توضیح بدم
میگن یه کوه باشکوه و عظیمی بود که تو اون کوه یه عقاب اونجا زندگی میکرد. تو لونه ی عقابه ۴ تا دونه تخم بزرگ عقاب بود.یه روز زمین لرزه ای اومد و باعث لرزش صخره ها و سر خوردن یکی از اون تخما به سمت پایین کوه شد.تخم عقاب داخل مزرعه ی مرغ ها و خروسا افتاد.مزرعه هم دقیقا پایین کوه بود. باتوجه به غریزه ای که مرغ و خروسا داشتن میدونستن که باید از تخمه مراقبت کنن . پس واسه همین یکی از مرغ های مسن و قدیمی مزرعه داوطلب نگهداری از تخم بزرگ شد.
تخم شکست و یه جوجه عقاب زیبا از داخلش اومد بیرون . با تولد جوجه عقاب این حس که یه جوجه مرغه بهش تلقین شد. خیلی زود عقاب باور کرد که هیچ چیزی بیشتر از بقیه نداره و اون هم مثل سایرین فقط یه مرغه.عقاب خونه و خونواده اش رو دوس داشت اما روح اون چیزی بیشتر از جایی بود که داخلش قرار داشت. روزی وقتی که با سایر دوستان مرغیش داشت در مزرعه بازی میکرد. یک دفعه به آسمون نگاه کرد و متوجه یک گروه عقاب تو اسمون شد.عقاب فریادی بلند زد و اشکی در چشماش جاری شد و آرزو کرد که کاش میتونست مثل اونا تو اسمون اوج بگیره.یکی از مرغها که حرف اونو شنید خندید و گفت:《تو نمیتونی با اونا پرواز کنی،تو یه مرغی و مرغها نمیتونن تو آسمون اوج بگیرن و پرواز کنن》
عقاب همچنان به افق خیره شده بود و پرواز عقاب ها رو تماشا میکرد. خانواده واقعی اون اون بالا بودن و اون آرزو میکرد که کاش میتونست با اونا باشه. هر وقت که رویای عقاب قصه ی ما اونو وسوسه میکرد که اوج بگیره،ولی اون با خودش میگفت که اینکار شدنی نیست،فراموشش کن تو یه مرغی و مرغ ها نمیتونن پرواز کنن. بعد از مدتی طولانی زندگی به عنوان یه مرغ،عقاب مانند یک مرغ مرد و از دنیا رفت.
دانش-آموزان-آلاءramses kabir چقدر دردناک..باور انسان چیزیه ک جهت میده ب زندگیش..اینطور فهمیدم..والبته چیزای دیگه..مرسی
-
چه خوش صبحی دمید امشب...
️
-
اگر ما به حرف مرغ های اطرافمون گوش بدیم مثل اونا زندگی میکنیم و مثل اونا میمیریم . ولی درصورتی که توی وجود همه ی ما یه عقابی هست.
-
اگر ما به حرف مرغ های اطرافمون گوش بدیم مثل اونا زندگی میکنیم و مثل اونا میمیریم . ولی درصورتی که توی وجود همه ی ما یه عقابی هست.
ramses kabir درسته.قبول دارم...
-
ramses kabir درسته.قبول دارم...
کوثر جلالی هیچ وقت حرف بقیه واسم اونقدر مهم نبود ک دست از ارزشهام بردارم..شاید کم میاوردم بیخیال میشدم اما میدونستم هنوز برام ارزشه و ی روز حتما برمیگردم و دنبالش میکنم..بعضی جاها شاید مخالفت اطرافیان انگیزمو بیشتر میکرد..
-
من خودم شخصه کتاب زیاد میخونم و پیشنهاد میدم که حتما کتاب های مستر دارن هاردی رو مطالعه کنید که فوق العادن و ادمو به حدی وصف نشدنی به زندگی امید وار تر میکنن که قابل تصور نیست مخصوصا کتابایی مثل اثر مرکب و امسال تکرار نخواهد شد
-
من خودم شخصه کتاب زیاد میخونم و پیشنهاد میدم که حتما کتاب های مستر دارن هاردی رو مطالعه کنید که فوق العادن و ادمو به حدی وصف نشدنی به زندگی امید وار تر میکنن که قابل تصور نیست مخصوصا کتابایی مثل اثر مرکب و امسال تکرار نخواهد شد
ramses kabir مرسی از پیشنهادتون..
-
این داستان رو هم از کتاب امسال تکرار نخواهد شد اقتباس کردم
-
کتاب خودت باش دختر را تصمیم دارم بگیرمم..خلاصه اهل مطالعه هستم اما کنکور فعلا مجال نمیده..امیدوارم بعد کنکور ی سبد خرید بردارم و کلی کتاب بگیرم بخونم..
-
کتاب خودت باش دختر را تصمیم دارم بگیرمم..خلاصه اهل مطالعه هستم اما کنکور فعلا مجال نمیده..امیدوارم بعد کنکور ی سبد خرید بردارم و کلی کتاب بگیرم بخونم..
کوثر جلالی موفق باشید


به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام ...اینجا از هرچی اذیتتون میکنه بگید وبزارین تخلیه شین...از موانع درس خوندنتون بگید تاباهم براش راه حل پیداکنیم....برعکس از خوشحالی هاتون هم بگید...از چیز هایی بگید که باعث شده باعلاقه وقتتون رو صرف مطالعه کنید...موفق باشید وامیدوارم تاروز کنکور کلی اتفاقای خوب براتون بیفته که شمارو به سمت پیروزی ببره...
رعایت قوانین تاپیک برای همه الزامی می باشد
بحث سیاسی، اعتقادی و تنش زا ممنوع
پرسیدن سوال درسی و مشاوره ای ممنوع
پرهیز از توهین و بی احترامی و استفاده از الفاظ نامناسب
پرهیز از قرار دادن متن ، آهنگ و... با محتوای نامناسب
مواظب شوخی هاتون باشید هر شوخی مناسب محیط انجمن نیست
همه ی گویش ها و زبان ها برای همه ما آلایی ها با ارزش هستند پس برای احترام به هم فقط فارسی صحبت کنید
سبز باشید و سربلند
سلااامممم
هممون گاهی عکس هایی رو میبینیم که شادی برای قلبمون به همراه دارن
گاهی بعضی عکسا یادآور یه خاطره خوبن
بعضی عکسا خنده روی لبمون میارن و بعضی اشک تو چشامون...
بعضی عکسا یادآور آدم هایی هستن که دوستشون داریم
بنظر عکسا روح دارن و حسشون به ما منتقل میشه...
بعضیاشون خیلی کیوت و با نمکن
بعضیاشون غمگینن
بعضیا بی حس و بی حالن
بعضیا خیلیی شادن
اینجا گالریِ عکسایی ک دوسشون داریم یا یه چیزی رو برامون زنده میکنن
دوست داشتین یه متن خوشگلم زیرش بنویسین..
دعوت میکنم از :
@دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
@بچه-های-تجربی-کنکور-1402
@بچه-های-تجربی-کنکور-1401
@ریاضیا @تجربیا @انسانیا
@بچه-های-تجربی-کنکور-1403 (شما یه سر کوچولو بزنین کافیه خوشحال میشیم)
و هر کس دیگه ای که دوست داره شرکت کنه
منتظر عکس های زیباتون هستم
بعضی وقتها حال آدم اونقدر بد میشه که حتی نمیدونه با چه کلماتی باید توصیفش کنه... دیشب من همینطور بودم اما وقتی چند آیه از قرآن خوندم دیدم واقعا بعضی آیاتش یه آرامش عجیبی به دل میدن
برای همین دوست دارم توی این تاپیک مجموعهای از همین جملات و محتواها بزاریم ، در صدرش آیههایی از قرآن که آرامشبخشن و همینطور فیلمها، عکسها یا جملههایی که میتونن حس خوبی منتقل کنن و آروممون کنن
اینجوری هر وقت حالمون بد شد بیایم اینجا سر بزنیم، بخونیم و ببینیم و حالمون یه کم بهتر بشه امیدوارم توی لحظههای سخت این کلمات و تصاویر بتونن پناه دلمون باشن
راستش بعد از موضوعِ «قشنگترین تعریف»، یهوقتایی میشد که یهچیزی رو میخواستم درونش بنویسم ولی میدیدم این یه «تعریف» نیست. برای همین تصمیم گرفتم این موضوع رو ایجاد کنم.
اینجا بیاین از لحظههاتون بنویسین. از یه «آن». از اون لحظهای که انگار همهچیز در بهجاترین شکل ممکن خودش بود. مثل اون لحظهای که دوتا قطعه رو جا میزنن و صدای جا رفتنش به جون آدم جلا میده. اینجا از اون لحظهای بنویسین که انگار دنیا حتی برای یکلحظه مال شما بود.
از یه خط چشم که امروز درست کشیدی، از اینکه امروز کیک پختی و خوشمزه شده، از اینکه امروز یه لایی تمیز کشیدی و ذوق خودتو کردی، از اینکه توی فیفا رو دستت نیست و امروز همه رو سوسک کردی بگیر، تا کارای گندهگنده، تا قبول شدن توی فلان آزمون و گرفتن گواهینامه و اومدن یه رفیق قدیمیِ مهاجرتکرده به ایران... و هزارتا اتفاق ریز و درشت دیگه.
دلم میخواد این موضوع «بوی امید» بده.
همین
سلام بچه ها
خوبین؟
مطمئنم که توی این سال از ChatGPT استفاده کردی. شاید برای تکالیف، شاید برای سوالات خفن یا شاید حتی برای دقایق خندهدار!
چند روزی هست chatgpt داره برای کاربرها یه پیام میده در مورد سال ۲۰۲۵ که به مرور برای کاربرها فعال میشه
نمیدونم برای شما هم فعال شده یا نه؟
از لینک زیر می تونی بهش دسترسی داشته باشی
https://www.chatgpt.com/?q=YourYearWithChatGPT
ببینید به شما چی میگه؟
از تجربه هاتون بگین و بگین برای چیا استفاده می کنید
اگه دوست داشتی اسکرین شات هم برامون بفرستید
خب با یه چالش خوب اومدم سراغتون
نفر اول ٬ %(#ff0000)[بیست حقیقت] از خودشو میگه و بعد ٬ نام کاربری کسی که میخوادو زیر پستش تگ میکنه .
من ( یا اگه خواست خودش ) به اون کاربر آدرس اینجا رو پ.خ میدیم و باخبرشون میکنیم که شما ازشون چی خواستین ؛ این به این معنیه که به گفتن بیست حقیقتِ خودش دعوت شده(البته امیدوارم تگا برای همه کار کنن )
پس اونم میاد و بیستای خودشو میگه و نام نفر بعدی رو زیر پستش میاره تا دوباره....
حـــــالا موضوع اصلی اینجـاست ؛ خیلیا شاید بگن.. بیست حقیقت از چی ؟
این بیست حقیقت میتونه راجب %(#0099ff)[خودتون] ٬ %(#e100ff)[اعتقاداتتون] به %(#00ccff)[موضوعات مختلف] ٬ %(#9900ff)[علاقتون به جایی]٬ کسی ٬ انجام کاری ٬ چیزی یا شایدم %(#00ff09)[استعدادا و طـــرز فکرو]...... باشه ! در کل چیزایی که فکر میکنید جالبه بقیه راجبتون بدونن....درسته اولش شاید آسون نباشه ٬ اما خوب میشه یه نگاهی به نکته ها وچیزایی که از خودمون میدونیم بندازیم.
**اگه بیشتر از یه بار دعوت شدین میتونین بیستای دیگه بنویسین ( که یکم سخته ) یا فقطـــ بیاین و اسم کاربری رو که میخواین بنویسین یا اصلا کلا کاری نکنین
پس همتون بیست حقیقتِ خودتونو آماده کنین که شاید شما هم به رو کردنش دعوت بشین !
خب به عنوان نفر اول دعوت میکنم از آدمین هامون خب هر کدوم خواستید تشوریف بیارید
@alireza_ysf75 @فااطمه @بهاره @M.an
اخراج نشوم صلوات
داشتم داستان شروع استارتاپهای خارجی رو میخوندم و دیدم اکثرشون با به اشتراک گذاشتن محصول اولیهشون توی Hacker News و Product Hunt خیلی کمک گرفتن: هم بازخورد گرفتن، هم شناخته شدن و مسیرشون سریعتر جلو رفت.
مثل Dropbox وقتی فقط یه ویدئو کوتاه دمو داشت، اون رو توی Hacker News منتشر کرد. هزاران نفر دیدن، عضو لیست انتظار شدن و همین شد جرقهی رشدش.
یا Notion یکی از بزرگترین جهشهاش رو بعد از لانچ در Product Hunt گرفت؛ بازخوردها باعث شد خیلی سریعتر مسیر توسعه رو درست کنن.
.
اون موقع به خودم گفتم: «چرا ما یه جای رایگان نداشته باشیم که هر نفر محصول یا ایدهش رو معرفی کنه و بازخورد واقعی بگیره؟»
برای همین کانال «شروع» رو زدم. صرفاً برام بودن یه جایی مثل Hacker News بودن مهمه و هر کسی که این کارو بهتر بلده میتونه بهم بگه تا من کمکش کنم و کلا قید کانالو بزنم.
این کانال رو زدم تا هر کسی که چیز جدیدی لانچ کرد یا میخواست ایدهای رو تست کنه، سریع بازخورد بگیره از یه جامعه واقعی. من میتونم کمک کنم اعضای کانال زیاد بشن، ولی محتوای واقعی و ارزشمند برمیگرده به شما و فعالیتتون.
لینک کانال :https://t.me/IRstartnews
|
شعردانه



