مآجرآهآی من و نهآیی
-
sandiiii اره اون خیره شدن خیلی باحاله من عکسی که فرستادم کچلم و یه خروار ریش دا رم
الان کلم پر موه و ریش میش هارو زدم روز اول 5 دیقه فقط زوم کرده بود
خخخخ -
sandiiii آفرین دیگه نبینم به گل هام بی ادبی کردی هااا🤨🤨🤨
دریا دریایی در مآجرآهآی من و نهآیی گفته است:
sandiiii آفرین دیگه نبینم به گل هام بی ادبی کردی هااا🤨🤨🤨
چشم😂:face_with_rolling_eyes:
-
دریا دریایی در مآجرآهآی من و نهآیی گفته است:
sandiiii آفرین دیگه نبینم به گل هام بی ادبی کردی هااا🤨🤨🤨
چشم😂:face_with_rolling_eyes:
sandiiii آفرین آفرین 🌊🌊🌊
-
sandiiii آفرین آفرین 🌊🌊🌊
دریا دریایی 😂❤
-
Zahra 2 اه اه اه نخیرم من گلم دارم
اصلا دریا بی گل مگه میشه
همین نیلوفر آبی پس چی چی هست هان 🤨🤨🤨دریا دریایی در مآجرآهآی من و نهآیی گفته است:
Zahra 2 اه اه اه نخیرم من گلم دارم
اصلا دریا بی گل مگه میشه
همین نیلوفر آبی پس چی چی هست هان 🤨🤨🤨اون تو مرداب هستا
نکنه مردابی خودتو دریا جا زدی
به فضای مجازی اعتمادی نیست
شوخی بود به دل نگیری دریای آرام♡ -
دریا دریایی در مآجرآهآی من و نهآیی گفته است:
Zahra 2 اه اه اه نخیرم من گلم دارم
اصلا دریا بی گل مگه میشه
همین نیلوفر آبی پس چی چی هست هان 🤨🤨🤨اون تو مرداب هستا
نکنه مردابی خودتو دریا جا زدی
به فضای مجازی اعتمادی نیست
شوخی بود به دل نگیری دریای آرام♡بچهااا امتحانو چطو دادین؟!:anguished_face:
-
بچهااا امتحانو چطو دادین؟!:anguished_face:
reyhanehbayat بسی دشوار
-
reyhanehbayat بسی دشوار
81Sobhan :face_with_head-bandage:
اون نوبهار و سرنوشت ازادگان و اینچیزا بودو چی نوشتی؟! -
یکی از شعر حفظیا رو ننوشم
یکی از تاریخ ادبیاتو رو به لطف مراقبا اشتباه نوشتم :confused_face: -
81Sobhan :face_with_head-bandage:
اون نوبهار و سرنوشت ازادگان و اینچیزا بودو چی نوشتی؟!reyhanehbayat تراوشات ذهن خودمو :expressionless_face:
-
یکی از شعر حفظیا رو ننوشم
یکی از تاریخ ادبیاتو رو به لطف مراقبا اشتباه نوشتم :confused_face:81Sobhan منم اولیه رو هر کاار کردم یادم نیومد فقط اواز باد و بارانش یادم اومد نوشتم:face_with_hand_over_mouth:
چی کار کردن مگع همعع اذیتت میکنن چرا ت رو اون از دیروز اینم امروز:face_with_tears_of_joy: -
reyhanehbayat تراوشات ذهن خودمو :expressionless_face:
81Sobhan :face_with_tears_of_joy: منم خیلی چرت و پرت نوشتم عمرا قبول کنن
-
یکی از شعر حفظیا رو ننوشم
یکی از تاریخ ادبیاتو رو به لطف مراقبا اشتباه نوشتم :confused_face:81Sobhan اون آثار شهب الدین سهروردی رو شهاب الدین رو نوشتم میخواستم بقیش رو بنویسم ناظر اومد هویت رو چک کنه بعد اینکه چک کرد گیر داد شماره برگه و کارتو چک کنه برگو برگوندم تا چک کنه آخه مگه خودم چلاغم که چک کنم شمارشو برگو رو
هنو نرفته بود اون ناظر یکی اومد 5 تا برگه بهم داد برگام ریخت دیگه یادم نیومد داشتم چی مینوشتم
دیگه هرکاری کردم سهروردی رو از عین القضات در نیوردم آخرشم عین القضات رو نوشتم -
81Sobhan منم اولیه رو هر کاار کردم یادم نیومد فقط اواز باد و بارانش یادم اومد نوشتم:face_with_hand_over_mouth:
چی کار کردن مگع همعع اذیتت میکنن چرا ت رو اون از دیروز اینم امروز:face_with_tears_of_joy:reyhanehbayat نیدونم انواع اتفاق ها سر امتحان فارسی واسم پیش اومد
-
81Sobhan منم اولیه رو هر کاار کردم یادم نیومد فقط اواز باد و بارانش یادم اومد نوشتم:face_with_hand_over_mouth:
چی کار کردن مگع همعع اذیتت میکنن چرا ت رو اون از دیروز اینم امروز:face_with_tears_of_joy:reyhanehbayat در مآجرآهآی من و نهآیی گفته است:
من نوشتم یاد منو تو رو دیوار میمونه :expressionless_face: :expressionless_face: :face_with_head-bandage:
-
امروز دوباره سر جلسه زلزله اومد اما مراقبین نزاشتن تکون بخوریم
همه عین چیز نگاه هم میکردن که ببین سالن امتحانات خراب میشه یا نه:grinning_cat_face_with_smiling_eyes: -
81Sobhan اون آثار شهب الدین سهروردی رو شهاب الدین رو نوشتم میخواستم بقیش رو بنویسم ناظر اومد هویت رو چک کنه بعد اینکه چک کرد گیر داد شماره برگه و کارتو چک کنه برگو برگوندم تا چک کنه آخه مگه خودم چلاغم که چک کنم شمارشو برگو رو
هنو نرفته بود اون ناظر یکی اومد 5 تا برگه بهم داد برگام ریخت دیگه یادم نیومد داشتم چی مینوشتم
دیگه هرکاری کردم سهروردی رو از عین القضات در نیوردم آخرشم عین القضات رو نوشتم -
امروز دوباره سر جلسه زلزله اومد اما مراقبین نزاشتن تکون بخوریم
همه عین چیز نگاه هم میکردن که ببین سالن امتحانات خراب میشه یا نه:grinning_cat_face_with_smiling_eyes:حبه انگور_ :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
-
حبه انگور_ :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
81Sobhan اخرشم با ذکر صلوات و یه چن تا جیغ و داد خامومای مجلس شروع به ادامه نوشتن کردیم
-
81Sobhan اون آثار شهب الدین سهروردی رو شهاب الدین رو نوشتم میخواستم بقیش رو بنویسم ناظر اومد هویت رو چک کنه بعد اینکه چک کرد گیر داد شماره برگه و کارتو چک کنه برگو برگوندم تا چک کنه آخه مگه خودم چلاغم که چک کنم شمارشو برگو رو
هنو نرفته بود اون ناظر یکی اومد 5 تا برگه بهم داد برگام ریخت دیگه یادم نیومد داشتم چی مینوشتم
دیگه هرکاری کردم سهروردی رو از عین القضات در نیوردم آخرشم عین القضات رو نوشتم81Sobhan عااا اشکال ندارع حالا:/
بابا چرا یهو برگه ها رو نمیدن هی دونه دونه میارن اعصاب ادمو خورد میکنن:/
یکی میاد امضا میگیره یکی میاد زل میزنه ت چشا ادم ببینه کیه اومدع امتتحان
یکی دیگه میاد میگ ماسکو بزن بالا یکی دیگه میاد کارتو چگ میکنع:/
چ وضعشه ناموسن
یهو هم از اداره میریزن تو ده بیست تا مرد هی میان سر میز ادم وامیستن:/
ایح ایح:face_without_mouth:






