-
سلام ایول با حال بود ایول
-
دانش آموزان آلاءنوشتهشده در ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۷:۳۰ آخرین ویرایش توسط ms96 sad96 انجام شده
یه بارم رفتم دماغمو عمل کنم
.
.
.
.
.
.
.
.
دکتره یه نگا کردگفت : داداش شما صبرکن یکم دیگه علم پیشرفت کنه کُلا سرتو عوض کن!
مشکل تو فقط با عمل دماغ حل نمیشه
ههههههههه
-
مردی پنج سکه به قاضی شهر داد
تا در محکمه ی روز بعد به نفع او رأی صادر کند.!ولی در روز مقرر، قاضی خلاف وعده کرد و به نفع دیگری رأی داد.!
مرد، برای یادآوری در جلسه دادگاه به قاضی گفت :
« مگر من دیروز شما را به پنج تن آل عبا قسم ندادم که حق با من است؟!»
قاضی پاسخ داد :
« چرا... ولیکن پس از تو، شخص دیگری مرا به چهارده معصوم سوگند داد! -
دانش آموزان آلاءنوشتهشده در ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۷:۳۷ آخرین ویرایش توسط ms96 sad96 انجام شده
ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ:
.
.
.
.
.
ﻧﻈﺎﻓﺖ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﮐﻨﯿﺪ،
ﺷﺎﺧﻪ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺸﮑﻨﯿﺪ،
ﺣﻮﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﻮﺭ ﻧﮑﻨﯿﺪ،
ﺑﺎ ﺍﯾﻮﺏ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﻮﺧﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺻﺒﺮﺵ ﺣﺪﯼ ﺩﺍﺭه
ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﻣﯿﻮهﻭ ﺣﻮﺭﯼ ﻗﺎﭼﺎﻕ ﻧﮑﻨﯿﺪ،
ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﻮﺡ ﺭﺍ ﺷﮑﺎﺭ ﻧﮑﻨﯿﺪ،
ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺭﺍ ﺍﺑﯽ ﺻﺪﺍ ﻧﺰﻧﯿﺪ،
به ماموران جهنم رشوه ندهید،
ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻧﻬﺮ ﺷﺮﺍﺏ ﻫﺴﺖ ﻟﻄﻔﺄ ﻭﺩﮐﺎ ﻭ ﻭﯾﺴﮑﯽ ﻗﺎﭼﺎﻗﯽ
ﻧﯿﺎﺭﯾﺪ،
ﺑﺎ ﻋﺼﺎﯼ ﻣﻮﺳﯽ ﻭﺭ ﻧﺮﻭﯾﺪ،
یوسف پیامبره بچه خوشگل که نیست،
ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﺼﺮﻑ ﻗﻠﯿﺎﻥ ﻭ ﺣﺸﯿﺶ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ،
قالیچه سلیمان ظرفیتش ١ نفر است، ١٢ نفری سوار نشوید... -
کی از دوستام با یه دختر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که ۵ ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه، دختره همم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من بخونم!!
از فردای اون روز نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش!
من وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم، ۱۰ جور خودکار واسش عوض کردم، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش…، چایی ریختم روش و گل گذاشتم لای برگه ها و…
اونم تا میتونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ دختری دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه و …
بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن طرف، دفتر خاطرات رو بُرد تقدیم ایشون کرد…
دختره در یکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سرش کوبید و گفت: منو چی فرض کردی؟ این سالنامه که مال امسـال هست!! تو ۵ ساله داری تو این خاطره می نویسی؟ و اینگونه بود که دوست من هنوز مجرد است
-
-
نوشتهشده در ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۸:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ﺯﻣﻮﻧﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺩﺧﺘﺮ 14 ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﻓﮑر ﻣﯿﮑﻨﯽ 26 ﺳﺎﻟﺸﻪ
ﺯﻥ 40 ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ 14 ﺳﺎﻟﺸﻪ
ﭘﺴﺮ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺧﺘﺮﻩ
ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﭘﺴﺮﻩ
ﺑﻌﺪ ﻣﯿﮕﻦ ﭼﺮﺍ ﺩﯾﻮﻧﻪ ﺷﺪﯼﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ؛
ـ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻓﮑﺮ میکنن
ـ ﺗﻮ ﺣﻤﺎﻡ ﺁﻭﺍﺯ ﻣﯿﺨﻮﻧﻦ
ـ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﺨﻮابن
ـ ﺗﻮ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺑﺎ ﺗﻠﻔﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻦ
ـ ﻣﻮﻗﻊ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ـ ﻣﻮﻗﻊ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻣﯿﺪﻥ
ـ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯﺵ ﻣﺘﻨﻔﺮﻥ « ﻋﺸﻘﻢ » ﻣﯿﮕﻦ
ـ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻥ « ﺩﻋﻮﺍ » ﻣﯿﮑﻨﻦ
ـ ﻣﻮﻗﻊ ﺗﯽ ﻭﯼ ﺩﯾﺪﻥ تلگرام ﭼﮏ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ـ ﻣﻮﻗﻊ تلگرام ﭼﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ
ـ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭن
ـ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺧﻮﺍﺑﻦ
ـ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻣﯿﺨﻮﻧﻦ
ـ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻦﯾﻨﯽ ﻫﯿﭻ ﺟﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺣﺎﻟﺘﯽ اصلا ﻣﻤﮑﻦ نیست
ﻧﺨﻨﺪ ، ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻨﺠﻮﺭی هستی
ـ ﻣﯿﺮﯼ ﺯﻥ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻣﯿﮕﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﯼ؟
ـ ﻣﯿﺮﯼ ﻣﺴﮑﻦ مهر ﺛﺒﺖﻧﺎﻡ ﮐﻨﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﺯﻥ ﺩﺍﺭﯼ؟ـ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻨﻮ ﮔﻮﺵ ﮐﻦ ﻣﯿﺮﯼ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺷﻐﻞ ﻣﯿﮕﻦ ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ؟
ـ ﻣﯿﺮﯼ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﺷﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﺷﻐﻠﺖ ﭼﯿﻪ؟به ایران خوش آمدی!
-
نوشتهشده در ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۸:۲۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
نصیحت کردن توی خانواده باید ساماندهی بشه
ینی مثلا عینِ معاینه فنی یه برچسب بزنن روت که قبلا نصیحت شدی
و دوباره یکی نیاد در مورد همون موضوع حرف بزنه -
نام همسر در موبایل آقایون:
بعد١ماه:عزیزم
بعد٢ماه:خانمم
بعد٣ماه: همسرم
بعد١سال:منزل
بعد٢سال: هیتلر
بعد٣سال:عزرائیل
بعد۴سال: unknown -
نوشتهشده در ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۸:۳۲ آخرین ویرایش توسط nazanin rostame انجام شده
امان از دسته اين مانکناي جلويه غازه هأ امروز دماغ يکيشون رو گرفتم بهم گفت مرض داري ؟ نگو صاحب مغازه بود!! :|
-
دوست دختر
بهش بگی دوسش داری
پرو میشه میره !
بهش بگی ازش بدت میاد
نا امید میشه و میره !
محبت کنی
خوشی میزنه زیر دلش و میره !
محبت نکنی
از یکی دیگه محبت میگیره و میره !
خلاصه میره …
خودتو خسته نکن!!! -
نوشتهشده در ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۸:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
این دخمل خانومایی که وقتی رژ لب میزنن بالا تراز خط اصلی لبشونم رژ میزنن!!!! با اینا کاری نداشته باشین، گناه دارن…. اینا بچگی نقاشیشون ضعیف بوده…
-
@دانش-آموزان-آلاء
@خیرین-کوچک-دریا-دل
@ادمین
AHP
mohammadhassanو خیلیا دیگه خخخخخ چیکار کنم شاید نخوان تگ بشن
نوشتهشده در ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۸:۴۲ آخرین ویرایش توسط انجام شدهسجاد96 در کلوب شادی - عشق و حال گفته است:
@دانش-آموزان-آلاء
@خیرین-کوچک-دریا-دل
@ادمین
AHP
mohammadhassanو خیلیا دیگه خخخخخ چیکار کنم شاید نخوان تگ بشن
من که تگ نمیشم در کل تازه دیدم : |
-
نوشتهشده در ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۸:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یه سوال
یعنی این نوشابه کوچولوها بی خانواده محسوب میشن؟! -
یه سوال
یعنی این نوشابه کوچولوها بی خانواده محسوب میشن؟!نوشتهشده در ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۸:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شدهnazanin rostame در کلوب شادی - عشق و حال گفته است:
یه سوال
یعنی این نوشابه کوچولوها بی خانواده محسوب میشن؟! -
خبر فوری
پسره خواسته دختره رو بترسونه یه لیوان آب پاشیده تو صورت دختره
.
.
.
دختره صورتشوگرفته داد زده سوختم سوختم .
پسره خندیده گفته احمق آب بود.
دختره دستاشو برداشته از جلو صورتش.پسره دید صورتش عوض شده ترسید پا به فرار گذاشته.باورش شده اسید پاشیده.نفهمیده آرایش دختره پاک شده . -
خبر فوری
پسره خواسته دختره رو بترسونه یه لیوان آب پاشیده تو صورت دختره
.
.
.
دختره صورتشوگرفته داد زده سوختم سوختم .
پسره خندیده گفته احمق آب بود.
دختره دستاشو برداشته از جلو صورتش.پسره دید صورتش عوض شده ترسید پا به فرار گذاشته.باورش شده اسید پاشیده.نفهمیده آرایش دختره پاک شده .نوشتهشده در ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۸:۵۲ آخرین ویرایش توسط انجام شدهms96 sad96 در کلوب شادی - عشق و حال گفته است:
خبر فوری
پسره خواسته دختره رو بترسونه یه لیوان آب پاشیده تو صورت دختره
.
.
.
دختره صورتشوگرفته داد زده سوختم سوختم .
پسره خندیده گفته احمق آب بود.
دختره دستاشو برداشته از جلو صورتش.پسره دید صورتش عوض شده ترسید پا به فرار گذاشته.باورش شده اسید پاشیده.نفهمیده آرایش دختره پاک شده .خخخخخخخخخخخ
-
پسره تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي خوشگل مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي ، پول دادي ، قيافه دادي ، خانواده خوب دادي... فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام... اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! پسره از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! هل نده زشته ، خودم ميرم!
-
نوشتهشده در ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۸:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
عــــــــــــــــــــمق فاجعه رو زمانی دونستم که توی صف نونوایی
دو تا افغانی گفتن
اِران دِگَر جای زیندَگانی نِمی باشَد -
نوشتهشده در ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۸:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
آقایون عزیزی که پاچه های شلوارشون تا میزنن
من به شخصه فکر میکنم از مستراح اومدن بیرون یادشون رفته پاچه هاشونو بزنن پایین
:|