Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. مشاوره تحصیلی
  3. افسردگی و کنکور
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
سوال شیمی ۱۱ مبحث آمید
S.ghrmniS
Topic thumbnail image
شیمی
راه ابریشم الا
M
سلام دوستان وقت بخیر من یازدهم تجربیم باتوجه به اینکه امسال نهایی ها تیر برگزار میشه زمان کمی برای تست دهم و یازدهم هست خواستم بدونم توی دو ماه یا سه ماه میشه دهم یازدهم رو تست زد؟؟ و اینکه راه ابریشم الا رو اینجا کسی داشته؟؟ نظرتون چیه دربارش!
سوال مشاوره ای
شروع از صفر تستی
Kiana 5K
سلام همگی من پایه یازدهم ریاضی هستم و سال ۱۴۰۶ کنکور دارم ، منطقه ۳ هستم، من امسال و سال دهم فقط تونستم در حد امتحانای مدرسه بخونم، و نتونستم خوب و کامل تست کار کنم چون میترسیدم تو امتحان نهایی یهو تستی بنویسم تراز های قلمچیم ما بین ۴۰۰۰ و ۵۰۰۰ هست کتاب تست هم دارم برای پایه یازدهم کلا قلمچی آبی دهم ریاضی و فیزیک و هندسه خیلی سبز یه شیمی جامع نشر الگو هم دارم تورو خدا کمکم کنید دارم از داخل از بین میرم..نمیدونم دارم با زندگیم چیکار میکنم.. معلممون میگه اگه نهایی ۱۹ به بالا بشین برین کنکور حتی ۳۰ درصد بزنین رشته تاپ قبولی من نمیدونم حرف کیو باور کنم
سوال مشاوره ای
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
شمارشگر رسیدن به آرزوهامون
macrophage Of nahang 0M
سلام.... هر کدوم از ما اگر در مسیر درست استعدادمون باشیم بدون شک آرزو های داریم چون واسه اونا خلق شدیم... تاحالا نمی‌دونم چقدر واسه آرزو و هدفتون تلاش کردید،منم خیلی....نه ماه شده،و نمی‌دونم چقدر دیگه بهش میرسم شیش ماه یسال دو سال نمیدونم اما بهش میرسم،،،می‌خوام اینجا تعهد ایجاد کنیم نه اینک این الزامه شدن باشه بلکه وقتی سرد شدیم بگیم چقدر اومدیم پسر پس پاشو....،هرشب چقدر براش تلاش میکنی...میتونی درمورد ارزوت بگی یا مثل من نگی فقط وقتی رسیدی بگیش، میتونی به این صورت پست بذاری، اسمشو بگی روزشو و مجموع شمارش ساعتشو از اول تا الان ،شمارشگر از الان ؛
مشاوره تحصیلی
فارسی دوازدهم|سودای عشق
HakoH
سلام مجددا توی درس هفتم سودای عشق وقتی میگیم به رنگ خود گرداند مند و مفعول به چه حالتی هستش؟ میشه خود را به رنگ او گرداند؟ خود مفعول و رنگ متمم اسنادی؟ @ریاضیا @تجربیا @دانش-آموزان-آلاء
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|در حقیقت عشق
HakoH
سلام بازم من😂😭 توی بیت در عشق کسی قدم نهد کش جان نیست با جان بودن به عشق در سامان نیست نمیتونم درک و دریافتی از کش داشته باشم نقش متمم گرفته بعد کتابم نوشته که برای او ولی چون من خنگ تر از این حرفام نفهمیدم @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|حقیقت عشق
HakoH
توی جمله وجود عاشق از عشق است وجود عاشق گروه نهادی از حرف اضافه و عشق متمم هست اینجا عشق مسند هم میتونن باشه بگیم متمم اسنادی؟ @دانش-آموزان-آلاء @ریاضیا @تجربیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|سودای عشق
HakoH
صبح بخیر ✨ توی درس هفتم سودای عشق ترک خود بکند اینجا گروه مفتولی ترک خود هستش الان بخوایم روات تر بکنیمش میشه خود را ترک بکند خود م. الیه در حالت اولیه متن ولی در حالت تبدیل یافته خود را ترک بکند این حالت اتفاق نمی افته الان دستور این بخش چی میشه @ریاضیا @تجربیا @دانش-آموزان-آلاء
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|نی نامه
HakoH
سلام سلام خانوم خوبین 🦦 توی مصرع لیک کس را دید جان دستور نیست را حرف اضافه هست یا فک اضافه چون هر دو تاش و میشه در نظر گرفت اگه حرف اضافه بگیریم به معنی برای اگه فک اضافه میشه دستور دیدن جان کسی @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|حقیقت عشق
HakoH
سلام سلام و توی بخش حقیقت عشق از روحانی و جسمانی طالب کمال اند طالب کمال یکجا مسند هست یا گروه مسندی ؟ @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
دبیر
C
سلام بچه ها دبیرای ماز کدوم بهترن برای هر درس برای دانش اموزی که ضعیفه پشت کنکوری تجربی.
سوال مشاوره ای
سوال حسابان
HakoH
میشه اینو حل کنین نقطه ای روی خط y=2xکه مجموع فاصله های ان تا مبدا و نقطه a(2.4)fvhfv 5 fhan
حسابان
!!!لطفا کمکم کنید!!!
00MUZAN000
سلام دوستان.وقتتون بخیر.بنده تازه با آلا آشنا شدم و هنوز با ساختار آلاخونه آشنایی کامل ندارم.بنابراین اگه دیدین جایی سوتی دادم منو ببخشین.اما خب موضوع اصلی این نیست.دلم میخواست از افراد با تجربه یه راهنمایی ای بگیرم .بنده امسال دهم بودم و خب بخاطر وضعیت کشور و دلایل دیگه امسال نتونستم خوب و کامل برا کنکور دهم رو ببندم.معلمام هم خیلی خوب درس نمیدن و من همه جا دنبال فیلم آموزشی بودم تا با آلا آشنا شدم و خب یکم وضعیتم بهتره.معلما هم آروم درس میدن هم بعضی جاهارو درس نمیدن هم خیلی کم نکته میگن و کلا من امسال به نظرم از مدرسه خیلی کم بازدهی داشتم.خودمم یکم تنبلی کردم نخوندم.میخوام تابستون دهم رو مرور کنم و تست بزنم ولی خب دوتا مشکل برام پیش اومد:1.خیلی برای فیلم آموزشی دیدن و فهمیدن مفاهیم وقت کم دارم (چون تابستون دلم میخواد فقط تست بزنم)2.مدرسمون این آخر سالی داره اذیت میکنه و با یه عالمه امتحان و کلاسای بیخود و برنامه و.... خیلی وقتمو گرفته.تازه الان امتحانای نوبت هم یکم دیگه شروع میشه و برا اونا هم باید بخونم.آزمون های آزمایشی هم که انقد مدرسه بد درس داد که یک افت خیلی شدید داشتم . سردرگم شدم.نمیدونم اولویت هامو چطوری بچینم.برنامه ریزیم چطوری باشه.اول از چی شروع کنم تو این تایم کم.مثلا تا میام درس بخونم نمیدونم از چی شروع کنم.یه ربع فکر میکنم از چی شروع کنم فقط.انگیزم و اعتماد به نفسم به شدت پایینه.خیلی از دست خودم عصبانی و ناراحتم.همه اینا هر روز منو سردرگم تر میکنه.لطفا کسایی که تجربه دارن یه کمک ریزی بهم بکنن.ببخشید وقتتونو گرفتم ممنون میشم کمکم کنید.با تشکر.
سوال مشاوره ای
به بچه های تجربی کمک میکنم
ForuharF
سلام دوستان سعید هستم از سال 99 با آلاخونه آشنا شدم و 1403 کنکور دادم الان دانشجو کارشناسی زیست شناسی سلولی و مولکولی دانشگاه مازندران هستم اگه بچه های تجربی نیاز به کمک داشتن، خوشحال میشم کمک کنم @تجربیا
سوال مشاوره ای
کنکور دوباره حین تحصیل
6
سلام عزیزان .من هنرستانی بودم و در امتحانات نهایی شرکت کردم تا سابقه تحصیلی ایجاد شه برام و کنکور بدم و کنکور هم دادم ولی سراسری قبول نشدم. با شرط معدل اومدم شمسی پور تهران کاردانی و ترم ۲ هستم. اگر بخوام دوباره کنکور ریاضی بدم باید چیکار کنم؟
سوال مشاوره ای
چگونه در دوران دانشجویی درس بخوانیم
RoverR
سلام و درود بر همه دانشجویان آلاخونه دوستان من از وقتی کنکورم تموم شده یک بار هم نشده که واقعا درس بخونم اصلا یادم رفته که درس خوندن چه شکلیه ترم اول هم که کلا مجازی شد امتحاناتمون باعث شد بدتر از درس فاصله بگیرم به قول یه دوستی اون قسمت از مغزم که مربوط به درس خوندنه رو از دست دادم اصلا هم هیچی برام مهم نیست انگار نه انگار قراره من امتحان بدم هیچکدوم از تکالیفم رو هم انجام نمی دم از اول ترم یه ذره هم درس نخوندم تو یه کلاس هم حاضر نبودم ( فیزیکی حاضر بودم ) یعنی گوش نمی دادم راهی برای بازگشت به صراط درس و مشق و تکلیف بهم یاد بدین شما چطوری بالاخره درس خوندین فکر نمی کردم یه روزی درس خوندن انقدر برام دشوار بشه @دانشجویان-درس-خون @دانشجویان-مهندسی @دانشجویان-پزشکی @دانشجویان-پیراپزشکی @f.nalist @هویججج @Maaah @Nilay @_-Psycho-_ @blue @mahdi.ek @Michael-Vey @Hhh-Hh و باقی دانشجویان درس خوان عزیز
دانشگاهی

افسردگی و کنکور

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده مشاوره تحصیلی
78 دیدگاه‌ها 23 کاربران 3.3k بازدیدها 17 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • Sana Asadi 1S Sana Asadi 1

    سلام به همه ی رفقای آلایی

    راستش خیلی دودل بودم که این تاپیکو بزنم یا نه...
    اونقدری که سه چهار بار دستم به نوشتنش رفت و باز دوباره پاکش کردم...
    و چقدر دلم میخواست حداقل بشه به صورت ناشناس این تاپیکو بزنم که امکانش نیست...
    ایندفعه دیگه دلو زدم به دریا که بگم چقدر به کمک احتیاج دارم...

    من با توجه به علائم و حال و هوایی که داشتم یه حدسایی درباره خودم زده بودم، بنابراین از یکی از دوستام که دانشجوی روانشناسیه، خواستم از استاداش بخواد که از من تست افسردگی بگیره. اونم یه سری نمونه تست واسه رفیق من فرستاد و من انجامش دادم... و همونجوری که حدس میزدم، دونفر از استاداش افسردگی رو تایید کردن... و گفتن که اگه جلوشو نگیرم ممکنه خطرناک باشه...
    گفتن باید برم پیششون، یا پیش یه روانشناس که باهاش حرف بزنم.
    اما من به هیچ وجه دلم نمیخواد خانواده ام بفهمن و الکی نگران بشن...

    پارسال و پیارسال ، دوسال به شدت سخت و طاقت فرسا و پر از تنش داشتم... یعنی اتفاقایی که افتاده بود یه چيز خیلی فراتر از ظرفیت من بود.... ولی واسه روحیه خانواده ام هم که شده بود، مجبور بودم وانمود کنم که همه چیز درست میشه و از این دست امیدهای الکی... و به قدری خوب انجامش داده بودم که هنوز که هنوزه کل فامیل(حتی نزدیک تریناش) میگن ثنا ؟اون که خیلی بیخیاله... خوش به حالش!

    هیچ کس الان به ذهنش خطور نمیکنه که من افسرده باشم! طوری که اگه برم بهشون بگم بهم میخندن و فکر میکنن من دستشون انداختم!

    واقعا نمیدونم باید چکار کنم. امسال سال کنکورمه، و باید درس بخونم. متأسفانه اصلا نمیتونم تمرکز کنم و همچنین به این‌ نتیجه رسیدم که هیچ امیدی به آینده نیست و قراره همین مزخرفی که هست بمونه.
    اما خب مثل هر خانواده ای، خانواده ی منم از کنکورم توقع دارن و دلشون میخواد که یه رتبه ی فضایی بیارم!

    و حالا از شما دوستان کمک می‌خوام که بهم بگین چکار کنم؟....

    Romi_frR آفلاین
    Romi_frR آفلاین
    Romi_fr
    تجربی
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #23

    Sana Asadi 1
    سلام ثنا جان (امیدوارم ناراحت نشی که به اسم صدات کردم)
    خیلی از آدما توی شرایطی قرار میگیرن که نمیتونن از نظر روحی ازش موفق عبور بکنن . حتی اگه ته اون اتفاق پیروز تو باشی ، یه پیروز مجروحی (:
    مثل این که توی یه جنگ تن به تن با یکی به شدت مبارزه میکنی ، هر روز هر روز . هی هم آسیب میبینی ولی به کسی نمیگی . هی همه میگن عجب جنگجوی خفنی هر روز رقیباشو شکست میده و آخ نمیگه ... نمیبین درد هاتو نمیبینن آسیب هاتو ، نمیبینن که برای شکست دادنش چه جراحت هایی برداشتی....
    اما همیشه یه نفر هست که میتونه تو این موارد کمک بکنه .
    اگر دوست داری با یه مشاور حرف بزنی ، میتونی از پزشک ها و روانشناس های آنلاین بهره ببری ، وقت های آنلاین بزار و زمان هایی که کسی کنارت نیست رزرو کن و صحبت بکن . فقط ازت خواهش میکنم که قشنگ همه دکتر هارو ببینی ، نظرات رو بخونی و کسی رو انتخاب کنی که حس میکنی میتونه هم مشاور خوبی باشه هم دوست خوب ، چون تویی که قراره با یه مشاور حرف بزنی باید به دلت بشینه تا راحت تر باشی باهاش ، حرفم عجیبه ولی واقعیت داره(:
    کم کم هم خانواده اتو آماده کن با این موضوع که باید بیشتر به حال و روحیاتت اهمیت بدن ، با یه گفتگو ساده . نشون دادن یه رفتاری که متوجه بشن یا هر چیز دیگه ای . فقط آروم آروم و طی روز های متوالی بگو که براشون جا بیوفته ، شاید اگر یهو بگی براشون عجیب باشه و قبول نکنن
    تو حرفات ندیدم از ضعف حرفی بزنی ولی به عنوان یه دوست وظیفه خودم میدونم که اینو بهت بگم . فکر نکن چون به خاطر یه موضوعی ، چه سخت چه آسون دچار ناراحتی شدی (از کلمه افسردگی خوشم نمیاد ، ازش استفاده نکنیم بهتره حس میکنم 🙂) این ینی تو ضعیفی، نه . اصلا و ابدا این طور نیست . تو انقد قوی بودی که بتونی با مشکلی کنار بیای ، بتونی بدون این که بقیه بفهمن با ناراحتی ها و دردات دست و پنجه نرم کنی ، و این هم بدون آستانه تحمل آدما ها باهم خیلی خیلی متفاوته ، قرار نیست همه کوه هم جابه جا بشه هیچی شون نشه ... خودتو بپذیر و برای کمک به خودت بهترین راه رو انتخاب بکن ❤
    در آخر میگم ، اگر رابطه اتو با خدا بیشتر کنی ، اگه به خودش به قدرتش باور پیدا کنی ،خیلی چیزا تغییر میکنه .‌بهت قول میدم (:❤❤

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    2
    • Romi_frR آفلاین
      Romi_frR آفلاین
      Romi_fr
      تجربی
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #24

      در ضمن یه چیز دیگه ام بگم ، حتی اگر هیچ کدوم از حرفام کمکی نکرد بهت ، ازت خوااااهش میکنم که برای رفع مشکلت صورت مسئله رو پاک نکنی ، از ناراحتی هات فرار نکن از مشکلی که داری باهاش دست و پنجه نرم میکنی فرار نکن ، براش راه حل پیدا کن ، تا وقتی که خودتو بزنی به بیخیالی و فراموشی ، بالاخره این زخم یه روز سر باز میکنه و شاید خیلی سخت تر از الان بشه آرومش کرد . هوشمندانه تصمیمی بگیر و حتما راه حل مناسب رو با دو دو تا چهار های خودت و پیشنهاد های دوستان پیدا کن و انجامش بده .
      هر وقت که حالت بهتر شد ممنون میشن که توی تاپیک جدید یا همین جا بهمون بگی و خوشحالمون کنی .
      به امید دیدن حال خوبت 🙂

      Sana Asadi 1S 1 پاسخ آخرین پاسخ
      3
      • mohammadhosien mazaheriM آفلاین
        mohammadhosien mazaheriM آفلاین
        mohammadhosien mazaheri
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #25

        سلام ، شما باید دنبال مشاوری باشین که هروقت خواستین بتونین باهاش صحبت کنین و اون هم شما رو کامل بشناسه و این توانایی هم داشته باشه که کمکتون کنه...
        خدا بهترین مشاور هست نه فقط برای کنکور برای کل زندگی ، خدایی که هرچه داریم از او داریم.
        راه ارتباط با خدا هم نماز و قرآن و دعاست. خدا همین الان هم مشکل شما رو میدونه میدونه حتی شما چه رتبه ای کسب می کنید . پس از خدا کمک بخواهید.
        نمازی که میخونیم باعث میشه برای چند دقیقه از کل این دنیا فارغ بشیم و خدا آرامشی می دهد که هیج جا پیدا نمیشه.
        خدا حتی سر جلسه کنکورم حواسش هست..توکل به خداست که باعث میشه سر جلسه هیچ استرسی نداشته باشین.
        و چه کسی بهتر از خدا خیر مارو میخواد.
        و یه توصیه دیگر هم خوندن دعای عهد هست ، خودتون بخونید و تاثیراتش رو ببیند.

        Sana Asadi 1S 1 پاسخ آخرین پاسخ
        1
        • Dr.yegane N.dehqanD Dr.yegane N.dehqan

          Sana Asadi 1 میتونم یه پیشنهادی بدم که خیلی قشنگه 🌻

          اگه نماز میخونی که احسنت به تو 🥰😁
          ولی اگه نمیخونی سعی کن از این به بعد بخونی اوقت خودت متوجه میشی که چقدر تغییرات قشنگ میاقته تو زندگیت .

          هر شب سوره یاسین بخون .

          من پیشنهادم اینه که خودتو به خدا نزدیک کنی . 😊🌱
          اینجوری قشنگه 💝

          Sana Asadi 1S آفلاین
          Sana Asadi 1S آفلاین
          Sana Asadi 1
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #26

          @dr-yegane-n-dehqan
          ممنونم ازت❤❤

          تو مرا جان و جهانی
          چه کنم جان و جهان را...♥️

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          13
          • mohammadhosien mazaheriM mohammadhosien mazaheri

            سلام ، شما باید دنبال مشاوری باشین که هروقت خواستین بتونین باهاش صحبت کنین و اون هم شما رو کامل بشناسه و این توانایی هم داشته باشه که کمکتون کنه...
            خدا بهترین مشاور هست نه فقط برای کنکور برای کل زندگی ، خدایی که هرچه داریم از او داریم.
            راه ارتباط با خدا هم نماز و قرآن و دعاست. خدا همین الان هم مشکل شما رو میدونه میدونه حتی شما چه رتبه ای کسب می کنید . پس از خدا کمک بخواهید.
            نمازی که میخونیم باعث میشه برای چند دقیقه از کل این دنیا فارغ بشیم و خدا آرامشی می دهد که هیج جا پیدا نمیشه.
            خدا حتی سر جلسه کنکورم حواسش هست..توکل به خداست که باعث میشه سر جلسه هیچ استرسی نداشته باشین.
            و چه کسی بهتر از خدا خیر مارو میخواد.
            و یه توصیه دیگر هم خوندن دعای عهد هست ، خودتون بخونید و تاثیراتش رو ببیند.

            Sana Asadi 1S آفلاین
            Sana Asadi 1S آفلاین
            Sana Asadi 1
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #27

            mohammadhosien mazaheri
            خیلی ممنون از راهنماییت🌹

            تو مرا جان و جهانی
            چه کنم جان و جهان را...♥️

            1 پاسخ آخرین پاسخ
            13
            • Romi_frR Romi_fr

              در ضمن یه چیز دیگه ام بگم ، حتی اگر هیچ کدوم از حرفام کمکی نکرد بهت ، ازت خوااااهش میکنم که برای رفع مشکلت صورت مسئله رو پاک نکنی ، از ناراحتی هات فرار نکن از مشکلی که داری باهاش دست و پنجه نرم میکنی فرار نکن ، براش راه حل پیدا کن ، تا وقتی که خودتو بزنی به بیخیالی و فراموشی ، بالاخره این زخم یه روز سر باز میکنه و شاید خیلی سخت تر از الان بشه آرومش کرد . هوشمندانه تصمیمی بگیر و حتما راه حل مناسب رو با دو دو تا چهار های خودت و پیشنهاد های دوستان پیدا کن و انجامش بده .
              هر وقت که حالت بهتر شد ممنون میشن که توی تاپیک جدید یا همین جا بهمون بگی و خوشحالمون کنی .
              به امید دیدن حال خوبت 🙂

              Sana Asadi 1S آفلاین
              Sana Asadi 1S آفلاین
              Sana Asadi 1
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #28

              Romi_fr
              خیلی خیلی مرسی ازت🌹❤

              تو مرا جان و جهانی
              چه کنم جان و جهان را...♥️

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              12
              • Sana Asadi 1S Sana Asadi 1

                amirmohammad shakeri
                من اصلا یاس گوش ندم روزم شب نمیشه🤦‍♀️

                علی پورخسرویع آفلاین
                علی پورخسرویع آفلاین
                علی پورخسروی
                دانش آموزان آلاء
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #29

                Sana Asadi 1
                اهنگ گوش دادن خیلی میتونه ب مطالعت ضرر بزنه، مخصوصن هم رپ چون بعد از این که گوش دادی تموم شد رف هی شعرش تو ذهنته تمرکزتو بهم میزنه مثلن داری ادبیات میخونی هی تو ذهنت یا رب مبادا که صدا معتبر شود میاد😐😂😂

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                1
                • A آفلاین
                  A آفلاین
                  arthur morgan
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #30

                  ببین دوست عزیز منم مثل تو بودم من با یک نفر که خیلی بهم نزدیک بود حرف زدم به نظر من تو هم باید همین کار را بکنی یعنی به خانواده ات بگی شاید اولش نگران بشن ولی بلاخره راه حلی بهت پیشنهاد میدن اگر از انها قایم کنی و در درون خودت بریزی فقط خودت اسیب می بینی و درس خوندن برات مثل نوشیدن کاسه زهر میشه پس به نظر من برو با خانواده ات مشکلات را درمیان بگذار و اصلا هم نترس چون عواقب نگفتن خیلی بیشتر از گفتن حقیقت

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  1
                  • Sana Asadi 1S Sana Asadi 1

                    سلام به همه ی رفقای آلایی

                    راستش خیلی دودل بودم که این تاپیکو بزنم یا نه...
                    اونقدری که سه چهار بار دستم به نوشتنش رفت و باز دوباره پاکش کردم...
                    و چقدر دلم میخواست حداقل بشه به صورت ناشناس این تاپیکو بزنم که امکانش نیست...
                    ایندفعه دیگه دلو زدم به دریا که بگم چقدر به کمک احتیاج دارم...

                    من با توجه به علائم و حال و هوایی که داشتم یه حدسایی درباره خودم زده بودم، بنابراین از یکی از دوستام که دانشجوی روانشناسیه، خواستم از استاداش بخواد که از من تست افسردگی بگیره. اونم یه سری نمونه تست واسه رفیق من فرستاد و من انجامش دادم... و همونجوری که حدس میزدم، دونفر از استاداش افسردگی رو تایید کردن... و گفتن که اگه جلوشو نگیرم ممکنه خطرناک باشه...
                    گفتن باید برم پیششون، یا پیش یه روانشناس که باهاش حرف بزنم.
                    اما من به هیچ وجه دلم نمیخواد خانواده ام بفهمن و الکی نگران بشن...

                    پارسال و پیارسال ، دوسال به شدت سخت و طاقت فرسا و پر از تنش داشتم... یعنی اتفاقایی که افتاده بود یه چيز خیلی فراتر از ظرفیت من بود.... ولی واسه روحیه خانواده ام هم که شده بود، مجبور بودم وانمود کنم که همه چیز درست میشه و از این دست امیدهای الکی... و به قدری خوب انجامش داده بودم که هنوز که هنوزه کل فامیل(حتی نزدیک تریناش) میگن ثنا ؟اون که خیلی بیخیاله... خوش به حالش!

                    هیچ کس الان به ذهنش خطور نمیکنه که من افسرده باشم! طوری که اگه برم بهشون بگم بهم میخندن و فکر میکنن من دستشون انداختم!

                    واقعا نمیدونم باید چکار کنم. امسال سال کنکورمه، و باید درس بخونم. متأسفانه اصلا نمیتونم تمرکز کنم و همچنین به این‌ نتیجه رسیدم که هیچ امیدی به آینده نیست و قراره همین مزخرفی که هست بمونه.
                    اما خب مثل هر خانواده ای، خانواده ی منم از کنکورم توقع دارن و دلشون میخواد که یه رتبه ی فضایی بیارم!

                    و حالا از شما دوستان کمک می‌خوام که بهم بگین چکار کنم؟....

                    miss. Mir1381M آفلاین
                    miss. Mir1381M آفلاین
                    miss. Mir1381
                    ریاضی المپیادیا
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #31

                    Sana Asadi 1
                    سلام ثنا
                    نمیدونم چطور بگم که چه قدر میفهممت. اما فقط میفهممت ، درکت نمیکنم . چرا که معتقدم درک کردن دیگران غیر ممکنه! درک کردن یعنی من ثنا باشم و تمام اتفاقاتی که گذرونده رو تجربه کرده باشم که طبیعتا اینطور نیست ...
                    ولی میفهممت به خصوص اون قسمت که نمیخواستی این تاپیکو بزنی ، یا اونجایی که نمیخوای خانوادت بفهمن ، یا اونجایی که تو آدم بی خیاله ی داستانی ، یا زمانی که بگی افسرده ای دیگران چه قدر واکنش غیرقابل تحملی میتونن داشته باشن...
                    من نمیدونم از چه زمانی این عقیده راه افتاد که افسردگی و درموندگی فقط مال بزرگسالاست :///
                    قطعا همه ی کسایی که اینجان حداقل یه بار احساس کردن دیگه نمیتونن اما چرایی برای این نتونستن پیدا نکردن. این خود افسردگیه ...
                    من از خودم بخوام برات بگم ، سال دهم بود که به خاطر یه سری دلایلی افسردگی شدید گرفتم. اوایل فقط وانمود میکردم که خوب میشم و بابا چیزی نیست ولی از یه جایی به بعد دیگه نشد...
                    اون نقابی که هر روز به صورتم میزدم و میگفتم هی دوستان من عالیم افتاد و وقتی همه دیدن منِ خسته و درمونده زیر اون نقابه ... فکر میکنی چیکار کردن؟ :)))
                    دردناکه بگم ولی گفتن بچه ۱۶ ساله و افسردگی، هه . جمع کن خودتو مگه زندگیو داری میگردونی :))) و اونجا اولین صدای شکستن عمیق روحمو حس کردم (دوستان برای من خیلی سخته نوشتن اینا ، لطفا حداقل شما مثل بقیه قضاوتم نکنید و فکر نکنید دارم چرند میگم!)
                    خب من از قضاوت دیگران ترسیدم ، یه نقاب ساختم محکم تر از نقاب اولی دیگه هیچ وقتم درش نیوردم، حتی شبا. شبایی که میتونستم کمی خودمو خالی کنم رو هم از دست داده بودم.
                    اره قبول دارم مامان و بابام نگران شدن ولی اولین کاری که کردن انکار افسرگی من بود، گفتن یه ناراحتیه سادست دیگه احتمالا هم به خاطر تغییر مقطع ...
                    خلاصه بگم، گذشت تا من سِر شدم. درسمو میخوندم ، خندمو میکردم ،گریه؟ هه مگه بچه ۱۶ ساله گریه میکنه ...
                    اون زمان خیلی به من سخت گذشت ولی ازش چیزای زیادی یاد گرفتم. رک بگم زندگی همینه در حقیقت من و تو الان با واقعیت زندگی روبه رو شدیم. اره زندگی قرار نیست تغییر کنه ولی تو قراره تغییر کنی (الان شعار میبینیش و من این حال تو رو میفهمم)
                    زندگی مخلوطی از درد و زجر و لذت و خوشحالیه
                    هیچ زمانی نیست تو لذت مطلقو داشته باشی
                    هیچ زمانیم نیست زجر مطلقو داشته باشی
                    زندگی یه درصدی از ایناست. هی جابجا میشن.
                    از فردای بهبود افسردگیت تو قراره هزاران روز خوشحال باشی ولی بذار منی که هم پیش روانشناس رفتم هم روان پزشک و هم مشاور بهت بگم، همراه این خوشحالی یه درده و اینو بپذیر.
                    بپذیر که از بچگی بهمون دروغ گفتن که دنیا آباد و زیباست
                    نه آباده نه زیبا ...
                    باور کن این پذیرش باعث میشه نصف مشکل حل بشه
                    جدا از اینا ثنا ، سخت نگیر. بذار این افکارت بگذرن
                    هی با خودت نگو نه این فکر نباید تو مغز من باشه ، معذرت میخوام ولی مغز بیشعور ترین و لجباز ترین اندامه که فقط منتظره تو بهش دستور بدیو خلافش عمل کنه
                    بذار بگذرن ...
                    و برخلاف بقیه و البته با احترام به نظرشون حرف زدنو بهت پیشنهاد نمیکنم ... مگر در یه صورت که بهت میگم اول بذار بگم چرا با دوستات حرف نزنی
                    چون دوستات حتی صمیمی ترینشون ، یه قضاوت اولیه از تو دارن و بر اساس اون باهات برخورد میکن «ثنا، همون ادم بیخیاله ی جمع»
                    خوب تو تا بیای بهشون اثبات کنی بابا به خدا من حالم بده، که عمرت تموم شده. جدا از اون هر دوستی ممکنه یه روز دشمنت بشه و از ضعفات استفاده کنه (من خیلی بدبینم اگر اینطوری نیستی که خیلی هم عالی)
                    اما گفتم در یه صورت حرف بزن «ناشناس»
                    تو الان برای من فقط ثنایی. نمیشناسمت ، نه از روی تیپت قضاوتت کردم نه تفکراتتو شنیدم هیچی هیچی
                    پس فردا تو جامعه هم تورو ببینم بازم نمیشناسمت :))
                    و چه خوب نه؟
                    تو میتونی بدون ترس از قضاوت شدن یا سانسور کردن خودت با من و تمام آلایی ها حرف بزنی و این عالیه
                    شاید اگر منم اون زمان با انجمن آلا آشنا بودم کارم به قرص و روانپزشک که به درد نمیخورن حداقل برای من ، نمی رسید.
                    ثنا دختر، میفهممت ولی در نهایت توی این راه تنهایی
                    ما میتونیم گوش شنوا باشیم برات اما در نهایت این خودتی که تصمیم میگیری چه مدتی افسرده بمونی
                    از صمیم قلبم برات دعا میکنم ...
                    (و در آخر دوستان امیدوارم منو قضاوت نکرده باشید ، خیلییی برام سخت بود نوشتنش اما برای یه دوست مثل ثنا می ارزید 🙂)
                    ببخشید زیاد شد 💔

                    Romi_frR Sana Asadi 1S 2 پاسخ آخرین پاسخ
                    4
                    • miss. Mir1381M miss. Mir1381

                      Sana Asadi 1
                      سلام ثنا
                      نمیدونم چطور بگم که چه قدر میفهممت. اما فقط میفهممت ، درکت نمیکنم . چرا که معتقدم درک کردن دیگران غیر ممکنه! درک کردن یعنی من ثنا باشم و تمام اتفاقاتی که گذرونده رو تجربه کرده باشم که طبیعتا اینطور نیست ...
                      ولی میفهممت به خصوص اون قسمت که نمیخواستی این تاپیکو بزنی ، یا اونجایی که نمیخوای خانوادت بفهمن ، یا اونجایی که تو آدم بی خیاله ی داستانی ، یا زمانی که بگی افسرده ای دیگران چه قدر واکنش غیرقابل تحملی میتونن داشته باشن...
                      من نمیدونم از چه زمانی این عقیده راه افتاد که افسردگی و درموندگی فقط مال بزرگسالاست :///
                      قطعا همه ی کسایی که اینجان حداقل یه بار احساس کردن دیگه نمیتونن اما چرایی برای این نتونستن پیدا نکردن. این خود افسردگیه ...
                      من از خودم بخوام برات بگم ، سال دهم بود که به خاطر یه سری دلایلی افسردگی شدید گرفتم. اوایل فقط وانمود میکردم که خوب میشم و بابا چیزی نیست ولی از یه جایی به بعد دیگه نشد...
                      اون نقابی که هر روز به صورتم میزدم و میگفتم هی دوستان من عالیم افتاد و وقتی همه دیدن منِ خسته و درمونده زیر اون نقابه ... فکر میکنی چیکار کردن؟ :)))
                      دردناکه بگم ولی گفتن بچه ۱۶ ساله و افسردگی، هه . جمع کن خودتو مگه زندگیو داری میگردونی :))) و اونجا اولین صدای شکستن عمیق روحمو حس کردم (دوستان برای من خیلی سخته نوشتن اینا ، لطفا حداقل شما مثل بقیه قضاوتم نکنید و فکر نکنید دارم چرند میگم!)
                      خب من از قضاوت دیگران ترسیدم ، یه نقاب ساختم محکم تر از نقاب اولی دیگه هیچ وقتم درش نیوردم، حتی شبا. شبایی که میتونستم کمی خودمو خالی کنم رو هم از دست داده بودم.
                      اره قبول دارم مامان و بابام نگران شدن ولی اولین کاری که کردن انکار افسرگی من بود، گفتن یه ناراحتیه سادست دیگه احتمالا هم به خاطر تغییر مقطع ...
                      خلاصه بگم، گذشت تا من سِر شدم. درسمو میخوندم ، خندمو میکردم ،گریه؟ هه مگه بچه ۱۶ ساله گریه میکنه ...
                      اون زمان خیلی به من سخت گذشت ولی ازش چیزای زیادی یاد گرفتم. رک بگم زندگی همینه در حقیقت من و تو الان با واقعیت زندگی روبه رو شدیم. اره زندگی قرار نیست تغییر کنه ولی تو قراره تغییر کنی (الان شعار میبینیش و من این حال تو رو میفهمم)
                      زندگی مخلوطی از درد و زجر و لذت و خوشحالیه
                      هیچ زمانی نیست تو لذت مطلقو داشته باشی
                      هیچ زمانیم نیست زجر مطلقو داشته باشی
                      زندگی یه درصدی از ایناست. هی جابجا میشن.
                      از فردای بهبود افسردگیت تو قراره هزاران روز خوشحال باشی ولی بذار منی که هم پیش روانشناس رفتم هم روان پزشک و هم مشاور بهت بگم، همراه این خوشحالی یه درده و اینو بپذیر.
                      بپذیر که از بچگی بهمون دروغ گفتن که دنیا آباد و زیباست
                      نه آباده نه زیبا ...
                      باور کن این پذیرش باعث میشه نصف مشکل حل بشه
                      جدا از اینا ثنا ، سخت نگیر. بذار این افکارت بگذرن
                      هی با خودت نگو نه این فکر نباید تو مغز من باشه ، معذرت میخوام ولی مغز بیشعور ترین و لجباز ترین اندامه که فقط منتظره تو بهش دستور بدیو خلافش عمل کنه
                      بذار بگذرن ...
                      و برخلاف بقیه و البته با احترام به نظرشون حرف زدنو بهت پیشنهاد نمیکنم ... مگر در یه صورت که بهت میگم اول بذار بگم چرا با دوستات حرف نزنی
                      چون دوستات حتی صمیمی ترینشون ، یه قضاوت اولیه از تو دارن و بر اساس اون باهات برخورد میکن «ثنا، همون ادم بیخیاله ی جمع»
                      خوب تو تا بیای بهشون اثبات کنی بابا به خدا من حالم بده، که عمرت تموم شده. جدا از اون هر دوستی ممکنه یه روز دشمنت بشه و از ضعفات استفاده کنه (من خیلی بدبینم اگر اینطوری نیستی که خیلی هم عالی)
                      اما گفتم در یه صورت حرف بزن «ناشناس»
                      تو الان برای من فقط ثنایی. نمیشناسمت ، نه از روی تیپت قضاوتت کردم نه تفکراتتو شنیدم هیچی هیچی
                      پس فردا تو جامعه هم تورو ببینم بازم نمیشناسمت :))
                      و چه خوب نه؟
                      تو میتونی بدون ترس از قضاوت شدن یا سانسور کردن خودت با من و تمام آلایی ها حرف بزنی و این عالیه
                      شاید اگر منم اون زمان با انجمن آلا آشنا بودم کارم به قرص و روانپزشک که به درد نمیخورن حداقل برای من ، نمی رسید.
                      ثنا دختر، میفهممت ولی در نهایت توی این راه تنهایی
                      ما میتونیم گوش شنوا باشیم برات اما در نهایت این خودتی که تصمیم میگیری چه مدتی افسرده بمونی
                      از صمیم قلبم برات دعا میکنم ...
                      (و در آخر دوستان امیدوارم منو قضاوت نکرده باشید ، خیلییی برام سخت بود نوشتنش اما برای یه دوست مثل ثنا می ارزید 🙂)
                      ببخشید زیاد شد 💔

                      Romi_frR آفلاین
                      Romi_frR آفلاین
                      Romi_fr
                      تجربی
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #32

                      @miss-mir1381 در فقط کمک... گفته است:

                      Sana Asadi 1
                      سلام ثنا
                      نمیدونم چطور بگم که چه قدر میفهممت. اما فقط میفهممت ، درکت نمیکنم . چرا که معتقدم درک کردن دیگران غیر ممکنه! درک کردن یعنی من ثنا باشم و تمام اتفاقاتی که گذرونده رو تجربه کرده باشم که طبیعتا اینطور نیست ...
                      ولی میفهممت به خصوص اون قسمت که نمیخواستی این تاپیکو بزنی ، یا اونجایی که نمیخوای خانوادت بفهمن ، یا اونجایی که تو آدم بی خیاله ی داستانی ، یا زمانی که بگی افسرده ای دیگران چه قدر واکنش غیرقابل تحملی میتونن داشته باشن...
                      من نمیدونم از چه زمانی این عقیده راه افتاد که افسردگی و درموندگی فقط مال بزرگسالاست :///
                      قطعا همه ی کسایی که اینجان حداقل یه بار احساس کردن دیگه نمیتونن اما چرایی برای این نتونستن پیدا نکردن. این خود افسردگیه ...
                      من از خودم بخوام برات بگم ، سال دهم بود که به خاطر یه سری دلایلی افسردگی شدید گرفتم. اوایل فقط وانمود میکردم که خوب میشم و بابا چیزی نیست ولی از یه جایی به بعد دیگه نشد...
                      اون نقابی که هر روز به صورتم میزدم و میگفتم هی دوستان من عالیم افتاد و وقتی همه دیدن منِ خسته و درمونده زیر اون نقابه ... فکر میکنی چیکار کردن؟ :)))
                      دردناکه بگم ولی گفتن بچه ۱۶ ساله و افسردگی، هه . جمع کن خودتو مگه زندگیو داری میگردونی :))) و اونجا اولین صدای شکستن عمیق روحمو حس کردم (دوستان برای من خیلی سخته نوشتن اینا ، لطفا حداقل شما مثل بقیه قضاوتم نکنید و فکر نکنید دارم چرند میگم!)
                      خب من از قضاوت دیگران ترسیدم ، یه نقاب ساختم محکم تر از نقاب اولی دیگه هیچ وقتم درش نیوردم، حتی شبا. شبایی که میتونستم کمی خودمو خالی کنم رو هم از دست داده بودم.
                      اره قبول دارم مامان و بابام نگران شدن ولی اولین کاری که کردن انکار افسرگی من بود، گفتن یه ناراحتیه سادست دیگه احتمالا هم به خاطر تغییر مقطع ...
                      خلاصه بگم، گذشت تا من سِر شدم. درسمو میخوندم ، خندمو میکردم ،گریه؟ هه مگه بچه ۱۶ ساله گریه میکنه ...
                      اون زمان خیلی به من سخت گذشت ولی ازش چیزای زیادی یاد گرفتم. رک بگم زندگی همینه در حقیقت من و تو الان با واقعیت زندگی روبه رو شدیم. اره زندگی قرار نیست تغییر کنه ولی تو قراره تغییر کنی (الان شعار میبینیش و من این حال تو رو میفهمم)
                      زندگی مخلوطی از درد و زجر و لذت و خوشحالیه
                      هیچ زمانی نیست تو لذت مطلقو داشته باشی
                      هیچ زمانیم نیست زجر مطلقو داشته باشی
                      زندگی یه درصدی از ایناست. هی جابجا میشن.
                      از فردای بهبود افسردگیت تو قراره هزاران روز خوشحال باشی ولی بذار منی که هم پیش روانشناس رفتم هم روان پزشک و هم مشاور بهت بگم، همراه این خوشحالی یه درده و اینو بپذیر.
                      بپذیر که از بچگی بهمون دروغ گفتن که دنیا آباد و زیباست
                      نه آباده نه زیبا ...
                      باور کن این پذیرش باعث میشه نصف مشکل حل بشه
                      جدا از اینا ثنا ، سخت نگیر. بذار این افکارت بگذرن
                      هی با خودت نگو نه این فکر نباید تو مغز من باشه ، معذرت میخوام ولی مغز بیشعور ترین و لجباز ترین اندامه که فقط منتظره تو بهش دستور بدیو خلافش عمل کنه
                      بذار بگذرن ...
                      و برخلاف بقیه و البته با احترام به نظرشون حرف زدنو بهت پیشنهاد نمیکنم ... مگر در یه صورت که بهت میگم اول بذار بگم چرا با دوستات حرف نزنی
                      چون دوستات حتی صمیمی ترینشون ، یه قضاوت اولیه از تو دارن و بر اساس اون باهات برخورد میکن «ثنا، همون ادم بیخیاله ی جمع»
                      خوب تو تا بیای بهشون اثبات کنی بابا به خدا من حالم بده، که عمرت تموم شده. جدا از اون هر دوستی ممکنه یه روز دشمنت بشه و از ضعفات استفاده کنه (من خیلی بدبینم اگر اینطوری نیستی که خیلی هم عالی)
                      اما گفتم در یه صورت حرف بزن «ناشناس»
                      تو الان برای من فقط ثنایی. نمیشناسمت ، نه از روی تیپت قضاوتت کردم نه تفکراتتو شنیدم هیچی هیچی
                      پس فردا تو جامعه هم تورو ببینم بازم نمیشناسمت :))
                      و چه خوب نه؟
                      تو میتونی بدون ترس از قضاوت شدن یا سانسور کردن خودت با من و تمام آلایی ها حرف بزنی و این عالیه
                      شاید اگر منم اون زمان با انجمن آلا آشنا بودم کارم به قرص و روانپزشک که به درد نمیخورن حداقل برای من ، نمی رسید.
                      ثنا دختر، میفهممت ولی در نهایت توی این راه تنهایی
                      ما میتونیم گوش شنوا باشیم برات اما در نهایت این خودتی که تصمیم میگیری چه مدتی افسرده بمونی
                      از صمیم قلبم برات دعا میکنم ...
                      (و در آخر دوستان امیدوارم منو قضاوت نکرده باشید ، خیلییی برام سخت بود نوشتنش اما برای یه دوست مثل ثنا می ارزید 🙂)
                      ببخشید زیاد شد 💔

                      فکر میکنم خیلی هامون این حس هارو تجربه کرده باشیم ، حالا کم یا زیاد . قشنگی اش اینه که هممون حرفی برای گفتن داشتیم ، همه مون حس کردیم باید چیزی بگیم چون وقتی خودمون این طوری بودیم کسی نبوده که همین حرفای ساده رو بهمون بزنه . حتی نبوده که بگه خیلی ساده من قضاوتت نمیکنم ، همینم نشنیدیم ...
                      درد های آدما تو زندگی فرق داره ، آستانه تحمل ها فرق داره . یکی هست که ۲ تا بچه اش رو از دست داده و بعد از یه دوره سختی حالش خوبه و داره با قدرت ادامه میده . یکی ام هست شاید اتفاق به ظاهر کوچیک تری افتاده باشه براش ، ولی همون ضربه فنی اش کرده و دیگه تنها نمیتونه از اون درد خارج بشه شاید ...
                      من هم موافق این موضوع هستم که با دوست حرف زدن کار درستی نیست ، جدای بحث اعتماد و اینا ، دوست هم یکی مثل خودمونه ، حتی اگر عاقل باشه فهمیده باشه کتاب خونده باشه بازم یه دختر یا یه پسر ۱۷ ، ۱۸ ساله اس .‌یه سری چیزا رو شاید لازم باشه واقعا به اهلش سپرد .
                      و در آخر ، شدیدا موافق ام با این صحبت که تا خودت نخوای نمیتونی از شر این حس های بد خلاص بشی ، تا زمانی که با غصه و خستگی بشینی و کاری برای بهتر شدن نکنی حتی اگه بهترین روانشناس و پزشک های دنیا رو هم بیارن بازم تاثیر نداره . یکم تلاش کن یکم سعی کن حال خودتو شده یکم بهتر کن ، قدم اول رو خودت بردار و بعد برو سراغ راه ها و روند های درمانی برای بهبود حالت .❤

                      Sarah GhanaatiyanS 1 پاسخ آخرین پاسخ
                      3
                      • miss. Mir1381M miss. Mir1381

                        Sana Asadi 1
                        سلام ثنا
                        نمیدونم چطور بگم که چه قدر میفهممت. اما فقط میفهممت ، درکت نمیکنم . چرا که معتقدم درک کردن دیگران غیر ممکنه! درک کردن یعنی من ثنا باشم و تمام اتفاقاتی که گذرونده رو تجربه کرده باشم که طبیعتا اینطور نیست ...
                        ولی میفهممت به خصوص اون قسمت که نمیخواستی این تاپیکو بزنی ، یا اونجایی که نمیخوای خانوادت بفهمن ، یا اونجایی که تو آدم بی خیاله ی داستانی ، یا زمانی که بگی افسرده ای دیگران چه قدر واکنش غیرقابل تحملی میتونن داشته باشن...
                        من نمیدونم از چه زمانی این عقیده راه افتاد که افسردگی و درموندگی فقط مال بزرگسالاست :///
                        قطعا همه ی کسایی که اینجان حداقل یه بار احساس کردن دیگه نمیتونن اما چرایی برای این نتونستن پیدا نکردن. این خود افسردگیه ...
                        من از خودم بخوام برات بگم ، سال دهم بود که به خاطر یه سری دلایلی افسردگی شدید گرفتم. اوایل فقط وانمود میکردم که خوب میشم و بابا چیزی نیست ولی از یه جایی به بعد دیگه نشد...
                        اون نقابی که هر روز به صورتم میزدم و میگفتم هی دوستان من عالیم افتاد و وقتی همه دیدن منِ خسته و درمونده زیر اون نقابه ... فکر میکنی چیکار کردن؟ :)))
                        دردناکه بگم ولی گفتن بچه ۱۶ ساله و افسردگی، هه . جمع کن خودتو مگه زندگیو داری میگردونی :))) و اونجا اولین صدای شکستن عمیق روحمو حس کردم (دوستان برای من خیلی سخته نوشتن اینا ، لطفا حداقل شما مثل بقیه قضاوتم نکنید و فکر نکنید دارم چرند میگم!)
                        خب من از قضاوت دیگران ترسیدم ، یه نقاب ساختم محکم تر از نقاب اولی دیگه هیچ وقتم درش نیوردم، حتی شبا. شبایی که میتونستم کمی خودمو خالی کنم رو هم از دست داده بودم.
                        اره قبول دارم مامان و بابام نگران شدن ولی اولین کاری که کردن انکار افسرگی من بود، گفتن یه ناراحتیه سادست دیگه احتمالا هم به خاطر تغییر مقطع ...
                        خلاصه بگم، گذشت تا من سِر شدم. درسمو میخوندم ، خندمو میکردم ،گریه؟ هه مگه بچه ۱۶ ساله گریه میکنه ...
                        اون زمان خیلی به من سخت گذشت ولی ازش چیزای زیادی یاد گرفتم. رک بگم زندگی همینه در حقیقت من و تو الان با واقعیت زندگی روبه رو شدیم. اره زندگی قرار نیست تغییر کنه ولی تو قراره تغییر کنی (الان شعار میبینیش و من این حال تو رو میفهمم)
                        زندگی مخلوطی از درد و زجر و لذت و خوشحالیه
                        هیچ زمانی نیست تو لذت مطلقو داشته باشی
                        هیچ زمانیم نیست زجر مطلقو داشته باشی
                        زندگی یه درصدی از ایناست. هی جابجا میشن.
                        از فردای بهبود افسردگیت تو قراره هزاران روز خوشحال باشی ولی بذار منی که هم پیش روانشناس رفتم هم روان پزشک و هم مشاور بهت بگم، همراه این خوشحالی یه درده و اینو بپذیر.
                        بپذیر که از بچگی بهمون دروغ گفتن که دنیا آباد و زیباست
                        نه آباده نه زیبا ...
                        باور کن این پذیرش باعث میشه نصف مشکل حل بشه
                        جدا از اینا ثنا ، سخت نگیر. بذار این افکارت بگذرن
                        هی با خودت نگو نه این فکر نباید تو مغز من باشه ، معذرت میخوام ولی مغز بیشعور ترین و لجباز ترین اندامه که فقط منتظره تو بهش دستور بدیو خلافش عمل کنه
                        بذار بگذرن ...
                        و برخلاف بقیه و البته با احترام به نظرشون حرف زدنو بهت پیشنهاد نمیکنم ... مگر در یه صورت که بهت میگم اول بذار بگم چرا با دوستات حرف نزنی
                        چون دوستات حتی صمیمی ترینشون ، یه قضاوت اولیه از تو دارن و بر اساس اون باهات برخورد میکن «ثنا، همون ادم بیخیاله ی جمع»
                        خوب تو تا بیای بهشون اثبات کنی بابا به خدا من حالم بده، که عمرت تموم شده. جدا از اون هر دوستی ممکنه یه روز دشمنت بشه و از ضعفات استفاده کنه (من خیلی بدبینم اگر اینطوری نیستی که خیلی هم عالی)
                        اما گفتم در یه صورت حرف بزن «ناشناس»
                        تو الان برای من فقط ثنایی. نمیشناسمت ، نه از روی تیپت قضاوتت کردم نه تفکراتتو شنیدم هیچی هیچی
                        پس فردا تو جامعه هم تورو ببینم بازم نمیشناسمت :))
                        و چه خوب نه؟
                        تو میتونی بدون ترس از قضاوت شدن یا سانسور کردن خودت با من و تمام آلایی ها حرف بزنی و این عالیه
                        شاید اگر منم اون زمان با انجمن آلا آشنا بودم کارم به قرص و روانپزشک که به درد نمیخورن حداقل برای من ، نمی رسید.
                        ثنا دختر، میفهممت ولی در نهایت توی این راه تنهایی
                        ما میتونیم گوش شنوا باشیم برات اما در نهایت این خودتی که تصمیم میگیری چه مدتی افسرده بمونی
                        از صمیم قلبم برات دعا میکنم ...
                        (و در آخر دوستان امیدوارم منو قضاوت نکرده باشید ، خیلییی برام سخت بود نوشتنش اما برای یه دوست مثل ثنا می ارزید 🙂)
                        ببخشید زیاد شد 💔

                        Sana Asadi 1S آفلاین
                        Sana Asadi 1S آفلاین
                        Sana Asadi 1
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #33

                        @miss-mir1381

                        مرسی از حرفای قشنگت❤❤
                        خوشحالم که حالت بهتره دوست عزیزم🌹🌹❤
                        دقیقا همینطوره. منم اینجا گفتم چون به قول خودت کسی منو نمیشناسه. پس قضاوتم نمیکنه...
                        کلی از حرفات انرژی گرفتم❤
                        آرزو میکنم که همیشه ی همیشه بخندی و شاد باشی💞

                        تو مرا جان و جهانی
                        چه کنم جان و جهان را...♥️

                        miss. Mir1381M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                        17
                        • Sana Asadi 1S Sana Asadi 1

                          سلام به همه ی رفقای آلایی

                          راستش خیلی دودل بودم که این تاپیکو بزنم یا نه...
                          اونقدری که سه چهار بار دستم به نوشتنش رفت و باز دوباره پاکش کردم...
                          و چقدر دلم میخواست حداقل بشه به صورت ناشناس این تاپیکو بزنم که امکانش نیست...
                          ایندفعه دیگه دلو زدم به دریا که بگم چقدر به کمک احتیاج دارم...

                          من با توجه به علائم و حال و هوایی که داشتم یه حدسایی درباره خودم زده بودم، بنابراین از یکی از دوستام که دانشجوی روانشناسیه، خواستم از استاداش بخواد که از من تست افسردگی بگیره. اونم یه سری نمونه تست واسه رفیق من فرستاد و من انجامش دادم... و همونجوری که حدس میزدم، دونفر از استاداش افسردگی رو تایید کردن... و گفتن که اگه جلوشو نگیرم ممکنه خطرناک باشه...
                          گفتن باید برم پیششون، یا پیش یه روانشناس که باهاش حرف بزنم.
                          اما من به هیچ وجه دلم نمیخواد خانواده ام بفهمن و الکی نگران بشن...

                          پارسال و پیارسال ، دوسال به شدت سخت و طاقت فرسا و پر از تنش داشتم... یعنی اتفاقایی که افتاده بود یه چيز خیلی فراتر از ظرفیت من بود.... ولی واسه روحیه خانواده ام هم که شده بود، مجبور بودم وانمود کنم که همه چیز درست میشه و از این دست امیدهای الکی... و به قدری خوب انجامش داده بودم که هنوز که هنوزه کل فامیل(حتی نزدیک تریناش) میگن ثنا ؟اون که خیلی بیخیاله... خوش به حالش!

                          هیچ کس الان به ذهنش خطور نمیکنه که من افسرده باشم! طوری که اگه برم بهشون بگم بهم میخندن و فکر میکنن من دستشون انداختم!

                          واقعا نمیدونم باید چکار کنم. امسال سال کنکورمه، و باید درس بخونم. متأسفانه اصلا نمیتونم تمرکز کنم و همچنین به این‌ نتیجه رسیدم که هیچ امیدی به آینده نیست و قراره همین مزخرفی که هست بمونه.
                          اما خب مثل هر خانواده ای، خانواده ی منم از کنکورم توقع دارن و دلشون میخواد که یه رتبه ی فضایی بیارم!

                          و حالا از شما دوستان کمک می‌خوام که بهم بگین چکار کنم؟....

                          siamak slamtalabS آفلاین
                          siamak slamtalabS آفلاین
                          siamak slamtalab
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط siamak slamtalab انجام شده
                          #34

                          Sana Asadi 1 سلام دوست آلایی ام

                          منم یه مدت کوتاهی داشتم اما درمان افسردگی واقعا به نظرم اصلا دوا و درمان نیست راه های معنوی هست در این مسیر نماز واقعا عالی هست. همین که میفهمی تنها نیستی و یکی هست که در پشتت هست این واقعا عالیه که باعث میشه یه مدت ذهن آروم بگیره و بعد از یه مدتی به خودت میایی و میبینی واقعا دیگه همه چی حل شده و همون دختر اولی هستی.

                          امیدوارم که هر چه سریع تر مشکلت برطرف بشه.

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          5
                          • Sana Asadi 1S Sana Asadi 1

                            سلام به همه ی رفقای آلایی

                            راستش خیلی دودل بودم که این تاپیکو بزنم یا نه...
                            اونقدری که سه چهار بار دستم به نوشتنش رفت و باز دوباره پاکش کردم...
                            و چقدر دلم میخواست حداقل بشه به صورت ناشناس این تاپیکو بزنم که امکانش نیست...
                            ایندفعه دیگه دلو زدم به دریا که بگم چقدر به کمک احتیاج دارم...

                            من با توجه به علائم و حال و هوایی که داشتم یه حدسایی درباره خودم زده بودم، بنابراین از یکی از دوستام که دانشجوی روانشناسیه، خواستم از استاداش بخواد که از من تست افسردگی بگیره. اونم یه سری نمونه تست واسه رفیق من فرستاد و من انجامش دادم... و همونجوری که حدس میزدم، دونفر از استاداش افسردگی رو تایید کردن... و گفتن که اگه جلوشو نگیرم ممکنه خطرناک باشه...
                            گفتن باید برم پیششون، یا پیش یه روانشناس که باهاش حرف بزنم.
                            اما من به هیچ وجه دلم نمیخواد خانواده ام بفهمن و الکی نگران بشن...

                            پارسال و پیارسال ، دوسال به شدت سخت و طاقت فرسا و پر از تنش داشتم... یعنی اتفاقایی که افتاده بود یه چيز خیلی فراتر از ظرفیت من بود.... ولی واسه روحیه خانواده ام هم که شده بود، مجبور بودم وانمود کنم که همه چیز درست میشه و از این دست امیدهای الکی... و به قدری خوب انجامش داده بودم که هنوز که هنوزه کل فامیل(حتی نزدیک تریناش) میگن ثنا ؟اون که خیلی بیخیاله... خوش به حالش!

                            هیچ کس الان به ذهنش خطور نمیکنه که من افسرده باشم! طوری که اگه برم بهشون بگم بهم میخندن و فکر میکنن من دستشون انداختم!

                            واقعا نمیدونم باید چکار کنم. امسال سال کنکورمه، و باید درس بخونم. متأسفانه اصلا نمیتونم تمرکز کنم و همچنین به این‌ نتیجه رسیدم که هیچ امیدی به آینده نیست و قراره همین مزخرفی که هست بمونه.
                            اما خب مثل هر خانواده ای، خانواده ی منم از کنکورم توقع دارن و دلشون میخواد که یه رتبه ی فضایی بیارم!

                            و حالا از شما دوستان کمک می‌خوام که بهم بگین چکار کنم؟....

                            Sarah GhanaatiyanS آفلاین
                            Sarah GhanaatiyanS آفلاین
                            Sarah Ghanaatiyan
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #35

                            Sana Asadi 1 سلام ثنا راسیاتش هممون افسردگی داریم و الان ک تکستای بچه هارو خوندم دیدم فقط من یا تو نیستیم
                            و جالب اینجاست اگر هرکدوممون بگیم افسردگی داریم هیچکس باور نمیکنه، حداقل برا من اینجوره و فک میکنن دارم ایسگاشون میکنم ولی خب!
                            و اینکه یه سریا گفتن ک به خانواده بگو قطعا اگر میشد زودتر میگفتی و واقعا شرایطتو درک میکنم، بگیم هم فک میکنن میخوایم جلب توجه کنیم و هرچیز دیگه...
                            یه عده هم به نماز و دعا اشاره کردن ک برای من یکی این چیزا تاثیری نداره و فعلا هیچ ایمان قلبی ای ندارم به این روش ها و فکر می‌کنم دئیسم هسم(خداباوری دین‌ناباورانه) و خب نمیدونم تو چجوری هسی ثنا
                            و اینکه من فقط زدم به بیخیالی وگرنه با یه اهنگ مثل flying یا فیلمایی مث pianist داغون میشم( ولی خب شاهکارن عهه) و دارم سعی می کنم بخندم، شاد باشم حتی به غلط! و برای رسیدن به هدفم تلاش کنم
                            بنظرم فیلمای کمدی زیاد ببین، فیلمای معرکه ای هس ک اگر بخوای معرفی میکنم
                            پادکست گوش کن، میتونی از اپلیکیشن Castbox استفاده کنی و پادکستی ک میتونم پیشنهاد کنم جافکری هست از اپیزود اول گوش کن
                            و یکی از بچا گفت ک از اخبار دوری کن بشدت باهاش موافقم و منی ک از همه چی خبر داشتم(از اقتصاد تا سیاست داخلیو خارجی) و تحلیل میکردم و این داستانا الان حتی نمیدونم دلار چن شده! و حداقل تا بعد کنکورم نمیرم سمتشون
                            بهرحال اگر خواستی با کسی صحبت کنی من هستم
                            مواظب خودت باش و بدون که ت این دنیا یکی هس ک حالت براش مهمه

                            Ali MaltiA Sana Asadi 1S 2 پاسخ آخرین پاسخ
                            5
                            • Sarah GhanaatiyanS Sarah Ghanaatiyan

                              Sana Asadi 1 سلام ثنا راسیاتش هممون افسردگی داریم و الان ک تکستای بچه هارو خوندم دیدم فقط من یا تو نیستیم
                              و جالب اینجاست اگر هرکدوممون بگیم افسردگی داریم هیچکس باور نمیکنه، حداقل برا من اینجوره و فک میکنن دارم ایسگاشون میکنم ولی خب!
                              و اینکه یه سریا گفتن ک به خانواده بگو قطعا اگر میشد زودتر میگفتی و واقعا شرایطتو درک میکنم، بگیم هم فک میکنن میخوایم جلب توجه کنیم و هرچیز دیگه...
                              یه عده هم به نماز و دعا اشاره کردن ک برای من یکی این چیزا تاثیری نداره و فعلا هیچ ایمان قلبی ای ندارم به این روش ها و فکر می‌کنم دئیسم هسم(خداباوری دین‌ناباورانه) و خب نمیدونم تو چجوری هسی ثنا
                              و اینکه من فقط زدم به بیخیالی وگرنه با یه اهنگ مثل flying یا فیلمایی مث pianist داغون میشم( ولی خب شاهکارن عهه) و دارم سعی می کنم بخندم، شاد باشم حتی به غلط! و برای رسیدن به هدفم تلاش کنم
                              بنظرم فیلمای کمدی زیاد ببین، فیلمای معرکه ای هس ک اگر بخوای معرفی میکنم
                              پادکست گوش کن، میتونی از اپلیکیشن Castbox استفاده کنی و پادکستی ک میتونم پیشنهاد کنم جافکری هست از اپیزود اول گوش کن
                              و یکی از بچا گفت ک از اخبار دوری کن بشدت باهاش موافقم و منی ک از همه چی خبر داشتم(از اقتصاد تا سیاست داخلیو خارجی) و تحلیل میکردم و این داستانا الان حتی نمیدونم دلار چن شده! و حداقل تا بعد کنکورم نمیرم سمتشون
                              بهرحال اگر خواستی با کسی صحبت کنی من هستم
                              مواظب خودت باش و بدون که ت این دنیا یکی هس ک حالت براش مهمه

                              Ali MaltiA آفلاین
                              Ali MaltiA آفلاین
                              Ali Malti
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #36

                              Sarah Ghanaatiyan بچه ها سلام
                              من یه سوالی داشتم
                              من چند ماهی هست که یه سری وسواس های الکی دارم مثل کم یا زیاد بودن نور موبایل و صدای تلویزیون و از این جور چیزهای چرت و پرت 😁
                              هر چندوقت یکبار فوبیای خواب دارم و به زور میتونم بخوابم
                              یا مثلا بعضی از اوقات احساس می کنم نمیتونم
                              بعضی از کارها رو انجام بدم و حس می کنم که خودم نیستم و این حس خیلی بدیه
                              آیا منم با این علائم افسرده ام؟؟؟

                              Sarah GhanaatiyanS siamak slamtalabS 2 پاسخ آخرین پاسخ
                              1
                              • Romi_frR Romi_fr

                                @miss-mir1381 در فقط کمک... گفته است:

                                Sana Asadi 1
                                سلام ثنا
                                نمیدونم چطور بگم که چه قدر میفهممت. اما فقط میفهممت ، درکت نمیکنم . چرا که معتقدم درک کردن دیگران غیر ممکنه! درک کردن یعنی من ثنا باشم و تمام اتفاقاتی که گذرونده رو تجربه کرده باشم که طبیعتا اینطور نیست ...
                                ولی میفهممت به خصوص اون قسمت که نمیخواستی این تاپیکو بزنی ، یا اونجایی که نمیخوای خانوادت بفهمن ، یا اونجایی که تو آدم بی خیاله ی داستانی ، یا زمانی که بگی افسرده ای دیگران چه قدر واکنش غیرقابل تحملی میتونن داشته باشن...
                                من نمیدونم از چه زمانی این عقیده راه افتاد که افسردگی و درموندگی فقط مال بزرگسالاست :///
                                قطعا همه ی کسایی که اینجان حداقل یه بار احساس کردن دیگه نمیتونن اما چرایی برای این نتونستن پیدا نکردن. این خود افسردگیه ...
                                من از خودم بخوام برات بگم ، سال دهم بود که به خاطر یه سری دلایلی افسردگی شدید گرفتم. اوایل فقط وانمود میکردم که خوب میشم و بابا چیزی نیست ولی از یه جایی به بعد دیگه نشد...
                                اون نقابی که هر روز به صورتم میزدم و میگفتم هی دوستان من عالیم افتاد و وقتی همه دیدن منِ خسته و درمونده زیر اون نقابه ... فکر میکنی چیکار کردن؟ :)))
                                دردناکه بگم ولی گفتن بچه ۱۶ ساله و افسردگی، هه . جمع کن خودتو مگه زندگیو داری میگردونی :))) و اونجا اولین صدای شکستن عمیق روحمو حس کردم (دوستان برای من خیلی سخته نوشتن اینا ، لطفا حداقل شما مثل بقیه قضاوتم نکنید و فکر نکنید دارم چرند میگم!)
                                خب من از قضاوت دیگران ترسیدم ، یه نقاب ساختم محکم تر از نقاب اولی دیگه هیچ وقتم درش نیوردم، حتی شبا. شبایی که میتونستم کمی خودمو خالی کنم رو هم از دست داده بودم.
                                اره قبول دارم مامان و بابام نگران شدن ولی اولین کاری که کردن انکار افسرگی من بود، گفتن یه ناراحتیه سادست دیگه احتمالا هم به خاطر تغییر مقطع ...
                                خلاصه بگم، گذشت تا من سِر شدم. درسمو میخوندم ، خندمو میکردم ،گریه؟ هه مگه بچه ۱۶ ساله گریه میکنه ...
                                اون زمان خیلی به من سخت گذشت ولی ازش چیزای زیادی یاد گرفتم. رک بگم زندگی همینه در حقیقت من و تو الان با واقعیت زندگی روبه رو شدیم. اره زندگی قرار نیست تغییر کنه ولی تو قراره تغییر کنی (الان شعار میبینیش و من این حال تو رو میفهمم)
                                زندگی مخلوطی از درد و زجر و لذت و خوشحالیه
                                هیچ زمانی نیست تو لذت مطلقو داشته باشی
                                هیچ زمانیم نیست زجر مطلقو داشته باشی
                                زندگی یه درصدی از ایناست. هی جابجا میشن.
                                از فردای بهبود افسردگیت تو قراره هزاران روز خوشحال باشی ولی بذار منی که هم پیش روانشناس رفتم هم روان پزشک و هم مشاور بهت بگم، همراه این خوشحالی یه درده و اینو بپذیر.
                                بپذیر که از بچگی بهمون دروغ گفتن که دنیا آباد و زیباست
                                نه آباده نه زیبا ...
                                باور کن این پذیرش باعث میشه نصف مشکل حل بشه
                                جدا از اینا ثنا ، سخت نگیر. بذار این افکارت بگذرن
                                هی با خودت نگو نه این فکر نباید تو مغز من باشه ، معذرت میخوام ولی مغز بیشعور ترین و لجباز ترین اندامه که فقط منتظره تو بهش دستور بدیو خلافش عمل کنه
                                بذار بگذرن ...
                                و برخلاف بقیه و البته با احترام به نظرشون حرف زدنو بهت پیشنهاد نمیکنم ... مگر در یه صورت که بهت میگم اول بذار بگم چرا با دوستات حرف نزنی
                                چون دوستات حتی صمیمی ترینشون ، یه قضاوت اولیه از تو دارن و بر اساس اون باهات برخورد میکن «ثنا، همون ادم بیخیاله ی جمع»
                                خوب تو تا بیای بهشون اثبات کنی بابا به خدا من حالم بده، که عمرت تموم شده. جدا از اون هر دوستی ممکنه یه روز دشمنت بشه و از ضعفات استفاده کنه (من خیلی بدبینم اگر اینطوری نیستی که خیلی هم عالی)
                                اما گفتم در یه صورت حرف بزن «ناشناس»
                                تو الان برای من فقط ثنایی. نمیشناسمت ، نه از روی تیپت قضاوتت کردم نه تفکراتتو شنیدم هیچی هیچی
                                پس فردا تو جامعه هم تورو ببینم بازم نمیشناسمت :))
                                و چه خوب نه؟
                                تو میتونی بدون ترس از قضاوت شدن یا سانسور کردن خودت با من و تمام آلایی ها حرف بزنی و این عالیه
                                شاید اگر منم اون زمان با انجمن آلا آشنا بودم کارم به قرص و روانپزشک که به درد نمیخورن حداقل برای من ، نمی رسید.
                                ثنا دختر، میفهممت ولی در نهایت توی این راه تنهایی
                                ما میتونیم گوش شنوا باشیم برات اما در نهایت این خودتی که تصمیم میگیری چه مدتی افسرده بمونی
                                از صمیم قلبم برات دعا میکنم ...
                                (و در آخر دوستان امیدوارم منو قضاوت نکرده باشید ، خیلییی برام سخت بود نوشتنش اما برای یه دوست مثل ثنا می ارزید 🙂)
                                ببخشید زیاد شد 💔

                                فکر میکنم خیلی هامون این حس هارو تجربه کرده باشیم ، حالا کم یا زیاد . قشنگی اش اینه که هممون حرفی برای گفتن داشتیم ، همه مون حس کردیم باید چیزی بگیم چون وقتی خودمون این طوری بودیم کسی نبوده که همین حرفای ساده رو بهمون بزنه . حتی نبوده که بگه خیلی ساده من قضاوتت نمیکنم ، همینم نشنیدیم ...
                                درد های آدما تو زندگی فرق داره ، آستانه تحمل ها فرق داره . یکی هست که ۲ تا بچه اش رو از دست داده و بعد از یه دوره سختی حالش خوبه و داره با قدرت ادامه میده . یکی ام هست شاید اتفاق به ظاهر کوچیک تری افتاده باشه براش ، ولی همون ضربه فنی اش کرده و دیگه تنها نمیتونه از اون درد خارج بشه شاید ...
                                من هم موافق این موضوع هستم که با دوست حرف زدن کار درستی نیست ، جدای بحث اعتماد و اینا ، دوست هم یکی مثل خودمونه ، حتی اگر عاقل باشه فهمیده باشه کتاب خونده باشه بازم یه دختر یا یه پسر ۱۷ ، ۱۸ ساله اس .‌یه سری چیزا رو شاید لازم باشه واقعا به اهلش سپرد .
                                و در آخر ، شدیدا موافق ام با این صحبت که تا خودت نخوای نمیتونی از شر این حس های بد خلاص بشی ، تا زمانی که با غصه و خستگی بشینی و کاری برای بهتر شدن نکنی حتی اگه بهترین روانشناس و پزشک های دنیا رو هم بیارن بازم تاثیر نداره . یکم تلاش کن یکم سعی کن حال خودتو شده یکم بهتر کن ، قدم اول رو خودت بردار و بعد برو سراغ راه ها و روند های درمانی برای بهبود حالت .❤

                                Sarah GhanaatiyanS آفلاین
                                Sarah GhanaatiyanS آفلاین
                                Sarah Ghanaatiyan
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #37

                                Romi_fr در فقط کمک... گفته است:

                                فکر میکنم خیلی هامون این حس هارو تجربه کرده باشیم ، حالا کم یا زیاد . قشنگی اش اینه که هممون حرفی برای گفتن داشتیم ، همه مون حس کردیم باید چیزی بگیم چون وقتی خودمون این طوری بودیم کسی نبوده که همین حرفای ساده رو بهمون بزنه . حتی نبوده که بگه خیلی ساده من قضاوتت نمیکنم ، همینم نشنیدیم ...

                                چقد این حرفتو با تک تک وجودم حس کردم
                                چندماه پیش ته یه بازه 2 3 ماهه ته ی برزخی بودم ک نذاشتم هیچ کدوم از دوستام بفهمن با اینکه حتی تولد یکی از بچا هم بود و همو دیدیم
                                اما ت اون تایم یه نفر بود ک واقعا سنگ صبورم بود و تونستم حرفامو بهش بزنم منی ک هیچوقت برای کسی دردو دل نمیکنم و نمیخوام بقیه رو هم ناراحت کنم (با اینکه بازم همه چیزو نگفتم و خیلیم نمیخواستم چ* ناله کنم اما بازم حرف زدن باهاش خوب بود)

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                0
                                • Ali MaltiA Ali Malti

                                  Sarah Ghanaatiyan بچه ها سلام
                                  من یه سوالی داشتم
                                  من چند ماهی هست که یه سری وسواس های الکی دارم مثل کم یا زیاد بودن نور موبایل و صدای تلویزیون و از این جور چیزهای چرت و پرت 😁
                                  هر چندوقت یکبار فوبیای خواب دارم و به زور میتونم بخوابم
                                  یا مثلا بعضی از اوقات احساس می کنم نمیتونم
                                  بعضی از کارها رو انجام بدم و حس می کنم که خودم نیستم و این حس خیلی بدیه
                                  آیا منم با این علائم افسرده ام؟؟؟

                                  Sarah GhanaatiyanS آفلاین
                                  Sarah GhanaatiyanS آفلاین
                                  Sarah Ghanaatiyan
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #38

                                  Ali Malti سلام
                                  نه عامو رو بچه مردم الکی عیب نزار😂🙌🏻
                                  این طبیعیه فکر میکنم همونجور ک دخترا یه بازه زمانی هورمون هاشون بهم میریزه( همون تابویی ک همه فهمیدید!! )
                                  پسرا هم در ماه اینجور میشن اما فقط از لحاظ اعصاب و روان اما دخترا از خوش شانسی زیادی چیزای دیگه هم دارن!

                                  Ali MaltiA 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  1
                                  • Sarah GhanaatiyanS Sarah Ghanaatiyan

                                    Ali Malti سلام
                                    نه عامو رو بچه مردم الکی عیب نزار😂🙌🏻
                                    این طبیعیه فکر میکنم همونجور ک دخترا یه بازه زمانی هورمون هاشون بهم میریزه( همون تابویی ک همه فهمیدید!! )
                                    پسرا هم در ماه اینجور میشن اما فقط از لحاظ اعصاب و روان اما دخترا از خوش شانسی زیادی چیزای دیگه هم دارن!

                                    Ali MaltiA آفلاین
                                    Ali MaltiA آفلاین
                                    Ali Malti
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #39

                                    Sarah Ghanaatiyan خیلی ممنون عامو 😂✌️

                                    Sarah GhanaatiyanS 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    1
                                    • Sarah GhanaatiyanS آفلاین
                                      Sarah GhanaatiyanS آفلاین
                                      Sarah Ghanaatiyan
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #40

                                      یک روز رسد غمی به اندازه کوه
                                      یک روز رسد نشاط اندازه دشت
                                      افسانه زندگی چنین است عزیز
                                      در سایه کوه باید از دشت گذشت

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      2
                                      • Ali MaltiA Ali Malti

                                        Sarah Ghanaatiyan خیلی ممنون عامو 😂✌️

                                        Sarah GhanaatiyanS آفلاین
                                        Sarah GhanaatiyanS آفلاین
                                        Sarah Ghanaatiyan
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #41

                                        Ali Malti 🌻

                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        0
                                        • Sarah GhanaatiyanS Sarah Ghanaatiyan

                                          Sana Asadi 1 سلام ثنا راسیاتش هممون افسردگی داریم و الان ک تکستای بچه هارو خوندم دیدم فقط من یا تو نیستیم
                                          و جالب اینجاست اگر هرکدوممون بگیم افسردگی داریم هیچکس باور نمیکنه، حداقل برا من اینجوره و فک میکنن دارم ایسگاشون میکنم ولی خب!
                                          و اینکه یه سریا گفتن ک به خانواده بگو قطعا اگر میشد زودتر میگفتی و واقعا شرایطتو درک میکنم، بگیم هم فک میکنن میخوایم جلب توجه کنیم و هرچیز دیگه...
                                          یه عده هم به نماز و دعا اشاره کردن ک برای من یکی این چیزا تاثیری نداره و فعلا هیچ ایمان قلبی ای ندارم به این روش ها و فکر می‌کنم دئیسم هسم(خداباوری دین‌ناباورانه) و خب نمیدونم تو چجوری هسی ثنا
                                          و اینکه من فقط زدم به بیخیالی وگرنه با یه اهنگ مثل flying یا فیلمایی مث pianist داغون میشم( ولی خب شاهکارن عهه) و دارم سعی می کنم بخندم، شاد باشم حتی به غلط! و برای رسیدن به هدفم تلاش کنم
                                          بنظرم فیلمای کمدی زیاد ببین، فیلمای معرکه ای هس ک اگر بخوای معرفی میکنم
                                          پادکست گوش کن، میتونی از اپلیکیشن Castbox استفاده کنی و پادکستی ک میتونم پیشنهاد کنم جافکری هست از اپیزود اول گوش کن
                                          و یکی از بچا گفت ک از اخبار دوری کن بشدت باهاش موافقم و منی ک از همه چی خبر داشتم(از اقتصاد تا سیاست داخلیو خارجی) و تحلیل میکردم و این داستانا الان حتی نمیدونم دلار چن شده! و حداقل تا بعد کنکورم نمیرم سمتشون
                                          بهرحال اگر خواستی با کسی صحبت کنی من هستم
                                          مواظب خودت باش و بدون که ت این دنیا یکی هس ک حالت براش مهمه

                                          Sana Asadi 1S آفلاین
                                          Sana Asadi 1S آفلاین
                                          Sana Asadi 1
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #42

                                          Sarah Ghanaatiyan

                                          مرسی مهربون❤
                                          گفتی فیلم کمدی!
                                          یادم نمیاد آخرین بار ‌کی به فیلم کمدی خندیدم! شاید سه چهار سال پیش بود! شایدم دور تر....
                                          ولی اگه چیزی بوده که واسه تو خاص بوده، خوش حال میشم بشنوم.
                                          دقیقا همینطوره. همش فکر میکنن میخوای جلب توجه کنی و خب قطعا نمیشه باهاشون حرف زد...
                                          مرسی از راهنماییات💞

                                          تو مرا جان و جهانی
                                          چه کنم جان و جهان را...♥️

                                          Sarah GhanaatiyanS 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          12
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 3
                                          • 4
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع