Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. مشاوره تحصیلی
  3. افسردگی و کنکور
گلوکز
HakoH
اکسایش گلوکز برگشت پذیره؟ میشه واکنش و بگین @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
نکات و جمع بندی‌ 🦋زیست شناسی 🦋
wanderingW
🧩این تاپیک جهت یکجا بودن نکات مهم و جدول‌های جمع بندی درس زیست شناسی🧬 زده شده 🪄آزاد برای مشارکت عموم🪄 لطفا اسپم ندید تا نکات یکپارچه باشه.🙏
زیست شناسی
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
Routine Time 💫📒
Michael VeyM
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
ماجرای خاکستر به عنوان پاک‌کننده
HakoH
ما گفتیم توی خاکستر فلزاتی داریم که با آب خاصیت بازی ایجاد میکنن پس اون موقع چربی حالت اسیدی داره که هم رو حل میکنن یا چی؟ @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
اشتباه پاسخنامه یا اشتباه عسل؟
HakoH
Topic thumbnail image
شیمی
یه سوال ساده!
HakoH
سلام سلام تفاوت‌ اسید چرب و استر بلند زنجیر چیه 😭😭 همش قاطی میکنمشون @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
واکنش فلز با اسید
HakoH
چرا فلزات در واکنش با اسید از کمترین ظرفیت خودشون استفاده میکنن؟ @دانش-آموزان-آلاء @ریاضیا @تجربیا
شیمی
رنگ اهک
HakoH
های وقتی به دریاچه ها اسید اهک اضافه می‌کنن آهک صورتیه یا کرمی ؟تو هر کتاب یه رنگه @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
دوره کارآموزی رشته پزشکی🩺
SinaFS
Stager دوره استاژری، استاجری، استیجری یا هرچی که دوست دارین اسمشو بذارین. کاراموزی پزشکی‌ها اینجا شروع میشه😁 الان که دارم این مطلبو مینویسم، ۶ ماه از شروع استاژریم گذشته و هنوز تمومش نکردم، پس طبیعتا خیلی چیزا رو نمیدونم. این دوره خیلی چیزهاش میتونه تو دانشگاه‌های مختلف متفاوت باشه، مواردی که اینجا میگم یه سری چیزهای کلی و در واقع اون چیزی هست که همه‌جا باید اجرا بشه و همینطور اتفاقاتی که مختص کاراموزی خودم هست رو هم میگم. بقیه دوستانی که استاژر هستن یا تموم کردن هم بیان از تجربه‌هاشون بگن چون واقعا تفاوت‌های بسیار زیادی وجود داره. اول اینکه درس‌های تئوری و کلاس‌های تئوری غیر از کاراموزی و مشابه دوره فیزیوپات خواهید داشت. برنامه این کلاس‌ها از کاراموزی‌ها جداست و امتحانش هم جداست. امتحان کاراموزی هر بخش در انتهای بخش گرفته میشه و کاااملا بستگی به استاد داره که به چه شکلی باشه. مثلا بخش‌هایی که من تاحالا رفتم، برای جراحی امتحان تستی گرفتن، برای ارتوپدی تشریحی بوده، برای روان پزشکی شفاهی و کاغذی تستی باهم بوده، برای یه بخش دیگه اصلا استاد امتحان نگرفت😂 بقیه دوستام تو بخش داخلی که بودن، ازشون آسکی گرفتن و ... میخوام بگم یه چیز ثابت و واحد نیست. نمره‌ی پاسی برای کاراموزی هر بخش فکر میکنم ۱۴ باشه ولی مطمئن نیستم...برای درس‌های تئوری که دارین، پاسی همون دوازدهه نمره دهی تو هر بخش براساس فعالیت داخل بخش و نمره‌ی امتحان پایان بخشه (این قانون کلی هست ولی دیگه اینکه هر استاد چیکار کنه رو گفتم دیگه، متفاوته) تو استاژری، ورودی شما گروهبندی میشه، و در قالب گروه‌های جدا، هرکدوم بخش‌ خودتون رو میرین و در طول سال بین بخش‌ها جابه‌جا میشین. نحوه گروهبندی هم من نمیدونم قانون همه‌جاییش چیه ولی برای ما سپردن به خودمون که گروهبندی کنیم. ما هم خوبارو برداشتیم برا خودمون🙄🙄😂البته که با انتخاب خودشون اومدن😅 حالا می‌رسیم به اینکه استاژر تو بخش چیکار میکنه دانشجوی استاژر، صبح ساعت ۷ونیم باید تو بخش حضور داشته باشه، اگه بیمار جدید داریم، شرح حال بگیره و معاینه کنه، آزمایشات و عکس برداری‌های این بیمار جدید رو ببینه و همه‌ی اطلاعاتی که بدست آورده رو داخل برگه‌ی شرح حال بنویسه، تشخیص افتراقی‌ها و تشخیص نهاییش رو هم بنویسه، امضا کنه و بذاره داخل پرونده(میتونین از رو شرح حال پرستار یا چیزایی که پزشک از قبل نوشته هم تقلب کنین🫣🫣😂) بعد بره سراغ بیمار بعدی و همه این مراحلو براش انجام بده بیمارهای جدید که تموم شدن، حالا باید بره به بیمارهای قبلی که روزهای قبل ازشون شرح حال گرفته سر بزنه. باید دوباره یه شرح حال خلاصه‌تر و معاینه انجام بده و ببینه بیمار نسبت به روز قبل چه تغییراتی داشته. همه‌ی این تغییرات رو داخل برگه‌ی سیر بیماری بنویسه، آزمایش‌ها و عکسبرداری های جدید بیمار رو ببینه و اگه اونجا هم نکته‌ای هست، بنویسه و در نهایت باتوجه به تغییراتی که رخ داده یا نداده، یک پلن درمانی برای بیمار بنویسه(معمولا پزشک‌ها مینویسن RPO ولی از دانشجو انتطار میره که حتما دونه به دونه داروها و اقدامات درمانی رو با دوز و نحوه مصرف و ... بنویسه🤦🏻‍♂️😂) این برگه‌ی سیر رو هم که نوشتین، تاریخ و ساعت و امضا میزنین و میذارین داخل پرونده. تا وقتی بیمار داخل بخش حضور داره باید براش هر روز سیر پر کنین. حتی اگه رفت icu باید برین پیداش کنین سیرشو بذارین😂😂یه وقت فکر نکنین چون تو بخش نیست پس مرخص شده، شاید رفته باشه سونو، رادیوگرافی، مرخصی موقت یا icu. بعد از این استاد وارد بخش میشه و میاد که بیمارهاشو ویزیت و برای ما راند آموزشی برگزار کنه. ما هم مثل جوجه اردک‌ها که دنبال مامانشون راه میرن، هرجا استاد رفت دنبالش میکنیم. میریم بالاسر بیمار، هرکس از گروهمون شرح حال گرفته، شرح حالشو(ترجیحا از حفظ) برای استاد میگه، استاد هم چندتا سوال میپرسه، اشتباهات رو تذکر میده و درستش رو میگه، چندتا نکته آموزشی میگه و توضیحاتشو ارائه میکنه. بعد میریم بیمار بعدی و دوباره همین مراحل تا وقتی همه‌ی بیمارها تموم بشن. هیچ بیماری نباید بدون شرح حال باشه و وقتی استاد میپرسه این بیمار کیه، ساکت نمونین🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️ بعد از این مرحله حالا بسته به بخشی که هستین، ممکنه با استاد برین درمانگاه، برین اتاق عمل، کلاس آموزشی یا هرجایی که استاد بگه عصرها هم کشیک دارین. کشیک‌هاتون رو تقسیم میکنین و هر روزی که نوبتتون باشه، به مدت ۳ ساعت باید برین اورژانس و هرچی بیمار جدید که مربوط به بخش شما هست رو ببینین، شرح حال بگیرین و معاینه و خلاصه هرکاری که صبح واسه بیمارای جدید انجام میدادین رو انجام بدین. به ما گفتن ساعت ۵ تا ۸ این چیزیه که تو یک روز عادی دوره کاراموزی برای دانشجو باید اتفاق بیفته ولی خب...🙄🙄🫣😂 مورنینگ هم ما داریم. برای بقیه رو نمیدونم...ولی ما چون رزیدنت و اینترن نداریم، دیگه از همین استاژری باید مورنینگ بدیم😂😂😅 مورنینگمون هم هر روزه نیست، یه روزهای خاصی از هفته هست که هر هفته هم برگزار میشه. یه بیمار رو استاد برامون مشخص میکنه تا توی مورنینگ ارائه بدیم. محتوای مورنینگ هم دقیقا همون محتوایی هست که داخل برگه شرح حال نوشتین و گذاشتین داخل پرونده. یعنی میشه شرح حال بیمار، معاینه بیمار، تشخیص افتراقی‌ها، آزمایشات و عکسبرداری‌ها، تشخیص نهایی. حالا تفاوت های ریز هم ممکنه وجود داشته باشه مثلا بعضی اساتید ممکنه اقداماتی که برای بیمار داخل بیمارستان انجام شده رو هم بخوان، مثلا اینکه وقتی بیمار اومده بیمارستان، چه داروهایی گرفته، داروها اثر داشته یا نه، عوارض داشته یا نه، عکسبرداری‌هاش تغییر کرده یا نه، خلاصه ممکنه محتوای برگه‌های سیر بیماری که نوشتین رو هم بخوان یا حتی پلن درمانی...حالا تشخیص نهایی رو دادی، خب چیکارش کنیم، چجوری درمان کنیم. حالا واسه استاژری شما شاید مورنینگ نباشه ولی تو اینترنی به احتمال بالای ۹۰ درصد دیگه حتما دارین😂😂 ژورنال کلاب هم ممکنه داشته باشین...البته من هنوز ژورنال کلاب ارائه نکردم و داخل جلساتش هم نبودم، هروقت رفتم اونو هم توضیح میدم. این اتفاقات کلی بود که باید همه‌جا به این شیوه برگزار شه ولی خب بوده که تو یه بخشی ما استاد رو بزور میدیدیم، برا همین تقریبا ول بودیم و خودمون سعی میکردیم هرچی میتونیم با چیزایی که میخونیم و میبینیم یادبگیریم...بخشی هم بودیم که اساتیدش بهمون امون نمیدادن، و انقدر تحت فشار بودیم که اگه یکم دیگه ادامه پیدا میکرده، دچار فروپاشی میشدیم😂😂بخشی هم بودیم که نه کلا ول بودیم و نه اونقدر سخت گرفته شده، استاد میومده و کارشو میکرده، برا ما هم توضیح میداده و همه چی گل و بلبل😁 بخشی هم بودیم که اصلا بخش نبودیم🤦🏻‍♂️ فقط درمانگاه رفتیم براش😂 بخشی هم داشتیم که فقط اتاق عمل بودیم و ... اون برنامه‌ی اصلی کاملا رعایت نمیشه هیچوقت فقط گفتم که ذهنیت داشته باشین داشتن روپوش سفید و اتیکت برای حضور در بیمارستان الزامیه، این دیگه مشخصه، برای اتاق عمل هم که باید اسکراب داشته باشین(البته اگهههه اتاق عمل راهتون بدن، ما که ورودی‌های اول دانشگاهیم و هیچ دانشجو پزشکی دیگه نداریم، راحت رفتیم، با استاد هم دست شستیم😂😂 واقعا اگه من نبودم کی میخواست به جراح کمک کنه...😔😔🤦🏻‍♂️😂) توی هر بخش یه سری کارهای عملی متناسب با اون بخشو هم باید بهتون یاد بدن، مثلا تو اورولوژی باید بهتون یاد بدن چطوری سوند بذارین (خییلی راحته😂)، مثلا تو بخش جراحی باید بهتون یاد بدن چطوری چست تیوب بذارین، مثلا تو بخش ارتوپدی باید بهتون یاد بدن چطوری گچ بگیرین و خیلی چیزها متناسب با هر بخش البته که به ما در این زمینه هیچی یاد ندادن🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️شما ولی پیگیرش باشین...داخل کوریکولوم فکر کنم همه‌ش رو نوشته آها اینم یادم شد بگم، قبل از ورود به استاژری باید تیتر آنتی بادی‌تون برای هپاتیت هم بالا باشه...آزمایش میدین، اگه بالا بود که چه بهتر، وگرنه باید واکسن بزنین...حدودا چندماه قبل اینکه وارد بیمارستان شین البته جای ما سخت نگرفتن، بعضیامون یکم دیرتر اقدام کردن، ولی خب این برای خودتون و سلامتی خودتون مهمه که باید جدی بگیرین. هر بخشی که میرین خیییییییلی باید درس خوند. برای فیزیوپات گفتم که باید زیاد درس خوند، اینجا همچنان اون زیاد خوندن رو باید ادامه داد. شما تو دوره کاراموزی اگه تشخیص و درمان رو یادگرفتین که چه بهتر، وگرنه تموم میشه، اینترن میشین، و باید تو بخش تنهایی بیمارها رو منیج کنین😁 دیگه نه استادی هست که کمکتون نه هیچی (البته استاد هست ولی انتظارش اینه که بلد باشین و موارد خیییلی سخت و پیچیده رو نهایتا بپرسین) آها یه مورد دیگه که نزدیک بود یادم بره. باید تا قبل از آزمون پره‌انترنی، حتما عنوان پایان‌نامه‌تون رو ثبت کنین. از زمان ثبت عنوان تا دفاع پایان‌نامه هم حتما باید حداقل یک سال بگذره و زودتر نمیشه دفاع کرد حالا شما میتونین تو دو سال استاژری هر زمانی عنوانتون رو ثبت کنین کاری که من دارم انجام میدم اینه که، عنوان رو اوکی کردم، کارای دیگه‌ش رو هم انجام میدم و سال بعد همین حدودای زمستون میرم برای دفاع. بعد هم بدون هیچ نگرانی از پایان‌نامه، میشینم واسه پره میخونم، و تو اینترنی هم باز بدون نگرانی واسه پایان‌نامه، میشینم واسه رزیدنتی میخونم. بعضیام هستن که عنوانشونو ثبت میکنن، بعد برای پره میخونن و تو اینترنی میرن سراغ پایان‌نامه. بعضیام که کارای دیگه میکنن. دیگه اینو خودتون ببینین چجوری دوست دارین. مورد دیگه که دوست دارم دربارش بگم، اینه که تو بخش‌ها ارتباط با همکاراتون خیلی مهمه. تا جای ممکن بی‌حاشیه پیش رفتن و ارتباط خوب با اینترن یا رزیدنت بالادست، با پرستارها، با خدمات بخش، همه و همه کمکتون میکنه و خب درگیری باهاشون هم مسلما به آموزش شما لطمه خواهد زد. غیر از شرح حال و معاینه و تشخیص و درمان بیماران، یک مورد خیلی مهم دیگه که تو کاراموزی باید یادگرفت، همین ارتباط با افراد دیگه‌ای هست که تو روند بهبودی بیمار شما نقش دارن. البته که سیستم آموزشی ما واسه این مورد هیچ برنامه‌‌ی درستی نداره و باید دِیمی خودتون یادبگیرین😂😂 همچنان پیشنهاد میکنم المپیاد استدلال بالینی رو شرکت کنین و خوندنتون برای اون باشه...توضیحات بیشترشو تو تاپیک دوره فیزیوپاتولوژی گفتم آخر استاژری هم آزمون پره انترنی داریم که با قبولی تو اون آزمون، مجوز ورود به اینترنی رو بدست خواهیم آورد. هنوز آزمونش رو ندادم، پس هروقت رسیدم بهش توضیحاتش رو خواهم داد. و نکته آخر هم اینکه از معاینه کردن، نترسین، نترسین، نترسین(اینو به خودم هم میگم). هرجایی که لازمه رو ببینین، هرجایی که لازمه رو دست بزنین، اصلا هم به این فکر نکنین که بیمار درد داره یا ممکنه همکاری نکنه یا جای حساسیه، یا بیمار خانم یا آقاست که اگه معاینه نکنین و معاینه رو یادنگیرین، ظلم بزرگی به یادگیری خودتونه و ظلم بزرگتری هم به بیمارهای آینده‌ی شماست. فعلا دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه @دانشجویان-پزشکی
دانشگاهی
دوره فیزیوپاتولوژی ⚕️📚
SinaFS
سلام و درود😁 این تاپیک همونطور که از عنوانش معلومه، درباره‌ی دوره‌ی فیزیوپاتولوژی دانشجوهای پزشکیه فیزیوپات بسته به دانشگاهی که هستین، به دو شکل ممکنه برگزار بشه یک حالت اینه که به صورت ترمی باشه. یا هم ممکنه که براتون به صورت کورسی برگزار بشه (ایشالا که این حالت باشه) تو حالت اول، دقیقا شرایط مثل علوم پایه‌س. برنامه کلاسی‌تون رو میگیرین و هر روز میرین سر کلاساتون و درس‌های مختلف رو باهم میگذرونین و در پایان ترم هم همه رو باهم امتحان میدین. این چیزیه که من تجربه کردم تو حالت دوم، یه نفر که کورسی بوده باید بیاد توضیح بده😂😂😅 ولی به طور کلی چیزی که من میدونم ازش اینه که شما درس‌ها رو به صورت کورس‌های جدا از هم میگذرونین. یعنی مثلا یک ماه کورس قلب دارین. و تو این یک ماه فقط قلب میخونین، فقط کلاس‌های مربوط بیماری‌های قلب رو شرکت میکنین و در انتهای ماه هم امتحان قلبتونو میدین تموم میشه میره. و ماه بعد باز کورس بعدی ازین که بگذریم، به هر روش و مدلی که فیزیوپاتتون برگزار بشه، اینو بدونین که شروع سفت درس خوندن دانشجوی پزشکی این دوره‌ست اگه تا الان رنک یک کلاس و علوم‌پایه بودین، یا اینکه همه‌ درساتونو رو مرز پاس کردین و تا تونستین پیچوندین، همه رو بریزید دور اینجا اون پایه‌ی دانش پزشکی شما قراره ساخته بشه و هرررر درسی که میخونین، کاملا تو بالین و بیمارستان کاربرد داره و استفاده میشه. ته ته تهش حتی اگه یه موضوعی خیلی نادر هم باشه، بازم استاد یجوری سرش گیرتون میندازه...اصلا هم مهم نیست مربوط به تخصصش هست یا نه😂😂...اصلا هم مهم نیست کجا و چند نفر دارن گیر افتادنتونو می‌بینن...پس برای حفظ آبروتون، و از اون مهم‌تر برای خودتون و بیمار هایی که قراره بیان زیر دست شما، این دوره رو خییییلی درس بخونین🙏🏻🙏🏻🙏🏻 اگه خوب نخونین چی میشه؟ خب استاژری فشار خواهد آمد و مجبور میشین تو تایم کمتر و فشرده‌تر بخونین. اگه حتی تو استاژری هم نخونین و سمبل کنین، احتمالا تو اینترنی به رحمت خدا می‌رین😂😂هنوز اینترن نشدم، ولی بهترین حدسم همینه😁 از اهمیت فیزیوپات هرچی بگم، کم گفتم...پس بحثشو همینجا می‌بندم دیگه اما در مورد درس‌ها، همه‌شون که خیلی مهم‌ان، ولی چندتا رو دوست دارم که یکم دربارشون صحبت کنم اولین درسی که میخوام بگم، (شرح حال و معاینه فیزیکی) هست. هرچند با پیشرفت ابزارهای تشخیصی و هوش مصنوعی، خیلی تشخیص‌ها راحت شده ولی از اونجایی که تو کشور ما هنوز پرونده‌ها کاغذیه، قویا پیشنهاد میکنم این درسو جدی بگیرین دستگاه‌های بیمارستان‌ها معمولا یا خرابه، یا خوب کار نمیکنه، یا یه چیزیش کجه🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️یا هم کسی که مسئول استفاده از اون دستگاه‌هاست درست باهاشون کار نمیکنه. اشتباه‌ها و سوتی‌ها تو پاراکلینیک و آزمایشگاه و پاتولوژی اصلا اصلا کم نیستن و همه اینا رو به شرطی میشه خنثی کرد که شمای پزشک بتونین یک شرح حال خوب و یک معاینه‌ی درست انجام بدین. من خودم به اندازه موهای سرم ECG دیدم که لیدها رو اشتباه بستن و در نتیجه تو برگه‌ی نوار موج‌های عجیب غریب تشکیل شده...حتی با چشمای خودم دیدم که اشتباه می‌بندن. سونوی بیمارستانمونو احدی قبول نداره، برا همین جراح‌هامون فقط با معاینه بیمار مشکوک به آپاندیسو میبرن اتاق عمل، در صورتی که اگه سونو درست باشه، سونوگرافیست بلد باشه، خییلی برای آپاندیس تشخیصیه. از اشتباه تو آزمایش خون و اشتباه تو گرفتن عکس‌های رادیوگرافی هم که چیزی نگم (حالا من هنوز استاژرم و خیییلی کم با این چیزا مواجه شدم، احتمالا اشتباه‌ها و سوتی‌های فوق پیشرفته‌تری هم هست که تو مراحل بعدی کشف میکنم🤦🏻‍♂️😂😅) خلاصه...شرح حال و معاینه اهمیتش بی‌نهایته درس بعدی که میخوام در موردش بگم، استدلال بالینیه برای ما نیم واحد بود...برای شما هم احتمالا همینه یا یکم کمتر یا بیشتر...خلاصه واحدش خیلی کمه اما برخلاف کم بودن واحدش، اهمیتش در مسیر پزشکی شما بسیار بسیار بالاست. اگه اهمیتش از شرح حال و معاینه بیشتر نباشه، مطمئنا کمتر نیست کل بحثش اینه که شما رفتی بالاسر بیمار، شرح حالتو گرفتی، معاینه کردی، عکس‌های سی‌تی و رادیوگرافی گرفتی، آزمایش‌هایی که میخواستی هم گرفتی، حالا با این همه اطلاعاتی که داری چجوری به تشخیص برسی. کدوم داده‌ها اضافی و بدردنخورن و کدوما اهمیت تشخیصی دارن. چه تشخیص افتراقی‌هایی میتونی داشته باشی و هر کدوم رو با چی رد کنی. همه و همه با استدلال بالینی امکان پذیره. مهارتیه که شما رو به سمت تشخیص و نهایتا درمان هدایت میکنه. درسته که تو کلاس‌های دیگه براتون توضیح میدن که فلان بیماری چیه، چطوری تظاهر میکنه، چطوری تشخیص داده میشه و چطوری میشه درمانش کرد، ولی وقتی میری بالاسر بیمار، اونجاست که می‌بینی به اون راحتی که تو کلاس میگفتن هم نیست برای همین، من پیشنهاد میکنم که همه‌تون المپیاد استدلال بالینی رو شرکت کنین و طوری درس بخونین که اونجا رتبه بیارین. المپیاد استدلال بالینی اصلا آسون نیست، سوالات متفاوتی داره و نحوه پاسخ‌ دهی کاملا متفاوتی نسبت به آزمون‌هایی که تا حالا داشتیم، داره. و فقط یک بار شرکت کردنش هم کافی نیست. شما دفعه‌های اول میرین آزمون که هیچی نشین😅 و نتیجه رو مثلا سال اول یا دوم اینترنی میگیرین، بعضیا حتی تو رزیدنتی... چندتا مزایا داره. مهم‌ترینش اینه که پزشک باسواد و خفنی میشین. مورد بعدیش اینه که منجر به نتایج خیلی خوب تو آزمون‌های پره و رزیدنتی میشه(دیگه وقتی واسه این آزمون سخت آماده میشین، اون دوتای دیگه براتون ایزیه😬😂) و مورد آخر هم اینکه اگه یکمی هم شانس آوردین رتبه شدین، خب مزایای اونو هم دارین...استریتی و بنیاد ملی نخبگان و استعدادهای درخشان و چی و چی و چی... و آخرین درسی که میخوام دربارش واسه‌تون صحبت کنم، درس‌های آمار و روش تحقیقه...اگه میخواین پایان‌نامه‌تونو خودتون بنویسین و به جایی پول ندین که براتون بنویسن، این دو درس خیلی به کارتون میاد و لازمه و همینا دیگه...فیزیوپاتتون هم که تموم میشه استاژر میشین. اگه درس افتاده داشته باشین، ورود به استاژری ممکن نیست (مگر با کلی بند و تبصره و تعهد و ...) نمره‌ی پاسی تو این دوره، برای درس‌های تخصصی ۱۲ هست، و برای بقیه‌ی درس‌ها ۱۰. یعنی عمومی‌ها، درس‌های پایه و شناور، همه پاسیشون ۱۰ هست. مشروطی هم ۱۲ هست (یکم مشروط شدن سخته اینجا😬😂) اولین کارآموزی بیمارستانتون رو هم اینجا خواهید رفت(اگه دانشگاهتون مثه ما نپیچونه🤦🏻‍♂️) : کاراموزی شرح حال @دانشجویان-پزشکی دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه اگه سوالی دارین، در خدمتتون هستم
دانشگاهی
دوره علوم‌پایه پزشکی📝📚
SinaFS
خب امروز میخوام واستون درباره دوره علوم پایه صحبت کنم. بیشتر تجربیات خودمه و خب دانشگاه به دانشگاه و حتی تو بعضی دانشگاها، کلاس به کلاس این تجربیات میتونه متفاوت باشه😅 بعضی علوم‌پایه‌شون ۵ ترمه‌س، بعضی ۴ ترمه، بعضی ۳ و حتی تعداد نادری هم ۲🙄 شما هم تجربیاتتون که فک میکنین مفیده رو بذارین😊🙏🏻🌱 من فرض رو بر این میذارم که همه میخوان یک پزشک باسواد و متعهد و درستی باشن پس هرچیزی که میگم به این سمت جهت‌گیری داره اول یک سری کلیات رو میگم بعد دونه دونه درس‌های مختلف رو بررسی میکنیم، و در آخر هم دیگه آپدیت از هرچیزی که یادم بیاد یا شما بخواین به اشتراک بذارین ۱. اینو احتمالا اکثرا تجربه کرده باشین که با شوق و ذوق میاین دانشگاه و تنها چیزی که یاد نمیگیرین پزشکیه😂 همه فامیل و دوست و آشنا دکتر صداتون میکنن ولی دریغ از یک توصیه پزشکی که بتونین انجام بدین😂😅 درسا هم که هیچ محتوای مرتبطی با رشته نداره، ۴تا استاد سخت‌گیر هم که داشته باشین دیگه پک فرسودگی دوره دانشجوییتون تکمیل میشه😂😂😂 این رو من به چشم در همه ورودی‌های دانشگاهمون دیدم و می‌بینم همچنان یعنی دیگه وقتی میخوای وارد فیزیوپات شی و اصل کاریا شروع شه دیگه جون نداری، حوصله نداری، اون انگیزه‌های اول قبولیت تموم شده رفته بنابراین توصیه میکنم هرررر چیزی که میخاستین کنار پزشکی ادامه بدین رو ادامه بدین😂همین دوره دقیقا وقتشه. هر کاری میخواستین شروع کنین، شروع کنین، هر مهارتی میخواستین یاد بگیرین، برین دنبالش، تو همه‌ی سوراخ سمبه‌های دانشگاه سرک بکشین، نمیدونم صنفی برین، نشریه برین، EDC برین، تحقیقات برین، دفترمنتورینگ اگه دارین برین، همه‌ی انجمن‌ها و کانون‌ها رو بگردین ببینین چجوریاس، هر فیلم و سریالی که دوست دارین ببینین، دریغ نکنین از خودتون، هر عشق و حالی از دوره دانشگاه تو ذهنتون بوده برین انجام بدین و خلاصه تا میتونین حال خودتونو خوب و انرژیتونو بالا نگه دارین. حالا اینارو که میگم، خودم هم انجام میدادم که میگم😅😅نگین میخواد ما رو منحرف کنه🤦🏻‍♂️ منم کلی دوره برنامه نویسی دیدم و کار کردم، رو طراحی سایت که دوست داشتم کار کردم، یه مدت سئو میخوندم، حتی با دوستام یه طرح کارآفرینی رو واسه المپیاد کارآفرینی انجام دادیم(هیچی نشدیم😂😅 ولی تجربه گروهی خوبی بود)، بیرون رفتنو گشتن هم که همیشه داشتیم (البته دراماهایی هم داشت که خداروشکر من درگیر هیچکدوم نشدم🤲🏻) و خیلی چیزهای دیگه... ۲. مورد اول خیلی طولانی شد👀 حالا همه اینا رو گفتم ولی اصلا معنیش این نیست که دیگه درسو بذاریم کنار و صرفا برای پاسی بخونیم، منم این کارو نکردم. برای درسا تو پست‌های بعدی دونه دونه توضیح میدم ۳. حتما حتما حتما با دانشجوهای ترم‌های بالاترتون در ارتباط باشین...خیلی شرایط، امکانات و ... وجود داره تو دانشگاه که دانشجو نمیدونه وجود دارن و در نتیجه استفاده نمیشه. اینجا خب اون‌هایی که باتجربه‌ترن و بیشتر بودن میتونن راهنمایی کنن. از لحاظ درسی و استادها هم که از واجباته و خودتون خود به خود مجبور میشین ارتباطه رو بگیرین😂😅 یه مثال بخوام بگم مثلا تو دانشگاه ما یه اتاقی بود روش نوشته بود استودیو تولید محتوا، اتاق فیلمبرداری و پادکست و تدوین و گریم و اینا داره. بعد من اوایل فکر میکردم اینو فقط دانشگاه استفاده میکنه و هیچ دانشجویی نمیتونه بره داخلش. بعد که رفتم تو یه سری کارهای فیلمبرداری و تولید محتوا، مجوز ورود همیشگی براش گرفتم😂😂هروقت میخواستم میرفتم کارمو میکردم و هنوز هم هروقت لازم بشه دیگه مسئولشو میشناسم، میتونم هماهنگ کنم و استفاده کنم ۴. نگران آزمون علوم پایه نباشین😊 نمره منفی که نداره...به نسبت آسون هم هست...و توضیحات بیشتر هم که تو تاپیک علوم پایه‌س ۵. کتاب رفرنس نخرین...پولاتونو نگه دارین برای فیزیوپات(میدونم که آخرش همتون میرین همه‌ی رفرنسا رو میخرین😔😔) به ما هم همه‌ی اساتید میگفتن برین کتاب بخرین بخونین ولی خب ما با جزوه و کتاب‌های خلاصه و ... خوندیم و جمع کردیم (البته اینم باز خیلی به استاد بستگی داره. از ترم بالاهاتون مشورت بگیرین و نهایتا کتابشو از کتابخونه بگیرین، نخرینننن😬😬) ۶. سعی کنین سال اول عاشق نشین🫠(اینم میدونم گفتنش هیییچ فایده‌ای نداره🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️😂 همتون میرین تو چاه میفتین...هییییی) ۷. "بچه‌هااااا...ما قراره ۷ سااال باهم باشیم" این جمله رو از ادبیاتتون حذف کنین🤦🏻‍♂️اصلنم قرار نیست ۷سال باهم باشین. چندتا دوست خوب پیدا کنین(حتی اگه فکر میکنین هیچکی خوب نیست، بازم چند نفر قابل تحمل‌تر از بقیه پیدا کنین) و از استاژری به بعد کلا از بقیه جلبک‌های کلاس جدا میشین👌البته ما خودمون گروه‌هامونو چیدیم نمیدونم بقیه دانشگاه‌ها چجوری میچینن👀 گروه‌ها رو هم گفتن هم پسر باید داشته باشه هم دختر...پس اگه دست خودتون بود، از هر دو جنس مقدمات رفاقت رو پایه ریزی کردن خوبه😁 این که میگم اهمیتش بینهایته...حالا میاین استاژر میشین خواهید دید چه میشود ۸. دیگه فعلا چیزی به ذهنم نمیرسه درس‌ها رو شروع میکنم @دانشجویان-پزشکی
دانشگاهی
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
داشته هامون 😍✨
در حال بارگذاری...د
سلام شبتون بخیر چطورین رفقا؟! میخام یه چالش بزارم، نمیدونم قبلا همچین تاپیکی بوده یا نه ولی خب من ایجاد کردم دیگه..!😁 رفقا بیاین یه متن بنویسیم و هر جملش با این کلمه شروع بشه: "چقده خوبه که.." و داشته هامونو بگیم و خدامونو واسه اینکه تو زندگیمون داریمشون شکر کنیم..!✨❤ مثلا متن خودم: چقد خوبه که میتونم واسه هدفام تلاش کنم... چقد خوبه که وسط ناامیدی زیاد، بازم امید دارم... چقد خوبه که عضو انجمن آلا هستم و کلی رفیق دارم... چقد خوبه که انسانیت درونمو حس میکنم.. چقد خوبه که پیتزا و شیرکاکائو با تی تاپ درمون دردامه... چقد خوبه که قیمه اختراع شده... چقد خوبه که میتونم برم بیرون و خونوادم و رفیقامو بغل کنم... چقد خوبه که سالمم... چقد خوبه که خونوادم کنارمن... چقد خوبه که میتونم خودمو کارامو انجام بدم... چقد خوبه که داداشم هوامو دارم... چقد خوبه که ... چقد خوبه که بدنیا اومدم...! :)))) خدا برای همه ی "چقد خوبه ها که" شکرت..! بیاین یبار هم که شده بجای نداشته هامون، داشته هامونو بگیم..! پ.ن: تاپیک رو زدم بخش مشاوره ای، چون فکر میکنم واسه روحیه مون خیلی خوب باشه..! @دانش-آموزان-آلاء @راه-ابریشم-پرو-زیست @تجربی @دوازدهم @ریاضی-فیزیک @انسانیا @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @راه-ابریشم-پرو-شیمی @راه-ابریشم-پرو-ریاضیات-ریاضی @راه-ابریشم-پرو-فیزیک-کازرانیان @راه-ابریشم-پرو-ریاضی-تجربی
سوال مشاوره ای
در مرکز واکنش فتوسیستم ها.‌.؟!
wanderingW
در مرکز واکنش فتوسیستم ها انتقال انرژی بین کلروفیل‌های a رو داریم ؟ یا فقط انتقال الکترون ؟ @تجربیا
زیست شناسی
دور سوم چالش ۲۱ روزه سحرخیزی آلایی‌ها 🤓🌞
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
انگيزه
M.anM
سلام اوضاع خوب پيش ميره؟ ميدونيد كه مهم ترين ويژگي كه موجب موفقيت هركس ميشه انگيزه و تلاش هست انگيزه كه باشه انسان مي تونه بربسياري از سختي ها غلبه كنه حالا اينجا مي خواهيم مقاله ها و متن هايي روكه انگيزه و شوق تلاش كردن رو ايجاد مي كنه قرار بديم
مشاوره تحصیلی
گزارش مطالعه
مربا هویجم
تا قبل از عید باید بافت جان کوییرا رو تموم کنم ۶۰ صفحه است * روزی ۱۰ صفحه 🥕 + فیلمای تشریح روزی دوتا 🥕 شما هم اگه دوست داشتین میتونید تو این ۱۰ روز برنامه بنویسید گزارش بفرستین
سوال مشاوره ای

افسردگی و کنکور

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده مشاوره تحصیلی
78 دیدگاه‌ها 23 کاربران 2.9k بازدیدها 17 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    Sana Asadi 1
    به جز آلا پیامرسان دیگه ای هم دارین؟

    Sana Asadi 1S آفلاین
    Sana Asadi 1S آفلاین
    Sana Asadi 1
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #16

    @danial-hosseiny

    واتساپ، اسکایپ

    تو مرا جان و جهانی
    چه کنم جان و جهان را...♥️

    S.daniyal hosseinyS 1 پاسخ آخرین پاسخ
    11
    • S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

      Sana Asadi 1
      سلام. راستشو بخوای افسردگی توی جامعهٔ امروزی ما یه بیماری تقریبا همه گیره. اغلب ایرانیا دارن کم و بیش باهاش دست و پنجه نرم می کنن و فقط حدش کم و زیاد داره.
      شاید این حرفی که من میزنم زیاد به مزاج همه خوش نیاد. اما توی ایران واقعا از بین هر ۱٠٠٠ تا مشاور و روانشناس،یکی اون وسط خوب درمیاد.یکی که اول خوب گوش میده، میفهمه و دقیقا تشخیص میده که باید به تو چی بگه. از کجا شروع کنه و به کجا ختم کنه. بقیه همه صرفا با تجویز قرص و دارو و پیچیدن نسخه های عجیب و غریب سعی میکنن بیمارا رو درمان کنن که این بیشتر شبیه پاک کردن صورت مسئله س تا حل کردنش!
      من به عنوان یه دوست، میتونم بهت پیشنهاد کنم با یه فرد صمیمی که بهش اعتماد داری، راجب مسائلت حرف بزنی.از دردا و مشکلاتت و فکرای توی سرت بگی و خالی بشی.اونقدرررررررر بگی تا دیگه چیزی برای گفتن نداشته باشی... و باور کن که همیشه گفتن غم، نصف سنگینی روی دوشت رو کم میکنه... بعد از گفتن و تخلیه شدن و دیدن حس همدردی،نوبت به این میرسه که اصلاح کنیم.اگه قراره با چیزی کنار بیایم،کنار بیایم. اگه قراره چیزی رو حل کنیم،حل کنیم و تمامی موارد دیگه. درحال حاضر اینجوری که به نظر میاد تو با یه حجم عمیقی از افکاری که توی ذهنت جا گرفتن و خیلی وقته از گفتنشون میترسی، داری دست و پنجه نرم میکنی که اگه اینجوری باشه اصلا خوب نیست...
      میتونم راهای دیگه ای رو هم بهت پیشنهاد کنم! مثه گوش دادن به موسیقی یا سرگرم کردن خودمون با فیلم و کتاب یا رفتن به کلاسایی که بهشون علاقه داریم و چسبیدن به هنرایی که برامون جذابن و و و و. ولی خب میدونم که اینا صرفا شبیه استامینوفن برای بدن درد عمل میکنن! و به محض اینکه استامینوفن تموم میشه،دوباره همه چیز شروع میشه...
      یا اگه نظرت با من مخالفه و حس میکنی روانشناس خیلی بیشتر میتونه کمکت کنه، تو به عنوان یه دختر نوجوون، میتونی بشینی خیلی شیک و مجلسی به نزدیکترین فردت توی خانواده راجب مسئله ای که وجود داره بگی تا از اون کمک بخوای برای جلب رضایت بقیه. اگه خودت میترسی با خانواده مطرح کنی و فکر میکنی که اونا درمیان میگن چرت و پرت میگی و الکیه، اون شخص راحت تر میتونه راضیشون کنه. حتی اگه باز هم نشد، میتونی بهشون بگی اگه خیلی معتقدن تو داری چرت میگی، دستتو بگیرن یه جلسه ببرنت پیش روانشناس و بعد جلسه روانشناس خودش براشون توضیح بده که وضعیت تو چجوریه.
      تو امسال سال به شدت حیاتی ای رو داری و اگه روح آماده نباشه برای انجام کاری،عملا جسم هیچوقت تن به هیچ کاری نمیده...
      امیدوارم که بالاخره یه راه نجاتی پیدا کنی.
      حتی اگه خواستی، میتونی با خودم راجب مسائل و درگیریا صحبت کنی و تا آخرین حد توانم بهت کمک میکنم که از این اوضاع دربیای...
      خیلی حرف زدم. ببخشید که طولانی شد. اما به نظرم لازم بود♥

      A آفلاین
      A آفلاین
      amirmohammad shakeri
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #17

      یکی از بچه ( @danial-hosseiny )یه سری موضوعاتو گفت که کامل باهاش موافقم

      چیزایی که میخوام بگم صرفا مثل مسکن عمل میکنن و موضعی هستن

      یکی اینکه اخبار به هیچ وجه من الوجوه گوش نکن. خیلی ادم رو داغون میکنه. تو از عالم و ادم بی خبر باشی خیلی بهتره تا بدونی تو مملکت چه خبره

      از ادمای منفی گو و هرزه باف که همش میشینن شر و ور میکنن و ناله میکنن ، رابطتو باهاشون قطع کن.

      یکم بیشتر با رفیقات حرف بزن. اگر میتونین اسکایپ بریزین با هم ویدیو کال بگیرین. شخصا این موضوع حال منو خیلی خوب میکنه

      اهنگ دپ و رپ گوش نکن. شاید دردناک باشه ولی من میگم گوش نکن چون فقط وضع رو بدتر میکنه.

      ورزش اگر میتونی حتما انجام بده. ترجیحا ورزش های هوازی در حد 20-30 دقیقه هر روز یا یه روز در میون

      برقص. شاید مسخره و cringe به نظر میرسه ولی من رقصیدنو دوس دارم. گاهی مواقع که بیکار میشم هدفون میزارم اهنگ رو پلی میکنم تو اتاق تو تنهایی خودم میرقصم

      اهنگ هم اهنگایی گوش کن vibe خوبی بت میدن. شخصا اهنگ های پاپ کلاسیک انگلیسی و همچنین موسیقی های میم خیلی حال خوبی میدن به من

      اینا مسکن هایی هستن که فعلا من رو سرپا نگه داشتن

      Sana Asadi 1S 1 پاسخ آخرین پاسخ
      2
      • Sana Asadi 1S Sana Asadi 1

        سلام به همه ی رفقای آلایی

        راستش خیلی دودل بودم که این تاپیکو بزنم یا نه...
        اونقدری که سه چهار بار دستم به نوشتنش رفت و باز دوباره پاکش کردم...
        و چقدر دلم میخواست حداقل بشه به صورت ناشناس این تاپیکو بزنم که امکانش نیست...
        ایندفعه دیگه دلو زدم به دریا که بگم چقدر به کمک احتیاج دارم...

        من با توجه به علائم و حال و هوایی که داشتم یه حدسایی درباره خودم زده بودم، بنابراین از یکی از دوستام که دانشجوی روانشناسیه، خواستم از استاداش بخواد که از من تست افسردگی بگیره. اونم یه سری نمونه تست واسه رفیق من فرستاد و من انجامش دادم... و همونجوری که حدس میزدم، دونفر از استاداش افسردگی رو تایید کردن... و گفتن که اگه جلوشو نگیرم ممکنه خطرناک باشه...
        گفتن باید برم پیششون، یا پیش یه روانشناس که باهاش حرف بزنم.
        اما من به هیچ وجه دلم نمیخواد خانواده ام بفهمن و الکی نگران بشن...

        پارسال و پیارسال ، دوسال به شدت سخت و طاقت فرسا و پر از تنش داشتم... یعنی اتفاقایی که افتاده بود یه چيز خیلی فراتر از ظرفیت من بود.... ولی واسه روحیه خانواده ام هم که شده بود، مجبور بودم وانمود کنم که همه چیز درست میشه و از این دست امیدهای الکی... و به قدری خوب انجامش داده بودم که هنوز که هنوزه کل فامیل(حتی نزدیک تریناش) میگن ثنا ؟اون که خیلی بیخیاله... خوش به حالش!

        هیچ کس الان به ذهنش خطور نمیکنه که من افسرده باشم! طوری که اگه برم بهشون بگم بهم میخندن و فکر میکنن من دستشون انداختم!

        واقعا نمیدونم باید چکار کنم. امسال سال کنکورمه، و باید درس بخونم. متأسفانه اصلا نمیتونم تمرکز کنم و همچنین به این‌ نتیجه رسیدم که هیچ امیدی به آینده نیست و قراره همین مزخرفی که هست بمونه.
        اما خب مثل هر خانواده ای، خانواده ی منم از کنکورم توقع دارن و دلشون میخواد که یه رتبه ی فضایی بیارم!

        و حالا از شما دوستان کمک می‌خوام که بهم بگین چکار کنم؟....

        Farnosh PanF آفلاین
        Farnosh PanF آفلاین
        Farnosh Pan
        دانش آموزان آلاء
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #18

        Sana Asadi 1 ثنا جان من حال تو رو درک میکنم چون منم در طول زندگیم اتفاق هایی برام افتاده که واقعا خیلی تو زندگیم تاثیر گدار بوده البته نه اتفاق های الکی اتفاق های مهم که حتی تصورش برای همسن سالام سخته وتنها راهیی که میتونم بگم برام مونده اینه که درسمو بخونم و یه دانشگاه خوب قبول شم بنطرم تو هم تنها راهی که داری همینه کاملا مصمم وبی هیچ تردیدی درستو بخون تا یه دانشگاه خوب قبول شی که اگه امسال تلاش نکنی پشیمون میشی اصلا هم تحت تاثیر مافیای کنکور که مشاورای دیویدی فروشن قرار نگیر چرا که اینا منو بیچاره کردن یه سال عقب افتادم امسال کنکور قبول نشدم از همین بدنامه الا استفاده کن اگه رشتت تجربیه راه ابریشم بخر خلاصه هر چیزی تو رو به هدفت میرسونه تهیه کن و حرف اخر این که به خدا توکل کن که اگر در زندگی برات اتفاقی افتاده بدون حکمتی داره

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        2
        • Sana Asadi 1S Sana Asadi 1

          @danial-hosseiny

          واتساپ، اسکایپ

          S.daniyal hosseinyS آفلاین
          S.daniyal hosseinyS آفلاین
          S.daniyal hosseiny
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط S.daniyal hosseiny انجام شده
          #19

          Sana Asadi 1
          اگه همچنان میخواین صحبت کنین، میتونین شخصیتون رو چک کنین.
          به هیچ وجه اجباری نیست

          من «دنیا» را در نامم جای داده‌ام

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          2
          • A amirmohammad shakeri

            یکی از بچه ( @danial-hosseiny )یه سری موضوعاتو گفت که کامل باهاش موافقم

            چیزایی که میخوام بگم صرفا مثل مسکن عمل میکنن و موضعی هستن

            یکی اینکه اخبار به هیچ وجه من الوجوه گوش نکن. خیلی ادم رو داغون میکنه. تو از عالم و ادم بی خبر باشی خیلی بهتره تا بدونی تو مملکت چه خبره

            از ادمای منفی گو و هرزه باف که همش میشینن شر و ور میکنن و ناله میکنن ، رابطتو باهاشون قطع کن.

            یکم بیشتر با رفیقات حرف بزن. اگر میتونین اسکایپ بریزین با هم ویدیو کال بگیرین. شخصا این موضوع حال منو خیلی خوب میکنه

            اهنگ دپ و رپ گوش نکن. شاید دردناک باشه ولی من میگم گوش نکن چون فقط وضع رو بدتر میکنه.

            ورزش اگر میتونی حتما انجام بده. ترجیحا ورزش های هوازی در حد 20-30 دقیقه هر روز یا یه روز در میون

            برقص. شاید مسخره و cringe به نظر میرسه ولی من رقصیدنو دوس دارم. گاهی مواقع که بیکار میشم هدفون میزارم اهنگ رو پلی میکنم تو اتاق تو تنهایی خودم میرقصم

            اهنگ هم اهنگایی گوش کن vibe خوبی بت میدن. شخصا اهنگ های پاپ کلاسیک انگلیسی و همچنین موسیقی های میم خیلی حال خوبی میدن به من

            اینا مسکن هایی هستن که فعلا من رو سرپا نگه داشتن

            Sana Asadi 1S آفلاین
            Sana Asadi 1S آفلاین
            Sana Asadi 1
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #20

            amirmohammad shakeri
            من اصلا یاس گوش ندم روزم شب نمیشه🤦‍♀️

            تو مرا جان و جهانی
            چه کنم جان و جهان را...♥️

            A علی پورخسرویع 2 پاسخ آخرین پاسخ
            11
            • Sana Asadi 1S Sana Asadi 1

              amirmohammad shakeri
              من اصلا یاس گوش ندم روزم شب نمیشه🤦‍♀️

              A آفلاین
              A آفلاین
              amirmohammad shakeri
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #21

              Sana Asadi 1 در فقط کمک... گفته است:

              amirmohammad shakeri
              من اصلا یاس گوش ندم روزم شب نمیشه🤦‍♀️

              من نظرمو گفتم هیچی رو هم نمیتونم تحمیل کنم بت

              رپ برای اعتراض کردن به وجود اومده و غالب موسیقی های رپ فارسی اعتراضیه و بعید میدونم همچین محتواهایی خیلی انگیزه ساز باشه مخصوصا برای یه دختر 18 ساله کنکوری تو ایران تو سال 1400

              من 3 ساله رپو بوسیدم گذاشتم کنار و روی من تاثیرات خوبی داشته

              the choice's yours now dude

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              3
              • Sana Asadi 1S Sana Asadi 1

                سلام به همه ی رفقای آلایی

                راستش خیلی دودل بودم که این تاپیکو بزنم یا نه...
                اونقدری که سه چهار بار دستم به نوشتنش رفت و باز دوباره پاکش کردم...
                و چقدر دلم میخواست حداقل بشه به صورت ناشناس این تاپیکو بزنم که امکانش نیست...
                ایندفعه دیگه دلو زدم به دریا که بگم چقدر به کمک احتیاج دارم...

                من با توجه به علائم و حال و هوایی که داشتم یه حدسایی درباره خودم زده بودم، بنابراین از یکی از دوستام که دانشجوی روانشناسیه، خواستم از استاداش بخواد که از من تست افسردگی بگیره. اونم یه سری نمونه تست واسه رفیق من فرستاد و من انجامش دادم... و همونجوری که حدس میزدم، دونفر از استاداش افسردگی رو تایید کردن... و گفتن که اگه جلوشو نگیرم ممکنه خطرناک باشه...
                گفتن باید برم پیششون، یا پیش یه روانشناس که باهاش حرف بزنم.
                اما من به هیچ وجه دلم نمیخواد خانواده ام بفهمن و الکی نگران بشن...

                پارسال و پیارسال ، دوسال به شدت سخت و طاقت فرسا و پر از تنش داشتم... یعنی اتفاقایی که افتاده بود یه چيز خیلی فراتر از ظرفیت من بود.... ولی واسه روحیه خانواده ام هم که شده بود، مجبور بودم وانمود کنم که همه چیز درست میشه و از این دست امیدهای الکی... و به قدری خوب انجامش داده بودم که هنوز که هنوزه کل فامیل(حتی نزدیک تریناش) میگن ثنا ؟اون که خیلی بیخیاله... خوش به حالش!

                هیچ کس الان به ذهنش خطور نمیکنه که من افسرده باشم! طوری که اگه برم بهشون بگم بهم میخندن و فکر میکنن من دستشون انداختم!

                واقعا نمیدونم باید چکار کنم. امسال سال کنکورمه، و باید درس بخونم. متأسفانه اصلا نمیتونم تمرکز کنم و همچنین به این‌ نتیجه رسیدم که هیچ امیدی به آینده نیست و قراره همین مزخرفی که هست بمونه.
                اما خب مثل هر خانواده ای، خانواده ی منم از کنکورم توقع دارن و دلشون میخواد که یه رتبه ی فضایی بیارم!

                و حالا از شما دوستان کمک می‌خوام که بهم بگین چکار کنم؟....

                Dr.yegane N.dehqanD آفلاین
                Dr.yegane N.dehqanD آفلاین
                Dr.yegane N.dehqan
                دانش آموزان آلاء
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #22

                Sana Asadi 1 میتونم یه پیشنهادی بدم که خیلی قشنگه 🌻

                اگه نماز میخونی که احسنت به تو 🥰😁
                ولی اگه نمیخونی سعی کن از این به بعد بخونی اوقت خودت متوجه میشی که چقدر تغییرات قشنگ میاقته تو زندگیت .

                هر شب سوره یاسین بخون .

                من پیشنهادم اینه که خودتو به خدا نزدیک کنی . 😊🌱
                اینجوری قشنگه 💝

                Sana Asadi 1S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                4
                • Sana Asadi 1S Sana Asadi 1

                  سلام به همه ی رفقای آلایی

                  راستش خیلی دودل بودم که این تاپیکو بزنم یا نه...
                  اونقدری که سه چهار بار دستم به نوشتنش رفت و باز دوباره پاکش کردم...
                  و چقدر دلم میخواست حداقل بشه به صورت ناشناس این تاپیکو بزنم که امکانش نیست...
                  ایندفعه دیگه دلو زدم به دریا که بگم چقدر به کمک احتیاج دارم...

                  من با توجه به علائم و حال و هوایی که داشتم یه حدسایی درباره خودم زده بودم، بنابراین از یکی از دوستام که دانشجوی روانشناسیه، خواستم از استاداش بخواد که از من تست افسردگی بگیره. اونم یه سری نمونه تست واسه رفیق من فرستاد و من انجامش دادم... و همونجوری که حدس میزدم، دونفر از استاداش افسردگی رو تایید کردن... و گفتن که اگه جلوشو نگیرم ممکنه خطرناک باشه...
                  گفتن باید برم پیششون، یا پیش یه روانشناس که باهاش حرف بزنم.
                  اما من به هیچ وجه دلم نمیخواد خانواده ام بفهمن و الکی نگران بشن...

                  پارسال و پیارسال ، دوسال به شدت سخت و طاقت فرسا و پر از تنش داشتم... یعنی اتفاقایی که افتاده بود یه چيز خیلی فراتر از ظرفیت من بود.... ولی واسه روحیه خانواده ام هم که شده بود، مجبور بودم وانمود کنم که همه چیز درست میشه و از این دست امیدهای الکی... و به قدری خوب انجامش داده بودم که هنوز که هنوزه کل فامیل(حتی نزدیک تریناش) میگن ثنا ؟اون که خیلی بیخیاله... خوش به حالش!

                  هیچ کس الان به ذهنش خطور نمیکنه که من افسرده باشم! طوری که اگه برم بهشون بگم بهم میخندن و فکر میکنن من دستشون انداختم!

                  واقعا نمیدونم باید چکار کنم. امسال سال کنکورمه، و باید درس بخونم. متأسفانه اصلا نمیتونم تمرکز کنم و همچنین به این‌ نتیجه رسیدم که هیچ امیدی به آینده نیست و قراره همین مزخرفی که هست بمونه.
                  اما خب مثل هر خانواده ای، خانواده ی منم از کنکورم توقع دارن و دلشون میخواد که یه رتبه ی فضایی بیارم!

                  و حالا از شما دوستان کمک می‌خوام که بهم بگین چکار کنم؟....

                  Romi_frR آفلاین
                  Romi_frR آفلاین
                  Romi_fr
                  تجربی
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #23

                  Sana Asadi 1
                  سلام ثنا جان (امیدوارم ناراحت نشی که به اسم صدات کردم)
                  خیلی از آدما توی شرایطی قرار میگیرن که نمیتونن از نظر روحی ازش موفق عبور بکنن . حتی اگه ته اون اتفاق پیروز تو باشی ، یه پیروز مجروحی (:
                  مثل این که توی یه جنگ تن به تن با یکی به شدت مبارزه میکنی ، هر روز هر روز . هی هم آسیب میبینی ولی به کسی نمیگی . هی همه میگن عجب جنگجوی خفنی هر روز رقیباشو شکست میده و آخ نمیگه ... نمیبین درد هاتو نمیبینن آسیب هاتو ، نمیبینن که برای شکست دادنش چه جراحت هایی برداشتی....
                  اما همیشه یه نفر هست که میتونه تو این موارد کمک بکنه .
                  اگر دوست داری با یه مشاور حرف بزنی ، میتونی از پزشک ها و روانشناس های آنلاین بهره ببری ، وقت های آنلاین بزار و زمان هایی که کسی کنارت نیست رزرو کن و صحبت بکن . فقط ازت خواهش میکنم که قشنگ همه دکتر هارو ببینی ، نظرات رو بخونی و کسی رو انتخاب کنی که حس میکنی میتونه هم مشاور خوبی باشه هم دوست خوب ، چون تویی که قراره با یه مشاور حرف بزنی باید به دلت بشینه تا راحت تر باشی باهاش ، حرفم عجیبه ولی واقعیت داره(:
                  کم کم هم خانواده اتو آماده کن با این موضوع که باید بیشتر به حال و روحیاتت اهمیت بدن ، با یه گفتگو ساده . نشون دادن یه رفتاری که متوجه بشن یا هر چیز دیگه ای . فقط آروم آروم و طی روز های متوالی بگو که براشون جا بیوفته ، شاید اگر یهو بگی براشون عجیب باشه و قبول نکنن
                  تو حرفات ندیدم از ضعف حرفی بزنی ولی به عنوان یه دوست وظیفه خودم میدونم که اینو بهت بگم . فکر نکن چون به خاطر یه موضوعی ، چه سخت چه آسون دچار ناراحتی شدی (از کلمه افسردگی خوشم نمیاد ، ازش استفاده نکنیم بهتره حس میکنم 🙂) این ینی تو ضعیفی، نه . اصلا و ابدا این طور نیست . تو انقد قوی بودی که بتونی با مشکلی کنار بیای ، بتونی بدون این که بقیه بفهمن با ناراحتی ها و دردات دست و پنجه نرم کنی ، و این هم بدون آستانه تحمل آدما ها باهم خیلی خیلی متفاوته ، قرار نیست همه کوه هم جابه جا بشه هیچی شون نشه ... خودتو بپذیر و برای کمک به خودت بهترین راه رو انتخاب بکن ❤
                  در آخر میگم ، اگر رابطه اتو با خدا بیشتر کنی ، اگه به خودش به قدرتش باور پیدا کنی ،خیلی چیزا تغییر میکنه .‌بهت قول میدم (:❤❤

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  2
                  • Romi_frR آفلاین
                    Romi_frR آفلاین
                    Romi_fr
                    تجربی
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #24

                    در ضمن یه چیز دیگه ام بگم ، حتی اگر هیچ کدوم از حرفام کمکی نکرد بهت ، ازت خوااااهش میکنم که برای رفع مشکلت صورت مسئله رو پاک نکنی ، از ناراحتی هات فرار نکن از مشکلی که داری باهاش دست و پنجه نرم میکنی فرار نکن ، براش راه حل پیدا کن ، تا وقتی که خودتو بزنی به بیخیالی و فراموشی ، بالاخره این زخم یه روز سر باز میکنه و شاید خیلی سخت تر از الان بشه آرومش کرد . هوشمندانه تصمیمی بگیر و حتما راه حل مناسب رو با دو دو تا چهار های خودت و پیشنهاد های دوستان پیدا کن و انجامش بده .
                    هر وقت که حالت بهتر شد ممنون میشن که توی تاپیک جدید یا همین جا بهمون بگی و خوشحالمون کنی .
                    به امید دیدن حال خوبت 🙂

                    Sana Asadi 1S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                    3
                    • mohammadhosien mazaheriM آفلاین
                      mohammadhosien mazaheriM آفلاین
                      mohammadhosien mazaheri
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #25

                      سلام ، شما باید دنبال مشاوری باشین که هروقت خواستین بتونین باهاش صحبت کنین و اون هم شما رو کامل بشناسه و این توانایی هم داشته باشه که کمکتون کنه...
                      خدا بهترین مشاور هست نه فقط برای کنکور برای کل زندگی ، خدایی که هرچه داریم از او داریم.
                      راه ارتباط با خدا هم نماز و قرآن و دعاست. خدا همین الان هم مشکل شما رو میدونه میدونه حتی شما چه رتبه ای کسب می کنید . پس از خدا کمک بخواهید.
                      نمازی که میخونیم باعث میشه برای چند دقیقه از کل این دنیا فارغ بشیم و خدا آرامشی می دهد که هیج جا پیدا نمیشه.
                      خدا حتی سر جلسه کنکورم حواسش هست..توکل به خداست که باعث میشه سر جلسه هیچ استرسی نداشته باشین.
                      و چه کسی بهتر از خدا خیر مارو میخواد.
                      و یه توصیه دیگر هم خوندن دعای عهد هست ، خودتون بخونید و تاثیراتش رو ببیند.

                      Sana Asadi 1S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                      1
                      • Dr.yegane N.dehqanD Dr.yegane N.dehqan

                        Sana Asadi 1 میتونم یه پیشنهادی بدم که خیلی قشنگه 🌻

                        اگه نماز میخونی که احسنت به تو 🥰😁
                        ولی اگه نمیخونی سعی کن از این به بعد بخونی اوقت خودت متوجه میشی که چقدر تغییرات قشنگ میاقته تو زندگیت .

                        هر شب سوره یاسین بخون .

                        من پیشنهادم اینه که خودتو به خدا نزدیک کنی . 😊🌱
                        اینجوری قشنگه 💝

                        Sana Asadi 1S آفلاین
                        Sana Asadi 1S آفلاین
                        Sana Asadi 1
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #26

                        @dr-yegane-n-dehqan
                        ممنونم ازت❤❤

                        تو مرا جان و جهانی
                        چه کنم جان و جهان را...♥️

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        13
                        • mohammadhosien mazaheriM mohammadhosien mazaheri

                          سلام ، شما باید دنبال مشاوری باشین که هروقت خواستین بتونین باهاش صحبت کنین و اون هم شما رو کامل بشناسه و این توانایی هم داشته باشه که کمکتون کنه...
                          خدا بهترین مشاور هست نه فقط برای کنکور برای کل زندگی ، خدایی که هرچه داریم از او داریم.
                          راه ارتباط با خدا هم نماز و قرآن و دعاست. خدا همین الان هم مشکل شما رو میدونه میدونه حتی شما چه رتبه ای کسب می کنید . پس از خدا کمک بخواهید.
                          نمازی که میخونیم باعث میشه برای چند دقیقه از کل این دنیا فارغ بشیم و خدا آرامشی می دهد که هیج جا پیدا نمیشه.
                          خدا حتی سر جلسه کنکورم حواسش هست..توکل به خداست که باعث میشه سر جلسه هیچ استرسی نداشته باشین.
                          و چه کسی بهتر از خدا خیر مارو میخواد.
                          و یه توصیه دیگر هم خوندن دعای عهد هست ، خودتون بخونید و تاثیراتش رو ببیند.

                          Sana Asadi 1S آفلاین
                          Sana Asadi 1S آفلاین
                          Sana Asadi 1
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #27

                          mohammadhosien mazaheri
                          خیلی ممنون از راهنماییت🌹

                          تو مرا جان و جهانی
                          چه کنم جان و جهان را...♥️

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          13
                          • Romi_frR Romi_fr

                            در ضمن یه چیز دیگه ام بگم ، حتی اگر هیچ کدوم از حرفام کمکی نکرد بهت ، ازت خوااااهش میکنم که برای رفع مشکلت صورت مسئله رو پاک نکنی ، از ناراحتی هات فرار نکن از مشکلی که داری باهاش دست و پنجه نرم میکنی فرار نکن ، براش راه حل پیدا کن ، تا وقتی که خودتو بزنی به بیخیالی و فراموشی ، بالاخره این زخم یه روز سر باز میکنه و شاید خیلی سخت تر از الان بشه آرومش کرد . هوشمندانه تصمیمی بگیر و حتما راه حل مناسب رو با دو دو تا چهار های خودت و پیشنهاد های دوستان پیدا کن و انجامش بده .
                            هر وقت که حالت بهتر شد ممنون میشن که توی تاپیک جدید یا همین جا بهمون بگی و خوشحالمون کنی .
                            به امید دیدن حال خوبت 🙂

                            Sana Asadi 1S آفلاین
                            Sana Asadi 1S آفلاین
                            Sana Asadi 1
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #28

                            Romi_fr
                            خیلی خیلی مرسی ازت🌹❤

                            تو مرا جان و جهانی
                            چه کنم جان و جهان را...♥️

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            12
                            • Sana Asadi 1S Sana Asadi 1

                              amirmohammad shakeri
                              من اصلا یاس گوش ندم روزم شب نمیشه🤦‍♀️

                              علی پورخسرویع آفلاین
                              علی پورخسرویع آفلاین
                              علی پورخسروی
                              دانش آموزان آلاء
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #29

                              Sana Asadi 1
                              اهنگ گوش دادن خیلی میتونه ب مطالعت ضرر بزنه، مخصوصن هم رپ چون بعد از این که گوش دادی تموم شد رف هی شعرش تو ذهنته تمرکزتو بهم میزنه مثلن داری ادبیات میخونی هی تو ذهنت یا رب مبادا که صدا معتبر شود میاد😐😂😂

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              1
                              • A آفلاین
                                A آفلاین
                                arthur morgan
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #30

                                ببین دوست عزیز منم مثل تو بودم من با یک نفر که خیلی بهم نزدیک بود حرف زدم به نظر من تو هم باید همین کار را بکنی یعنی به خانواده ات بگی شاید اولش نگران بشن ولی بلاخره راه حلی بهت پیشنهاد میدن اگر از انها قایم کنی و در درون خودت بریزی فقط خودت اسیب می بینی و درس خوندن برات مثل نوشیدن کاسه زهر میشه پس به نظر من برو با خانواده ات مشکلات را درمیان بگذار و اصلا هم نترس چون عواقب نگفتن خیلی بیشتر از گفتن حقیقت

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                1
                                • Sana Asadi 1S Sana Asadi 1

                                  سلام به همه ی رفقای آلایی

                                  راستش خیلی دودل بودم که این تاپیکو بزنم یا نه...
                                  اونقدری که سه چهار بار دستم به نوشتنش رفت و باز دوباره پاکش کردم...
                                  و چقدر دلم میخواست حداقل بشه به صورت ناشناس این تاپیکو بزنم که امکانش نیست...
                                  ایندفعه دیگه دلو زدم به دریا که بگم چقدر به کمک احتیاج دارم...

                                  من با توجه به علائم و حال و هوایی که داشتم یه حدسایی درباره خودم زده بودم، بنابراین از یکی از دوستام که دانشجوی روانشناسیه، خواستم از استاداش بخواد که از من تست افسردگی بگیره. اونم یه سری نمونه تست واسه رفیق من فرستاد و من انجامش دادم... و همونجوری که حدس میزدم، دونفر از استاداش افسردگی رو تایید کردن... و گفتن که اگه جلوشو نگیرم ممکنه خطرناک باشه...
                                  گفتن باید برم پیششون، یا پیش یه روانشناس که باهاش حرف بزنم.
                                  اما من به هیچ وجه دلم نمیخواد خانواده ام بفهمن و الکی نگران بشن...

                                  پارسال و پیارسال ، دوسال به شدت سخت و طاقت فرسا و پر از تنش داشتم... یعنی اتفاقایی که افتاده بود یه چيز خیلی فراتر از ظرفیت من بود.... ولی واسه روحیه خانواده ام هم که شده بود، مجبور بودم وانمود کنم که همه چیز درست میشه و از این دست امیدهای الکی... و به قدری خوب انجامش داده بودم که هنوز که هنوزه کل فامیل(حتی نزدیک تریناش) میگن ثنا ؟اون که خیلی بیخیاله... خوش به حالش!

                                  هیچ کس الان به ذهنش خطور نمیکنه که من افسرده باشم! طوری که اگه برم بهشون بگم بهم میخندن و فکر میکنن من دستشون انداختم!

                                  واقعا نمیدونم باید چکار کنم. امسال سال کنکورمه، و باید درس بخونم. متأسفانه اصلا نمیتونم تمرکز کنم و همچنین به این‌ نتیجه رسیدم که هیچ امیدی به آینده نیست و قراره همین مزخرفی که هست بمونه.
                                  اما خب مثل هر خانواده ای، خانواده ی منم از کنکورم توقع دارن و دلشون میخواد که یه رتبه ی فضایی بیارم!

                                  و حالا از شما دوستان کمک می‌خوام که بهم بگین چکار کنم؟....

                                  miss. Mir1381M آفلاین
                                  miss. Mir1381M آفلاین
                                  miss. Mir1381
                                  ریاضی المپیادیا
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #31

                                  Sana Asadi 1
                                  سلام ثنا
                                  نمیدونم چطور بگم که چه قدر میفهممت. اما فقط میفهممت ، درکت نمیکنم . چرا که معتقدم درک کردن دیگران غیر ممکنه! درک کردن یعنی من ثنا باشم و تمام اتفاقاتی که گذرونده رو تجربه کرده باشم که طبیعتا اینطور نیست ...
                                  ولی میفهممت به خصوص اون قسمت که نمیخواستی این تاپیکو بزنی ، یا اونجایی که نمیخوای خانوادت بفهمن ، یا اونجایی که تو آدم بی خیاله ی داستانی ، یا زمانی که بگی افسرده ای دیگران چه قدر واکنش غیرقابل تحملی میتونن داشته باشن...
                                  من نمیدونم از چه زمانی این عقیده راه افتاد که افسردگی و درموندگی فقط مال بزرگسالاست :///
                                  قطعا همه ی کسایی که اینجان حداقل یه بار احساس کردن دیگه نمیتونن اما چرایی برای این نتونستن پیدا نکردن. این خود افسردگیه ...
                                  من از خودم بخوام برات بگم ، سال دهم بود که به خاطر یه سری دلایلی افسردگی شدید گرفتم. اوایل فقط وانمود میکردم که خوب میشم و بابا چیزی نیست ولی از یه جایی به بعد دیگه نشد...
                                  اون نقابی که هر روز به صورتم میزدم و میگفتم هی دوستان من عالیم افتاد و وقتی همه دیدن منِ خسته و درمونده زیر اون نقابه ... فکر میکنی چیکار کردن؟ :)))
                                  دردناکه بگم ولی گفتن بچه ۱۶ ساله و افسردگی، هه . جمع کن خودتو مگه زندگیو داری میگردونی :))) و اونجا اولین صدای شکستن عمیق روحمو حس کردم (دوستان برای من خیلی سخته نوشتن اینا ، لطفا حداقل شما مثل بقیه قضاوتم نکنید و فکر نکنید دارم چرند میگم!)
                                  خب من از قضاوت دیگران ترسیدم ، یه نقاب ساختم محکم تر از نقاب اولی دیگه هیچ وقتم درش نیوردم، حتی شبا. شبایی که میتونستم کمی خودمو خالی کنم رو هم از دست داده بودم.
                                  اره قبول دارم مامان و بابام نگران شدن ولی اولین کاری که کردن انکار افسرگی من بود، گفتن یه ناراحتیه سادست دیگه احتمالا هم به خاطر تغییر مقطع ...
                                  خلاصه بگم، گذشت تا من سِر شدم. درسمو میخوندم ، خندمو میکردم ،گریه؟ هه مگه بچه ۱۶ ساله گریه میکنه ...
                                  اون زمان خیلی به من سخت گذشت ولی ازش چیزای زیادی یاد گرفتم. رک بگم زندگی همینه در حقیقت من و تو الان با واقعیت زندگی روبه رو شدیم. اره زندگی قرار نیست تغییر کنه ولی تو قراره تغییر کنی (الان شعار میبینیش و من این حال تو رو میفهمم)
                                  زندگی مخلوطی از درد و زجر و لذت و خوشحالیه
                                  هیچ زمانی نیست تو لذت مطلقو داشته باشی
                                  هیچ زمانیم نیست زجر مطلقو داشته باشی
                                  زندگی یه درصدی از ایناست. هی جابجا میشن.
                                  از فردای بهبود افسردگیت تو قراره هزاران روز خوشحال باشی ولی بذار منی که هم پیش روانشناس رفتم هم روان پزشک و هم مشاور بهت بگم، همراه این خوشحالی یه درده و اینو بپذیر.
                                  بپذیر که از بچگی بهمون دروغ گفتن که دنیا آباد و زیباست
                                  نه آباده نه زیبا ...
                                  باور کن این پذیرش باعث میشه نصف مشکل حل بشه
                                  جدا از اینا ثنا ، سخت نگیر. بذار این افکارت بگذرن
                                  هی با خودت نگو نه این فکر نباید تو مغز من باشه ، معذرت میخوام ولی مغز بیشعور ترین و لجباز ترین اندامه که فقط منتظره تو بهش دستور بدیو خلافش عمل کنه
                                  بذار بگذرن ...
                                  و برخلاف بقیه و البته با احترام به نظرشون حرف زدنو بهت پیشنهاد نمیکنم ... مگر در یه صورت که بهت میگم اول بذار بگم چرا با دوستات حرف نزنی
                                  چون دوستات حتی صمیمی ترینشون ، یه قضاوت اولیه از تو دارن و بر اساس اون باهات برخورد میکن «ثنا، همون ادم بیخیاله ی جمع»
                                  خوب تو تا بیای بهشون اثبات کنی بابا به خدا من حالم بده، که عمرت تموم شده. جدا از اون هر دوستی ممکنه یه روز دشمنت بشه و از ضعفات استفاده کنه (من خیلی بدبینم اگر اینطوری نیستی که خیلی هم عالی)
                                  اما گفتم در یه صورت حرف بزن «ناشناس»
                                  تو الان برای من فقط ثنایی. نمیشناسمت ، نه از روی تیپت قضاوتت کردم نه تفکراتتو شنیدم هیچی هیچی
                                  پس فردا تو جامعه هم تورو ببینم بازم نمیشناسمت :))
                                  و چه خوب نه؟
                                  تو میتونی بدون ترس از قضاوت شدن یا سانسور کردن خودت با من و تمام آلایی ها حرف بزنی و این عالیه
                                  شاید اگر منم اون زمان با انجمن آلا آشنا بودم کارم به قرص و روانپزشک که به درد نمیخورن حداقل برای من ، نمی رسید.
                                  ثنا دختر، میفهممت ولی در نهایت توی این راه تنهایی
                                  ما میتونیم گوش شنوا باشیم برات اما در نهایت این خودتی که تصمیم میگیری چه مدتی افسرده بمونی
                                  از صمیم قلبم برات دعا میکنم ...
                                  (و در آخر دوستان امیدوارم منو قضاوت نکرده باشید ، خیلییی برام سخت بود نوشتنش اما برای یه دوست مثل ثنا می ارزید 🙂)
                                  ببخشید زیاد شد 💔

                                  Romi_frR Sana Asadi 1S 2 پاسخ آخرین پاسخ
                                  4
                                  • miss. Mir1381M miss. Mir1381

                                    Sana Asadi 1
                                    سلام ثنا
                                    نمیدونم چطور بگم که چه قدر میفهممت. اما فقط میفهممت ، درکت نمیکنم . چرا که معتقدم درک کردن دیگران غیر ممکنه! درک کردن یعنی من ثنا باشم و تمام اتفاقاتی که گذرونده رو تجربه کرده باشم که طبیعتا اینطور نیست ...
                                    ولی میفهممت به خصوص اون قسمت که نمیخواستی این تاپیکو بزنی ، یا اونجایی که نمیخوای خانوادت بفهمن ، یا اونجایی که تو آدم بی خیاله ی داستانی ، یا زمانی که بگی افسرده ای دیگران چه قدر واکنش غیرقابل تحملی میتونن داشته باشن...
                                    من نمیدونم از چه زمانی این عقیده راه افتاد که افسردگی و درموندگی فقط مال بزرگسالاست :///
                                    قطعا همه ی کسایی که اینجان حداقل یه بار احساس کردن دیگه نمیتونن اما چرایی برای این نتونستن پیدا نکردن. این خود افسردگیه ...
                                    من از خودم بخوام برات بگم ، سال دهم بود که به خاطر یه سری دلایلی افسردگی شدید گرفتم. اوایل فقط وانمود میکردم که خوب میشم و بابا چیزی نیست ولی از یه جایی به بعد دیگه نشد...
                                    اون نقابی که هر روز به صورتم میزدم و میگفتم هی دوستان من عالیم افتاد و وقتی همه دیدن منِ خسته و درمونده زیر اون نقابه ... فکر میکنی چیکار کردن؟ :)))
                                    دردناکه بگم ولی گفتن بچه ۱۶ ساله و افسردگی، هه . جمع کن خودتو مگه زندگیو داری میگردونی :))) و اونجا اولین صدای شکستن عمیق روحمو حس کردم (دوستان برای من خیلی سخته نوشتن اینا ، لطفا حداقل شما مثل بقیه قضاوتم نکنید و فکر نکنید دارم چرند میگم!)
                                    خب من از قضاوت دیگران ترسیدم ، یه نقاب ساختم محکم تر از نقاب اولی دیگه هیچ وقتم درش نیوردم، حتی شبا. شبایی که میتونستم کمی خودمو خالی کنم رو هم از دست داده بودم.
                                    اره قبول دارم مامان و بابام نگران شدن ولی اولین کاری که کردن انکار افسرگی من بود، گفتن یه ناراحتیه سادست دیگه احتمالا هم به خاطر تغییر مقطع ...
                                    خلاصه بگم، گذشت تا من سِر شدم. درسمو میخوندم ، خندمو میکردم ،گریه؟ هه مگه بچه ۱۶ ساله گریه میکنه ...
                                    اون زمان خیلی به من سخت گذشت ولی ازش چیزای زیادی یاد گرفتم. رک بگم زندگی همینه در حقیقت من و تو الان با واقعیت زندگی روبه رو شدیم. اره زندگی قرار نیست تغییر کنه ولی تو قراره تغییر کنی (الان شعار میبینیش و من این حال تو رو میفهمم)
                                    زندگی مخلوطی از درد و زجر و لذت و خوشحالیه
                                    هیچ زمانی نیست تو لذت مطلقو داشته باشی
                                    هیچ زمانیم نیست زجر مطلقو داشته باشی
                                    زندگی یه درصدی از ایناست. هی جابجا میشن.
                                    از فردای بهبود افسردگیت تو قراره هزاران روز خوشحال باشی ولی بذار منی که هم پیش روانشناس رفتم هم روان پزشک و هم مشاور بهت بگم، همراه این خوشحالی یه درده و اینو بپذیر.
                                    بپذیر که از بچگی بهمون دروغ گفتن که دنیا آباد و زیباست
                                    نه آباده نه زیبا ...
                                    باور کن این پذیرش باعث میشه نصف مشکل حل بشه
                                    جدا از اینا ثنا ، سخت نگیر. بذار این افکارت بگذرن
                                    هی با خودت نگو نه این فکر نباید تو مغز من باشه ، معذرت میخوام ولی مغز بیشعور ترین و لجباز ترین اندامه که فقط منتظره تو بهش دستور بدیو خلافش عمل کنه
                                    بذار بگذرن ...
                                    و برخلاف بقیه و البته با احترام به نظرشون حرف زدنو بهت پیشنهاد نمیکنم ... مگر در یه صورت که بهت میگم اول بذار بگم چرا با دوستات حرف نزنی
                                    چون دوستات حتی صمیمی ترینشون ، یه قضاوت اولیه از تو دارن و بر اساس اون باهات برخورد میکن «ثنا، همون ادم بیخیاله ی جمع»
                                    خوب تو تا بیای بهشون اثبات کنی بابا به خدا من حالم بده، که عمرت تموم شده. جدا از اون هر دوستی ممکنه یه روز دشمنت بشه و از ضعفات استفاده کنه (من خیلی بدبینم اگر اینطوری نیستی که خیلی هم عالی)
                                    اما گفتم در یه صورت حرف بزن «ناشناس»
                                    تو الان برای من فقط ثنایی. نمیشناسمت ، نه از روی تیپت قضاوتت کردم نه تفکراتتو شنیدم هیچی هیچی
                                    پس فردا تو جامعه هم تورو ببینم بازم نمیشناسمت :))
                                    و چه خوب نه؟
                                    تو میتونی بدون ترس از قضاوت شدن یا سانسور کردن خودت با من و تمام آلایی ها حرف بزنی و این عالیه
                                    شاید اگر منم اون زمان با انجمن آلا آشنا بودم کارم به قرص و روانپزشک که به درد نمیخورن حداقل برای من ، نمی رسید.
                                    ثنا دختر، میفهممت ولی در نهایت توی این راه تنهایی
                                    ما میتونیم گوش شنوا باشیم برات اما در نهایت این خودتی که تصمیم میگیری چه مدتی افسرده بمونی
                                    از صمیم قلبم برات دعا میکنم ...
                                    (و در آخر دوستان امیدوارم منو قضاوت نکرده باشید ، خیلییی برام سخت بود نوشتنش اما برای یه دوست مثل ثنا می ارزید 🙂)
                                    ببخشید زیاد شد 💔

                                    Romi_frR آفلاین
                                    Romi_frR آفلاین
                                    Romi_fr
                                    تجربی
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #32

                                    @miss-mir1381 در فقط کمک... گفته است:

                                    Sana Asadi 1
                                    سلام ثنا
                                    نمیدونم چطور بگم که چه قدر میفهممت. اما فقط میفهممت ، درکت نمیکنم . چرا که معتقدم درک کردن دیگران غیر ممکنه! درک کردن یعنی من ثنا باشم و تمام اتفاقاتی که گذرونده رو تجربه کرده باشم که طبیعتا اینطور نیست ...
                                    ولی میفهممت به خصوص اون قسمت که نمیخواستی این تاپیکو بزنی ، یا اونجایی که نمیخوای خانوادت بفهمن ، یا اونجایی که تو آدم بی خیاله ی داستانی ، یا زمانی که بگی افسرده ای دیگران چه قدر واکنش غیرقابل تحملی میتونن داشته باشن...
                                    من نمیدونم از چه زمانی این عقیده راه افتاد که افسردگی و درموندگی فقط مال بزرگسالاست :///
                                    قطعا همه ی کسایی که اینجان حداقل یه بار احساس کردن دیگه نمیتونن اما چرایی برای این نتونستن پیدا نکردن. این خود افسردگیه ...
                                    من از خودم بخوام برات بگم ، سال دهم بود که به خاطر یه سری دلایلی افسردگی شدید گرفتم. اوایل فقط وانمود میکردم که خوب میشم و بابا چیزی نیست ولی از یه جایی به بعد دیگه نشد...
                                    اون نقابی که هر روز به صورتم میزدم و میگفتم هی دوستان من عالیم افتاد و وقتی همه دیدن منِ خسته و درمونده زیر اون نقابه ... فکر میکنی چیکار کردن؟ :)))
                                    دردناکه بگم ولی گفتن بچه ۱۶ ساله و افسردگی، هه . جمع کن خودتو مگه زندگیو داری میگردونی :))) و اونجا اولین صدای شکستن عمیق روحمو حس کردم (دوستان برای من خیلی سخته نوشتن اینا ، لطفا حداقل شما مثل بقیه قضاوتم نکنید و فکر نکنید دارم چرند میگم!)
                                    خب من از قضاوت دیگران ترسیدم ، یه نقاب ساختم محکم تر از نقاب اولی دیگه هیچ وقتم درش نیوردم، حتی شبا. شبایی که میتونستم کمی خودمو خالی کنم رو هم از دست داده بودم.
                                    اره قبول دارم مامان و بابام نگران شدن ولی اولین کاری که کردن انکار افسرگی من بود، گفتن یه ناراحتیه سادست دیگه احتمالا هم به خاطر تغییر مقطع ...
                                    خلاصه بگم، گذشت تا من سِر شدم. درسمو میخوندم ، خندمو میکردم ،گریه؟ هه مگه بچه ۱۶ ساله گریه میکنه ...
                                    اون زمان خیلی به من سخت گذشت ولی ازش چیزای زیادی یاد گرفتم. رک بگم زندگی همینه در حقیقت من و تو الان با واقعیت زندگی روبه رو شدیم. اره زندگی قرار نیست تغییر کنه ولی تو قراره تغییر کنی (الان شعار میبینیش و من این حال تو رو میفهمم)
                                    زندگی مخلوطی از درد و زجر و لذت و خوشحالیه
                                    هیچ زمانی نیست تو لذت مطلقو داشته باشی
                                    هیچ زمانیم نیست زجر مطلقو داشته باشی
                                    زندگی یه درصدی از ایناست. هی جابجا میشن.
                                    از فردای بهبود افسردگیت تو قراره هزاران روز خوشحال باشی ولی بذار منی که هم پیش روانشناس رفتم هم روان پزشک و هم مشاور بهت بگم، همراه این خوشحالی یه درده و اینو بپذیر.
                                    بپذیر که از بچگی بهمون دروغ گفتن که دنیا آباد و زیباست
                                    نه آباده نه زیبا ...
                                    باور کن این پذیرش باعث میشه نصف مشکل حل بشه
                                    جدا از اینا ثنا ، سخت نگیر. بذار این افکارت بگذرن
                                    هی با خودت نگو نه این فکر نباید تو مغز من باشه ، معذرت میخوام ولی مغز بیشعور ترین و لجباز ترین اندامه که فقط منتظره تو بهش دستور بدیو خلافش عمل کنه
                                    بذار بگذرن ...
                                    و برخلاف بقیه و البته با احترام به نظرشون حرف زدنو بهت پیشنهاد نمیکنم ... مگر در یه صورت که بهت میگم اول بذار بگم چرا با دوستات حرف نزنی
                                    چون دوستات حتی صمیمی ترینشون ، یه قضاوت اولیه از تو دارن و بر اساس اون باهات برخورد میکن «ثنا، همون ادم بیخیاله ی جمع»
                                    خوب تو تا بیای بهشون اثبات کنی بابا به خدا من حالم بده، که عمرت تموم شده. جدا از اون هر دوستی ممکنه یه روز دشمنت بشه و از ضعفات استفاده کنه (من خیلی بدبینم اگر اینطوری نیستی که خیلی هم عالی)
                                    اما گفتم در یه صورت حرف بزن «ناشناس»
                                    تو الان برای من فقط ثنایی. نمیشناسمت ، نه از روی تیپت قضاوتت کردم نه تفکراتتو شنیدم هیچی هیچی
                                    پس فردا تو جامعه هم تورو ببینم بازم نمیشناسمت :))
                                    و چه خوب نه؟
                                    تو میتونی بدون ترس از قضاوت شدن یا سانسور کردن خودت با من و تمام آلایی ها حرف بزنی و این عالیه
                                    شاید اگر منم اون زمان با انجمن آلا آشنا بودم کارم به قرص و روانپزشک که به درد نمیخورن حداقل برای من ، نمی رسید.
                                    ثنا دختر، میفهممت ولی در نهایت توی این راه تنهایی
                                    ما میتونیم گوش شنوا باشیم برات اما در نهایت این خودتی که تصمیم میگیری چه مدتی افسرده بمونی
                                    از صمیم قلبم برات دعا میکنم ...
                                    (و در آخر دوستان امیدوارم منو قضاوت نکرده باشید ، خیلییی برام سخت بود نوشتنش اما برای یه دوست مثل ثنا می ارزید 🙂)
                                    ببخشید زیاد شد 💔

                                    فکر میکنم خیلی هامون این حس هارو تجربه کرده باشیم ، حالا کم یا زیاد . قشنگی اش اینه که هممون حرفی برای گفتن داشتیم ، همه مون حس کردیم باید چیزی بگیم چون وقتی خودمون این طوری بودیم کسی نبوده که همین حرفای ساده رو بهمون بزنه . حتی نبوده که بگه خیلی ساده من قضاوتت نمیکنم ، همینم نشنیدیم ...
                                    درد های آدما تو زندگی فرق داره ، آستانه تحمل ها فرق داره . یکی هست که ۲ تا بچه اش رو از دست داده و بعد از یه دوره سختی حالش خوبه و داره با قدرت ادامه میده . یکی ام هست شاید اتفاق به ظاهر کوچیک تری افتاده باشه براش ، ولی همون ضربه فنی اش کرده و دیگه تنها نمیتونه از اون درد خارج بشه شاید ...
                                    من هم موافق این موضوع هستم که با دوست حرف زدن کار درستی نیست ، جدای بحث اعتماد و اینا ، دوست هم یکی مثل خودمونه ، حتی اگر عاقل باشه فهمیده باشه کتاب خونده باشه بازم یه دختر یا یه پسر ۱۷ ، ۱۸ ساله اس .‌یه سری چیزا رو شاید لازم باشه واقعا به اهلش سپرد .
                                    و در آخر ، شدیدا موافق ام با این صحبت که تا خودت نخوای نمیتونی از شر این حس های بد خلاص بشی ، تا زمانی که با غصه و خستگی بشینی و کاری برای بهتر شدن نکنی حتی اگه بهترین روانشناس و پزشک های دنیا رو هم بیارن بازم تاثیر نداره . یکم تلاش کن یکم سعی کن حال خودتو شده یکم بهتر کن ، قدم اول رو خودت بردار و بعد برو سراغ راه ها و روند های درمانی برای بهبود حالت .❤

                                    Sarah GhanaatiyanS 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    3
                                    • miss. Mir1381M miss. Mir1381

                                      Sana Asadi 1
                                      سلام ثنا
                                      نمیدونم چطور بگم که چه قدر میفهممت. اما فقط میفهممت ، درکت نمیکنم . چرا که معتقدم درک کردن دیگران غیر ممکنه! درک کردن یعنی من ثنا باشم و تمام اتفاقاتی که گذرونده رو تجربه کرده باشم که طبیعتا اینطور نیست ...
                                      ولی میفهممت به خصوص اون قسمت که نمیخواستی این تاپیکو بزنی ، یا اونجایی که نمیخوای خانوادت بفهمن ، یا اونجایی که تو آدم بی خیاله ی داستانی ، یا زمانی که بگی افسرده ای دیگران چه قدر واکنش غیرقابل تحملی میتونن داشته باشن...
                                      من نمیدونم از چه زمانی این عقیده راه افتاد که افسردگی و درموندگی فقط مال بزرگسالاست :///
                                      قطعا همه ی کسایی که اینجان حداقل یه بار احساس کردن دیگه نمیتونن اما چرایی برای این نتونستن پیدا نکردن. این خود افسردگیه ...
                                      من از خودم بخوام برات بگم ، سال دهم بود که به خاطر یه سری دلایلی افسردگی شدید گرفتم. اوایل فقط وانمود میکردم که خوب میشم و بابا چیزی نیست ولی از یه جایی به بعد دیگه نشد...
                                      اون نقابی که هر روز به صورتم میزدم و میگفتم هی دوستان من عالیم افتاد و وقتی همه دیدن منِ خسته و درمونده زیر اون نقابه ... فکر میکنی چیکار کردن؟ :)))
                                      دردناکه بگم ولی گفتن بچه ۱۶ ساله و افسردگی، هه . جمع کن خودتو مگه زندگیو داری میگردونی :))) و اونجا اولین صدای شکستن عمیق روحمو حس کردم (دوستان برای من خیلی سخته نوشتن اینا ، لطفا حداقل شما مثل بقیه قضاوتم نکنید و فکر نکنید دارم چرند میگم!)
                                      خب من از قضاوت دیگران ترسیدم ، یه نقاب ساختم محکم تر از نقاب اولی دیگه هیچ وقتم درش نیوردم، حتی شبا. شبایی که میتونستم کمی خودمو خالی کنم رو هم از دست داده بودم.
                                      اره قبول دارم مامان و بابام نگران شدن ولی اولین کاری که کردن انکار افسرگی من بود، گفتن یه ناراحتیه سادست دیگه احتمالا هم به خاطر تغییر مقطع ...
                                      خلاصه بگم، گذشت تا من سِر شدم. درسمو میخوندم ، خندمو میکردم ،گریه؟ هه مگه بچه ۱۶ ساله گریه میکنه ...
                                      اون زمان خیلی به من سخت گذشت ولی ازش چیزای زیادی یاد گرفتم. رک بگم زندگی همینه در حقیقت من و تو الان با واقعیت زندگی روبه رو شدیم. اره زندگی قرار نیست تغییر کنه ولی تو قراره تغییر کنی (الان شعار میبینیش و من این حال تو رو میفهمم)
                                      زندگی مخلوطی از درد و زجر و لذت و خوشحالیه
                                      هیچ زمانی نیست تو لذت مطلقو داشته باشی
                                      هیچ زمانیم نیست زجر مطلقو داشته باشی
                                      زندگی یه درصدی از ایناست. هی جابجا میشن.
                                      از فردای بهبود افسردگیت تو قراره هزاران روز خوشحال باشی ولی بذار منی که هم پیش روانشناس رفتم هم روان پزشک و هم مشاور بهت بگم، همراه این خوشحالی یه درده و اینو بپذیر.
                                      بپذیر که از بچگی بهمون دروغ گفتن که دنیا آباد و زیباست
                                      نه آباده نه زیبا ...
                                      باور کن این پذیرش باعث میشه نصف مشکل حل بشه
                                      جدا از اینا ثنا ، سخت نگیر. بذار این افکارت بگذرن
                                      هی با خودت نگو نه این فکر نباید تو مغز من باشه ، معذرت میخوام ولی مغز بیشعور ترین و لجباز ترین اندامه که فقط منتظره تو بهش دستور بدیو خلافش عمل کنه
                                      بذار بگذرن ...
                                      و برخلاف بقیه و البته با احترام به نظرشون حرف زدنو بهت پیشنهاد نمیکنم ... مگر در یه صورت که بهت میگم اول بذار بگم چرا با دوستات حرف نزنی
                                      چون دوستات حتی صمیمی ترینشون ، یه قضاوت اولیه از تو دارن و بر اساس اون باهات برخورد میکن «ثنا، همون ادم بیخیاله ی جمع»
                                      خوب تو تا بیای بهشون اثبات کنی بابا به خدا من حالم بده، که عمرت تموم شده. جدا از اون هر دوستی ممکنه یه روز دشمنت بشه و از ضعفات استفاده کنه (من خیلی بدبینم اگر اینطوری نیستی که خیلی هم عالی)
                                      اما گفتم در یه صورت حرف بزن «ناشناس»
                                      تو الان برای من فقط ثنایی. نمیشناسمت ، نه از روی تیپت قضاوتت کردم نه تفکراتتو شنیدم هیچی هیچی
                                      پس فردا تو جامعه هم تورو ببینم بازم نمیشناسمت :))
                                      و چه خوب نه؟
                                      تو میتونی بدون ترس از قضاوت شدن یا سانسور کردن خودت با من و تمام آلایی ها حرف بزنی و این عالیه
                                      شاید اگر منم اون زمان با انجمن آلا آشنا بودم کارم به قرص و روانپزشک که به درد نمیخورن حداقل برای من ، نمی رسید.
                                      ثنا دختر، میفهممت ولی در نهایت توی این راه تنهایی
                                      ما میتونیم گوش شنوا باشیم برات اما در نهایت این خودتی که تصمیم میگیری چه مدتی افسرده بمونی
                                      از صمیم قلبم برات دعا میکنم ...
                                      (و در آخر دوستان امیدوارم منو قضاوت نکرده باشید ، خیلییی برام سخت بود نوشتنش اما برای یه دوست مثل ثنا می ارزید 🙂)
                                      ببخشید زیاد شد 💔

                                      Sana Asadi 1S آفلاین
                                      Sana Asadi 1S آفلاین
                                      Sana Asadi 1
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #33

                                      @miss-mir1381

                                      مرسی از حرفای قشنگت❤❤
                                      خوشحالم که حالت بهتره دوست عزیزم🌹🌹❤
                                      دقیقا همینطوره. منم اینجا گفتم چون به قول خودت کسی منو نمیشناسه. پس قضاوتم نمیکنه...
                                      کلی از حرفات انرژی گرفتم❤
                                      آرزو میکنم که همیشه ی همیشه بخندی و شاد باشی💞

                                      تو مرا جان و جهانی
                                      چه کنم جان و جهان را...♥️

                                      miss. Mir1381M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      17
                                      • Sana Asadi 1S Sana Asadi 1

                                        سلام به همه ی رفقای آلایی

                                        راستش خیلی دودل بودم که این تاپیکو بزنم یا نه...
                                        اونقدری که سه چهار بار دستم به نوشتنش رفت و باز دوباره پاکش کردم...
                                        و چقدر دلم میخواست حداقل بشه به صورت ناشناس این تاپیکو بزنم که امکانش نیست...
                                        ایندفعه دیگه دلو زدم به دریا که بگم چقدر به کمک احتیاج دارم...

                                        من با توجه به علائم و حال و هوایی که داشتم یه حدسایی درباره خودم زده بودم، بنابراین از یکی از دوستام که دانشجوی روانشناسیه، خواستم از استاداش بخواد که از من تست افسردگی بگیره. اونم یه سری نمونه تست واسه رفیق من فرستاد و من انجامش دادم... و همونجوری که حدس میزدم، دونفر از استاداش افسردگی رو تایید کردن... و گفتن که اگه جلوشو نگیرم ممکنه خطرناک باشه...
                                        گفتن باید برم پیششون، یا پیش یه روانشناس که باهاش حرف بزنم.
                                        اما من به هیچ وجه دلم نمیخواد خانواده ام بفهمن و الکی نگران بشن...

                                        پارسال و پیارسال ، دوسال به شدت سخت و طاقت فرسا و پر از تنش داشتم... یعنی اتفاقایی که افتاده بود یه چيز خیلی فراتر از ظرفیت من بود.... ولی واسه روحیه خانواده ام هم که شده بود، مجبور بودم وانمود کنم که همه چیز درست میشه و از این دست امیدهای الکی... و به قدری خوب انجامش داده بودم که هنوز که هنوزه کل فامیل(حتی نزدیک تریناش) میگن ثنا ؟اون که خیلی بیخیاله... خوش به حالش!

                                        هیچ کس الان به ذهنش خطور نمیکنه که من افسرده باشم! طوری که اگه برم بهشون بگم بهم میخندن و فکر میکنن من دستشون انداختم!

                                        واقعا نمیدونم باید چکار کنم. امسال سال کنکورمه، و باید درس بخونم. متأسفانه اصلا نمیتونم تمرکز کنم و همچنین به این‌ نتیجه رسیدم که هیچ امیدی به آینده نیست و قراره همین مزخرفی که هست بمونه.
                                        اما خب مثل هر خانواده ای، خانواده ی منم از کنکورم توقع دارن و دلشون میخواد که یه رتبه ی فضایی بیارم!

                                        و حالا از شما دوستان کمک می‌خوام که بهم بگین چکار کنم؟....

                                        siamak slamtalabS آفلاین
                                        siamak slamtalabS آفلاین
                                        siamak slamtalab
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط siamak slamtalab انجام شده
                                        #34

                                        Sana Asadi 1 سلام دوست آلایی ام

                                        منم یه مدت کوتاهی داشتم اما درمان افسردگی واقعا به نظرم اصلا دوا و درمان نیست راه های معنوی هست در این مسیر نماز واقعا عالی هست. همین که میفهمی تنها نیستی و یکی هست که در پشتت هست این واقعا عالیه که باعث میشه یه مدت ذهن آروم بگیره و بعد از یه مدتی به خودت میایی و میبینی واقعا دیگه همه چی حل شده و همون دختر اولی هستی.

                                        امیدوارم که هر چه سریع تر مشکلت برطرف بشه.

                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        5
                                        • Sana Asadi 1S Sana Asadi 1

                                          سلام به همه ی رفقای آلایی

                                          راستش خیلی دودل بودم که این تاپیکو بزنم یا نه...
                                          اونقدری که سه چهار بار دستم به نوشتنش رفت و باز دوباره پاکش کردم...
                                          و چقدر دلم میخواست حداقل بشه به صورت ناشناس این تاپیکو بزنم که امکانش نیست...
                                          ایندفعه دیگه دلو زدم به دریا که بگم چقدر به کمک احتیاج دارم...

                                          من با توجه به علائم و حال و هوایی که داشتم یه حدسایی درباره خودم زده بودم، بنابراین از یکی از دوستام که دانشجوی روانشناسیه، خواستم از استاداش بخواد که از من تست افسردگی بگیره. اونم یه سری نمونه تست واسه رفیق من فرستاد و من انجامش دادم... و همونجوری که حدس میزدم، دونفر از استاداش افسردگی رو تایید کردن... و گفتن که اگه جلوشو نگیرم ممکنه خطرناک باشه...
                                          گفتن باید برم پیششون، یا پیش یه روانشناس که باهاش حرف بزنم.
                                          اما من به هیچ وجه دلم نمیخواد خانواده ام بفهمن و الکی نگران بشن...

                                          پارسال و پیارسال ، دوسال به شدت سخت و طاقت فرسا و پر از تنش داشتم... یعنی اتفاقایی که افتاده بود یه چيز خیلی فراتر از ظرفیت من بود.... ولی واسه روحیه خانواده ام هم که شده بود، مجبور بودم وانمود کنم که همه چیز درست میشه و از این دست امیدهای الکی... و به قدری خوب انجامش داده بودم که هنوز که هنوزه کل فامیل(حتی نزدیک تریناش) میگن ثنا ؟اون که خیلی بیخیاله... خوش به حالش!

                                          هیچ کس الان به ذهنش خطور نمیکنه که من افسرده باشم! طوری که اگه برم بهشون بگم بهم میخندن و فکر میکنن من دستشون انداختم!

                                          واقعا نمیدونم باید چکار کنم. امسال سال کنکورمه، و باید درس بخونم. متأسفانه اصلا نمیتونم تمرکز کنم و همچنین به این‌ نتیجه رسیدم که هیچ امیدی به آینده نیست و قراره همین مزخرفی که هست بمونه.
                                          اما خب مثل هر خانواده ای، خانواده ی منم از کنکورم توقع دارن و دلشون میخواد که یه رتبه ی فضایی بیارم!

                                          و حالا از شما دوستان کمک می‌خوام که بهم بگین چکار کنم؟....

                                          Sarah GhanaatiyanS آفلاین
                                          Sarah GhanaatiyanS آفلاین
                                          Sarah Ghanaatiyan
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #35

                                          Sana Asadi 1 سلام ثنا راسیاتش هممون افسردگی داریم و الان ک تکستای بچه هارو خوندم دیدم فقط من یا تو نیستیم
                                          و جالب اینجاست اگر هرکدوممون بگیم افسردگی داریم هیچکس باور نمیکنه، حداقل برا من اینجوره و فک میکنن دارم ایسگاشون میکنم ولی خب!
                                          و اینکه یه سریا گفتن ک به خانواده بگو قطعا اگر میشد زودتر میگفتی و واقعا شرایطتو درک میکنم، بگیم هم فک میکنن میخوایم جلب توجه کنیم و هرچیز دیگه...
                                          یه عده هم به نماز و دعا اشاره کردن ک برای من یکی این چیزا تاثیری نداره و فعلا هیچ ایمان قلبی ای ندارم به این روش ها و فکر می‌کنم دئیسم هسم(خداباوری دین‌ناباورانه) و خب نمیدونم تو چجوری هسی ثنا
                                          و اینکه من فقط زدم به بیخیالی وگرنه با یه اهنگ مثل flying یا فیلمایی مث pianist داغون میشم( ولی خب شاهکارن عهه) و دارم سعی می کنم بخندم، شاد باشم حتی به غلط! و برای رسیدن به هدفم تلاش کنم
                                          بنظرم فیلمای کمدی زیاد ببین، فیلمای معرکه ای هس ک اگر بخوای معرفی میکنم
                                          پادکست گوش کن، میتونی از اپلیکیشن Castbox استفاده کنی و پادکستی ک میتونم پیشنهاد کنم جافکری هست از اپیزود اول گوش کن
                                          و یکی از بچا گفت ک از اخبار دوری کن بشدت باهاش موافقم و منی ک از همه چی خبر داشتم(از اقتصاد تا سیاست داخلیو خارجی) و تحلیل میکردم و این داستانا الان حتی نمیدونم دلار چن شده! و حداقل تا بعد کنکورم نمیرم سمتشون
                                          بهرحال اگر خواستی با کسی صحبت کنی من هستم
                                          مواظب خودت باش و بدون که ت این دنیا یکی هس ک حالت براش مهمه

                                          Ali MaltiA Sana Asadi 1S 2 پاسخ آخرین پاسخ
                                          5
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 3
                                          • 4
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع