-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۱۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن کرد
خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من استحافظ
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۱۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هستحافظ
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشتحافظ
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست
میبینمت عیان و دعا میفرستمتحافظ
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است
کسی آن آستان بوسد که جان در آستین داردحافظ
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا راحافظ
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
با دلارامی مرا خاطر خوش است
کز دلم یک باره برد آرام راحافظ
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ماروی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ماحافظ
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
درد عشق است و جگرسوز دوایی داردستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
هر عمل اجری و هر کرده جزایی داردحافظ
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز
هر کسی بر حسب فکر گمانی داردحافظ
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
در دلم بود که بیدوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بودحافظ
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجاحافظ
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند
ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست
حافظ -
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
حافظ -
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست
هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است
حافظ -
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۲۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت استحافظ
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۲۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
رازی که برِ غیر نگفتیم و نگوییم
با دوست بگوییم که او محرم راز استحافظ
-
نوشتهشده در ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۷:۲۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد بادگر چه یاران فارغند از یاد من
از من ایشان را هزاران یاد بادحافظ