Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. بحث آزاد
  3. غیر درسی
  4. کارگاه نویسندگی
هر چی تو دلته بریز بیرون8
M.anM
به نام خداوند بخشنده مهربان سلام ...اینجا از هرچی اذیتتون میکنه بگید وبزارین تخلیه شین...از موانع درس خوندنتون بگید تاباهم براش راه حل پیداکنیم....برعکس از خوشحالی هاتون هم بگید...از چیز هایی بگید که باعث شده باعلاقه وقتتون رو صرف مطالعه کنید...موفق باشید وامیدوارم تاروز کنکور کلی اتفاقای خوب براتون بیفته که شمارو به سمت پیروزی ببره... رعایت قوانین تاپیک برای همه الزامی می باشد بحث سیاسی، اعتقادی و تنش زا ممنوع پرسیدن سوال درسی و مشاوره ای ممنوع پرهیز از توهین و بی احترامی و استفاده از الفاظ نامناسب پرهیز از قرار دادن متن ، آهنگ و... با محتوای نامناسب مواظب شوخی هاتون باشید هر شوخی مناسب محیط انجمن نیست همه ی گویش ها و زبان ها برای همه ما آلایی ها با ارزش هستند پس برای احترام به هم فقط فارسی صحبت کنید سبز باشید و سربلند
غیر درسی
| گالری روح نواز🫀✨ |
AinoorA
سلااامممم هممون گاهی عکس هایی رو میبینیم که شادی برای قلبمون به همراه دارن✨ گاهی بعضی عکسا یادآور یه خاطره خوبن بعضی عکسا خنده روی لبمون میارن و بعضی اشک تو چشامون... بعضی عکسا یادآور آدم هایی هستن که دوستشون داریم 😍 بنظر عکسا روح دارن و حسشون به ما منتقل میشه... بعضیاشون خیلی کیوت و با نمکن 🐥🐰 بعضیاشون غمگینن 🙁 بعضیا بی حس و بی حالن 😶 بعضیا خیلیی شادن 😄 اینجا گالریِ عکسایی ک دوسشون داریم یا یه چیزی رو برامون زنده میکنن دوست داشتین یه متن خوشگلم زیرش بنویسین..😉🤗 دعوت میکنم از : @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @بچه-های-تجربی-کنکور-1402 @بچه-های-تجربی-کنکور-1401 @ریاضیا @تجربیا @انسانیا @بچه-های-تجربی-کنکور-1403 (شما یه سر کوچولو بزنین کافیه خوشحال میشیم😉♥) و هر کس دیگه ای که دوست داره شرکت کنه منتظر عکس های زیباتون هستم😍🤗♥
غیر درسی
شــآدکــَــده ی جــوکــیـســـــم
mriawM
سلام دوستااااااااان این تاپیک واسه اینه که تا میتونیم شاد باشیم،هرکی از درس خسته شد یا چیز دیگه،واسه زنگ تفریح بیاد اینجا شاد بشه انرژی بگیره،جوک یا سوتی های خنده دار یا هرچیز خنده دار دیگه رو اینجا بنویسیم :smiling_face_with_open_mouth_smiling_eyes:
غیر درسی
هرچی تودلته بریز بیرون7
M.anM
به نام خداوند بخشنده مهربان سلام ...اینجا از هرچی اذیتتون میکنه بگید وبزارین تخلیه شین...از موانع درس خوندنتون بگید تاباهم براش راه حل پیداکنیم....برعکس از خوشحالی هاتون هم بگید...از چیز هایی بگید که باعث شده باعلاقه وقتتون رو صرف مطالعه کنید...موفق باشید وامیدوارم تاروز کنکور کلی اتفاقای خوب براتون بیفته که شمارو به سمت پیروزی ببره... رعایت قوانین تاپیک برای همه الزامی می باشد بحث سیاسی، اعتقادی و تنش زا ممنوع پرسیدن سوال درسی و مشاوره ای ممنوع پرهیز از توهین و بی احترامی و استفاده از الفاظ نامناسب پرهیز از قرار دادن متن ، آهنگ و... با محتوای نامناسب مواظب شوخی هاتون باشید هر شوخی مناسب محیط انجمن نیست همه ی گویش ها و زبان ها برای همه ما آلایی ها با ارزش هستند پس برای احترام به هم فقط فارسی صحبت کنید سبز باشید و سربلند
غیر درسی
کاف‍ــه می‍ـــم♡
sandiiiiS
سلام به یاران ج‍ــان😍 به %(#ff00ff)[ک‍ـــافه می‍ـــم] خوش اومدین..❤ توی انجمن جای همچین تاپیکی خالی بود دعوتتون میکنم که اینجا %(#00ffff)[مت‍ــن های ادب‍ــی] بفرستین ما نمیتونستیم توی تاپیک شع‍ــردانه متن ادبی بفرستیم😊 توی تاپیک خ‌ــــودنویس هم نمیتونستیم چون مخصوص دست نوشته های خودمونه😅 و توی تاپیک هرچی تودلته بریز بیرون هم نوشته ها گم میشدن همگی خوش اومدین..💕 %(#0000ff)[اسپم ممنوعه] و اینکه از مدیر عزیز هم درخواست دارم که تاپیک رو قفل نکنن🙏❤ @M-an %(#7f7fff)[_________________________________] خب خب😍 دعوت میکنم از : @خانوم @dlrm @اکالیپتوس @revival @گونش @Saahaar @sheyda-fkh @دانش-آموزان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
غیر درسی
چالش 75 روز سخت 😁🌝
Zahra.tgZ
سلام سلام😍 خب من اومدم با یه چالش سخت 😁 قضیه از این قراره که من قبلاً این چالش خیلی شنیده بودم که بنظر من هم برای نظم شخصی و هم سلامت و پیشرفت خودمون بسیار تاثیر گذار هست ولی با این حال هنوز نتونستم شروع کنم،ولی می خوام از امروز که میشه روز دوم بهمن سال ۱۴۰۴ شروع کنم. این چالش یه سری قوانین داره: ۱)نوشیدن روزی ۴ لیتر آب ۲)روزی دو نوبت ورزش که یکیش باید در فضای باز باشه(مثل پیاده روی) ۳)رژیم غذایی مشخصی رو باید طی این چالش ادامه بدیم بدون فست فود و چیز های سوپرمارکتی مثل چیپس و پفک و ... ۴) مطالعه روزانه حداقل ده صفحه کتاب غیر درسی ولی علمی ۵)گرفتن عکس روزانه برای ثبت پیشرفت یک نکته مهمی که داره اگه یه روز عمل نکنی باید از فرداش از روز یک شروع کنی برای ثبت کار هایی که برای این چالش باید انجام بدیم در واقع انجام قوانین من خودم چک لیست در آوردم از پینترست که پرینت کنم و روی اون خط بزنم متاسفانه اینجا نمیشه آپلودش کرد اگه خواستین می‌فرستم بهتون ولی اگه پرینت نخواین میتونین از یادداشت گوشی هم استفاده کنید ولی هدف این تاپیک این هست که هر روز گزارش بدیم از روزمون که چیکارا کردیم برای این چالش در طول روز. برای رژیم غذایی و ورزش تو خونه می تونین از چت جی پی تی هم استفاده کنید که بر اساس بدن و هدف شما ورزش و برنامه غذایی بده بهتون و حتی میزان کالری و پروتئین و چربی و کربوهیدرات یا هر چیزی لازم دیگه ای که در طول روز باید مصرف کنید هم میده بهتون و میتونین ازش استفاده کنید. 😍😍 از همتون دعوت میکنم تو این چالش منو همراهی کنید و هر روز گزارش کار بدیم تو این تاپیک چه وسط راه نتونستیم ادامه بدیم چه چندین و چند بار از اول شروع کنیم و چه و تا بتونیم در آخر این چالش رو تموم کنیم و اضافه کنیم به لیست موفقیت هامون😍 ولی باید اینم در نظر داشته باشیم این چالش سخت هست و اکثرمون وسط راه ممکنه جا بزنیم یا روی روز اول گیر کنیم ولی مطمئنم آخرش هممون تموم میکنیم این چالش رو😁🤩🤩 ممنونم از الان که همراهیم میکنید😃😍 @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @دانشجویان-درس-خون
غیر درسی
گلچینی کوتاه از کتاب های معروف
Mr. PerfectM
سلام دوستان هدفم از زدن این تاپیک اینکه: 🕙شبی حداقل یک_دقیقه_کتاب بخوانیم📚 لطفا شما هم در این مسیر یارا باشید. تا حداقل شبی یه قطره از اقیانوس علم را به معلومات خود بیافزاییم.
غیر درسی
هفته های خوشحالی
M.anM
Topic thumbnail image
غیر درسی
موسیقی کده🎵
MmdasnM
از نظر من موسیقیای خوب و آروم میتونن خیلی رو تمرکز تاثیر بزارن موسیقی های خوبتون رو اینجا به اشتراک بزارید تا بقیه هم ازش لذت ببرن
غیر درسی
بویِ امید ✨
S.daniyal hosseinyS
راستش بعد از موضوعِ «قشنگ‌ترین تعریف»، یه‌وقتایی می‌شد که یه‌چیزی رو می‌خواستم درونش بنویسم ولی می‌دیدم این یه «تعریف» نیست. برای همین تصمیم گرفتم این موضوع رو ایجاد کنم. ‌ اینجا بیاین از لحظه‌هاتون بنویسین. از یه «آن». از اون لحظه‌ای که انگار همه‌چیز در به‌جاترین شکل ممکن خودش بود. مثل اون لحظه‌ای که دوتا قطعه رو جا می‌زنن و صدای جا رفتنش به جون آدم جلا می‌ده. اینجا از اون لحظه‌ای بنویسین که انگار دنیا حتی برای یک‌لحظه مال شما بود. ‌ از یه‌ خط چشم که امروز درست کشیدی، از اینکه امروز کیک پختی و خوشمزه شده، از اینکه امروز یه لایی تمیز کشیدی و ذوق خودتو کردی، از اینکه توی فیفا رو دستت نیست و امروز همه رو سوسک کردی بگیر، تا کارای گنده‌گنده، تا قبول شدن توی فلان آزمون و گرفتن گواهینامه و اومدن یه رفیق قدیمیِ مهاجرت‌کرده به ایران... و هزارتا اتفاق ریز و درشت دیگه. ‌ دلم می‌خواد این موضوع «بوی امید» بده. همین ❤
غیر درسی
قشنگ‌ترین تعریف
S.daniyal hosseinyS
بیاید بگید ببینم قشنگ‌ترین تعریفی که تاحالا یه شخصی ازتون کرده چی بوده؟ 👀 (امیدوارم تاپیکش پر از جملات جذابِ ذوق‌دار بشه) @دانش-آموزان-آلاء @فارغ-التحصیلان-آلاء
غیر درسی
♥شعردانه♥
banooB
درود آلایی های خوب راستش من این تاپیک رو مکمل تاپیک قرابت میدونم برای همین امیدوارم اینجا هم حضور پر رنگی داشته باشین و حس خوبی رو از طریق شعر به هم انتقال بدیم .پیشاپیش از همراهی تون سپاسگزارم با احترام بانو پ ن : %(#ff0000)[اینجا فقط شعر بنویسید نه متن ادبی] @دانش-آموزان-آلاء @خیرین-کوچک-دریا-دل
غیر درسی
انجمن انیمه ای :>
Michael VeyM
هاعیییییی به هممه برین تو chat gpt و یه عکس از خودتون رو آپلود کنین و زیرش بنویسین: restyle image in studio ghibli style keep all details بعدشم نتیجه رو بفرستین اینجا تا ببینیم هر کدوممون چه شکلییم👀😂 @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا @انسانیا
غیر درسی
ژنِستوری 🔞
D
خب راستش از اونجا که میخواستم به غیر از دلقک بازی یه میراثی تو آلاخونه واسه خودم باقی گذاشته باشم و مث خیلی از رفقا که در روزای اخیر از آلاخونه بدون خدافظی و میراث درست و حسابی رفتن (نامردای بی خاصیت 😂)، تصمیم گرفتم این تاپیکو بزنم... 🤡 تو این تاپیک به بررسی اتفاقات و زندگی اشخاص مهمی میپردازیم که سهم بسزایی در علم ژنتیک و زیست شناسی داشتن! 🧬 سعی کردم از بین 1500 صفحه کتاب، مطالب رو گلچین کنم و گلشو براتون بزارم... در ضمن، مثبت 18 رو برا این زدم که دوستانی که به شدت درگیر کنکور یا امتحاناتشون هستن و وقت خالی ندارن نیان اینجا... وقت واسه دلقک بازی زیاده برید درستونو بخونید 📚 این فکرو هم نکنید که الان یسری متنو اومدم کپی پیست میکنم و براتون میزارم... بخدا زحمتش زیاد بود... یجوری متنا رو جمع آوری و ساده کردم که دوستانی که غیر از رشته ی تجربی هستن هم بتونن استفاده کنن. به قول یه عزیزی : «مشکل داری مشکل داری ... ما داریم زحمت میکشیم اینجا نمیدونی چه بلایی سر ما اومده ...»😂 هر جمعه ساعت 3 و 35 دقیقه بامداد با یک اپیزود از این تاپیک همراهمون باشید... 😎😂 اگرم دیدید که یه هفته چیزی نزاشتم بدونید که دار فانی رو وداع گفتم. باشد که رستگار شوید. @دانش-آموزان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @ریاضیا @تجربیا
غیر درسی
بهخوان🌱
Hhh HhH
به نام خدا سلاااام به همگی پس از مدت ها دارم یک تاپیک(موضوع) مینویسم😂 به تازگی با فضایی به نام "بهخوان" آشنا شدم(وقتی واردش شدم اولش یاد انجمن(آلاخونه) افتادم😇) که افراد کتابخوان دور هم جمع شدن و درباره کتاب هاشون باهم گفت و گو میکنن. • وقتی واردش شدم و نظرات و نقد های کتاب ها و یادداشت های افراد رو خوندم ؛ متوجه شدم: چقدر ادبیات شخصی که کتاب میخونه با اشخاص دیگه فرق میکنه. یک جا وارد شدم(موضوع کتب فلسفی و پر تعمق) ؛ بیشتر افرادی که درحال گفت و گو بودن. ادبیاتشون فرق می‌کرد. و احساس کردم من در مقایسه با این دوستان هنوز خیلی راه دارم. خلاصه کیف کردم از بیانشون😇 حتی در موضوعات دیگه • چقدر در بیان نظراتشون(حتی مخالف) نکات نوشتاری و احترام متقابل رو رعایت کردن. با تموم باگ هایی که ممکنه داشته باشه(مخصوصا با سرعت اینترنت پایین) ● داشتم با خودم فکر میکردم چقدر خوب میشد هممون از کوچیک تا بزرگ گوشه ای از زندگیمون(هرچقدر میتونیم) رو به کتاب اختصاص بدیم‌. که همین ما رو خیلی بهتر میکنه: _ در شنیدن و گوش دادن حرف ها _ در گفت‌وگو و بیان نظراتمون و در مجموع _ در روابط و زندگی هامون و جامعه(که واقعا بهش نیاز داره) اینجور که متوجه شدم؛ این برنامه مشابه(تا حدی) خارجی هم داره، به نام گودریدز . جهانیه . با امکانات بیشتر. ولی متاسفانه برای ایرانی ها به راحتی قابل استفاده نیست(این محدودیت از طرف برنامه صورت گرفته) اگر دوست داشتید شما هم واردش بشید یا به دوستانتون معرفی کنید. به عنوان عضوی کوچک؛ دوست داشتم شما رو هم تا حدی با این فضای ساده و قشنگ آشنا کنم. تا قدمی هرچند کم، برداشته باشم برای ترویج فرهنگ مطالعه و گفت و گو=)) اگه واردش شدید بهم بگید(درصورت تمایل) که همدیگه رو اونجا پیدا کنیم🤩😎 یا تو همین آلاخونه؛ درباره کتاب هامون حرف بزنیم. هرسوالی دربارش داشتید بپرسید. باعث افتخار و خوش حالیم هست که تا جایی که میدونم پاسخگو باشم(یا در همین تاپیک یا تودلی یا پیوی) موفق باشید✨ @تجربیا @ریاضیا @دانش-آموزان-آلاء @دانشجویان-پزشکی @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانشجویان-مهندسی @دانشجویان-درس-خون @دانشجویان-پیراپزشکی اگر میدونید دوستی علاقمند به کتاب و کتابخوانی هست ، یا دوست دارید بقیه هم باهاش آشنا بشن و عضو گروه های تگ شده نیستن؛ تگشون کنید‌ یا براشون ارسال کنید.
غیر درسی
جرعت حقیقت
Gharibe GomnamG
سلام بچه ها میخوایم جرعت حقیقت بازی کنیم فقط لطفا سوالات درحد انجمن باشه لطفا احترام هم رو حفظ کنید دعوا و بحث نداریم... @yasin-sheibak @سمیه-صادقلو @Felli @sina-bigdeli @Ryhn-E @Reyhaneh-moradi @Miss-joker @دانش-آموزان-آلاء
غیر درسی
نوشته های با ارزش
AmirbernosiA
درود به دوستان ؛) دیدم جای این تاپیک خالی بین بقیه تاپیکا :) بریم سر اصل مطلب! تو این تاپیک جملات ارزش مند بزرگان دنیا و حتی جملاتی که خودتون بهش میرسید رو میگین! همین :) صرفا هم فقط جمله قرار میدیم! اسپمو نقل قول خواهشا نباشه! کمی نظم داشته باشه ؛)
غیر درسی
پناه دل 🌱
_
بعضی وقت‌ها حال آدم اونقدر بد میشه که حتی نمی‌دونه با چه کلماتی باید توصیفش کنه... دیشب من همینطور بودم اما وقتی چند آیه از قرآن خوندم دیدم واقعا بعضی آیاتش یه آرامش عجیبی به دل میدن :) برای همین دوست دارم توی این تاپیک مجموعه‌ای از همین جملات و محتواها بزاریم ، در صدرش آیه‌هایی از قرآن که آرامش‌بخشن و همین‌طور فیلم‌ها، عکس‌ها یا جمله‌هایی که می‌تونن حس خوبی منتقل کنن و آروممون کنن🌱 اینجوری هر وقت حالمون بد شد بیایم اینجا سر بزنیم، بخونیم و ببینیم و حالمون یه کم بهتر بشه امیدوارم توی لحظه‌های سخت این کلمات و تصاویر بتونن پناه دلمون باشن 👀💚
غیر درسی
والیپر دانشگاه تهران🏛
Hhh HhH
Topic thumbnail image
غیر درسی
chatgpt در مورد تو چه فکری می کنه؟
M.anM
سلام بچه ها خوبین؟ مطمئنم که توی این سال از ChatGPT استفاده کردی. شاید برای تکالیف، شاید برای سوالات خفن یا شاید حتی برای دقایق خنده‌دار! 😆 چند روزی هست chatgpt داره برای کاربرها یه پیام میده در مورد سال ۲۰۲۵ که به مرور برای کاربرها فعال میشه نمیدونم برای شما هم فعال شده یا نه؟ از لینک زیر می تونی بهش دسترسی داشته باشی https://www.chatgpt.com/?q=YourYearWithChatGPT ببینید به شما چی میگه؟ از تجربه هاتون بگین و بگین برای چیا استفاده می کنید اگه دوست داشتی اسکرین شات هم برامون بفرستید
غیر درسی

کارگاه نویسندگی

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده غیر درسی
324 دیدگاه‌ها 13 کاربران 4.7k بازدیدها 10 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • SachliS Sachli

    @یاسمن-کیانی نه خب موقعی که باهم حرف میزنن عامیانه باشه بهتر ، نه؟
    ولی درکل متن ادبی برای کتاب چاپی خیلی دوست دارم متن عامیانه یعنی کل داستان عامیانه باشه برای پی دی اف های رمان (الان همه میان میگن کی کار به دوست داشتن تو داشت؟:face_with_tears_of_joy: )

    MeowsM آفلاین
    MeowsM آفلاین
    Meows
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #86

    @roghayeh-eftekhari کی کار به دوست داشتن تو داشت؟😐😂😂😂

    SachliS 1 پاسخ آخرین پاسخ
    3
    • MeowsM Meows

      @roghayeh-eftekhari کی کار به دوست داشتن تو داشت؟😐😂😂😂

      SachliS آفلاین
      SachliS آفلاین
      Sachli
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #87

      @یاسمن-کیانی بلاکت میکنم از زندگیم :crying_face: :expressionless_face: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:

      MeowsM 1 پاسخ آخرین پاسخ
      4
      • SachliS Sachli

        @یاسمن-کیانی بلاکت میکنم از زندگیم :crying_face: :expressionless_face: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:

        MeowsM آفلاین
        MeowsM آفلاین
        Meows
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #88

        @roghayeh-eftekhari بی تو هرگز😌😂😂💛

        SachliS 1 پاسخ آخرین پاسخ
        4
        • SachliS Sachli

          @یاسمن-کیانی نه خب موقعی که باهم حرف میزنن عامیانه باشه بهتر ، نه؟
          ولی درکل متن ادبی برای کتاب چاپی خیلی دوست دارم متن عامیانه یعنی کل داستان عامیانه باشه برای پی دی اف های رمان (الان همه میان میگن کی کار به دوست داشتن تو داشت؟:face_with_tears_of_joy: )

          MeowsM آفلاین
          MeowsM آفلاین
          Meows
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Meows انجام شده
          #89

          @roghayeh-eftekhari در کارگاه نویسندگی گفته است:

          @یاسمن-کیانی نه خب موقعی که باهم حرف میزنن عامیانه باشه بهتر ، نه؟
          ولی درکل متن ادبی برای کتاب چاپی خیلی دوست دارم متن عامیانه یعنی کل داستان عامیانه باشه برای پی دی اف های رمان (الان همه میان میگن کی کار به دوست داشتن تو داشت؟:face_with_tears_of_joy: )

          امممم. چم.
          خانم متخصص نظر شما در این باره چیه؟
          فاطمه رحیمی

          فاطمه رحیمیف 1 پاسخ آخرین پاسخ
          3
          • MeowsM Meows

            @roghayeh-eftekhari بی تو هرگز😌😂😂💛

            SachliS آفلاین
            SachliS آفلاین
            Sachli
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #90

            @یاسمن-کیانی :face_with_tears_of_joy: :beating_heart:

            1 پاسخ آخرین پاسخ
            4
            • A arthur morgan

              فاطمه رحیمی به نظر شما یکمی شبیه عالیس در سرزمین عجایب نشده؟

              فاطمه رحیمیف آفلاین
              فاطمه رحیمیف آفلاین
              فاطمه رحیمی
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #91

              arthur morgan داستانش تخلیلی و باعث میشه کنجکاوی ادم برای خوندن تحریک بشه

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              4
              • MeowsM Meows

                @roghayeh-eftekhari در کارگاه نویسندگی گفته است:

                @یاسمن-کیانی نه خب موقعی که باهم حرف میزنن عامیانه باشه بهتر ، نه؟
                ولی درکل متن ادبی برای کتاب چاپی خیلی دوست دارم متن عامیانه یعنی کل داستان عامیانه باشه برای پی دی اف های رمان (الان همه میان میگن کی کار به دوست داشتن تو داشت؟:face_with_tears_of_joy: )

                امممم. چم.
                خانم متخصص نظر شما در این باره چیه؟
                فاطمه رحیمی

                فاطمه رحیمیف آفلاین
                فاطمه رحیمیف آفلاین
                فاطمه رحیمی
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #92

                @یاسمن-کیانی متخصص ک نشدیم😊
                ولی نوشتار عامیانه برای خوندن مخصوصا برای نوشته های رمان و داستان گونه مورد پسند تره و لحن ادبی برای نوشتارهای رسمی بیشتر استفاده میشه منم موافقم

                SachliS 1 پاسخ آخرین پاسخ
                4
                • فاطمه رحیمیف فاطمه رحیمی

                  @یاسمن-کیانی متخصص ک نشدیم😊
                  ولی نوشتار عامیانه برای خوندن مخصوصا برای نوشته های رمان و داستان گونه مورد پسند تره و لحن ادبی برای نوشتارهای رسمی بیشتر استفاده میشه منم موافقم

                  SachliS آفلاین
                  SachliS آفلاین
                  Sachli
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sachli انجام شده
                  #93

                  فاطمه رحیمی آره الان راوی داستان داره با لحن رسمی صحبت میکنه خوبه
                  ولی صحبت دو نفر یا چند نفر باهم عامیانه باشه خیلی بهتر مخصوصا که زمان حال؟

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  4
                  • فاطمه رحیمیف فاطمه رحیمی

                    @roghayeh-eftekhari دوهزار شدی قرض بده هزار شم😢😢😢😂😂😂 پس نمیدما بعدش دلار هی داره میکشه بالا 😢

                    SachliS آفلاین
                    SachliS آفلاین
                    Sachli
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #94

                    فاطمه رحیمی قرض دادم:winking_face: :face_with_tears_of_joy:

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    4
                    • فاطمه رحیمیف آفلاین
                      فاطمه رحیمیف آفلاین
                      فاطمه رحیمی
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #95

                      اقا من ی رمان نوشتم نصفس اینجا هم شاید درست نباشع رمان😢😂
                      البته اسلامیه ها😂😂😂قسمتای اولش و میزارم سعی کن اونجوری بنویسی لحنشو
                      البته شاید خوبم نباشه نمیدونم😂

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      4
                      • فاطمه رحیمیف آفلاین
                        فاطمه رحیمیف آفلاین
                        فاطمه رحیمی
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #96

                        📚رمان جذاب
                        #ظلمتگاه_عشق🙊
                        #پارت_یک
                        صبح با صدای کوبیده شدن در اتاقم از خواب بیدار شدم. ای تف به روح هر کسی که داره در میزنه چشم ندارن ببینن یه روز تعطیل ما خوابیدیم چشمامو محکم روی هم فشار می دادم دوست نداشتم بازشون کنم .دیشب تا دیر وقت بیدار بودم چشمام داشت دوباره گرم میشد که با صدای برخورد محکم در به دیوار تو جام سیخ نشستم
                        هوی احمق در میزنی درو باز نمیکنم یعنی نیا تو،حالا اون به درک میایی تو مثل بچه ادم بیا تو ن اینکه عین خر سرتو بندازی پایین بپری تو اتاق
                        بهار
                        نفس بگیر خفه شدی دو ساعته دارم در میزنم زیر پام علف سبز شد که هیچ گلم دادم اون پشت
                        _خو الان کارتو بگو برو
                        دوباره سریع رو تخت دراز کشیدم چشمامو بستم
                        بهار_بلند شو دیگه حوصلم سر رفت بابا از صبح تک و تنهام
                        همونجوری که چشمامو بسته بودم گفتم:به من چه صبح زود عین خروس بلند نمیشدی من الان خوابم میاد
                        بهار_ساعتو نگاه کن اخه چلغوز ۱۲ ظهره
                        _ به تو چه اصلا میخوام تا ۲ بخوابم

                        کانال و زیرش برداشتم😈😂تبلیغ نشه

                        A 1 پاسخ آخرین پاسخ
                        4
                        • فاطمه رحیمیف آفلاین
                          فاطمه رحیمیف آفلاین
                          فاطمه رحیمی
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #97

                          📚رمان جذاب #ظلمتگاه_عشق🙊
                          #پارت_دوم
                          یهو اومد رو تخت نشست پتو رو کشیدم رو سرم که شرشو کم کنه ولی گفت
                          بهار_نمیدونی چی شده؟
                          همونجوری از زیر پتو گفتم :چیشده؟
                          بهار_خبرای خوب خوب
                          با شک پتو رو از سرم کنار زدم و گفتم:د بنال دیگ
                          بهار لبخند زد
                          وا خل شدی میگم چی شده
                          بهار
                          بلند شو بگم
                          تو جام نیم خیز شدم و گفتم:خب بگو
                          بهار با ذوق گفت: نمیدونی که خانواده ی شاه وردی دارن میان واییییی خیلی خوشحالم
                          _شاه وردی کدوم خریه؟؟
                          بهار_سوال خوبی پرسیدی
                          _خو بهار_خو؟ _میزنم لهت میکنما بنال ببینیم شاه وردی کدوم گوساله ایه که اومدی منو بیدار کردی؟ بهار_خو نمیشناسم
                          چشمام گرد شد
                          _نمیشناسی و داشتی با ذوق میگفتی خانواده شاه وردی دارن میان
                          بعدشم اداشو در اوردم تازه بد تر از اون جلبک اومدی منو به خاطر کسی که نمیشناسی بیدار کردی؟؟؟
                          بهار_باشه بابا حالا توام شلوغش کردی
                          _بهار بهار_هوم
                          _من چه گناهی کردم گیر تو افتادم؟
                          بهار_ابجیم شدی
                          بدون هیچ حرفی دوباره پشت بهش روی تخت دراز کشیدم

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          4
                          • فاطمه رحیمیف آفلاین
                            فاطمه رحیمیف آفلاین
                            فاطمه رحیمی
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #98

                            📚رمان جذاب #ظلمتگاه_عشق🙊
                            #پارت_سوم
                            چند دقیقه ای گذشت دیدم صدایی ازش در نمیاد سرم و از روی بالش بلند کردم بهش نگاه کردم و گفتم:چیه؟ بهار_چیه؟ツ
                            قیافش شیطون شده بود یه لبخند عمیق توی صورتش بود
                            بهار_اینارو میبینی؟؟
                            و به انگشتاش اشاره کرد
                            _خب؟؟؟ یهو حمله کرد سمتم شروع کردبه قلقلک دادنم
                            _ایییییی بهار نکن
                            بهار_بلند نمیشی دیگ ن
                            _باش بابا بسه بهاررررر
                            بهار_بلند میشی؟؟؟؟؟
                            _ارع به خدا بلند میشم
                            از روم بلند شد و گفت:آی خسته شدم ببین حتما باید زور بالا سرت باشه وگرنه حرف حالیت نمیشه!!
                            داشتم با چشمای گرد شده نگاش میکردم ک بهار گفت:اونجوری نگاه نکن بلند شو برو قیافتو ببین از بس خوابیدی شبیه بوفالو شدی!! من میرم ولی اگه تا ۵دقیقه دیگه پایین بودی که هیچ اگه نبودی این بار دیگه با پارچ اب میام سراغت. وسریع از اتاق بیرون رفت
                            با حرص پتو رو پرت کردم اونور. همه خواهر دارن ما هم خواهر داریم این شده ایینه ی دق من از تخت بلند شدم به سمت سرویس بهداشتی اتاقم رفتم برای آخرین بار به تختم نگاه کردم میبینی چشم ندارن ببینن منو تو باهم خوشیم!!
                            تو ایینه به خودم نگاه کردم اوه راست میگفتا از بس خوابیده بودم چشمام بدجور پف کرده بود چند بار دستم و پر اب سرد کردم و پاشیدم تو صورتم تا پف چشمام کم بشه .سریع اومدم بیرون یه شلوار ورزشی و یه سویشرت ورزشی پوشیدم و از اتاق رفتم بیرون. خبری از بهار نبود به احتمال زیاد رفته تو حیاط پله ها رو دوتا یکی رفتم پایین،وسط پله ها خشکم زد تو خونه بازار شام راه انداخته بودن نگار خانم داشت اشپزی میکرد تا چشمش به من افتاد گفت:سلام دخترم چه عجب بیدار شدی لنگ ظهره بجنب الان برات صبحونه اماده میکنم
                            _ممنون،نگار خانم ؟؟
                            نگار خانم_جانم دخترم
                            _چه خبره اینجا؟؟؟
                            نگار خانم_دخترم اینقدر میخوابی ک همه رو اب ببره تو رو خواب میبره. والا تا اونجا که من فهمیدم قراره از فرنگ براتون مهمون بیاد
                            خندم گرفته بود بد جور_نگار خانم فرنگ چیه اخه میگی خارج
                            نگار خانم_چ میدونم همون که شما جوونا بهش میگین خارج خلاصه دیگه امشب ساعت ۹ میرسن من که تک و تنها یه روز یه روزه نمیتونستم این عمارت و تمیز کنم آقا رفتن چند نفرو اوردن کمک کنن کارا زود را بیوفته.

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            4
                            • فاطمه رحیمیف آفلاین
                              فاطمه رحیمیف آفلاین
                              فاطمه رحیمی
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #99

                              📚رمان جذاب #رمان_ظلمتگاه_عشق🙊
                              #پارت_چهارم
                              فقط باید میدید مثل این فیلما شده بود که میزدی رو دور تند. همه تند تند کار میکردن
                              نگارخانم_وای دختر چرا خشکت زده بجنب بیا.
                              سریع به سمت اشپز خونه رفتم روی صندلی نشستم و خطاب نگار خانم گفتم:نگارخانم چ خبره یه چای تلخ و یه لقمه نون کافی بود ب خدا
                              نگارخانم_اره دیگه این کارارو کردی شدی پوست استخون! بخور حرف نزن
                              شروع کردم به خوردن ۴تا لقمه بیشتر نتونستم بخورم حالا اون ۴رو هم با کمک های بی نهایت چای خوردم.
                              _ممنون
                              نگار خانم با تعجب نگام کرد و گفت:چیشد؟؟؟؟؟
                              _خوردم دیگه
                              نگارخانم_اینا که همشون موندن
                              _خب من سیر شدم دیگه
                              نگار خانم زیر لب غرغر کنان داشت میزو جمع میکرد که گفتم:مامان کو؟؟
                              نگارخانم_بالا دارن اتاقای مهمونارو درست میکنن پدرتونم رفتن که کارارو راست و ریس کنن فکر کنم از اونجام برن فرودگاه پیشواز مهموناتون
                              _وا حالا انگار رییس جمهور میخواد بیاد!!
                              نگار خانمم که خندش گرفته بود گفت:چی بگم مادر
                              _نگار خانم بهار کجاست؟؟؟
                              نگارخانم_رفته حیاط دخترم داره با اون سگه بازی میکنه
                              _نگار خانممممم سگه چیه بگو جسی خب اسم داره دیگ
                              نگارخانم_اخه من موندم سگ هم بازی کردن داره اخه حالا اسمو ولش کن هر چی میگم کثیفه باز قبول نمیکنه و کار خودش و میکنه
                              با خنده رفتم حیاط دیدم بهار داره با جسی ور میره. این بشر اروم و قرار نداره همیشه باید مشغول باشه به جسی بدبختم رحم نمیکنه!
                              تا چشمش به من افتاد گفت:عه باران اومدی؟؟؟
                              _ن هنوز خوابم
                              بهار_نمکدون دیشب دریاچه اورمیه بودی؟
                              _ن اتاق بغلی تو بودمツ
                              بهار_خیل خب بابا تسلیم بریم الاچیق بشینیم؟؟
                              _اوهوم بریم
                              به سمت الاچیقی که اون سمت حیاط بود حرکت کردیم.
                              بهار_خوب شد که اومدی واقعا حوصلم سر رفته بود!
                              خب حالا که اومدم چیکارکنم؟؟؟
                              بهار
                              زنگ بزن با بچه ها هماهنگ کن بریم شهر بازیツ
                              _افرین بر تو ببین تو عمرت اگه یه حرف درست زده باشی اونم همین بود
                              بهار_خیل خب حالا زنگ بزن که دیر میشه ها
                              _اوکی
                              گوشی و برداشتم و زنگ زدم به دریا.
                              دریا_سلام علیکم بر عشق خودم
                              _سلام نارگیل خودم کجایی چ میکنی؟
                              دریا_هیچ بیکار تو چ میکنی؟؟؟
                              _منم مثل تو!پایه ای با بچه ها بریم شهر بازی؟؟؟
                              دریا_اخ قوربونت برم معلومه که پایم
                              _خب پس به بچه ها خبر بده
                              دریا_من به ساغر میگم
                              _باشه گلم
                              دریا_اوکی پس من برم اماده بشم
                              _اوکی برو
                              دریا_بای
                              بعد دیگ به من فرصت نداد تا جوابشو بدم. شماره سارا رو گرفتم چند تا بوق خورد جواب نداد زیر لب غرغر میکردم که انگار مرده جواب نمیده که همون لحظه جواب داد:بله
                              _بلا
                              سارا_این چه طرز حرف زدنه بیشور
                              _مرده بودی دو ساعته دارم زنگ میزنم جواب نمیدی
                              سارا_خب حالا توام سایلنت بود کاری داشتی؟؟؟
                              _اوهوم میخواستم ببینیم میایی بریم بیرون
                              سارا_کجا؟؟؟
                              _شهر بازی
                              سارا_مگ من بچم!ولی خب دلم نمیاد دل بچه ای مثل شماهارو بشکنم ..... اوکی میام
                              _سارا؟؟؟
                              سارا_جووون
                              _خفه شو!!!
                              سارا_اوکی عزیزم
                              _سپاس. پس اماده شو بیا خونه ما سر راهم تنقلات بگیر معطل نشیم
                              سارا_اوکی
                              _باش پس خداحافظ

                              فاطمه رحیمیف 1 پاسخ آخرین پاسخ
                              4
                              • فاطمه رحیمیف فاطمه رحیمی

                                📚رمان جذاب #رمان_ظلمتگاه_عشق🙊
                                #پارت_چهارم
                                فقط باید میدید مثل این فیلما شده بود که میزدی رو دور تند. همه تند تند کار میکردن
                                نگارخانم_وای دختر چرا خشکت زده بجنب بیا.
                                سریع به سمت اشپز خونه رفتم روی صندلی نشستم و خطاب نگار خانم گفتم:نگارخانم چ خبره یه چای تلخ و یه لقمه نون کافی بود ب خدا
                                نگارخانم_اره دیگه این کارارو کردی شدی پوست استخون! بخور حرف نزن
                                شروع کردم به خوردن ۴تا لقمه بیشتر نتونستم بخورم حالا اون ۴رو هم با کمک های بی نهایت چای خوردم.
                                _ممنون
                                نگار خانم با تعجب نگام کرد و گفت:چیشد؟؟؟؟؟
                                _خوردم دیگه
                                نگارخانم_اینا که همشون موندن
                                _خب من سیر شدم دیگه
                                نگار خانم زیر لب غرغر کنان داشت میزو جمع میکرد که گفتم:مامان کو؟؟
                                نگارخانم_بالا دارن اتاقای مهمونارو درست میکنن پدرتونم رفتن که کارارو راست و ریس کنن فکر کنم از اونجام برن فرودگاه پیشواز مهموناتون
                                _وا حالا انگار رییس جمهور میخواد بیاد!!
                                نگار خانمم که خندش گرفته بود گفت:چی بگم مادر
                                _نگار خانم بهار کجاست؟؟؟
                                نگارخانم_رفته حیاط دخترم داره با اون سگه بازی میکنه
                                _نگار خانممممم سگه چیه بگو جسی خب اسم داره دیگ
                                نگارخانم_اخه من موندم سگ هم بازی کردن داره اخه حالا اسمو ولش کن هر چی میگم کثیفه باز قبول نمیکنه و کار خودش و میکنه
                                با خنده رفتم حیاط دیدم بهار داره با جسی ور میره. این بشر اروم و قرار نداره همیشه باید مشغول باشه به جسی بدبختم رحم نمیکنه!
                                تا چشمش به من افتاد گفت:عه باران اومدی؟؟؟
                                _ن هنوز خوابم
                                بهار_نمکدون دیشب دریاچه اورمیه بودی؟
                                _ن اتاق بغلی تو بودمツ
                                بهار_خیل خب بابا تسلیم بریم الاچیق بشینیم؟؟
                                _اوهوم بریم
                                به سمت الاچیقی که اون سمت حیاط بود حرکت کردیم.
                                بهار_خوب شد که اومدی واقعا حوصلم سر رفته بود!
                                خب حالا که اومدم چیکارکنم؟؟؟
                                بهار
                                زنگ بزن با بچه ها هماهنگ کن بریم شهر بازیツ
                                _افرین بر تو ببین تو عمرت اگه یه حرف درست زده باشی اونم همین بود
                                بهار_خیل خب حالا زنگ بزن که دیر میشه ها
                                _اوکی
                                گوشی و برداشتم و زنگ زدم به دریا.
                                دریا_سلام علیکم بر عشق خودم
                                _سلام نارگیل خودم کجایی چ میکنی؟
                                دریا_هیچ بیکار تو چ میکنی؟؟؟
                                _منم مثل تو!پایه ای با بچه ها بریم شهر بازی؟؟؟
                                دریا_اخ قوربونت برم معلومه که پایم
                                _خب پس به بچه ها خبر بده
                                دریا_من به ساغر میگم
                                _باشه گلم
                                دریا_اوکی پس من برم اماده بشم
                                _اوکی برو
                                دریا_بای
                                بعد دیگ به من فرصت نداد تا جوابشو بدم. شماره سارا رو گرفتم چند تا بوق خورد جواب نداد زیر لب غرغر میکردم که انگار مرده جواب نمیده که همون لحظه جواب داد:بله
                                _بلا
                                سارا_این چه طرز حرف زدنه بیشور
                                _مرده بودی دو ساعته دارم زنگ میزنم جواب نمیدی
                                سارا_خب حالا توام سایلنت بود کاری داشتی؟؟؟
                                _اوهوم میخواستم ببینیم میایی بریم بیرون
                                سارا_کجا؟؟؟
                                _شهر بازی
                                سارا_مگ من بچم!ولی خب دلم نمیاد دل بچه ای مثل شماهارو بشکنم ..... اوکی میام
                                _سارا؟؟؟
                                سارا_جووون
                                _خفه شو!!!
                                سارا_اوکی عزیزم
                                _سپاس. پس اماده شو بیا خونه ما سر راهم تنقلات بگیر معطل نشیم
                                سارا_اوکی
                                _باش پس خداحافظ

                                فاطمه رحیمیف آفلاین
                                فاطمه رحیمیف آفلاین
                                فاطمه رحیمی
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #100

                                فاطمه رحیمی
                                رمان طنز عاشقانه هم اونقدرا نیست بعد ی تایمی هم میرن المان از جاذبه و یادگیری زبان المانی صحبت میشه و در طی اتفاقات پیش اونده در طی داستان حالا تهش شاید عاشقانه شه ولی در کل اجتماعی
                                گذاشتن بقیش اینجا مطلوب نیس ولی در کل من عامیانهرو برای داستان بیشتر ترجیح میدم رسمی هم استفاده میکنم ولی نبرای قالب داستان و رمان
                                شما که رسمی نوشتی از زبان راوی لااقل حرف ها رو عامیانه بزن(بین دونفر)

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                4
                                • فاطمه رحیمیف آفلاین
                                  فاطمه رحیمیف آفلاین
                                  فاطمه رحیمی
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #101

                                  شرط مهم برای خوب نوشتن
                                  ۱. خوب خواندن.
                                  ۲‌‌. زیاد خواندن.
                                  ۳. دقیق خواندن.
                                  ۴. هدفمند خواندن است.

                                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  4
                                  • فاطمه رحیمیف آفلاین
                                    فاطمه رحیمیف آفلاین
                                    فاطمه رحیمی
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #102

                                    ▪️چنانچه - چنانکه؛ کدام درست است؟✍

                                    🔹بسیاری از ادیبان بر این باورند که درست نویسی (ویرایشی و نگارشی) از خود نوشتن دشوارتر است و این، فنی خاص است که باید آن را آموخت و برخلاف بقیه حوزه های نویسندگی فقط با خواندن متن های زیاد حاصل نمی شود.

                                    🔹تا دهه های اخیر، بسیاری از متفکران و اندیشمندان قلم به دست، در حوزه های غیر ادبی به این مهم توجه چندانی نداشتند و به همین دلیل نوشته های آنان پر از غلط های ویرایشی و نگارشی است.

                                    🔹ما در ادامه سلسله مباحث خود، اشاره ای خواهیم داشت به غلط های فاحش و غیرقابل اغماضی که در صورت بی توجهی به آنها از ارزش نوشته شما به شدت کاسته خواهد شد.

                                    🔹چنان چه _ چنان که ؟
                                    🔸واژه "چنانچه" به معنای "اگر" به کار برده می شود.
                                    🔸واژه "چنانکه" به معنای "همان طور که" و "آن طوری که" است.
                                    🔸و چنانچه هر کدام از این دو واژه را به جای دیگری به کار ببریم، اشتباهی فاحش را مرتکب شده ایم؛ چنانکه در کتب نفیس قدیمی این اشتباه زیاد به چشم می خورد!

                                    🔷بنابر این ...
                                    🔹غلط است👇
                                    🔸من فردا از آمدن معذورم؛ چنانکه شما امروز نیایید. (همان طور که امروز نیایید)
                                    🔹درست است👇
                                    🔸من فردا از آمدن معذورم؛ چنانچه شما امروز نیایید.(اگر شما امروز نیایید)

                                    🔷و همچنین ...
                                    🔹غلط است👇
                                    🔸سختی ها را خدا خدایی می کند؛ چنانچه خوشی ها هم از جانب اوست. (اگر خوشی ها ...)

                                    🔹درست است👇
                                    🔸سختی ها را خدا خدایی می کند؛ چنانکه خوشی ها هم از جانب اوست. (همان طور که)

                                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    4
                                    • فاطمه رحیمیف آفلاین
                                      فاطمه رحیمیف آفلاین
                                      فاطمه رحیمی
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #103

                                      شرایط نویسندگی

                                      الف) استعداد: مهم است اما نه به اندازه تلاش پس باید استعداد را در عمل و با عرق ریختن روی متن آزمود.

                                      ب) علاقه:  احساس نیاز تنها کافی نیست.کسی که بی علاقه کاری را دنبال کند، وقتی کارش دیده نشود یا مورد تقدیر قرار نگیرد یا به هر دلیلی کارش را کنار بگذارند، احساس خسران می کند.

                                      ج) تلاش: باید باورمان شود چیزی نمی دانیم.
                                      راههایی برای تلاش کردن در این عرصه
                                      1- زیاد دیدن و شنیدن
                                       2- زیاد خواندن
                                      3- زیاد نوشتن: پرهیز از وسواس ننوشتن یا منتظر مطلب عالی شدن.موقع نوشتن متن را ویرایش نکنید
                                      4- زیاد نقد شدن و اصلاح کردن: پرهیز از وسواس خط نزدن و خودشیفتگی،شیفته کلمات خود نباشید، بدهید چند نفر متن شما را بخوانند.

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      4
                                      • فاطمه رحیمیف آفلاین
                                        فاطمه رحیمیف آفلاین
                                        فاطمه رحیمی
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #104

                                        #جلسه اول_نویسندگی
                                         
                                        یک نوشته از سه بخش اصلی تشکیل می شود

                                        ✔شروع متن:

                                        *چون اولین برخورد خواننده با نوشته است اهمیت زیادی دارد. باید مراقب بود تا از شروع خوبی استفاده کنیم.
                                        یا در صورت ضبط صوتی متن باید به حالتی باشد که در زبان عامیانه مخاطب را به دنبال خود بکشد و نکته ای را در ذهنش تداعی کند

                                        *نمی شود تکنیک هایی که برای شروع وجود دارد را فرموله کرد. باید برای داشتن یک شروع خوب خلاقیت به خرج داد.

                                        ✍روش ها و تکنیک های شروع خوب و جذاب

                                        شروع سؤالی: ایجاد سوال و ابهام در ذهن شنونده
                                        بدین صورت که شنونده را با یک سوال و یا بیان یک ابهام به چالش کشیده و در ادامه کار اقدام به پاسخگویی و به رفع ابهام چالشات پرداخت.

                                        شروع توصیفی: توصیف موضوع نوشته به طور تفصیلی و با جزئیات کامل.به شکلی که نویسنده در حکم یک دوربین فضایی را که نظاره گر بوده با چاشنی احساس به صورت یک متن به زبان قلم بیان کند.

                                        شروع با صدا: مثل صدای افتادن چیزی از بالا یا شکستن ظرفی

                                        شروع حسی: استفاده حداکثری از حواس برای درگیر کردن خواننده یا شنونده

                                        دیگر شروع ها: تعجب برانگیز، شروع زمان گذشته
                                        با افعال زمان حال و ...

                                        ✔متن میانی:

                                        -وظیفه این بخش از نوشته بسط و توضیح مسئله است.

                                        ✔متن پایانی:

                                        • بهتر است نتیجه گیری را به مخاطب سپرد و جایگاهی از فهم برایش قائل شد! (کار برجسته شهید مطهری در داستان راستان)

                                        -یا خاتمه دادن به متن با خلاصه کردن کل متن پیش رو در یک جمله تلنگر آمیز به طوریکه شخص شنونده را به فکر وادارد.

                                        📻چند نکته در خصوص متونی که قرار است توسط گوینده خوانش شود و برای رادیو اربعین با شما رسما برای خروجی آماده شود📻

                                        • سعی کنید نوشته هایتان مردمی باشد. از الفاظ واقعی و مردمی استفاده کنید و از کلمات فلسفی و پیچیده دست بکشید. پس از کلمات عینی و حسی استفاده شود نه فلسفی و پیچیده و انتزاعی.

                                        • منظور از مردمی نوشتن به معنای محاوره نویسی نیست.
                                          یعنی (ساده،روان و قابل فهم بودن برای همگان)

                                        • دقت در شکل مطرح شده(شروع، میانی، پایانی)

                                        ✔ موضوعات بسیار مهم در این حیطه

                                        • فراموش نکنید یک نوشته خوب نوشته ای است که ضمن دادن اطلاعات به مخاطب احساس شنونده را نیز درگیر کند.

                                        _پرهیز از زیاده گویی:این اصل را هرگز فراموش نکنید که ممکن است شنونده حین گوش دادن یا خواندن متن شما با زیاده گویی کردنتان بی آنکه به قسمت پایانی برسد از گوش دادن حذر کرده و میلی به شنیدن ادامه متنتان نداشته باشد
                                        بنابراین متون خود را به طوری نگارش کنید که در حوصله ی مخاطب بگنجد نه زیاد که میلی برای خواندن و شنیدن نداشته باشد.
                                        نه کم که در یک حالت چه شد؟قرار گیرد
                                        پس یک متن کوتاه شسته و رفته ضمن رعایت تمامی این نکات گفته شده.

                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        4
                                        • فاطمه رحیمیف آفلاین
                                          فاطمه رحیمیف آفلاین
                                          فاطمه رحیمی
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #105

                                          #جلسه_دوم_نویسندگی

                                          🔶(ارتباط بین جملات متن ها)🔶
                                          و
                                          🔷(ریتم)🔷

                                          دقت کنید تمامی اجزای متنتان ریتم داشته باشد
                                          یعنی کلمات را جوری در بطن متن کنار هم جا دهید که
                                          یک ضرب آهنگی میان آنها برقرار شود توجه داشته باشید در غیر این صورت متن شما حالت کلیشه ای به خود میگیرد.
                                          پس از واژه آرایی کردن پرهیز کنید و از جملات کوتاه برای انتقال مفاهیم استفاده کنید

                                          ✔چند فوت و فن در این حیطه:

                                          🔴حذف کردن کلمات اضافی که نشان از واژه آراییست،و رسیدن به جملات کوتاه.

                                          🔴جابه جایی افعال و به هم ریختن دستور زبان دانشگاهی! دستور زبان وحی منزل نیست که ثابت باشد و لایتغیر.
                                          بنابراین تمامی این تغییر دادن در افعال به سلیقه ی خود نویسنده است زیاد درگیر دستور زبان نباشید زمانی که احساس کردید یک فعل در هرکجای جمله معنی مناسبی دارد همان جا جاگذاری کنید.

                                          🔶(ارتباط بین اجزا)🔶

                                          متنتان باید همانند نخ تسبیح باشد.
                                          این را بدانید کلمات مثل قطعات آجری هستند که شما باید ملاتی بین آنها بریزید و آجر ها را به هم بچسبانید. تا ساختمان اثر روی هوا نداشته باشد و روی روح مخاطب هوار نشود.

                                          ✔چند فوت و فن

                                          🔴با استفاده از تکنیک هایی مثل نوشتن جاده ای(پشت سر هم بودن اتفاقات)
                                          یا سیر زمانی دادن به مطلب (مثل سفرنامه ها)
                                           یا تکرار یک جمله خاص(«فبای الا ربکما تکذبان» در سوره الرحمن سی و چهار بار تکرار شده) به این شکل می توان بین اجزای اثر ارتباط برقرار کرد.

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          4
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 3
                                          • 4
                                          • 5
                                          • 6
                                          • 7
                                          • 16
                                          • 17
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع