Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. دروس
  3. ادبیات و زبان فارسی
  4. مفاهیم ادبی به زبان ساده
دبیر
C
سلام بچه ها دبیرای ماز کدوم بهترن برای هر درس برای دانش اموزی که ضعیفه پشت کنکوری تجربی.
سوال مشاوره ای
آزمون کنکور
7
سلام من پارسال که پشت کنکور بودم آزمون قلمچی میرفتم خیلی درصدام کم میشد از امسال میخوام آزمون ماز و ثبت نام کنم چون خیلی راجع به امنیت و سطح سوالاش شنیدم بنظرتون انتخاب خوبیه برای من پشت کنکوری؟
سوال مشاوره ای
ریاضی کنکور
7
سلام من پشت کنکوری هستم میخواستم بپرسم برا درس ریاضی با تدریس استاد کرمی با ماز برم یا آلفا چون میخواستم ازمونم شرکت کنم برام سوال شد که تدریسشون متفاوته تو این دوتا موسسه؟
ریاضی تجربی
فقط برای خودم!
HakoH
این تاپیک برای دل خودمه چون 1405 کنکور دارم خواستم بعد از این 2 سال که کنکور دارم تلاشمو بکنم اگه صعنتی شریف در اومدم که هیچ در نیومدم برم بمیرم من از سگ کمترم اگه شریف در نیام... پ.ن ممنون میشم بعد دوسال یه ریپی بزنی و بهم تبریک بگی ک.ه سگ شدم یا قبول شدم !
مشاوره تحصیلی
کلاس شیمی برای کنکور
دوپامیند
سلام بچه ها بنظرتون کلاس سالیانه آقای فراهانی برای کنکور و نهایی خوبه؟ شما باهاشون کلاس داشتید؟ درصد کنکورتون چند شد؟
سوال مشاوره ای
زبان نهایی
jahad_121J
سلام وقتتون بخیر ببخشید می خواستم در رابطه با نهایی زبان ازتون سوال کنم چطوری بخونیم و چه فیلم ها و چه کتاب ها پیشنهاد می دید که بشه ازش یک نمره نسبتا خوبی گرفت @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانشجویان-پزشکی @دانشجویان-پیراپزشکی
زبان انگلیسی
فروش فلش کارت زیست
HelorikaaH
Topic thumbnail image
زیست شناسی
راهنمایی جهت کنکور مجدد
3
سلام و وقت بخیر..خدمت همگی ..من 36 سالم هست و مدرک مهندسی تکنولوژی نرم افزار دارم ..11 سال سابقه کار توی یک شرکت خوب رو دارم ..اما الان تصمیم گرفتم که مجدد کنکور تجربی بدم سال آینده و اینو بگم که رشتم فنی بوده..و در حال حاضر امکان هزینه های سنگین برای اینکه مشاور بگیرم و آزمون ها رو شرکت کنم ندارم ..یه خواهشی داشتم میشه لطفا جزوه هایی که دارین از سال دهم تا اخر رو برام بزارین؟؟
مشاوره تحصیلی
فیزیک
R
سلاام من یه سوال داشتم خط مماسی که برای منحنی نمودار مکان_زمان میکشیم طولش چطوری تغییر میکنه، مثلا بعضی جاها بیشتره بعضی جاها کمتر این چطور مشخص میشه؟
فیزیک
فارسی نهایی
دوپامیند
بچه ها این ابیات توی قلمرو ها هم باید بخونم؟ مفهوم و معنی و نقش و ارایه از اینا میپرسن؟ @دانش-آموزان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
ادبیات و زبان فارسی
صفت بیانی
fatemeh shiasiF
سلام کسی متنی داره که انواع صفات بیانی را داشته باشد؟
ادبیات و زبان فارسی
چطوری تست میزنید؟
00muzan000
سلام دوستان.خوبید یا نه؟امیدورام زندگیتون پر معنی باشه. یه سوالی برام پیش اومده بود.من رشتم تجربیه.میخوام این تابستون یه عالمه تست از دهم بزنم چون تو طول سال نزدم. بعد یه مشکلی پیش اومد:من پارسال برا نمونه تیزهوشان کتاب 32 استانو خریده بودم.توش پر آزمونه اگه نمدونید.بعد من اومدم از اول که خریدمش رو کتاب تستارو زدم و نوشتم خلاصه روش جوابا و... . بعد نزدیکای آزمون نمونه تیزهوشان میخواستم بیام آزمونای اولشو دوباره بزنم که دیدم اَی داد بیداد.کتاب سیاهه باید پاک کنم.خلاصه هر روز با بی حوصلگی فقط پاک میکردم و وقتمو میگرفت. بعد الان موندم که تو کتاب تستایی که دارم آیا گزینه هارو بزنم؟تحلیل بنویسم براشون؟نکته ای چیزی بنویسم؟یا سفید نگه دارم کتابو برا دوازدهم. آخه دیدم خیلیا میان رو کتاباشون نکته مینویسن و... .سردرگمم یکم.بعد موندم اصلا دوازدهم وقت میشه دوباره به دهم سر زد و تست زد یا نه.کتابامم از اول سال هیچی توشون ننوشتم بخاطر این دیدگاهم.تستاشو بعضیاشونو که زدم تو یه برگه دیگه و کلا جدا.بعد اینجوری خیلی شبیه سازم نمیشه چون تو کنکور رو خود تستا حل میکنی.خودمم خیلی دوست دارم تستارو روشون حل کنم و نکته توشون بنویسم ولی میترسم مث پارسال بشم خدای نکرده.خلاصه که گفتم بیام سراغ شما.از تجاربتون کمک بگیرم. نظرتون چیه؟ بعد یه بحث دیگه هم هست علامت گذاشتن برا تستا.اینم نمدونم که چه علامتایی باید کنار تستایی که زدم بزارم.بعد هر کدوم معنیش چی باشه و تستاش چطوری باشن و چطوری مرور کنم باهاشون تستارو.تو اینم راهنماییم میکنین؟ سوال آخرمم اینه که من با اینکه تجربی ام ولی علاوه بر پزشکی علاقه زیادی به برنامه نویسی دارم.یه دوره هم دارم که نسبتا طولانی هست از پایتون.زبان هم خیلی مهمه و میخوام برا دوران دانشگاه انشاالله کلمه زیادی بلد باشم به مشکل نخورم.این دوتا رو میخواستم بدونم تو تابستونا میشه خوند؟زبان یه کتابی دارم 1100 واژه که باید بدانید.کتاب خوبیه دوست دارم حداقل یکمشو بلد باشم.پایتونم خیلی مهم نیست ولی اگه بشه خیلی خوبه.نمیخوام که کاملم یاد بگیرم یکم میخوام به یاد گذشته که کد میزدم دوباره کد بزنم.اصلا تو این دوسال برا اینا وقت هست؟تو زمانای استراحتم هم باید بخونم اینارو نه؟ تو تابستون روزانه چقد باید بخونم از نظر خودتون؟من الان میتونم روزی 10 ساعت بخونم.یه بار از8 تا 1 و یه بارم از 5 تا 10.انقد کافیه؟کمش کنم یا بیشتر؟خودم مفاهیمو نسبتا بلدم فقط باید مرور کنم و تست بیشتر بزنم. برای دو سال دیگه هم ماز رو دارم که خودش برنامه زیاد داره. ببخشید زیاد شد .عذر خواهم واقعا.ولی ممنون میشم یه کمک ریز بهم بکنین. با تشکر دانشجویان-پزشکی دانشجویان-پیراپزشکی دانشجویان-درس-خون تجربیا
سوال مشاوره ای
کمککککک شیمی یازدهم فصل ۳
دوپامیند
اقا اقا من اینارو مشکل دارم. ویدئو هم دیدم ولی بازم یاد نگرفتم. کمکم کنیییید
شیمی
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
سوال شیمی ۱۱ مبحث آمید
S.ghrmniS
Topic thumbnail image
شیمی
معدل کنکور ۱۳۸۴
S
سلام.من دیپلم تجربی ۱۳۸۴ هستم ... و سوابق دیپلمم ک اون موقع نهایی بود سال ۱۳۹۳ ک کنکور دادم تو سایت سنجش بود...متاسفانه سال ۹۷ مجبور شدم از دندانپزشکی انصراف بدم...میخوام سال ۱۴۰۶ مجدد کنکور بدم...شرایط معدل و .. چجوریه
سوال مشاوره ای
ترمیم نهایی ها
im_mjgnI
سلام لطفا راهنمایی کنید . من فارغ التحصیل سال 1401 تجربی هستم معدل کلم 18 و خورده ای هست و نهایی 15 و خورده ای با این سوابق شانس قبولی در فرهنگیان رو دارم ؟ اگرنه کف قبولی تراز سوابق تحصیلی برای فرهگیان چقدر هست. آیا میتونم با توجه به اینکه یکبار ترمیم نمره انجام دادم ،امسال ثبت نام کنم و فقط دروسی که نمره بدی دارم رو ترمیم بدم و باقی دروس که نمرم خوب هست رو غایب باشم @مشاوره-تحصیلی @مشاوره-رسمی-آلاء @soleiman-jahan @فارغ-التحصیلان-آلاء
سوال مشاوره ای
دبیر ریاضی جایگزین استاد لکستانی
H
سلام ، خسته نباشید . من ویدیو های ریاضی دهم رو با آقای لکستانی تا فصل ۴ دیدم و واقعااا فوق العاده بودن ، منتهی دیگه ویدیو هارو آپدیت نمی کنند ، خواستم از دوستان مشورت بگیرم ببینم دبیری که سبک تدریسشون مشابه با ایشون باشه کی رو معرفی می کنید؟
ریاضی تجربی
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
گزارش هویج
هویجججه
یه هفته مهلت دارم پس فایتینگگگگگگ
سوال مشاوره ای

مفاهیم ادبی به زبان ساده

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده ادبیات و زبان فارسی
55 دیدگاه‌ها 5 کاربران 4.4k بازدیدها 7 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • Saudade 19S Saudade 19

    @asghar-ejl
    سلام
    خوشحالم لذت بردید (:
    واقعیتش اینه فکر نکنم تو کنکور از خیام بدن چون به مذاق خیلیا خوش نمیاد...ولی به نظر خود من، نه فقط تو این رباعی، بلکه تو اکثر رباعی هاش خیام قصد داره بی وفایی روزگار و ناپایداری دنیا رو نشون بده و این که این مفهوم چقدر تلخه و باید با خوشی های دنیا انقد مشغول بود که به اخرش فکر نکنیم و فقط از لحظه استفاده کنیم.
    بالاخره برداشت ها متفاوته، نمیشه گفت اشتباه! (حداقل من کسی نیستم ک درست و غلط رو تو ادبیات تعیین کنم) تو کتاب الگو هم یادمه این بیت رو دیدم که نوشته بود به "تناسخ" اشاره داره که بنظر خود من هیچ ربطی نداره حقیقتا (:

    yasaY آفلاین
    yasaY آفلاین
    yasa
    دانش آموزان آلاء تجربی
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #19

    Saudade 19 بله درسته آدم وقتی بیشتر فکر میکنه میبینه این مفهوم بیشتر میخوره! حقیقتش من یکم تو ادبیات مبتدیم باید فسفر بسوزونم تا معنی عمیق شعر رو بفهمم.

    Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
    2
    • yasaY yasa

      Saudade 19 بله درسته آدم وقتی بیشتر فکر میکنه میبینه این مفهوم بیشتر میخوره! حقیقتش من یکم تو ادبیات مبتدیم باید فسفر بسوزونم تا معنی عمیق شعر رو بفهمم.

      Saudade 19S آفلاین
      Saudade 19S آفلاین
      Saudade 19
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #20

      @asghar-ejl
      دقیقا
      با تمرین و شعر بیشتر خوندن ضعفامون برطرف میشه قطعا

      1 پاسخ آخرین پاسخ
      3
      • Saudade 19S Saudade 19

        سلام
        اینجا قراره به تحلیل بیت های منتخب شاعران بپردازیم و اون معانی عمیق مدنظرشون رو به زبان ساده تر بررسی کنیم تا با مفاهیم ادبی بیشتر اخت بشیم و بهتر درکشون کنیم.
        حتما میدونید که بحث قرابت پیوندی ناگسستنی با زبان فارسی و آرایه های ادبی داره و با قوی تر شدن تو این بحث میتونیم تو زمینه های دیگه هم آمادگی بالایی داشته باشیم.بنابراین خیلی مهمه که درک ادبی رو جدی بگیریم.
        تاپیک قانون خاصی نداره فقط چیزی که با توجه به جو این جا بنظرم اومد بگم، اینه که وقتی فردی یه برداشت آزادی از شعر داره، این فقط یه برداشته و نه چیزی بیشتر...قرار نیست لزوما نظر شاعر رو تائید یا رد بکنه.بنابراین در صورتی که بیتی با دیدگاه های اعتقادی،اجتماعی،فرهنگی و... شما مطابقت کامل نداشت جبهه نگیرید. این تاپیک هدفی به جز افزایش فهم ادبی ما نداره.همین
        بریم برای شروع...

        Saudade 19S آفلاین
        Saudade 19S آفلاین
        Saudade 19
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Saudade 19 انجام شده
        #21

        دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
        یک موی نداست و بسی موی شکافت
        اندر دل من هزار خورشید بتافت
        آخر به کمال ذره ای راه نیافت

        عطار؛ مختارنامه

        بادیه: صحرا، بیابان
        شتافتن: دویدن
        یک موی: کنایه از ناچیزی
        شکافتن موی: کنایه از باریک بینی بسیار در کاری یا حل مسئله ای با دقت بسیار
        ذره: نماد حقارت و ناچیزی

        برداشت آزاد:
        این رباعی منسوب به خیلی ها از جمله ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر هم بود اما با تحقیقی که من کردم به این نتیجه رسیدم احتمالا عطار محتمل تر باشه برای سرودن این شعر.
        شاعر در بیت اول میگه که با این که تلاش بسیاری کردم در کسب معرفت و یافتن حقایق و اصطلاحا در این صحرای بیکران علم بسیار دویدم اما با این حال علم من نسبت به حقایقی که وجود داشت ناچیز بود و با این همه تلاش انگار ذره ای از تمام حقیقت نفهمیدم هرچند که با دقت بسیار این تلاش رو کردم و تمام سعی ام رو کردم که خطایی رخ نده در انجام این کار اما با این حال باز هم به جایی نرسیدم...
        بیت دوم هم همون مفهوم بیت اول رو داره منتهی با بیان متفاوت. میگه که هرچند در دل من هزار خورشید تابید و هزاران حقیقت رو بر من آشکار و روشن کرد اما نهایتا باز هم معرفتم در حد و اندازه ی یک ذره نشد...
        مفهوم کلی این رباعی اینه که معرفتی که انسان کسب میکنه بسیار ناچیزه هرچند تلاش بسیار در این مر بکنه باز هم نتیجه تفاوتی نمیکنه.این نوع بینش به معنی تواضع تعارفی نیست بلکه حقیقته و انسان هیچ گاه در نظر شاعر حتی ذره ای از اقیانوس حقیقت رو درک نمیکنه و معرفتش بسیار ناچیزه و به صفر میل میکنه.
        این بیان به شکل های مختلف در آثار دیگر بزرگان هم دیده شده که خوندنش خالی از لطف نیست:
        سقراط: دانم که ندانم ... (I know that I know nothing)
        ابن سینا: تا بدانجا رسید دانش من ، که بدانم هنوز نادانم...
        خیام: هفتادو دو سال فکر کردم شب و روز... معلومم شد که هیچ معلوم نشد...

        AnselA Saudade 19S _Mitra__ 3 پاسخ آخرین پاسخ
        5
        • Saudade 19S Saudade 19

          دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
          یک موی نداست و بسی موی شکافت
          اندر دل من هزار خورشید بتافت
          آخر به کمال ذره ای راه نیافت

          عطار؛ مختارنامه

          بادیه: صحرا، بیابان
          شتافتن: دویدن
          یک موی: کنایه از ناچیزی
          شکافتن موی: کنایه از باریک بینی بسیار در کاری یا حل مسئله ای با دقت بسیار
          ذره: نماد حقارت و ناچیزی

          برداشت آزاد:
          این رباعی منسوب به خیلی ها از جمله ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر هم بود اما با تحقیقی که من کردم به این نتیجه رسیدم احتمالا عطار محتمل تر باشه برای سرودن این شعر.
          شاعر در بیت اول میگه که با این که تلاش بسیاری کردم در کسب معرفت و یافتن حقایق و اصطلاحا در این صحرای بیکران علم بسیار دویدم اما با این حال علم من نسبت به حقایقی که وجود داشت ناچیز بود و با این همه تلاش انگار ذره ای از تمام حقیقت نفهمیدم هرچند که با دقت بسیار این تلاش رو کردم و تمام سعی ام رو کردم که خطایی رخ نده در انجام این کار اما با این حال باز هم به جایی نرسیدم...
          بیت دوم هم همون مفهوم بیت اول رو داره منتهی با بیان متفاوت. میگه که هرچند در دل من هزار خورشید تابید و هزاران حقیقت رو بر من آشکار و روشن کرد اما نهایتا باز هم معرفتم در حد و اندازه ی یک ذره نشد...
          مفهوم کلی این رباعی اینه که معرفتی که انسان کسب میکنه بسیار ناچیزه هرچند تلاش بسیار در این مر بکنه باز هم نتیجه تفاوتی نمیکنه.این نوع بینش به معنی تواضع تعارفی نیست بلکه حقیقته و انسان هیچ گاه در نظر شاعر حتی ذره ای از اقیانوس حقیقت رو درک نمیکنه و معرفتش بسیار ناچیزه و به صفر میل میکنه.
          این بیان به شکل های مختلف در آثار دیگر بزرگان هم دیده شده که خوندنش خالی از لطف نیست:
          سقراط: دانم که ندانم ... (I know that I know nothing)
          ابن سینا: تا بدانجا رسید دانش من ، که بدانم هنوز نادانم...
          خیام: هفتادو دو سال فکر کردم شب و روز... معلومم شد که هیچ معلوم نشد...

          AnselA آفلاین
          AnselA آفلاین
          Ansel
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #22

          Saudade 19 یعنی این طور برداشت میشه ازش
          عقل نامحدود انسان ناتوان از درک خیلی چیز ها
          کمال عقل آن باشد در این راه که گوید نیستم از هیچ آگاه

          میشه گفت یه حالت پارادوکس مانند هم داره دیگه

          مَردُمان
          اهلِ عادت اند...

          Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
          2
          • AnselA Ansel

            Saudade 19 یعنی این طور برداشت میشه ازش
            عقل نامحدود انسان ناتوان از درک خیلی چیز ها
            کمال عقل آن باشد در این راه که گوید نیستم از هیچ آگاه

            میشه گفت یه حالت پارادوکس مانند هم داره دیگه

            Saudade 19S آفلاین
            Saudade 19S آفلاین
            Saudade 19
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #23

            @ftm-montazeri
            عقل محدود منظور دیگه؟

            AnselA 1 پاسخ آخرین پاسخ
            3
            • Saudade 19S Saudade 19

              @ftm-montazeri
              عقل محدود منظور دیگه؟

              AnselA آفلاین
              AnselA آفلاین
              Ansel
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Ansel انجام شده
              #24

              Saudade 19 اع اره😅
              عاقا منظورم عقل محدود امور نامحدود بود

              مَردُمان
              اهلِ عادت اند...

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              2
              • Saudade 19S Saudade 19

                دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
                یک موی نداست و بسی موی شکافت
                اندر دل من هزار خورشید بتافت
                آخر به کمال ذره ای راه نیافت

                عطار؛ مختارنامه

                بادیه: صحرا، بیابان
                شتافتن: دویدن
                یک موی: کنایه از ناچیزی
                شکافتن موی: کنایه از باریک بینی بسیار در کاری یا حل مسئله ای با دقت بسیار
                ذره: نماد حقارت و ناچیزی

                برداشت آزاد:
                این رباعی منسوب به خیلی ها از جمله ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر هم بود اما با تحقیقی که من کردم به این نتیجه رسیدم احتمالا عطار محتمل تر باشه برای سرودن این شعر.
                شاعر در بیت اول میگه که با این که تلاش بسیاری کردم در کسب معرفت و یافتن حقایق و اصطلاحا در این صحرای بیکران علم بسیار دویدم اما با این حال علم من نسبت به حقایقی که وجود داشت ناچیز بود و با این همه تلاش انگار ذره ای از تمام حقیقت نفهمیدم هرچند که با دقت بسیار این تلاش رو کردم و تمام سعی ام رو کردم که خطایی رخ نده در انجام این کار اما با این حال باز هم به جایی نرسیدم...
                بیت دوم هم همون مفهوم بیت اول رو داره منتهی با بیان متفاوت. میگه که هرچند در دل من هزار خورشید تابید و هزاران حقیقت رو بر من آشکار و روشن کرد اما نهایتا باز هم معرفتم در حد و اندازه ی یک ذره نشد...
                مفهوم کلی این رباعی اینه که معرفتی که انسان کسب میکنه بسیار ناچیزه هرچند تلاش بسیار در این مر بکنه باز هم نتیجه تفاوتی نمیکنه.این نوع بینش به معنی تواضع تعارفی نیست بلکه حقیقته و انسان هیچ گاه در نظر شاعر حتی ذره ای از اقیانوس حقیقت رو درک نمیکنه و معرفتش بسیار ناچیزه و به صفر میل میکنه.
                این بیان به شکل های مختلف در آثار دیگر بزرگان هم دیده شده که خوندنش خالی از لطف نیست:
                سقراط: دانم که ندانم ... (I know that I know nothing)
                ابن سینا: تا بدانجا رسید دانش من ، که بدانم هنوز نادانم...
                خیام: هفتادو دو سال فکر کردم شب و روز... معلومم شد که هیچ معلوم نشد...

                Saudade 19S آفلاین
                Saudade 19S آفلاین
                Saudade 19
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #25

                من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو
                هرکه و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو

                دوستان بنظرتون این بیت زیبا از غزلسرای مشهور، حسین منزوی، به چه مفهومی اشاره داره؟

                ریاضیا
                تجربیا
                دانش-آموزان-آلاء

                AnselA 1 پاسخ آخرین پاسخ
                5
                • Saudade 19S Saudade 19

                  من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو
                  هرکه و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو

                  دوستان بنظرتون این بیت زیبا از غزلسرای مشهور، حسین منزوی، به چه مفهومی اشاره داره؟

                  ریاضیا
                  تجربیا
                  دانش-آموزان-آلاء

                  AnselA آفلاین
                  AnselA آفلاین
                  Ansel
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #26

                  Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                  من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو
                  هرکه و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو

                  دوستان بنظرتون این بیت زیبا از غزلسرای مشهور، حسین منزوی، به چه مفهومی اشاره داره؟

                  ریاضیا
                  تجربیا
                  دانش-آموزان-آلاء

                  فکر میکنم برگرده به این موضوع که هر ذره عالم نشون دهنده خداست
                  به هرچی که نگاه کنی خدا رو ببینی

                  مَردُمان
                  اهلِ عادت اند...

                  Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                  4
                  • AnselA Ansel

                    Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                    من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو
                    هرکه و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو

                    دوستان بنظرتون این بیت زیبا از غزلسرای مشهور، حسین منزوی، به چه مفهومی اشاره داره؟

                    ریاضیا
                    تجربیا
                    دانش-آموزان-آلاء

                    فکر میکنم برگرده به این موضوع که هر ذره عالم نشون دهنده خداست
                    به هرچی که نگاه کنی خدا رو ببینی

                    Saudade 19S آفلاین
                    Saudade 19S آفلاین
                    Saudade 19
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #27

                    @ftm-montazeri
                    احسنتم
                    اصطلاحا به این مفهوم میگن "وحدت وجود"

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    6
                    • Saudade 19S Saudade 19

                      سلام
                      اینجا قراره به تحلیل بیت های منتخب شاعران بپردازیم و اون معانی عمیق مدنظرشون رو به زبان ساده تر بررسی کنیم تا با مفاهیم ادبی بیشتر اخت بشیم و بهتر درکشون کنیم.
                      حتما میدونید که بحث قرابت پیوندی ناگسستنی با زبان فارسی و آرایه های ادبی داره و با قوی تر شدن تو این بحث میتونیم تو زمینه های دیگه هم آمادگی بالایی داشته باشیم.بنابراین خیلی مهمه که درک ادبی رو جدی بگیریم.
                      تاپیک قانون خاصی نداره فقط چیزی که با توجه به جو این جا بنظرم اومد بگم، اینه که وقتی فردی یه برداشت آزادی از شعر داره، این فقط یه برداشته و نه چیزی بیشتر...قرار نیست لزوما نظر شاعر رو تائید یا رد بکنه.بنابراین در صورتی که بیتی با دیدگاه های اعتقادی،اجتماعی،فرهنگی و... شما مطابقت کامل نداشت جبهه نگیرید. این تاپیک هدفی به جز افزایش فهم ادبی ما نداره.همین
                      بریم برای شروع...

                      Saudade 19S آفلاین
                      Saudade 19S آفلاین
                      Saudade 19
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #28

                      من دهان باز نکردم که نَرَنجی از من
                      مثلِ زخمی که لبش باز به لبخند نشد...

                      فاضل نظری؛ مجموعه غزلِ "گریه های امپراطور"

                      برداشت آزاد:
                      زبان لازمه ی برقراری ارتباط بین آدم هاست.اما گاهی اوقات مفاهیمی وجود دارن که نمیشه با کلمات بیانشون کرد.نمیشه با واژه ها اون مفاهیم رو به یک نفر دیگه منتقل کرد.این مفاهیم به قدری عمیق هستن که کلمات قدرت تعریف اون هارو ندارن.مفاهیمی مثل "عشق"
                      پس چاره چیه؟
                      شمس تبریز یه راهکار برای این مشکل ارائه داده:
                      "چیزی که در سخن نمی‌گنجد فقط با سکــوت قابل فهم است"
                      بله، سکوت!
                      عشق از اون دسته مفاهیمی هست که منتقل کردنش با حرف میسر نیست بلکه راهش خاموشی هست. این خاموشی در شعر های مختلف شاعران بارها مورد بحث قرار گرفته.
                      برگردیم به شعر خودمون...شاعر میگه که دلیل این سکوت من در دوریِ تو ، این بود که از من آزرده نشی...چرا که من مثل زخمی بر بدن تو بودم که هرچه گشوده تر میشد تو رو بیشتر می رنجوند پس من ترجیح دادم که لبهامو بسته نگه دارم تا تو آزرده نشی...یک حسن تعلیل زیبا که علت "خاموشی معشوق" رو بیان کرده
                      پارادوکس جالبی هست این سکوت و عشق (: ... در عین حال که تقریبا همه شاعران سعی کردن در شعر خودشون از عشق حرف بزنن، نمیشه عشق رو با سخن گفتن بیان کرد... و همه ی این ها یکجورایی بیهوده گراییِ عامدانه هست...

                      کاشکی عشق را زبان سخن...
                      کاشکی عشق را زبان سخن...
                      کاشکی عشق را زبان سخن...
                      کاشکی...
                      کاشکی میسّر بود...
                      (حسین صفا؛ مجموعه غزلِ "منجنیق")

                      دوستان اگه شما هم نظری راجب این مفاهیم و اشعار دارین حتما با ما به اشتراک بگذارید.

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      4
                      • Saudade 19S Saudade 19

                        سلام
                        اینجا قراره به تحلیل بیت های منتخب شاعران بپردازیم و اون معانی عمیق مدنظرشون رو به زبان ساده تر بررسی کنیم تا با مفاهیم ادبی بیشتر اخت بشیم و بهتر درکشون کنیم.
                        حتما میدونید که بحث قرابت پیوندی ناگسستنی با زبان فارسی و آرایه های ادبی داره و با قوی تر شدن تو این بحث میتونیم تو زمینه های دیگه هم آمادگی بالایی داشته باشیم.بنابراین خیلی مهمه که درک ادبی رو جدی بگیریم.
                        تاپیک قانون خاصی نداره فقط چیزی که با توجه به جو این جا بنظرم اومد بگم، اینه که وقتی فردی یه برداشت آزادی از شعر داره، این فقط یه برداشته و نه چیزی بیشتر...قرار نیست لزوما نظر شاعر رو تائید یا رد بکنه.بنابراین در صورتی که بیتی با دیدگاه های اعتقادی،اجتماعی،فرهنگی و... شما مطابقت کامل نداشت جبهه نگیرید. این تاپیک هدفی به جز افزایش فهم ادبی ما نداره.همین
                        بریم برای شروع...

                        Saudade 19S آفلاین
                        Saudade 19S آفلاین
                        Saudade 19
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Saudade 19 انجام شده
                        #29

                        در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                        دیدم دو هزار کوزه گویای خموش
                        ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                        کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                        این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                        دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                        Saudade 19S _Mitra__ 2 پاسخ آخرین پاسخ
                        3
                        • Saudade 19S Saudade 19

                          در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                          دیدم دو هزار کوزه گویای خموش
                          ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                          کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                          این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                          دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                          Saudade 19S آفلاین
                          Saudade 19S آفلاین
                          Saudade 19
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Saudade 19 انجام شده
                          #30

                          Saudade 19
                          Ahmad_Shamlou-Dar_Kargah_Koozeh_Gari_-SO.mp3
                          دکلمه زیبا از احمد شاملو به همراه موسیقی دلنشین که واقعا حس عمیق و غمناک شعر رو منتقل میکنه

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          3
                          • Saudade 19S Saudade 19

                            با یک رباعی شاهکار از خیام استارتمون رو میزنیم:

                            این کوزه چُو من عاشقِ زاری بوده‌ست
                            در بندِ سرِ زلفِ نگاری بوده‌ست
                            این حلقه که بر گردنِ او میبینی
                            دستی است که بر گردنِ یاری بوده‌ست

                            خیام؛ رباعی شماره 15

                            برداشت آزاد:
                            حتما خیلیاتون بیت زیبای "آخِرُالامر گِلِ کوزه گران خواهی شد" رو شنیدید.این بیت از حافظ میگه که در زندگی به هرجایی برسی، هر کاری بکنی و هرکسی بشی، آخرش چیزی جز جسد از تو نمیمونه و میری زیر خاک و از خاکی که از جسد تو حاصل شده کوزه میسازن.در واقع کوزه نماد انسانی هست که سالها پیش زندگی کرده و جسمش الان در هیئت کوزه در اومده.
                            حال که منظور از کوزه رو فهمیدیم برگردیم به شعر خیام...بیت اول این گونه به ما تعریف میکنه که روزی خیام چشمش به کوزه ای میوفته و با خودش میگه این کوزه حتما از خاک بقایای یک انسان ساخته شده...انسانی عاشق و در عین حال بیچاره ... بیچاره ی پیچ و خم زلف معشوق و در بند و گرفتارِ او ... و تمام عمرش رو صرف این عشق کرد.با این همه، مثل بقیه آدما مرگ به سراغ این عاشق و معشوق اومد تا اون هارو از هم دیگه جدا کنه... و چه چیزی بدتر از جدایی برای یک عاشق؟
                            اما این عاشق و معشوق به دنبال یک عشق جاودانه بودند...به دنبال یک ابدیت پایدار... با این همه نمیتونستن از مرگ فرار کنن...
                            در بیت دوم خیام میگه که وقتی این دو مردند و دفن شدن زیر خاک و سالها بعد از خاک جسد اون ها کوزه ای ساخته شد، این کوزه به شکل دسته دار بود و دسته ی کوزه همان از خاک همان دست های معشوقی ساخته شد که بر گردن عاشق حلقه میزد(حسن تعلیل)... با این که دنیا بی وفایی خودش رو نشون داد اما این عاشق و معشوق هنوز در شکل کوزه این عشق رو به حالت نمادین حفظ کردن...
                            و همیشه در کنار هم هستن (: ...

                            2131333333d.jpg

                            23141s.jpg
                            بالاخره خیام هم شاعری بود که غم بی وفایی روزگار رو نمیتونست پنهون کنه و یا بیخیالش بشه...رو آورد به این تصویر سازی ها که مرهمی باشه بر زخمش تا کمی آروم بشه

                            دوستان شما هم اگه نکته ای به نظرتون میاد راجب این رباعی و مفاهیمش حتما با ما در میون بذارید.

                            _Mitra__ آفلاین
                            _Mitra__ آفلاین
                            _Mitra_
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #31

                            Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                            این حلقه که بر گردنِ او میبینی
                            دستی است که بر گردنِ یاری بوده‌ست

                            خیام؛ رباعی شماره 15
                            دوستان شما هم اگه نکته ای به نظرتون میاد راجب این رباعی و مفاهیمش حتما با ما در میون بذارید.

                            خیلی تاپیک عالی ای هست :smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_heart-eyes:
                            این بیت دومش یه نمونه تمثیل اینشکلی هم از صائب یادم مونده بود
                            باده نتواند برون بردن مرا از فکر یار
                            دست دائم چون سبو در زیر سر باشد مرا

                            میبینم آن شکفتن شادی را (:

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            1
                            • Saudade 19S Saudade 19

                              دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
                              یک موی نداست و بسی موی شکافت
                              اندر دل من هزار خورشید بتافت
                              آخر به کمال ذره ای راه نیافت

                              عطار؛ مختارنامه

                              بادیه: صحرا، بیابان
                              شتافتن: دویدن
                              یک موی: کنایه از ناچیزی
                              شکافتن موی: کنایه از باریک بینی بسیار در کاری یا حل مسئله ای با دقت بسیار
                              ذره: نماد حقارت و ناچیزی

                              برداشت آزاد:
                              این رباعی منسوب به خیلی ها از جمله ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر هم بود اما با تحقیقی که من کردم به این نتیجه رسیدم احتمالا عطار محتمل تر باشه برای سرودن این شعر.
                              شاعر در بیت اول میگه که با این که تلاش بسیاری کردم در کسب معرفت و یافتن حقایق و اصطلاحا در این صحرای بیکران علم بسیار دویدم اما با این حال علم من نسبت به حقایقی که وجود داشت ناچیز بود و با این همه تلاش انگار ذره ای از تمام حقیقت نفهمیدم هرچند که با دقت بسیار این تلاش رو کردم و تمام سعی ام رو کردم که خطایی رخ نده در انجام این کار اما با این حال باز هم به جایی نرسیدم...
                              بیت دوم هم همون مفهوم بیت اول رو داره منتهی با بیان متفاوت. میگه که هرچند در دل من هزار خورشید تابید و هزاران حقیقت رو بر من آشکار و روشن کرد اما نهایتا باز هم معرفتم در حد و اندازه ی یک ذره نشد...
                              مفهوم کلی این رباعی اینه که معرفتی که انسان کسب میکنه بسیار ناچیزه هرچند تلاش بسیار در این مر بکنه باز هم نتیجه تفاوتی نمیکنه.این نوع بینش به معنی تواضع تعارفی نیست بلکه حقیقته و انسان هیچ گاه در نظر شاعر حتی ذره ای از اقیانوس حقیقت رو درک نمیکنه و معرفتش بسیار ناچیزه و به صفر میل میکنه.
                              این بیان به شکل های مختلف در آثار دیگر بزرگان هم دیده شده که خوندنش خالی از لطف نیست:
                              سقراط: دانم که ندانم ... (I know that I know nothing)
                              ابن سینا: تا بدانجا رسید دانش من ، که بدانم هنوز نادانم...
                              خیام: هفتادو دو سال فکر کردم شب و روز... معلومم شد که هیچ معلوم نشد...

                              _Mitra__ آفلاین
                              _Mitra__ آفلاین
                              _Mitra_
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #32

                              Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                              دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
                              یک موی نداست و بسی موی شکافت
                              اندر دل من هزار خورشید بتافت
                              آخر به کمال ذره ای راه نیافت

                              ببخشید بر چه اساسی میگید که از عطار محتملتره ؟
                              چون من تو رباعیات ابوسعید ابوالخیر دیدمش و خب بیشتر هم به ابن سینا ربطش دادن :/

                              امضای عزیزمم این شعر بود قبلا <3

                              میبینم آن شکفتن شادی را (:

                              Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                              2
                              • Saudade 19S Saudade 19

                                در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                                دیدم دو هزار کوزه گویای خموش
                                ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                                کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                                این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                                دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                                _Mitra__ آفلاین
                                _Mitra__ آفلاین
                                _Mitra_
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #33

                                Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                                در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                                دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
                                ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                                کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                                این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                                دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                                عامل این شدید برم سراغ اشعار خیام برای اولین بار !

                                دیدگاه خودم اینه که : وارد کارگاه کوزه گری شدم که بعضی کوزه ها خاموش بعضی گویا بودن (یا اینکه حرف هایی در سینه داشتن ولی خاموش بودن البته من تو گنجور دیدم که نوشته بود <گویا و خموش> شما اینجا نوشتید <گویای خموش> ) که یدفعه یه کوزه فریاد زد اونیکی مارا ساخت و اونیکی که خرید و .. کجا هستن
                                این معنی و مفهوم که دنیا گذارا است و همه را نابود میکنه و آخرش فنا ست
                                یه جور دیگه که دیدم توی گنجور معنی کردن این بود که دنیا را همون کارگاه کوزه گری در نظر گرفتن و دو هزار کوزه را انسان ها و اون کوزه ای که فریاد برآورد را خود خیام و مفهومش حقیقت طلبی و به دنبال حق بودن بود
                                که در دنیا همه خاموش بودن در حالی که حرف و سخن بسیار بود بینشون خیام درباره کوزه گر که خداوند باشه پرسید و درباره وجود اون و اینکه کجاست پرسید
                                دیدگاه های دیگه هم بودن ولی این دوتا بنظرم معقول ترینش بودن

                                در قرابت با همون معنی و مفهوم اولی هم این از سنایی هست:
                                ای شنیده فسانه بسیاری
                                قصه ی کوزه گر شنو باری

                                کوزه گر سال و ماه در تک وپوی
                                تا کند خاک دیگران به سبوی

                                چون که خاکش نقاب روی کنند
                                دیگران خاک او سبوی کنند

                                میبینم آن شکفتن شادی را (:

                                Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                2
                                • _Mitra__ _Mitra_

                                  Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                                  دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
                                  یک موی نداست و بسی موی شکافت
                                  اندر دل من هزار خورشید بتافت
                                  آخر به کمال ذره ای راه نیافت

                                  ببخشید بر چه اساسی میگید که از عطار محتملتره ؟
                                  چون من تو رباعیات ابوسعید ابوالخیر دیدمش و خب بیشتر هم به ابن سینا ربطش دادن :/

                                  امضای عزیزمم این شعر بود قبلا <3

                                  Saudade 19S آفلاین
                                  Saudade 19S آفلاین
                                  Saudade 19
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #34

                                  @mitra-ism-rahmani
                                  بر اساس نظر استاد شفیعی کدکنی در کتاب زبور پارسی...البته خودم کتاب و نخوندم ولی یکی از کاربران گنجور بخشی از کتاب رو کامنت کرده بود اونجا دیدمش

                                  _Mitra__ 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  2
                                  • Saudade 19S Saudade 19

                                    @mitra-ism-rahmani
                                    بر اساس نظر استاد شفیعی کدکنی در کتاب زبور پارسی...البته خودم کتاب و نخوندم ولی یکی از کاربران گنجور بخشی از کتاب رو کامنت کرده بود اونجا دیدمش

                                    _Mitra__ آفلاین
                                    _Mitra__ آفلاین
                                    _Mitra_
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #35

                                    Saudade 19
                                    wow!!!!!!!!
                                    ممنونم خیلی برام جالب بود تشکر :rose: :rose: :rose: :rose:

                                    میبینم آن شکفتن شادی را (:

                                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    1
                                    • _Mitra__ _Mitra_

                                      Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                                      در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                                      دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
                                      ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                                      کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                                      این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                                      دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                                      عامل این شدید برم سراغ اشعار خیام برای اولین بار !

                                      دیدگاه خودم اینه که : وارد کارگاه کوزه گری شدم که بعضی کوزه ها خاموش بعضی گویا بودن (یا اینکه حرف هایی در سینه داشتن ولی خاموش بودن البته من تو گنجور دیدم که نوشته بود <گویا و خموش> شما اینجا نوشتید <گویای خموش> ) که یدفعه یه کوزه فریاد زد اونیکی مارا ساخت و اونیکی که خرید و .. کجا هستن
                                      این معنی و مفهوم که دنیا گذارا است و همه را نابود میکنه و آخرش فنا ست
                                      یه جور دیگه که دیدم توی گنجور معنی کردن این بود که دنیا را همون کارگاه کوزه گری در نظر گرفتن و دو هزار کوزه را انسان ها و اون کوزه ای که فریاد برآورد را خود خیام و مفهومش حقیقت طلبی و به دنبال حق بودن بود
                                      که در دنیا همه خاموش بودن در حالی که حرف و سخن بسیار بود بینشون خیام درباره کوزه گر که خداوند باشه پرسید و درباره وجود اون و اینکه کجاست پرسید
                                      دیدگاه های دیگه هم بودن ولی این دوتا بنظرم معقول ترینش بودن

                                      در قرابت با همون معنی و مفهوم اولی هم این از سنایی هست:
                                      ای شنیده فسانه بسیاری
                                      قصه ی کوزه گر شنو باری

                                      کوزه گر سال و ماه در تک وپوی
                                      تا کند خاک دیگران به سبوی

                                      چون که خاکش نقاب روی کنند
                                      دیگران خاک او سبوی کنند

                                      Saudade 19S آفلاین
                                      Saudade 19S آفلاین
                                      Saudade 19
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Saudade 19 انجام شده
                                      #36

                                      @mitra-ism-rahmani
                                      بله کلا دو تا معنی میده این رباعی
                                      که یکیش دیدگاه شما هست(که جسارتا من باهاش موافق نیستم:face_with_tears_of_joy:)
                                      یکیش هم اعتراضی هست نسبت به بلاتکلیفی و برنامگی جهان، اینکه یه مشت کوزه معلوم نیست چرا ساخته شدن و برای چی ساخته شدن و نهایتا به کجا خواهند رسید...و کسی هم نیست که جوابگو باشه
                                      خب دوستان لطفا در همین حد از توضیح راضی باشید وگرنه تاپیک و میزنن قفل میکنن:face_with_tears_of_joy:

                                      _Mitra__ 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      2
                                      • Saudade 19S Saudade 19

                                        @mitra-ism-rahmani
                                        بله کلا دو تا معنی میده این رباعی
                                        که یکیش دیدگاه شما هست(که جسارتا من باهاش موافق نیستم:face_with_tears_of_joy:)
                                        یکیش هم اعتراضی هست نسبت به بلاتکلیفی و برنامگی جهان، اینکه یه مشت کوزه معلوم نیست چرا ساخته شدن و برای چی ساخته شدن و نهایتا به کجا خواهند رسید...و کسی هم نیست که جوابگو باشه
                                        خب دوستان لطفا در همین حد از توضیح راضی باشید وگرنه تاپیک و میزنن قفل میکنن:face_with_tears_of_joy:

                                        _Mitra__ آفلاین
                                        _Mitra__ آفلاین
                                        _Mitra_
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #37

                                        Saudade 19 چه جسارتی نظرات متفاوته دیگه :D
                                        میشه درصد خلوص خیام تاپیک را کمتر کنید ؟ البته اگه امکانش هست
                                        بیشتر بریم سراغ سعدی و حافظ و صائب و خاقانی و مولانا و.. که بیشترم تو کنکور میاد ؟

                                        میبینم آن شکفتن شادی را (:

                                        Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        0
                                        • _Mitra__ _Mitra_

                                          Saudade 19 چه جسارتی نظرات متفاوته دیگه :D
                                          میشه درصد خلوص خیام تاپیک را کمتر کنید ؟ البته اگه امکانش هست
                                          بیشتر بریم سراغ سعدی و حافظ و صائب و خاقانی و مولانا و.. که بیشترم تو کنکور میاد ؟

                                          Saudade 19S آفلاین
                                          Saudade 19S آفلاین
                                          Saudade 19
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #38

                                          @mitra-ism-rahmani
                                          آره خودمم این تو فکرم بود
                                          فعلا که کلا سه چهار تا شعر بیشتر نگفتیم...ولی اوایل سعی کردم چیزایی بگم که صرف نظر از به درد کنکور خوردن و نخوردن، یه کم جذاب(و البته جنجالی!) باشه فقط تا دوستان بیشتر مشتاق ادبیات بشن
                                          از این به بعد میریم تو فاز صوفی و سماع و عرفان اینا :grinning_face_with_sweat: من برم اون کلاه مخروطی و خرقه ام رو بیارم:grimacing_face:

                                          _Mitra__ 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          2
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 3
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع