Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. دروس
  3. ادبیات و زبان فارسی
  4. مفاهیم ادبی به زبان ساده
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
اشنایی با مهندسی صنایع
دانشجو شریفد
پاسخ: آشنایی با مهندسی صنایع
مشاوره تحصیلی
Routine Time 💫📒
Michael VeyM
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
فیزیک عمومی ۲ شایدم فیزیک یازدهم
RoverR
Topic thumbnail image
دانشگاهی
داشته هامون 😍✨
در حال بارگذاری...د
سلام شبتون بخیر چطورین رفقا؟! میخام یه چالش بزارم، نمیدونم قبلا همچین تاپیکی بوده یا نه ولی خب من ایجاد کردم دیگه..!😁 رفقا بیاین یه متن بنویسیم و هر جملش با این کلمه شروع بشه: "چقده خوبه که.." و داشته هامونو بگیم و خدامونو واسه اینکه تو زندگیمون داریمشون شکر کنیم..!✨❤ مثلا متن خودم: چقد خوبه که میتونم واسه هدفام تلاش کنم... چقد خوبه که وسط ناامیدی زیاد، بازم امید دارم... چقد خوبه که عضو انجمن آلا هستم و کلی رفیق دارم... چقد خوبه که انسانیت درونمو حس میکنم.. چقد خوبه که پیتزا و شیرکاکائو با تی تاپ درمون دردامه... چقد خوبه که قیمه اختراع شده... چقد خوبه که میتونم برم بیرون و خونوادم و رفیقامو بغل کنم... چقد خوبه که سالمم... چقد خوبه که خونوادم کنارمن... چقد خوبه که میتونم خودمو کارامو انجام بدم... چقد خوبه که داداشم هوامو دارم... چقد خوبه که ... چقد خوبه که بدنیا اومدم...! :)))) خدا برای همه ی "چقد خوبه ها که" شکرت..! بیاین یبار هم که شده بجای نداشته هامون، داشته هامونو بگیم..! پ.ن: تاپیک رو زدم بخش مشاوره ای، چون فکر میکنم واسه روحیه مون خیلی خوب باشه..! @دانش-آموزان-آلاء @راه-ابریشم-پرو-زیست @تجربی @دوازدهم @ریاضی-فیزیک @انسانیا @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @راه-ابریشم-پرو-شیمی @راه-ابریشم-پرو-ریاضیات-ریاضی @راه-ابریشم-پرو-فیزیک-کازرانیان @راه-ابریشم-پرو-ریاضی-تجربی
سوال مشاوره ای
دور سوم چالش ۲۱ روزه سحرخیزی آلایی‌ها 🤓🌞
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
کنکور فرهنگیان
im_mjgnI
زمان کنکور فرهنگیان تعویق خورده؟ @تجربیا @انسانیا
سوال مشاوره ای
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
زبان آلمانی
idiotequeI
درود میخواستم برای گرفتن مدرک B2 آلمانی آزمون بدم و انگلیسی مسلطم ولی با آلمانی کاملاً ناشناخته هستم کسی هست اینجا آلمانی بلد باشه و یا خونده باشه؟ میشه بهم کمک کنید فایل کتابی چیزی دارید؟ چون الان به کتاب های میشن هم دسترسی ندارم
سوال مشاوره ای
کمک کنید که موندم تو توراکس!
Michael VeyM
Topic thumbnail image
دانشگاهی
لطفا در مورد برنامه درسی راهنماییم کنید
im_mjgnI
Topic thumbnail image
سوال مشاوره ای
نکات و جمع بندی‌ 🦋زیست شناسی 🦋
wanderingW
🧩این تاپیک جهت یکجا بودن نکات مهم و جدول‌های جمع بندی درس زیست شناسی🧬 زده شده 🪄آزاد برای مشارکت عموم🪄 لطفا اسپم ندید تا نکات یکپارچه باشه.🙏
زیست شناسی
گلوکز
HakoH
اکسایش گلوکز برگشت پذیره؟ میشه واکنش و بگین @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
ماجرای خاکستر به عنوان پاک‌کننده
HakoH
ما گفتیم توی خاکستر فلزاتی داریم که با آب خاصیت بازی ایجاد میکنن پس اون موقع چربی حالت اسیدی داره که هم رو حل میکنن یا چی؟ @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
اشتباه پاسخنامه یا اشتباه عسل؟
HakoH
Topic thumbnail image
شیمی
یه سوال ساده!
HakoH
سلام سلام تفاوت‌ اسید چرب و استر بلند زنجیر چیه 😭😭 همش قاطی میکنمشون @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
واکنش فلز با اسید
HakoH
چرا فلزات در واکنش با اسید از کمترین ظرفیت خودشون استفاده میکنن؟ @دانش-آموزان-آلاء @ریاضیا @تجربیا
شیمی
رنگ اهک
HakoH
های وقتی به دریاچه ها اسید اهک اضافه می‌کنن آهک صورتیه یا کرمی ؟تو هر کتاب یه رنگه @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی

مفاهیم ادبی به زبان ساده

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده ادبیات و زبان فارسی
55 دیدگاه‌ها 5 کاربران 3.9k بازدیدها 7 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • yasaY yasa

    Saudade 19 سلام اولا که خیلی خوشحال شدم همچین تاپیکی دیدم واقعا لذت بردم از توضیحاتتون. ولی به نظرم سوای اون مادی گرا بودن خیام اون پایدار بودن عشق بیشتر میخوره به مفهوم این رباعی( در حد کنکور. چون وقتی مثلا در سوال های قرابت این سوال بیاد ما که نمیدونیم از سعدیه یا خیام!) حالا اگه به نظرتون اشتباه فکر میکنم، بگید.

    Saudade 19S آفلاین
    Saudade 19S آفلاین
    Saudade 19
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Saudade 19 انجام شده
    #18

    @asghar-ejl
    سلام
    خوشحالم لذت بردید (:
    واقعیتش اینه فکر نکنم تو کنکور از خیام بدن چون به مذاق خیلیا خوش نمیاد...ولی به نظر خود من، نه فقط تو این رباعی، بلکه تو اکثر رباعی هاش خیام قصد داره بی وفایی روزگار و ناپایداری دنیا رو نشون بده و این که این مفهوم چقدر تلخه و باید با خوشی های دنیا انقد مشغول بود که به اخرش فکر نکنیم و فقط از لحظه استفاده کنیم.
    بالاخره برداشت ها متفاوته، نمیشه گفت اشتباه! (حداقل من کسی نیستم ک درست و غلط رو تو ادبیات تعیین کنم) تو کتاب الگو هم یادمه این بیت رو دیدم که نوشته بود به "تناسخ" اشاره داره که بنظر خود من هیچ ربطی نداره حقیقتا (:

    yasaY 1 پاسخ آخرین پاسخ
    4
    • Saudade 19S Saudade 19

      @asghar-ejl
      سلام
      خوشحالم لذت بردید (:
      واقعیتش اینه فکر نکنم تو کنکور از خیام بدن چون به مذاق خیلیا خوش نمیاد...ولی به نظر خود من، نه فقط تو این رباعی، بلکه تو اکثر رباعی هاش خیام قصد داره بی وفایی روزگار و ناپایداری دنیا رو نشون بده و این که این مفهوم چقدر تلخه و باید با خوشی های دنیا انقد مشغول بود که به اخرش فکر نکنیم و فقط از لحظه استفاده کنیم.
      بالاخره برداشت ها متفاوته، نمیشه گفت اشتباه! (حداقل من کسی نیستم ک درست و غلط رو تو ادبیات تعیین کنم) تو کتاب الگو هم یادمه این بیت رو دیدم که نوشته بود به "تناسخ" اشاره داره که بنظر خود من هیچ ربطی نداره حقیقتا (:

      yasaY آفلاین
      yasaY آفلاین
      yasa
      دانش آموزان آلاء تجربی
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #19

      Saudade 19 بله درسته آدم وقتی بیشتر فکر میکنه میبینه این مفهوم بیشتر میخوره! حقیقتش من یکم تو ادبیات مبتدیم باید فسفر بسوزونم تا معنی عمیق شعر رو بفهمم.

      Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
      2
      • yasaY yasa

        Saudade 19 بله درسته آدم وقتی بیشتر فکر میکنه میبینه این مفهوم بیشتر میخوره! حقیقتش من یکم تو ادبیات مبتدیم باید فسفر بسوزونم تا معنی عمیق شعر رو بفهمم.

        Saudade 19S آفلاین
        Saudade 19S آفلاین
        Saudade 19
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #20

        @asghar-ejl
        دقیقا
        با تمرین و شعر بیشتر خوندن ضعفامون برطرف میشه قطعا

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        3
        • Saudade 19S Saudade 19

          سلام
          اینجا قراره به تحلیل بیت های منتخب شاعران بپردازیم و اون معانی عمیق مدنظرشون رو به زبان ساده تر بررسی کنیم تا با مفاهیم ادبی بیشتر اخت بشیم و بهتر درکشون کنیم.
          حتما میدونید که بحث قرابت پیوندی ناگسستنی با زبان فارسی و آرایه های ادبی داره و با قوی تر شدن تو این بحث میتونیم تو زمینه های دیگه هم آمادگی بالایی داشته باشیم.بنابراین خیلی مهمه که درک ادبی رو جدی بگیریم.
          تاپیک قانون خاصی نداره فقط چیزی که با توجه به جو این جا بنظرم اومد بگم، اینه که وقتی فردی یه برداشت آزادی از شعر داره، این فقط یه برداشته و نه چیزی بیشتر...قرار نیست لزوما نظر شاعر رو تائید یا رد بکنه.بنابراین در صورتی که بیتی با دیدگاه های اعتقادی،اجتماعی،فرهنگی و... شما مطابقت کامل نداشت جبهه نگیرید. این تاپیک هدفی به جز افزایش فهم ادبی ما نداره.همین
          بریم برای شروع...

          Saudade 19S آفلاین
          Saudade 19S آفلاین
          Saudade 19
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Saudade 19 انجام شده
          #21

          دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
          یک موی نداست و بسی موی شکافت
          اندر دل من هزار خورشید بتافت
          آخر به کمال ذره ای راه نیافت

          عطار؛ مختارنامه

          بادیه: صحرا، بیابان
          شتافتن: دویدن
          یک موی: کنایه از ناچیزی
          شکافتن موی: کنایه از باریک بینی بسیار در کاری یا حل مسئله ای با دقت بسیار
          ذره: نماد حقارت و ناچیزی

          برداشت آزاد:
          این رباعی منسوب به خیلی ها از جمله ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر هم بود اما با تحقیقی که من کردم به این نتیجه رسیدم احتمالا عطار محتمل تر باشه برای سرودن این شعر.
          شاعر در بیت اول میگه که با این که تلاش بسیاری کردم در کسب معرفت و یافتن حقایق و اصطلاحا در این صحرای بیکران علم بسیار دویدم اما با این حال علم من نسبت به حقایقی که وجود داشت ناچیز بود و با این همه تلاش انگار ذره ای از تمام حقیقت نفهمیدم هرچند که با دقت بسیار این تلاش رو کردم و تمام سعی ام رو کردم که خطایی رخ نده در انجام این کار اما با این حال باز هم به جایی نرسیدم...
          بیت دوم هم همون مفهوم بیت اول رو داره منتهی با بیان متفاوت. میگه که هرچند در دل من هزار خورشید تابید و هزاران حقیقت رو بر من آشکار و روشن کرد اما نهایتا باز هم معرفتم در حد و اندازه ی یک ذره نشد...
          مفهوم کلی این رباعی اینه که معرفتی که انسان کسب میکنه بسیار ناچیزه هرچند تلاش بسیار در این مر بکنه باز هم نتیجه تفاوتی نمیکنه.این نوع بینش به معنی تواضع تعارفی نیست بلکه حقیقته و انسان هیچ گاه در نظر شاعر حتی ذره ای از اقیانوس حقیقت رو درک نمیکنه و معرفتش بسیار ناچیزه و به صفر میل میکنه.
          این بیان به شکل های مختلف در آثار دیگر بزرگان هم دیده شده که خوندنش خالی از لطف نیست:
          سقراط: دانم که ندانم ... (I know that I know nothing)
          ابن سینا: تا بدانجا رسید دانش من ، که بدانم هنوز نادانم...
          خیام: هفتادو دو سال فکر کردم شب و روز... معلومم شد که هیچ معلوم نشد...

          AnselA Saudade 19S _Mitra__ 3 پاسخ آخرین پاسخ
          5
          • Saudade 19S Saudade 19

            دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
            یک موی نداست و بسی موی شکافت
            اندر دل من هزار خورشید بتافت
            آخر به کمال ذره ای راه نیافت

            عطار؛ مختارنامه

            بادیه: صحرا، بیابان
            شتافتن: دویدن
            یک موی: کنایه از ناچیزی
            شکافتن موی: کنایه از باریک بینی بسیار در کاری یا حل مسئله ای با دقت بسیار
            ذره: نماد حقارت و ناچیزی

            برداشت آزاد:
            این رباعی منسوب به خیلی ها از جمله ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر هم بود اما با تحقیقی که من کردم به این نتیجه رسیدم احتمالا عطار محتمل تر باشه برای سرودن این شعر.
            شاعر در بیت اول میگه که با این که تلاش بسیاری کردم در کسب معرفت و یافتن حقایق و اصطلاحا در این صحرای بیکران علم بسیار دویدم اما با این حال علم من نسبت به حقایقی که وجود داشت ناچیز بود و با این همه تلاش انگار ذره ای از تمام حقیقت نفهمیدم هرچند که با دقت بسیار این تلاش رو کردم و تمام سعی ام رو کردم که خطایی رخ نده در انجام این کار اما با این حال باز هم به جایی نرسیدم...
            بیت دوم هم همون مفهوم بیت اول رو داره منتهی با بیان متفاوت. میگه که هرچند در دل من هزار خورشید تابید و هزاران حقیقت رو بر من آشکار و روشن کرد اما نهایتا باز هم معرفتم در حد و اندازه ی یک ذره نشد...
            مفهوم کلی این رباعی اینه که معرفتی که انسان کسب میکنه بسیار ناچیزه هرچند تلاش بسیار در این مر بکنه باز هم نتیجه تفاوتی نمیکنه.این نوع بینش به معنی تواضع تعارفی نیست بلکه حقیقته و انسان هیچ گاه در نظر شاعر حتی ذره ای از اقیانوس حقیقت رو درک نمیکنه و معرفتش بسیار ناچیزه و به صفر میل میکنه.
            این بیان به شکل های مختلف در آثار دیگر بزرگان هم دیده شده که خوندنش خالی از لطف نیست:
            سقراط: دانم که ندانم ... (I know that I know nothing)
            ابن سینا: تا بدانجا رسید دانش من ، که بدانم هنوز نادانم...
            خیام: هفتادو دو سال فکر کردم شب و روز... معلومم شد که هیچ معلوم نشد...

            AnselA آفلاین
            AnselA آفلاین
            Ansel
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #22

            Saudade 19 یعنی این طور برداشت میشه ازش
            عقل نامحدود انسان ناتوان از درک خیلی چیز ها
            کمال عقل آن باشد در این راه که گوید نیستم از هیچ آگاه

            میشه گفت یه حالت پارادوکس مانند هم داره دیگه

            مَردُمان
            اهلِ عادت اند...

            Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
            2
            • AnselA Ansel

              Saudade 19 یعنی این طور برداشت میشه ازش
              عقل نامحدود انسان ناتوان از درک خیلی چیز ها
              کمال عقل آن باشد در این راه که گوید نیستم از هیچ آگاه

              میشه گفت یه حالت پارادوکس مانند هم داره دیگه

              Saudade 19S آفلاین
              Saudade 19S آفلاین
              Saudade 19
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #23

              @ftm-montazeri
              عقل محدود منظور دیگه؟

              AnselA 1 پاسخ آخرین پاسخ
              3
              • Saudade 19S Saudade 19

                @ftm-montazeri
                عقل محدود منظور دیگه؟

                AnselA آفلاین
                AnselA آفلاین
                Ansel
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Ansel انجام شده
                #24

                Saudade 19 اع اره😅
                عاقا منظورم عقل محدود امور نامحدود بود

                مَردُمان
                اهلِ عادت اند...

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                2
                • Saudade 19S Saudade 19

                  دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
                  یک موی نداست و بسی موی شکافت
                  اندر دل من هزار خورشید بتافت
                  آخر به کمال ذره ای راه نیافت

                  عطار؛ مختارنامه

                  بادیه: صحرا، بیابان
                  شتافتن: دویدن
                  یک موی: کنایه از ناچیزی
                  شکافتن موی: کنایه از باریک بینی بسیار در کاری یا حل مسئله ای با دقت بسیار
                  ذره: نماد حقارت و ناچیزی

                  برداشت آزاد:
                  این رباعی منسوب به خیلی ها از جمله ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر هم بود اما با تحقیقی که من کردم به این نتیجه رسیدم احتمالا عطار محتمل تر باشه برای سرودن این شعر.
                  شاعر در بیت اول میگه که با این که تلاش بسیاری کردم در کسب معرفت و یافتن حقایق و اصطلاحا در این صحرای بیکران علم بسیار دویدم اما با این حال علم من نسبت به حقایقی که وجود داشت ناچیز بود و با این همه تلاش انگار ذره ای از تمام حقیقت نفهمیدم هرچند که با دقت بسیار این تلاش رو کردم و تمام سعی ام رو کردم که خطایی رخ نده در انجام این کار اما با این حال باز هم به جایی نرسیدم...
                  بیت دوم هم همون مفهوم بیت اول رو داره منتهی با بیان متفاوت. میگه که هرچند در دل من هزار خورشید تابید و هزاران حقیقت رو بر من آشکار و روشن کرد اما نهایتا باز هم معرفتم در حد و اندازه ی یک ذره نشد...
                  مفهوم کلی این رباعی اینه که معرفتی که انسان کسب میکنه بسیار ناچیزه هرچند تلاش بسیار در این مر بکنه باز هم نتیجه تفاوتی نمیکنه.این نوع بینش به معنی تواضع تعارفی نیست بلکه حقیقته و انسان هیچ گاه در نظر شاعر حتی ذره ای از اقیانوس حقیقت رو درک نمیکنه و معرفتش بسیار ناچیزه و به صفر میل میکنه.
                  این بیان به شکل های مختلف در آثار دیگر بزرگان هم دیده شده که خوندنش خالی از لطف نیست:
                  سقراط: دانم که ندانم ... (I know that I know nothing)
                  ابن سینا: تا بدانجا رسید دانش من ، که بدانم هنوز نادانم...
                  خیام: هفتادو دو سال فکر کردم شب و روز... معلومم شد که هیچ معلوم نشد...

                  Saudade 19S آفلاین
                  Saudade 19S آفلاین
                  Saudade 19
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #25

                  من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو
                  هرکه و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو

                  دوستان بنظرتون این بیت زیبا از غزلسرای مشهور، حسین منزوی، به چه مفهومی اشاره داره؟

                  ریاضیا
                  تجربیا
                  دانش-آموزان-آلاء

                  AnselA 1 پاسخ آخرین پاسخ
                  5
                  • Saudade 19S Saudade 19

                    من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو
                    هرکه و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو

                    دوستان بنظرتون این بیت زیبا از غزلسرای مشهور، حسین منزوی، به چه مفهومی اشاره داره؟

                    ریاضیا
                    تجربیا
                    دانش-آموزان-آلاء

                    AnselA آفلاین
                    AnselA آفلاین
                    Ansel
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #26

                    Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                    من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو
                    هرکه و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو

                    دوستان بنظرتون این بیت زیبا از غزلسرای مشهور، حسین منزوی، به چه مفهومی اشاره داره؟

                    ریاضیا
                    تجربیا
                    دانش-آموزان-آلاء

                    فکر میکنم برگرده به این موضوع که هر ذره عالم نشون دهنده خداست
                    به هرچی که نگاه کنی خدا رو ببینی

                    مَردُمان
                    اهلِ عادت اند...

                    Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                    4
                    • AnselA Ansel

                      Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                      من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو
                      هرکه و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو

                      دوستان بنظرتون این بیت زیبا از غزلسرای مشهور، حسین منزوی، به چه مفهومی اشاره داره؟

                      ریاضیا
                      تجربیا
                      دانش-آموزان-آلاء

                      فکر میکنم برگرده به این موضوع که هر ذره عالم نشون دهنده خداست
                      به هرچی که نگاه کنی خدا رو ببینی

                      Saudade 19S آفلاین
                      Saudade 19S آفلاین
                      Saudade 19
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #27

                      @ftm-montazeri
                      احسنتم
                      اصطلاحا به این مفهوم میگن "وحدت وجود"

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      6
                      • Saudade 19S Saudade 19

                        سلام
                        اینجا قراره به تحلیل بیت های منتخب شاعران بپردازیم و اون معانی عمیق مدنظرشون رو به زبان ساده تر بررسی کنیم تا با مفاهیم ادبی بیشتر اخت بشیم و بهتر درکشون کنیم.
                        حتما میدونید که بحث قرابت پیوندی ناگسستنی با زبان فارسی و آرایه های ادبی داره و با قوی تر شدن تو این بحث میتونیم تو زمینه های دیگه هم آمادگی بالایی داشته باشیم.بنابراین خیلی مهمه که درک ادبی رو جدی بگیریم.
                        تاپیک قانون خاصی نداره فقط چیزی که با توجه به جو این جا بنظرم اومد بگم، اینه که وقتی فردی یه برداشت آزادی از شعر داره، این فقط یه برداشته و نه چیزی بیشتر...قرار نیست لزوما نظر شاعر رو تائید یا رد بکنه.بنابراین در صورتی که بیتی با دیدگاه های اعتقادی،اجتماعی،فرهنگی و... شما مطابقت کامل نداشت جبهه نگیرید. این تاپیک هدفی به جز افزایش فهم ادبی ما نداره.همین
                        بریم برای شروع...

                        Saudade 19S آفلاین
                        Saudade 19S آفلاین
                        Saudade 19
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #28

                        من دهان باز نکردم که نَرَنجی از من
                        مثلِ زخمی که لبش باز به لبخند نشد...

                        فاضل نظری؛ مجموعه غزلِ "گریه های امپراطور"

                        برداشت آزاد:
                        زبان لازمه ی برقراری ارتباط بین آدم هاست.اما گاهی اوقات مفاهیمی وجود دارن که نمیشه با کلمات بیانشون کرد.نمیشه با واژه ها اون مفاهیم رو به یک نفر دیگه منتقل کرد.این مفاهیم به قدری عمیق هستن که کلمات قدرت تعریف اون هارو ندارن.مفاهیمی مثل "عشق"
                        پس چاره چیه؟
                        شمس تبریز یه راهکار برای این مشکل ارائه داده:
                        "چیزی که در سخن نمی‌گنجد فقط با سکــوت قابل فهم است"
                        بله، سکوت!
                        عشق از اون دسته مفاهیمی هست که منتقل کردنش با حرف میسر نیست بلکه راهش خاموشی هست. این خاموشی در شعر های مختلف شاعران بارها مورد بحث قرار گرفته.
                        برگردیم به شعر خودمون...شاعر میگه که دلیل این سکوت من در دوریِ تو ، این بود که از من آزرده نشی...چرا که من مثل زخمی بر بدن تو بودم که هرچه گشوده تر میشد تو رو بیشتر می رنجوند پس من ترجیح دادم که لبهامو بسته نگه دارم تا تو آزرده نشی...یک حسن تعلیل زیبا که علت "خاموشی معشوق" رو بیان کرده
                        پارادوکس جالبی هست این سکوت و عشق (: ... در عین حال که تقریبا همه شاعران سعی کردن در شعر خودشون از عشق حرف بزنن، نمیشه عشق رو با سخن گفتن بیان کرد... و همه ی این ها یکجورایی بیهوده گراییِ عامدانه هست...

                        کاشکی عشق را زبان سخن...
                        کاشکی عشق را زبان سخن...
                        کاشکی عشق را زبان سخن...
                        کاشکی...
                        کاشکی میسّر بود...
                        (حسین صفا؛ مجموعه غزلِ "منجنیق")

                        دوستان اگه شما هم نظری راجب این مفاهیم و اشعار دارین حتما با ما به اشتراک بگذارید.

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        4
                        • Saudade 19S Saudade 19

                          سلام
                          اینجا قراره به تحلیل بیت های منتخب شاعران بپردازیم و اون معانی عمیق مدنظرشون رو به زبان ساده تر بررسی کنیم تا با مفاهیم ادبی بیشتر اخت بشیم و بهتر درکشون کنیم.
                          حتما میدونید که بحث قرابت پیوندی ناگسستنی با زبان فارسی و آرایه های ادبی داره و با قوی تر شدن تو این بحث میتونیم تو زمینه های دیگه هم آمادگی بالایی داشته باشیم.بنابراین خیلی مهمه که درک ادبی رو جدی بگیریم.
                          تاپیک قانون خاصی نداره فقط چیزی که با توجه به جو این جا بنظرم اومد بگم، اینه که وقتی فردی یه برداشت آزادی از شعر داره، این فقط یه برداشته و نه چیزی بیشتر...قرار نیست لزوما نظر شاعر رو تائید یا رد بکنه.بنابراین در صورتی که بیتی با دیدگاه های اعتقادی،اجتماعی،فرهنگی و... شما مطابقت کامل نداشت جبهه نگیرید. این تاپیک هدفی به جز افزایش فهم ادبی ما نداره.همین
                          بریم برای شروع...

                          Saudade 19S آفلاین
                          Saudade 19S آفلاین
                          Saudade 19
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Saudade 19 انجام شده
                          #29

                          در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                          دیدم دو هزار کوزه گویای خموش
                          ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                          کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                          این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                          دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                          Saudade 19S _Mitra__ 2 پاسخ آخرین پاسخ
                          3
                          • Saudade 19S Saudade 19

                            در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                            دیدم دو هزار کوزه گویای خموش
                            ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                            کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                            این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                            دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                            Saudade 19S آفلاین
                            Saudade 19S آفلاین
                            Saudade 19
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Saudade 19 انجام شده
                            #30

                            Saudade 19
                            Ahmad_Shamlou-Dar_Kargah_Koozeh_Gari_-SO.mp3
                            دکلمه زیبا از احمد شاملو به همراه موسیقی دلنشین که واقعا حس عمیق و غمناک شعر رو منتقل میکنه

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            3
                            • Saudade 19S Saudade 19

                              با یک رباعی شاهکار از خیام استارتمون رو میزنیم:

                              این کوزه چُو من عاشقِ زاری بوده‌ست
                              در بندِ سرِ زلفِ نگاری بوده‌ست
                              این حلقه که بر گردنِ او میبینی
                              دستی است که بر گردنِ یاری بوده‌ست

                              خیام؛ رباعی شماره 15

                              برداشت آزاد:
                              حتما خیلیاتون بیت زیبای "آخِرُالامر گِلِ کوزه گران خواهی شد" رو شنیدید.این بیت از حافظ میگه که در زندگی به هرجایی برسی، هر کاری بکنی و هرکسی بشی، آخرش چیزی جز جسد از تو نمیمونه و میری زیر خاک و از خاکی که از جسد تو حاصل شده کوزه میسازن.در واقع کوزه نماد انسانی هست که سالها پیش زندگی کرده و جسمش الان در هیئت کوزه در اومده.
                              حال که منظور از کوزه رو فهمیدیم برگردیم به شعر خیام...بیت اول این گونه به ما تعریف میکنه که روزی خیام چشمش به کوزه ای میوفته و با خودش میگه این کوزه حتما از خاک بقایای یک انسان ساخته شده...انسانی عاشق و در عین حال بیچاره ... بیچاره ی پیچ و خم زلف معشوق و در بند و گرفتارِ او ... و تمام عمرش رو صرف این عشق کرد.با این همه، مثل بقیه آدما مرگ به سراغ این عاشق و معشوق اومد تا اون هارو از هم دیگه جدا کنه... و چه چیزی بدتر از جدایی برای یک عاشق؟
                              اما این عاشق و معشوق به دنبال یک عشق جاودانه بودند...به دنبال یک ابدیت پایدار... با این همه نمیتونستن از مرگ فرار کنن...
                              در بیت دوم خیام میگه که وقتی این دو مردند و دفن شدن زیر خاک و سالها بعد از خاک جسد اون ها کوزه ای ساخته شد، این کوزه به شکل دسته دار بود و دسته ی کوزه همان از خاک همان دست های معشوقی ساخته شد که بر گردن عاشق حلقه میزد(حسن تعلیل)... با این که دنیا بی وفایی خودش رو نشون داد اما این عاشق و معشوق هنوز در شکل کوزه این عشق رو به حالت نمادین حفظ کردن...
                              و همیشه در کنار هم هستن (: ...

                              2131333333d.jpg

                              23141s.jpg
                              بالاخره خیام هم شاعری بود که غم بی وفایی روزگار رو نمیتونست پنهون کنه و یا بیخیالش بشه...رو آورد به این تصویر سازی ها که مرهمی باشه بر زخمش تا کمی آروم بشه

                              دوستان شما هم اگه نکته ای به نظرتون میاد راجب این رباعی و مفاهیمش حتما با ما در میون بذارید.

                              _Mitra__ آفلاین
                              _Mitra__ آفلاین
                              _Mitra_
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #31

                              Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                              این حلقه که بر گردنِ او میبینی
                              دستی است که بر گردنِ یاری بوده‌ست

                              خیام؛ رباعی شماره 15
                              دوستان شما هم اگه نکته ای به نظرتون میاد راجب این رباعی و مفاهیمش حتما با ما در میون بذارید.

                              خیلی تاپیک عالی ای هست :smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_heart-eyes:
                              این بیت دومش یه نمونه تمثیل اینشکلی هم از صائب یادم مونده بود
                              باده نتواند برون بردن مرا از فکر یار
                              دست دائم چون سبو در زیر سر باشد مرا

                              میبینم آن شکفتن شادی را (:

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              1
                              • Saudade 19S Saudade 19

                                دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
                                یک موی نداست و بسی موی شکافت
                                اندر دل من هزار خورشید بتافت
                                آخر به کمال ذره ای راه نیافت

                                عطار؛ مختارنامه

                                بادیه: صحرا، بیابان
                                شتافتن: دویدن
                                یک موی: کنایه از ناچیزی
                                شکافتن موی: کنایه از باریک بینی بسیار در کاری یا حل مسئله ای با دقت بسیار
                                ذره: نماد حقارت و ناچیزی

                                برداشت آزاد:
                                این رباعی منسوب به خیلی ها از جمله ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر هم بود اما با تحقیقی که من کردم به این نتیجه رسیدم احتمالا عطار محتمل تر باشه برای سرودن این شعر.
                                شاعر در بیت اول میگه که با این که تلاش بسیاری کردم در کسب معرفت و یافتن حقایق و اصطلاحا در این صحرای بیکران علم بسیار دویدم اما با این حال علم من نسبت به حقایقی که وجود داشت ناچیز بود و با این همه تلاش انگار ذره ای از تمام حقیقت نفهمیدم هرچند که با دقت بسیار این تلاش رو کردم و تمام سعی ام رو کردم که خطایی رخ نده در انجام این کار اما با این حال باز هم به جایی نرسیدم...
                                بیت دوم هم همون مفهوم بیت اول رو داره منتهی با بیان متفاوت. میگه که هرچند در دل من هزار خورشید تابید و هزاران حقیقت رو بر من آشکار و روشن کرد اما نهایتا باز هم معرفتم در حد و اندازه ی یک ذره نشد...
                                مفهوم کلی این رباعی اینه که معرفتی که انسان کسب میکنه بسیار ناچیزه هرچند تلاش بسیار در این مر بکنه باز هم نتیجه تفاوتی نمیکنه.این نوع بینش به معنی تواضع تعارفی نیست بلکه حقیقته و انسان هیچ گاه در نظر شاعر حتی ذره ای از اقیانوس حقیقت رو درک نمیکنه و معرفتش بسیار ناچیزه و به صفر میل میکنه.
                                این بیان به شکل های مختلف در آثار دیگر بزرگان هم دیده شده که خوندنش خالی از لطف نیست:
                                سقراط: دانم که ندانم ... (I know that I know nothing)
                                ابن سینا: تا بدانجا رسید دانش من ، که بدانم هنوز نادانم...
                                خیام: هفتادو دو سال فکر کردم شب و روز... معلومم شد که هیچ معلوم نشد...

                                _Mitra__ آفلاین
                                _Mitra__ آفلاین
                                _Mitra_
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #32

                                Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                                دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
                                یک موی نداست و بسی موی شکافت
                                اندر دل من هزار خورشید بتافت
                                آخر به کمال ذره ای راه نیافت

                                ببخشید بر چه اساسی میگید که از عطار محتملتره ؟
                                چون من تو رباعیات ابوسعید ابوالخیر دیدمش و خب بیشتر هم به ابن سینا ربطش دادن :/

                                امضای عزیزمم این شعر بود قبلا <3

                                میبینم آن شکفتن شادی را (:

                                Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                2
                                • Saudade 19S Saudade 19

                                  در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                                  دیدم دو هزار کوزه گویای خموش
                                  ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                                  کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                                  این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                                  دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                                  _Mitra__ آفلاین
                                  _Mitra__ آفلاین
                                  _Mitra_
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #33

                                  Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                                  در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                                  دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
                                  ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                                  کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                                  این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                                  دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                                  عامل این شدید برم سراغ اشعار خیام برای اولین بار !

                                  دیدگاه خودم اینه که : وارد کارگاه کوزه گری شدم که بعضی کوزه ها خاموش بعضی گویا بودن (یا اینکه حرف هایی در سینه داشتن ولی خاموش بودن البته من تو گنجور دیدم که نوشته بود <گویا و خموش> شما اینجا نوشتید <گویای خموش> ) که یدفعه یه کوزه فریاد زد اونیکی مارا ساخت و اونیکی که خرید و .. کجا هستن
                                  این معنی و مفهوم که دنیا گذارا است و همه را نابود میکنه و آخرش فنا ست
                                  یه جور دیگه که دیدم توی گنجور معنی کردن این بود که دنیا را همون کارگاه کوزه گری در نظر گرفتن و دو هزار کوزه را انسان ها و اون کوزه ای که فریاد برآورد را خود خیام و مفهومش حقیقت طلبی و به دنبال حق بودن بود
                                  که در دنیا همه خاموش بودن در حالی که حرف و سخن بسیار بود بینشون خیام درباره کوزه گر که خداوند باشه پرسید و درباره وجود اون و اینکه کجاست پرسید
                                  دیدگاه های دیگه هم بودن ولی این دوتا بنظرم معقول ترینش بودن

                                  در قرابت با همون معنی و مفهوم اولی هم این از سنایی هست:
                                  ای شنیده فسانه بسیاری
                                  قصه ی کوزه گر شنو باری

                                  کوزه گر سال و ماه در تک وپوی
                                  تا کند خاک دیگران به سبوی

                                  چون که خاکش نقاب روی کنند
                                  دیگران خاک او سبوی کنند

                                  میبینم آن شکفتن شادی را (:

                                  Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  2
                                  • _Mitra__ _Mitra_

                                    Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                                    دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
                                    یک موی نداست و بسی موی شکافت
                                    اندر دل من هزار خورشید بتافت
                                    آخر به کمال ذره ای راه نیافت

                                    ببخشید بر چه اساسی میگید که از عطار محتملتره ؟
                                    چون من تو رباعیات ابوسعید ابوالخیر دیدمش و خب بیشتر هم به ابن سینا ربطش دادن :/

                                    امضای عزیزمم این شعر بود قبلا <3

                                    Saudade 19S آفلاین
                                    Saudade 19S آفلاین
                                    Saudade 19
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #34

                                    @mitra-ism-rahmani
                                    بر اساس نظر استاد شفیعی کدکنی در کتاب زبور پارسی...البته خودم کتاب و نخوندم ولی یکی از کاربران گنجور بخشی از کتاب رو کامنت کرده بود اونجا دیدمش

                                    _Mitra__ 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    2
                                    • Saudade 19S Saudade 19

                                      @mitra-ism-rahmani
                                      بر اساس نظر استاد شفیعی کدکنی در کتاب زبور پارسی...البته خودم کتاب و نخوندم ولی یکی از کاربران گنجور بخشی از کتاب رو کامنت کرده بود اونجا دیدمش

                                      _Mitra__ آفلاین
                                      _Mitra__ آفلاین
                                      _Mitra_
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #35

                                      Saudade 19
                                      wow!!!!!!!!
                                      ممنونم خیلی برام جالب بود تشکر :rose: :rose: :rose: :rose:

                                      میبینم آن شکفتن شادی را (:

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      1
                                      • _Mitra__ _Mitra_

                                        Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                                        در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                                        دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
                                        ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                                        کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                                        این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                                        دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                                        عامل این شدید برم سراغ اشعار خیام برای اولین بار !

                                        دیدگاه خودم اینه که : وارد کارگاه کوزه گری شدم که بعضی کوزه ها خاموش بعضی گویا بودن (یا اینکه حرف هایی در سینه داشتن ولی خاموش بودن البته من تو گنجور دیدم که نوشته بود <گویا و خموش> شما اینجا نوشتید <گویای خموش> ) که یدفعه یه کوزه فریاد زد اونیکی مارا ساخت و اونیکی که خرید و .. کجا هستن
                                        این معنی و مفهوم که دنیا گذارا است و همه را نابود میکنه و آخرش فنا ست
                                        یه جور دیگه که دیدم توی گنجور معنی کردن این بود که دنیا را همون کارگاه کوزه گری در نظر گرفتن و دو هزار کوزه را انسان ها و اون کوزه ای که فریاد برآورد را خود خیام و مفهومش حقیقت طلبی و به دنبال حق بودن بود
                                        که در دنیا همه خاموش بودن در حالی که حرف و سخن بسیار بود بینشون خیام درباره کوزه گر که خداوند باشه پرسید و درباره وجود اون و اینکه کجاست پرسید
                                        دیدگاه های دیگه هم بودن ولی این دوتا بنظرم معقول ترینش بودن

                                        در قرابت با همون معنی و مفهوم اولی هم این از سنایی هست:
                                        ای شنیده فسانه بسیاری
                                        قصه ی کوزه گر شنو باری

                                        کوزه گر سال و ماه در تک وپوی
                                        تا کند خاک دیگران به سبوی

                                        چون که خاکش نقاب روی کنند
                                        دیگران خاک او سبوی کنند

                                        Saudade 19S آفلاین
                                        Saudade 19S آفلاین
                                        Saudade 19
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Saudade 19 انجام شده
                                        #36

                                        @mitra-ism-rahmani
                                        بله کلا دو تا معنی میده این رباعی
                                        که یکیش دیدگاه شما هست(که جسارتا من باهاش موافق نیستم:face_with_tears_of_joy:)
                                        یکیش هم اعتراضی هست نسبت به بلاتکلیفی و برنامگی جهان، اینکه یه مشت کوزه معلوم نیست چرا ساخته شدن و برای چی ساخته شدن و نهایتا به کجا خواهند رسید...و کسی هم نیست که جوابگو باشه
                                        خب دوستان لطفا در همین حد از توضیح راضی باشید وگرنه تاپیک و میزنن قفل میکنن:face_with_tears_of_joy:

                                        _Mitra__ 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        2
                                        • Saudade 19S Saudade 19

                                          @mitra-ism-rahmani
                                          بله کلا دو تا معنی میده این رباعی
                                          که یکیش دیدگاه شما هست(که جسارتا من باهاش موافق نیستم:face_with_tears_of_joy:)
                                          یکیش هم اعتراضی هست نسبت به بلاتکلیفی و برنامگی جهان، اینکه یه مشت کوزه معلوم نیست چرا ساخته شدن و برای چی ساخته شدن و نهایتا به کجا خواهند رسید...و کسی هم نیست که جوابگو باشه
                                          خب دوستان لطفا در همین حد از توضیح راضی باشید وگرنه تاپیک و میزنن قفل میکنن:face_with_tears_of_joy:

                                          _Mitra__ آفلاین
                                          _Mitra__ آفلاین
                                          _Mitra_
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #37

                                          Saudade 19 چه جسارتی نظرات متفاوته دیگه :D
                                          میشه درصد خلوص خیام تاپیک را کمتر کنید ؟ البته اگه امکانش هست
                                          بیشتر بریم سراغ سعدی و حافظ و صائب و خاقانی و مولانا و.. که بیشترم تو کنکور میاد ؟

                                          میبینم آن شکفتن شادی را (:

                                          Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          0
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 3
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع