Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. دروس
  3. ادبیات و زبان فارسی
  4. مفاهیم ادبی به زبان ساده
دوره فیزیوپاتولوژی ⚕️📚
SinaFS
سلام و درود😁 این تاپیک همونطور که از عنوانش معلومه، درباره‌ی دوره‌ی فیزیوپاتولوژی دانشجوهای پزشکیه فیزیوپات بسته به دانشگاهی که هستین، به دو شکل ممکنه برگزار بشه یک حالت اینه که به صورت ترمی باشه. یا هم ممکنه که براتون به صورت کورسی برگزار بشه (ایشالا که این حالت باشه) تو حالت اول، دقیقا شرایط مثل علوم پایه‌س. برنامه کلاسی‌تون رو میگیرین و هر روز میرین سر کلاساتون و درس‌های مختلف رو باهم میگذرونین و در پایان ترم هم همه رو باهم امتحان میدین. این چیزیه که من تجربه کردم تو حالت دوم، یه نفر که کورسی بوده باید بیاد توضیح بده😂😂😅 ولی به طور کلی چیزی که من میدونم ازش اینه که شما درس‌ها رو به صورت کورس‌های جدا از هم میگذرونین. یعنی مثلا یک ماه کورس قلب دارین. و تو این یک ماه فقط قلب میخونین، فقط کلاس‌های مربوط بیماری‌های قلب رو شرکت میکنین و در انتهای ماه هم امتحان قلبتونو میدین تموم میشه میره. و ماه بعد باز کورس بعدی ازین که بگذریم، به هر روش و مدلی که فیزیوپاتتون برگزار بشه، اینو بدونین که شروع سفت درس خوندن دانشجوی پزشکی این دوره‌ست اگه تا الان رنک یک کلاس و علوم‌پایه بودین، یا اینکه همه‌ درساتونو رو مرز پاس کردین و تا تونستین پیچوندین، همه رو بریزید دور اینجا اون پایه‌ی دانش پزشکی شما قراره ساخته بشه و هرررر درسی که میخونین، کاملا تو بالین و بیمارستان کاربرد داره و استفاده میشه. ته ته تهش حتی اگه یه موضوعی خیلی نادر هم باشه، بازم استاد یجوری سرش گیرتون میندازه...اصلا هم مهم نیست مربوط به تخصصش هست یا نه😂😂...اصلا هم مهم نیست کجا و چند نفر دارن گیر افتادنتونو می‌بینن...پس برای حفظ آبروتون، و از اون مهم‌تر برای خودتون و بیمار هایی که قراره بیان زیر دست شما، این دوره رو خییییلی درس بخونین🙏🏻🙏🏻🙏🏻 اگه خوب نخونین چی میشه؟ خب استاژری فشار خواهد آمد و مجبور میشین تو تایم کمتر و فشرده‌تر بخونین. اگه حتی تو استاژری هم نخونین و سمبل کنین، احتمالا تو اینترنی به رحمت خدا می‌رین😂😂هنوز اینترن نشدم، ولی بهترین حدسم همینه😁 از اهمیت فیزیوپات هرچی بگم، کم گفتم...پس بحثشو همینجا می‌بندم دیگه اما در مورد درس‌ها، همه‌شون که خیلی مهم‌ان، ولی چندتا رو دوست دارم که یکم دربارشون صحبت کنم اولین درسی که میخوام بگم، (شرح حال و معاینه فیزیکی) هست. هرچند با پیشرفت ابزارهای تشخیصی و هوش مصنوعی، خیلی تشخیص‌ها راحت شده ولی از اونجایی که تو کشور ما هنوز پرونده‌ها کاغذیه، قویا پیشنهاد میکنم این درسو جدی بگیرین دستگاه‌های بیمارستان‌ها معمولا یا خرابه، یا خوب کار نمیکنه، یا یه چیزیش کجه🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️یا هم کسی که مسئول استفاده از اون دستگاه‌هاست درست باهاشون کار نمیکنه. اشتباه‌ها و سوتی‌ها تو پاراکلینیک و آزمایشگاه و پاتولوژی اصلا اصلا کم نیستن و همه اینا رو به شرطی میشه خنثی کرد که شمای پزشک بتونین یک شرح حال خوب و یک معاینه‌ی درست انجام بدین. من خودم به اندازه موهای سرم ECG دیدم که لیدها رو اشتباه بستن و در نتیجه تو برگه‌ی نوار موج‌های عجیب غریب تشکیل شده...حتی با چشمای خودم دیدم که اشتباه می‌بندن. سونوی بیمارستانمونو احدی قبول نداره، برا همین جراح‌هامون فقط با معاینه بیمار مشکوک به آپاندیسو میبرن اتاق عمل، در صورتی که اگه سونو درست باشه، سونوگرافیست بلد باشه، خییلی برای آپاندیس تشخیصیه. از اشتباه تو آزمایش خون و اشتباه تو گرفتن عکس‌های رادیوگرافی هم که چیزی نگم (حالا من هنوز استاژرم و خیییلی کم با این چیزا مواجه شدم، احتمالا اشتباه‌ها و سوتی‌های فوق پیشرفته‌تری هم هست که تو مراحل بعدی کشف میکنم🤦🏻‍♂️😂😅) خلاصه...شرح حال و معاینه اهمیتش بی‌نهایته درس بعدی که میخوام در موردش بگم، استدلال بالینیه برای ما نیم واحد بود...برای شما هم احتمالا همینه یا یکم کمتر یا بیشتر...خلاصه واحدش خیلی کمه اما برخلاف کم بودن واحدش، اهمیتش در مسیر پزشکی شما بسیار بسیار بالاست. اگه اهمیتش از شرح حال و معاینه بیشتر نباشه، مطمئنا کمتر نیست کل بحثش اینه که شما رفتی بالاسر بیمار، شرح حالتو گرفتی، معاینه کردی، عکس‌های سی‌تی و رادیوگرافی گرفتی، آزمایش‌هایی که میخواستی هم گرفتی، حالا با این همه اطلاعاتی که داری چجوری به تشخیص برسی. کدوم داده‌ها اضافی و بدردنخورن و کدوما اهمیت تشخیصی دارن. چه تشخیص افتراقی‌هایی میتونی داشته باشی و هر کدوم رو با چی رد کنی. همه و همه با استدلال بالینی امکان پذیره. مهارتیه که شما رو به سمت تشخیص و نهایتا درمان هدایت میکنه. درسته که تو کلاس‌های دیگه براتون توضیح میدن که فلان بیماری چیه، چطوری تظاهر میکنه، چطوری تشخیص داده میشه و چطوری میشه درمانش کرد، ولی وقتی میری بالاسر بیمار، اونجاست که می‌بینی به اون راحتی که تو کلاس میگفتن هم نیست برای همین، من پیشنهاد میکنم که همه‌تون المپیاد استدلال بالینی رو شرکت کنین و طوری درس بخونین که اونجا رتبه بیارین. المپیاد استدلال بالینی اصلا آسون نیست، سوالات متفاوتی داره و نحوه پاسخ‌ دهی کاملا متفاوتی نسبت به آزمون‌هایی که تا حالا داشتیم، داره. و فقط یک بار شرکت کردنش هم کافی نیست. شما دفعه‌های اول میرین آزمون که هیچی نشین😅 و نتیجه رو مثلا سال اول یا دوم اینترنی میگیرین، بعضیا حتی تو رزیدنتی... چندتا مزایا داره. مهم‌ترینش اینه که پزشک باسواد و خفنی میشین. مورد بعدیش اینه که منجر به نتایج خیلی خوب تو آزمون‌های پره و رزیدنتی میشه(دیگه وقتی واسه این آزمون سخت آماده میشین، اون دوتای دیگه براتون ایزیه😬😂) و مورد آخر هم اینکه اگه یکمی هم شانس آوردین رتبه شدین، خب مزایای اونو هم دارین...استریتی و بنیاد ملی نخبگان و استعدادهای درخشان و چی و چی و چی... و آخرین درسی که میخوام دربارش واسه‌تون صحبت کنم، درس‌های آمار و روش تحقیقه...اگه میخواین پایان‌نامه‌تونو خودتون بنویسین و به جایی پول ندین که براتون بنویسن، این دو درس خیلی به کارتون میاد و لازمه و همینا دیگه...فیزیوپاتتون هم که تموم میشه استاژر میشین. اگه درس افتاده داشته باشین، ورود به استاژری ممکن نیست (مگر با کلی بند و تبصره و تعهد و ...) نمره‌ی پاسی تو این دوره، برای درس‌های تخصصی ۱۲ هست، و برای بقیه‌ی درس‌ها ۱۰. یعنی عمومی‌ها، درس‌های پایه و شناور، همه پاسیشون ۱۰ هست. مشروطی هم ۱۲ هست (یکم مشروط شدن سخته اینجا😬😂) اولین کارآموزی بیمارستانتون رو هم اینجا خواهید رفت(اگه دانشگاهتون مثه ما نپیچونه🤦🏻‍♂️) : کاراموزی شرح حال @دانشجویان-پزشکی دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه اگه سوالی دارین، در خدمتتون هستم
دانشگاهی
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
چطور از ویدیو های رایگان استفاده کنیم
F
چجوری از ویدیو های رایگان استفاده کنیم؟ شنیدم اینجا ویدیو رایگان هستش
زیست شناسی
علوم پایه
آ
بچه ها من واقعا نسبت به ازمون علوم پایه گیج شدم اصلا هیچ ایده ای ندارم و نمیدونم چه منابعی باید بخونم ممنون میشم از تجربیاتتون بگین 🥲
سوال مشاوره ای
چرا از هوش مصنوعی استفاده نمیکنید
macrophage Of nahang 0M
سلام بچه ها خیلی میبنم گاها درگیر یسری سوالات هستید و ساعت ها منتظرید یکی جواب بده، چرا از هوش مصنوعی استفاده نمیکنید خیلی پیشرفت کرده و مثل قبل نیست میتونید هر سوالی داشته باشید بهش بدید یا حتی عکس سوال رو هم بهش بدید خیلی راحت جواب میده در کل خیلی ابهامات و مشکلاتتون رو رفع میکنه و واقعا عالیه. میتونید با chatgpt شروع کنید اپلیکیشنش رو از گوگل پلی دانلود کنید (نیاز ب ف.یل..تر شکن داره البته)، **اگر تجربه استفاده از هوش مصنوعی های دیگه دارید هم به اشتراک بذارید ماهم استفاده کنیم **
مشاوره تحصیلی
شمارشگر رسیدن به آرزوهامون
macrophage Of nahang 0M
سلام.... هر کدوم از ما اگر در مسیر درست استعدادمون باشیم بدون شک آرزو های داریم چون واسه اونا خلق شدیم... تاحالا نمی‌دونم چقدر واسه آرزو و هدفتون تلاش کردید،منم خیلی....نه ماه شده،و نمی‌دونم چقدر دیگه بهش میرسم شیش ماه یسال دو سال نمیدونم اما بهش میرسم،،،می‌خوام اینجا تعهد ایجاد کنیم نه اینک این الزامه شدن باشه بلکه وقتی سرد شدیم بگیم چقدر اومدیم پسر پس پاشو....،هرشب چقدر براش تلاش میکنی...میتونی درمورد ارزوت بگی یا مثل من نگی فقط وقتی رسیدی بگیش، میتونی به این صورت پست بذاری، اسمشو بگی روزشو و مجموع شمارش ساعتشو از اول تا الان ،شمارشگر از الان ؛
مشاوره تحصیلی
یک منبع برای ریاضی
دوپامیند
بچه ها اگه یه منبع فقط برای ریاضی کار کنیم درصد بالایی نمیگیرم تو کنکور؟ من ای کیو کار میکنم. رو همین یکی تمرکز کنم کمه؟ چون امروز شنیدم میگن یه منبع کافی نیست برا درصد بالا وقت ندارم آخه برا چند منبعی شدن😐💔 @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @دانش-آموزان-آلاء
سوال مشاوره ای
برنامه مطالعاتی
Mohammad MoziriM
Topic thumbnail image
سوال مشاوره ای
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
فیلیمو مدرسه
fatemeh_168F
سلام و درود کسی اشتراک فیلیمو مدرسه رو خریده و راضی بوده؟؟؟
سوال مشاوره ای
قضاتی یا شجاعی🐈‍⬛help
دوپامیند
بچه ها بنظرتون برای کنکور کدومش بهتره؟ فیزیک خیلی قوی نیستم و واقعا به تدریس خوب نیاز دارم که بفهممش شما با کدوم نتیجه گرفتید؟! @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @دانش-آموزان-آلاء
فیزیک
برنامه راه ابریشم الا
M
سلام دوستان ی سوال داشتم درباره برنامه راه ابریشم من ریاضی رو با اقای نباخته نگاه میکنم اما برنامه طبق تدریس آقای ثابتی هست گفتن ک خودتون بر اساس موضوع تطبیق بدین ولی مشکل اینجاست که ترتیبشون یکی نیست مثلا تدریس آقای ثابتی از تابع شروع میشه اما اقای نباخته از مجموعه و بعد چند مبحث به تابع میرسه واقعااااا گیج شدم نمیدونم چیکار کنم؟؟!!!
سوال مشاوره ای
جزوه
9
بچه ها من جزوه های هفتانه یازدهم و راه ابریشم رو دارم رشته ریاضی سیمی شدن طلقم دارن بیشترشون سفیدن قیمت خیلی کم میفروشم اگه خواستین بهم پیام بدین ۰۹۹۰۵۷۵۷۳۰۵
فیزیک
بچه ها کد تخفیف 30 درصد خیلی سبز پیدا کردم!!!😍😍
G
سلام خوبید بچه ها یه کد تخفیف خیلی سبز پیدا کردم اتفاقی که هم برای آزمون و هم برای کتابای خیلی سبز فعاله😍 کافیه با کد تخفیف زیر تو سایت خیلی سبز یا سایت خیلی سبز 360 خرید کنید!!! کد تخفیف : sdf20 به دوستانتون هم بدید
سوال مشاوره ای
تیزهوشان
زهره طاهریز
سلام من پارسال به دلایلی نتونستم تو ازمون ورودی تیزهوشان شرکت کنم الان میرم دهم رشتمم تجربیه و تو یه مدرسه دولتی درس میخونم وقتی فهمیدم تقریبا همه رتبه های برتر کنکور تو مدارس سمپاد درس خونده بودن خیلی پشیمون شدم که چرا شرکت نکردم و شانسمو امتحان نکردم حالا نمیدونم ازمون میان پایه تیزهوشان دهم به یازدهم برگزار میشه یانه و برای شرکت تو این ازمون باید چه کتابایی بخونم و سوال دیگه ای داشتم اینه که مدارس نمونه دولتی بهترهن یا تیزهوشان؟؟ دوستان لطفا اگه اطلاع یا تجربه ای از ازمون میان پایه ای دهم به یازدهم سمپاد دارین لطف کنین و منو راهنماییم کنین 🙏
سوال مشاوره ای
راه ابریشم2
A
سلام درمورد طرح گارانتی راه ابریشم سوال داشتم
سوال مشاوره ای
طبق معمول
آ
طبق معمول من فرجه ها رو خراب کردم یه هفته فرصت دارم 14 شهریور ویروس و فارما دارم 15 شهریور ژنتیک 17 شهریور پاتولوژی برنامه ام اینه که 4 روز ، روزی 50 صفحه ژنتیک بخونم یکشنبه تموم میشه 200 از 270 ویروس رو تا بکشنبه 80 درصدش رو تموم کنم درسنامه پروگنوز 10 از 14 و تستاش🥲 دوشنبه جبرانیه*برای ویروس * ترجیحا تست سه شنبه فارما رو شروع میکنم جمعه مرور ویروس و فارما تکلیف ویروس هم تا قبل از شروع امتحانا انجام بدم
سوال مشاوره ای
از دهم هیچی بلد نیستم..
N
سلام بچه ها من الان یازدهم ریاضیم نمونه دولتی میرم ولی دهم رو اصلا تست و تمرین نکردم الان هیچی بلد نیستم، یه ماه از تابستون مونده ولی مدرسه ی ما یازدهم رو شروع کرده و تو تابستون داریم میریم مدرسه. هیچ کدوم از دری های دهم رو بلد نیستم و هیچ سوالی ازشون نمیتونم حل کنم چیکار کنم؟ دوست دارم مهندسی قبول شم توی دانشگاه تهران. ولی چون دهم رو نخوندم احساس میکنم همه چیز تموم شده. یکی دقیق راهنماییم کنه که چیکار کنم✨️🥲
سوال مشاوره ای
تست از کجا بیارم؟
fatemeh_168F
دوستان یه منبع میخوام برای تست زدن میخوام تست های خیلی خوب و استاندارد باشه و اسون هم نباشه خلاصه که خودتونم راضی باشید ازش
سوال مشاوره ای

مفاهیم ادبی به زبان ساده

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده ادبیات و زبان فارسی
55 دیدگاه‌ها 5 کاربران 4.5k بازدیدها 7 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • Saudade 19S Saudade 19

    سلام
    اینجا قراره به تحلیل بیت های منتخب شاعران بپردازیم و اون معانی عمیق مدنظرشون رو به زبان ساده تر بررسی کنیم تا با مفاهیم ادبی بیشتر اخت بشیم و بهتر درکشون کنیم.
    حتما میدونید که بحث قرابت پیوندی ناگسستنی با زبان فارسی و آرایه های ادبی داره و با قوی تر شدن تو این بحث میتونیم تو زمینه های دیگه هم آمادگی بالایی داشته باشیم.بنابراین خیلی مهمه که درک ادبی رو جدی بگیریم.
    تاپیک قانون خاصی نداره فقط چیزی که با توجه به جو این جا بنظرم اومد بگم، اینه که وقتی فردی یه برداشت آزادی از شعر داره، این فقط یه برداشته و نه چیزی بیشتر...قرار نیست لزوما نظر شاعر رو تائید یا رد بکنه.بنابراین در صورتی که بیتی با دیدگاه های اعتقادی،اجتماعی،فرهنگی و... شما مطابقت کامل نداشت جبهه نگیرید. این تاپیک هدفی به جز افزایش فهم ادبی ما نداره.همین
    بریم برای شروع...

    Saudade 19S آفلاین
    Saudade 19S آفلاین
    Saudade 19
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Saudade 19 انجام شده
    #21

    دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
    یک موی نداست و بسی موی شکافت
    اندر دل من هزار خورشید بتافت
    آخر به کمال ذره ای راه نیافت

    عطار؛ مختارنامه

    بادیه: صحرا، بیابان
    شتافتن: دویدن
    یک موی: کنایه از ناچیزی
    شکافتن موی: کنایه از باریک بینی بسیار در کاری یا حل مسئله ای با دقت بسیار
    ذره: نماد حقارت و ناچیزی

    برداشت آزاد:
    این رباعی منسوب به خیلی ها از جمله ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر هم بود اما با تحقیقی که من کردم به این نتیجه رسیدم احتمالا عطار محتمل تر باشه برای سرودن این شعر.
    شاعر در بیت اول میگه که با این که تلاش بسیاری کردم در کسب معرفت و یافتن حقایق و اصطلاحا در این صحرای بیکران علم بسیار دویدم اما با این حال علم من نسبت به حقایقی که وجود داشت ناچیز بود و با این همه تلاش انگار ذره ای از تمام حقیقت نفهمیدم هرچند که با دقت بسیار این تلاش رو کردم و تمام سعی ام رو کردم که خطایی رخ نده در انجام این کار اما با این حال باز هم به جایی نرسیدم...
    بیت دوم هم همون مفهوم بیت اول رو داره منتهی با بیان متفاوت. میگه که هرچند در دل من هزار خورشید تابید و هزاران حقیقت رو بر من آشکار و روشن کرد اما نهایتا باز هم معرفتم در حد و اندازه ی یک ذره نشد...
    مفهوم کلی این رباعی اینه که معرفتی که انسان کسب میکنه بسیار ناچیزه هرچند تلاش بسیار در این مر بکنه باز هم نتیجه تفاوتی نمیکنه.این نوع بینش به معنی تواضع تعارفی نیست بلکه حقیقته و انسان هیچ گاه در نظر شاعر حتی ذره ای از اقیانوس حقیقت رو درک نمیکنه و معرفتش بسیار ناچیزه و به صفر میل میکنه.
    این بیان به شکل های مختلف در آثار دیگر بزرگان هم دیده شده که خوندنش خالی از لطف نیست:
    سقراط: دانم که ندانم ... (I know that I know nothing)
    ابن سینا: تا بدانجا رسید دانش من ، که بدانم هنوز نادانم...
    خیام: هفتادو دو سال فکر کردم شب و روز... معلومم شد که هیچ معلوم نشد...

    AnselA Saudade 19S _Mitra__ 3 پاسخ آخرین پاسخ
    5
    • Saudade 19S Saudade 19

      دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
      یک موی نداست و بسی موی شکافت
      اندر دل من هزار خورشید بتافت
      آخر به کمال ذره ای راه نیافت

      عطار؛ مختارنامه

      بادیه: صحرا، بیابان
      شتافتن: دویدن
      یک موی: کنایه از ناچیزی
      شکافتن موی: کنایه از باریک بینی بسیار در کاری یا حل مسئله ای با دقت بسیار
      ذره: نماد حقارت و ناچیزی

      برداشت آزاد:
      این رباعی منسوب به خیلی ها از جمله ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر هم بود اما با تحقیقی که من کردم به این نتیجه رسیدم احتمالا عطار محتمل تر باشه برای سرودن این شعر.
      شاعر در بیت اول میگه که با این که تلاش بسیاری کردم در کسب معرفت و یافتن حقایق و اصطلاحا در این صحرای بیکران علم بسیار دویدم اما با این حال علم من نسبت به حقایقی که وجود داشت ناچیز بود و با این همه تلاش انگار ذره ای از تمام حقیقت نفهمیدم هرچند که با دقت بسیار این تلاش رو کردم و تمام سعی ام رو کردم که خطایی رخ نده در انجام این کار اما با این حال باز هم به جایی نرسیدم...
      بیت دوم هم همون مفهوم بیت اول رو داره منتهی با بیان متفاوت. میگه که هرچند در دل من هزار خورشید تابید و هزاران حقیقت رو بر من آشکار و روشن کرد اما نهایتا باز هم معرفتم در حد و اندازه ی یک ذره نشد...
      مفهوم کلی این رباعی اینه که معرفتی که انسان کسب میکنه بسیار ناچیزه هرچند تلاش بسیار در این مر بکنه باز هم نتیجه تفاوتی نمیکنه.این نوع بینش به معنی تواضع تعارفی نیست بلکه حقیقته و انسان هیچ گاه در نظر شاعر حتی ذره ای از اقیانوس حقیقت رو درک نمیکنه و معرفتش بسیار ناچیزه و به صفر میل میکنه.
      این بیان به شکل های مختلف در آثار دیگر بزرگان هم دیده شده که خوندنش خالی از لطف نیست:
      سقراط: دانم که ندانم ... (I know that I know nothing)
      ابن سینا: تا بدانجا رسید دانش من ، که بدانم هنوز نادانم...
      خیام: هفتادو دو سال فکر کردم شب و روز... معلومم شد که هیچ معلوم نشد...

      AnselA آفلاین
      AnselA آفلاین
      Ansel
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #22

      Saudade 19 یعنی این طور برداشت میشه ازش
      عقل نامحدود انسان ناتوان از درک خیلی چیز ها
      کمال عقل آن باشد در این راه که گوید نیستم از هیچ آگاه

      میشه گفت یه حالت پارادوکس مانند هم داره دیگه

      مَردُمان
      اهلِ عادت اند...

      Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
      2
      • AnselA Ansel

        Saudade 19 یعنی این طور برداشت میشه ازش
        عقل نامحدود انسان ناتوان از درک خیلی چیز ها
        کمال عقل آن باشد در این راه که گوید نیستم از هیچ آگاه

        میشه گفت یه حالت پارادوکس مانند هم داره دیگه

        Saudade 19S آفلاین
        Saudade 19S آفلاین
        Saudade 19
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #23

        @ftm-montazeri
        عقل محدود منظور دیگه؟

        AnselA 1 پاسخ آخرین پاسخ
        3
        • Saudade 19S Saudade 19

          @ftm-montazeri
          عقل محدود منظور دیگه؟

          AnselA آفلاین
          AnselA آفلاین
          Ansel
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Ansel انجام شده
          #24

          Saudade 19 اع اره😅
          عاقا منظورم عقل محدود امور نامحدود بود

          مَردُمان
          اهلِ عادت اند...

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          2
          • Saudade 19S Saudade 19

            دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
            یک موی نداست و بسی موی شکافت
            اندر دل من هزار خورشید بتافت
            آخر به کمال ذره ای راه نیافت

            عطار؛ مختارنامه

            بادیه: صحرا، بیابان
            شتافتن: دویدن
            یک موی: کنایه از ناچیزی
            شکافتن موی: کنایه از باریک بینی بسیار در کاری یا حل مسئله ای با دقت بسیار
            ذره: نماد حقارت و ناچیزی

            برداشت آزاد:
            این رباعی منسوب به خیلی ها از جمله ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر هم بود اما با تحقیقی که من کردم به این نتیجه رسیدم احتمالا عطار محتمل تر باشه برای سرودن این شعر.
            شاعر در بیت اول میگه که با این که تلاش بسیاری کردم در کسب معرفت و یافتن حقایق و اصطلاحا در این صحرای بیکران علم بسیار دویدم اما با این حال علم من نسبت به حقایقی که وجود داشت ناچیز بود و با این همه تلاش انگار ذره ای از تمام حقیقت نفهمیدم هرچند که با دقت بسیار این تلاش رو کردم و تمام سعی ام رو کردم که خطایی رخ نده در انجام این کار اما با این حال باز هم به جایی نرسیدم...
            بیت دوم هم همون مفهوم بیت اول رو داره منتهی با بیان متفاوت. میگه که هرچند در دل من هزار خورشید تابید و هزاران حقیقت رو بر من آشکار و روشن کرد اما نهایتا باز هم معرفتم در حد و اندازه ی یک ذره نشد...
            مفهوم کلی این رباعی اینه که معرفتی که انسان کسب میکنه بسیار ناچیزه هرچند تلاش بسیار در این مر بکنه باز هم نتیجه تفاوتی نمیکنه.این نوع بینش به معنی تواضع تعارفی نیست بلکه حقیقته و انسان هیچ گاه در نظر شاعر حتی ذره ای از اقیانوس حقیقت رو درک نمیکنه و معرفتش بسیار ناچیزه و به صفر میل میکنه.
            این بیان به شکل های مختلف در آثار دیگر بزرگان هم دیده شده که خوندنش خالی از لطف نیست:
            سقراط: دانم که ندانم ... (I know that I know nothing)
            ابن سینا: تا بدانجا رسید دانش من ، که بدانم هنوز نادانم...
            خیام: هفتادو دو سال فکر کردم شب و روز... معلومم شد که هیچ معلوم نشد...

            Saudade 19S آفلاین
            Saudade 19S آفلاین
            Saudade 19
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #25

            من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو
            هرکه و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو

            دوستان بنظرتون این بیت زیبا از غزلسرای مشهور، حسین منزوی، به چه مفهومی اشاره داره؟

            ریاضیا
            تجربیا
            دانش-آموزان-آلاء

            AnselA 1 پاسخ آخرین پاسخ
            5
            • Saudade 19S Saudade 19

              من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو
              هرکه و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو

              دوستان بنظرتون این بیت زیبا از غزلسرای مشهور، حسین منزوی، به چه مفهومی اشاره داره؟

              ریاضیا
              تجربیا
              دانش-آموزان-آلاء

              AnselA آفلاین
              AnselA آفلاین
              Ansel
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #26

              Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

              من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو
              هرکه و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو

              دوستان بنظرتون این بیت زیبا از غزلسرای مشهور، حسین منزوی، به چه مفهومی اشاره داره؟

              ریاضیا
              تجربیا
              دانش-آموزان-آلاء

              فکر میکنم برگرده به این موضوع که هر ذره عالم نشون دهنده خداست
              به هرچی که نگاه کنی خدا رو ببینی

              مَردُمان
              اهلِ عادت اند...

              Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
              4
              • AnselA Ansel

                Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو
                هرکه و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو

                دوستان بنظرتون این بیت زیبا از غزلسرای مشهور، حسین منزوی، به چه مفهومی اشاره داره؟

                ریاضیا
                تجربیا
                دانش-آموزان-آلاء

                فکر میکنم برگرده به این موضوع که هر ذره عالم نشون دهنده خداست
                به هرچی که نگاه کنی خدا رو ببینی

                Saudade 19S آفلاین
                Saudade 19S آفلاین
                Saudade 19
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #27

                @ftm-montazeri
                احسنتم
                اصطلاحا به این مفهوم میگن "وحدت وجود"

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                6
                • Saudade 19S Saudade 19

                  سلام
                  اینجا قراره به تحلیل بیت های منتخب شاعران بپردازیم و اون معانی عمیق مدنظرشون رو به زبان ساده تر بررسی کنیم تا با مفاهیم ادبی بیشتر اخت بشیم و بهتر درکشون کنیم.
                  حتما میدونید که بحث قرابت پیوندی ناگسستنی با زبان فارسی و آرایه های ادبی داره و با قوی تر شدن تو این بحث میتونیم تو زمینه های دیگه هم آمادگی بالایی داشته باشیم.بنابراین خیلی مهمه که درک ادبی رو جدی بگیریم.
                  تاپیک قانون خاصی نداره فقط چیزی که با توجه به جو این جا بنظرم اومد بگم، اینه که وقتی فردی یه برداشت آزادی از شعر داره، این فقط یه برداشته و نه چیزی بیشتر...قرار نیست لزوما نظر شاعر رو تائید یا رد بکنه.بنابراین در صورتی که بیتی با دیدگاه های اعتقادی،اجتماعی،فرهنگی و... شما مطابقت کامل نداشت جبهه نگیرید. این تاپیک هدفی به جز افزایش فهم ادبی ما نداره.همین
                  بریم برای شروع...

                  Saudade 19S آفلاین
                  Saudade 19S آفلاین
                  Saudade 19
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #28

                  من دهان باز نکردم که نَرَنجی از من
                  مثلِ زخمی که لبش باز به لبخند نشد...

                  فاضل نظری؛ مجموعه غزلِ "گریه های امپراطور"

                  برداشت آزاد:
                  زبان لازمه ی برقراری ارتباط بین آدم هاست.اما گاهی اوقات مفاهیمی وجود دارن که نمیشه با کلمات بیانشون کرد.نمیشه با واژه ها اون مفاهیم رو به یک نفر دیگه منتقل کرد.این مفاهیم به قدری عمیق هستن که کلمات قدرت تعریف اون هارو ندارن.مفاهیمی مثل "عشق"
                  پس چاره چیه؟
                  شمس تبریز یه راهکار برای این مشکل ارائه داده:
                  "چیزی که در سخن نمی‌گنجد فقط با سکــوت قابل فهم است"
                  بله، سکوت!
                  عشق از اون دسته مفاهیمی هست که منتقل کردنش با حرف میسر نیست بلکه راهش خاموشی هست. این خاموشی در شعر های مختلف شاعران بارها مورد بحث قرار گرفته.
                  برگردیم به شعر خودمون...شاعر میگه که دلیل این سکوت من در دوریِ تو ، این بود که از من آزرده نشی...چرا که من مثل زخمی بر بدن تو بودم که هرچه گشوده تر میشد تو رو بیشتر می رنجوند پس من ترجیح دادم که لبهامو بسته نگه دارم تا تو آزرده نشی...یک حسن تعلیل زیبا که علت "خاموشی معشوق" رو بیان کرده
                  پارادوکس جالبی هست این سکوت و عشق (: ... در عین حال که تقریبا همه شاعران سعی کردن در شعر خودشون از عشق حرف بزنن، نمیشه عشق رو با سخن گفتن بیان کرد... و همه ی این ها یکجورایی بیهوده گراییِ عامدانه هست...

                  کاشکی عشق را زبان سخن...
                  کاشکی عشق را زبان سخن...
                  کاشکی عشق را زبان سخن...
                  کاشکی...
                  کاشکی میسّر بود...
                  (حسین صفا؛ مجموعه غزلِ "منجنیق")

                  دوستان اگه شما هم نظری راجب این مفاهیم و اشعار دارین حتما با ما به اشتراک بگذارید.

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  4
                  • Saudade 19S Saudade 19

                    سلام
                    اینجا قراره به تحلیل بیت های منتخب شاعران بپردازیم و اون معانی عمیق مدنظرشون رو به زبان ساده تر بررسی کنیم تا با مفاهیم ادبی بیشتر اخت بشیم و بهتر درکشون کنیم.
                    حتما میدونید که بحث قرابت پیوندی ناگسستنی با زبان فارسی و آرایه های ادبی داره و با قوی تر شدن تو این بحث میتونیم تو زمینه های دیگه هم آمادگی بالایی داشته باشیم.بنابراین خیلی مهمه که درک ادبی رو جدی بگیریم.
                    تاپیک قانون خاصی نداره فقط چیزی که با توجه به جو این جا بنظرم اومد بگم، اینه که وقتی فردی یه برداشت آزادی از شعر داره، این فقط یه برداشته و نه چیزی بیشتر...قرار نیست لزوما نظر شاعر رو تائید یا رد بکنه.بنابراین در صورتی که بیتی با دیدگاه های اعتقادی،اجتماعی،فرهنگی و... شما مطابقت کامل نداشت جبهه نگیرید. این تاپیک هدفی به جز افزایش فهم ادبی ما نداره.همین
                    بریم برای شروع...

                    Saudade 19S آفلاین
                    Saudade 19S آفلاین
                    Saudade 19
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Saudade 19 انجام شده
                    #29

                    در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                    دیدم دو هزار کوزه گویای خموش
                    ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                    کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                    این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                    دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                    Saudade 19S _Mitra__ 2 پاسخ آخرین پاسخ
                    3
                    • Saudade 19S Saudade 19

                      در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                      دیدم دو هزار کوزه گویای خموش
                      ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                      کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                      این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                      دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                      Saudade 19S آفلاین
                      Saudade 19S آفلاین
                      Saudade 19
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Saudade 19 انجام شده
                      #30

                      Saudade 19
                      Ahmad_Shamlou-Dar_Kargah_Koozeh_Gari_-SO.mp3
                      دکلمه زیبا از احمد شاملو به همراه موسیقی دلنشین که واقعا حس عمیق و غمناک شعر رو منتقل میکنه

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      3
                      • Saudade 19S Saudade 19

                        با یک رباعی شاهکار از خیام استارتمون رو میزنیم:

                        این کوزه چُو من عاشقِ زاری بوده‌ست
                        در بندِ سرِ زلفِ نگاری بوده‌ست
                        این حلقه که بر گردنِ او میبینی
                        دستی است که بر گردنِ یاری بوده‌ست

                        خیام؛ رباعی شماره 15

                        برداشت آزاد:
                        حتما خیلیاتون بیت زیبای "آخِرُالامر گِلِ کوزه گران خواهی شد" رو شنیدید.این بیت از حافظ میگه که در زندگی به هرجایی برسی، هر کاری بکنی و هرکسی بشی، آخرش چیزی جز جسد از تو نمیمونه و میری زیر خاک و از خاکی که از جسد تو حاصل شده کوزه میسازن.در واقع کوزه نماد انسانی هست که سالها پیش زندگی کرده و جسمش الان در هیئت کوزه در اومده.
                        حال که منظور از کوزه رو فهمیدیم برگردیم به شعر خیام...بیت اول این گونه به ما تعریف میکنه که روزی خیام چشمش به کوزه ای میوفته و با خودش میگه این کوزه حتما از خاک بقایای یک انسان ساخته شده...انسانی عاشق و در عین حال بیچاره ... بیچاره ی پیچ و خم زلف معشوق و در بند و گرفتارِ او ... و تمام عمرش رو صرف این عشق کرد.با این همه، مثل بقیه آدما مرگ به سراغ این عاشق و معشوق اومد تا اون هارو از هم دیگه جدا کنه... و چه چیزی بدتر از جدایی برای یک عاشق؟
                        اما این عاشق و معشوق به دنبال یک عشق جاودانه بودند...به دنبال یک ابدیت پایدار... با این همه نمیتونستن از مرگ فرار کنن...
                        در بیت دوم خیام میگه که وقتی این دو مردند و دفن شدن زیر خاک و سالها بعد از خاک جسد اون ها کوزه ای ساخته شد، این کوزه به شکل دسته دار بود و دسته ی کوزه همان از خاک همان دست های معشوقی ساخته شد که بر گردن عاشق حلقه میزد(حسن تعلیل)... با این که دنیا بی وفایی خودش رو نشون داد اما این عاشق و معشوق هنوز در شکل کوزه این عشق رو به حالت نمادین حفظ کردن...
                        و همیشه در کنار هم هستن (: ...

                        2131333333d.jpg

                        23141s.jpg
                        بالاخره خیام هم شاعری بود که غم بی وفایی روزگار رو نمیتونست پنهون کنه و یا بیخیالش بشه...رو آورد به این تصویر سازی ها که مرهمی باشه بر زخمش تا کمی آروم بشه

                        دوستان شما هم اگه نکته ای به نظرتون میاد راجب این رباعی و مفاهیمش حتما با ما در میون بذارید.

                        _Mitra__ آفلاین
                        _Mitra__ آفلاین
                        _Mitra_
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #31

                        Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                        این حلقه که بر گردنِ او میبینی
                        دستی است که بر گردنِ یاری بوده‌ست

                        خیام؛ رباعی شماره 15
                        دوستان شما هم اگه نکته ای به نظرتون میاد راجب این رباعی و مفاهیمش حتما با ما در میون بذارید.

                        خیلی تاپیک عالی ای هست :smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_heart-eyes:
                        این بیت دومش یه نمونه تمثیل اینشکلی هم از صائب یادم مونده بود
                        باده نتواند برون بردن مرا از فکر یار
                        دست دائم چون سبو در زیر سر باشد مرا

                        میبینم آن شکفتن شادی را (:

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        1
                        • Saudade 19S Saudade 19

                          دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
                          یک موی نداست و بسی موی شکافت
                          اندر دل من هزار خورشید بتافت
                          آخر به کمال ذره ای راه نیافت

                          عطار؛ مختارنامه

                          بادیه: صحرا، بیابان
                          شتافتن: دویدن
                          یک موی: کنایه از ناچیزی
                          شکافتن موی: کنایه از باریک بینی بسیار در کاری یا حل مسئله ای با دقت بسیار
                          ذره: نماد حقارت و ناچیزی

                          برداشت آزاد:
                          این رباعی منسوب به خیلی ها از جمله ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر هم بود اما با تحقیقی که من کردم به این نتیجه رسیدم احتمالا عطار محتمل تر باشه برای سرودن این شعر.
                          شاعر در بیت اول میگه که با این که تلاش بسیاری کردم در کسب معرفت و یافتن حقایق و اصطلاحا در این صحرای بیکران علم بسیار دویدم اما با این حال علم من نسبت به حقایقی که وجود داشت ناچیز بود و با این همه تلاش انگار ذره ای از تمام حقیقت نفهمیدم هرچند که با دقت بسیار این تلاش رو کردم و تمام سعی ام رو کردم که خطایی رخ نده در انجام این کار اما با این حال باز هم به جایی نرسیدم...
                          بیت دوم هم همون مفهوم بیت اول رو داره منتهی با بیان متفاوت. میگه که هرچند در دل من هزار خورشید تابید و هزاران حقیقت رو بر من آشکار و روشن کرد اما نهایتا باز هم معرفتم در حد و اندازه ی یک ذره نشد...
                          مفهوم کلی این رباعی اینه که معرفتی که انسان کسب میکنه بسیار ناچیزه هرچند تلاش بسیار در این مر بکنه باز هم نتیجه تفاوتی نمیکنه.این نوع بینش به معنی تواضع تعارفی نیست بلکه حقیقته و انسان هیچ گاه در نظر شاعر حتی ذره ای از اقیانوس حقیقت رو درک نمیکنه و معرفتش بسیار ناچیزه و به صفر میل میکنه.
                          این بیان به شکل های مختلف در آثار دیگر بزرگان هم دیده شده که خوندنش خالی از لطف نیست:
                          سقراط: دانم که ندانم ... (I know that I know nothing)
                          ابن سینا: تا بدانجا رسید دانش من ، که بدانم هنوز نادانم...
                          خیام: هفتادو دو سال فکر کردم شب و روز... معلومم شد که هیچ معلوم نشد...

                          _Mitra__ آفلاین
                          _Mitra__ آفلاین
                          _Mitra_
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #32

                          Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                          دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
                          یک موی نداست و بسی موی شکافت
                          اندر دل من هزار خورشید بتافت
                          آخر به کمال ذره ای راه نیافت

                          ببخشید بر چه اساسی میگید که از عطار محتملتره ؟
                          چون من تو رباعیات ابوسعید ابوالخیر دیدمش و خب بیشتر هم به ابن سینا ربطش دادن :/

                          امضای عزیزمم این شعر بود قبلا <3

                          میبینم آن شکفتن شادی را (:

                          Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                          2
                          • Saudade 19S Saudade 19

                            در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                            دیدم دو هزار کوزه گویای خموش
                            ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                            کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                            این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                            دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                            _Mitra__ آفلاین
                            _Mitra__ آفلاین
                            _Mitra_
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #33

                            Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                            در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                            دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
                            ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                            کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                            این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                            دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                            عامل این شدید برم سراغ اشعار خیام برای اولین بار !

                            دیدگاه خودم اینه که : وارد کارگاه کوزه گری شدم که بعضی کوزه ها خاموش بعضی گویا بودن (یا اینکه حرف هایی در سینه داشتن ولی خاموش بودن البته من تو گنجور دیدم که نوشته بود <گویا و خموش> شما اینجا نوشتید <گویای خموش> ) که یدفعه یه کوزه فریاد زد اونیکی مارا ساخت و اونیکی که خرید و .. کجا هستن
                            این معنی و مفهوم که دنیا گذارا است و همه را نابود میکنه و آخرش فنا ست
                            یه جور دیگه که دیدم توی گنجور معنی کردن این بود که دنیا را همون کارگاه کوزه گری در نظر گرفتن و دو هزار کوزه را انسان ها و اون کوزه ای که فریاد برآورد را خود خیام و مفهومش حقیقت طلبی و به دنبال حق بودن بود
                            که در دنیا همه خاموش بودن در حالی که حرف و سخن بسیار بود بینشون خیام درباره کوزه گر که خداوند باشه پرسید و درباره وجود اون و اینکه کجاست پرسید
                            دیدگاه های دیگه هم بودن ولی این دوتا بنظرم معقول ترینش بودن

                            در قرابت با همون معنی و مفهوم اولی هم این از سنایی هست:
                            ای شنیده فسانه بسیاری
                            قصه ی کوزه گر شنو باری

                            کوزه گر سال و ماه در تک وپوی
                            تا کند خاک دیگران به سبوی

                            چون که خاکش نقاب روی کنند
                            دیگران خاک او سبوی کنند

                            میبینم آن شکفتن شادی را (:

                            Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                            2
                            • _Mitra__ _Mitra_

                              Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                              دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت
                              یک موی نداست و بسی موی شکافت
                              اندر دل من هزار خورشید بتافت
                              آخر به کمال ذره ای راه نیافت

                              ببخشید بر چه اساسی میگید که از عطار محتملتره ؟
                              چون من تو رباعیات ابوسعید ابوالخیر دیدمش و خب بیشتر هم به ابن سینا ربطش دادن :/

                              امضای عزیزمم این شعر بود قبلا <3

                              Saudade 19S آفلاین
                              Saudade 19S آفلاین
                              Saudade 19
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #34

                              @mitra-ism-rahmani
                              بر اساس نظر استاد شفیعی کدکنی در کتاب زبور پارسی...البته خودم کتاب و نخوندم ولی یکی از کاربران گنجور بخشی از کتاب رو کامنت کرده بود اونجا دیدمش

                              _Mitra__ 1 پاسخ آخرین پاسخ
                              2
                              • Saudade 19S Saudade 19

                                @mitra-ism-rahmani
                                بر اساس نظر استاد شفیعی کدکنی در کتاب زبور پارسی...البته خودم کتاب و نخوندم ولی یکی از کاربران گنجور بخشی از کتاب رو کامنت کرده بود اونجا دیدمش

                                _Mitra__ آفلاین
                                _Mitra__ آفلاین
                                _Mitra_
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #35

                                Saudade 19
                                wow!!!!!!!!
                                ممنونم خیلی برام جالب بود تشکر :rose: :rose: :rose: :rose:

                                میبینم آن شکفتن شادی را (:

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                1
                                • _Mitra__ _Mitra_

                                  Saudade 19 در مفاهیم ادبی به زبان ساده گفته است:

                                  در کارگه کوزه گری رفتم دوش
                                  دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
                                  ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
                                  کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟

                                  این رباعی جنجالی از خیام تا ساعاتی دیگر بررسی خواهد شد
                                  دوستان اگه نظری راجب مفاهیم این شعر عمیق دارن میتونن بیان کنن

                                  عامل این شدید برم سراغ اشعار خیام برای اولین بار !

                                  دیدگاه خودم اینه که : وارد کارگاه کوزه گری شدم که بعضی کوزه ها خاموش بعضی گویا بودن (یا اینکه حرف هایی در سینه داشتن ولی خاموش بودن البته من تو گنجور دیدم که نوشته بود <گویا و خموش> شما اینجا نوشتید <گویای خموش> ) که یدفعه یه کوزه فریاد زد اونیکی مارا ساخت و اونیکی که خرید و .. کجا هستن
                                  این معنی و مفهوم که دنیا گذارا است و همه را نابود میکنه و آخرش فنا ست
                                  یه جور دیگه که دیدم توی گنجور معنی کردن این بود که دنیا را همون کارگاه کوزه گری در نظر گرفتن و دو هزار کوزه را انسان ها و اون کوزه ای که فریاد برآورد را خود خیام و مفهومش حقیقت طلبی و به دنبال حق بودن بود
                                  که در دنیا همه خاموش بودن در حالی که حرف و سخن بسیار بود بینشون خیام درباره کوزه گر که خداوند باشه پرسید و درباره وجود اون و اینکه کجاست پرسید
                                  دیدگاه های دیگه هم بودن ولی این دوتا بنظرم معقول ترینش بودن

                                  در قرابت با همون معنی و مفهوم اولی هم این از سنایی هست:
                                  ای شنیده فسانه بسیاری
                                  قصه ی کوزه گر شنو باری

                                  کوزه گر سال و ماه در تک وپوی
                                  تا کند خاک دیگران به سبوی

                                  چون که خاکش نقاب روی کنند
                                  دیگران خاک او سبوی کنند

                                  Saudade 19S آفلاین
                                  Saudade 19S آفلاین
                                  Saudade 19
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Saudade 19 انجام شده
                                  #36

                                  @mitra-ism-rahmani
                                  بله کلا دو تا معنی میده این رباعی
                                  که یکیش دیدگاه شما هست(که جسارتا من باهاش موافق نیستم:face_with_tears_of_joy:)
                                  یکیش هم اعتراضی هست نسبت به بلاتکلیفی و برنامگی جهان، اینکه یه مشت کوزه معلوم نیست چرا ساخته شدن و برای چی ساخته شدن و نهایتا به کجا خواهند رسید...و کسی هم نیست که جوابگو باشه
                                  خب دوستان لطفا در همین حد از توضیح راضی باشید وگرنه تاپیک و میزنن قفل میکنن:face_with_tears_of_joy:

                                  _Mitra__ 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  2
                                  • Saudade 19S Saudade 19

                                    @mitra-ism-rahmani
                                    بله کلا دو تا معنی میده این رباعی
                                    که یکیش دیدگاه شما هست(که جسارتا من باهاش موافق نیستم:face_with_tears_of_joy:)
                                    یکیش هم اعتراضی هست نسبت به بلاتکلیفی و برنامگی جهان، اینکه یه مشت کوزه معلوم نیست چرا ساخته شدن و برای چی ساخته شدن و نهایتا به کجا خواهند رسید...و کسی هم نیست که جوابگو باشه
                                    خب دوستان لطفا در همین حد از توضیح راضی باشید وگرنه تاپیک و میزنن قفل میکنن:face_with_tears_of_joy:

                                    _Mitra__ آفلاین
                                    _Mitra__ آفلاین
                                    _Mitra_
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #37

                                    Saudade 19 چه جسارتی نظرات متفاوته دیگه :D
                                    میشه درصد خلوص خیام تاپیک را کمتر کنید ؟ البته اگه امکانش هست
                                    بیشتر بریم سراغ سعدی و حافظ و صائب و خاقانی و مولانا و.. که بیشترم تو کنکور میاد ؟

                                    میبینم آن شکفتن شادی را (:

                                    Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    0
                                    • _Mitra__ _Mitra_

                                      Saudade 19 چه جسارتی نظرات متفاوته دیگه :D
                                      میشه درصد خلوص خیام تاپیک را کمتر کنید ؟ البته اگه امکانش هست
                                      بیشتر بریم سراغ سعدی و حافظ و صائب و خاقانی و مولانا و.. که بیشترم تو کنکور میاد ؟

                                      Saudade 19S آفلاین
                                      Saudade 19S آفلاین
                                      Saudade 19
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #38

                                      @mitra-ism-rahmani
                                      آره خودمم این تو فکرم بود
                                      فعلا که کلا سه چهار تا شعر بیشتر نگفتیم...ولی اوایل سعی کردم چیزایی بگم که صرف نظر از به درد کنکور خوردن و نخوردن، یه کم جذاب(و البته جنجالی!) باشه فقط تا دوستان بیشتر مشتاق ادبیات بشن
                                      از این به بعد میریم تو فاز صوفی و سماع و عرفان اینا :grinning_face_with_sweat: من برم اون کلاه مخروطی و خرقه ام رو بیارم:grimacing_face:

                                      _Mitra__ 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      2
                                      • Saudade 19S Saudade 19

                                        @mitra-ism-rahmani
                                        آره خودمم این تو فکرم بود
                                        فعلا که کلا سه چهار تا شعر بیشتر نگفتیم...ولی اوایل سعی کردم چیزایی بگم که صرف نظر از به درد کنکور خوردن و نخوردن، یه کم جذاب(و البته جنجالی!) باشه فقط تا دوستان بیشتر مشتاق ادبیات بشن
                                        از این به بعد میریم تو فاز صوفی و سماع و عرفان اینا :grinning_face_with_sweat: من برم اون کلاه مخروطی و خرقه ام رو بیارم:grimacing_face:

                                        _Mitra__ آفلاین
                                        _Mitra__ آفلاین
                                        _Mitra_
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #39

                                        Saudade 19 کی ها میذارید شعر رو ؟ یه زمان مشخص بگید چون بچه ها اصولا برا انجمن زمانبندی میذارن که معتاد نشن :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:

                                        میبینم آن شکفتن شادی را (:

                                        Saudade 19S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        1
                                        • _Mitra__ _Mitra_

                                          Saudade 19 کی ها میذارید شعر رو ؟ یه زمان مشخص بگید چون بچه ها اصولا برا انجمن زمانبندی میذارن که معتاد نشن :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:

                                          Saudade 19S آفلاین
                                          Saudade 19S آفلاین
                                          Saudade 19
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #40

                                          @mitra-ism-rahmani
                                          از این به بعد بیشتر همین حوالی شب از ده به بعد اینا
                                          راستش تو فکر این بودم ول کنم تاپیک و
                                          ولی همین دو سه نفری هم که مشتاقانه دنبال میکنن انگیزه میده بهم که ادامه بدم
                                          ایشالا مفید واقع شه

                                          _Mitra__ 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          3
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 3
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع