آرایه
-
به وقت گل شدم از توبه شراب خجل
توبه شراب مگه استعاره نمیشه
چرا نمیشه؟ -
S Sakineh Arianpoor این موضوع را در حذف کرد
-
S Sakineh Arianpoor marked this topic as a question on
-
S Sakineh Arianpoor این موضوع را در بازیابی کرد
-
منم همین حدس رو میزدم
ولی یکی از رفیقام گفت میتونه منظورش توبه شاعر از شراب خوردن باشه که معنی هم میده اگر فکر کنی -
به وقت گل شدم از توبه شراب خجل
توبه شراب مگه استعاره نمیشه
چرا نمیشه؟Sakineh Arianpoor
بهم بگید که فکر میکنید استعاره از چی میشه؟ چون من خودم تاحالا بهش فکر نکردم.
خودم تا الآن تحت عنوان توبه کردن از شراب میدونستمش. شاید شما چیزی رو دیدید که من ندیدم. -
Sakineh Arianpoor
بهم بگید که فکر میکنید استعاره از چی میشه؟ چون من خودم تاحالا بهش فکر نکردم.
خودم تا الآن تحت عنوان توبه کردن از شراب میدونستمش. شاید شما چیزی رو دیدید که من ندیدم.این پست پاک شده! -
Sakineh Arianpoor
بهم بگید که فکر میکنید استعاره از چی میشه؟ چون من خودم تاحالا بهش فکر نکردم.
خودم تا الآن تحت عنوان توبه کردن از شراب میدونستمش. شاید شما چیزی رو دیدید که من ندیدم.@danial-hosseiny
شراب مثل انسانی که توبه میکنه من این برداشت میکنم
مثل آبروی فقر -
به وقت گل شدم از توبه شراب خجل
توبه شراب مگه استعاره نمیشه
چرا نمیشه؟Sakineh Arianpoor
به وقت گل شدم از توبهٔ شراب خجلکه کس مباد ز کردار ناصواب خجل
صلاح ما همه دام ره است و من زین بحث
نیم ز شاهد و ساقی به هیچ باب خجل
بود که یار نرنجد ز ما به خلق کریم
که از سؤال ملولیم و از جواب خجل
ز خون که رفت شب دوش از سراچهٔ چشم
شدیم در نظر رهروان خواب خجل
رواست نرگس مست ار فکند سر در پیش
که شد ز شیوهٔ آن چشم پر عتاب خجل
تویی که خوبتری ز آفتاب و شکر خدا
که نیستم ز تو در روی آفتاب خجل
حجاب ظلمت از آن بست آب خضر که گشت
ز شعر حافظ و آن طبع همچو آب خجل
...
همیشه اگه کل غزل یا کل بیت رو بخونید، به نظرم خیلی کمکتون میکنه.
توی بیت اول حافظ میگه
به هنگام بهار، از توبهای که از شراب خوردن کردم، خجالت کشیدم. امیدوارم که هیچکسی از کار نادرست خجالت نکشه. -
به وقت گل شدم از توبه شراب خجل
توبه شراب مگه استعاره نمیشه
چرا نمیشه؟Sakineh Arianpoor
این هم یه نظر توسط کاربری به نام «برگ بیبرگی» توی سایت گنجور داخل نظرات همین شعر حافظ هست. خیلی توضیحات بالاتری رو برای بیت دادن. اما خب دیگه با خوندنش فکر میکنم جای ایهامی باقی نمیمونه(توضیحاتشون خیلی فراتر از بیت و خواست ما و کنکوره):
«به وقت گل شدم از توبهٔ شراب خجل
که کس مباد ز کردار ناصواب خجل
حافظ در غزلهای پیشین در باره وزیدن نسیم شمال و باز شدن گل وجود معنوی انسان یا سالک عشق با ما سخن گفته بود و در این بیت میفرماید وقتی گل حقیقت وجود سالک باز شود او از اینکه در طول دوران سلوک معنوی در پاره ای اوقات دست رد بر شراب خرد ایزدی زده است خجل و پشیمان میشود . علت این شرمندگی را میتوان تصور نمود که انسان طالب و سالک مبتدی گهگاهی اسیر خود کاذبش شده و دل به چیزهای این جهانی میسپارد ولی پس از آنکه به بلوغ معنوی رسید و گل وجود او باز شد ، در خواهد یافت که در همان زمان حضرت معشوق جامی لبالب از شراب خود به او ارائه میکند ، اما انسان بدون توجه به این شراب الهی ، چشم بر چیزهای مادی این جهان دوخته و از این شراب غفلت میکند ، ولی اکنون که گل وجود حقیقی او شکفته است متوجه اشتباه فاحش خود شده و حسرت آن جام های زرین پر از شراب ناب را میخورد .در مصرع دوم حافظ آرزو میکند چنین خجلت و حسرتی که ثمره کردار ناصواب و غلط انسان در تشخیص است را هیچ انسانی تجربه نکند . در بعد مادی میتوان مثال زد که انسانی نیازمند ، چند سکه معمولی را به کیسه ای زر ناب ترجیح دهد که البته چنین انسانی هرگز این حماقت خود را نخواهد بخشید .» -
S Sakineh Arianpoor has marked this topic as solved on
-
Sakineh Arianpoor
این هم یه نظر توسط کاربری به نام «برگ بیبرگی» توی سایت گنجور داخل نظرات همین شعر حافظ هست. خیلی توضیحات بالاتری رو برای بیت دادن. اما خب دیگه با خوندنش فکر میکنم جای ایهامی باقی نمیمونه(توضیحاتشون خیلی فراتر از بیت و خواست ما و کنکوره):
«به وقت گل شدم از توبهٔ شراب خجل
که کس مباد ز کردار ناصواب خجل
حافظ در غزلهای پیشین در باره وزیدن نسیم شمال و باز شدن گل وجود معنوی انسان یا سالک عشق با ما سخن گفته بود و در این بیت میفرماید وقتی گل حقیقت وجود سالک باز شود او از اینکه در طول دوران سلوک معنوی در پاره ای اوقات دست رد بر شراب خرد ایزدی زده است خجل و پشیمان میشود . علت این شرمندگی را میتوان تصور نمود که انسان طالب و سالک مبتدی گهگاهی اسیر خود کاذبش شده و دل به چیزهای این جهانی میسپارد ولی پس از آنکه به بلوغ معنوی رسید و گل وجود او باز شد ، در خواهد یافت که در همان زمان حضرت معشوق جامی لبالب از شراب خود به او ارائه میکند ، اما انسان بدون توجه به این شراب الهی ، چشم بر چیزهای مادی این جهان دوخته و از این شراب غفلت میکند ، ولی اکنون که گل وجود حقیقی او شکفته است متوجه اشتباه فاحش خود شده و حسرت آن جام های زرین پر از شراب ناب را میخورد .در مصرع دوم حافظ آرزو میکند چنین خجلت و حسرتی که ثمره کردار ناصواب و غلط انسان در تشخیص است را هیچ انسانی تجربه نکند . در بعد مادی میتوان مثال زد که انسانی نیازمند ، چند سکه معمولی را به کیسه ای زر ناب ترجیح دهد که البته چنین انسانی هرگز این حماقت خود را نخواهد بخشید .»@danial-hosseiny
ممنون از کمکتون -
@danial-hosseiny
ممنون از کمکتونSakineh Arianpoor
خواهش میکنم♥ -
S S.daniyal hosseiny این تاپیک را در ارجاع داد
-
S S.daniyal hosseiny این تاپیک را در ارجاع داد



