طرد شدن، استرس و ناامیدی
-
راستش هیچ آدمی حتی نزدیک ترین آدم ها هم نمی تونن جای هم باشند
اما اگر خواستید این کار رو انجام بدید،
بیاید یک دفتر بردارید هرچی خواستید بنویسید هرچی
با خدا حرف بزنید و بنوسید حرفاتون روبعدش به خودتون و خدا هرچی که خواستید قول بدید.
اصلا تمام حال و شرایطت ون رو با خدا بگید. و تا مدت کنکور رتون پای قولت ن بمو نيدفقط و فقط فقط امیدت ن به خدا باشه
-
راستش من خودم کلاس نهم این طور شرایطی برام پیش اومد.
نشستم نوشتم.بعد ها یک جا های از دفتره کهخوندم رو حتی پاک کردم ولی خب خیلی بدردم خورد.
اون موقع آزمون نمونه داشتم و شرایط خیلی بدی روم بود.مقایسه که خیلی روم فشار آورده بود هیچ کس بهم امید نداشت دیگه تهش بودم خود مم به خدوم امید نداشتم
-
فقط سکوت می کردم و بقض
دیگه اوضعم خیلی بد بد هرچی به قولی عقده داشتم نوشتم و همشو به خدا گفتمراستش بخواید تهش تنها راهی که می مونه برامون همین خداست بهتر کس زندگیمون هست
-
فقط سکوت می کردم و بقض
دیگه اوضعم خیلی بد بد هرچی به قولی عقده داشتم نوشتم و همشو به خدا گفتمراستش بخواید تهش تنها راهی که می مونه برامون همین خداست بهتر کس زندگیمون هست
@jahad-128 بغض😂
املام خوب نیست -
سلام بچهها
لطفا تا آخرش بخونید من کسیو نداشتم که این موضوع رو باهاش درمیون بزارم لطفا شما کمکم کنید
من دوازدهم تجربی هستم
اواخر اسفند بود که با راهنمایی یکی از معلمام بصورت جدی برای کنکور استارت زدم و ۲۰ روز عالی درس خوندم ولی ۱۵ فروردین بود که شل شدم و دیگه از همه چی بریدم! دقیقتر اگه بخوام بگم دوشنبه بود، از کتابخونه اومدم و بعدش شروع کردم به گریه همه چیز از همون دوشنبه نحس شروع شد ... سهشنبه و چهارشنبه رفتم پیش معلمم و بهش گفتم باید باهاتون صحبت کنم ولی نشد. راستش نمیدونم! شاید نخواست باهام صحبت کنه 😕 قشنگ یادمه چند بار رفتم پیشش و چند بار ازش خواستم با هم صحبت کنیم بگذریم ... چهارشنبه از مدرسه که داشتم میومدم خونه حالم عجیب خراب بود از همه طرف طرد شده بودم و هِی میگفتم نه بریم خونه درست میشه و خودم تنهایی از پسش برمیام و شد پنجشنبه. پنجشنبه با یه حالت آشفته از خواب بیدار شدم. استرس، تپش قلب، بیقراری، ناامیدی شدید و اصلا دلم نمیخواست به زندگی ادامه بدم کلا خیلی خیلی آشفته بودم و نمیتونستم یه جا بشینم خانواده رو بیدار کردم و متوجه حالم شدن ولی هیچ واکنشی نشون ندادن و همهشون رفتن بیرون. خلاصه من دیدم نمیتونم ادامه بدم زنگ زدم به معلمم و کمی آروم شدم. از این قضیه حدود دو هفته میگذره بچهها! تصمیم گرفتم برم پیش روانشناس وقت هم گرفتم برای دوشنبه هفته آینده ولی خانواده گفتن کنسل کن و امروز عصر به شدت تحقیرم کردن در واقع هر چی از دهنشون دراومد گفتن و دعوام کردن. یه قسمتی از حرفاشون
داری فیلم بازی میکنی، اگه عرضه داشتی نمونه تیزهوشان قبول میشدی، چرا نمیخوای قبول کنی توی خونه بشینی خونه داری کنی، ما دیگه از تو صرفنظر کردیم روی خواهرت سرمایه گذاری میکنیم و تحقیرهای دیگه ای که اینجا جاش نیست. صبحها با یه حالت آشفته و استرس و تپش قلب بیدار میشم و میگم اَه بازم یه روز دیگه یا مثلا از الان استرس دارم که خدایا حالا فردا که از مدرسه بیام چهطوری خونه رو تحمل کنم و دیگه نهایت ناامیدی حالا ممکنه بگین برو بابا کتابو بزار جلوت بخون ولی بخدا نمیشه من از صبح کتاب شیمیم جلومه ولی اصلا تمرکز ندارم یه دفعه همه چی میاد جلوی چشمم و گریهم میگیره قرص ضد استرس هم مصرف میکنم. بچهها میدونم اگه این دوماه رو بخونم یه رتبه معقول میارم ولی این احساس اضطراب و آشفتگی رو چه کنم چه طوری باهاش کنار بیام؟دانش-آموزان-آلاء تجربیا ریاضیا انسانیا بچه-های-تجربی-راه-ابریشم بچه-های-ریاضی-کنکور-1401 بچه-های-تجربی-کنکور-1401 بچه-های-همخوانی
مریم جهانی تو زندگی من فقط نظر خودم مهمه همه عالم و ادمم دیگه میدونن😅😂😂مثلا میگ فلان لباس زشته من میپوشم تا چش طرف در بیاد درس و اینام همینطور
-
@jahad-128 مهم مقصوده😂
-
مریم جهانی تو زندگی من فقط نظر خودم مهمه همه عالم و ادمم دیگه میدونن😅😂😂مثلا میگ فلان لباس زشته من میپوشم تا چش طرف در بیاد درس و اینام همینطور
Marzieh Abouei و یه پسشنهاد عالی واسه خدا همشو بنویس یه دفتر مخصوص
-
معمولا آدمایی که خیلی عجول هستن با مخ میخورن تو زمین
مهم این نیست که من چقد راست میگم و حق با منه
مهم اینه مسیرمو بشناسم و بدونم راه درسته وگرنه زندگی رو کم کنی نیست...مواظب باشیم با کله نریم تو آسفالت!
دیدگاه مهمه.
استرس هم همه داریم زندکی هم سخته
هیشکی خوشش نمیاد ساعت6صبح پاشه روزای تکراری بگذرونه...مجبوررررریییم
همین.پس باید به خودمون بقبولونیم که مسیرمونو خودمون انتخاب کنیم -
Marzieh Abouei و یه پسشنهاد عالی واسه خدا همشو بنویس یه دفتر مخصوص
Marzieh Abouei
من حتی دیگه اون تیکه از دفتره شده انگیزم
وقتی می خونمش با خودم میگم نگاه کن چه حالی داشتی خدا کمکت کرد بیا پای قول هات بمونتازه چند تا صفحه بعد ازون نوشته ها اومدم حسابی با خدا حرف زدم و ذوق خوشحالم رو کردم که شد و تونستم🤭.
اما اون حرفا مونده و واون قول ها که نمی زاره نا امید بشم
چون خدا هست -
سلام بچهها
لطفا تا آخرش بخونید من کسیو نداشتم که این موضوع رو باهاش درمیون بزارم لطفا شما کمکم کنید
من دوازدهم تجربی هستم
اواخر اسفند بود که با راهنمایی یکی از معلمام بصورت جدی برای کنکور استارت زدم و ۲۰ روز عالی درس خوندم ولی ۱۵ فروردین بود که شل شدم و دیگه از همه چی بریدم! دقیقتر اگه بخوام بگم دوشنبه بود، از کتابخونه اومدم و بعدش شروع کردم به گریه همه چیز از همون دوشنبه نحس شروع شد ... سهشنبه و چهارشنبه رفتم پیش معلمم و بهش گفتم باید باهاتون صحبت کنم ولی نشد. راستش نمیدونم! شاید نخواست باهام صحبت کنه 😕 قشنگ یادمه چند بار رفتم پیشش و چند بار ازش خواستم با هم صحبت کنیم بگذریم ... چهارشنبه از مدرسه که داشتم میومدم خونه حالم عجیب خراب بود از همه طرف طرد شده بودم و هِی میگفتم نه بریم خونه درست میشه و خودم تنهایی از پسش برمیام و شد پنجشنبه. پنجشنبه با یه حالت آشفته از خواب بیدار شدم. استرس، تپش قلب، بیقراری، ناامیدی شدید و اصلا دلم نمیخواست به زندگی ادامه بدم کلا خیلی خیلی آشفته بودم و نمیتونستم یه جا بشینم خانواده رو بیدار کردم و متوجه حالم شدن ولی هیچ واکنشی نشون ندادن و همهشون رفتن بیرون. خلاصه من دیدم نمیتونم ادامه بدم زنگ زدم به معلمم و کمی آروم شدم. از این قضیه حدود دو هفته میگذره بچهها! تصمیم گرفتم برم پیش روانشناس وقت هم گرفتم برای دوشنبه هفته آینده ولی خانواده گفتن کنسل کن و امروز عصر به شدت تحقیرم کردن در واقع هر چی از دهنشون دراومد گفتن و دعوام کردن. یه قسمتی از حرفاشون
داری فیلم بازی میکنی، اگه عرضه داشتی نمونه تیزهوشان قبول میشدی، چرا نمیخوای قبول کنی توی خونه بشینی خونه داری کنی، ما دیگه از تو صرفنظر کردیم روی خواهرت سرمایه گذاری میکنیم و تحقیرهای دیگه ای که اینجا جاش نیست. صبحها با یه حالت آشفته و استرس و تپش قلب بیدار میشم و میگم اَه بازم یه روز دیگه یا مثلا از الان استرس دارم که خدایا حالا فردا که از مدرسه بیام چهطوری خونه رو تحمل کنم و دیگه نهایت ناامیدی حالا ممکنه بگین برو بابا کتابو بزار جلوت بخون ولی بخدا نمیشه من از صبح کتاب شیمیم جلومه ولی اصلا تمرکز ندارم یه دفعه همه چی میاد جلوی چشمم و گریهم میگیره قرص ضد استرس هم مصرف میکنم. بچهها میدونم اگه این دوماه رو بخونم یه رتبه معقول میارم ولی این احساس اضطراب و آشفتگی رو چه کنم چه طوری باهاش کنار بیام؟دانش-آموزان-آلاء تجربیا ریاضیا انسانیا بچه-های-تجربی-راه-ابریشم بچه-های-ریاضی-کنکور-1401 بچه-های-تجربی-کنکور-1401 بچه-های-همخوانی
مریم جهانی سلام
یکبار بشین و همه ناراحتی ها ترس ها و غصه ها و استرس هاتو بنویس لازم شد باهاشون اشک بریز و هرچی هست را بگو نذار چیزی بمونه
بعد همرو بسپار به خدا ، همه زخم ها ناراحتی ها دل شکستگی ها و..
بعد که آروم شدی و همرو گفتی و چیزی نموند برو سر درست
این چند وقته از کسا و چیز هایی که حس خوبی بهشون نداری نزدیک نشو
وقتتو با کتابات بگذرون که بیصبرانه منتظرت هستن💫
موفق باشی ✨ -
تو هنو دوازدهمی نترس ادامه بده ..... هنو خیلی راه داری ...بلند شو وی لحظه توذهنت رو تصور کن ک جواب کنکور اومده و تو رتبت خیلی خوب شده
این عادی ک همه سرکوفت خانواده هامون رو بجون میخریم واسه رسیدن ب ارزوهامون -
سلام بچهها
لطفا تا آخرش بخونید من کسیو نداشتم که این موضوع رو باهاش درمیون بزارم لطفا شما کمکم کنید
من دوازدهم تجربی هستم
اواخر اسفند بود که با راهنمایی یکی از معلمام بصورت جدی برای کنکور استارت زدم و ۲۰ روز عالی درس خوندم ولی ۱۵ فروردین بود که شل شدم و دیگه از همه چی بریدم! دقیقتر اگه بخوام بگم دوشنبه بود، از کتابخونه اومدم و بعدش شروع کردم به گریه همه چیز از همون دوشنبه نحس شروع شد ... سهشنبه و چهارشنبه رفتم پیش معلمم و بهش گفتم باید باهاتون صحبت کنم ولی نشد. راستش نمیدونم! شاید نخواست باهام صحبت کنه 😕 قشنگ یادمه چند بار رفتم پیشش و چند بار ازش خواستم با هم صحبت کنیم بگذریم ... چهارشنبه از مدرسه که داشتم میومدم خونه حالم عجیب خراب بود از همه طرف طرد شده بودم و هِی میگفتم نه بریم خونه درست میشه و خودم تنهایی از پسش برمیام و شد پنجشنبه. پنجشنبه با یه حالت آشفته از خواب بیدار شدم. استرس، تپش قلب، بیقراری، ناامیدی شدید و اصلا دلم نمیخواست به زندگی ادامه بدم کلا خیلی خیلی آشفته بودم و نمیتونستم یه جا بشینم خانواده رو بیدار کردم و متوجه حالم شدن ولی هیچ واکنشی نشون ندادن و همهشون رفتن بیرون. خلاصه من دیدم نمیتونم ادامه بدم زنگ زدم به معلمم و کمی آروم شدم. از این قضیه حدود دو هفته میگذره بچهها! تصمیم گرفتم برم پیش روانشناس وقت هم گرفتم برای دوشنبه هفته آینده ولی خانواده گفتن کنسل کن و امروز عصر به شدت تحقیرم کردن در واقع هر چی از دهنشون دراومد گفتن و دعوام کردن. یه قسمتی از حرفاشون
داری فیلم بازی میکنی، اگه عرضه داشتی نمونه تیزهوشان قبول میشدی، چرا نمیخوای قبول کنی توی خونه بشینی خونه داری کنی، ما دیگه از تو صرفنظر کردیم روی خواهرت سرمایه گذاری میکنیم و تحقیرهای دیگه ای که اینجا جاش نیست. صبحها با یه حالت آشفته و استرس و تپش قلب بیدار میشم و میگم اَه بازم یه روز دیگه یا مثلا از الان استرس دارم که خدایا حالا فردا که از مدرسه بیام چهطوری خونه رو تحمل کنم و دیگه نهایت ناامیدی حالا ممکنه بگین برو بابا کتابو بزار جلوت بخون ولی بخدا نمیشه من از صبح کتاب شیمیم جلومه ولی اصلا تمرکز ندارم یه دفعه همه چی میاد جلوی چشمم و گریهم میگیره قرص ضد استرس هم مصرف میکنم. بچهها میدونم اگه این دوماه رو بخونم یه رتبه معقول میارم ولی این احساس اضطراب و آشفتگی رو چه کنم چه طوری باهاش کنار بیام؟دانش-آموزان-آلاء تجربیا ریاضیا انسانیا بچه-های-تجربی-راه-ابریشم بچه-های-ریاضی-کنکور-1401 بچه-های-تجربی-کنکور-1401 بچه-های-همخوانی
مریم جهانی
سلام من شرایط تورو درک می کنم چون خودم تجربه کردم ولی یه چیزی بهت میگم خوب یادت بمونه تا وقتی چشمت به بیرون از خودت باشه اوضاع همینه که بدتر هم میشه نه تنها کنکور که توی بقیه انتخابا و مشکلات زندگی. آره تلخه معلم دوست خانواده عزیزترینا تنهات بذارن خیلی هم سخته دلت میشکنه ولی آدمای خیلی زیادی هستن که هزاران شرایط بدتر از تورو داشتن ولی با توکل به خدا و تلاش خودشون زندگیشونو تغییر دادن اگه کسی باشه بهت روحیه بده یا کمکت کنه خوبه ولی دستتو بذار روی زانوت خودتو کمک کن همه چیز روی حساب و کتابه خوب درس بخونی خوب نتیجه می گیری مهم اینه قوی باشی و تسلیم نشی تو بدهکار هیچ کسی نیستی اگرم موفقیتی بدست بیاری مال خودته پدر و مادر تو رو به دنیا آوردن اما تو بدهکار اونا نیستی نمیگم توهین کنی این حرفا بین خودمون بمونه ولی اگر کمکت نمی کنن نباید نمک روی زخمت بپاشن تلاش کن و برای حال خوب خودت و مستقل شدنت موفق شو و وقتی موفق شدی دیگه هیچکی نمیتونه از بالا به پایین بهت نگاه کنه برای آرزوهات بجنگ این ناراحتیا فراموش میشه و روزای خوبتم میان به شرطی که هیچوقت تسلیم نشی اگه صد بار خوردی زمین دوباره بلند شو و بجنگ محکمتر پراراده تر قوی تر☺🌻 -
سلام وقت شما بخیر
یه چی بگم بهت؟
میدونی چندتا کنکوری وضعیت تورو دارن؟ من که خیلیااا رو میشناسم...
به قول یک دوستی میگفتن همیشه و همیشه بدترین اتفاق ها تو سال کنکور ادما میفتن مثلا اگر تمااام زندگیت سالم سالم بودی سال کنکورت یه بلایی سر این سلامتی میاد اگر...
یعنی سالیه که بلای آسمانی توش نازل میشه من واقعا میفهمم چی میگفت🙂
واقعااااا میفهمم
واقعا خیلی خییییلیییی سخته
من همیشه بدترین اتفاقات که قطعا حکمتی توشون بوده برام تو سالهای مهم افتاده مثلا سال نهم که انتخاب رشته داشتم من هنوز خودم تعجب میکنم چطوری نیفتادم😂
یا مثلا همیشه همیییشههه موقع امتحانات ترم این چندسال یه چیزی باید میشد و...
ولی خب میدونی وقتی میری سر جلسه با خودت میگه عهه این سواله عههه اون سواله عههه من نمیتونم هیچکدوم رو حل کنم سوال یادم میاد ولی نمیتونم
اینکه ازت همه انتظار داشته باشن خیلی سخته
و ادم باید اون انتظارهایی که ادماش درک نمیکنن اون فرد رو درست انجام بده ؛ حالا این انتظارها ریشه های زیادی دارن
همیشه و همیشههه این عوامل مانع پیشرفت خیلی زیادن
نمیشه کاریشون کرد فرارهم همیشه بدترین راه بوده و هست ؛ هیچوقت منتظر نباش انگیزه بیاد منتظر نباش یه نیروی عجیب الخلقه بیاد عجی مجی کنه شماهم یهو متحول بشی همیشهههه بدون استثنا باید خودما یه حرکتی بزنیم تا اون نیروی عجیب و فوق العاده خودش در درون ما به وجود بیاد
بعد جالب اینجاست هرچی در طول زندگی ادم بیشتر پیشرفت میکنه هی انتظارا بیشتر و بیشتر و بیشتر میشن🙂
ولی هیچکس اینجا برای شروع از نو شما نمیتونه کاری کنی این شمایی که باید تصمیم بگیری میخوای شروع کنی یا نه بعدش میتونین کمک بگیرین از افراد مختلف که درمسیر کنارتون باشن
بعد یک مسئله دیگه
بیایم به یه دیدگاه دیگه نگاه کنیم
اینکه این وضعیت به وجود اومده واسه پیشرفت شما واسه رشد شما واسه تکامل شما
پس این یعنی شما باید خودتونو به خودتون ثابت کنید که چقدر میتونید تو شرایط های سخت دووم بیارید
و تا کجا میتونید جلو برید
پس چیشد
۱-خیلیا وضعیت حتی سخت تراز شماروهم دارن پس نگران نباشید شما قطعا تنهای نیستید
۲-تنها کسی که میتونه به شما کمک کنه هرچی ما اینجا حرف بزنیم خودتون هستین
۳-به این موقعیت برای پیشرفت خودتون استفاده کنید
این شمایی که الان تصمیم میگیری شروع کنی و محکم بری جلو
یا بشینی و بقیه رو نگاه کنی بعد با همین وضعیت هم بری سر کنکور بعد هم دوباره همین اش و همین کاسه -
این پست پاک شده!
-
این پست پاک شده!






