هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
شبا همش به میخونه میرم من
سراغ می و پیمونه میرم من
تو این میخونه ها خستهی دردم
به دنبال دل خودم میگردم -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۴ آخرین ویرایش توسط CpR انجام شده
من یه شب خونه خودمون نباشم زیر پتوی خودم
اصن خابم نمیبره بخدا
بعد فک کن قراره چن شب خونه خودمون نباشم. -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@ABR_DJ ممنون ت خوبی
-
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دلم گمشده پیداش میکنم من
اگه عاشقته وای به حالش
رسواش میکنم من
وای به حالش رسواش میکنم من -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@موروفین نه خوبم نه بد
چخبر؟ -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@ABR_DJ هچ سلامتی
-
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یه روز خیمه زدی تو سرنوشتم
منم از عاشقی واست نوشتم
گمون کردی هنوز پر سر و شورم
هنوز عاشقم و خیلی صبورم -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@موروفین انشاالله که همیشه حال دلت خوب باشه و تندرست و موفق باشی
-
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@ABR_DJ میخای حرف بزنیم؟!
-
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@ABR_DJ مرسی و همچنین
-
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تو که قدر وفامو ندونستی
میشد یه رنگ بمونی نتونستی
گمون نکن تو دستات یه اسیرم
دیگه قلبمو از تو پس میگیرم -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@موروفین نمیدونم
-
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۵۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
عشقم رو با تو دیگه قسمت نمیکنم من
به اون دل سیاهت عادت نمیکنم من
تو آب چشمه شستم عشق قدیمیام رو
گرفتم از تو بردم قلب صمیمیام رو -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۵۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
آخ قربون برم خدا رو خدای عاشقا رو
رفتی و برد از این دل درد گذشته ها رو -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دیر اومدی خیلی دیره
جایی دیگه دل اسیره
حرفایی قشنگت اصلا
توی گوش دل نمیره -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دیدمت نگاهت عاشقانه بود
از گذشته ها برام نشانه بود
شعر غمگین سلام تو برام
قصهی کهنهی یک ترانه بود -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۵۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
سلامت و شنیدم نگاه عشقو دیدم
اما دلم نلرزید انگار تو رو ندیدم -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۳:۳۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
راهی پی چیست اینچنین سرگردان؟
بی آرام و قرار، پرسانپرسان
تا آن سوی کهکشان سفر کرد ولی
در خود سفری نکرد باری انسان... -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۳:۳۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بی هیچ نشاط و شور و غوغا از نو
امروز به سر رسید و فردا از نو
بی تو منم و تسلسلی بیهوده
روز از نو و روزمرّگیها از نو... -
نوشتهشده در ۲۸ مرداد ۱۴۰۲، ۴:۴۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@تومیوکا-گیو
ای وای مرسی
دیگه از ما گذشته