هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@موروفین انشاالله که همیشه حال دلت خوب باشه و تندرست و موفق باشی
-
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@ABR_DJ میخای حرف بزنیم؟!
-
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@ABR_DJ مرسی و همچنین
-
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تو که قدر وفامو ندونستی
میشد یه رنگ بمونی نتونستی
گمون نکن تو دستات یه اسیرم
دیگه قلبمو از تو پس میگیرم -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@موروفین نمیدونم
-
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۵۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
عشقم رو با تو دیگه قسمت نمیکنم من
به اون دل سیاهت عادت نمیکنم من
تو آب چشمه شستم عشق قدیمیام رو
گرفتم از تو بردم قلب صمیمیام رو -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۵۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
آخ قربون برم خدا رو خدای عاشقا رو
رفتی و برد از این دل درد گذشته ها رو -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دیر اومدی خیلی دیره
جایی دیگه دل اسیره
حرفایی قشنگت اصلا
توی گوش دل نمیره -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دیدمت نگاهت عاشقانه بود
از گذشته ها برام نشانه بود
شعر غمگین سلام تو برام
قصهی کهنهی یک ترانه بود -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۵۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
سلامت و شنیدم نگاه عشقو دیدم
اما دلم نلرزید انگار تو رو ندیدم -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۳:۳۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
راهی پی چیست اینچنین سرگردان؟
بی آرام و قرار، پرسانپرسان
تا آن سوی کهکشان سفر کرد ولی
در خود سفری نکرد باری انسان... -
نوشتهشده در ۲۷ مرداد ۱۴۰۲، ۲۳:۳۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بی هیچ نشاط و شور و غوغا از نو
امروز به سر رسید و فردا از نو
بی تو منم و تسلسلی بیهوده
روز از نو و روزمرّگیها از نو... -
نوشتهشده در ۲۸ مرداد ۱۴۰۲، ۴:۴۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@تومیوکا-گیو
ای وای مرسی
دیگه از ما گذشته -
نوشتهشده در ۲۸ مرداد ۱۴۰۲، ۴:۴۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هیچ حسی ندارم نسبت به پزشکی خنثی شدم
-
نوشتهشده در ۲۸ مرداد ۱۴۰۲، ۴:۴۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
Rahman Aa در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
هیچ حسی ندارم نسبت به پزشکی خنثی شدم
کاملا درکت میکنم کاملاااااا
وقتی رتبمو دیدم هیچ حس خوشحالی نداشتم کاملن خنثی بودم
اماوقتی نتایج نهایی اومد میدونی بااینکه هیچوقت رفسنجان تو برنامم نبود و نمیخواستمش اما با تموم وجود پر از امید شدم
حست طبیعیه
و بدون زندگی همینه
خودتو میکشی که برسی به مقصد و وقتی میرسی هییییچ چیزی توش نیست
پس از مسیر لذت ببر و درست زندگی کن -
نوشتهشده در ۲۸ مرداد ۱۴۰۲، ۴:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بچها دانشگاه راه دور خیلی سخته
الان داغین نمیفهمین
ولی تامیتونین نزدیک خونه هاتون بزنین -
Rahman Aa در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
هیچ حسی ندارم نسبت به پزشکی خنثی شدم
کاملا درکت میکنم کاملاااااا
وقتی رتبمو دیدم هیچ حس خوشحالی نداشتم کاملن خنثی بودم
اماوقتی نتایج نهایی اومد میدونی بااینکه هیچوقت رفسنجان تو برنامم نبود و نمیخواستمش اما با تموم وجود پر از امید شدم
حست طبیعیه
و بدون زندگی همینه
خودتو میکشی که برسی به مقصد و وقتی میرسی هییییچ چیزی توش نیست
پس از مسیر لذت ببر و درست زندگی کنGaladriel
ببخشید یدقه میتونم بیام پی؟ -
Galadriel
ببخشید یدقه میتونم بیام پی؟نوشتهشده در ۲۸ مرداد ۱۴۰۲، ۴:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Dex
بفرما پیوی خودتونه -
Galadriel
ببخشید یدقه میتونم بیام پی؟نوشتهشده در ۲۸ مرداد ۱۴۰۲، ۴:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Dex ببین اگه اینو بدون میگفتی خب دقیق تایم میگرفتم سر یک دقیقه میرفتم