هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
Sachli
خب تو بازم نسبت به خیلیا برد داری. ما زنده نیستیم. زندگی میکنیم.
قدر بدوننوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۱:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده@danial-hosseiny دارم نمیدونم؟
-
نوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۰۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
_ Reza _ در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
این روزا خستگیمونو میاریم اینجا و خالی میشیم ...
شرمنده اگه وایب بد میدیم️
پس من کلا باید جمع کنم برم
-
Sachli
زندگی دایره در دایره سرگردانیست
چشم بر هم بزنی،مرحلهی پایانیستبگذارید که خاموش بمانم در خویش
لب اگر وا بکنم دردِدلم طولانیستمثل یک کاخِ قدیمی پُرم از خاطرهها
ترسم از زخمزبانهای پس از ویرانیستدل به آرامش ِ مصنوعی دریا بستید
دل ِ دریا متشنّج،دل من طوفانیستسرو ِ آزادهی این جنگل وهمآلودم
تیشه خوردهست تنم،مرگ و سقوطم آنیستکینه و بخل و بدی از صفت آدمهاست
عشق هم از هیجانات ِ خوش ِ انسانیستحرف ِ ناگفته اگر درک شود گنجینهست
شعر ِ من نیز پُر از آنچه خودت میدانیست -
نوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
Sachli
اونش دیگه با خودته. ما نیستیم نظر بدیم -
Sachli
اونش دیگه با خودته. ما نیستیم نظر بدیمنوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۱۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@danial-hosseiny حله
-
نوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
Sachli در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
اگه یه شعر بودی چی میشدی؟
@همهامشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
کاهش جان تو من دارم و من میدانم
که تو از دوری خورشید چهها میبینی
"شهریار"
-
Sachli
آشنا هستم، با سرنوشت تر آب، عادت سبز درخت.
روح من در جهت تازه ی اشیا جاری است.
روح من کم سال است.
روح من،گاهی، از شوق سرفه اش می گیرد.
روح من بی کار است
قطره های باران را، درز آجر ها را، می شمارد.
روح من، گاهی، مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد.
من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن.
من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین.
رایگان می بخشد ناروَن شاخه ی خود را به کلاغ.
هر کجا برگی هست، شور من می شکفد.
بوته ی خشخاشی شست و شو داده مرا در سَیَلانِ بودن.
مثل بال حشره، وزن سحر را می دانم.
مثل یک گلدان، می دهم گوش به موسیقی روییدن.
مثل زنبیل پر از میوه،تب تند رسیدن دارم.
مثل یک میکده، در مرز کسالت هستم.
مثل یک ساختمان لب دریا، نگرانم به کشش های بلند ابدی.
سهراب سپهری -
نوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
Sachli در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
اگه یه شعر بودی چی میشدی؟
@همهبه گردم حلقه می بندند یاران و نمی دانند
که من چون شمع هرشب بر زوال «خویش» میگریمفاضل نظری
-
نوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۳۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
نیاز دارمتودلی بشه تودلی یکی دوسال پیش
-
نوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۳۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
Sachli در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
اگه یه شعر بودی چی میشدی؟
@همهدرد دل با کس نگفتم درد دل گفتن نداشت
خنده بر لب میزدم هرچند که خندیدن نداشت
️
-
نوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۴۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
Sachli در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
نیاز دارمتودلی بشه تودلی یکی دوسال پیش
چرا ؟
اگ دوست داری بگو رقیه🥲 -
نوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۵۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
عجبب
-
نوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
واقعا درک اینا برام سخته
-
نوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده!
-
نوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دیگه نوری نیست تو این شبام ستاره نی برام
خستم از این آدما از رقص پا رو باورام -
نوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده!
-
نوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
که هر کدوم یه طور یه جا غصه ساخت برام
که هر کدوم یه طور یه جا یه غصه ساخت برام -
نوشتهشده در ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، ۲۲:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
علی یاسینی اهنگ جدید داده