هرچی تودلته بریز بیرون۶
-
Maaah خواهرم برای امتحانا گوشی شو میذاشت تو کیفش و کیفش هم دم در سالن(دور از چشم بقیه)
فکر کنم مشکل از منه:/Akito منم ترمیم معدل که میکردم، تو یه دبیرستان بود
بچهها گوشیهاشونو میزاشتن تو حیاط میرفتن امتحان میدادن، من جای اونا استرس داشتم -
officer k
توی فرم انتخاب رشته که فقط نیم سال اول زدم
یعنی بازم ممکنه بهمنی بشم؟:/ -
Akito منم ترمیم معدل که میکردم، تو یه دبیرستان بود
بچهها گوشیهاشونو میزاشتن تو حیاط میرفتن امتحان میدادن، من جای اونا استرس داشتمMaaah توی حوزه ما، بچها گوشیشونو تو باغچه خاک میکردن
-
officer k خب پس سلام بر ترم های فشرده
-
نوشتهشده در ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ۱۹:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@jahad-20
شما عرصه ایی؟ -
دانشجویان درس خون دانشجویان پزشکینوشتهشده در ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ۱۹:۴۵ آخرین ویرایش توسط هویججج انجام شده
از صبح گردن و دستم درد میکنه
-
نوشتهشده در ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ۱۹:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
تا الان مقاومت کردم ولییییی یه مسکن با کافیین خوردم
-
تودلیییییی
-
پیرزنی شدم برا خودم
-
نوشتهشده در ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ۱۹:۴۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ari_14 به نظرم اینکه ترم های پیش هم بیمارستان میرفتیم هم سر کلاس میرفتیم و هم باید امتحانا رو هندل میکردیم سخت تر بود
گاهاََ یادمه هفت صبح از خونه میرفتک هفت شب هشت شب برمیگشتم:(
اما الانم سختی خودشو داره فعلا که هنوز دو هفته است میرم -
JuDi
خانوم ناطم کم پیدایین -
نوشتهشده در ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ۱۹:۵۳ آخرین ویرایش توسط نقطه انجام شده
قاصد روزان ابری، داروگ!
کی میرسد باران؟!امشب اون یک ربعی که توی کافه داروگ منتظر فنر زدن کتابهای کیمیا بودم هم خودش خیلی حسوحال خوبی بود...منتها این حسوحال قراره کمتر و کمتر بشه...
واقعا یکی از آرزوهام اینکه به مدت فقط سهماه هم که شده بتونم اونجا باشم و کار کنم...:) -
نوشتهشده در ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ۱۹:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
۲۳:۲۳
السلام علیک یا صاحب الزمان -
نوشتهشده در ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، ۱۹:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هنوزم لیلی با من است رو دوست دارم
-
سکوت عجیبی بر تو دلی حاکمه