Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. دروس
  3. زبان انگلیسی
  4. یه کلمه ، هزار جمله
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
اشنایی با مهندسی صنایع
دانشجو شریفد
پاسخ: آشنایی با مهندسی صنایع
مشاوره تحصیلی
Routine Time 💫📒
Michael VeyM
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
فیزیک عمومی ۲ شایدم فیزیک یازدهم
RoverR
Topic thumbnail image
دانشگاهی
داشته هامون 😍✨
در حال بارگذاری...د
سلام شبتون بخیر چطورین رفقا؟! میخام یه چالش بزارم، نمیدونم قبلا همچین تاپیکی بوده یا نه ولی خب من ایجاد کردم دیگه..!😁 رفقا بیاین یه متن بنویسیم و هر جملش با این کلمه شروع بشه: "چقده خوبه که.." و داشته هامونو بگیم و خدامونو واسه اینکه تو زندگیمون داریمشون شکر کنیم..!✨❤ مثلا متن خودم: چقد خوبه که میتونم واسه هدفام تلاش کنم... چقد خوبه که وسط ناامیدی زیاد، بازم امید دارم... چقد خوبه که عضو انجمن آلا هستم و کلی رفیق دارم... چقد خوبه که انسانیت درونمو حس میکنم.. چقد خوبه که پیتزا و شیرکاکائو با تی تاپ درمون دردامه... چقد خوبه که قیمه اختراع شده... چقد خوبه که میتونم برم بیرون و خونوادم و رفیقامو بغل کنم... چقد خوبه که سالمم... چقد خوبه که خونوادم کنارمن... چقد خوبه که میتونم خودمو کارامو انجام بدم... چقد خوبه که داداشم هوامو دارم... چقد خوبه که ... چقد خوبه که بدنیا اومدم...! :)))) خدا برای همه ی "چقد خوبه ها که" شکرت..! بیاین یبار هم که شده بجای نداشته هامون، داشته هامونو بگیم..! پ.ن: تاپیک رو زدم بخش مشاوره ای، چون فکر میکنم واسه روحیه مون خیلی خوب باشه..! @دانش-آموزان-آلاء @راه-ابریشم-پرو-زیست @تجربی @دوازدهم @ریاضی-فیزیک @انسانیا @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @راه-ابریشم-پرو-شیمی @راه-ابریشم-پرو-ریاضیات-ریاضی @راه-ابریشم-پرو-فیزیک-کازرانیان @راه-ابریشم-پرو-ریاضی-تجربی
سوال مشاوره ای
دور سوم چالش ۲۱ روزه سحرخیزی آلایی‌ها 🤓🌞
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
کنکور فرهنگیان
im_mjgnI
زمان کنکور فرهنگیان تعویق خورده؟ @تجربیا @انسانیا
سوال مشاوره ای
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
زبان آلمانی
idiotequeI
درود میخواستم برای گرفتن مدرک B2 آلمانی آزمون بدم و انگلیسی مسلطم ولی با آلمانی کاملاً ناشناخته هستم کسی هست اینجا آلمانی بلد باشه و یا خونده باشه؟ میشه بهم کمک کنید فایل کتابی چیزی دارید؟ چون الان به کتاب های میشن هم دسترسی ندارم
سوال مشاوره ای
کمک کنید که موندم تو توراکس!
Michael VeyM
Topic thumbnail image
دانشگاهی
لطفا در مورد برنامه درسی راهنماییم کنید
im_mjgnI
Topic thumbnail image
سوال مشاوره ای
نکات و جمع بندی‌ 🦋زیست شناسی 🦋
wanderingW
🧩این تاپیک جهت یکجا بودن نکات مهم و جدول‌های جمع بندی درس زیست شناسی🧬 زده شده 🪄آزاد برای مشارکت عموم🪄 لطفا اسپم ندید تا نکات یکپارچه باشه.🙏
زیست شناسی
گلوکز
HakoH
اکسایش گلوکز برگشت پذیره؟ میشه واکنش و بگین @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
ماجرای خاکستر به عنوان پاک‌کننده
HakoH
ما گفتیم توی خاکستر فلزاتی داریم که با آب خاصیت بازی ایجاد میکنن پس اون موقع چربی حالت اسیدی داره که هم رو حل میکنن یا چی؟ @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
اشتباه پاسخنامه یا اشتباه عسل؟
HakoH
Topic thumbnail image
شیمی
یه سوال ساده!
HakoH
سلام سلام تفاوت‌ اسید چرب و استر بلند زنجیر چیه 😭😭 همش قاطی میکنمشون @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
واکنش فلز با اسید
HakoH
چرا فلزات در واکنش با اسید از کمترین ظرفیت خودشون استفاده میکنن؟ @دانش-آموزان-آلاء @ریاضیا @تجربیا
شیمی
رنگ اهک
HakoH
های وقتی به دریاچه ها اسید اهک اضافه می‌کنن آهک صورتیه یا کرمی ؟تو هر کتاب یه رنگه @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی

یه کلمه ، هزار جمله

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده زبان انگلیسی
16 دیدگاه‌ها 2 کاربران 2.7k بازدیدها 4 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • SinaFS SinaF

    @هویججج
    1000074307.jpg
    🔵deprive (v)
    یعنی محروم کردن
    🔵خانواده
    deprivation (noun)
    deprived (adj)
    depriving (هم میتونه صفت باشه، هم میتونه فعل باشه، بستگی داره کجا بیاد)
    🔵جمله
    It is very damaging to deprive a child of affection
    محروم کردن کودک از محبت بسیار آسیب‌زا است

    SallyS آفلاین
    SallyS آفلاین
    Sally
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #4

    @MSina
    They deprived him to see his daughter

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    6
    • SallyS آفلاین
      SallyS آفلاین
      Sally
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sally انجام شده
      #5

      1000027650.jpg
      Release : رها کردن ( noun , verb )
      It release Histamin into the blood

      1 پاسخ آخرین پاسخ
      6
      • SallyS آفلاین
        SallyS آفلاین
        Sally
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sally انجام شده
        #6

        1000027657.jpg

        واژه‌ی اصلی: humidify

        معنی: مرطوب کردن، رطوبت دادن
        نوع کلمه: فعل (verb)

        هم‌خانواده‌ها:

        واژه نوع کلمه معنی

        humid صفت (adjective) مرطوب، نمناک
        humidity اسم (noun) رطوبت، میزان نم
        humidifier اسم (noun) دستگاه بخور / دستگاه رطوبت‌ساز
        humidified صفت (adjective) مرطوب‌شده
        humidifying اسم/صفت (noun/adj) مرطوب‌سازی / در حال مرطوب‌سازی

        مثال‌ها:

        🌧️ The weather is very humid today.
        امروز هوا خیلی مرطوبه.

        💦 Humidity levels are high in summer.
        میزان رطوبت در تابستون بالاست.

        🌀 We use a humidifier in winter to avoid dry skin.
        زمستون‌ها برای جلوگیری از خشکی پوست از دستگاه بخور استفاده می‌کنیم.

        🌿 The room was humidified for the plants.
        اتاق برای گیاه‌ها مرطوب شده بود.

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        5
        • SallyS آفلاین
          SallyS آفلاین
          Sally
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #7

          1000027837.jpg
          معنی obvious: آشکار، واضح ، بدیهی

          خانواده‌ی واژه‌ی "obvious"

          نوع کلمه شکل واژه معنی

          صفت (Adjective) obvious واضح، روشن، بدیهی

          قید (Adverb) obviously به‌طور واضح، مشخصاً

          اسم (Noun) obviousness وضوح، آشکاری

          جمله : obviously you can not do the project in 4 days

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          4
          • SallyS آفلاین
            SallyS آفلاین
            Sally
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sally انجام شده
            #8

            1000027840.jpg
            Encourage : تشویق کردن ، دلگرم کردن

            هم خانواده‌ی واژه‌ی encourage

            فعل (Verb) encourage تشویق کردن
            اسم (Noun) encouragement تشویق
            صفت (Adjective) encouraging دلگرم‌کننده

            قید (Adverb) encouragingly به طور دلگرم‌کننده

            💡 نکته‌ی باحال:

            کلمه‌ی encourage از دو بخش ساخته شده:

            en-: یعنی وارد کردن یا ایجاد کردن

            courage: یعنی شجاعت
            پس "encourage" یعنی: «ایجاد شجاعت در کسی» 🦁❤️

            جمله : my parents always encourage me to follow my dreams

            1 پاسخ آخرین پاسخ
            3
            • SallyS آفلاین
              SallyS آفلاین
              Sally
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sally انجام شده
              #9

              1000027841.jpg
              Frustrating : دلسرد کننده, کلافه کننده

              هم خوانواده های Frustrating

              فعل (Verb) frustrate ناامید کردن، کلافه کردن، بی‌اثر کردن

              اسم (Noun) frustration ناامیدی، عصبانیت، ناکامی

              صفت (Adjective) frustrating اعصاب‌خردکن، ناامیدکننده

              صفت (Adjective) frustrated کلافه، ناامید (کسی که این احساسو داره)

              جمله اول :
              The long delays at the airport were incredibly frustrating for the passengers

              جمله دوم :
              It is very frustrating when the wifi stop working

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              3
              • SallyS آفلاین
                SallyS آفلاین
                Sally
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #10

                1000027843.jpg
                Keen : مشتاق ، علاقه مند

                صفت (Adjective) keen مشتاق، تیز، شدید

                قید (Adverb) keenly با اشتیاق / به‌طور دقیق / با شدت

                اسم (Noun) keenness اشتیاق، تیزی، دقت، علاقه زیاد

                جمله اول : His keenness for science impressed
                the teacher.

                جمله دوم : I am keen to learn English

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                2
                • SallyS آفلاین
                  SallyS آفلاین
                  Sally
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #11

                  1000027874.jpg
                  Provide : تامیین کردن ، تهیه کردن ، فراهم کردن
                  جمله اول :

                  She must provide 100 sweets by the end of the day.

                  جمله دوم :
                  The school provide free lunch for all students

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  2
                  • SallyS آفلاین
                    SallyS آفلاین
                    Sally
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sally انجام شده
                    #12

                    1000027876.jpg
                    Define : مشخص کردن ، تعیین کردن ، تعریف کردن ، معلوم کردن ، محدود کردن

                    خانواده کلمه define

                    define فعل (verb) تعریف کردن، مشخص

                    definition اسم (noun) تعریف، معنای دقیق

                    definable صفت (adjective) قابل تعریف

                    جمله اول :Please define the term clearly

                    The definition of happiness varies for جمله دوم : everyone.

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    2
                    • SallyS آفلاین
                      SallyS آفلاین
                      Sally
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #13

                      1000027877.jpg
                      Be aware of : یعنی آگاه بودن از چیزی، یعنی چشم و گوش باز داشته باشی، بفهمی چه خبره دور و برت.

                      خانواده :

                      aware صفت (adj) آگاه، مطلع

                      awareness اسم (noun) آگاهی، اطلاع

                      unaware صفت (adj) ناآگاه

                      جمله اول :You should be aware of the deadlines

                      جمله دوم :Many people are unaware of the new rules.

                      جمله سوم : Are you aware of the problem

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      2
                      • SallyS آفلاین
                        SallyS آفلاین
                        Sally
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #14

                        1000028072.jpg
                        Pour : ریختن ( معمولا ریختن مایع از ظرفی به ظرف دیگه )

                        جمله اول : Can you pour me a glass of water, ؟؟please

                        جمله دوم : She poured the milk into the bowl

                        جمله سوم : He poured his heart out in the letter.
                        توی اون نامه دلشو حسابی خالی کرد.
                        (یعنی احساساتشو بی‌پرده گفت)

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        1
                        • SallyS آفلاین
                          SallyS آفلاین
                          Sally
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sally انجام شده
                          #15

                          1000028074.jpg
                          Sweep : جارو کردن
                          Example : She swept before the guests arrived

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          1
                          • SallyS آفلاین
                            SallyS آفلاین
                            Sally
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sally انجام شده
                            #16

                            1000028075.jpg
                            fold
                            تا کردن، تا خوردن
                            جمع کردن (لباس، دست، بازو...)
                            بسته شدن (مثل در یا دست‌ها)

                            هم خوانواده های fold :

                            فعل (Verb) fold تا کردن / خم شدن / جمع کردن

                            اسم (Noun) fold تا، چین، خم

                            صفت (Adjective) folded تا شده، جمع‌شده

                            اسم مرکب folder پوشه (چیزی برای نگه‌داری کاغذهای تا شده)

                            فعل مرکب unfold باز کردن، گشوده شدن (داستان، نقشه...)

                            صفت foldable تا شدنی، قابل‌تا شدن

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            1
                            پاسخ
                            • پاسخ به عنوان موضوع
                            وارد شوید تا پست بفرستید
                            • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                            • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                            • بیشترین رای ها


                            • درون آمدن

                            • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                            • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                            • اولین پست
                              آخرین پست
                            0
                            • دسته‌بندی‌ها
                            • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                            • جدیدترین پست ها
                            • برچسب‌ها
                            • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                            • دوره‌های آلاء
                            • گروه‌ها
                            • راهنمای آلاخونه
                              • معرفی آلاخونه
                              • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                              • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                              • استفاده از ابزارهای ادیتور
                              • معرفی گروه‌ها
                              • لینک‌های دسترسی سریع