هرچی تودلته بریز بیرون7
-
رستمی رستمی رستمی
-
شبا دارم خواب نیمفاصله می بینم
دارم دیوانه میشم
مرسی -
مطلقا حوصله توضیح دادن دلیلش رو به همه ندارم (حتی اگه بپرسن، که تا الان پرسیدن، باز برا کسی اهمیت نداره)
ای کاش حداقل بعضیا با یه "به من چه اصلا" رد بشن برنAnzw 18 چقدر من با این مورد چالش داشتم ۲۰ حقیقت دو سه سال پیشمم گفتم چون لری حرف نمیزنم این اتفاق ها برام میفتاد خیلی اذیت میشدم...( بلد بودم اما حرف نمیزدم زیاد استفاده ای نداشتم ازش ) دیگه دیدم نمیشد اینطور ارتباط گرفت با کسی مجبور کردم خودمو که حرف بزنم الان حدود یکسال میشه حرف میزنم خیلی همه چی بهتر شد با این اتفاق 😂 پیشنهاد میکنم در حد محاوره عادی بلد باشی نیاز میشه..
-
وای درسته امروز قلمچی داشتم و اصلاااا از این بابت خوشحال نبودم ولی موقع برگشت چنان روحیهی مثبتی به سمتم فرستاده شد که کل روز رو میتونم بدون تصور اینکه امروز جمعهست (غم همیشگی غروب جمعه و...) خوشحال بمونم. شاید به نظر ساده و پیش پا افتاده بیاد ولی وسط مسیر وقتی دیدم مردم دارن دوچرخهسواری میکنن، با خانواده و دوستاشون برای کوهنوردی سمت ارتفاعات میرن، ماشین رو کنار جاده پارک کردن و کل شهر رو از بالاترین نقطه میبینن، یا حتی تنهایی توی این هوای ابری قدم میزنن، انگار که خودم به زندگی برگشتم، انگار اون چیزی که سالها فراموش کرده بودم دوباره بهم یادآوری شده: اینکه باید زندگی کنم و نه فقط زنده باشم. درسته به خاطر شرایط فعلیم از این لذت ها باید دست بکشم ولی توضیحش حتی برای خودم هم دشواره که چرا با تماشای خوشی های مردم احساس میکنم من جای اونا قرار دارم. ناخودآگاه با دیدن لبخند روی لبشون، چشمام برق میزنه. همیشه این قدرت انسان در پیدا کردن راهی برای پذیرش زندگی و موافق شدن با تلاطم دریای سختیها برای من جالب بوده و هست.
اینکه بعضی ها به این زندگی دنیوی ارزش میدن با اینکه به فانی بودن اون آگاهی دارن، درست مثل بازیگری میمونه که انتخاب میکنه در صحنه چنان درخشان اجرا کنه تا در ذهنها ماندگار بمونه و تبدیل به نمادی از فرهنگ اون جامعهی به خصوص بشه، حتی با وجود اینکه میدونه این فقط یک نمایشه!
خدایا شکرت بابت امروز :))) -
مطلقا حوصله توضیح دادن دلیلش رو به همه ندارم (حتی اگه بپرسن، که تا الان پرسیدن، باز برا کسی اهمیت نداره)
ای کاش حداقل بعضیا با یه "به من چه اصلا" رد بشن برنAnzw 18 چقدر من با این مورد چالش داشتم ۲۰ حقیقت دو سه سال پیشمم گفتم چون لری حرف نمیزنم این اتفاق ها برام میفتاد خیلی اذیت میشدم...( بلد بودم اما حرف نمیزدم زیاد استفاده ای نداشتم ازش ) دیگه دیدم نمیشد اینطور ارتباط گرفت با کسی مجبور کردم خودمو که حرف بزنم الان حدود یکسال میشه حرف میزنم خیلی همه چی بهتر شد با این اتفاق 😂 پیشنهاد میکنم در حد محاوره عادی بلد باشی نیاز میشه..
-
غـم شربتـی ز خـون دلـم نوش کرد و گفت:
«این شادی کسی که در این دور خُرم است» -
سلام خوبین؟
-
چقدر انجمن سوت و کور شدههه
-
پاشین بیاین اینجاااا چیکار میکنین؟
-
این روزا سرم خیلی شلوغه از طرفی دارم برای زیست و شیمی برنامه رو پیش می برن
از طرف دیگه باید ریاضی عمومی ۲ رو بخونم ترم قبل تجربه شد که این درسو فیزیک رو برای روزای آخر نزارم چون واقعا نمیشه خوند
از طرفی هم زبان و باشگاه و روتین پوستی و یوگا و ...
دیگه وقت نمی کنم کتاب غیر درسی بخونم این کارم فعلا میره تو حالت استراحت
یه کار دیگه هم هست که می خوام انجام قدم ولی وقت نمی کنم
می خوام طراحی کنم و بیشتر تمرین کنم این بهم انرژی می ده و حالم رو خوب می کنه
گذاشته بودم برای اخر هفته که اونم قرار شد با دوستم برم بیرون


