Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. بحث آزاد
  3. غیر درسی
  4. هفته های خوشحالی
هرچی تودلته بریز بیرون7
M.anM
به نام خداوند بخشنده مهربان سلام ...اینجا از هرچی اذیتتون میکنه بگید وبزارین تخلیه شین...از موانع درس خوندنتون بگید تاباهم براش راه حل پیداکنیم....برعکس از خوشحالی هاتون هم بگید...از چیز هایی بگید که باعث شده باعلاقه وقتتون رو صرف مطالعه کنید...موفق باشید وامیدوارم تاروز کنکور کلی اتفاقای خوب براتون بیفته که شمارو به سمت پیروزی ببره... رعایت قوانین تاپیک برای همه الزامی می باشد بحث سیاسی، اعتقادی و تنش زا ممنوع پرسیدن سوال درسی و مشاوره ای ممنوع پرهیز از توهین و بی احترامی و استفاده از الفاظ نامناسب پرهیز از قرار دادن متن ، آهنگ و... با محتوای نامناسب مواظب شوخی هاتون باشید هر شوخی مناسب محیط انجمن نیست همه ی گویش ها و زبان ها برای همه ما آلایی ها با ارزش هستند پس برای احترام به هم فقط فارسی صحبت کنید سبز باشید و سربلند
غیر درسی
هفته های خوشحالی
M.anM
Topic thumbnail image
غیر درسی
موسیقی کده🎵
MmdasnM
از نظر من موسیقیای خوب و آروم میتونن خیلی رو تمرکز تاثیر بزارن موسیقی های خوبتون رو اینجا به اشتراک بزارید تا بقیه هم ازش لذت ببرن
غیر درسی
| گالری روح نواز🫀✨ |
AinoorA
سلااامممم هممون گاهی عکس هایی رو میبینیم که شادی برای قلبمون به همراه دارن✨ گاهی بعضی عکسا یادآور یه خاطره خوبن بعضی عکسا خنده روی لبمون میارن و بعضی اشک تو چشامون... بعضی عکسا یادآور آدم هایی هستن که دوستشون داریم 😍 بنظر عکسا روح دارن و حسشون به ما منتقل میشه... بعضیاشون خیلی کیوت و با نمکن 🐥🐰 بعضیاشون غمگینن 🙁 بعضیا بی حس و بی حالن 😶 بعضیا خیلیی شادن 😄 اینجا گالریِ عکسایی ک دوسشون داریم یا یه چیزی رو برامون زنده میکنن دوست داشتین یه متن خوشگلم زیرش بنویسین..😉🤗 دعوت میکنم از : @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @بچه-های-تجربی-کنکور-1402 @بچه-های-تجربی-کنکور-1401 @ریاضیا @تجربیا @انسانیا @بچه-های-تجربی-کنکور-1403 (شما یه سر کوچولو بزنین کافیه خوشحال میشیم😉♥) و هر کس دیگه ای که دوست داره شرکت کنه منتظر عکس های زیباتون هستم😍🤗♥
غیر درسی
چالش 75 روز سخت 😁🌝
Zahra.tgZ
سلام سلام😍 خب من اومدم با یه چالش سخت 😁 قضیه از این قراره که من قبلاً این چالش خیلی شنیده بودم که بنظر من هم برای نظم شخصی و هم سلامت و پیشرفت خودمون بسیار تاثیر گذار هست ولی با این حال هنوز نتونستم شروع کنم،ولی می خوام از امروز که میشه روز دوم بهمن سال ۱۴۰۴ شروع کنم. این چالش یه سری قوانین داره: ۱)نوشیدن روزی ۴ لیتر آب ۲)روزی دو نوبت ورزش که یکیش باید در فضای باز باشه(مثل پیاده روی) ۳)رژیم غذایی مشخصی رو باید طی این چالش ادامه بدیم بدون فست فود و چیز های سوپرمارکتی مثل چیپس و پفک و ... ۴) مطالعه روزانه حداقل ده صفحه کتاب غیر درسی ولی علمی ۵)گرفتن عکس روزانه برای ثبت پیشرفت یک نکته مهمی که داره اگه یه روز عمل نکنی باید از فرداش از روز یک شروع کنی برای ثبت کار هایی که برای این چالش باید انجام بدیم در واقع انجام قوانین من خودم چک لیست در آوردم از پینترست که پرینت کنم و روی اون خط بزنم متاسفانه اینجا نمیشه آپلودش کرد اگه خواستین می‌فرستم بهتون ولی اگه پرینت نخواین میتونین از یادداشت گوشی هم استفاده کنید ولی هدف این تاپیک این هست که هر روز گزارش بدیم از روزمون که چیکارا کردیم برای این چالش در طول روز. برای رژیم غذایی و ورزش تو خونه می تونین از چت جی پی تی هم استفاده کنید که بر اساس بدن و هدف شما ورزش و برنامه غذایی بده بهتون و حتی میزان کالری و پروتئین و چربی و کربوهیدرات یا هر چیزی لازم دیگه ای که در طول روز باید مصرف کنید هم میده بهتون و میتونین ازش استفاده کنید. 😍😍 از همتون دعوت میکنم تو این چالش منو همراهی کنید و هر روز گزارش کار بدیم تو این تاپیک چه وسط راه نتونستیم ادامه بدیم چه چندین و چند بار از اول شروع کنیم و چه و تا بتونیم در آخر این چالش رو تموم کنیم و اضافه کنیم به لیست موفقیت هامون😍 ولی باید اینم در نظر داشته باشیم این چالش سخت هست و اکثرمون وسط راه ممکنه جا بزنیم یا روی روز اول گیر کنیم ولی مطمئنم آخرش هممون تموم میکنیم این چالش رو😁🤩🤩 ممنونم از الان که همراهیم میکنید😃😍 @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @دانشجویان-درس-خون
غیر درسی
شــآدکــَــده ی جــوکــیـســـــم
mriawM
سلام دوستااااااااان این تاپیک واسه اینه که تا میتونیم شاد باشیم،هرکی از درس خسته شد یا چیز دیگه،واسه زنگ تفریح بیاد اینجا شاد بشه انرژی بگیره،جوک یا سوتی های خنده دار یا هرچیز خنده دار دیگه رو اینجا بنویسیم :smiling_face_with_open_mouth_smiling_eyes:
غیر درسی
بویِ امید ✨
S.daniyal hosseinyS
راستش بعد از موضوعِ «قشنگ‌ترین تعریف»، یه‌وقتایی می‌شد که یه‌چیزی رو می‌خواستم درونش بنویسم ولی می‌دیدم این یه «تعریف» نیست. برای همین تصمیم گرفتم این موضوع رو ایجاد کنم. ‌ اینجا بیاین از لحظه‌هاتون بنویسین. از یه «آن». از اون لحظه‌ای که انگار همه‌چیز در به‌جاترین شکل ممکن خودش بود. مثل اون لحظه‌ای که دوتا قطعه رو جا می‌زنن و صدای جا رفتنش به جون آدم جلا می‌ده. اینجا از اون لحظه‌ای بنویسین که انگار دنیا حتی برای یک‌لحظه مال شما بود. ‌ از یه‌ خط چشم که امروز درست کشیدی، از اینکه امروز کیک پختی و خوشمزه شده، از اینکه امروز یه لایی تمیز کشیدی و ذوق خودتو کردی، از اینکه توی فیفا رو دستت نیست و امروز همه رو سوسک کردی بگیر، تا کارای گنده‌گنده، تا قبول شدن توی فلان آزمون و گرفتن گواهینامه و اومدن یه رفیق قدیمیِ مهاجرت‌کرده به ایران... و هزارتا اتفاق ریز و درشت دیگه. ‌ دلم می‌خواد این موضوع «بوی امید» بده. همین ❤
غیر درسی
قشنگ‌ترین تعریف
S.daniyal hosseinyS
بیاید بگید ببینم قشنگ‌ترین تعریفی که تاحالا یه شخصی ازتون کرده چی بوده؟ 👀 (امیدوارم تاپیکش پر از جملات جذابِ ذوق‌دار بشه) @دانش-آموزان-آلاء @فارغ-التحصیلان-آلاء
غیر درسی
گلچینی کوتاه از کتاب های معروف
Mr. PerfectM
سلام دوستان هدفم از زدن این تاپیک اینکه: 🕙شبی حداقل یک_دقیقه_کتاب بخوانیم📚 لطفا شما هم در این مسیر یارا باشید. تا حداقل شبی یه قطره از اقیانوس علم را به معلومات خود بیافزاییم.
غیر درسی
♥شعردانه♥
banooB
درود آلایی های خوب راستش من این تاپیک رو مکمل تاپیک قرابت میدونم برای همین امیدوارم اینجا هم حضور پر رنگی داشته باشین و حس خوبی رو از طریق شعر به هم انتقال بدیم .پیشاپیش از همراهی تون سپاسگزارم با احترام بانو پ ن : %(#ff0000)[اینجا فقط شعر بنویسید نه متن ادبی] @دانش-آموزان-آلاء @خیرین-کوچک-دریا-دل
غیر درسی
انجمن انیمه ای :>
Michael VeyM
هاعیییییی به هممه برین تو chat gpt و یه عکس از خودتون رو آپلود کنین و زیرش بنویسین: restyle image in studio ghibli style keep all details بعدشم نتیجه رو بفرستین اینجا تا ببینیم هر کدوممون چه شکلییم👀😂 @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا @انسانیا
غیر درسی
ژنِستوری 🔞
D
خب راستش از اونجا که میخواستم به غیر از دلقک بازی یه میراثی تو آلاخونه واسه خودم باقی گذاشته باشم و مث خیلی از رفقا که در روزای اخیر از آلاخونه بدون خدافظی و میراث درست و حسابی رفتن (نامردای بی خاصیت 😂)، تصمیم گرفتم این تاپیکو بزنم... 🤡 تو این تاپیک به بررسی اتفاقات و زندگی اشخاص مهمی میپردازیم که سهم بسزایی در علم ژنتیک و زیست شناسی داشتن! 🧬 سعی کردم از بین 1500 صفحه کتاب، مطالب رو گلچین کنم و گلشو براتون بزارم... در ضمن، مثبت 18 رو برا این زدم که دوستانی که به شدت درگیر کنکور یا امتحاناتشون هستن و وقت خالی ندارن نیان اینجا... وقت واسه دلقک بازی زیاده برید درستونو بخونید 📚 این فکرو هم نکنید که الان یسری متنو اومدم کپی پیست میکنم و براتون میزارم... بخدا زحمتش زیاد بود... یجوری متنا رو جمع آوری و ساده کردم که دوستانی که غیر از رشته ی تجربی هستن هم بتونن استفاده کنن. به قول یه عزیزی : «مشکل داری مشکل داری ... ما داریم زحمت میکشیم اینجا نمیدونی چه بلایی سر ما اومده ...»😂 هر جمعه ساعت 3 و 35 دقیقه بامداد با یک اپیزود از این تاپیک همراهمون باشید... 😎😂 اگرم دیدید که یه هفته چیزی نزاشتم بدونید که دار فانی رو وداع گفتم. باشد که رستگار شوید. @دانش-آموزان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @ریاضیا @تجربیا
غیر درسی
بهخوان🌱
Hhh HhH
به نام خدا سلاااام به همگی پس از مدت ها دارم یک تاپیک(موضوع) مینویسم😂 به تازگی با فضایی به نام "بهخوان" آشنا شدم(وقتی واردش شدم اولش یاد انجمن(آلاخونه) افتادم😇) که افراد کتابخوان دور هم جمع شدن و درباره کتاب هاشون باهم گفت و گو میکنن. • وقتی واردش شدم و نظرات و نقد های کتاب ها و یادداشت های افراد رو خوندم ؛ متوجه شدم: چقدر ادبیات شخصی که کتاب میخونه با اشخاص دیگه فرق میکنه. یک جا وارد شدم(موضوع کتب فلسفی و پر تعمق) ؛ بیشتر افرادی که درحال گفت و گو بودن. ادبیاتشون فرق می‌کرد. و احساس کردم من در مقایسه با این دوستان هنوز خیلی راه دارم. خلاصه کیف کردم از بیانشون😇 حتی در موضوعات دیگه • چقدر در بیان نظراتشون(حتی مخالف) نکات نوشتاری و احترام متقابل رو رعایت کردن. با تموم باگ هایی که ممکنه داشته باشه(مخصوصا با سرعت اینترنت پایین) ● داشتم با خودم فکر میکردم چقدر خوب میشد هممون از کوچیک تا بزرگ گوشه ای از زندگیمون(هرچقدر میتونیم) رو به کتاب اختصاص بدیم‌. که همین ما رو خیلی بهتر میکنه: _ در شنیدن و گوش دادن حرف ها _ در گفت‌وگو و بیان نظراتمون و در مجموع _ در روابط و زندگی هامون و جامعه(که واقعا بهش نیاز داره) اینجور که متوجه شدم؛ این برنامه مشابه(تا حدی) خارجی هم داره، به نام گودریدز . جهانیه . با امکانات بیشتر. ولی متاسفانه برای ایرانی ها به راحتی قابل استفاده نیست(این محدودیت از طرف برنامه صورت گرفته) اگر دوست داشتید شما هم واردش بشید یا به دوستانتون معرفی کنید. به عنوان عضوی کوچک؛ دوست داشتم شما رو هم تا حدی با این فضای ساده و قشنگ آشنا کنم. تا قدمی هرچند کم، برداشته باشم برای ترویج فرهنگ مطالعه و گفت و گو=)) اگه واردش شدید بهم بگید(درصورت تمایل) که همدیگه رو اونجا پیدا کنیم🤩😎 یا تو همین آلاخونه؛ درباره کتاب هامون حرف بزنیم. هرسوالی دربارش داشتید بپرسید. باعث افتخار و خوش حالیم هست که تا جایی که میدونم پاسخگو باشم(یا در همین تاپیک یا تودلی یا پیوی) موفق باشید✨ @تجربیا @ریاضیا @دانش-آموزان-آلاء @دانشجویان-پزشکی @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانشجویان-مهندسی @دانشجویان-درس-خون @دانشجویان-پیراپزشکی اگر میدونید دوستی علاقمند به کتاب و کتابخوانی هست ، یا دوست دارید بقیه هم باهاش آشنا بشن و عضو گروه های تگ شده نیستن؛ تگشون کنید‌ یا براشون ارسال کنید.
غیر درسی
جرعت حقیقت
Gharibe GomnamG
سلام بچه ها میخوایم جرعت حقیقت بازی کنیم فقط لطفا سوالات درحد انجمن باشه لطفا احترام هم رو حفظ کنید دعوا و بحث نداریم... @yasin-sheibak @سمیه-صادقلو @Felli @sina-bigdeli @Ryhn-E @Reyhaneh-moradi @Miss-joker @دانش-آموزان-آلاء
غیر درسی
نوشته های با ارزش
AmirbernosiA
درود به دوستان ؛) دیدم جای این تاپیک خالی بین بقیه تاپیکا :) بریم سر اصل مطلب! تو این تاپیک جملات ارزش مند بزرگان دنیا و حتی جملاتی که خودتون بهش میرسید رو میگین! همین :) صرفا هم فقط جمله قرار میدیم! اسپمو نقل قول خواهشا نباشه! کمی نظم داشته باشه ؛)
غیر درسی
پناه دل 🌱
_
بعضی وقت‌ها حال آدم اونقدر بد میشه که حتی نمی‌دونه با چه کلماتی باید توصیفش کنه... دیشب من همینطور بودم اما وقتی چند آیه از قرآن خوندم دیدم واقعا بعضی آیاتش یه آرامش عجیبی به دل میدن :) برای همین دوست دارم توی این تاپیک مجموعه‌ای از همین جملات و محتواها بزاریم ، در صدرش آیه‌هایی از قرآن که آرامش‌بخشن و همین‌طور فیلم‌ها، عکس‌ها یا جمله‌هایی که می‌تونن حس خوبی منتقل کنن و آروممون کنن🌱 اینجوری هر وقت حالمون بد شد بیایم اینجا سر بزنیم، بخونیم و ببینیم و حالمون یه کم بهتر بشه امیدوارم توی لحظه‌های سخت این کلمات و تصاویر بتونن پناه دلمون باشن 👀💚
غیر درسی
والیپر دانشگاه تهران🏛
Hhh HhH
Topic thumbnail image
غیر درسی
chatgpt در مورد تو چه فکری می کنه؟
M.anM
سلام بچه ها خوبین؟ مطمئنم که توی این سال از ChatGPT استفاده کردی. شاید برای تکالیف، شاید برای سوالات خفن یا شاید حتی برای دقایق خنده‌دار! 😆 چند روزی هست chatgpt داره برای کاربرها یه پیام میده در مورد سال ۲۰۲۵ که به مرور برای کاربرها فعال میشه نمیدونم برای شما هم فعال شده یا نه؟ از لینک زیر می تونی بهش دسترسی داشته باشی https://www.chatgpt.com/?q=YourYearWithChatGPT ببینید به شما چی میگه؟ از تجربه هاتون بگین و بگین برای چیا استفاده می کنید اگه دوست داشتی اسکرین شات هم برامون بفرستید
غیر درسی
دنبال همیار برای خوندن کنکور فرهنگیان
S
پاسخ: هرچی تودلته بریز بیرون7
غیر درسی
طبیعت
Matin Mousavi 1M
Topic thumbnail image
غیر درسی

هفته های خوشحالی

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده غیر درسی
265 دیدگاه‌ها 49 کاربران 13.1k بازدیدها 49 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • SenatOrS آفلاین
    SenatOrS آفلاین
    SenatOr
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #158

    چه خوب :)
    بعضی موقع یه جوری گره مشکلاتمون باز میشه ک خودمونم باورمون نمیشه...
    فقط میتونم بگم خدایا خیلی شکرت:))
    مث همیشه هوامو داری،مث همیشه حواست هست...

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    5
    • M.ba78M آفلاین
      M.ba78M آفلاین
      M.ba78
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط M.ba78 انجام شده
      #159

      سلام به همه(روز اول)
      ممنون از اینکه دعوتم کردین :hugging_face:
      با این دعوت چنان ذوقی زدم که زمان پیدا کردن قره قروتایی که مامانم توی هفتا سوراخ قایمشون میکنه نزده بودم:smiling_face_with_heart-eyes: :face_with_tears_of_joy:
      خب چی باید بگم الان؟:thinking_face:
      اها یادم اومد امروز با اجازتون هیچی نخوندم و میدونم که شرمنده ی خانوم دکترمون هم میشم:flushed_face: romisa
      امروز یه بازیگوشی های مخصوص خودمو داشتم یکیش این بود که فلفل قرمز دادم به داداشم بهش گفتم زیاد تیز نیست زیاد بریز تو غذات اونم یه عالمه ریخت و الان هنوزم که هنوزه داره سرفه میکنه و هرچی دمپایی تو خونه بوده به سمتم پرتاب شده:flushed_face: :face_with_tears_of_joy:
      ویه چیز دیگه این بود که امروز جاتون خالی تو روستامون مسابقه ی دو بود 5 گروه بودن که به نفر اول هر گروه یک میلیون داده میشد :smiling_face_with_sunglasses: البته درسته که من فقط تماشاچی بودم ولی یه نقش دیگم هم این بود که دوندگان محترم رو کمی مسخره بنمایم:nerd_face: اخه یکی نیست به اینا بگه با وزن 200 کیلویی کی به تو اجازه ی شرکت تو مسابقه رو داده :persevering_face: که الان توی جمعیت مثه ماست پهن زمین شی و بقیه ی دوندگان دو بامانع و خنده رو پشت سر بزارن:face_with_tears_of_joy:
      اینقدر ذوق زده بودم که نزاشتم یکم بیشتر از روزم بگذره و اتفاقای جالبتری بهم بیفته و ایتجا بگم :grinning_face_with_smiling_eyes:
      البته میدونم که دیگه تا اخر شب توی اتاقمم و کسی هم نمیبینم :face_with_tears_of_joy:
      زیرا داداشم با یه دمپایی اضافه پشت در اتاق داره سرفه میزنه و تهدید میکنه:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
      اها یه اتفاق دیگه هم این بود که یدونه انار از درخت تو حیاطمون چیدم :smiling_face: شاید با خودتونید بگید اخه این حرف الان چه ربطی داشت:frowning_face: خب الان ربطشو بهتون میگم:face_with_tears_of_joy:
      ربطش اینه که مامانمم به داداشم که پشت در اتاق ایستاده بود اضافه شده :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: و داره غرغر میکنه :frowning_face: :frowning_face: :frowning_face: که چرا اون اناری رو چیدم که توی دید بوده:worried_face: والان جلوه ی حیاط با نبودن اون انار زشت شده:confused_face: :confused_face:
      من الان به مامانم چی بگم؟؟:persevering_face: خب انار برا خوردنه دیگه:smiling_face_with_sunglasses:

      خب من برم تازمانی که بابام به جمعیت پشت در اضافه نشده:face_with_tears_of_joy:

      هرچه در فهم تو آید...آن بوَد مفهوم تو

      1 پاسخ آخرین پاسخ
      10
      • عطاع آفلاین
        عطاع آفلاین
        عطا
        تجربی دوازدهم
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط عطا انجام شده
        #160

        فردارو می خوام خیلی توپ شروع کنم:flexed_biceps_medium-light_skin_tone: :flexed_biceps_medium-light_skin_tone: :flexed_biceps_medium-light_skin_tone: :flexed_biceps_medium-light_skin_tone: :flexed_biceps_medium-light_skin_tone: :flexed_biceps_medium-light_skin_tone: :flexed_biceps_medium-light_skin_tone: :flexed_biceps_medium-light_skin_tone:
        یه جمله ای هست که می گه:اگر میخواهی مثل خورشید بدرخشی، اول باید مثل خورشید بسوزی:ok_hand_medium_skin_tone: :ok_hand_medium_skin_tone: :ok_hand_medium_skin_tone: :ok_hand_medium_skin_tone: :ok_hand_medium_skin_tone: :ok_hand_medium_skin_tone: :ok_hand_medium_skin_tone: :ok_hand_medium_skin_tone: :ok_hand_medium_skin_tone: :ok_hand_medium_skin_tone: :ok_hand_medium_skin_tone: :ok_hand_medium_skin_tone:
        منم می خوام همین کارو بکنم.:victory_hand_medium-light_skin_tone: :victory_hand_medium-light_skin_tone: :victory_hand_medium-light_skin_tone: :victory_hand_medium-light_skin_tone: :victory_hand_medium-light_skin_tone: :victory_hand_medium-light_skin_tone: :victory_hand_medium-light_skin_tone: :victory_hand_medium-light_skin_tone: :victory_hand_medium-light_skin_tone: :victory_hand_medium-light_skin_tone: :victory_hand_medium-light_skin_tone:
        راستی وقتی که حداقل دارین درس می خونین،یه قرآن کنارتون باشه.به امید موفقیت هر تکتکتون.:smiling_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_smiling_eyes:

        https://uupload.ir/view/video_2023-01-07_11-43-08_che.mp4/

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        7
        • M.anM آفلاین
          M.anM آفلاین
          M.an
          مدیر
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #161

          مهمان امروز : mo

          چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار بکشتت.

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          7
          • N آفلاین
            N آفلاین
            No_one
            اخراج شده
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #162

            ۵ روزم مونده هنوز 😄
            روز سوم
            سلام 🌹
            خداروشکر همه چی خوبه و اروم 🙂
            پس چرا شاد نباشیم😐😂بگو یا علی تا پاشیم 😅😄
            تا روز ۴ ام شمارا به خدای بزرگ میسپارم 😍🌹🐤😛

            1 پاسخ آخرین پاسخ
            11
            • moM آفلاین
              moM آفلاین
              mo
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #163

              سلاام-)
              ممنون ا خانوم مدیر ک اینقد خوبن .
              امم کلن امرو روز خنده داری بود نمیدونم چیاشو بگم اهان روز اول رو یادم رف.
              امم امرو دلم برا باورن تنگ شده بود رفتم حیاط شبیه سازی کردمش :/شیر آبو باز کردم گرفتمش رو گل یاسمون شبنما روش خیلی بامزه میشن. یکمم ا آب ریخت روم یخ کردم:/ایشالا ک سرما میخورم دیگ ا این خل بازیا نمیکنم.
              رفتم اتاق حدی اینقد چرت و پرت گفتیم و خندیدیم ک احساس کردم الاناس ک خفه شم برم اون دنیا:/کلن دست برا نمونده بود اینقد کوبیدمش اینور اونور.
              امم آها امرو تونستم HP و Speedاژدهامو ارتقا بدم .خیلی قوی شد:/
              امم باز امرو ی بچه خوشگل رو دیدم حیف ک دیر ب من رسید وگرنه ی لقمه چپش میکردم . ولی خو چیکار کنم ی بچه میاد خونمون باید دست سه نفر دیگ بگرده تا برسه ب من .تا بچه رو ا بابا بگیرم ی ساعت طول میکشه بعدش حدی ک اخرشم باید سرش دعوا کنیم .نمیزارن ادم فیض ببره ک.
              امم ی تی شرتم بنفش خرریدم اینقد زیادن شدن ی کلیکسیونی شدن برا خودشون. یکی ا چیزایی ک خوشحالم میکنه تی شرت خریدنه .نمیدونم چرا....واقعن نمیدونم .تازه این یکی خیلی خاص تر بود با رگهای صورتم ست بود.خیلی باکلاس شده لامذهب:/
              از همه مهم تر غذا خوردم.-___-
              اهان داش یادم مییرف دوستم برام ی پیکسل خریده بود ...خیلی خوشحال شدم... ولی متن روش داغونم کرد...نگین هنو تو شوکم..
              با تشکر ا خوانندگان عزیز^^

              بعضیا انقدخوبن کـ اگـه کنار خودم نگهـشون دارم بهشون ظلم کردم

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              12
              • M.ba78M آفلاین
                M.ba78M آفلاین
                M.ba78
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط M.ba78 انجام شده
                #164

                روز دوم
                سلام:slightly_smiling_face:
                خداروشکر امروز روز خوبی رو داشتم:slightly_smiling_face:
                فقط اینکه صبح از خواب بیدار که شدم هوا ابری بود :smiling_face_with_heart-eyes:
                ساعت حدودای 8 بود که داشتم زیست میخوندم بارون نم نم شروع شد:smiling_face_with_heart-eyes:
                ولی هنوز چند دقیقه ای از بارون نگذشته بود که زلزله هم گرفت:expressionless_face: :face_screaming_in_fear:
                وما همگی از قضای الهی که همان زلزله است به قدر الهی که باران است پناه بردیم:smiling_face_with_heart-eyes: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
                و چند لحظه پیش به خانوم دکتر گزارش دادم@romisa :smiling_face_with_heart-eyes:romisa
                خداروشکر ازم راضی بود:smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_heart-eyes:
                والانم باید برم عربی بخونم :smiling_face_with_heart-eyes:
                درکل روز خوبی بود:smiling_face_with_heart-eyes:
                خدانگهدار:smiling_face_with_heart-eyes:

                هرچه در فهم تو آید...آن بوَد مفهوم تو

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                9
                • 3 آفلاین
                  3 آفلاین
                  3فاطمه2
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط 3فاطمه2 انجام شده
                  #165

                  سلام روز چهارم مال دیروزه
                  روز خوبیث بودد خودمو برای مبارزه با معلم ریاضیمم اماده میکردمم کل روزم صرف خوندن ریاضی شد اخرشممم با سر درد خوابیدم وو کارکاتور معلممو چسبوندم روی دیوار رو به رویمم همین ک میبینمششش یادم میفته باید تلاش کنم و بهترین باشم زیرشم نوشتم پیری میکشمت و چند تا شعر سرودم براش ک زشته اینجا بگم و کلیی دیروز اهنگ شاد باز کردمم و ب خودم امیدوارم دادم و اخرشمم پیروز میدان من شدم ببخشید دیه چرتو پرت شده

                  اقا من رفتم مدیر اخراجم کن

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  10
                  • M.ba78M آفلاین
                    M.ba78M آفلاین
                    M.ba78
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #166

                    روز سوم
                    امروز هم روز به نسبت خوبی بود اگه یه خورده کسالت رو نادیده بگیریم:slightly_smiling_face:
                    و امروز چیزی که خیلی باعث خوشحالیم شد این بود که اتفاقی افتاد که باعث شد قدر خونوادمو بیشتر از روزای دیگه بدونم:smiling_face:
                    و من خوشحالم از داشتن چنین خوانواده ای:slightly_smiling_face:
                    همیشه شاد باشید:slightly_smiling_face:

                    هرچه در فهم تو آید...آن بوَد مفهوم تو

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    9
                    • ZrexZ آفلاین
                      ZrexZ آفلاین
                      Zrex
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Zrex انجام شده
                      #167

                      روز اخر
                      فک کنم این روز اخر از دو سه ماه پیش مونده خب امروز رو روز خوبی دیدم گفتم بزار امروز بنویسم البته چون اخرین فرصته دو روزه مینویسم که بریدو راضی باشید😂انصافا بعدا نیاید نگید طولانی شدا😂من کل اتفاقاتو مینویسم😂
                      همه چی از مدرسه شروع شد به طرز وحشتناک و عجیبی استرس نداشتم:smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: والا سه شب بخاطر یه موضوع داشتم خود خوری میکردم ولی همینکه رفتم مدرسه همه چی ریست شد دوباره مسخره بازیا شروع شد😂
                      البته موضوع بخیرم گذشت و الانم تو شوکم که چیشد انتن(جاسوس)کلاس منو لو نداد😂ولی بگذریم زنگ اول که گذشت زنگ دوم امتحان داشتیم که متاسفانه توی کلاس بهم خبر دادند و باز هم به طرز عجیبی استرس نداشتم😂بلاخره زودتر از همه هم تموم کردم رفتم بیرون و نیم ساعتی والیبال بازی کردیم
                      توی مدرسه ما زنگ اول زنگ صبحانس که فطیر و پنیر و چای میفروشن(الان یه عده دهه هفتادی میان میگن که ما بدبخت بودیم و فلان😂)زنگ تفریح دوم خیطب میفروشن(خیطب:یه نوع غذاس که لای خمیر سیبزمینی میزارن میپزن البته گوشت هم میزارن ولی مال ما فقط سیب زمینیه)😂بلاخره اونو خوردیم با جمعی از نزدیکان گفتیم بیاین امروز دو تا دوغ هم بخوریم😂دوغ رو که خوردیم اثراتش کم کم نمایان شد چشا داشت میرفت رو هم که زنگ خورد زنگ سوم رو با اثرات خفیف گزروندیم ولی زنگ اخر (زنگ انشا)منم انشا ننوشته بودم ولی بازم به طرز عجیبی استرس نداشتم😂کلا میگم من خیلی تو این موارد راحتم😂صندلیه من دورترین نقطه به معلمه و گوشه کلاسه با حالت نیمه دراز کش خوابیدم و سه نفرم کنارم خواب بودن😂(البته معلم نمیبینه چطوری نشستیم)یهو معلمه داد زد:عادلی امروز نظر نمیدیا راجب انشا😂
                      منم دیدم هیچی نفهمیدم از انشای طرف گفتم آقا ما از اونا نیستم که راجب انشای بقیه نظر بدیم(به سبک کتاب مردی به نام اوه)😂همونجوری مستحضریدتوی مدرسه حتی ترک دیوار هم خنده داره😂کلاس نیز ترکید و معلم فهمید که ما از اوناش نیستیم و دوباره به خواب مشغول گشتیم😂(کلا تو خونه چیز باحالی رخ نمیده واس همین مدرسه رو میگم:این روز شنبه بود)😂
                      امروز که دیگه غوغا بود ما رو بخاطر کاری که بنده مرتکب شدم یه ماه از زنگ ورزش و فوتبال دستی(الان باز همون عده دهه هفتادی دوباره اعتراض میکنن😂)محروم کردن و منم همه روزه بخاطر این مورد عنایت و رحمت دوستان قرار میگیرم😂امروز گفتن بخاطر اینکه 4 تا توپ گم شده کل کلاس ها محرومن😂توی صف کلاس ما داشتن بندری میزدن😂بلاخره زنگ اول شیمی داشتیم البته که شیمی چه عرض کنم بیشتر زنگ املاست معلم کتابو باز میکنه میخونه ما هم مینویسیم البته من بازم نمینویسم😂بلاخره زنگ اول با پرسیدن درصد های درخشان قلم چی به پایان رسید😂زنگ دوم دینی داشتیم😂بازم همونجور که مستحضرید دینی برای اونایی که ردیف عقب و دور از معلم میشینن بهترین زنگ مدرسه اس ما هم اون عقب دوباره به تحلیل فیلم های جدید و اندکی خواب مشغول شدیم😂زنگ سوم دوباره همون بساط دیروز بر پا بود دوغ رو که وارد معده کردیم خمیازه ها شروع شد😂و دیگه اخرای کلاس سه نفری که کنار من بودن از شدت خستگی ناله میکردن😂تازه عجیب اینجاست سه نفری که کنار همیم و اصلا به درس کاری نداریم رتبه های یک تا سوم شهر رو تشکیل میدیم😂زنگ رو که زدن پران پران به پایین رفتیم و توی سایه نشسته و ادامه فیلم های جدید رو تحلیل کردیم😂زنگ اخر دیگه واویلا بود آمادگی دفاعی داشتیم با همون معلم دینی اونم انصافا کلشو منگ بودیم😂اینم از امروز
                      باید یه تاپیک بزنم خاطرات مدرسه رو توش بنویسم😂ندید پدید خودتونید وگرنه من که هر روز به همچین تاپیکایی دعوت میشم😂

                      بدونفاصلهسختاستفهمیدن

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      12
                      • N آفلاین
                        N آفلاین
                        No_one
                        اخراج شده
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #168

                        روز ۴ ام
                        امروز یه سری داروهای گیاهی به شدت تلخ رو خوردم. اینجوری که اول کلی نبات داخلش حل میکردم. بعدش بینیمو میگیرفتم که نفس نکشم. همه لیوانو یه دفعه میدادم بالا.بعدشم دوتا آب نبات مینداختم تو دهنم .خیلیییی تلخ بود 😓😂
                        روز خوبی بود خداروشکر 🙏🙏
                        😂😂 هفته های خوشحالیه دیگه بخندین عههه😑😂
                        negaarin
                        گلنار
                        خیلی وقته رفتین..

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        13
                        • moM آفلاین
                          moM آفلاین
                          mo
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط mo انجام شده
                          #169

                          سلام-)
                          روز دوم . میخواستم دیشب بنویسم نشد .
                          امم دیرو هم روز باحالی بود سر صبح رفتم حیاط بعد ی دفه ای گفتم اعع چطوری پسر چقد خوشتیپ شدی امرو .مامانم میگ کیو میگی "//گفتم این گل حسن یوسف دیگ.چن رو بود پژمرده شده بود امرو خیلی خوب شده.مامانم میگ حالا چرا اسمشو گذاشتی پسر .منم گفتم اول از همه اسمش پسرونس بعدشم هر جوری حساب کردم گلش از هیچ لحاظی شبیه دختر نبود دیگ.:/ ی ساعت داشتم گل رو نیگا میکردم و میگفتم نیگا اینجوری و میخندیدم خلاصه گل خوبیه ازش راضیم:///////چ گل مظلومیه .
                          امم اها سر صبح تلویزیون فیلم مورد علاقمو نشون داد خیلی خوشحال شدم .ندیدمش ولی حس خوبی بود.
                          امم رادیو امرو هم خیلی جالب بود مجری رادیو ی ساعت داشتن در مورد ی موضوع حرف میزدن و اطلاعات میدادن ک هند اینجوریه نمدونم کلی چیزای دیگ بعدش اخر صحبتاشون برداشتن گفتن حالا میتونین تماس بگیرین و بگین ک این اطلاعات درست بود یا ن://کم مونده بود گوشی رو بکوبم ب کلم خخ والا ا:/ بعدش یکم وایستادن هیشکی زنگ نزد خخخ اخرش یه نفر زنگ زد گفت درست بود:/منم گفتم ن پس اشتباه بود اخه این چ سوالیه ک میپرسین مگ میشه ادم ی ساعت توضیح بده بد بگه غلطه://///سر صبحی داستان داشتیما البته هنو صبح نشده بود.کلیم ب این داستان خندیدیم.
                          امم عصر هم خیلی خوب بود منو مامانو و حدی و ماشینو ا همه مهم تر .اره همون...موزیک^^
                          دیرو همش دمبال اهنگای شاد بودم دلم پوکید اینقد اهنگ شاد گوش نکردم://
                          اهنگ دل دیوونه احمد سعیدی هم ک دیگ جای خودش و خوندن حدیم ی طرف دیگ . احساس میکرد ا خواننده هم بهتر میخونه ولی نمیدونس صداش داره اذیت میکنه ما رو خخخخخ صداش جز اینکه ب اهنگ خطو خش بندازه چیزی نداشت همه اهنگا رو هم میخوند .اخرش مامانم گف من بخونم بهتر میخونم .ی ساعت داشتیم میخندیدیم خخ.
                          شب هم اتفاقات امرو رو مینویسم .~_~
                          و همچنان تشکر میکنم ا همه ی خوانندگان بهتر ا گل-))))

                          بعضیا انقدخوبن کـ اگـه کنار خودم نگهـشون دارم بهشون ظلم کردم

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          11
                          • 3 آفلاین
                            3 آفلاین
                            3فاطمه2
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #170

                            روز پنجمو شیشمو باهم مینویسمم

                            تقریبا روزای خوبیی بود یعنی همش تو مدرسه خلاصه میشهه شلوغیو شیطنتتو تیکه پروندن و اینا اما دیروز مجبورم بود از خواهر زادم نگه داری کنم باهم خونه تنهااا بودیمم خوابیده بوددیم دو تاا ی بیدار شدم من زودتر گفتم برم اتاقمو جمع کنمم پشت سرم اونم بیدار شد باهام امدد طبق معمول رفت سراغ کتاباو دفترام همشونو پخش پلا کرد منم براش اهنگ شاد باز کردم یکم قر داد و اینا منم مشغول جمع کردن کتابام شدم بعدشش امدم جارو برقی بکشم خاهر زادم رفت سمت گلدونایی اتاقمم منم بهش اخم کردم گفتم دست نزن امد رو ب روم وایساد شپلخ یکی خوابوند تو صورتمم خودم ی لحظهه هنگ کردمم منم خندم گرفته بود ب زور جلوو خندمو گرفتم بهش اخم کردمم خودش فهمید کار بدی کرده کلییییی خودشو لوس کرد تا بخشیدمشش واقعاا این دهه نودیا ما هشتادیا رو میزارن تو جیبشون لنتیااا خیلیییی شلوغنننننننننننن .. پاراساا 1سالو هشت ماهششه و فوق العاده شلوغ گودزیلایی برای خودش

                            اقا من رفتم مدیر اخراجم کن

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            5
                            • N آفلاین
                              N آفلاین
                              No_one
                              اخراج شده
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط No_one انجام شده
                              #171

                              روز :raised_hand_with_fingers_splayed_dark_skin_tone:
                              :smiling_face_with_open_mouth_smiling_eyes: :smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: امروز با یکی از گلای فروم درحد دوجمله حرف زدم، خیلی خوشحال شدم از برخوردش :smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_halo:
                              یکی از زیباترین قسمتهای سریال واکینگ دد(6 از فصل 9 ) رو امروز دیدم. خیلی حس خوبی بهم داد :)
                              خانواده و سلامتی از بزرگترین نعمتهای خدان. خداروشکر .. برای همین خیلی خوشحالم مثه همیشه
                              رااااستی متن ماتان رو خوندم خیلی باحال بود خخ:smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: (خدایا منو دوباره بخوابون خیلی فرق کرده دنیا (اصحاب کهف،شووووخی :rose: ))

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              9
                              • moM آفلاین
                                moM آفلاین
                                mo
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #172

                                سلاام-)
                                اینم ا امرو...روز سوم~
                                امرو سر صبح میخواستم برم حیاط درو باز کردم ی دفه ای ی گربه اومد جلو پام اینقد ترسیدم خوردم ب در ..چن دیقه وایسادم دوباره رفتم جلو گربه هم اومد جلو ..من ترسیدم اون تفلی هم ترسیده بود خخخ.باز دوباره اومد جلو پام باز کوبیده شدم ب در خخخ بدجورم میخوردم ب در خخ .اخرشم بابام خواب بود چشاشو وا کرد ی نگاه بهم انداخت بدش خوابید .نگاهش پر از این حرف بود.. چته؟//خخخ
                                منم ی دفه ای گفتم اع برو دیگ نمیزاری رد شیم.خودم ب خودم کلی خندیدم .
                                امم برا ناهار هم حدی ا مدرسه اومد مژده غذای مورد علاقشو دادم کلی خوشحال شد.
                                امم همون روز ک رفته بودم حیاط آب پاشی کرده بودم همه جا رو .کتونیاش رو خیس کردم بعدش میخواس بره بیرون گفت اع چرا اینا خیسن منم گفتم کتونی منو بپوش.الان دو سه روزه میره مدرسه کتونیای منو میپوشه://فک کنم هنوزم کفشاش خشک نشدن://کفشای من بهش ساختن خخخخخ.
                                امم آها امرو قرار بود هر کی ی سوتی ا دوران مدرسش بگه سوتیا ی همه ی طرف سوتی من ی طرف همه میگفتن اقا مام هول میشیم ولی ن در این حد خخ.سوتیای قبل سوتیای من سو تفاهم محض بود لامذهب:// کلی ب این سوتی من خندیدن .دیگ میخواستیم اسید بخوریم خخ://
                                امم الانم بابام ا اون شیرینی هایی ک دوس دارم برام خرید.بد جوری ب دل میشینن.
                                اینم ا مرو~*
                                ممنون ا خوانندگان خوببببب .-.

                                بعضیا انقدخوبن کـ اگـه کنار خودم نگهـشون دارم بهشون ظلم کردم

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                9
                                • M.ba78M آفلاین
                                  M.ba78M آفلاین
                                  M.ba78
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #173

                                  روز چهارم
                                  سلام امروز هم مثل بقیه ی روزا خوب بود و به سلامتی داره به پایان میرسه :slightly_smiling_face:
                                  چی بگم:thinking_face:
                                  خب اتفاق خاصی نیفتاد:face_with_rolling_eyes:
                                  فقط درس درس درس:nerd_face:
                                  که اونم خودتون میدونید دیگه دنیای خوشحالی و سرحالیه:face_with_stuck-out_tongue_closed_eyes: :grinning_face_with_smiling_eyes:

                                  امید وارم شماهم روز خوبی رو پشت سر گذاشته باشید:smiling_face_with_smiling_eyes:

                                  هرچه در فهم تو آید...آن بوَد مفهوم تو

                                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  6
                                  • M.ba78M آفلاین
                                    M.ba78M آفلاین
                                    M.ba78
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #174

                                    روز پنجم
                                    همه چی ارومه من چقد خوشحالم:smiling_face: :face_with_tears_of_joy: :grinning_face_with_smiling_eyes:
                                    امروز هم یه روزی از روزای خدا بود دیگه و بسیار خوش گذشت برام:slightly_smiling_face:
                                    فقط درس درس درس:grinning_face:
                                    شاد باشید:slightly_smiling_face:

                                    هرچه در فهم تو آید...آن بوَد مفهوم تو

                                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    6
                                    • moM آفلاین
                                      moM آفلاین
                                      mo
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط mo انجام شده
                                      #175

                                      سلام-)
                                      اینم ا روز چهارم . خوشحالم تونسم امرو بنویسمش .
                                      امم ا کجا بگم امم چیزایی ک یادم میادو میگم.
                                      امرو ی فیلم هندی نشون میداد اسم فیلمش فک کنم داستان عشق یا داستان عاشقی بود یادم نیس درست .لحظه ای رو نشون داد راجو (ک تو همه فیلما اسماشونم راجوعه )مامانشو بغل کرده بود میگف آه مادر چجوری تحمل کنم . ینی عاشق این دیالوگ آه مادرشونم خخخ خیلی باحال دوبله کردن خخ بازیگرشم شاهرخ خان بود.اها اینو گفتم برا اینکه یاد دوران بچگیم افتادم هندی بازی میکردیم چادر و روسری میپیچیدیم دورمون با حدی بازی میکردیم یادش بخیر ...وای خدا کبریتو میسوزندم سیاهیشو میزدیم ب پیشونیمون خخخخ شمع روشن میکردیم همش دعا میکردیم لب پنجره ...
                                      امم آها امرو خیلی اتفاقی آهنگ احمد سعیدی
                                      هی بارونش رو گوش کردم فک کنم جدید باشه واااای خیلی ب دلم نشست یهویی گوش دادم خیلی برام جالب بود اهنگش حس خوبی داره خیلی خوبههههه.
                                      امم عصر امرو هم خیلی خوشگل بود اتاقم .ب کل نارنجی شده بود اینقد بامزه شده بود.
                                      امرو ماامانم داشت آش درست میکرد رفت حیاط ب من گف همون سبزی رو میزه بریز توش .بعد اینکه اماده شد مامانم گف چی ریختی تو این چرا این مزه ای شده خخخ گفتم والا همونی ک گفتی میگ خیلی بد شده تو اشتباهی ی چیز دیگ ریختی .یاد سارا جان افتادم خخ.امیدوارم حالش خوب شده باشه.^^
                                      امم امرو مامانم خیلی خوشحال بود همش لبخند اینم یکی دیگ ا خوشحالیای امرو.
                                      امم شادی الانمم اینه ک دارم اینارو مینویسم و اهنگ رو گوش میدم ~_^
                                      اینم ا امرو:)
                                      مرسی ا خوانندگان شبیه بارون:))))))))

                                      بعضیا انقدخوبن کـ اگـه کنار خودم نگهـشون دارم بهشون ظلم کردم

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      7
                                      • 3 آفلاین
                                        3 آفلاین
                                        3فاطمه2
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #176

                                        روز اخرمه

                                        امروز خیلی روز خوبی بود کلا روزایی من توی مدرسه خلاصه میشه صب رفتم مدرسه تو این سرما صف واسادیمم یعنی همه بچه ها عصبی بودن همش ب عامل صف واسسادن فش میدادن بعدش رفتیم کلاس زنگ اول امتحان زبان داشتیم اونم تستی از تستی بودن خبر نداشتم اقا نشستیم سر امتحان کسی نبود بهم تقلب برسونه برگشتم پشت سرمو نگا کردم زدیک هفت نفر منتظر بودن من بنویسم اونام از روی من من مینوشتم ب یکی از اونا میگفتم اونم منتقلش میکرد ب بقیه خلاصه زنگ دومم ب خیر خوشی گذشت زنگ سوم با کلاس بغلی دعوامون شد کلا اگه تو کلاس ما یکی دعوا کنه 29 نفر پشتشن یعنی همه مون باهم میرن دعوا اصلا لنتی همچین طرفو میزد مو نمیکشیدا مث پسرا دعوا میکرد همچین مشت میزد تو صورتش مام واساده بودیم تماشا بعدشش ک دعوا تموم شد کل کلاس باهم رفتیم دفتر و اینا خودمونو مظلوم کردیم خطر ب خوبی گذشتت و تموم شد زنگ اخرم ورزش داشتیم ک خیلی حال داد با بچه ها فقط گفایمو خندیدمم همینا دیه خسته نباشید ..

                                        اقا من رفتم مدیر اخراجم کن

                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        6
                                        • N آفلاین
                                          N آفلاین
                                          No_one
                                          اخراج شده
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #177

                                          روز ششم
                                          امروز هیچی درس نخوندم :| ازین بابت خوشحال نیستم
                                          اون جوشاندنی تلخ رو که چند روزه روزی سه وعده میخورم. تا غروب بیشترشو خورده بودم و یک سومشو گذاشته بودم برای شب . بعد دوستم امده بود پیشم. بردم بهش نشون دادم که بچشه. بعد گذاشتمش روی میز 😂
                                          چند دیقه بعد دیدم نیست :|
                                          مامانمو گفتم لیوانو خالی کردی؟ :| 😂 گفت آره فک کردم اون تفاله هاشه و نمیخوری . گفتم ای بابا اونو باید میخوردم امشب.چرا نپرسیدی آخه. آخرش گفتم باشه اشکالی نداره
                                          ولی تو دلم کلیییی ذوق کردم 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

                                          :rose:

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          15
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 7
                                          • 8
                                          • 9
                                          • 10
                                          • 11
                                          • 12
                                          • 13
                                          • 14
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع