ادبیات/معنی لغت :)
-
یه پیشنهاد، بهتره یه تاپیک بزنید و معنی لغتایی که یاد میگیرینو بزنین هم بعدا اگه خودتون یادتون رف میتونین استفاده کنین، هم بقیه میتونن استفاده کنن
-
عارض از عرض میاد، بر وزن فاعله که میشه عرض کننده، گوینده
ولی فک کنم یه معنی دیگم داشته باشه
اون یکیم نشنیدم -
یه پیشنهاد، بهتره یه تاپیک بزنید و معنی لغتایی که یاد میگیرینو بزنین هم بعدا اگه خودتون یادتون رف میتونین استفاده کنین، هم بقیه میتونن استفاده کنن
-
عارض از عرض میاد، بر وزن فاعله که میشه عرض کننده، گوینده
ولی فک کنم یه معنی دیگم داشته باشه
اون یکیم نشنیدم -
@겔-나르 در ادبیات/معنی لغت :) گفته است:
@Amir-Bernousi من عارض رو یکی از معنی های عذار دیدم..به معنی چهره ...
اره همین بود :| یادم رفته بود عارض یار
-
@겔-나르 در ادبیات/معنی لغت :) گفته است:
معنی کلمه عارض چیه؟!
معنی کلمه حماید چیه؟!
همیارعرضکننده؛ عریضهدهنده؛ شاکی؛رویداد؛ پیشامد؛ حادثه؛رخسار؛ چهره
خصلتهای پسندیده؛ خوبیها
-
@겔-나르
عارض معنیای زیادی داره که باید طبق متن انتخاب کنی:
1-شاکی ، عریضه دهنده ( گمونم توی قاضی بست داشتیم شایدم یجای دیگه که کلمش بود عرض و عرض کشی ...یادته؟)
2-رویداد ، پیش آمد
3-رخسار یا چهره که گمونم از نظر این معنیش جزو معنی های متروکه :|حماید :
یعنی خوبی ها...معنی خصلت های پسندیده هم براش اومده:)
پ.ن: دیوونه ی آیدیتم :joy:
-
@겔-나르
عارض معنیای زیادی داره که باید طبق متن انتخاب کنی:
1-شاکی ، عریضه دهنده ( گمونم توی قاضی بست داشتیم شایدم یجای دیگه که کلمش بود عرض و عرض کشی ...یادته؟)
2-رویداد ، پیش آمد
3-رخسار یا چهره که گمونم از نظر این معنیش جزو معنی های متروکه :|حماید :
یعنی خوبی ها...معنی خصلت های پسندیده هم براش اومده:)
پ.ن: دیوونه ی آیدیتم :joy:

