Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. بحث آزاد
  3. از روزای اول دانشگاهت بگو 🙂
دوست و رقیب
4
یه دوست و رقیب بیاد بخونیمو بحرفیم
بحث آزاد
کپی جزوه ها
Z
سلام دوستان من میخوام جزوه های آلا رو کپی کنم خیلی زیاده کسی جایی رو سراغ داره ؟
بحث آزاد
یلدا
M.anM
سلام بچه ها امیدوارم حالتون خوب باشه یلداتون مبارک ما که امسال تا همین یه خورده پیش شرکت بودیم و درگیر کارای سایت که درست بشه میشه چک کنید ببینید سرعتش چطور شده؟ منظورم alaatv.com هست @دانش-آموزان-آلاء @فارغ‌التحصیل
بحث آزاد
👣ردپا👣
اهوراا
Topic thumbnail image
بحث آزاد
دسته گل💐
زهرا بنده خدا 2ز
Topic thumbnail image
بحث آزاد
کارزار
A
«۳۰ نفر تا الان " ۲۵ مهر ۱۴۰۴"از درخواست اصلاح آیین‌نامه حمایت کردن، شما نفر ۳۱ باشید» https://www.karzar.net/258938
بحث آزاد
کارزار
A
بچه‌ها یه کارزار راه انداختیم برای اصلاح بند تک‌ماده و آیین‌نامه‌های ارزشیابی مدارس کشور. موضوعش خیلی مهمه چون مستقیم به نمره و آینده تحصیلی خودمون مربوط میشه اگه موافقین، لطفاً برین امضا کنین تا صدامون بیشتر شنیده بشه ️https://www.karzar.net/258938
بحث آزاد
دستاورد هایِ کوچکِ من🎈
A
سلام بچه ها امیدوارم حالتون خوب باشه و خیلی سرحال و شاد باشین خب از عنوان تاپیک یچیزایی مشخصه که قراره در مورد چی اینجا حرف بزنیم ولی بزارین توضیحات بیشتر بدم خیلی از ما یوقتایی هست که ممکنه احساس کنیم هیچ کاری نکردیم یا هیچ کاری ازمون برنمیاد و روزمون رو تلف کردیم و.. و ذهنمون ما رو با این افکار جور واجور و عجیب غریب مورد آزار قرار بده و احساس ناتوانی رو بهمون بده در حالی که در واقعیت اینطوری نیست و ما توانا تر از اون چیزی هستیم که توی ذهنمون هست اینجا قراره از موفقیت های کوچولومون حرف بزنیم و رونمایی کنیم تا به ذهنمون ثابت کنیم بفرما آقا دیدییی ما اینیم هر شب از کار های مثبت کوچولوتون بیاین و بگین و این حس مثبت و قشنگ مفید بودن رو به خودتون بدین مثلا کنکوری ها میتونن تموم شدن یه بخش از برنامه اشون رو بگن ، از انجام دادن کار هایی مثل مرتب کردن اتاق ، از گذروندن امتحانای سخت و آب دادن به گل ها و کلی کار کوچیک و مثبت دیگه منتظرتون هستم آلایی ها موفق باشین🥹️ دعوت میکنم از : @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @دانش-آموزان-آلاء @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانشجویان-درس-خون @دانشجویان-پزشکی @دانشجویان-پیراپزشکی
بحث آزاد
روز آخر ❤️
_ Reza __
سلام به همه رفقای کنکوری اومدم یه تاپیک بزنم برای روز آخر کنکور، اینجا بچه‌هایی که می‌خوان روز آخر رو مفید درس بخونن، بیان برنامه‌هاشونو پارت‌بندی شده بزارن ️ و هم اونایی که تصمیم گرفتن دیگه درس نخونن و فقط ریلکس کنن، اینجا کنار هم باشیم ، حرف بزنیم ، استرسارو بریزیم دور، انرژی مثبت بدیم و بگیریم ... اگه برنامه‌ریزی برای روز آخر داری، بیا پارت‌هات رو بزار و تا لحظه آخر تلاش کن ( مثل خودم ایده همینه چون مجبورم ) ... اگه تصمیم گرفتی دیگه فقط استراحت کنی که خیلیم عالی ... اگه دکترای پارسالی هستی و تجربه شب قبل کنکور رو داری، لطفا بیا راهنمایی کن، آرامش و انرژی بده :)) ‌ فقط یه خواهش کوچولو دارم لطفا فضای تاپیک آروم و مثبت نگه داریم چون قرار نیست با کارای دیگه اتفاق خاصی بیفته اما با اینکارا اتفاق خاصی میفته @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا
بحث آزاد
برگ انجیر.... ☘️🍀🌿
______
بِسْم رَبّ النور ️ سلام امیدوارم حال دلتون بهترین باشه..... برم سراغ حرف اصلی.... در فکر تاپیکی بودم که هر روز توش چند تا پست قشنگ بزارم و با چند تا عکس و متن نوشته و دل نوشته...... حالمون خوب بشه، انرژی بگیریم در طول روز.....️️ یه جورایی این تاپیک شبیه کانال یا چنل..... البته پست هایی که قرار بزارم برای خودم نیست و صرفا گلچینی از مطالبی که ممکنه توی فضای مجازی یا کتاب ها ببینم و بارگذاری بکنم..... اگر شما هم دوست داشتید خوشحال میشم همراه من بشید.... ️ [image: 1686940882701-img_-_.jpg] پ.ن:اسم تاپیک برگرفته از اسم یک کانالِ و در آخر دعا میکنم دلتون ذهنتون ابری باشه(:️️
بحث آزاد
رقیب
م
کسی هس ساعت مطالعه بالایی داشته باشه بخونیم این 20 روزو؟ ترجیحا دختر باشه تنهایی نمیتونم اگ یکی بود خیلی بهتر پیش میرفتم
بحث آزاد
خــــــــــودنویس
Dr-aculaD
Topic thumbnail image
بحث آزاد
کنکور1405
M
سلام به همه. من بعد از یه مدت دوباره میخوام کنکور 405 رو شرکت کنم. ولی خب کسی رو پیدا نکردم که برای سال405 باشه. و دوستی پیدا نکردم تو این زمینه. هرکی هست بیاد اینجا حرف بزنیم
بحث آزاد
تروخدا بیاین
م
دیروز اشتبا کردم سلامت نخوندم الان چیکار کنم جزوه ای میدونین یکم جمعو جور باشه کتاب اصلن خونده نمیشه خیلی زیاده
بحث آزاد
تنهایی حوصله ندارم بیاین با هم نهایی بخونیم
م
سلام بچها هر ساعتی هر درسیو خوندین بیاین بگین این ساعت اینقدر فلان درس رو خوندم انگیزه میگیریم
بحث آزاد
بخدا سوالات اونقد سخت نیستن ولی وقتی میشینم سر جلسه اعداد کوه میشن واسم
م
بچها وقتی میشینم به ارومی حل میکنم سوالاتو میدونم حل میکنم مشکلی ندارم سر جلسه انگار اصن من نخوندم ی جوری میشم میترسم از سوالا مخصوصا سوالاتی ک عدد دارن عددا جلو چشام بزرگ میشن بخدا خنده داره ولی جدی میگم
بحث آزاد
من ِ فارغ 401 هم باید زمین ترمیم کنم؟؟
م
...............
بحث آزاد
شاید شد...چه میدانی؟!
Hg L 0H
مدت هاست که از نشست غبار سرد و تیره به قلبم میگذرد مدت هاست منِ تاریکِ گم شده، در خودم به دنبال روزنه هایی از نور میگردد نفس هایم سخت به جانم می نشینند اشک هایی که سرازیر نمی شوند وجود مرا به ستوه آورده اند دوست دارم بایستم سرم را بالا بگیرم و تا زمانی که صدایم خفه شود فریاد بزنم بماند در پس پرده ی خاکستری غم بماند که چه می شود... شاید شد....چه میدانی؟!
بحث آزاد
بحث آزاد
J
دوستان من تازه وارو سایت شدم میخوام بدونم چطوری باید اسمم رو تغیر بدم درست کردم ولی باز دوباره اینو زده چیکار باید کنم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.........
بحث آزاد
تمام رو به اتمام
Hg L 0H
حس خفقان، حتی نفس کشیدن هم سخت شده گلویم فشرده تر از قبل راه هوا را بسته پروازی را آغاز کردم که در سرم مقصدش بهشتی برین بود اما اکنون و در این زمان نمیدانم کجا هستم پروازم به سمت جهنم است یا بهشت؟ میشود یا نمیشود تمام وجودم را پر کرده تمام احساسات کودکی از کوچک و بزرگ به مغزم هجوم آورده و دارد تمامِ من را آرام آرام از من میگیرد نکند اینجا جای من است؟ در سرِ کودکیِ من چنین رویایی شکل گرفته بود؟ قلبم سیاه و چشمانم تار شده اند هوای پریدن دارم اما نگار لحظه به لحظه در همان جایی قرار دارم که ایستاده بودم انگار نمیشود قدم از قدم برداشت میخواهم رها باشم از افکاری که مرا خفت میکنند و تا مرز خفه شدن من را به دنبال خود میکشانند میل به رهایی آزادی ام را هم از من گرفته... شوق پریدن آرام آرام گویی دارد تبدیل به میل سقوط میشود مبادا چنین روزی برسد... مبادا....
بحث آزاد

از روزای اول دانشگاهت بگو 🙂

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده بحث آزاد
215 دیدگاه‌ها 68 کاربران 23.0k بازدیدها 92 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • romisaR آفلاین
    romisaR آفلاین
    romisa
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط romisa انجام شده
    #136

    خب از روز ثبت نام شروع می کنم ۱۵/۱۰/۹۷
    اینجا به خاطر افزایش انگیزه بچه ها می نویسم
    تقریبا ۱.۵ نصفه شب خوابیدم :| و ۵.۵ صبح خودکار پا شدم :| هرکاری میکردم از ذوق خوابم نمیومد هی میگفتم سارا حداقل نیم ساعت بیشتر بخواب زیر چشات پف نکنه روز اولی ، هنوز کلی مونده تا بری ثبت نام ولی اخرش دیدم خوابم نمیاد پا شدم
    مدارکو روز قبلش چک کرده بودم بچه ها یادتون نره اصل مدرک متوسطه و پیش رو باید ببرید اون ابی و زرده که شبیه لوح تقدیره :|
    اونا رو حتما همراه خودتون ببرید
    خانومه برگشت گفت پسرایی که گواهی موقتشون مهر نداره باید برگردن شهرشون مهرش کنن یا اصلشو بیارن البته دخترا اشکالی نداره :| (تبعیض به نفع دخترا :| 😂 )
    خب بگذریم
    چه اتفاقایی که نیفتاد :| 😂
    من روز ثبت نام با سه تا از دوستام قرار گذاشتم ۴ نفری رفتیم اونروز دانشگاهو گذاشتیم رو سرمون 😐 یعنی جایی نبود که نگشته باشیم یا نرفته باشیم توو دانشگاه 😐 از ازمایشگاه بافت شناسی و پاتولوژی که پر میکروسکوپه بگیر تا حتی فناوری اطلاعات که پره کامپیوتره
    جالب اینجا بود که دو تا از دوستام خیلی با هم مشکل دارن یعنی وقتی همدیگرو می بینن یکی صورتشو می کنه سمت مشرق اون یکی برمیگردونه سمت مغرب 😐 ولی اونروز عجیب با هم خوب بودن 😐
    بریم سر تحویل مدارک
    اونایی که پردیس خودگردان بودن اول باید پولو پرداخت میکردن به صورت علی الحساب و کامل و بعد ثبت نامشون میکردن 😐 (جدیدا امارشو دراوردم نه میلیون 😐 ترم یک )
    بعدش اینکه ما ۸.۵ صبح رسیدیم اونجا (دقیقا سر ساعت اعلام شده ) منو باش فک میکردم اولین نفرم که ان تایم رسیدم ، نفر سی و یک بودم 😐 دیگه خودتون حدس بزنید از ساعت چند اونجا اومده بودن 😐 ولی برخلاف من و دوستام ذوقشونو توو چهره هاشون نشون نمیدادن فقط منو دوستام ازمون خوشحالی و لبخند و شادی و خنده می بارید 🙂
    موقع ثبت نام با یکی از ثبت نامی ها هم اشنا شدیم وقتی من داشتم ثبت نام میکردم دوستام تمام امارشو از خواهرش دراوردن 😐
    همیشه فک میکردم نود درصد اونایی که موفق میشن امکانات خوبی بهشون داده شده ، روز ثبت نام خلافش بهم ثابت شد ، رتبش شده بود ۶۰۰ منطقه یک از یه مدرسه عادی
    مادرشو از ده یازده سالگی در اثر بیماری اعصاب از دست داده بود و پدرش زن دوم گرفته بود یه نامادری که ازش نگم براتون 😑😥
    توو یه شرایط سختی درس خونده بود فقط درس ......
    به عشق این اومده بود پزشکی و درس خونده بود که تخصصشو مغزواعصاب بگیره .....
    واقعیت های تلخی که باعث شد منو دوستام به این بیشتر پی ببریم که با وجود مشکلات خیلی سخت هم میشه موفق شد حتی با وجود عدم حمایت عاطفی پدر و مادر ‌....
    خلاصه اینکه (میدونم خلاصه نبود 😐)
    اخرش کارت دانشجویی رو گرفتم و بعدش هم فعالش کردم
    منو دوستام تا ۱۵ دقه بعداز گرفتن کارت همدیگه رو بغل کرده بودیم از خوشحالی 🙃 جلوی همه 😐
    راجبه تغذیه هم توضیح دادن که فقط تا چهارشنبه هر هفته ساعت ۱۲ ظهر میشه کل غذای هفته بعدو رزرو کرد (فک کنم هفته بعدو یادم رفته 😐 یه هفته گرسنگی 😐 اصلا هم قبول نمیکنن اگه رزرو نکرده باشی😑)
    غذاها ارزونن ۱۳۵۰ هر کدومشون
    هرروز دو نوع غذا پخته میشه چون شاید یه دانشجو از یه غذایی خوشش نیاد اون یکی رو میتونه هفته قبلش رزرو کنه
    راستی دو تا املت هم با دوستام روز ثبت نام از دانشگاه گرفتیم اونا ازاد حساب میشن هر کدوم ۵ تومن 😐
    یه املت ۵ تومن😐
    با دوستام خوردنش خیلی چسبید 🙂 اولین املت دانشگاه 🙂 البته دوستام کم مونده بود سرش منو بزنن 😐 میگفتن سارا لقمه های کوچیک بردار واسه ما هم بذار 😐 یکمم یواشتر بخور 😐
    یکی از بهترین روزای عمرم بود 🙂🙃
    بهترین روز دانشگاهم تا الان به یاد دوستام 🙂
    امیدوارم نصیب شما هم بشه 🙂 این حس ثبت نام رشته ای که دوسش داری و براش جنگیدی و این لذت رسیدن بهش ....... خیلیییییی قشنگه
    و اینکه با دوستام رفتم خیلی بهم خوش گذشت 🙂 🙂 🙂

    • پ ن : اسپم ممنوعه 😐 ولی تودلی تگم کنید اگه چیزی بود 🙂

    برای روز ثبت نامتون از الان با همه وجود تلاششششششش کنید .....

    Dr Aryan 0D 1 پاسخ آخرین پاسخ
    97
    • بهارهب آفلاین
      بهارهب آفلاین
      بهاره
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط بهاره انجام شده
      #137

      😂 عاغا یه استادمونو دچار نوسان کردم بدجور
      جلسه اول که اومد من ردیف اول نشسته بودم هرچی سوال موال میپرسید و اینا من جواب میدادم اینم حال کرد یه مثبت عنایت کرد و گفت به نمره پایان ترم اضافه میشه
      گفتم دست خوش
      جلسه بعد خوابم میومد رفتم ردیف آخر کلاس نشستم و خوابیدم
      اسممو صدا زد گفت شما رفتین اون آخر خوابالو شدین همین جلو باشین بهتره
      جلسه بعد که امروز بود ! رفتم ردیف اول نشستم به احترام کلامش 😂
      عاغا دیگه آخرای کلاس حس کردم خیلی گشنمه راه نداشت برم بیرون کلاس با تاخیر شروع شده بود یه نفر که گفت میخوام برم بیرون استاد اجازه نداد منم دیگه اجازه نخواستم که سنگ رو یخ شم همونجا یه آبنبات از کیفم کشیدم بیرون و تا حواسش نبود گذاشتمش گوشه لپم و چه خوشمزه بود لامصب تو همین فضا بودم که دیدم نگام میکنه ... چشام به چشاش اتصالی کرد 😂 گرخیدم سعی کردم آبنباتو از گوشه لپم منتقل کنم رو زبونم و درسته قورت بدم که گفت حالا از این آبنباتا به دوستاتون هم بدین ... من نمیدونم فک کنم از ظاهرم مشخص بود که خیلی خوشمزه اس که اینو گفت 😂 ... بعد رفت ادامه درس داشتم با یه تیکه کاغذ بازی میکردم دیدم ساکت شد... من ولی ادامه دادم .. نگو صدای کاغذ رو مخش بود برگشت گفت شما همون آخر که بودی مشکلی نبودا 😂
      الان به احترام این کلامش جلسه بعد میرم اون آخر میخوابم 😂
      والا ... خلایق هرچه لایق 😂 😐

      Nothing really matters :)

      M مینا مینابم 2 پاسخ آخرین پاسخ
      58
      • بهارهب بهاره

        😂 عاغا یه استادمونو دچار نوسان کردم بدجور
        جلسه اول که اومد من ردیف اول نشسته بودم هرچی سوال موال میپرسید و اینا من جواب میدادم اینم حال کرد یه مثبت عنایت کرد و گفت به نمره پایان ترم اضافه میشه
        گفتم دست خوش
        جلسه بعد خوابم میومد رفتم ردیف آخر کلاس نشستم و خوابیدم
        اسممو صدا زد گفت شما رفتین اون آخر خوابالو شدین همین جلو باشین بهتره
        جلسه بعد که امروز بود ! رفتم ردیف اول نشستم به احترام کلامش 😂
        عاغا دیگه آخرای کلاس حس کردم خیلی گشنمه راه نداشت برم بیرون کلاس با تاخیر شروع شده بود یه نفر که گفت میخوام برم بیرون استاد اجازه نداد منم دیگه اجازه نخواستم که سنگ رو یخ شم همونجا یه آبنبات از کیفم کشیدم بیرون و تا حواسش نبود گذاشتمش گوشه لپم و چه خوشمزه بود لامصب تو همین فضا بودم که دیدم نگام میکنه ... چشام به چشاش اتصالی کرد 😂 گرخیدم سعی کردم آبنباتو از گوشه لپم منتقل کنم رو زبونم و درسته قورت بدم که گفت حالا از این آبنباتا به دوستاتون هم بدین ... من نمیدونم فک کنم از ظاهرم مشخص بود که خیلی خوشمزه اس که اینو گفت 😂 ... بعد رفت ادامه درس داشتم با یه تیکه کاغذ بازی میکردم دیدم ساکت شد... من ولی ادامه دادم .. نگو صدای کاغذ رو مخش بود برگشت گفت شما همون آخر که بودی مشکلی نبودا 😂
        الان به احترام این کلامش جلسه بعد میرم اون آخر میخوابم 😂
        والا ... خلایق هرچه لایق 😂 😐

        M آفلاین
        M آفلاین
        masoud
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط masoud انجام شده
        #138

        بهاره

        الان چی بهت بگم

        بهارهب 1 پاسخ آخرین پاسخ
        7
        • M masoud

          بهاره

          الان چی بهت بگم

          بهارهب آفلاین
          بهارهب آفلاین
          بهاره
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #139

          masoud در از روزای اول دانشگاهت بگو 🙂 گفته است:

          بهاره

          الان چی بهت بگم

          :face_savouring_delicious_food: 🐝

          Nothing really matters :)

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          5
          • بهارهب آفلاین
            بهارهب آفلاین
            بهاره
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #140

            عاغا یکی از ویژگی هایی که من دارم اینه که خسته که بشم یا خوابم بیاد دیگه اختیار زبونم دست خودم نیس گیج میشم گیییج ... نگم که چه اتفاقایی افتاد 😂 البته همشونو یادم نمیاد
            سر زایمان عوض اینکه حواسم به زایمان باشه عین پسرای هیزززز فقططط ماماهارو دید میزدم و مقایسه میکردم این فیسش خوشگلتره اون اندامش بهتره این فلان و اون بهمان و یعنی ذهنم متلاشی شده بود رو اون دونفر که بعد سه نفر شدن و اون نفر سومی دلمو با خودش برد گیرداده بودم من اگه پسر بودم اینو میگرفتم 😂
            استاد هم منو فرستاد گفت برو علائم حیاتیه مادرو چک کن که سرگرم شم😂
            از اون طرف یه بیمار سفارشی اومده بود از همون اول به ما گفتن این سفارشیه دانشجوها دستکاریش نکنین ... ورود همراه به لیبر ممنوعه بعد واسه این سفارشیه راه به راه همراه میومد
            استاد داشت یه مطلبیو توصیح میداد که یه دختره اومد از همراهای همون سفارشی ... من یهو برگشتم دیدمش گفتم جووووون 😂
            استاد هم گفت پاشو پاشو😂 برو کنترکشن صفورا رو چک کن
            صفورا مریض پستیت بود باید زایمان میکرد ولی درد نداشت به اون صورت که وارد فاز زایمان بشه
            رفتم دیدم هر دو دقیقه یه نفرو میفرستاد دنبال من که چک کنن خوابم نبرده باشه 😂
            رفتم به استاد گفتم چشام باز نمیشه استاد 😐
            گفت باشه خسته نباشین 😂 (یعنی میتونین برین)
            منم پاشدم و با سرعت میگ میگ رفتم سمت خروجی چیزی نمونده بود با همون دمپایی های لیبر از بخش خارج شم و خودمو بدبخت کنم (دمپایی های همه پرسنل لیبر باید استریل باشن این از اون باید هایی که اگه رعایت نکنی حذف واحدی)که دوستام نجاتم دادن 😂
            دم در دوستم به نگهبان گفت خسته نباشی من گفتم الهی خسته بشی 😂 شنید بنده خدا 😐 😐
            دم در یه خانومه بودش مسئول نمیدونم چی چی ... اسمامونو پرسید
            به منکه رسید شاید باورتون نشه خیلی جدی گفتم ۹۸۲۸😐
            دیگه دوستم اسممو بهش گفت 😂 گیر داده بود از این به بعد تو بهار نیستی ۹۸۲۸ ای😐
            حالا بماند که در حال حرف زدن با دوستم خوابم برد 😂

            نتیجه اخلاقی : برین رشته ریاضی بخونین مهندس شین قید مشاغل بیمازستانی رو بزنین که بحث از صافی دهان و بدن خستگی گذشته ... رُستونو میکشن ...نگین نگفتی

            Nothing really matters :)

            فاطمه موسوی 0ف 1 پاسخ آخرین پاسخ
            32
            • romisaR آفلاین
              romisaR آفلاین
              romisa
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #141

              ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۱۶۳۶.jpg
              ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۵۰۲۶.jpg

              ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۱۶۴۰(0).jpg
              ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۵۰۳۷.jpg
              ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۱۹۳۴.jpg

              ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۱۹۲۴.jpg

              از همه آزمایشگاه بیوشیمی عکس گرفتم
              آزمایش های رنگی رنگی
              دیدن واکنش های مختلف
              دیدن ساختار بعضی از مولکول ها زیر میکروسکوپ بعد از انجام واکنش
              .......
              تا خودت تجربش نکنی درک نمی کنی حرفامو.....
              هنوز جاهای قشنگ ترش توو آزمایشگاه بافت شناسی و .... مونده 🙂

              MM.zahedM M 2 پاسخ آخرین پاسخ
              38
              • romisaR romisa

                ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۱۶۳۶.jpg
                ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۵۰۲۶.jpg

                ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۱۶۴۰(0).jpg
                ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۵۰۳۷.jpg
                ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۱۹۳۴.jpg

                ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۱۹۲۴.jpg

                از همه آزمایشگاه بیوشیمی عکس گرفتم
                آزمایش های رنگی رنگی
                دیدن واکنش های مختلف
                دیدن ساختار بعضی از مولکول ها زیر میکروسکوپ بعد از انجام واکنش
                .......
                تا خودت تجربش نکنی درک نمی کنی حرفامو.....
                هنوز جاهای قشنگ ترش توو آزمایشگاه بافت شناسی و .... مونده 🙂

                MM.zahedM آفلاین
                MM.zahedM آفلاین
                MM.zahed
                رتبه های آلاخونه فارغ التحصیلان آلاء
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #142

                romisa چه کار خوبی کاش همه این کار رو بکنن

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                5
                • romisaR romisa

                  ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۱۶۳۶.jpg
                  ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۵۰۲۶.jpg

                  ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۱۶۴۰(0).jpg
                  ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۵۰۳۷.jpg
                  ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۱۹۳۴.jpg

                  ۲۰۱۹۰۳۰۹_۱۳۱۹۲۴.jpg

                  از همه آزمایشگاه بیوشیمی عکس گرفتم
                  آزمایش های رنگی رنگی
                  دیدن واکنش های مختلف
                  دیدن ساختار بعضی از مولکول ها زیر میکروسکوپ بعد از انجام واکنش
                  .......
                  تا خودت تجربش نکنی درک نمی کنی حرفامو.....
                  هنوز جاهای قشنگ ترش توو آزمایشگاه بافت شناسی و .... مونده 🙂

                  M آفلاین
                  M آفلاین
                  mrf
                  اخراج شده
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #143

                  romisa سلام.
                  چی میخونی؟کدوم دانشگاه هستید...کرج نیست ؟؟؟

                  romisaR 1 پاسخ آخرین پاسخ
                  7
                  • M mrf

                    romisa سلام.
                    چی میخونی؟کدوم دانشگاه هستید...کرج نیست ؟؟؟

                    romisaR آفلاین
                    romisaR آفلاین
                    romisa
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط romisa انجام شده
                    #144

                    mrf
                    بله کرجه

                    واسه اینکه اسپم نشه یه خاطره دیگه هم میگم
                    اونروز یکی از اساتید برگشت به عربای کلاسمون گفت حرفامو متوجه میشید وقتی درس میدم؟
                    اون بنده خدا هم میخواست بگه تند حرف می زنید
                    برگشت گفت : زیاد ، حرف ، می زنید 😐
                    خلاصه کل کلاس و خود استاد همه رفت رو هوا از خنده😐😂
                    استاد هم برگشت گفت این چیزی که گفتی یه ضرب المثله توو فارسی واسه اونایی که حرف مفت زیاد میگن
                    دوباره کلاس رفت رو هوا😐😂

                    Z 1 پاسخ آخرین پاسخ
                    36
                    • romisaR آفلاین
                      romisaR آفلاین
                      romisa
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط romisa انجام شده
                      #145

                      امروز جلسه اول فیزیولوژی رو داشتیم
                      همه دانشگاه بد میگفتن از این اکیپ ۴ نفره گروه فیزیولوژی
                      ۴ تا استاد دریغ از ۰.۰۰۰۰۰۱ ارفاق
                      دختره با ۹.۸۵ افتاده بود
                      استادای سخت گیری که درک مفهوم فیزیولوژی براشون مهمه و سوالای تحلیلی سختی میدن و مطمئنا با حفظ کردن نمیشه بهش جواب داد
                      برای اولین بار خواب موندم و ساعت ۷ تازه بیدار شدم
                      نمی دونم با چه سرعتی خودمو رسوندم دانشگاه و هی دعا میکردم دیر نرسم استاد اولین جلسه رام نده سر کلاس
                      دیر نرسیدم🙂
                      درسی که ترم اول فقط ۶ جلسه برگزار میشه و با توجه به تعداد جلساتش یه غیبت مساوی با صفره😐
                      مهمترین درس دوران علوم پایه😐 که حتی امروز ده نفر از ترم دوای ها ترم یکش رو که اسونترین جاش محسوب میشه افتاده بودن یعنی سلول و....
                      مهم نیست چقد سخت میگیرن و چقد سخت میشه حجمش ترمای دیگه
                      مهم اینه برای من شیرین ترین درسه🙂 (زیست دبیرستان در سطح وسیع)

                      کتابشو از یکی از ترم بالاییا خریدم(بماند که اونم خریدش داستان شد😐😂)

                      پریروز نوشتن جزوه بافت شناسی به عهده من و هم گروهیم بود
                      ایشون هی میگفت خانم فلانی شما زحپتشو بکشید دیگه کامل می نویسید
                      منم میگفتم نه اختیار دارید شما خلاصه و مفید می نویسید
                      بعد اون نه کار شما عالیه😐
                      من: نه شما یه ساعت اولو بنویسید نیم ساعت آخر با من😐😂
                      اون :اخه این شکلی که اذیت میشید😐
                      اخرش خودش گفت نصف نصف منم قبول کردم ولی همین که به اینجا رسیدیم استاد دادش دراومد. داشت می پرسید از بچه ها
                      یهو گفت میرشکار فلانی چه خبره اینقد چک و چونه می زنید سر جزوه نوشتن😐 از وقتی اومدم دارید بحث می کنید
                      یهو یکی از بچه های شوخ کلاس گفت استاد از هردوتاشون بپرسید😐 استاد هم معطل نکرد😐
                      خلاصه با تقلب رسوندن یکی دیگه از بچه ها تونستم به سوال جواب بدم😐
                      اخرشم استاد از اونی که هی بقیه رو میگفت پرسید حالا خودت جواب بده ببینم😐😂😂
                      استاد بافت شناسی دکتر پروری یه خانم مسن و مهربون اما سختگیر که همه بچه ها دوسش دارن و معاون آموزش هم هست
                      یه دفه بچه ها دیر اومدن بعضیاشون(از تهران با مترو یکم سخته رفت و امد) برای همشون غیبت گذاشت😐
                      هنوزم کلی خاطره قشنگ دیگه هست که کم کم میگم براتون😐😂
                      پ ن : برای رسیدن به لحظه هایی که همیشه انتظارشو می کشیدی تلاش کن...

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      37
                      • romisaR آفلاین
                        romisaR آفلاین
                        romisa
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #146

                        امروز آداب داشتیم همون اخلاق پزشکی و اینا
                        تک تک بچه ها باید تئاتر پزشک و بیمار توو گروه های دونفره جلوی استاد و بچه های کلاس بازی می کردن
                        من نقش بیمار دیابتی ۲۹ ساله متاهل که رئیس شرکت بیمست رو داشتم😐
                        حالا بماند که عجب زنگی بود😐😂😂

                        زنگ قبلش هم زبان داشتیم بعد استاد از هرکی می پرسید بعدش میگفت از یک تا ۳۳ یه شماره انتخاب کن که ازش بپرسم
                        بچه هامون چن نفر با هم لج کردن هروقت استادا اینطوری میگن زوم می کنن رو یه شماره های خاصی😐😂😂

                        بعدش بعضیامون رفتیم انجمن سلول های بنیادی
                        برای آموزش مقدمات تحقیق در این زمینه
                        یه توضیحاتی داد که خیلی علاقمندتر از قبل شدم بهش🙂

                        پ ن : از دیروز یه جمله از استاد فیزیولوژیمون ذهنمو درگیر کرده
                        گفت ادم توو جای کوچیک کوچیک میشه توو جای بزرگ بزرگ
                        منظورش دانشکده و دانشگاهمون بود که ....‌‌
                        ناامیدکننده بود حرفش اما......هنوزم میشه هرچند سخته.....
                        %(#ff0000)[برای دانشگاهای رده بالا تلاش کنید]

                        Z Mahbobeh ZareM 2 پاسخ آخرین پاسخ
                        34
                        • my nameM آفلاین
                          my nameM آفلاین
                          my name
                          تجربی
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #147

                          پست هارو بخونید انگیزه میگیرید 😉👌
                          دانش-آموزان-آلاء
                          دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا
                          دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
                          تجربیا ریاضیا

                          "اسلام"
                          ب ذات خود ندارد عیبی
                          هر عیب که هست
                          از مسلمانی ماست💔

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          11
                          • my nameM آفلاین
                            my nameM آفلاین
                            my name
                            تجربی
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط my name انجام شده
                            #148

                            شمام لطفا از روزای اول دانشگاهتون (یا هر خاطره جالبی ک تو دانشگاه داشتین )بگین 😀🌹🙏🙏🙏
                            فارغ-التحصیلان-آلاء
                            رتبه-های-انجمن-آلاء
                            حامیان-آلاء-مشاور

                            "اسلام"
                            ب ذات خود ندارد عیبی
                            هر عیب که هست
                            از مسلمانی ماست💔

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            8
                            • بهارهب بهاره

                              عاغا یکی از ویژگی هایی که من دارم اینه که خسته که بشم یا خوابم بیاد دیگه اختیار زبونم دست خودم نیس گیج میشم گیییج ... نگم که چه اتفاقایی افتاد 😂 البته همشونو یادم نمیاد
                              سر زایمان عوض اینکه حواسم به زایمان باشه عین پسرای هیزززز فقططط ماماهارو دید میزدم و مقایسه میکردم این فیسش خوشگلتره اون اندامش بهتره این فلان و اون بهمان و یعنی ذهنم متلاشی شده بود رو اون دونفر که بعد سه نفر شدن و اون نفر سومی دلمو با خودش برد گیرداده بودم من اگه پسر بودم اینو میگرفتم 😂
                              استاد هم منو فرستاد گفت برو علائم حیاتیه مادرو چک کن که سرگرم شم😂
                              از اون طرف یه بیمار سفارشی اومده بود از همون اول به ما گفتن این سفارشیه دانشجوها دستکاریش نکنین ... ورود همراه به لیبر ممنوعه بعد واسه این سفارشیه راه به راه همراه میومد
                              استاد داشت یه مطلبیو توصیح میداد که یه دختره اومد از همراهای همون سفارشی ... من یهو برگشتم دیدمش گفتم جووووون 😂
                              استاد هم گفت پاشو پاشو😂 برو کنترکشن صفورا رو چک کن
                              صفورا مریض پستیت بود باید زایمان میکرد ولی درد نداشت به اون صورت که وارد فاز زایمان بشه
                              رفتم دیدم هر دو دقیقه یه نفرو میفرستاد دنبال من که چک کنن خوابم نبرده باشه 😂
                              رفتم به استاد گفتم چشام باز نمیشه استاد 😐
                              گفت باشه خسته نباشین 😂 (یعنی میتونین برین)
                              منم پاشدم و با سرعت میگ میگ رفتم سمت خروجی چیزی نمونده بود با همون دمپایی های لیبر از بخش خارج شم و خودمو بدبخت کنم (دمپایی های همه پرسنل لیبر باید استریل باشن این از اون باید هایی که اگه رعایت نکنی حذف واحدی)که دوستام نجاتم دادن 😂
                              دم در دوستم به نگهبان گفت خسته نباشی من گفتم الهی خسته بشی 😂 شنید بنده خدا 😐 😐
                              دم در یه خانومه بودش مسئول نمیدونم چی چی ... اسمامونو پرسید
                              به منکه رسید شاید باورتون نشه خیلی جدی گفتم ۹۸۲۸😐
                              دیگه دوستم اسممو بهش گفت 😂 گیر داده بود از این به بعد تو بهار نیستی ۹۸۲۸ ای😐
                              حالا بماند که در حال حرف زدن با دوستم خوابم برد 😂

                              نتیجه اخلاقی : برین رشته ریاضی بخونین مهندس شین قید مشاغل بیمازستانی رو بزنین که بحث از صافی دهان و بدن خستگی گذشته ... رُستونو میکشن ...نگین نگفتی

                              فاطمه موسوی 0ف آفلاین
                              فاطمه موسوی 0ف آفلاین
                              فاطمه موسوی 0
                              تجربی
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #149

                              بهاره ای جان شما رشتتون ماماییه😍😍

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              5
                              • C آفلاین
                                C آفلاین
                                chichak am
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #150

                                از روزای اول کلاس انلاین دانشگاهت بگو😁
                                فارغ-التحصیلان-آلاء ⭐ 🌻
                                رتبه-های-انجمن-آلاء ⭐ 🌻
                                دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا ⭐ 🌻
                                دانش-آموزان-نظام-قدیم-آلا ⭐🌻
                                دانش-آموزان-آلاء ⭐ 🌻

                                فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَةِ أَعْیُنٍ

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                7
                                • maryam111M آفلاین
                                  maryam111M آفلاین
                                  maryam111
                                  فارغ التحصیلان آلاء
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
                                  #151

                                  سلاااااامممممم😁😁 اومدم که بهتون از روزای اول مجازی و روزای اول حضوری بگم😉
                                  روزای اول مجازی خب یه گروه تلگرامی و واتساپی داشتیم و کلیییی شلوغ بود همه در حال شناختن همدیگه بودن و معمولا اسما اون وسط گم میشد و چند روز طول کشید که همدیگه رو بشناسیم حالا بگم که هنوز خیلیا فامیل منو اشتباه میگن🙄.یه درسی بعنوان اخلاق پرستاری داریم که استاد گفت از خودتون یه فیلم بگیرید و از خودتون یه بیوگرافی بگید😊حدود یک ماه فقط ما فیلمای معرفی بچه ها رو دیدیم و بیشتر باهم آشنا میشدیم.خیلی خوب بود چون اینطوری هم همدیگه رو میدیدیم و هم با خصوصیات هم آشنا میشدیم😇 راستی تو فیلم معرفیم از آلاء هم گفتم😁
                                  اما اما اما بهتون بگم روزای اول دانشگاه معمولا خیلی بحث میشه تو کلاس و ممکنه این بحثا حتی تا ترم ۳ یا بالاتر هم طول بکشه 🙄فقط باید حواستون باشه که خودتون رو درگیر حاشیه نکنید🤗
                                  و اماااا حضوری دیدن دانشگاه رو بگم براتون😍
                                  خیلی حس خوبی داره واقعا...ولی من اسمش رو میذارم برزخ چون واقعا یه جایی از زندگی ایستادی که فکر میکنی دیگه بزرگ شدی و باید روی پای خودت وایستی از یه طرفم هنوز دلت میخواد کوچیک باشی و حس میکنی هنوز راه داری تا بزرگ شدن😅
                                  روز اول ما سرخوشانه آماده شدیم و سرخوشانه تر روپوش سفید رو انداختیم روی دستمون و د برو که رفتیم😅منتظر موندیم تا سرویس بیاد کلاسمون ساعت یه ربع به هشت شروع میشد اما سرویس تازه یه ربع به هشت اومد و یه ربع هم تو راه بودیم تا رسیدیم🤦‍♀️با خودمون گفتیم هیچی دیگه همین جلسه اول استاد یه چیزی بهمون میگه چون یکم سختگیرن😑ولی خدا رو شکر برخورد استاد خیلی خوب بود و به قول یزدیا خشوک بود😜😂
                                  اول برامون صحبت کردن درباره قوانین کلاس بعد به گروه تقسیم شدیم و خدا رو شکر گروه خوبی گیرمون افتاد😊بعد از کلاس اول یه تایم استراحت بهمون دادن و ما رفتیم تو محوطه دانشکده(دانشکدمون خیلیی خوشگلههه😍حالا سر فرصت چند تا عکس میذارم براتون)تو حیاط همه درحال شناسایی همدیگه از روی ماسک بودن😷 《عه تو اونی که تو گروه اسمش فلان بود؟؟》 《ها راستی اسمت چی بود تو فیلم معرفیت گفته بودی...》《آخ تو اونی که پروفایلت گل محمدی بود؟؟خدا لعنتت کنه فیلم معرفیتم نفرستادی هی درگیر بودم ببینم کی هستی🤨😒》خیلی باحال بود آدمایی که تو مجازی دیده بودیشون الان حضوری باید تعیین هویت میکردی😂😂بعدش رفتیم دور و بر دانشکده رو گشتیم تاب و سرسره داریم🤣آلاچیق های خوشگل با برگای پاییزی که ریخته روی زمین🥰درختای بلند🤩دانشکده یه آینه معروف داره که تقریبا تمامی نسل هایی که اومدن این دانشکده باهاش عکس گرفتن😂ماهم برای اینکه وظیفه مون رو انجام داده باشیم همون روز اول عکسو گرفتیم😂بعدم رفتیم کلاس بعدی و ساعت ۱۱ونیم کلاسا تموم شد😄با اعتماد به نفس خیلی خیلی بالا دوربینا از دستمون نمیفتاد و تا وقتی که سرویس اومد عکس گرفتیم و تاب بازی کردیم🤣خلاصه که خیلی خوش گذشت حالا بازم براتون میگم از این جلسات کلاسا که چیکار کردیم و چیا یاد گرفتیم و چه حسی داشت😉امیدوارم این حس رو تو رشته ای که دوست دارید تجربه کنید🙂من اول رشتمو دوست نداشتم ولی الان کم کم دارم عاشقش میشم😍😍

                                  ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                                  Niloofar GhiasiN یسنای 2 پاسخ آخرین پاسخ
                                  44
                                  • maryam111M maryam111

                                    سلاااااامممممم😁😁 اومدم که بهتون از روزای اول مجازی و روزای اول حضوری بگم😉
                                    روزای اول مجازی خب یه گروه تلگرامی و واتساپی داشتیم و کلیییی شلوغ بود همه در حال شناختن همدیگه بودن و معمولا اسما اون وسط گم میشد و چند روز طول کشید که همدیگه رو بشناسیم حالا بگم که هنوز خیلیا فامیل منو اشتباه میگن🙄.یه درسی بعنوان اخلاق پرستاری داریم که استاد گفت از خودتون یه فیلم بگیرید و از خودتون یه بیوگرافی بگید😊حدود یک ماه فقط ما فیلمای معرفی بچه ها رو دیدیم و بیشتر باهم آشنا میشدیم.خیلی خوب بود چون اینطوری هم همدیگه رو میدیدیم و هم با خصوصیات هم آشنا میشدیم😇 راستی تو فیلم معرفیم از آلاء هم گفتم😁
                                    اما اما اما بهتون بگم روزای اول دانشگاه معمولا خیلی بحث میشه تو کلاس و ممکنه این بحثا حتی تا ترم ۳ یا بالاتر هم طول بکشه 🙄فقط باید حواستون باشه که خودتون رو درگیر حاشیه نکنید🤗
                                    و اماااا حضوری دیدن دانشگاه رو بگم براتون😍
                                    خیلی حس خوبی داره واقعا...ولی من اسمش رو میذارم برزخ چون واقعا یه جایی از زندگی ایستادی که فکر میکنی دیگه بزرگ شدی و باید روی پای خودت وایستی از یه طرفم هنوز دلت میخواد کوچیک باشی و حس میکنی هنوز راه داری تا بزرگ شدن😅
                                    روز اول ما سرخوشانه آماده شدیم و سرخوشانه تر روپوش سفید رو انداختیم روی دستمون و د برو که رفتیم😅منتظر موندیم تا سرویس بیاد کلاسمون ساعت یه ربع به هشت شروع میشد اما سرویس تازه یه ربع به هشت اومد و یه ربع هم تو راه بودیم تا رسیدیم🤦‍♀️با خودمون گفتیم هیچی دیگه همین جلسه اول استاد یه چیزی بهمون میگه چون یکم سختگیرن😑ولی خدا رو شکر برخورد استاد خیلی خوب بود و به قول یزدیا خشوک بود😜😂
                                    اول برامون صحبت کردن درباره قوانین کلاس بعد به گروه تقسیم شدیم و خدا رو شکر گروه خوبی گیرمون افتاد😊بعد از کلاس اول یه تایم استراحت بهمون دادن و ما رفتیم تو محوطه دانشکده(دانشکدمون خیلیی خوشگلههه😍حالا سر فرصت چند تا عکس میذارم براتون)تو حیاط همه درحال شناسایی همدیگه از روی ماسک بودن😷 《عه تو اونی که تو گروه اسمش فلان بود؟؟》 《ها راستی اسمت چی بود تو فیلم معرفیت گفته بودی...》《آخ تو اونی که پروفایلت گل محمدی بود؟؟خدا لعنتت کنه فیلم معرفیتم نفرستادی هی درگیر بودم ببینم کی هستی🤨😒》خیلی باحال بود آدمایی که تو مجازی دیده بودیشون الان حضوری باید تعیین هویت میکردی😂😂بعدش رفتیم دور و بر دانشکده رو گشتیم تاب و سرسره داریم🤣آلاچیق های خوشگل با برگای پاییزی که ریخته روی زمین🥰درختای بلند🤩دانشکده یه آینه معروف داره که تقریبا تمامی نسل هایی که اومدن این دانشکده باهاش عکس گرفتن😂ماهم برای اینکه وظیفه مون رو انجام داده باشیم همون روز اول عکسو گرفتیم😂بعدم رفتیم کلاس بعدی و ساعت ۱۱ونیم کلاسا تموم شد😄با اعتماد به نفس خیلی خیلی بالا دوربینا از دستمون نمیفتاد و تا وقتی که سرویس اومد عکس گرفتیم و تاب بازی کردیم🤣خلاصه که خیلی خوش گذشت حالا بازم براتون میگم از این جلسات کلاسا که چیکار کردیم و چیا یاد گرفتیم و چه حسی داشت😉امیدوارم این حس رو تو رشته ای که دوست دارید تجربه کنید🙂من اول رشتمو دوست نداشتم ولی الان کم کم دارم عاشقش میشم😍😍

                                    Niloofar GhiasiN آفلاین
                                    Niloofar GhiasiN آفلاین
                                    Niloofar Ghiasi
                                    دانش آموزان آلاء
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #152

                                    maryam111 خیل باحال بود 👌
                                    انشالله ما هم تجربه کنیم😊

                                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    5
                                    • maryam111M maryam111

                                      سلاااااامممممم😁😁 اومدم که بهتون از روزای اول مجازی و روزای اول حضوری بگم😉
                                      روزای اول مجازی خب یه گروه تلگرامی و واتساپی داشتیم و کلیییی شلوغ بود همه در حال شناختن همدیگه بودن و معمولا اسما اون وسط گم میشد و چند روز طول کشید که همدیگه رو بشناسیم حالا بگم که هنوز خیلیا فامیل منو اشتباه میگن🙄.یه درسی بعنوان اخلاق پرستاری داریم که استاد گفت از خودتون یه فیلم بگیرید و از خودتون یه بیوگرافی بگید😊حدود یک ماه فقط ما فیلمای معرفی بچه ها رو دیدیم و بیشتر باهم آشنا میشدیم.خیلی خوب بود چون اینطوری هم همدیگه رو میدیدیم و هم با خصوصیات هم آشنا میشدیم😇 راستی تو فیلم معرفیم از آلاء هم گفتم😁
                                      اما اما اما بهتون بگم روزای اول دانشگاه معمولا خیلی بحث میشه تو کلاس و ممکنه این بحثا حتی تا ترم ۳ یا بالاتر هم طول بکشه 🙄فقط باید حواستون باشه که خودتون رو درگیر حاشیه نکنید🤗
                                      و اماااا حضوری دیدن دانشگاه رو بگم براتون😍
                                      خیلی حس خوبی داره واقعا...ولی من اسمش رو میذارم برزخ چون واقعا یه جایی از زندگی ایستادی که فکر میکنی دیگه بزرگ شدی و باید روی پای خودت وایستی از یه طرفم هنوز دلت میخواد کوچیک باشی و حس میکنی هنوز راه داری تا بزرگ شدن😅
                                      روز اول ما سرخوشانه آماده شدیم و سرخوشانه تر روپوش سفید رو انداختیم روی دستمون و د برو که رفتیم😅منتظر موندیم تا سرویس بیاد کلاسمون ساعت یه ربع به هشت شروع میشد اما سرویس تازه یه ربع به هشت اومد و یه ربع هم تو راه بودیم تا رسیدیم🤦‍♀️با خودمون گفتیم هیچی دیگه همین جلسه اول استاد یه چیزی بهمون میگه چون یکم سختگیرن😑ولی خدا رو شکر برخورد استاد خیلی خوب بود و به قول یزدیا خشوک بود😜😂
                                      اول برامون صحبت کردن درباره قوانین کلاس بعد به گروه تقسیم شدیم و خدا رو شکر گروه خوبی گیرمون افتاد😊بعد از کلاس اول یه تایم استراحت بهمون دادن و ما رفتیم تو محوطه دانشکده(دانشکدمون خیلیی خوشگلههه😍حالا سر فرصت چند تا عکس میذارم براتون)تو حیاط همه درحال شناسایی همدیگه از روی ماسک بودن😷 《عه تو اونی که تو گروه اسمش فلان بود؟؟》 《ها راستی اسمت چی بود تو فیلم معرفیت گفته بودی...》《آخ تو اونی که پروفایلت گل محمدی بود؟؟خدا لعنتت کنه فیلم معرفیتم نفرستادی هی درگیر بودم ببینم کی هستی🤨😒》خیلی باحال بود آدمایی که تو مجازی دیده بودیشون الان حضوری باید تعیین هویت میکردی😂😂بعدش رفتیم دور و بر دانشکده رو گشتیم تاب و سرسره داریم🤣آلاچیق های خوشگل با برگای پاییزی که ریخته روی زمین🥰درختای بلند🤩دانشکده یه آینه معروف داره که تقریبا تمامی نسل هایی که اومدن این دانشکده باهاش عکس گرفتن😂ماهم برای اینکه وظیفه مون رو انجام داده باشیم همون روز اول عکسو گرفتیم😂بعدم رفتیم کلاس بعدی و ساعت ۱۱ونیم کلاسا تموم شد😄با اعتماد به نفس خیلی خیلی بالا دوربینا از دستمون نمیفتاد و تا وقتی که سرویس اومد عکس گرفتیم و تاب بازی کردیم🤣خلاصه که خیلی خوش گذشت حالا بازم براتون میگم از این جلسات کلاسا که چیکار کردیم و چیا یاد گرفتیم و چه حسی داشت😉امیدوارم این حس رو تو رشته ای که دوست دارید تجربه کنید🙂من اول رشتمو دوست نداشتم ولی الان کم کم دارم عاشقش میشم😍😍

                                      یسنای آفلاین
                                      یسنای آفلاین
                                      یسنا
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #153

                                      maryam111 سلام خیلی خوبه که اومدی نوشتی .خاطره روزهای اول دانشگاه(چه حضوری و چه اینترنتی و مجازی) قشنگه

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      3
                                      • بهارهب بهاره

                                        😂 عاغا یه استادمونو دچار نوسان کردم بدجور
                                        جلسه اول که اومد من ردیف اول نشسته بودم هرچی سوال موال میپرسید و اینا من جواب میدادم اینم حال کرد یه مثبت عنایت کرد و گفت به نمره پایان ترم اضافه میشه
                                        گفتم دست خوش
                                        جلسه بعد خوابم میومد رفتم ردیف آخر کلاس نشستم و خوابیدم
                                        اسممو صدا زد گفت شما رفتین اون آخر خوابالو شدین همین جلو باشین بهتره
                                        جلسه بعد که امروز بود ! رفتم ردیف اول نشستم به احترام کلامش 😂
                                        عاغا دیگه آخرای کلاس حس کردم خیلی گشنمه راه نداشت برم بیرون کلاس با تاخیر شروع شده بود یه نفر که گفت میخوام برم بیرون استاد اجازه نداد منم دیگه اجازه نخواستم که سنگ رو یخ شم همونجا یه آبنبات از کیفم کشیدم بیرون و تا حواسش نبود گذاشتمش گوشه لپم و چه خوشمزه بود لامصب تو همین فضا بودم که دیدم نگام میکنه ... چشام به چشاش اتصالی کرد 😂 گرخیدم سعی کردم آبنباتو از گوشه لپم منتقل کنم رو زبونم و درسته قورت بدم که گفت حالا از این آبنباتا به دوستاتون هم بدین ... من نمیدونم فک کنم از ظاهرم مشخص بود که خیلی خوشمزه اس که اینو گفت 😂 ... بعد رفت ادامه درس داشتم با یه تیکه کاغذ بازی میکردم دیدم ساکت شد... من ولی ادامه دادم .. نگو صدای کاغذ رو مخش بود برگشت گفت شما همون آخر که بودی مشکلی نبودا 😂
                                        الان به احترام این کلامش جلسه بعد میرم اون آخر میخوابم 😂
                                        والا ... خلایق هرچه لایق 😂 😐

                                        مینا مینابم آفلاین
                                        مینا مینابم آفلاین
                                        مینا میناب
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #154

                                        بهاره راضیه دهقانی

                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        0
                                        • maryam111M آفلاین
                                          maryam111M آفلاین
                                          maryam111
                                          فارغ التحصیلان آلاء
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
                                          #155

                                          سلام سلااام😛
                                          قرار بود یه سری عکس دیگه از دانشکده بذارم اومدم که بذارم😅
                                          20210123_141629.jpg
                                          خب این بزرگواری که تو تصویر میبینید ماکت دوست داشتنی اتاق پراتیک هستند (البته ۶ تا هستن این یکیشونه) ینی انقدر که این خاطر خواه داشت ملکه الیزابت نداشته تا حالا🙄
                                          از اساتید محترم گرفته تا مسئول اسکیل لب و مدیر گروه پرستاری حواسشون بود که چیزیش نشه ... چون نو بود تازه خریده بودنشون😂 روز اول بهمون گفتن این ماکتایی که میبینید اینجا رو تخت خوابیدن دونه ای ۷۰ میلیون هزینه برده واسه دانشکده حواستون باشه بلایی سرشون نیارید وقتی هم از اینجا میرید بیرون مرتبشون کنید و موهاشونو شونه کنید زشته مریض نامرتب و کثیف بمونه تو تخت😂 چیزی هم بهشون تزریق نکنید یه وقت که با اشد مجازات رو به رو خواهید شد😏

                                          ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          33
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 6
                                          • 7
                                          • 8
                                          • 9
                                          • 10
                                          • 11
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع