Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. بحث آزاد
  3. غیر درسی
  4. هفته های خوشحالی
هرچی تودلته بریز بیرون7
M.anM
به نام خداوند بخشنده مهربان سلام ...اینجا از هرچی اذیتتون میکنه بگید وبزارین تخلیه شین...از موانع درس خوندنتون بگید تاباهم براش راه حل پیداکنیم....برعکس از خوشحالی هاتون هم بگید...از چیز هایی بگید که باعث شده باعلاقه وقتتون رو صرف مطالعه کنید...موفق باشید وامیدوارم تاروز کنکور کلی اتفاقای خوب براتون بیفته که شمارو به سمت پیروزی ببره... رعایت قوانین تاپیک برای همه الزامی می باشد بحث سیاسی، اعتقادی و تنش زا ممنوع پرسیدن سوال درسی و مشاوره ای ممنوع پرهیز از توهین و بی احترامی و استفاده از الفاظ نامناسب پرهیز از قرار دادن متن ، آهنگ و... با محتوای نامناسب مواظب شوخی هاتون باشید هر شوخی مناسب محیط انجمن نیست همه ی گویش ها و زبان ها برای همه ما آلایی ها با ارزش هستند پس برای احترام به هم فقط فارسی صحبت کنید سبز باشید و سربلند
غیر درسی
گلچینی کوتاه از کتاب های معروف
Mr. PerfectM
سلام دوستان هدفم از زدن این تاپیک اینکه: 🕙شبی حداقل یک_دقیقه_کتاب بخوانیم📚 لطفا شما هم در این مسیر یارا باشید. تا حداقل شبی یه قطره از اقیانوس علم را به معلومات خود بیافزاییم.
غیر درسی
هفته های خوشحالی
M.anM
Topic thumbnail image
غیر درسی
بویِ امید ✨
S.daniyal hosseinyS
راستش بعد از موضوعِ «قشنگ‌ترین تعریف»، یه‌وقتایی می‌شد که یه‌چیزی رو می‌خواستم درونش بنویسم ولی می‌دیدم این یه «تعریف» نیست. برای همین تصمیم گرفتم این موضوع رو ایجاد کنم. ‌ اینجا بیاین از لحظه‌هاتون بنویسین. از یه «آن». از اون لحظه‌ای که انگار همه‌چیز در به‌جاترین شکل ممکن خودش بود. مثل اون لحظه‌ای که دوتا قطعه رو جا می‌زنن و صدای جا رفتنش به جون آدم جلا می‌ده. اینجا از اون لحظه‌ای بنویسین که انگار دنیا حتی برای یک‌لحظه مال شما بود. ‌ از یه‌ خط چشم که امروز درست کشیدی، از اینکه امروز کیک پختی و خوشمزه شده، از اینکه امروز یه لایی تمیز کشیدی و ذوق خودتو کردی، از اینکه توی فیفا رو دستت نیست و امروز همه رو سوسک کردی بگیر، تا کارای گنده‌گنده، تا قبول شدن توی فلان آزمون و گرفتن گواهینامه و اومدن یه رفیق قدیمیِ مهاجرت‌کرده به ایران... و هزارتا اتفاق ریز و درشت دیگه. ‌ دلم می‌خواد این موضوع «بوی امید» بده. همین ❤
غیر درسی
| گالری روح نواز🫀✨ |
AinoorA
سلااامممم هممون گاهی عکس هایی رو میبینیم که شادی برای قلبمون به همراه دارن✨ گاهی بعضی عکسا یادآور یه خاطره خوبن بعضی عکسا خنده روی لبمون میارن و بعضی اشک تو چشامون... بعضی عکسا یادآور آدم هایی هستن که دوستشون داریم 😍 بنظر عکسا روح دارن و حسشون به ما منتقل میشه... بعضیاشون خیلی کیوت و با نمکن 🐥🐰 بعضیاشون غمگینن 🙁 بعضیا بی حس و بی حالن 😶 بعضیا خیلیی شادن 😄 اینجا گالریِ عکسایی ک دوسشون داریم یا یه چیزی رو برامون زنده میکنن دوست داشتین یه متن خوشگلم زیرش بنویسین..😉🤗 دعوت میکنم از : @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @بچه-های-تجربی-کنکور-1402 @بچه-های-تجربی-کنکور-1401 @ریاضیا @تجربیا @انسانیا @بچه-های-تجربی-کنکور-1403 (شما یه سر کوچولو بزنین کافیه خوشحال میشیم😉♥) و هر کس دیگه ای که دوست داره شرکت کنه منتظر عکس های زیباتون هستم😍🤗♥
غیر درسی
چالش 75 روز سخت 😁🌝
Zahra.tgZ
سلام سلام😍 خب من اومدم با یه چالش سخت 😁 قضیه از این قراره که من قبلاً این چالش خیلی شنیده بودم که بنظر من هم برای نظم شخصی و هم سلامت و پیشرفت خودمون بسیار تاثیر گذار هست ولی با این حال هنوز نتونستم شروع کنم،ولی می خوام از امروز که میشه روز دوم بهمن سال ۱۴۰۴ شروع کنم. این چالش یه سری قوانین داره: ۱)نوشیدن روزی ۴ لیتر آب ۲)روزی دو نوبت ورزش که یکیش باید در فضای باز باشه(مثل پیاده روی) ۳)رژیم غذایی مشخصی رو باید طی این چالش ادامه بدیم بدون فست فود و چیز های سوپرمارکتی مثل چیپس و پفک و ... ۴) مطالعه روزانه حداقل ده صفحه کتاب غیر درسی ولی علمی ۵)گرفتن عکس روزانه برای ثبت پیشرفت یک نکته مهمی که داره اگه یه روز عمل نکنی باید از فرداش از روز یک شروع کنی برای ثبت کار هایی که برای این چالش باید انجام بدیم در واقع انجام قوانین من خودم چک لیست در آوردم از پینترست که پرینت کنم و روی اون خط بزنم متاسفانه اینجا نمیشه آپلودش کرد اگه خواستین می‌فرستم بهتون ولی اگه پرینت نخواین میتونین از یادداشت گوشی هم استفاده کنید ولی هدف این تاپیک این هست که هر روز گزارش بدیم از روزمون که چیکارا کردیم برای این چالش در طول روز. برای رژیم غذایی و ورزش تو خونه می تونین از چت جی پی تی هم استفاده کنید که بر اساس بدن و هدف شما ورزش و برنامه غذایی بده بهتون و حتی میزان کالری و پروتئین و چربی و کربوهیدرات یا هر چیزی لازم دیگه ای که در طول روز باید مصرف کنید هم میده بهتون و میتونین ازش استفاده کنید. 😍😍 از همتون دعوت میکنم تو این چالش منو همراهی کنید و هر روز گزارش کار بدیم تو این تاپیک چه وسط راه نتونستیم ادامه بدیم چه چندین و چند بار از اول شروع کنیم و چه و تا بتونیم در آخر این چالش رو تموم کنیم و اضافه کنیم به لیست موفقیت هامون😍 ولی باید اینم در نظر داشته باشیم این چالش سخت هست و اکثرمون وسط راه ممکنه جا بزنیم یا روی روز اول گیر کنیم ولی مطمئنم آخرش هممون تموم میکنیم این چالش رو😁🤩🤩 ممنونم از الان که همراهیم میکنید😃😍 @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @دانشجویان-درس-خون
غیر درسی
♥شعردانه♥
banooB
درود آلایی های خوب راستش من این تاپیک رو مکمل تاپیک قرابت میدونم برای همین امیدوارم اینجا هم حضور پر رنگی داشته باشین و حس خوبی رو از طریق شعر به هم انتقال بدیم .پیشاپیش از همراهی تون سپاسگزارم با احترام بانو پ ن : %(#ff0000)[اینجا فقط شعر بنویسید نه متن ادبی] @دانش-آموزان-آلاء @خیرین-کوچک-دریا-دل
غیر درسی
انجمن انیمه ای :>
Michael VeyM
هاعیییییی به هممه برین تو chat gpt و یه عکس از خودتون رو آپلود کنین و زیرش بنویسین: restyle image in studio ghibli style keep all details بعدشم نتیجه رو بفرستین اینجا تا ببینیم هر کدوممون چه شکلییم👀😂 @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا @انسانیا
غیر درسی
ژنِستوری 🔞
D
خب راستش از اونجا که میخواستم به غیر از دلقک بازی یه میراثی تو آلاخونه واسه خودم باقی گذاشته باشم و مث خیلی از رفقا که در روزای اخیر از آلاخونه بدون خدافظی و میراث درست و حسابی رفتن (نامردای بی خاصیت 😂)، تصمیم گرفتم این تاپیکو بزنم... 🤡 تو این تاپیک به بررسی اتفاقات و زندگی اشخاص مهمی میپردازیم که سهم بسزایی در علم ژنتیک و زیست شناسی داشتن! 🧬 سعی کردم از بین 1500 صفحه کتاب، مطالب رو گلچین کنم و گلشو براتون بزارم... در ضمن، مثبت 18 رو برا این زدم که دوستانی که به شدت درگیر کنکور یا امتحاناتشون هستن و وقت خالی ندارن نیان اینجا... وقت واسه دلقک بازی زیاده برید درستونو بخونید 📚 این فکرو هم نکنید که الان یسری متنو اومدم کپی پیست میکنم و براتون میزارم... بخدا زحمتش زیاد بود... یجوری متنا رو جمع آوری و ساده کردم که دوستانی که غیر از رشته ی تجربی هستن هم بتونن استفاده کنن. به قول یه عزیزی : «مشکل داری مشکل داری ... ما داریم زحمت میکشیم اینجا نمیدونی چه بلایی سر ما اومده ...»😂 هر جمعه ساعت 3 و 35 دقیقه بامداد با یک اپیزود از این تاپیک همراهمون باشید... 😎😂 اگرم دیدید که یه هفته چیزی نزاشتم بدونید که دار فانی رو وداع گفتم. باشد که رستگار شوید. @دانش-آموزان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @ریاضیا @تجربیا
غیر درسی
جرعت حقیقت
Gharibe GomnamG
سلام بچه ها میخوایم جرعت حقیقت بازی کنیم فقط لطفا سوالات درحد انجمن باشه لطفا احترام هم رو حفظ کنید دعوا و بحث نداریم... @yasin-sheibak @سمیه-صادقلو @Felli @sina-bigdeli @Ryhn-E @Reyhaneh-moradi @Miss-joker @دانش-آموزان-آلاء
غیر درسی
نوشته های با ارزش
AmirbernosiA
درود به دوستان ؛) دیدم جای این تاپیک خالی بین بقیه تاپیکا :) بریم سر اصل مطلب! تو این تاپیک جملات ارزش مند بزرگان دنیا و حتی جملاتی که خودتون بهش میرسید رو میگین! همین :) صرفا هم فقط جمله قرار میدیم! اسپمو نقل قول خواهشا نباشه! کمی نظم داشته باشه ؛)
غیر درسی
موسیقی کده🎵
MmdasnM
از نظر من موسیقیای خوب و آروم میتونن خیلی رو تمرکز تاثیر بزارن موسیقی های خوبتون رو اینجا به اشتراک بزارید تا بقیه هم ازش لذت ببرن
غیر درسی
پناه دل 🌱
_
بعضی وقت‌ها حال آدم اونقدر بد میشه که حتی نمی‌دونه با چه کلماتی باید توصیفش کنه... دیشب من همینطور بودم اما وقتی چند آیه از قرآن خوندم دیدم واقعا بعضی آیاتش یه آرامش عجیبی به دل میدن :) برای همین دوست دارم توی این تاپیک مجموعه‌ای از همین جملات و محتواها بزاریم ، در صدرش آیه‌هایی از قرآن که آرامش‌بخشن و همین‌طور فیلم‌ها، عکس‌ها یا جمله‌هایی که می‌تونن حس خوبی منتقل کنن و آروممون کنن🌱 اینجوری هر وقت حالمون بد شد بیایم اینجا سر بزنیم، بخونیم و ببینیم و حالمون یه کم بهتر بشه امیدوارم توی لحظه‌های سخت این کلمات و تصاویر بتونن پناه دلمون باشن 👀💚
غیر درسی
قشنگ‌ترین تعریف
S.daniyal hosseinyS
بیاید بگید ببینم قشنگ‌ترین تعریفی که تاحالا یه شخصی ازتون کرده چی بوده؟ 👀 (امیدوارم تاپیکش پر از جملات جذابِ ذوق‌دار بشه) @دانش-آموزان-آلاء @فارغ-التحصیلان-آلاء
غیر درسی
والیپر دانشگاه تهران🏛
Hhh HhH
Topic thumbnail image
غیر درسی
chatgpt در مورد تو چه فکری می کنه؟
M.anM
سلام بچه ها خوبین؟ مطمئنم که توی این سال از ChatGPT استفاده کردی. شاید برای تکالیف، شاید برای سوالات خفن یا شاید حتی برای دقایق خنده‌دار! 😆 چند روزی هست chatgpt داره برای کاربرها یه پیام میده در مورد سال ۲۰۲۵ که به مرور برای کاربرها فعال میشه نمیدونم برای شما هم فعال شده یا نه؟ از لینک زیر می تونی بهش دسترسی داشته باشی https://www.chatgpt.com/?q=YourYearWithChatGPT ببینید به شما چی میگه؟ از تجربه هاتون بگین و بگین برای چیا استفاده می کنید اگه دوست داشتی اسکرین شات هم برامون بفرستید
غیر درسی
دنبال همیار برای خوندن کنکور فرهنگیان
S
پاسخ: هرچی تودلته بریز بیرون7
غیر درسی
طبیعت
Matin Mousavi 1M
Topic thumbnail image
غیر درسی
ساز کده 🎵🎸
Hamed.sH
تو این تایپک هر کی هر سازی رو که بلده اگه دوست داشت اجرا کنه و به اشتراک بزاره تا بتونیم ازش لذت ببریم 🎵🎼🎹🎻🪕🪗🥁🎷🎤🎺 من خودم به شخصا سه تار کار می کنم 😊🪕 @دانش-آموزان-آلاء
غیر درسی
چالش 20 حقیقت
مهربونم
خب با یه چالش خوب اومدم سراغتون :grinning: نفر اول ٬ %(#ff0000)[بیست حقیقت] از خودشو میگه و بعد ٬ نام کاربری کسی که میخوادو زیر پستش تگ میکنه . من ( یا اگه خواست خودش ) به اون کاربر آدرس اینجا رو پ.خ میدیم و باخبرشون میکنیم که شما ازشون چی خواستین ؛ این به این معنیه که به گفتن بیست حقیقتِ خودش دعوت شده(البته امیدوارم تگا برای همه کار کنن :grinning: ) پس اونم میاد و بیستای خودشو میگه و نام نفر بعدی رو زیر پستش میاره تا دوباره.... حـــــالا موضوع اصلی اینجـاست ؛ خیلیا شاید بگن.. بیست حقیقت از چی ؟ این بیست حقیقت میتونه راجب %(#0099ff)[خودتون] ٬ %(#e100ff)[اعتقاداتتون] به %(#00ccff)[موضوعات مختلف] ٬ %(#9900ff)[علاقتون به جایی]٬ کسی ٬ انجام کاری ٬ چیزی یا شایدم %(#00ff09)[استعدادا و طـــرز فکرو]...... باشه ! در کل چیزایی که فکر میکنید جالبه بقیه راجبتون بدونن....درسته اولش شاید آسون نباشه ٬ اما خوب میشه یه نگاهی به نکته ها وچیزایی که از خودمون میدونیم بندازیم. **اگه بیشتر از یه بار دعوت شدین میتونین بیستای دیگه بنویسین ( که یکم سخته ) یا فقطـــ بیاین و اسم کاربری رو که میخواین بنویسین یا اصلا کلا کاری نکنین پس همتون بیست حقیقتِ خودتونو آماده کنین که شاید شما هم به رو کردنش دعوت بشین ! خب به عنوان نفر اول دعوت میکنم از آدمین هامون خب هر کدوم خواستید تشوریف بیارید @alireza_ysf75 @فااطمه @بهاره @M.an اخراج نشوم صلوات :joy:
غیر درسی

هفته های خوشحالی

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده غیر درسی
254 دیدگاه‌ها 45 کاربران 12.4k بازدیدها 46 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • M.anM آفلاین
    M.anM آفلاین
    M.an
    مدیر
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #212

    865ab12719bc7d5faa9c4837f13b4f1d.jpg

    چون که کتاب خون هست و این خیلی خوبه

    مهمون امروز : Zrex
    قراره پست های خوبی بخونیم :)

    چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار بکشتت.

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    10
    • ZrexZ آفلاین
      ZrexZ آفلاین
      Zrex
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Zrex انجام شده
      #213

      خب اول از همه تشکر میکنم بابت دعوت و عکس
      خب طی تقریبا یکسال گذشته خوشحالیام بهتر شدن😂حداقل بهتر از خوردن وسط هندونه😂
      خب امروز که جالب بود
      امتحانا هم تموم شدنو منم که امتحانا از دل جون مایه گذاشتمو برکینگ بد و نصف گات رو تموم کردم😂
      امروز وقت برگشتن از مدرسه (مدرسمون تو دشت و بیابونو بین دو تا نهر آبه) اردکایی که تو اب شنا میکردن اومده بودن بیرون جوجه هاشون زیر سایه شون خوابیده بود اصلا صحنه فوق العاده ای بود
      بعدم که اومدم خونه و ادامه گات😂
      نهار رو خوردم (البته جلوی گات😂)
      قرار شد ساعت سه بریم سالن و منم با مهارت های فوق العادم تو فوتبال همرو متاثر کنم رفتم واقعا تیم رو به تنهایی به پیروزی رسوندم البته منظورم تیم حریفه
      وقتی داشتیم برمیگشتم یه نم نمکی بارون زد و ما هم از خدا خواسته به بهانه خیس نشدن گفتیم بریم شیرینی فروشی یه دلی از عزا در بیاریم و منم نصف شیرینیا رو خالی کردم و زدیم بیرون
      حالا بیا با بدن خسته از دو ساعت دویدن و شکم پر از شیرینیای بیات شیرینی فروشی حاشیه شهر بقیه راه رو رکاب بزن
      بعد اومدم خونه رفتم سر وقت گات😂😑 پارچ اب کنارم هی اب میخوردمو از مونده نهار میخوردم😂😑کلا وضع خوردنم داره نگران کننده میشه😂
      یکم که رد شد نشستم پای والیبال که خانواده اومدن منم یه بحثایی رو پیش کشیدم اخرش قبول کردن بازی ایران فرانسه برم ورزشگاه😂🙌
      بعدشم طبق معمول رفتم جلوی گات😂تا الان که اینارو نوشتم
      البته امروز به طرز عجیبی خوب بود وگرنه از فردا با همون وسط هندونه ها سر میکنیم😂

      بدونفاصلهسختاستفهمیدن

      1 پاسخ آخرین پاسخ
      12
      • dlrmD dlrm

        این پست پاک شده!

        ب آفلاین
        ب آفلاین
        به سان خورشید
        اخراج شده
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #214
        این پست پاک شده!
        1 پاسخ آخرین پاسخ
        -1
        • ZrexZ آفلاین
          ZrexZ آفلاین
          Zrex
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #215

          روز دوم یکم دیر شد
          خب اینم از اون روزای خاص بود اصلا این روزا خاصن:
          ۱_خب خیلی وقت بود درست و حسابی نخوابیده بودم واسه همین گرفتم خوب خوابیدم
          ۲_هندونه خوردم اونم وسطش😂🍉
          ۳_نهارو زیاد دوس نداشتم ولی خیلی خوردم😂
          ۴_بعد از ظهر دیگه واقعا کلافه شده بودم بعد نهار تا ساعت چهار رو خواب بودم بقیشم واقعا مونده بودم چیکار کنم حتی دستو دلم به گات هم نمیرفت گفتم هوا هم خوبه پاشم برم دوچرخه
          اماده شدم و کوله و کفشو هندزفری و دفترو یه چند تا خرت و پرتو ریختم دلو زدم به جاده
          از شانس منم اول مسیر یه پنج کیلومتر راهه تا اینکه از شهر خارج شی با شیب تند اونجا رو چون تازه نفس بودم عین چی رکاب زدم رفتم بالا حالا یه راه هم هست که شیبش بیشتره اونم میرفت میرسید به یه روستا کنار شهر اونجا رو هم به هر زحمتی بود رد کردم و رسیدم به قسمت خوش ماجرا
          هوا عالی جاده تقریبا مسطح دور اطراف تپه و کوه و چمن و رود و البته سگ😂
          20190617_200844.png
          یکو نیم ساعت همچین مسیری رو رکاب زدم میخواستم یجوری برم ساعت نه برسم خونه و تقریبا وقت زیاد بود بعد یک و خورده ای رسیدم به روتای دوم. و تا خواستم رد شم یه سگ وسط جاده ایستادو هی پارس کرد و منصرفم کرد منم گفتم دیگه زیاد اومدم یکم رفتم اونور تر نشستم لب دره و یکمم اونجا صفا بردم
          20190617_201829.png
          اون استاد(کوه) هم که وسط دو تپه میبینید سبلانه
          و برگشتم دقیقا همون مسیر اول که شیبش تند بود رو چهل
          دیقه روش وقت گذاشتم موقع برگشت پنج دیقه هم نکشید😂
          اینقد سرعت بالا بود اشک از چشام میومد صاف مرفت پشت سرم😂
          فرمون داشت میلرزید منم با همون شرایط یهو دیدم جلوم یه سرعت گیر😂یه ترمزی گرفتم که نگو چرخای عقب سر میخورد و بلاخره رد کردم بعد پیاده شدم دستمو گذاشتم رو ترمز دوچرخه کاملا داغ بود😂
          شبم که حالم بهتر شد رفتم سر گات😂

          بدونفاصلهسختاستفهمیدن

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          15
          • ZrexZ آفلاین
            ZrexZ آفلاین
            Zrex
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #216

            روز سوم(نمیدونم چرا یکی در میون میزنم😂)
            خب توی این سه روز توی متفاوت ترین حالتم بودم یعنی دقیقا کسی بودم که هیچ وقت اینطوری نبودم
            یعنی سالی یه بارم بیرون نمیرفتم چه برسه به کافی شاپو دو چرخه و غیره😂
            خودمم میخونمش میگم عه این منم؟😂
            ظهر بیدار شدم گفتم دیگه بسه بزار برم یکمم درس بخونم😂(امتحاناتم تموم شده😐😑)
            رفتم رو میز نشستم زیست رو باز کردم صفحه اولو خوندم گفتم حالا حسش نیست بزار اهنگ بزارم با اون بخونم بعد کامپیوترو روشن کردم دیدم عه رو حالت اسلیپ بودو فیلم نمیه تموم هس😂اونطوری بود که زیست تا ساعت ها همون طوری باز موند
            نهارو خوردمو یهو دوستم زنگ زد پاشو بیا درس بخونیم😂
            منم پا شدم رفتم یه دو ساعتی خوندیم بعد گفتیم بابا ولش کن بریم بیرون
            دو چرخه رو برداشتیم شهرو همینطوری دور زدیم بعد رفتیم بستنی خوردیم نشسته بودیم رو صندلیای بیرون کافی شاپ که یهو بارون زد ما هم نصف بستنی دستمون و با اون حالت رفتیم زیر یجا و تصمیم گرفتیم بعدشم بریم ساندویچ😂کلا به تداخل غذایی اعتقاد نداریم فقط میخوریم
            نیم ساعت بارون تگرگ رعد برق توفان زد ما هم بیرون نشسته بودیم (زیر سایبان یه مغازه)به ادمای زیر بارون میخندیدم 😂
            بلاخره رفتیم ساندویچ گرفتیم دیدم ای دل غافل پنیرشو درست و حسابی اب نکردن😂و در جهت اعتراض پنیراشو مخفیانه مالیدیم روی مغیز و در جهت تسلی خاطر بیشتر الکی دستمال کاغذی برداشتیم 😂
            کلا عوض مزه بد و خام بودنشو گرفتیم رفتیم بعدشم اومدم خونه شوالیه تاریکی دیدم و شبم یه کتابی خوندم خواب

            بدونفاصلهسختاستفهمیدن

            1 پاسخ آخرین پاسخ
            11
            • M.anM آفلاین
              M.anM آفلاین
              M.an
              مدیر
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #217

              9cc4622fdd3f351b688032800dad8844.jpg

              مهمون امروز:
              @Fre-que-nce

              چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار بکشتت.

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              6
              • Dr.agonD آفلاین
                Dr.agonD آفلاین
                Dr.agon
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Dr.agon انجام شده
                #218

                سلام ب همگی خوبین خوشین؟:face_with_tears_of_joy: من اومدم دلنواز نه ولی اومدم بالاخره از حضورم نهایت استفاده رو ببرین ک دیگه نیستم احتمالا عرضم ب حضور انورتون ک من همون @fatijoooooni هستم سوتیتیوالدوله اعضم
                از امروز صب بگم واستون ک امتحان ادبیات داشتیم و خدا میدونه من چقد متنفرم ازین درس اه :nauseated_face: :face_with_head-bandage: بماند ک روز قبل با 4ساعت خواب ظهر و عصر از ساعت 9 چشمام داشت بسته میشدو نتیجش خواب من بود :sleeping_face: بهمراه 7 درس نخوانده لنتی:loudly_crying_face: و استرسی ک باعث بیداری من درساعت 4/5صب شد:face_with_cold_sweat: :face_with_tears_of_joy:
                خلاصه جونم براتون بگه بیدارشدم و شروکردم درس خوندن و خوندم و خوندم تا اینکه ی درس موندو تو حیاط مدرسه با هلیا هماهنگ شدم ک ازون درسه هرچی اومد بگه بم :skull_and_crossbones: :grinning_face_with_smiling_eyes: :skull_and_crossbones:
                انقدیم ک ب کلاس ما اطمینان دارن :grinning_face_with_smiling_eyes: :rolling_on_the_floor_laughing: واسه ی کلاس ده دوازده متری دوتا مراقب:flushed_face: :flushed_face: گذاشته بودن عینهو کرکس ینی خداشاهده دس بردم ب جیبم ی خودکار دیگه دربیارم تا بنویسم دبیر زبان اومد بالاسرم و ی ربع واستاد :face_with_rolling_eyes: :thinking_face: ولی خب از نبوغ ما تو امر منفور تقلب ک خبر نداشت بنده خدا :face_with_tears_of_joy: :grinning_face_with_smiling_eyes: :grinning_face_with_smiling_eyes: . بنده طی یه عملیات انتحاری پخش شدم رومیزو چشممو سر دادم سمت راست و با بچه های اون ردیف هماهنگ شدم انقد کلماتو تو دهنم کشیده بودم ک واضح ادا شه لبولوچه و کل عضلات صورتم درد میکرد :confused_face: :face_with_tears_of_joy: خیالم ک از بابت نیفتادن دونفر راحت شدرفتم سراغ سومی و تا اومدم دهنمو باز کنم دبیر زبان چشمشو دوخت بهم و من ادای اون کلمه رو ب خمیازه تبدیل کردم :rolling_on_the_floor_laughing: :rolling_on_the_floor_laughing:
                چن دقیقه ای عین ادم نشسته بودم ک دستی از غیب اومد جلو چشمم و دیدم روش نوشته سوال 8 قسمت دو ی نگاهی ب سوال انداختم و دیدم هی دل غافل چ طولانیه:slightly_frowning_face: یواش یواش و یه جمله ی جمله گفتمو نوشت بعد اومدیم چک کنیم ک دبیر زمین اومد بلندم کرد برد ی ردیف دیگه و گفت بسه بزار ی چیزیم خودشون بنویسن غلط غولوطاتو واسه خودت نگه دار:smiling_face_with_open_mouth_smiling_eyes: .دهن باز کردم ک بگم کی؟ من؟:hugging_face: ک گف خدااااایااااری چشاتو اونجوری نکن میکشمتااااا هنو یادم نرفته ب همشون یکی ی ده دادیو نمره مستمرشونو کامل کردی من دهنم رو بستم و برگه رو دادمو دویدم بیرون :smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: :smiling_face_with_open_mouth_closed_eyes:
                از لب پنجره دیدم ستایش اشاره میزنه ی متریه پنجره واستادم تا نبیننم و با ایما اشاره پرسیدم کودوم؟ گفت منظور از بینداخت دستمو عین ساطور بردم بالا اوردم پایین و ی چک زدم ب ادم فرضی :rolling_on_the_floor_laughing: :grinning_face_with_smiling_eyes: و اون نوشت فرود اوردن و زدن:smiling_face: دست منم ب تیر غیب ینی دست دبیر زیست برخورد کرد و ایشون گفتن چیکار میکنی بچه؟:angry_face_with_horns: (بچه منم) ی لبخند مکش مرگ ما زدم گفتم عه سلااااام خوووبین صبحتون بخیر چ هوای قشنگیه به به بههههه بهههه :nerd_face: :smiling_face_with_sunglasses: همینجور ی ریز میگفتم ک پرید تو حرفم اینا فایده نداره:face_without_mouth: بدو بیا این وسایلارو ببریم تو دفتر و اینگونه از من بیگاری کشید:expressionless_face: :confounded_face:
                بعد از مدرسه خرسند و راضی ازینکه از درس نخونده من حتی ی سوال خشکوخالیم نیومده بود:money-mouth_face: :smiling_face_with_heart-eyes: داشتم میرفتم خونه ک ی سگ گنده افتاد دنبالم :face_with_open_mouth_cold_sweat: من بدو اون بدو منبدو اون بدو من بدو اون بدو تا اینکه یک اقایی ک من دل خوش همچی ندارم ازش :nauseated_face: اومد ی پیشته ب سگه گفتو سگه با اون ابهتش :astonished_face: دررفت :zipper-mouth_face:
                تا رسیدم خونه ی دوش گرفتم یه اهنگی گذاشتمو شروع کردم قردادن وسط قرای ملیح و مکش مرگ مام :nail_polish: :woman_dancing_light_skin_tone: :woman_dancing: :women_with_bunny_ears_partying: بودم ک از تو اینه دیدم بعله :woman_facepalming_medium-light_skin_tone: همه اهل خونه زل زدن ب من با نگاه من زدن زیر خنده حالا نخند کی بخند :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: و من با لپای لبو پریدم درو بستمو اهنگو خفه کردم و ب خودم فوش دادم :pouting_face: :face_with_steam_from_nose: اخه نمیدونین چ حرکات مبتذلی رو کردم از خودم:weary_face: :face_with_tears_of_joy: :smiling_face: :grinning_face_with_smiling_eyes: خخخ بعد ی استراحت جزیی خبر رسید ک مهمون داریمو ابجی کوچیکه :clown_face: از سروکولم رفت بالا ک موهامو بباف یالا افتادم روسرشو بافتم ولی چ بافتنی :rolling_on_the_floor_laughing: انقد ک تکون خورد شبیه اورانگوتان:nauseated_face: شد همرو باز کردم یه کشو قوسی ب کمرم ک خشکیده بود دادمو از اول:frowning_face_with_open_mouth: اینبار باهاش حرف میزدم تا حواسش پرت شه و تکون نخوره :dizzy_face:
                من: مهدیه اجی میدونی چوپون چیه؟:smiling_face_with_heart-eyes:
                -نه:smiling_face:
                چوپون کسیه ک از ببعیا مراقبت میکنه:winking_face:
                -ببعی؟:flushed_face:
                اره:slightly_smiling_face:
                -ببعی خیلی کثیفه پس چوپونم کثیفه:nauseated_face: :face_with_medical_mask:
                نه چوپون تمیزش میکنه:slightly_smiling_face:
                -لیف میزنشون؟:nerd_face:
                اره قربونت برم:confused_face:
                -سشوارم میزنه؟:nerd_face:
                اره فدات شم:confused_face:
                ببعیارو برق نخوره؟:flushed_face: :face_screaming_in_fear:
                نه نمیخوره :unamused_face: حالا بگو ببینم چوپون چی کار میکنه؟:slightly_smiling_face:
                -کار:smiling_face_with_sunglasses:
                چیکار عزیزم:face_with_open_mouth:
                -کار میکنه خسته میشه:cowboy_hat_face:
                ب من بگو چوپون چی کار میکنه :confused_face:
                -کار دیگه:smiling_face_with_smiling_eyes:
                گوسفندارو نگه میداره:smirking_face:
                -اااابجی مگه نگفتی ببعیارو؟:flushed_face: :astonished_face: :dizzy_face:
                ی جیغغغغغغ کشیدمو گفتم بدو برو نمیبافم اصلن:tired_face: :confounded_face:
                و رفت و ب مامانم گف مااامااان میدونی چوپول گوسفندارو لیف میزنه؟:pouting_face: :weary_face: :face_with_steam_from_nose:
                من اینجوری بودم تو اتاق دقیقا مثل اون سنجابه تو عصریخبندان ک رگ چشاش میپره همون شکلی :face_with_steam_from_nose: فرستادمش بیرون والان کلی خندیدم بابت دوساعت پیشش
                همه اینا میشن خوشالیای من تو ی روز معمولی نیمه ابری مث امروز:winking_face: :slightly_smiling_face:
                تادرودی دیگر بدرووود :smiling_face:

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                9
                • Dr.agonD آفلاین
                  Dr.agonD آفلاین
                  Dr.agon
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #219

                  سلام این از روز دومی ک مهمون اینجاعم:smiling_face_with_halo: :smiling_face_with_heart-eyes:
                  با عرض معذرت ب دلیل مشکلات فنیاز فردا صبحا میام و از خوشحالی های روز قبلم واستون میگم :grinning_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat:
                  بچز انجمن کم و بیش میدونن ک اینجانب تو رژیم بسی سختی ب سر میبرم.:confounded_face: :grinning_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_heart-eyes: :face_blowing_aاقا دیروز تا ظهر اتفاق خاصی نیفتاد
                  وقت نهار غذای رژیمی خودمو ک ی غذای بی مزه باشه از ظرفش بیرون اوردمو خیلی با ژست و دیسیپلین اودمش سر سفره و شروع کردم ب خوردن داشتم لقمه میجویدم ک یهو مادربزرگم گفت
                  شوید بخور لاغر میکنه .:face_with_tears_of_joy: وبعد سیل روون شوید هایی ک کشته مرده هام (خانوادم ) ب سمتم پرتاب میکردن :face_with_tears_of_joy: :rolling_on_the_floor_laughing: یا مثلا وسط نهار مادرجونم گف بیا دخترم میدونم تو ازین طاقتا نداری بیا بخور از غذای ما قول میدم چاق نشی عوضش هممرو با شوید بخور.:smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: دایی گرامم هم ک خیلی ب من لطف دارن گف
                  بابا تو این همه تپلی ی پرسم بخور اونقد اثر نداره و هر هر خندید:confused_face: :expressionless_face: :face_with_tears_of_joy: . خب تا اینجا مسلما اصن خوشحال نبودم طی روزم ب جز ی مورد هیچ چیزخاصی اتفاق نیفتاد .اهان چرا یکیم هس
                  عرضم ب حضور انورتون ک من تو اتاقک پشت بوم درس میخونم دیروز بعدازظهرم اونجا بودم و مشغول تمیز کردنش گلاب ب روتون اومدم برم ی جایی ک تو خونمون قرار داره ولی چشمتون روز بد نبینه ایشاله ب حق پنج تن ی گیره لباس نیمدونم ازکجا پیداش شدو رفت زیر پام و طی انعکاسی ک بدنم نشون این گیره ی بسی محترم نشون داد من دوازده تا پله رو قل خوردم اومدم پایین و چون در خونه باز بود افتادم تو خونه و شلپ:crying_face: :z!!:face_with_head-bandage: :sneezing_face: باصورت رفتم تو سرامیک ک البته اینم ب هیچ وجه خوشحالم نکرد چون تو خونه مهمون داشتیم و من همون نیمچه شرفی هم ک جلوشون داشتم رفت کف پام :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: بقیه هم این شکلی بودن:rolling_on_the_floor_laughing: :rolling_on_the_floor_laughing: :rolling_on_the_floor_laughing
                  تنها چیز خوشحال کننده دیروز واسه من این بود ک بعد از چندین ماه بالاخره ی بار اشپزی کردم و روح و روانم شاد شد (خیلی اینکارو میدوس:smiling_face_with_heart-eyes: ) و اینکه 14 تیر ماه دعوت شدم جشن نامزدی یکی از دوستای خوبم:smiling_face_with_heart-eyes: :face_blowing_a_kiss: :hugging_face: :smiling_face_with_sunglasses: و خیلی براش خوشحالم :winking_face:
                  تا درودی دیگر بدرووود :green_salad: :pot_of_food: :fish_cake_with_swirl: :clinking_beer_mugs: :clinking_glasses: :tumbler_glass: :cocktail_glass: :teacup_without_handle: :popcorn: :doughnut: :cookie: :glass_of_milk: اینارم بخورین مشغول باشین تا روز بعدی بوس بای

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  8
                  • Dr.agonD آفلاین
                    Dr.agonD آفلاین
                    Dr.agon
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #220
                    این پست پاک شده!
                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    0
                    • Dr.agonD آفلاین
                      Dr.agonD آفلاین
                      Dr.agon
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Dr.agon انجام شده
                      #221

                      سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.من دوباره اومدم.امروز وقایع خوشحال کننده روز سومو مینویسم.ینی یکشنبه.اولش بگم ک دیروز عااالی بوده واسم.صبح ساعت سه ونیم بیدار شدمو تا دهو نیم حدودا درس خوندم ب این صورت ک با برنامه نیم ساعته الا پیش رفتم نیم ساعت اول ریاضی بعد دینی و عربی و فیزیک و مابقی ماجرا . ی جاهاییم ک خواب الوده میشدم ی چک افسری میزدم ب خودم ک بچه!حواستو جم کن این روزا مث شناژ ساختمونه واسه مغزت و کنکور.صاف بشین قوز نکن.خخخ نه اشتبا نکنین من دیوانه نشدم ردم ندادم ک با خودم حرف میزنم . این اتفاقا ی روش مفیده واسه بهتر شدن روحیه نسخشم خودم دادم.!!اره دیگه تا ساعت ده ونیم درس خوندم.تازه رفته بودم تو فاز استراحتو صبحونه (دیگه نزدیک بود غش کنم بعد 7ساعت بیداری.یهویادم اومد ک ماه رمضون تموم شده و میتونم صبونه میل کنم خخخخخ جوگیریه دیگه !!!ب قول ی بزرگی:ادمو سگ بگیره جو نگیره!!!بزرگوار دیگری ب برق سه فاز اشاره داشتن حتی) داشتم چی میگفتم؟اهان اره وسط صبونم یهو تلفن زنگ خورد.از اونجایی ک خونوادمون پرجمعیته همیشه یکی دوتا بیسیم چی دم دست داریم !تا اومدم ب خودم بجنبم خواهر کوچیکه ک معرف حضورتون هستنباهوش خارقالفوقالعادشون گوشیو برداشتنو بعد چن مین سروکله زدن با داداشم گوشی تلفن رسید دست داداشم و همینطور ک محمد در تلاش بود بفمه کی پشته خطه و از اونیکی خواهرم پس گردنی نوش میکرد من رسیدمو تلفن بدبختو از دست این سه تا گودی نودی نجات دادم و کاشف ب عمل اومد ک بعله دوست جانم رفیق شفیقم فاطمس از همینجا بهش سلام میکنم :سلام جیگر!!1ماچ!!!بعله با این تلفن ب سمع و نظرم رسید ک قراره بعد از ظهر عملیات خطیر چتربازی رو ب صحنه اجرا دربیاریمو چتر شیم خونه اونیکی دوستم ک دست برقضا اونم فاطمس!!خلاصه بگم ی دوش و تعویض لباسو لاک و ی نیمچه ارایشو ایناو بعد راه افتادم در نیمه راه ب دوستام وصل شدمو رفتیم خونه فاطمه اینا سرراه ی شیرنی تر خریدیمو رفتیم خونشون .چون کسی نبود خونشون تا اخرشب باهم بودیمو کارای مسخره ای انجام دادیم درکل خیلی خوش گذشت اخرشم تصمیم گرفتیم صبا 5تایی بریم پیاده روی .درسته خونه عموی مامانم بود ولی یکم استرس گرفتم اخر شب ک بابام نگه چرا بی خبر اینهمه دیر اومدی .اما اومدم دیدم خوابه بنده خدا!!!با مامانم کلی ب استرس من خندیدیمو با خستگی رفتمو خوابیدم.
                      ی تاخیر ناجوری افتاد بین نوشتنام و مجبوری خوشیای امروزو فردا مینویسم ک ترتیبش بهم نخوره.
                      تادرودی دیگر بدرووود

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      9
                      • ZrexZ آفلاین
                        ZrexZ آفلاین
                        Zrex
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #222

                        روز چهارم
                        در جهت توبه نامه باز به دامان این محفل بازگشتم ولی در طی گشت گذار ها یاد سخن عکاس اول تاپیک افتادم که تاکید کردن اینجا خاطره ننویسیم و تنها در جملات کوتاه خوشحالی ها رو بگیم ما هم همینکارو میکنیم
                        *اولیش که صبح مدرسه داشتم😂و اصلا چیز خوحال کننده ای نبود ولی راه مدرسه که راهی در بین بیابان و صحرا و جنگل و کوه و رودو باتلاق و باقی است صبح ساعت هفت اونم با دوچرخه خیلی چسبید
                        *دومی اینکه البالو ها رسیدن😂اونم تو حیاط مدرسه و منم فرصتو غنیمت شمردم تا تونستم خوردم
                        *سومی اینکه نها. املت داشتیم😂
                        *بعد از ظهر شذید خوابیدن😂
                        *بعدم کتابی که تازه شروع کرذمو خوندم کلا کتاب خوبیه خیلی وقت بود از فضای رمان دور بودم
                        شبم یکم ماینکزافتو و کتاب الانم اینجا

                        بدونفاصلهسختاستفهمیدن

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        12
                        • Dr.agonD آفلاین
                          Dr.agonD آفلاین
                          Dr.agon
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #223

                          تنها خوشالیه دیروزم مربوط میشه ب تموم شدن ست جدید دسبندم ک اسمشو گذاشتم دسبند سال
                          عمری باشه عکسشو تو خود نویس میذارم دلیل اسمشم همونجا میگم:slightly_smiling_face:

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          9
                          • M.anM آفلاین
                            M.anM آفلاین
                            M.an
                            مدیر
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط M.an انجام شده
                            #224

                            6649eec23801955d3ee71df33235e9d9.jpg

                            مهمون داریم اونم کی 😃
                            romisa

                            چون که گفته بود موقع میانترما دعوتش کنم منم نامردی نکردم موقع امتحانای ترم دعوتش کردم😂😁

                            پ ن : دعوت به تاپیک یعنی تعهد دادن برای یک هفته خوشحالی که نذاری چیزی ناراحت کنه

                            چیزی که عاشقش هستی رو پیدا کن و بذار بکشتت.

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            11
                            • ZrexZ آفلاین
                              ZrexZ آفلاین
                              Zrex
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #225

                              خب این از روز پنجم:پست روز چهارم ماشالله بدون غلط بود
                              امروز تولد بابام بود خب این بزرگترین خوشحالی:smiling_face_with_heart-eyes:
                              صبح بازم هوا عالی بود اردکا هم داشتن تو اب شنا میکردن:smiling_face_with_heart-eyes:
                              به این منظور که کمی تحرک داشته باشم کمی بدمینتون بازی کردم:face_with_tears_of_joy: کلا فرد ورزشکاریم:smiling_face_with_open_mouth_cold_sweat: :face_with_tears_of_joy:
                              بعد از ظهر همه چی رو ول کردم خوابیدم اینقد خواب دیدم خسته شدم:face_with_tears_of_joy: کلا خیلی خیلی زیاد خواب میبینم و برخلاف خیلیا ازش خوشم میاد
                              بعد بیدار شدم درس خوندم:face_with_tears_of_joy: یعنی خودمم از خودم خجالت میکشم ولی واقعا چاره ای نداشتم دلم میخواست:face_with_tears_of_joy: :confused_face: کلا تستای ریاضی و فیزیک حالمو خوب میکنه
                              امروز یه روش و حالت خوب پیدا کردم واسه کتاب خوندن چون معلمولا خیلی متغییر میخونم و حالتای کتاب خوندنمم بدن ولی این یکی بهتره ارزوم اینه به یکی پول بدم کتابو تو هوا بگیره من بخونم:face_with_tears_of_joy:
                              اسممو دادم به ناسا ببرن به مریخ:face_with_tears_of_joy:
                              شبم که کیک و بستنی و دور زدن:face_with_tears_of_joy:

                              بدونفاصلهسختاستفهمیدن

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              13
                              • Dr.agonD آفلاین
                                Dr.agonD آفلاین
                                Dr.agon
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Dr.agon انجام شده
                                #226

                                سلام امروز روز پنجمو ثبت میکنم .از صبح ک بیدار شدم تا حدودا 8یا9شب هیچ خوشحالی نداشتم
                                ساعت 9فاطمه زنگ زد صحبت کردیمو یکم ازون حال بغضی دراومدم :slightly_smiling_face:
                                دومیش اینکه تصمیم گرفتیم شامو ببریم حیاط بخوریم ( خونمون اپارتمانیه برخلاف خونه های دیگه ی محل و حیاطمون جداس و من ازین متنفرم ک برای رفتن ب حیاطمون باید شال بپوشم برم اول تو کوچه:expressionless_face: :confused_face: ) مث حیاط ندیده ها رفتم ب حیاطو مام گرامم :face_blowing_a_kiss: و شوی عزیزش (بابای گلم:smiling_face_with_heart-eyes: )هوس کردن دوتایی جیک جیک کنان برن ماشین بشورن خخخخ
                                منو اجیمم با اهنگای شاد جدید کلی رقصیدیمو دل پسرای همسادمونو شکستیم خخخخ
                                و شام پرافتخارمونم ریانباشه املت بود!!!:face_with_tears_of_joy: حالا انگار چی هس.ک 12/5میل نمودیم و من امروز برای پیاده روی خواب موندمو فاطمه:face_blowing_a_kiss: رو معطل کردم کلی!
                                چهارم اینکه ی اهنگ خوبو تاوقتی خوابم ببره گوش دادم نمیدونم میشه اینجا پستش کرد یا نه پس فقط اسمشو میگم
                                :
                                arcade from Duncan Laurence:smiling_face_with_heart-eyes:

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                9
                                • romisaR آفلاین
                                  romisaR آفلاین
                                  romisa
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط romisa انجام شده
                                  #227

                                  سلام به همگی🙂
                                  از اول روز بخوام بگم اولین خوشحالیم مربوط میشه به اینکه امتحانو قبول میشم💪🙂😂
                                  ۸ تا سوال داده بود هر کدوم ۲.۵ نمره بعد یه سوالایی😱😂
                                  مثلا سوال اول فرق ایمان و عمل با عمل و ایمان😐😐😂😂😂
                                  همه رو از خودم نوشتم😐
                                  بعدش اومدم خونه به لطف ابجیم دو سه تا سینمایی خنده دار ایرانی دیدیم کلی خندیدیم خیلی خوب بود
                                  بعدش با افتخار برا ابجیم سایت آلا رو توضیح دادم و روش کار کردن رو که دهم رو اگه خواست پیش خوانی کنه😎 بهش یاد دادم چه شکلی دانلود کنه
                                  البته من که می دونم از این پیش خوانیا نمی کنه😐😂😂
                                  راجبه انجمن هم که از قبل خبر داشت😏 گفت منم دیگه کنکوریم از امسال میام😐گفتم بشین سنگین سرجات😐از این حرفا هم نزن جَوِش خوبه اعتیاد میاره😶😂 گفت تو پس چرا خودت هر روز اونجایی😐
                                  راجبه خواستگاری داداشمم که دیشب گفته بودم فرداست😎
                                  میخوام به برادرزاده ایندم😁درس یاد بدم هرکی فش عمه داد بزنه دهنش😶😂
                                  از همه بیشتر ذوق دیدن زن داداشمه😶🙂
                                  بعدشم رفتیم خرید واسه فردا
                                  و همین:)
                                  اینا هم واسه شما
                                  ۲۰۱۹۰۴۲۱_۱۶۳۲۱۵.jpg

                                  https://survey.porsline.ir/s/UQeA7Go6
                                  ممنون میشم اینو پرکنید

                                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  13
                                  • ZrexZ آفلاین
                                    ZrexZ آفلاین
                                    Zrex
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #228

                                    روز پنجم
                                    امروز عاذی بود ولی روز عادی منم پر خوشحالیه😂
                                    صبح دیر پا شدم با دوچرخه رفتم مدرسه بام اردکا داشتن شنا میکردن اصلا از اونا خیلی خوشم میاد از این طرف رودک(رود کوچک) جوجه ها میرفتن تو اب از اون ور میومدن بیرون
                                    از اونطرفم بوقلمونا جمع بودن منم وایساده بودم صدا در میاوردم اونا هم جواب میدادن😂
                                    تو مدرسه جمع شدیم دوغ خوردیم دو زنگ خوابیدیم😂
                                    بعد از ظهر عین خرس خوابیدم😂🐻
                                    تو خواب داشتم اسب سواری میکردم
                                    بیدار شدم رفتم یه چند ساعتی درس خوندم😂😑
                                    بعدم که تو دلی قیامت شد😂

                                    بدونفاصلهسختاستفهمیدن

                                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    13
                                    • romisaR آفلاین
                                      romisaR آفلاین
                                      romisa
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #229

                                      خب روز دوم
                                      راستشو بخوام بگم دیشب اصلا روز جالبی نبود🤦‍♀️😂و تلاش منم برای جالب کردن دیروز بی فایده بود🤕
                                      ولی خبر خوبش این بود بعداز مدت ها ناهارو من درست کردم😳کشک بادمجون😐😂(خدایا این خوشحالیا رو از ما نگیر🤦‍♀️😂)
                                      بعدشم یکمم درس خوندم
                                      راستی خواستگاری داداشم اصلا جمعست ولی من چون روزا رو قاطی کرده بودم فک میکردم دیروزه🤦‍♀️😂
                                      بعدشم کلی کارتون دیدیم سه نفری:)خیلی خوب بود
                                      از این به بعد دلم بگیره میرم کارتون میبینم نمیام انجمن😎😂
                                      یکی از خوشحالیای دیگم مربوط میشه که یکی از دوستای دانشگام برای اولین بار از بیوم رو تل تعریف کرد🤦‍♀️😂😂😂 این بود:

                                      طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی/صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست..🙂
                                      یکی از دوستای دبیرستانم برام یه شعر فرستاد که خیلی خوشحالم کرد🙂
                                      همیشه بهم میگه تو عشق منی😀😂منم تعمیم دادم شعرشو دیگه🤦‍♀️😂البته اون به همه میگه😅😂😂😂
                                      ای که می پرسی نشان عشق چیست
                                      عشق چیزی جز ظهور مهر نیست
                                      عشق یعنی مشکلی آسان کنی
                                      دردی از در مانده ای درمان کنی
                                      در میان این همه غوغا و شر
                                      عشق یعنی کاهش رنج بشر
                                      عشق یعنی گل به جای خار باش
                                      پل به جای این همه دیوار باش
                                      عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر
                                      واگذاری آب را، بر تشنه تر
                                      عشق یعنی دشت گل کاری شده
                                      در کویری چشمه ای جاری شده
                                      عشق یعنی ترش را شیرین کنی
                                      عشق یعنی نیش را نوشین کنی
                                      هر کجا عشق آید و ساکن شود
                                      هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود

                                      خوشحالی بعدیمم مربوط میشه به اینکه تصمیم گرفتم از امروز تا اخرین روز امتحانا فقط درس بخونم🙄والا من بیوفتم کی میخواد جواب بده🥺😅😂

                                      ۵ روز بعدیشو بعد امتحانا می نویسم😶
                                      img_20190622_220130_590.jpg

                                      https://survey.porsline.ir/s/UQeA7Go6
                                      ممنون میشم اینو پرکنید

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      13
                                      • romisaR آفلاین
                                        romisaR آفلاین
                                        romisa
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #230

                                        حس می کنم از وقتی که دیدمش.....متحول شدم
                                        خانوم ، پاک ، با حیا ، نجیب ، صبور،سنگین........
                                        یکی از قشنگترین خوشحالی هاییه که تا حالا داشتم
                                        افرین به خونوادش که همچین دختری تربیت کردن
                                        اینجور دخترا خیلی کم پیدا میشن توو جامعمون
                                        خیلی خیلی کم.....نایاب.....
                                        از ته دلم بهش افتخار می کنم
                                        انگار شده مثل یه الگو برام
                                        میخوام زندگیمو از نو بسازم یه ادم جدید
                                        امروز فهمیدم که خیلی از ارزشهامو با بیراهه نادیده گرفتم
                                        مهم اینه هنوزم نفس می کشم یعنی راه برای جبران هست....
                                        دلم می خواست حس خوب الانمو بیام اینجا منتقل کنم
                                        به معنای واقعی کلمه همه چی تمام بود
                                        هر دو خونواده همدیگه رو پسندیده بودن و خونواده یعنی همه چیز....

                                        https://survey.porsline.ir/s/UQeA7Go6
                                        ممنون میشم اینو پرکنید

                                        romisaR 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        14
                                        • Dr.agonD آفلاین
                                          Dr.agonD آفلاین
                                          Dr.agon
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #231

                                          روز ششم
                                          صبح ساعت 7 رفتیم پیاده روی و هرکسی رو ک ممکنه از جدوابادو مزاحمو اینا رویت کردیمو خندیدیم
                                          انقد ک رانندگان گرام گردنشونو برا شناسایی کج میکردنم فاطمه اعصابش خورد شدو هرکی اینو تکرار میکرد میگف شناختی؟:face_with_tears_of_joy:
                                          اون اخراشم ی مزاحم قدیمی و اشنارو دیدم ک نگاهش هم منو ترسوند و هعم ی حس عجیب داد بم ک باورش سخت بود .دربرابر حجم عظیم فحش های رکیک فاطمه ب اون من فقط سکوت کردم تا خدایی ناکرده سوتی ندم پیشش
                                          شبم رفتیم شهر بازی و کلی ترسو خنده .ترسهاش مال من بود خنده هاش مال خونواده
                                          سوار کشتی صبا شدم خیلی بد بود:grimacing_face: اجیم هر هر میخندید و من میگفتم خدا لعنتت کنه فائزه:face_with_open_mouth_cold_sweat: :dizzy_face: :disappointed_but_relieved_face:
                                          ی پسره احمق از روبرو جو میدادو تمام معصومینو با لحن اوا خواهری صدا میزد جوری ک گفتم اب قند لازمه:face_screaming_in_fear:
                                          اونطرف ردیف اخر یکی نشسته بود رو لبه کشتی و با بالارفتنشون حس میکردم الان قل میخوره میفته روما:fearful_face: :confused_face:
                                          میله ایمنیشم خراب بودو هی باز میشد:confounded_face: فک میکردم هر لحظه ممکنه بیفتم بیرون:slightly_frowning_face: هردفه بالا میرفت پاهام طوری میلرزید ک صدا بندری میداد:face_with_tears_of_joy: :frowning_face:
                                          درکل خوش گذشت

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          7
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 9
                                          • 10
                                          • 11
                                          • 12
                                          • 13
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع