-
نوشتهشده در ۱ آبان ۱۳۹۸، ۱۳:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@MM-zahed
دل عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده با جامی بسازدبابا طاهر
-
نوشتهشده در ۱ آبان ۱۳۹۸، ۱۳:۱۴ آخرین ویرایش توسط sheyda.fkh انجام شده
mrf
هر که اول بنگرد پایان کار
اندرآخر او نگردد شرمسار -
نوشتهشده در ۱ آبان ۱۳۹۸، ۱۳:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
يك آن شد اين عاشق شدن دنيا همان يك لحظه بود
آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
افشین یداللهی -
يك آن شد اين عاشق شدن دنيا همان يك لحظه بود
آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
افشین یداللهینوشتهشده در ۱ آبان ۱۳۹۸، ۱۵:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Mohyy در قفس طلبد هر کجا گرفتاری است
من از کمند تو تا زنده ام نخواهم رست -
Mahdyyy تا قفل قفس باز شد آن سوخته پر رفت
دلواپس ما بود وليكن به سفر رفت -
@saraa-66 تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای بفدای چشم تو این چه نگاه کردن است -
Mahdyyy داديم ز كف نقد جواني و دريغا
چيزي به جز از حيرت و حسرت نستانديم -
نوشتهشده در ۲ آبان ۱۳۹۸، ۵:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@saraa-66
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
که ز انفاس خوشش بو کسی می آید -
Mahdyyy
دوش وقت سحراز قصه نجاتم دادند
وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند -
نوشتهشده در ۲ آبان ۱۳۹۸، ۶:۳۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@MM-zahed
در هوایت بی قرارم بی قرارم روز و شب
سر ز کویت بر ندارم برندارم روز و شب -
Mahdyyy
بهار آمد زمین فیروزهگون شدبه عزم سیر، دلدارم برون شد
به گلچیدن درآمد یار فایز
همه گلها ز خجلت سرنگون شد
-
نوشتهشده در ۲ آبان ۱۳۹۸، ۱۱:۳۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
Mahdyyy
تیر و تبر بر به بر پیر تیر تیز کن
گو تیر تیز کن تبر از تیر تیزتر -
Mahdyyy
تیر و تبر بر به بر پیر تیر تیز کن
گو تیر تیز کن تبر از تیر تیزترنوشتهشده در ۲ آبان ۱۳۹۸، ۱۱:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده@sheyda-fkh رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن
یا زجانان یا زجان باید که دل برداشتن
حافظ -
@sheyda-fkh رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن
یا زجانان یا زجان باید که دل برداشتن
حافظ -
نوشتهشده در ۲ آبان ۱۳۹۸، ۱۲:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
Mahdyyy الا یا ایها الساقی ادر کاسا وناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها -
Mahdyyy
بهار آمد زمین فیروزهگون شدبه عزم سیر، دلدارم برون شد
به گلچیدن درآمد یار فایز
همه گلها ز خجلت سرنگون شد
نوشتهشده در ۲ آبان ۱۳۹۸، ۱۲:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شدهMhmoroosi دیدی غزلی سرود ؟ عاشق شده بود
انگار خودش نبود ، عاشق شده بود
افتاد ، شکست ، زیر باران پوسید
آدم که نکشته بود ،عاشق شده بود !