-
جامی است که عقل آفرین میزندش!
صد بوسه ز مهر برجبین میزندش!
این کوزه گر دهر چنین جام لطیف
میسازد و باز بر زمين میزندش..!|زبان 92 تست بود داشتم قرابت کار میکردم نظرمو بدجور جلب کرد
(:|
نوشتهشده در ۸ آذر ۱۳۹۸، ۱۶:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده@خـانـومــ
اتفاقن اهنگ درس علوم از پالت هم همین شعر رو داره
گوش دادنش خالی از لطف نیست
درس علوم_پالت -
نوشتهشده در ۸ آذر ۱۳۹۸، ۱۶:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بعده من
بکارید گلی را در خاک...
آب دهیدش هر روز...
نکند سرخ شود
آن گل سرخ..
دلی آن زیر هنوز در تپش است.... -
نوشتهشده در ۸ آذر ۱۳۹۸، ۱۷:۴۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
در نیزار
پرنده ای اندوهگین می خواند
گویی چیزی را بیاد آورده
که بهتر بود
فراموش کند.| تسورا یوکی |
-
نوشتهشده در ۸ آذر ۱۳۹۸، ۱۷:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خاطره ها
گاه و بی گاه
می آیند
کنارم مینشینند
میخندند
گریه میکنند
اما پیر نمیشوند..! -
نوشتهشده در ۸ آذر ۱۳۹۸، ۱۷:۵۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اشک،
ژالهی روی برگ...
و قطره ی آبی که از شیر می چکد؛
کدام یک زودتر به دریا می رسد؟
به هر شکلی که حساب می کنم
من انتخاب تو نبودهام
و باران
اجتماع مردانی ست که دوستت دارند.| حمید جدیدی |
-
نوشتهشده در ۸ آذر ۱۳۹۸، ۱۸:۴۸ آخرین ویرایش توسط dlrm انجام شده
زَمانه مُنفَعِل اَز طَبع بُردبار مَن اَست:)
-
نوشتهشده در ۸ آذر ۱۳۹۸، ۲۰:۱۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
میخواهمت/ ولی دوری/ خیلی خیلی دور/ نه دستم به دستانت میرسد/ نه چشمانم به نگاهت/ چاره ای کن!/ تو را کم داشتن، کم نیست/ درد است
-
نوشتهشده در ۸ آذر ۱۳۹۸، ۲۱:۱۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۸ آذر ۱۳۹۸، ۲۲:۱۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چاک پیراهن و یک بوسه ی ناب از لب تو
ترس رسوایی اقوام مسلمان ، سلام -
نوشتهشده در ۹ آذر ۱۳۹۸، ۹:۱۲ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده!
-
بیانفعالی از ما ناموس آبرو برد
تا جبهه بیعرق شد شستیم از حیادست:)یاران هزار دعوی از لاف پیش بردند
از اتفاق با لب طرح است در صدا دستگردون ناپشیمان مغلوب هیچکس نیست
سودن مگر بیازد بر دست آسیا دستای صحبت ازدل تنگ تهمت نصیب شبنم:(
این عقده گرگشودی تا آسمان گشا دستچاک لباس مجنون خط میکشد به صحرا
اینجا هزار دامن خفتهست جیب تا دستتغییر رنگ فطرت بیننگ سیلیی نیست!!!!!!!!!!!!!:)
روز سیاه دارد درکسوت حنا دست!!!!!!!!!!!!!
حیف است سعی همت خفتکش گل و مل
بایدکشید از این باغ، یا دامن تو، یا، دست -
نوشتهشده در ۹ آذر ۱۳۹۸، ۱۸:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
میان مـن و تـو فاصله یک باران ست
و خیالت کـه مرا از پنجره میگیرد
و میبرد قدم زنان تا عشق
میرسم بـه تـو با تن پوشی از آغوش
و دست هایي پر از طراوت نخستین درود
گل سرخی کـه گلبرگ گلبرگ
در صدای عطرها هجا میکند تـو را
میان مـن و تـو فاصله یک باران ست.
. -
نوشتهشده در ۱۰ آذر ۱۳۹۸، ۲۰:۳۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
نـاز مکن، کـه می کند جان من آرزوی تو..♡
-
نوشتهشده در ۱۰ آذر ۱۳۹۸، ۲۰:۳۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بعضی ها هم هستند
که به نظر می رسد فراموش شان کردیم
اما وقتی حرفشان به میان می آید
دیگر نمی توانیم لبخند بزنیم..!
#نزار قبانی -
نوشتهشده در ۱۰ آذر ۱۳۹۸، ۲۰:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
به چه می اندیشی؟
نگرانی بیجاست
عشق اینجا و خدا هم اینجاست..
لحظه ها را دریاب..!
#سهراب -
چَشم تو خواب میرود
️
یا که «تو» ناز میکنی...؟
️
#مولانا
-
نوشتهشده در ۱۰ آذر ۱۳۹۸، ۲۰:۴۰ آخرین ویرایش توسط sandiiii انجام شده
سحرم،
روی چو ماهت
شب من،
زلف سیاهت..@Saahaar
-
بری که برنگردی ای عشق...
تو با دنیا چه کردی ای عشق...