-
@Ailin
من پلک به دیدن تو بستم
بیناتر از این شدن چگونه؟ -
jahad_121
همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند... -
@mr-vinyzo
ناقصان در پردهٔ ظلمت نمیبینند نور
ورنه پیش کاملانْ طاوسْ سر تا پا خوش است -
Aila
ریشههای ما به آب
شاخههای ما به آفتاب میرسد
ما دوباره سبز میشویم... -
@z-e
ترسم که صرفه نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما -
نقطه
ترسم خدا نکرده کشد از تو انتقام
آهی که عاشقان به سحرگاه میکشند -
نوشتهشده 11 روز پیش آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
jahad_121
دود میخیزد ز خلوتگاه من.
کس خبر کی یابد از ویرانهام؟ -
jahad_121
مطرب ! اگر آرزوی تو فریاد ما بود
مانند نی به دیده فغان می کنیم ما