شــآدکــَــده ی جــوکــیـســـــم
-
نوشتهشده در ۲۹ شهریور ۱۳۹۸، ۱۷:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
حکيمي را گفتند
زن و بچشو نگفتن!!!
انقد ناراحت ششششششششد!!!
خوب زشته ديگه همه رو باهم دعوت کنید -
نوشتهشده در ۲۹ شهریور ۱۳۹۸، ۱۷:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تو خانواده های ایرانی بچه اول همیشه نقش شورای حل اختلاف رو داره و بچه آخر نقش مسئولین کشوری، همونقدر بیخیال..
-
نوشتهشده در ۲۹ شهریور ۱۳۹۸، ۱۷:۲۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چه دنیای عجیبی..
عربستان رامون نمیدن میگن شمامسلمون نیستید
آمریکا رامون نمیدن میگن شما مسلمون هستید
توی خونه هم همه بهم میگن تو مسلمون نیستی چون نه نماز میخونی نه روزه میگیری
ولی تا مادرم میگه یه مسلمون پیدا نمیشه بره ۴ تا نون از نانوایی بگیره بیاره . همه به من زل میزنند
خدایا ما موندیم که مسلمون هستیم؟ نیستیم؟تکلیفو روشنکن -
نوشتهشده در ۲۹ شهریور ۱۳۹۸، ۱۷:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یه جا دعوام شد، یارو داد زد ایشالله به حق پنج تن به حق ۱۴معصوم...
گفتم صبر کن ۵ تاشو توی ۵ تن حساب کرده بودی دوبار قبول نیس.یارو نشست زمین کلا ساکت شد
-
نوشتهشده در ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ۱۰:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تو خونه شما هم سوپ رو وعده غذایی میدونن یا فقط خونه ما اینجوریه
باور کنید به خود سوپ بگی تو غذائی یه نگاه به این ور اون ور میندازه با تعجب میپرسه کی؟
من؟! -
نوشتهشده در ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ۱۵:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
روزی جعفر ازحکیمی پرسید چراما عاشق میشویم وقتی میدانیم به عشقمان نمیرسیم
حکیم پاسخ داد چرا مازندگی میکنیم وقتی میدانیم درآخر خواهیم مرد؟
.
.
.
.
جعفر باپشت دست خوابوند تودهن حکیم وگفت سوال منو باسوال جواب نده.
-
نوشتهشده در ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ۱۵:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دو تا تنبل دراز كشيده بودن يكيش داشته خميازه ميكشيده
اون يكي ميگه داداش
تا دهنت بازه لطفا اين ممدو هم صدا كن
-
نوشتهشده در ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ۱۷:۱۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ۱۷:۳۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ۱۹:۱۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
نـوک داری؟؟
پنج دھم یا ھفت دھم؟؟دیالـوگ شاخای مجازی بہ زودی درسراسر کشور
-
نوشتهشده در ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ۱۹:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده!
-
نوشتهشده در ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ۱۹:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده!
-
نوشتهشده در ۱ مهر ۱۳۹۸، ۱۳:۵۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چجوری صبحها
دست همدیگرو میگیرید و
با هم راه میرید
من تا ساعت ۱۰ صبح از همه متنفرم -
نوشتهشده در ۱ مهر ۱۳۹۸، ۱۳:۵۳ آخرین ویرایش توسط sandiiii انجام شده
مادربزرگم یک هفته بیمارستان بستری بود ؛
نصف دکتر پرستارا رو به هم رسوند
.
-
نوشتهشده در ۲ مهر ۱۳۹۸، ۱۱:۱۷ آخرین ویرایش توسط Sharllot انجام شده
از اینایی که بدو بدو میان زمین واليبالو طی میکشن کجا میفروشن
.
.
..
واسه مامانم بخرم
-
نوشتهشده در ۲ مهر ۱۳۹۸، ۱۱:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
در آینده از اوصاف نیک بعضی مردگان این چنین یاد خواهد شد:
١. خدا بیامرز همیشه online بود.
٢. در طول عمرش هرگز کسی را block نکرد
٣. هرگز کسی را با هیچ comment ی نرنجاند
۴. هرگز در like کردن کوتاهی نمیکرد۵. ثروت مندان را share و فقرا را tag
مینمود
-
نوشتهشده در ۲ مهر ۱۳۹۸، ۱۱:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یارو نوشته انقدر بدم میاد موقع خیار خوردن صدای قرچقرچ خیار میدین، انگار خودش موقع خیار خوردن صدای موز میده دهنش.
-
نوشتهشده در ۲ مهر ۱۳۹۸، ۱۱:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
به دوستم گفتم "اون موقعی که تو هواپیما نشستی و داری وطنتو، خاکتو، خاطراتتو میذاری و میری، اولین کاری که میکنی چیه؟"
گفت:" فیلترشکنامو پاک میکنم از گوشیم"
-
نوشتهشده در ۲ مهر ۱۳۹۸، ۱۱:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
موضوع انشاء : چگونه پدر خود را خوشحال کنیم؟
-- به نام خدا ؛ بزنیم شبکه خبر
-
نوشتهشده در ۲ مهر ۱۳۹۸، ۱۹:۱۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
کاش مامانا میدونستن
کمد اگه قرار بود مرتب باشه واسش در نمیذاشتن