Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
S.daniyal hosseinyS

S.daniyal hosseiny

@S.daniyal hosseiny
درباره‌‌ی من
دیدگاه‌ها
3.2k
موضوع ها
14
Shares
0
گروه‌ها
0
دنبال‌کننده‌ها
77
دنبال‌شونده‌ها
12

دیدگاه‌ها

تازه‌ها بهترین Controversial

  • وسواس شدید
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    ML h 0
    سلام. تو تنها کسی نیستی که این مشکل رو داره. فقط باید متوجه باشی که اگه دیروز برنامه خوب نشده، دلیل نمیشه که امروز هم بد باشه... اصلا همچین منطقی نداریم. برنامهٔ دیروز برای خودش، برنامهٔ امروز هم برای خودش. قرار نیست به خاطر خراب شدن دیروز، امروز رو هم خراب کنیم این اشتباهه.
    باید این رو بپذیری و بهش عمل کنی.

    سوال مشاوره ای

  • برندگان بورسیه عیدانه انجمن آلاء
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    @kosar-mottaghi
    @Sara-Haghighatrad
    ali mohamadi 0
    رضا آلناصر
    @Infinitie-A
    @Kosar-Mortazavi
    @Mr-Fantastic
    سروش قادری
    رفقا مبارک همه تون باشه :heart_suit:
    امیدوارم همیشه همینقدر پرانرژی باشین و موفق
    دریا دریایی
    یه عذرخواهی هم به شما بدهکارم!
    شاید از من رنجیده باشین.
    عذرمیخوام ازتون :heart_suit:

    اطلاعیه ها برنده جایزه عیدانه بورسیه

  • آرایه ها
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    @ftm-dh سلام.
    بیت اول، قسمت "من از آن روز که در بند تو ام آزادم" متعلق به حضرتِ سعدیه. که خب اینجا تضمین میشه.
    "من از آن روز که در بند توام آزادم

    پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم"
    بیت دوم هم حس میکنم عبارت "شکر خندیدن" حس آمیزی داشته باشه. احتمالا این واژۀ "شکرخند" بوده که این شکلی آورده شده.
    اگه معنیش کنیم، "کردن" معنی ساختن" میده و در اون صورت میشه گفت حس آمیزی داریم. (ترکیب کردن حس شیرینی شکر و خندیدن، یه چیزی توی مایه های خندۀ شیرین)
    من درمورد این بیت شک دارم. ترجیح میدم صبر کنید نظرات بچه ها رو هم بشنویم...
    بیت سوم هم که بین کور و کر جناس داره و مشخصه...

    ادبیات و زبان فارسی

  • جناس
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    Reza Panahi
    خب حدسم درست بود.
    ببین دوست من این دو واژه "سَر" و "سِر" هستن🤷🏻‍♂️
    و خب مسلما جناس دارن
    اون تشدید به خاطر خوانش ایجاد میشه. برای اینکه بخوایم بیت رو بخونیم و وزنش رو رعایت کنیم، شاعر تشدید رو قرار میده تا ما حرف "ر" رو تکرار کنیم یابه عبارتی "سِرِّ تو" رو به صورت پیوسته بخونیم.
    اگه دقت کنی خودت هم وقتی میخوای کلمه رو بخونی، دو بار حرف "ر" رو تلفظ میکنی.
    اما در اصل جزئی از خود واژه حساب نمیشه... چون در هر صورت شما کلمه ای به نام "سِرّ" با معنی جدید نداری! همون "سِر" هستش. به معنیِ راز

    ادبیات و زبان فارسی

  • جناس
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    Zahra Esmaeili
    خواهش میکنم♥
    یه چیزی برای من خیلی جالبه😂
    بنده پاسخ سوال رو دادم و دوتا لایک خورده. اونوقت شما بعد همون پیام نوشتین "یعنی تشدید اهمیت داره؟" و اون پیام پنج تا لایک خورده😂
    برای من به شخصه جالب شد.
    یا حتی همین پیامتون هم شش تا لایک داره.

    ادبیات و زبان فارسی

  • تست قرابت قلم چی
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    Sara_R
    @Amin-Forouzan
    خانومِ_دوست_داشتنی
    خب
    بیت اول که داره میگه
    برخلاف اون کارهای روزمره، توفیق و کام رو توی زندگیت جستجو کن. مثل من که جمعیت و آرامش رو توی زلف پریشان یار بدست آوردم.
    بیت دو میگه
    همهٔ جمعیت عاشقان پریشان می‌شدند، به محض اینکه باد صبا شرحی از اون زلف پریشان می‌گفت.
    بیت سه میگه
    عاشقان جگرسوخته، آرامش دلشون رو در زلف پریشان تو پیدا میکنن
    بیت چهارم هم میگه
    اگر که دل جمع و آروم ما پریشان شد، غمی نیست. چونکه آرامش ما هم از پریشانی ما بدست میاد.
    و خب طبق این معانی
    علیرضا تمدنی درست میگه.
    گزینهٔ دو جواب درسته و احتمال زیاد اشتباه چاپی‌ای بوجود اومده.
    خودتون رو بیشتر از این درگیر نکنید...

    ادبیات و زبان فارسی

  • ابهام در تشبیه و اسلوب معادله
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    Taha Yousefzadeh
    بعدم بگم که همون مورد اول درسته. یار مانند ماه نیست که خب تشبیه نیست... اگه بحث برتری بود، یعنی میگفت«یار مانند ماه نیست. از آن هم زیباتر است»، چرا. اونوقت تشبیه داشتیم. اسمشم میگیم تشبیه برتر.
    دوم اینکه در مواجهه با اسلوب معادله، به نظر من خیر.تشبیه مرکب نداریم.شاید در مواردی پیدا بشه ولی یه چیز کلی نیست.
    اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهی است
    اشک کباب موجب طغیان آتش است
    مثلا شما میگید توی این بیت بیایم بگیم اظهار عمز مثل اشک کباب است.
    اینو یه تشبیه درنظر بگیریم و باقی کلمات هم به همین شکل...
    اینجا تشبیه نداریم از نظر من.صرفا دوتا مفهوم یکسان و مشابه در کنار هم قرار داده شده.
    چیزی تحت این عنوان که ما بفهمیم اینا به هم تشبیه شدن وجود نداره.
    تازه درحالی که توی اسلوب معادله ما باید بدونیم دو مصرع ساختار مجزا و مستقل دارن اما مفهوم یکسان.
    نمیشه وقتی یه مصرع برای خودش کامل مستقله، با واژه‌ای از مصرع دیگه تشبیه برقرار کنه.
    فکر میکنم در اون صورت شرط اسلوب بودن از بین میره.
    به هرحال این نظر منه.
    نظر بقیه رو هم می‌شنویم...♥

    ادبیات و زبان فارسی

  • تست قرابت
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    Sara_R
    mahdi shokry
    Mahan Xodayi 2
    Seyed sadegh Razavi
    بچه‌ها، باور کنید یه بارم تگم کنید، اگه باشم، میام و جواب میدم😂🤦🏻‍♂️ چخبره اینهمه...
    خب صورت سؤال جمله‌ایه که عطار به پدر مولانا درمورد مولانا میگه.
    معنیشم اینه که به زودی این پسر تو آتش عاشقانه‌ای در جان تمام عاشقان عالم میندازه.
    بیت اول میگه
    ناله کردنِ عاشقانه دلسوز را شخصی که ناپخته‌س مجاز میدونه.
    بیت دوم میگه
    شبی وجود نداشت که اشتیاق تو به آتشِ ده‌ها گونه غم جانِ من رو نسوزونده باشه.
    درواقع درمورد این حرف میزنه که اشتیاق تو داره وجود من رو نابود میکنه.
    بیت سوم میگه
    دل توی سینه‌م توی آتش غم سوخت. نالهٔ جان‌سوز من کل آسمان رو در برگرفت و همه شنیدنش.
    بیت چهارم میگه
    تنم به خاطر دوریِ دلبر سوخت. جانم از آتشِ خورشیدِ چهرهٔ جانانه سوخت.
    ...
    خب جواب میشه گزینهٔ سوم.
    به خاطر اینکه مفهوم مشترکی دارن تحت این عنوان که شاعر داره آتشی رو در جان تمام جهان یا عاشقان جهان میندازه و تمام جهان رو تحت تأثیر قرار میده.

    ادبیات و زبان فارسی

  • حسامیزی
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    Leili Salahi سلام.
    اولا این تعریف حس‌آمیزی:
    «حس آمیزی در اصطلاح ادبی، به کار بردن حس یا محسوسی است در حوزهٔ حس یا محسوس دیگر، یا درآمیختن حواس با یکدیگر. برای مثال، حافظ در مصراع «جوابِ تلخ می‌زیبد لبِ لعل شکرخا را» کلمه «جواب»‌ را که شنیدنی است و مربوط به حس شنوایی، در حوزه حس چشایی به کار برده است.(سایت فرادرس)»
    احساسات فقط شامل حواس پنجگانهٔ ما نمیشن. مثلا همون «نوشتهٔ بامزه». نمیشه نوشته رو خورد که بفهمی بامزه‌س یا بی‌مزه. پس شما اومدی حسی رو با حس دیگه مخلوط کردی.
    شما اون احساسات رو اصن کلا بریز دور. برای توضیح دادنش به کسی هم اصلا نمیخواد از احساسات پنج‌گانه استفاده کنی. فقط به همین فکر کن که کنار هم قرارگرفتن این دو حس منطقی و همیشگیه یا نیست. همین.

    ادبیات و زبان فارسی

  • آرایه
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    Nafas Hadian 0
    سلام. دسته‌بندی تاپیکت رو اشتباه انتخاب میکنی. این دسته‌بندی مختص جزواته. نه سؤالات و دروس.
    ناظم
    ممنون میشم اگر تاپیک رو جابجا کنید لطفا.
    ‌
    درمورد سؤالت:
    صفت فاعلی رو که میشناسیم...
    بن مضارع + پسوند
    مثلا: گو+ـَنده=گوینده
    حالا اگه مرکب هم باشه، یعنی از دوتا کلمهٔ معنی تشکیل شده باشه، میشه صفت فاعلی مرکب.
    مثلا: سخن‌گوینده یا خودبیننده
    حالا مرخم یعنی چی؟ مرخم یعنی دم بریده. یعنی کوتاه شده.
    اگه ما بیایم اون پسوند آخر قضیه رو حذف کنیم، میشه مرخم.
    مثلا:
    سخن‌گو، خودبین.
    الآن این دوتا مثال آخر، صفت فاعلی مرکب مرخمن.
    به همین
    راحتی... ☺️🤷🏻‍♂️

    ادبیات و زبان فارسی

  • تست
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    @Mr-Wick
    میگه توی ظهر تو داخل حرم خوابیدی و به غریب و کسی که بیرونه، میگی که توی گرما بمیر.

    ادبیات و زبان فارسی

  • مفهوم استعاره
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    ZDM
    خب... تعریف هم که ناقصه.
    ما دو نوع استعاره داریم.
    مکنیه و مصرحه.
    اونا رو ول کن. قاطی میکنی...
    استعارهٔ مصرحه رو من این شکلی به بچه‌ها میگم که قاطیش نکنن. میگم یعنی استعاره‌ای که با صراحت و خیلی شفاف صحبت میکنه. اما اصلا این شکلی نیست😂
    مثلا
    نردبان مدرسه آمد.
    نردبان مدرسه، استعاره از یه دانش‌آموزی توی اون مدرسه‌س که قدش بلنده به خاطر همین بهش میگن نردبون مدرسه!
    علی مانند نردبان مدرسه قد بلند است.
    پس در کل القاب میتونن توی این راستا و طیف قرار بگیرن.
    یه استعارهٔ مکنیه هم داریم. و در زیر مجموعهٔ اون، اضافهٔ استعاری.
    مثلا
    دست غم دراز شده بود.
    غم مانند انسانی است که دست دارد.
    به قول تو، مشبه و وجه شبه، وجود دارن.
    حالا
    هر تشخیصی هم استعاره‌س. اما هر استعاره‌ای تشخیص نیست. اینو حتما حواست باشه.
    ‌
    گفتم تعریف رو بگی که ببینم چقدر میتونی.
    حالا در مواجهه با یه بیت باید چیکار کرد.
    ما وقتی بیتی رو داریم، اول از همه معنی باید بکنیم.
    وقتی به یه کلمه‌ای برخوردیم که عجیب غریب بود و انگار جاش اینجا نبود، میتونیم بهش برای استعاره بودن شک کنیم.
    مثلا
    قمری که دوست داری، همه روز دل بر آن نه
    که شبیت خون بریزد که در او قمر نباشد

    الآن توی این بیت وقتی بخوای معنی کنی، میگی هرروز دلت رو بر اون ماهی ببند که دوسش داری.
    وایسا🤔
    دلم رو به ماهی ببندم که دوسش دارم؟!
    چندتا ماه اصن مگه داریم...؟!
    و خب میفهمیم که قمر استعاره‌ از معشوقه.
    به همین... باقلوایی 😁

    ادبیات و زبان فارسی

  • مفهوم
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    @Mr-Wick
    بیت اول میگه که ای مطرب عاشقان، برای من این صدای نادر و کمیاب رو بزن. برای اینکه از گوش کر، این صدای سرنا خیلی دوره.
    به عبارتی میشه به نصیحت ناپذیری فکر کرد...یا مسائل این چنینی...
    بیت دوم میگه که از خوبی دریای یکتایی، اون شخصی خبر داره که دنبال هر قطره مثه سیلاب میگرده.
    یعنی به دنبال قطره به قطرهٔ اون دریاس...

    ادبیات و زبان فارسی

  • قرابت۴
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    Faez Fateminia
    خب...
    فکر میکنم مهلت دادن کافیه دیگه.
    اولا که خب بیت صورت سؤال همونطور که همه گفتید، متعلق به سیاوش و عبورش از آتشه. یه اشتباه نوشتاری هم داره «اندر» رو نوشتن «اند».
    اسب و قبای سوار چنان اومدن، که انگار اصلا کنارشون گلستان و گل بوده.
    چیزی که دلم میخواست حداقل یکیتون بهش اشاره کنه، ایراد نوشتاری بیت اول بود... و خب به خاطر همین من متوجه شدم اکثرتون خیلی با معنی کاری ندارید. مفهوم رو نگاه میکنید که این هم خوبه هم بد... وقتی بیت اول رو بخونید، مصرع دومش یکم عجیب غریب میشه... چرا باید یکی سوار سمندر بشه؟! 🥺😂
    من خودم موقع خوندن گفتم شاید سمندر معنی اسب هم میده... اما جستجو کردم و دیدم که خیر... همچین معنی‌ای نداره. بیت هم که خب اینجوری دچار ایراد وزنیه... به هر حال:
    چون سمندر شوی در آتش تیز
    گر شوی بر سمند عشق سوار

    میگه اگه بر اسب عشق سوار بشی، مثل سمندر میشی در آتش سوزان...
    حالا این یعنی چی؟
    سمندر موجودیه که طبق باور قدیمی در آتش زندگی میکنه... یعنی معتقدن که سمندر وارد آتش میشه و اصلا نمیسوزه. به خاطر همین وقتی سمندر رو توی ابیات ببینید، به این مفهوم هم اشاره داره.
    خب این بیت با صورت سؤال شاید در ارتباط باشه. اما همونطور که ثنا و علی گفتن، این داره درمورد این حرف میزنه که اگه عاشق باشی در آتش (شاید آتش هجران) نمیسوزی...
    خب روایت سیاوش که روایت عاشقی نبود... 🥺🤷🏻‍♂️
    بیت دوم میگه که آتش پیش ابراهیم سرد میشه...تبدیل به بید و گل و سنبل خوب و نیکو میشه.
    خب این کاملا مرتبطه با قضیه... بحث اینکه آتش تبدیل به گلستان شده کاملا توش مشهوده.
    بیت سوم هم یه ایراد نوشتاری ریز داره که باز وزن رو دچار ایراد کرده. هرچند که اگه یذره دل میدادید، متوجه میشدید که ما کلا «بفسرود» رو نداریم توی ادبیاتمون😂🥺🤷🏻‍♂️
    ز آهم آتش نمرود بفسرد آن دم
    که در دلم گذرد یاد کوه ابراهیم

    میگه که از آه و حسرت من، اون لحظه‌ای که یاد کوه ابراهیم افتادم، کوه آتش نمرود سرد و منجمد شد.
    اینجا بحث حسرت مطرحه... یعنی این آه و حسرت من اونقدر قدرت داره که این کوه عظیم آتش رو سرد میکنه!
    و بیت چهارم میگه که لب سرخش وقت حرف زدن، باعث میشه که آتیش گلستان بشه. خشمش هم مثل آه گرم من، اونقدر تند و آتشینه که باعث میشه چشم سمندر بسوزه.
    سمندری که گفتیم توی آتیش کلا معتقدیم هیچیش نمیشه... با خشمش میسوزه. اغراق...!
    تست قشنگی بود... دلم میخواست همه‌تون یه نگاهی بهش بندازید. ایرادات تایپی زیاد داشت اما باز از زیباییش کم نمیکنه😂🥺
    و اینکه به تک واژه‌ها دقت نمیکنید، نشون از اینه که میخواید کلیت رو بگیرید... اما کلیت از همون جزء جزء میاد بچه‌ها... حواستون به جزئیات هم باشه...
    انتظار ندارم ازتون وزن رو هم بشناسید. اما انتظار دارم وقتی که دارید یه شعری رو میخونید یذره حس کنید یه جاییش لنگ میزنه و ذکر کنید یا برید دنبالش و ببینید مشکل کجاس.
    در کل که از همهٔ شمایی که شرکت کردید توی بحث، ممنونم... ♥
    موفق باشید رفقا♥🤝🏻
    @Ali-Valicheki
    Faez Fateminia
    Matin Mousavi 1
    @Mr-Wick
    Nila YS
    Sana Asadi 1

    ادبیات و زبان فارسی

  • واژه های فرد!!!!
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    Eshagh Saki
    سلام.
    این نوع سؤال اولین بار سر کنکور ما مطرح شد... 1400.
    من خودمم ازشون رد شدم.
    چون نتونستم بفهمم منظورش از فرد، ترتیب فرده یا تعداد و مکسر و جمع بودن...
    اما در کل الآن براش ترتیب رو درنظر میگیرن...

    ادبیات و زبان فارسی ادبیات کنکور۱۴۰۱

  • همه
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    سؤالش از اون سؤالاس که منم به چالش کشیده و کلی هی به منابع اینور اونور مراجعه کردم برای جواب قطعی. اصلا نمیخوام سرسری ازش بگذریم. خصوصا با این وضعیت عجیبی که توی کتب کمک درسی دیدم.

    ادبیات و زبان فارسی

  • همه
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    اما درنهایت، پاسخ.
    اصلا بدل چیه؟!
    این یادداشت رو از کتاب «فرهنگ توصیفی دستور زبان فارسی» نوشتهٔ علاءالدین طباطبایی می‌نویسم:
    «بدل یکی از وابسته‌های پسین اسم است و اسم با ضمیر یا گروه اسمی و ندرتاً یک صفت یا گروه صفتی‌ای است که در گروه اسمی بعد از هسته یا بعد از وابسته‌های آن می‌آید.
    بدل توضیحی به مفهوم هسته می‌افزاید یا آن را مؤکد می‌کند.»
    یه نکتهٔ جالب هم که نوشته اینه که میشه قبل از بدل «یعنی» گذاشت. مثلا
    علیرضا، برادرم، هنوز به خانه برنگشته.
    علیرضا، یعنی برادرم، هنوز به خانه برنگشته.
    ‌
    متأسفانه تعریف دقیقش رو از کتاب ادبیات خودتون پیدا نکردم. اما در کل اینا رو از بدل می‌دونیم:
    ۱) جزو نقوش تبعیه
    ۲) بدل با هسته یک نقش دارن
    ۳) معمولا بین دوتا ویرگول بیاد
    ۴) از لحاظ تعداد مفرد یا جمع معمولا با هسته یکیه
    ۵) بین بدل و هسته، کسره نداریم و ترکیب نمی‌سازن.
    ‌‌
    حالا براساس این مواردی که می‌دونیم بیاین تا بیت رو بررسی کنیم.
    ‌
    الهی سینه‌ای ده آتش‌افروز
    در آن سینه دلی وان دل همه سوز
    ‌
    اگه نقش همه رو بدل بگیریم:
    در آن سینه دلی ده، و آن دل همه سوز داشته باشد
    ‌
    اگر «همه» بدل باشه، یعنی داره در نقش دل میاد. درسته؟ مشکل اولش اینه که از لحاظ تعداد مفرد و جمع درست نیست.
    یک مسئلهٔ دیگه.«همه» رو معنی کنید. معنی «سراسر» و «تماماً» میده. از لحاظ منطقی و به خصوص در ادبیات سه سال دبیرستان ما این معنا معنای یک قیده! نه یک بدل...
    ‌
    فرض کنین این مثال رو
    ورزشکاران، همه، آمدند.
    اینجا هم همه از لحاظ تعداد با ورزشکاران درست دراومده و هم اینکه همه میتونه اصلا خودش معنا داشته باشه.
    ‌
    بحث رو کش ندم. من به شخصه و براساس مطالعات خودم و چارچوب کتاب درسی شما، بدل گرفتن این عبارت رو به شدت غلط می‌دونم.
    دقت کنین بچه‌ها همون جستاری که براتون فرستادم منابعش متعلق به دهه‌های قبل هفتاده! دستور زبان در طی این سال‌ها مدام سنجیده شده و کتاب‌های متعدد درموردش چاپ شده. دستور زبان یک جا نمی‌ایسته. مدام درحال تغییر کردنه و هرروز یک دستورنویس جدید نظرات جدید میده. پس شما باید براساس نیاز و چارچوب خودتون مسائل رو بسنجین. نه براساس هرچیزی که هست. اینجوری کار خیلی درهم برهم میشه. مطمئن باشین.
    درنهایت
    من هم مثل نرگس معتقدم ترکیب وصفی مقلوب گرفتن این عبارت درست‌ترین حالت ممکنه
    همهٔ آن دل سوز داشته باشد.
    توی کتاب راهنمای معلم هم حرفی از نقش واژه‌ها نزدن. اما توی معنی، معنی رو یک جورایی به همین شیوه و شکل آورده.
    به ترتیب و طبق محدودهٔ کتب درسی:
    ترکیب وصفی مقلوب
    قید و بدل

    ادبیات و زبان فارسی

  • متمم نداره؟
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    پرستو بابایی
    سلام.
    هیچوقت این کار رو برعکس انجام نده. یعنی نرو توی جمله بگرد تا ببینی چه گروه اسمی‌هایی داری پس جمله‌ت چند جزئیه. اتفاقا روند برعکسیه.
    حالا منم موافق نیستم که کل بیت یک جمله باشه!
    چونکه به وضوح توی مصرع اول یک جمله و توی مصرع دوم یک جمله داریم.
    حالا... اول از همه باید به فعلت نگاه کنی.
    ‌
    تو مشت درشت روزگاری
    تو مشت درشت روزگار هستی
    فعلت چیه؟
    هستی ---> هستن
    نهاد رو بهش بده.
    تو هستی.
    معنی میده؟
    خیر...
    پس باز بهش گروه اسمیا رو اضافه میکنی.
    تو مشت درشت روزگار هستی.
    حالاست که معنی میده.
    پس جمله‌ت سه جزئیه.
    نهاد، مسند، فعل.
    ...
    حالا کاری با این ندارم. چیزی که مدرس درنظر گرفته اینه.
    تو مشت درشت روزگار، پس‌افکند از گردش قرن‌ها (هستی)...
    پس افکند یعنی ذخیره. به جا مونده.
    حالا چی میشه؟
    فعلت رو برمی‌داری.
    هستی.
    نهاد رو اضافه می‌کنی:
    تو هستی.
    معنی نمیده... پس یکی از گروه اسمی‌ها رو اضافه می‌کنی:
    تو مشت درشت روزگار هستی.
    معنی میده... پس باقی گروه‌های اسمی یا متمم قیدی‌ان یا گروه قید‌ی‌. پس نیازی بهشون نیست و در ساختار جزء جمله اسمی ازشون نمیاد. جمله سه جزئی «نهاد، مسند، فعلـ»ـه.
    اگه براتون سؤاله نقشا به اختصار چی میشه، «پس افکند» میشه قید و «از گردش قرن‌ها» میشه متمم قیدی.
    فرق متمم با متمم قیدی همینیه که الآن دیدی. بهشون در ساختار جمله نیازی نیست و قابل حذفه.

    ادبیات و زبان فارسی

  • تحلیل امتحان نهایی فارسی یازدهم - قلمرو زبانی
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    PicsArt_06-08-06.29.40.jpg
    PicsArt_06-08-06.31.16.jpg
    ‌
    PicsArt_06-08-06.33.00.jpg

    این سؤالات چون بیشتر جنبهٔ حفظ کردنی داره و نه تحلیلی و درواقع خود پاسخنامه برای پاسخ گرفتن کفایت میکنه، من خیلی توضیح خاصی ندارم. صرفا مطالبی که احساس کنم لازمه مرور کنم براتون رو بازگو می‌کنم.
    سؤال ۱) حواستون به تیپ سؤال باشه بچه‌ها. من خودم اول موقع خوندن فکر کردم باید در حد عبارت دو کلمه پیدا کنم که ترادف معنایی دارن.
    سؤال ۲) گَشَن معنی فلح، نر هم میده ولی اینجا معنی انبوه داره.
    سؤال ۳) -
    سؤال ۴) حواستون هم باشه که سَباحت یعنی شنا کردن
    سؤال ۵) حواستون باشه که مُهْمَل یعنی حرف پوچ و بی‌ارزش، اراجیف... که اصلا شکل خوندنش هم با مَحمِل فرق داره.
    اینم بگم که به صفیر هم دقت کنید. صفیر یعنی آواز و بانگ، سفیر یعنی رسول و فرستاده.
    سؤال ۶) تفاوت زهاب و ذهاب رو هم در نظر داشته باشین. ذهاب یعنی رفتن.
    سؤال ۷) اینجا محضر یعنی «استشهادنامه». درحال حاضر دچار تحول معنایی شده. پس برای همین با «اختلاف» اتفاق یکسانی داره.
    سؤال ۸) اصلا صفت بیانی چیه؟!
    صفت بیانی صفتیه که چگونگی، حالت، فاعلی یا مفعولی بودن یک اسم رو برای ما توضیح میده که چند شکل داره:
    صفت ساده: مثل خوب، مهربان، آسوده و...
    صفت فاعلی:
    فاعلی‌ها از ترکیب بن مضارع افعال با پسوندهایی مثل «ـَنده، گار، گر، ار، ان و...» ساخته میشه. مثل چی؟
    آفریدگار، بیننده، گوینده، کارگر و الی آخر...
    صفت مفعولی:
    این دفعه رو بن ماضی رو داریم و به آخرش «ـه» اضافه می‌کنیم. مثل چی؟
    نوشته، گفته، پخته، سوخته و الی آخر...
    صفت نسبی:
    وقتی به کار میره که چیزی رو به کسی نسبت بدیم. معمولا هم اسامی و ضمایر با پسوندهای «ان، گان، یان، ی و...» ترکیب میشن. مثل چی؟
    ایرانی، سیاهی، نامی، قربانی و الی آخر...
    الآن توی مثالای بالا، اینجوری میشه:
    منسوب به ایران
    منسوب به سیاه
    منسوب به نام
    منسوب به قربان
    صفت لیاقت:
    لیاقت هم وقتیه که داریم به چیزی لیاقت چیزی رو اطلاق می‌کنیم. معمولا با همون «ی» به کار میره. یه طورایی، انگار داریم لیاقت رو بهش نسبت میدیم! مثل چی؟
    خوردنی، دیدنی، بوسیدنی، بوئیدنی و الی آخر...
    ‌
    حالا برگردیم به سؤال!
    یک رو ببینید:
    سحرزاد
    زخم‌دار
    جهان‌آفرین
    نیلی‌پوش
    ‌
    به سه تای آخری میگیم صفت مرخم. یعنی چی؟ مرخم یعنی دم‌بریده.
    اینا در اصل صفت فاعلی بودن. به این شکل:
    زخم‌دارنده
    جهان‌آفریننده
    نیلی‌پوشنده
    و اون آخرشون حذف شده. پس اینا یه نوع صفتن و سحرزاد جوابه.
    و توی مورد ب
    ایرانی
    کبریایی
    شکاری
    صفت نسبی هستن.
    درحالی که قطعا نورانی به معنی منسوب به نوران نیست.
    ‌
    سؤال ۹) -
    ‌
    سؤال ۱٠) -
    ‌
    سؤال ۱۱) -
    ‌
    سؤال ۱۲) الف) صادقانه بخوام بگم خود من سر جلسه اگه با این سؤال مواجه بشم درود میفرستم بر اموات طراح. چونکه اصلا مشخص نیست دقیقا داره چی میپرسه و چی میخواد! بگذریم...
    ب) واو وا ربطه.
    زره لخت لخت است و قبا چاک چاک است.
    ج) -
    ‌
    سؤال ۱۳) -
    ‌
    سؤال ۱۴) -
    ‌
    آسون یا سخت بودن سؤالا رو می‌خواستم مشخص کنم که الکی دلتون نلرزه از سؤالا.
    ولی خب به نظزم توی قلمروی زبانی و املا سختی و آسونی مشخص کردن غلطه. چونکه بسته به حفظیاتتونه و ممکنه از مطالعه و دانش مطالعاتی بیاد. اما سر دو قلمروی بعدی مشخص می‌کنم...
    ‌
    اگر سؤالی بود بپرسید.
    ‌
    یازدهم
    دوازدهم
    دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا

    ادبیات و زبان فارسی فارسی امتحان نهایی یازدهم

  • بچه های ریاضی کنکور 1400
    S.daniyal hosseinyS S.daniyal hosseiny

    آقا من متوجه شدم که بروبچ تجربی کنکور 1400 گروه دارن ولی ریاضیا ندارن
    یعنی چه؟؟؟
    این تبعیضای رِشتیَّتی چیه قائل میشین؟؟؟
    آیا ما نباید به پاخیزیم و بشوریم و بشورانیم؟؟؟
    حتما باید بگیم تا گروه ریاضی نبینیم آروم نمیگیگیرم؟؟؟
    (میدونم خز شده ولی شما ببخش :) )

    یه گروه بزنین دیگه آقاااااااااااااااااااااااااا

    پ.ن: وی حسود نیست صرفا از عدم تجمع همرشته هایش در گروهی ، سخت متاثر و غم زده است و از نظر وی گروه نداشتن بچه های ریاضی کاری بس زشت و ناپسند بوده و هست
    ریاضیا
    دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
    دانش-آموزان-آلاء
    دوازدهم
    administrators
    ادمین

    شما رو هم تگ میکنم که حکم دیس پیدا کنه هرچند میدونید رفیقیم باهم :beaming_face_with_smiling_eyes:
    بچه-های-کنکور-تجربی-1400

    انتقادات ، پیشنهادات
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 154
  • 155
  • 3 / 155
  • درون آمدن

  • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

  • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
  • اولین پست
    آخرین پست
0
  • دسته‌بندی‌ها
  • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع