پرستو بابایی خواهش میکنم ♥
S.daniyal hosseiny
دیدگاهها
-
نقش -
نقشپرستو بابایی
کلا اضافات تشبیهی یا استعاری خیلی جاها اینکه کجا استفاده شدن و یا کار برده شدن مهمه.
جدای از اون بعضی وقتا واقعا برامون اهمیتی هم نداره. تشخیصش کفایت میکنه.
ولی ممکنه وجه شبه بین بارون و سکوت همهگیر بودن و وسیع بودنش باشه. مثل بارونی که تمام شهر رو در بر میگیره، سکوت هم تمام شهر رو در بر گرفته. -
نقشسؤال دومت رو هم که پاسخ دادن و پاسخشون کامله. ♥🤝🏻
-
نقشپرستو بابایی
سلام. نقشش نهاده. ولی یکم در نگاه اول، متوجه شدنش سخته =)))
همی داد مژده یکی را دگر
دگر یکی را مژده همی داد
دگر به یکی مژده میداد
دیگری به یکی (دیگر) مژده میداد
دگر میشه نهاد
یکی میشه متمم
را رای متممیه
مژده میشه مفعول
همی داد که فعل -
تفاوت@danial-hosseiny در تفاوت گفته است:
مثلا این بیت سعدی:
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابیسر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی -
تفاوت@هویججج
اَدات تشبیه
آدات تشبیه غلطه.
ورودت هم به بحث مجاز برای توضیح دادن، کار درستی نیست.
کما اینکه «ماه» در مثال شما (در حد دبیرستان) هم مجاز از معشوق نه بلکه استعاره از معشوقه.
چون به هر حال وارد بحث علایق در مجاز میشیم و توضیح و تشریح و تفسیر این مطلب در حد دبیرستان نیازی نیست. ترجیح میدم و امیدوارم بچهها خیلی ریز نشن داخل این مطلب و از دروازهٔ مجاز نخوان بیان به سمت استعاره که کارشون سختتر میشه.
در حد کفایت و دبیرستان بچهها، بدونین که تفاوت مجاز و استعاره اینه که در استعاره ما یک تشبیه داریم و در مجاز نه.
مثلا این بیت سعدی:
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
میشه گفت سر مانند فکر است؟ یا فکر مانند سر است؟ نه...
پس جایی که نمیشه این رو تشبیه کرد، که بریم به سمت استعاره، حرف از مجاز میزنیم.
اگه خواستین بیشتر توضیح میدم و وارد علایق و ارتباط مجاز و استعاره هم میشم ولی باز میگم. در حد کفایت، تا همینجا کافیه. -
تفاوت_____
سلام.
من روی ترتیب سؤالت پاسخ نمیدم. روی ترتیبی پاسخ میدم که میدونم بهتر یاد میگیری.
بریم سراغ سؤالت:
۱) تشبیه
خب تشبیه متشکله از چهار جزء:
مشبه، مشبهبه، وجه شبه، ادات تشبیه
وجه شبه یعنی اون عاملی که باعث شده ما دو چیز رو به همدیگه شبیه درنظر بگیریم
ادات هم یعنی کلماتی مثلِ مانند، مثل، همچون و...
مثلا
آن مرد مانند سرو، بلند قامت است.
مرد میشه مشبه
مشبه به میشه سرو
مانند ادات تشبیهه
بلند قامت بودن، وجه شبهه. چیزی که بین هردوی اینها مشترک بوده و باعث شده ما بتونیم این دو رو به همدیگه شبیه کنیم.
۲) استعاره
جدای از اینکه هر تشخیصی استعارهس ولی هر استعارهای تشخیص نیست؛ استعاره یعنی اینکه از قبل یک تشبیهی وجود داشته، اما ما درنهایت بخشی از اون رو آوردیم.
دو نوع استعاره داریم: مصرحه و مکنیه
اسماشون شاید یکم سخت باشه اما نترسین 😂🤝🏻
• استعارهٔ مصرحه: مصرحه از صریح میاد. صریح یعنی واضح. ما خیلی از اوقات متوجه اینکه این واژه داره ساز ناکوکی توی بیت میزنه و احتمالا استعاره داره میشیم.
توی این نوع استعاره، ما از کل تشبیه، فقط مشبهبه رو میاریم.
مثلا این بیت از حافظ:
نرگسش عربدهجو و لبش افسوسکنان
نیمهشبه دوش به بالین من آمد، بنشست
نرگس استعاره از چشم
درواقع اصل قضیه این بوده:
چشم مانند نرگس است.
باز مثلا این بیت از وحشب بافقی:
شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی؟ سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟
اینجا آتش استعاره از عشقه
اصل قضیه این بوده:
عشق مانند آتش، جانسوز است
توی مثالای بالا، توی بیت اول، ما در نگاه اول اگه از معنی سر در بیاریم، به هر حال متوجه میشیم که واژهٔ نرگس واژهٔ عجیبیه توی این بیت و احتمالا خیلی زیاد باید معنی دیگری داشته باشه.
• استعارهٔ مکنیه: استعارهٔ مکنیه، استعارهایه که ما برعکس قبلی عمل میکنیم. اینجا مشبه و وجه شبه رو میاریم. تا به تشبیه ما دلالت کنن و خبر بدن که یه استعارهای اینجا هست.
مثلا
در نابستهی احسان گشادهست
به هرکس آنچه میبایست دادهست
اینجا احسان به خونهای تشبیه شده که در داره.
یعنی بیت در دل خودش یک تشبیهی داره که با معنی کردن و دونستن معنی باید بهش رسید.
اصل تشبیه این بوده:
احسان مانند خانهایست که در دارد.
پس درواقع استعارهٔ مکنیه، جوریه که باید در دل خود بیت به صورت کنایهوار و پنهان به دنبالش گشت.
۳) اضافهٔ تشبیهی یعنی یک ترکیب دو کلمهای که در دل خودش تشبیهی داره.
مثلا قلعهٔ آرزو، دریای محبت
قلعهٔ آرزو ---> آرزو مانند قلعه است.
دریای محبت ----> محبت مانند دریاست.
که حالا در ادامه میتونی دنبال اینکه وجه شبه این دوتا چی بوده که شاعر یا نویسنده این دوتا رو به همدیگه شبیه کرده بنویسی.
پس اضافهٔ تشبیهی، کما اینکه با اسمش هم میتونه یادت بمونه، یک اضافه و ترکیبه که در دل خودش یه تشبیه داره. مشبه و مشبهبه یک ترکیب رو باهمدیگه ساختن.
۴) اضافهٔ استعاری (که نپرسیدی ولی دیگه در تکمیل بحث میگم)
اضافهٔ استعاری، اضافه و ترکیبیه که مشبه و وجه شبه رو داره.
مثلا
دست فلک
اینجا فلک به انسانی تشبیه شده که دست داره.
یا مثلا این بیت از حافظ:
کس چو حافظ نگشود از رخ اندیشه نقاب تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
رخ اندیشه اضافهٔ استعاریه.
اندیشه به انسانی تشبیه شده که رخ و چهره داره.
زلف سخن هم همینطور.
• نکتهٔ مهم و گفتنی اینه که هر تشخیصی یه نوع استعارهٔ مکنیهس. اما برعکسش صدق نمیکنه. چرا؟!
مثلا این بیت از اقبال لاهوری
موجِ ز خود رفتهای، تیز خرامید و گفت
هستم اگر میروم، گر نروم نیستم
ما اینجا تشخیص داریم. موج داره حرف میزنه. اما درواقع و در بطن قضیه، ما از قبل موج رو به انسانی تشبیه کردیم که توان حرف زدن داره. پس ما درواقع استعاره داریم. از نوع مکنیه. (مشبه اومده و وجه شبه)
و تمام ♥🙌🏻 -
وابسته وابستهIIAII
توی ذهن من این بود که با حذف کلمات وندی و مرکب نظام جدید این ترسیمات رو هم حذف کردن.
ولی خب اگه میدونید هست که هست. -
وابسته وابستهIIAII
مگه نه اینکه اینا حذف شده بود از دروس؟؟
اصولا باید قبول کنن.
اگه هم خیلی دیگه نگرانی دارین، هر کدوم فلشا رو به بازی وصل کنین. -
وابسته وابسته -
تعداد وابسته وابستهIIAII
راستش راهش فقط و فقط بیشتر مواجه شدن با عبارات و کلماته. -
تعداد وابسته وابستهIIAII
سلام.
شرحِ شکنِ زلف خم اندر خمِ جانان
...
شرحِ شکنِ زلف
شکنِ زلفِ خم اندر خم
شکنِ زلفِ جانان
...
نگفته برای اینکه جانان نمیتونه برای خم اندر خم وابسته باشه. از لحاظ معنی درست درنمیاد.
خم اندر خمِ جانان -
وابسته وابستهIIAII
من دسترسی به کاغذ برای ترسیم ندارم. اما وقتی اصلش رو یاد بگیری، ترسیم نمودار هم کاری نداره.
بازی این دو تیم کشورهای اروپایی
کشورهای اروپایی
تیمِ کشورهایِ اروپایی
...
این دو تیم
...
این دو تیمِ کشورهای اروپایی
...
و در انتها همهٔ اینها، وابستهن برای واژهٔ بازی
بازیِ این دو تیم کشورهای اروپایی -
گروه اسمیIIAII
سلام. وقتت بخیر.
سؤالت به شدت کلیه. و اینکه منظورت رو از روش عددگذاری راستش متوجه نشدم. اگه نمونهای چیزی که مدنظرته رو بفرستی برامون خیلی بهتره. -
بچه هایی که آزمونای عربی و فارسی رو خوب دادننننمآهور
😂😂
بد شد که.
واللا سیر تا پیاز ادبیات که خیلی قصه داره. اصنم یه نسخهٔ کلی پیچیدن براش فکر میکنم منطقی و کارآمد نباشه.
ولی به عنوان پیشنهاد، میتونم بگم در درجهٔ اول برین دنبال اینکه دستور زبان رو متوجه بشین، بعد از اون آرایهها رو بشناسین و درنهایت هم کلمات و معانی. معانی چون معمولا راحتتره، اولویتش برای من به شخصه آخره. میشه هم کلمات و معانی رو در طول خوندن دوتای دیگه پیش برد. منافاتی نداره.
برای عربی هم اما به نظرم بهتره که وقت کافی بذارین، برای هر درسی که دارین، اول دستور درس رو بفهمین و خب کلمات رو هم حفظ کنین.
دستورهای کتابای عربی معمولا چیزای سنگینی نیستن. با دو سه بار خوندن و مرور کردن تموم میشه و یادگیریشون اونقدری آزاردهنده نیست. -
بچه هایی که آزمونای عربی و فارسی رو خوب دادننننMaryv3
سلام. من خط دوم رو هرچی بیشتر میخونم بیشتر در چاه نامفهومی فرو میرم. -
مباحث و سوالای مختلف>یازدهم@_Narges
من درواقع سال کنکورم هم برای همکلاسیهام فارسی رو تدریس و تشریح میکردم. اینجا هم آثارش هست. 😂
و البته بگم که علاقهٔ شخصی بوده. قرار نبوده که اینقدر همه همهچیز رو میلیمتری بلد باشن. جدای از اون، خب وقتی کنکور رو دادیم دیگه خیلی با فراغ بال بیشتر، ادبیات رو پیگیری کردم و همون سال هم اینجا همیار ادبیات بودم.
به هر حال، جواب سؤالت این میشه که زمان کنکورم هم بلد بودم. ولی در حد دبیرستان. بعد دبیرستان تخصصیتر دنبال کردم ادبیات و حالا هم که تدریس میکنم... -
مباحث و سوالای مختلف>یازدهم@_Narges
خواهش میکنم ♥ -
مباحث و سوالای مختلف>یازدهمو لطفا، برای هر سؤالی که داری، مجددا تاپیک جدا بزن. که هم سوال به صورت کامل و واضح مشخص باشه همراه با پاسخها، هم خودت و یا دیگری، راحت جواب سؤال رو پیدا کنین ♥
-
مباحث و سوالای مختلف>یازدهم@_Narges
ببین توضیح قضیه مفصله.
خصوصا اینجا که اینقدر بحث تخصصیه و اصلا نیازی نیست شما در حد دبیرستان اینقدر همهچیز رو تخصصی بدونین.
توی این بیت، ما میتونیم (در حد دبیرستان) بگیم را رای متممیه و بیت میشه این:
برای خدا بر آن بنده بخشایش است (وجود دارد)
یا بگیم را رای مالکیته و ساختار رو عوض کنیم.
خدا بر آن بنده بخشایش دارد
...
و جواب رو بدیم و بریم سراغ مراحل بعدی.
بحثی که هست، اینجا اومده را رو گرفته فک اضافه. بازم میگم. به شدت تخصصیه. نیاز به دونستن افعال و گذرا یا ناگذرا بودنشون داره که من واردش نمیشم.
اما به هر حال توی کتاب شما، اومده را رو گرفته فک اضافه.
خدا را بر آن بنده بخشایش است
بخشایشِ خدا بر آن بنده است
...
حالا جواب سؤال دومت. چجوری تشخیص بدیم. ببین ما در حد دبیرستان، کافیه سه نوع را رو بشناسیم.
رای مفعولی
رای متممی یا حرف اضافه
رای فک اضافه
(رای قسم هم هست که دلم نمیاد نگم)
(ما خیلی از انواع دیگه هم داریم. نیازی به بلد بودنش نیست)
در کل توی خوندن ابیات، هر بار بررسی میکنی ببینی را از کدوم نوعه. اکثرا یکی از حالات درستن. اگه موردی شد که مثلا میتونست هر دوش درست باشه، اونوقت دیگه نیازه که انواع افعال رو بشناسی و تقسیم بندی کنی و از این داستانا. فعلا بحثی سرش نداریم. اگر جایی برخورد کردی به این مسئله، بیا بپرس تا درموردش گفتگو کنیم.
...
جدای از اون، چند نوع رای فک اضافه داریم. اولیش، میشه حالتی که را بین مضاف و مضاف الیهه.
مادر را دست
سر را سودا
دومیش، میشه حالتی که بین مضاف و مضاف الیه، یه کلمه (یا کلماتی) میاد.
مرا مادرم نام، مرگِ تو کرد
اینجا فردوسی داره میگه:
مادرم، نامِ من مرگ تو کرد
یه حالت دیگه داریم، را بعد از مضاف الیه میاد، درحالی که بین مضاف و مضاف الیه فاصله افتاده.
تا سلسله ایوان بگسست مداین را
اینجا سعدالدین وراوینی داره میگه:
تا سلسله ایوانِ مدائن بگسست
و یکی دو حالت دیگه.
بازم میگم... اینا به شدت تخصصیه. برای کنکورشم قبلا اینقدر نیازی به بلد بودن نبود. دیگه چه برسه حالا که در حد امتحان نهاییه...
