مآجرآهآی من و نهآیی
-
امروز دوباره سر جلسه زلزله اومد اما مراقبین نزاشتن تکون بخوریم
همه عین چیز نگاه هم میکردن که ببین سالن امتحانات خراب میشه یا نه:grinning_cat_face_with_smiling_eyes: -
81Sobhan اون آثار شهب الدین سهروردی رو شهاب الدین رو نوشتم میخواستم بقیش رو بنویسم ناظر اومد هویت رو چک کنه بعد اینکه چک کرد گیر داد شماره برگه و کارتو چک کنه برگو برگوندم تا چک کنه آخه مگه خودم چلاغم که چک کنم شمارشو برگو رو
هنو نرفته بود اون ناظر یکی اومد 5 تا برگه بهم داد برگام ریخت دیگه یادم نیومد داشتم چی مینوشتم
دیگه هرکاری کردم سهروردی رو از عین القضات در نیوردم آخرشم عین القضات رو نوشتم -
امروز دوباره سر جلسه زلزله اومد اما مراقبین نزاشتن تکون بخوریم
همه عین چیز نگاه هم میکردن که ببین سالن امتحانات خراب میشه یا نه:grinning_cat_face_with_smiling_eyes:حبه انگور_ :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
-
حبه انگور_ :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
81Sobhan اخرشم با ذکر صلوات و یه چن تا جیغ و داد خامومای مجلس شروع به ادامه نوشتن کردیم
-
81Sobhan اون آثار شهب الدین سهروردی رو شهاب الدین رو نوشتم میخواستم بقیش رو بنویسم ناظر اومد هویت رو چک کنه بعد اینکه چک کرد گیر داد شماره برگه و کارتو چک کنه برگو برگوندم تا چک کنه آخه مگه خودم چلاغم که چک کنم شمارشو برگو رو
هنو نرفته بود اون ناظر یکی اومد 5 تا برگه بهم داد برگام ریخت دیگه یادم نیومد داشتم چی مینوشتم
دیگه هرکاری کردم سهروردی رو از عین القضات در نیوردم آخرشم عین القضات رو نوشتم81Sobhan عااا اشکال ندارع حالا:/
بابا چرا یهو برگه ها رو نمیدن هی دونه دونه میارن اعصاب ادمو خورد میکنن:/
یکی میاد امضا میگیره یکی میاد زل میزنه ت چشا ادم ببینه کیه اومدع امتتحان
یکی دیگه میاد میگ ماسکو بزن بالا یکی دیگه میاد کارتو چگ میکنع:/
چ وضعشه ناموسن
یهو هم از اداره میریزن تو ده بیست تا مرد هی میان سر میز ادم وامیستن:/
ایح ایح:face_without_mouth: -
reyhanehbayat در مآجرآهآی من و نهآیی گفته است:
من نوشتم یاد منو تو رو دیوار میمونه :expressionless_face: :expressionless_face: :face_with_head-bandage:
81Sobhan :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: تراوشات ذهنیت غوغا کردع بودع پ
-
-
81Sobhan عااا اشکال ندارع حالا:/
بابا چرا یهو برگه ها رو نمیدن هی دونه دونه میارن اعصاب ادمو خورد میکنن:/
یکی میاد امضا میگیره یکی میاد زل میزنه ت چشا ادم ببینه کیه اومدع امتتحان
یکی دیگه میاد میگ ماسکو بزن بالا یکی دیگه میاد کارتو چگ میکنع:/
چ وضعشه ناموسن
یهو هم از اداره میریزن تو ده بیست تا مرد هی میان سر میز ادم وامیستن:/
ایح ایح:face_without_mouth:تو مدرسه اینجا طرف گوشیشو اورد ساعت 8:30 همه سوالا با جواب تو نت بود !
-
81Sobhan عااا اشکال ندارع حالا:/
بابا چرا یهو برگه ها رو نمیدن هی دونه دونه میارن اعصاب ادمو خورد میکنن:/
یکی میاد امضا میگیره یکی میاد زل میزنه ت چشا ادم ببینه کیه اومدع امتتحان
یکی دیگه میاد میگ ماسکو بزن بالا یکی دیگه میاد کارتو چگ میکنع:/
چ وضعشه ناموسن
یهو هم از اداره میریزن تو ده بیست تا مرد هی میان سر میز ادم وامیستن:/
ایح ایح:face_without_mouth:reyhanehbayat دقیقا خیلی رو اعصابن
-
81Sobhan اخرشم با ذکر صلوات و یه چن تا جیغ و داد خامومای مجلس شروع به ادامه نوشتن کردیم
حبه انگور_ :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
-
تو مدرسه اینجا طرف گوشیشو اورد ساعت 8:30 همه سوالا با جواب تو نت بود !
MahdiNOVE :face_with_raised_eyebrow: :face_with_raised_eyebrow: میذارن مگ گوشی ببری حالا ما بودیم کع الان کلا دوسال محروم بودیم از امتحانا:face_with_rolling_eyes:
الان جوابا رو نداری بفرسی؟ -
reyhanehbayat دقیقا خیلی رو اعصابن
81Sobhan :face_with_tears_of_joy: امتحانا اخری زهرمو میریزم واسا
-
7 8 تا از خنگ ترین بچها مدرسه 20 میشن اونوقت من پاره شدم نهایت 19 من یه تقلب از شعر نوشتم انقدر تو راه هول شدم وسط سالن تقلب خوردم !
MahdiNOVE :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
-
MahdiNOVE :face_with_raised_eyebrow: :face_with_raised_eyebrow: میذارن مگ گوشی ببری حالا ما بودیم کع الان کلا دوسال محروم بودیم از امتحانا:face_with_rolling_eyes:
الان جوابا رو نداری بفرسی؟باو مراقبا خودشون میرن برگه شاگرد زرنگارو نگاه میکنن بعد به اسکلا میرسونن !
-
MahdiNOVE :face_with_raised_eyebrow: :face_with_raised_eyebrow: میذارن مگ گوشی ببری حالا ما بودیم کع الان کلا دوسال محروم بودیم از امتحانا:face_with_rolling_eyes:
الان جوابا رو نداری بفرسی؟reyhanehbayat باو ما یکی ساعت 7 و 50 اومد راش ندادن خدا شاهده فرستانش رفت
والا اینا خوب گوشی میبرن ما لحظه ورورد با فلز یاب میگردنمون -
باو مراقبا خودشون میرن برگه شاگرد زرنگارو نگاه میکنن بعد به اسکلا میرسونن !
MahdiNOVE :unamused_face: اینم شانس مایه:/
-
81Sobhan :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: تراوشات ذهنیت غوغا کردع بودع پ
reyhanehbayat فکر کنم ی همچین چیزی هم تو شعرا بود . نبود ؟ :face_without_mouth:






