مآجرآهآی من و نهآیی
-
81Sobhan عااا اشکال ندارع حالا:/
بابا چرا یهو برگه ها رو نمیدن هی دونه دونه میارن اعصاب ادمو خورد میکنن:/
یکی میاد امضا میگیره یکی میاد زل میزنه ت چشا ادم ببینه کیه اومدع امتتحان
یکی دیگه میاد میگ ماسکو بزن بالا یکی دیگه میاد کارتو چگ میکنع:/
چ وضعشه ناموسن
یهو هم از اداره میریزن تو ده بیست تا مرد هی میان سر میز ادم وامیستن:/
ایح ایح:face_without_mouth:reyhanehbayat دقیقا خیلی رو اعصابن
-
81Sobhan اخرشم با ذکر صلوات و یه چن تا جیغ و داد خامومای مجلس شروع به ادامه نوشتن کردیم
حبه انگور_ :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
-
تو مدرسه اینجا طرف گوشیشو اورد ساعت 8:30 همه سوالا با جواب تو نت بود !
MahdiNOVE :face_with_raised_eyebrow: :face_with_raised_eyebrow: میذارن مگ گوشی ببری حالا ما بودیم کع الان کلا دوسال محروم بودیم از امتحانا:face_with_rolling_eyes:
الان جوابا رو نداری بفرسی؟ -
reyhanehbayat دقیقا خیلی رو اعصابن
81Sobhan :face_with_tears_of_joy: امتحانا اخری زهرمو میریزم واسا
-
7 8 تا از خنگ ترین بچها مدرسه 20 میشن اونوقت من پاره شدم نهایت 19 من یه تقلب از شعر نوشتم انقدر تو راه هول شدم وسط سالن تقلب خوردم !
MahdiNOVE :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
-
MahdiNOVE :face_with_raised_eyebrow: :face_with_raised_eyebrow: میذارن مگ گوشی ببری حالا ما بودیم کع الان کلا دوسال محروم بودیم از امتحانا:face_with_rolling_eyes:
الان جوابا رو نداری بفرسی؟باو مراقبا خودشون میرن برگه شاگرد زرنگارو نگاه میکنن بعد به اسکلا میرسونن !
-
MahdiNOVE :face_with_raised_eyebrow: :face_with_raised_eyebrow: میذارن مگ گوشی ببری حالا ما بودیم کع الان کلا دوسال محروم بودیم از امتحانا:face_with_rolling_eyes:
الان جوابا رو نداری بفرسی؟reyhanehbayat باو ما یکی ساعت 7 و 50 اومد راش ندادن خدا شاهده فرستانش رفت
والا اینا خوب گوشی میبرن ما لحظه ورورد با فلز یاب میگردنمون -
باو مراقبا خودشون میرن برگه شاگرد زرنگارو نگاه میکنن بعد به اسکلا میرسونن !
MahdiNOVE :unamused_face: اینم شانس مایه:/
-
81Sobhan :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: تراوشات ذهنیت غوغا کردع بودع پ
reyhanehbayat فکر کنم ی همچین چیزی هم تو شعرا بود . نبود ؟ :face_without_mouth:
-
81Sobhan :face_with_tears_of_joy: امتحانا اخری زهرمو میریزم واسا
reyhanehbayat :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
-
reyhanehbayat باو ما یکی ساعت 7 و 50 اومد راش ندادن خدا شاهده فرستانش رفت
والا اینا خوب گوشی میبرن ما لحظه ورورد با فلز یاب میگردنمون81Sobhan مام میگردن باو...از کلم شروع میکنع تا پام اولین بار بوووق خورد سکته زدم ب خودم شک کردم نگو ب ساعتم حساس بودع لنتی:smirking_face:
-
81Sobhan مام میگردن باو...از کلم شروع میکنع تا پام اولین بار بوووق خورد سکته زدم ب خودم شک کردم نگو ب ساعتم حساس بودع لنتی:smirking_face:
کدوم استان کدوم شهر ؟
-
reyhanehbayat فکر کنم ی همچین چیزی هم تو شعرا بود . نبود ؟ :face_without_mouth:
81Sobhan بیت بالاییش یکم شبیع این بود:face_with_tears_of_joy:
-
81Sobhan مام میگردن باو...از کلم شروع میکنع تا پام اولین بار بوووق خورد سکته زدم ب خودم شک کردم نگو ب ساعتم حساس بودع لنتی:smirking_face:
reyhanehbayat من اولین امتحان الکل تو جیبم بود بعد بوق که زد دستم رو بردم الکلو درارم نشون بدم دستگه به ساعتم حساسیت
نشون داد یسرعه شد بوقش گفت هی نخواستم الکلو دراری دستتو ببر اونور بوق دستگاه سوخت :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: -
81Sobhan بیت بالاییش یکم شبیع این بود:face_with_tears_of_joy:
reyhanehbayat :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
-
reyhanehbayat من اولین امتحان الکل تو جیبم بود بعد بوق که زد دستم رو بردم الکلو درارم نشون بدم دستگه به ساعتم حساسیت
نشون داد یسرعه شد بوقش گفت هی نخواستم الکلو دراری دستتو ببر اونور بوق دستگاه سوخت :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: -
کدوم استان کدوم شهر ؟
MahdiNOVE
مرکزی ساوه






