Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. جزوه
  3. زیست شناسی
  4. توضیحات زیست دهم استاد موقاری
لطفا در مورد برنامه درسی راهنماییم کنید
im_mjgnI
Topic thumbnail image
سوال مشاوره ای
کنکور فرهنگیان
im_mjgnI
زمان کنکور فرهنگیان تعویق خورده؟ @تجربیا @انسانیا
سوال مشاوره ای
نکات و جمع بندی‌ 🦋زیست شناسی 🦋
wanderingW
🧩این تاپیک جهت یکجا بودن نکات مهم و جدول‌های جمع بندی درس زیست شناسی🧬 زده شده 🪄آزاد برای مشارکت عموم🪄 لطفا اسپم ندید تا نکات یکپارچه باشه.🙏
زیست شناسی
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
Routine Time 💫📒
Michael VeyM
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
گلوکز
HakoH
اکسایش گلوکز برگشت پذیره؟ میشه واکنش و بگین @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
ماجرای خاکستر به عنوان پاک‌کننده
HakoH
ما گفتیم توی خاکستر فلزاتی داریم که با آب خاصیت بازی ایجاد میکنن پس اون موقع چربی حالت اسیدی داره که هم رو حل میکنن یا چی؟ @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
اشتباه پاسخنامه یا اشتباه عسل؟
HakoH
Topic thumbnail image
شیمی
یه سوال ساده!
HakoH
سلام سلام تفاوت‌ اسید چرب و استر بلند زنجیر چیه 😭😭 همش قاطی میکنمشون @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
واکنش فلز با اسید
HakoH
چرا فلزات در واکنش با اسید از کمترین ظرفیت خودشون استفاده میکنن؟ @دانش-آموزان-آلاء @ریاضیا @تجربیا
شیمی
رنگ اهک
HakoH
های وقتی به دریاچه ها اسید اهک اضافه می‌کنن آهک صورتیه یا کرمی ؟تو هر کتاب یه رنگه @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
دوره کارآموزی رشته پزشکی🩺
SinaFS
Stager دوره استاژری، استاجری، استیجری یا هرچی که دوست دارین اسمشو بذارین. کاراموزی پزشکی‌ها اینجا شروع میشه😁 الان که دارم این مطلبو مینویسم، ۶ ماه از شروع استاژریم گذشته و هنوز تمومش نکردم، پس طبیعتا خیلی چیزا رو نمیدونم. این دوره خیلی چیزهاش میتونه تو دانشگاه‌های مختلف متفاوت باشه، مواردی که اینجا میگم یه سری چیزهای کلی و در واقع اون چیزی هست که همه‌جا باید اجرا بشه و همینطور اتفاقاتی که مختص کاراموزی خودم هست رو هم میگم. بقیه دوستانی که استاژر هستن یا تموم کردن هم بیان از تجربه‌هاشون بگن چون واقعا تفاوت‌های بسیار زیادی وجود داره. اول اینکه درس‌های تئوری و کلاس‌های تئوری غیر از کاراموزی و مشابه دوره فیزیوپات خواهید داشت. برنامه این کلاس‌ها از کاراموزی‌ها جداست و امتحانش هم جداست. امتحان کاراموزی هر بخش در انتهای بخش گرفته میشه و کاااملا بستگی به استاد داره که به چه شکلی باشه. مثلا بخش‌هایی که من تاحالا رفتم، برای جراحی امتحان تستی گرفتن، برای ارتوپدی تشریحی بوده، برای روان پزشکی شفاهی و کاغذی تستی باهم بوده، برای یه بخش دیگه اصلا استاد امتحان نگرفت😂 بقیه دوستام تو بخش داخلی که بودن، ازشون آسکی گرفتن و ... میخوام بگم یه چیز ثابت و واحد نیست. نمره‌ی پاسی برای کاراموزی هر بخش فکر میکنم ۱۴ باشه ولی مطمئن نیستم...برای درس‌های تئوری که دارین، پاسی همون دوازدهه نمره دهی تو هر بخش براساس فعالیت داخل بخش و نمره‌ی امتحان پایان بخشه (این قانون کلی هست ولی دیگه اینکه هر استاد چیکار کنه رو گفتم دیگه، متفاوته) تو استاژری، ورودی شما گروهبندی میشه، و در قالب گروه‌های جدا، هرکدوم بخش‌ خودتون رو میرین و در طول سال بین بخش‌ها جابه‌جا میشین. نحوه گروهبندی هم من نمیدونم قانون همه‌جاییش چیه ولی برای ما سپردن به خودمون که گروهبندی کنیم. ما هم خوبارو برداشتیم برا خودمون🙄🙄😂البته که با انتخاب خودشون اومدن😅 حالا می‌رسیم به اینکه استاژر تو بخش چیکار میکنه دانشجوی استاژر، صبح ساعت ۷ونیم باید تو بخش حضور داشته باشه، اگه بیمار جدید داریم، شرح حال بگیره و معاینه کنه، آزمایشات و عکس برداری‌های این بیمار جدید رو ببینه و همه‌ی اطلاعاتی که بدست آورده رو داخل برگه‌ی شرح حال بنویسه، تشخیص افتراقی‌ها و تشخیص نهاییش رو هم بنویسه، امضا کنه و بذاره داخل پرونده(میتونین از رو شرح حال پرستار یا چیزایی که پزشک از قبل نوشته هم تقلب کنین🫣🫣😂) بعد بره سراغ بیمار بعدی و همه این مراحلو براش انجام بده بیمارهای جدید که تموم شدن، حالا باید بره به بیمارهای قبلی که روزهای قبل ازشون شرح حال گرفته سر بزنه. باید دوباره یه شرح حال خلاصه‌تر و معاینه انجام بده و ببینه بیمار نسبت به روز قبل چه تغییراتی داشته. همه‌ی این تغییرات رو داخل برگه‌ی سیر بیماری بنویسه، آزمایش‌ها و عکسبرداری های جدید بیمار رو ببینه و اگه اونجا هم نکته‌ای هست، بنویسه و در نهایت باتوجه به تغییراتی که رخ داده یا نداده، یک پلن درمانی برای بیمار بنویسه(معمولا پزشک‌ها مینویسن RPO ولی از دانشجو انتطار میره که حتما دونه به دونه داروها و اقدامات درمانی رو با دوز و نحوه مصرف و ... بنویسه🤦🏻‍♂️😂) این برگه‌ی سیر رو هم که نوشتین، تاریخ و ساعت و امضا میزنین و میذارین داخل پرونده. تا وقتی بیمار داخل بخش حضور داره باید براش هر روز سیر پر کنین. حتی اگه رفت icu باید برین پیداش کنین سیرشو بذارین😂😂یه وقت فکر نکنین چون تو بخش نیست پس مرخص شده، شاید رفته باشه سونو، رادیوگرافی، مرخصی موقت یا icu. بعد از این استاد وارد بخش میشه و میاد که بیمارهاشو ویزیت و برای ما راند آموزشی برگزار کنه. ما هم مثل جوجه اردک‌ها که دنبال مامانشون راه میرن، هرجا استاد رفت دنبالش میکنیم. میریم بالاسر بیمار، هرکس از گروهمون شرح حال گرفته، شرح حالشو(ترجیحا از حفظ) برای استاد میگه، استاد هم چندتا سوال میپرسه، اشتباهات رو تذکر میده و درستش رو میگه، چندتا نکته آموزشی میگه و توضیحاتشو ارائه میکنه. بعد میریم بیمار بعدی و دوباره همین مراحل تا وقتی همه‌ی بیمارها تموم بشن. هیچ بیماری نباید بدون شرح حال باشه و وقتی استاد میپرسه این بیمار کیه، ساکت نمونین🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️ بعد از این مرحله حالا بسته به بخشی که هستین، ممکنه با استاد برین درمانگاه، برین اتاق عمل، کلاس آموزشی یا هرجایی که استاد بگه عصرها هم کشیک دارین. کشیک‌هاتون رو تقسیم میکنین و هر روزی که نوبتتون باشه، به مدت ۳ ساعت باید برین اورژانس و هرچی بیمار جدید که مربوط به بخش شما هست رو ببینین، شرح حال بگیرین و معاینه و خلاصه هرکاری که صبح واسه بیمارای جدید انجام میدادین رو انجام بدین. به ما گفتن ساعت ۵ تا ۸ این چیزیه که تو یک روز عادی دوره کاراموزی برای دانشجو باید اتفاق بیفته ولی خب...🙄🙄🫣😂 مورنینگ هم ما داریم. برای بقیه رو نمیدونم...ولی ما چون رزیدنت و اینترن نداریم، دیگه از همین استاژری باید مورنینگ بدیم😂😂😅 مورنینگمون هم هر روزه نیست، یه روزهای خاصی از هفته هست که هر هفته هم برگزار میشه. یه بیمار رو استاد برامون مشخص میکنه تا توی مورنینگ ارائه بدیم. محتوای مورنینگ هم دقیقا همون محتوایی هست که داخل برگه شرح حال نوشتین و گذاشتین داخل پرونده. یعنی میشه شرح حال بیمار، معاینه بیمار، تشخیص افتراقی‌ها، آزمایشات و عکسبرداری‌ها، تشخیص نهایی. حالا تفاوت های ریز هم ممکنه وجود داشته باشه مثلا بعضی اساتید ممکنه اقداماتی که برای بیمار داخل بیمارستان انجام شده رو هم بخوان، مثلا اینکه وقتی بیمار اومده بیمارستان، چه داروهایی گرفته، داروها اثر داشته یا نه، عوارض داشته یا نه، عکسبرداری‌هاش تغییر کرده یا نه، خلاصه ممکنه محتوای برگه‌های سیر بیماری که نوشتین رو هم بخوان یا حتی پلن درمانی...حالا تشخیص نهایی رو دادی، خب چیکارش کنیم، چجوری درمان کنیم. حالا واسه استاژری شما شاید مورنینگ نباشه ولی تو اینترنی به احتمال بالای ۹۰ درصد دیگه حتما دارین😂😂 ژورنال کلاب هم ممکنه داشته باشین...البته من هنوز ژورنال کلاب ارائه نکردم و داخل جلساتش هم نبودم، هروقت رفتم اونو هم توضیح میدم. این اتفاقات کلی بود که باید همه‌جا به این شیوه برگزار شه ولی خب بوده که تو یه بخشی ما استاد رو بزور میدیدیم، برا همین تقریبا ول بودیم و خودمون سعی میکردیم هرچی میتونیم با چیزایی که میخونیم و میبینیم یادبگیریم...بخشی هم بودیم که اساتیدش بهمون امون نمیدادن، و انقدر تحت فشار بودیم که اگه یکم دیگه ادامه پیدا میکرده، دچار فروپاشی میشدیم😂😂بخشی هم بودیم که نه کلا ول بودیم و نه اونقدر سخت گرفته شده، استاد میومده و کارشو میکرده، برا ما هم توضیح میداده و همه چی گل و بلبل😁 بخشی هم بودیم که اصلا بخش نبودیم🤦🏻‍♂️ فقط درمانگاه رفتیم براش😂 بخشی هم داشتیم که فقط اتاق عمل بودیم و ... اون برنامه‌ی اصلی کاملا رعایت نمیشه هیچوقت فقط گفتم که ذهنیت داشته باشین داشتن روپوش سفید و اتیکت برای حضور در بیمارستان الزامیه، این دیگه مشخصه، برای اتاق عمل هم که باید اسکراب داشته باشین(البته اگهههه اتاق عمل راهتون بدن، ما که ورودی‌های اول دانشگاهیم و هیچ دانشجو پزشکی دیگه نداریم، راحت رفتیم، با استاد هم دست شستیم😂😂 واقعا اگه من نبودم کی میخواست به جراح کمک کنه...😔😔🤦🏻‍♂️😂) توی هر بخش یه سری کارهای عملی متناسب با اون بخشو هم باید بهتون یاد بدن، مثلا تو اورولوژی باید بهتون یاد بدن چطوری سوند بذارین (خییلی راحته😂)، مثلا تو بخش جراحی باید بهتون یاد بدن چطوری چست تیوب بذارین، مثلا تو بخش ارتوپدی باید بهتون یاد بدن چطوری گچ بگیرین و خیلی چیزها متناسب با هر بخش البته که به ما در این زمینه هیچی یاد ندادن🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️شما ولی پیگیرش باشین...داخل کوریکولوم فکر کنم همه‌ش رو نوشته آها اینم یادم شد بگم، قبل از ورود به استاژری باید تیتر آنتی بادی‌تون برای هپاتیت هم بالا باشه...آزمایش میدین، اگه بالا بود که چه بهتر، وگرنه باید واکسن بزنین...حدودا چندماه قبل اینکه وارد بیمارستان شین البته جای ما سخت نگرفتن، بعضیامون یکم دیرتر اقدام کردن، ولی خب این برای خودتون و سلامتی خودتون مهمه که باید جدی بگیرین. هر بخشی که میرین خیییییییلی باید درس خوند. برای فیزیوپات گفتم که باید زیاد درس خوند، اینجا همچنان اون زیاد خوندن رو باید ادامه داد. شما تو دوره کاراموزی اگه تشخیص و درمان رو یادگرفتین که چه بهتر، وگرنه تموم میشه، اینترن میشین، و باید تو بخش تنهایی بیمارها رو منیج کنین😁 دیگه نه استادی هست که کمکتون نه هیچی (البته استاد هست ولی انتظارش اینه که بلد باشین و موارد خیییلی سخت و پیچیده رو نهایتا بپرسین) آها یه مورد دیگه که نزدیک بود یادم بره. باید تا قبل از آزمون پره‌انترنی، حتما عنوان پایان‌نامه‌تون رو ثبت کنین. از زمان ثبت عنوان تا دفاع پایان‌نامه هم حتما باید حداقل یک سال بگذره و زودتر نمیشه دفاع کرد حالا شما میتونین تو دو سال استاژری هر زمانی عنوانتون رو ثبت کنین کاری که من دارم انجام میدم اینه که، عنوان رو اوکی کردم، کارای دیگه‌ش رو هم انجام میدم و سال بعد همین حدودای زمستون میرم برای دفاع. بعد هم بدون هیچ نگرانی از پایان‌نامه، میشینم واسه پره میخونم، و تو اینترنی هم باز بدون نگرانی واسه پایان‌نامه، میشینم واسه رزیدنتی میخونم. بعضیام هستن که عنوانشونو ثبت میکنن، بعد برای پره میخونن و تو اینترنی میرن سراغ پایان‌نامه. بعضیام که کارای دیگه میکنن. دیگه اینو خودتون ببینین چجوری دوست دارین. مورد دیگه که دوست دارم دربارش بگم، اینه که تو بخش‌ها ارتباط با همکاراتون خیلی مهمه. تا جای ممکن بی‌حاشیه پیش رفتن و ارتباط خوب با اینترن یا رزیدنت بالادست، با پرستارها، با خدمات بخش، همه و همه کمکتون میکنه و خب درگیری باهاشون هم مسلما به آموزش شما لطمه خواهد زد. غیر از شرح حال و معاینه و تشخیص و درمان بیماران، یک مورد خیلی مهم دیگه که تو کاراموزی باید یادگرفت، همین ارتباط با افراد دیگه‌ای هست که تو روند بهبودی بیمار شما نقش دارن. البته که سیستم آموزشی ما واسه این مورد هیچ برنامه‌‌ی درستی نداره و باید دِیمی خودتون یادبگیرین😂😂 همچنان پیشنهاد میکنم المپیاد استدلال بالینی رو شرکت کنین و خوندنتون برای اون باشه...توضیحات بیشترشو تو تاپیک دوره فیزیوپاتولوژی گفتم آخر استاژری هم آزمون پره انترنی داریم که با قبولی تو اون آزمون، مجوز ورود به اینترنی رو بدست خواهیم آورد. هنوز آزمونش رو ندادم، پس هروقت رسیدم بهش توضیحاتش رو خواهم داد. و نکته آخر هم اینکه از معاینه کردن، نترسین، نترسین، نترسین(اینو به خودم هم میگم). هرجایی که لازمه رو ببینین، هرجایی که لازمه رو دست بزنین، اصلا هم به این فکر نکنین که بیمار درد داره یا ممکنه همکاری نکنه یا جای حساسیه، یا بیمار خانم یا آقاست که اگه معاینه نکنین و معاینه رو یادنگیرین، ظلم بزرگی به یادگیری خودتونه و ظلم بزرگتری هم به بیمارهای آینده‌ی شماست. فعلا دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه @دانشجویان-پزشکی
دانشگاهی
دوره فیزیوپاتولوژی ⚕️📚
SinaFS
سلام و درود😁 این تاپیک همونطور که از عنوانش معلومه، درباره‌ی دوره‌ی فیزیوپاتولوژی دانشجوهای پزشکیه فیزیوپات بسته به دانشگاهی که هستین، به دو شکل ممکنه برگزار بشه یک حالت اینه که به صورت ترمی باشه. یا هم ممکنه که براتون به صورت کورسی برگزار بشه (ایشالا که این حالت باشه) تو حالت اول، دقیقا شرایط مثل علوم پایه‌س. برنامه کلاسی‌تون رو میگیرین و هر روز میرین سر کلاساتون و درس‌های مختلف رو باهم میگذرونین و در پایان ترم هم همه رو باهم امتحان میدین. این چیزیه که من تجربه کردم تو حالت دوم، یه نفر که کورسی بوده باید بیاد توضیح بده😂😂😅 ولی به طور کلی چیزی که من میدونم ازش اینه که شما درس‌ها رو به صورت کورس‌های جدا از هم میگذرونین. یعنی مثلا یک ماه کورس قلب دارین. و تو این یک ماه فقط قلب میخونین، فقط کلاس‌های مربوط بیماری‌های قلب رو شرکت میکنین و در انتهای ماه هم امتحان قلبتونو میدین تموم میشه میره. و ماه بعد باز کورس بعدی ازین که بگذریم، به هر روش و مدلی که فیزیوپاتتون برگزار بشه، اینو بدونین که شروع سفت درس خوندن دانشجوی پزشکی این دوره‌ست اگه تا الان رنک یک کلاس و علوم‌پایه بودین، یا اینکه همه‌ درساتونو رو مرز پاس کردین و تا تونستین پیچوندین، همه رو بریزید دور اینجا اون پایه‌ی دانش پزشکی شما قراره ساخته بشه و هرررر درسی که میخونین، کاملا تو بالین و بیمارستان کاربرد داره و استفاده میشه. ته ته تهش حتی اگه یه موضوعی خیلی نادر هم باشه، بازم استاد یجوری سرش گیرتون میندازه...اصلا هم مهم نیست مربوط به تخصصش هست یا نه😂😂...اصلا هم مهم نیست کجا و چند نفر دارن گیر افتادنتونو می‌بینن...پس برای حفظ آبروتون، و از اون مهم‌تر برای خودتون و بیمار هایی که قراره بیان زیر دست شما، این دوره رو خییییلی درس بخونین🙏🏻🙏🏻🙏🏻 اگه خوب نخونین چی میشه؟ خب استاژری فشار خواهد آمد و مجبور میشین تو تایم کمتر و فشرده‌تر بخونین. اگه حتی تو استاژری هم نخونین و سمبل کنین، احتمالا تو اینترنی به رحمت خدا می‌رین😂😂هنوز اینترن نشدم، ولی بهترین حدسم همینه😁 از اهمیت فیزیوپات هرچی بگم، کم گفتم...پس بحثشو همینجا می‌بندم دیگه اما در مورد درس‌ها، همه‌شون که خیلی مهم‌ان، ولی چندتا رو دوست دارم که یکم دربارشون صحبت کنم اولین درسی که میخوام بگم، (شرح حال و معاینه فیزیکی) هست. هرچند با پیشرفت ابزارهای تشخیصی و هوش مصنوعی، خیلی تشخیص‌ها راحت شده ولی از اونجایی که تو کشور ما هنوز پرونده‌ها کاغذیه، قویا پیشنهاد میکنم این درسو جدی بگیرین دستگاه‌های بیمارستان‌ها معمولا یا خرابه، یا خوب کار نمیکنه، یا یه چیزیش کجه🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️یا هم کسی که مسئول استفاده از اون دستگاه‌هاست درست باهاشون کار نمیکنه. اشتباه‌ها و سوتی‌ها تو پاراکلینیک و آزمایشگاه و پاتولوژی اصلا اصلا کم نیستن و همه اینا رو به شرطی میشه خنثی کرد که شمای پزشک بتونین یک شرح حال خوب و یک معاینه‌ی درست انجام بدین. من خودم به اندازه موهای سرم ECG دیدم که لیدها رو اشتباه بستن و در نتیجه تو برگه‌ی نوار موج‌های عجیب غریب تشکیل شده...حتی با چشمای خودم دیدم که اشتباه می‌بندن. سونوی بیمارستانمونو احدی قبول نداره، برا همین جراح‌هامون فقط با معاینه بیمار مشکوک به آپاندیسو میبرن اتاق عمل، در صورتی که اگه سونو درست باشه، سونوگرافیست بلد باشه، خییلی برای آپاندیس تشخیصیه. از اشتباه تو آزمایش خون و اشتباه تو گرفتن عکس‌های رادیوگرافی هم که چیزی نگم (حالا من هنوز استاژرم و خیییلی کم با این چیزا مواجه شدم، احتمالا اشتباه‌ها و سوتی‌های فوق پیشرفته‌تری هم هست که تو مراحل بعدی کشف میکنم🤦🏻‍♂️😂😅) خلاصه...شرح حال و معاینه اهمیتش بی‌نهایته درس بعدی که میخوام در موردش بگم، استدلال بالینیه برای ما نیم واحد بود...برای شما هم احتمالا همینه یا یکم کمتر یا بیشتر...خلاصه واحدش خیلی کمه اما برخلاف کم بودن واحدش، اهمیتش در مسیر پزشکی شما بسیار بسیار بالاست. اگه اهمیتش از شرح حال و معاینه بیشتر نباشه، مطمئنا کمتر نیست کل بحثش اینه که شما رفتی بالاسر بیمار، شرح حالتو گرفتی، معاینه کردی، عکس‌های سی‌تی و رادیوگرافی گرفتی، آزمایش‌هایی که میخواستی هم گرفتی، حالا با این همه اطلاعاتی که داری چجوری به تشخیص برسی. کدوم داده‌ها اضافی و بدردنخورن و کدوما اهمیت تشخیصی دارن. چه تشخیص افتراقی‌هایی میتونی داشته باشی و هر کدوم رو با چی رد کنی. همه و همه با استدلال بالینی امکان پذیره. مهارتیه که شما رو به سمت تشخیص و نهایتا درمان هدایت میکنه. درسته که تو کلاس‌های دیگه براتون توضیح میدن که فلان بیماری چیه، چطوری تظاهر میکنه، چطوری تشخیص داده میشه و چطوری میشه درمانش کرد، ولی وقتی میری بالاسر بیمار، اونجاست که می‌بینی به اون راحتی که تو کلاس میگفتن هم نیست برای همین، من پیشنهاد میکنم که همه‌تون المپیاد استدلال بالینی رو شرکت کنین و طوری درس بخونین که اونجا رتبه بیارین. المپیاد استدلال بالینی اصلا آسون نیست، سوالات متفاوتی داره و نحوه پاسخ‌ دهی کاملا متفاوتی نسبت به آزمون‌هایی که تا حالا داشتیم، داره. و فقط یک بار شرکت کردنش هم کافی نیست. شما دفعه‌های اول میرین آزمون که هیچی نشین😅 و نتیجه رو مثلا سال اول یا دوم اینترنی میگیرین، بعضیا حتی تو رزیدنتی... چندتا مزایا داره. مهم‌ترینش اینه که پزشک باسواد و خفنی میشین. مورد بعدیش اینه که منجر به نتایج خیلی خوب تو آزمون‌های پره و رزیدنتی میشه(دیگه وقتی واسه این آزمون سخت آماده میشین، اون دوتای دیگه براتون ایزیه😬😂) و مورد آخر هم اینکه اگه یکمی هم شانس آوردین رتبه شدین، خب مزایای اونو هم دارین...استریتی و بنیاد ملی نخبگان و استعدادهای درخشان و چی و چی و چی... و آخرین درسی که میخوام دربارش واسه‌تون صحبت کنم، درس‌های آمار و روش تحقیقه...اگه میخواین پایان‌نامه‌تونو خودتون بنویسین و به جایی پول ندین که براتون بنویسن، این دو درس خیلی به کارتون میاد و لازمه و همینا دیگه...فیزیوپاتتون هم که تموم میشه استاژر میشین. اگه درس افتاده داشته باشین، ورود به استاژری ممکن نیست (مگر با کلی بند و تبصره و تعهد و ...) نمره‌ی پاسی تو این دوره، برای درس‌های تخصصی ۱۲ هست، و برای بقیه‌ی درس‌ها ۱۰. یعنی عمومی‌ها، درس‌های پایه و شناور، همه پاسیشون ۱۰ هست. مشروطی هم ۱۲ هست (یکم مشروط شدن سخته اینجا😬😂) اولین کارآموزی بیمارستانتون رو هم اینجا خواهید رفت(اگه دانشگاهتون مثه ما نپیچونه🤦🏻‍♂️) : کاراموزی شرح حال @دانشجویان-پزشکی دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه اگه سوالی دارین، در خدمتتون هستم
دانشگاهی
دوره علوم‌پایه پزشکی📝📚
SinaFS
خب امروز میخوام واستون درباره دوره علوم پایه صحبت کنم. بیشتر تجربیات خودمه و خب دانشگاه به دانشگاه و حتی تو بعضی دانشگاها، کلاس به کلاس این تجربیات میتونه متفاوت باشه😅 بعضی علوم‌پایه‌شون ۵ ترمه‌س، بعضی ۴ ترمه، بعضی ۳ و حتی تعداد نادری هم ۲🙄 شما هم تجربیاتتون که فک میکنین مفیده رو بذارین😊🙏🏻🌱 من فرض رو بر این میذارم که همه میخوان یک پزشک باسواد و متعهد و درستی باشن پس هرچیزی که میگم به این سمت جهت‌گیری داره اول یک سری کلیات رو میگم بعد دونه دونه درس‌های مختلف رو بررسی میکنیم، و در آخر هم دیگه آپدیت از هرچیزی که یادم بیاد یا شما بخواین به اشتراک بذارین ۱. اینو احتمالا اکثرا تجربه کرده باشین که با شوق و ذوق میاین دانشگاه و تنها چیزی که یاد نمیگیرین پزشکیه😂 همه فامیل و دوست و آشنا دکتر صداتون میکنن ولی دریغ از یک توصیه پزشکی که بتونین انجام بدین😂😅 درسا هم که هیچ محتوای مرتبطی با رشته نداره، ۴تا استاد سخت‌گیر هم که داشته باشین دیگه پک فرسودگی دوره دانشجوییتون تکمیل میشه😂😂😂 این رو من به چشم در همه ورودی‌های دانشگاهمون دیدم و می‌بینم همچنان یعنی دیگه وقتی میخوای وارد فیزیوپات شی و اصل کاریا شروع شه دیگه جون نداری، حوصله نداری، اون انگیزه‌های اول قبولیت تموم شده رفته بنابراین توصیه میکنم هرررر چیزی که میخاستین کنار پزشکی ادامه بدین رو ادامه بدین😂همین دوره دقیقا وقتشه. هر کاری میخواستین شروع کنین، شروع کنین، هر مهارتی میخواستین یاد بگیرین، برین دنبالش، تو همه‌ی سوراخ سمبه‌های دانشگاه سرک بکشین، نمیدونم صنفی برین، نشریه برین، EDC برین، تحقیقات برین، دفترمنتورینگ اگه دارین برین، همه‌ی انجمن‌ها و کانون‌ها رو بگردین ببینین چجوریاس، هر فیلم و سریالی که دوست دارین ببینین، دریغ نکنین از خودتون، هر عشق و حالی از دوره دانشگاه تو ذهنتون بوده برین انجام بدین و خلاصه تا میتونین حال خودتونو خوب و انرژیتونو بالا نگه دارین. حالا اینارو که میگم، خودم هم انجام میدادم که میگم😅😅نگین میخواد ما رو منحرف کنه🤦🏻‍♂️ منم کلی دوره برنامه نویسی دیدم و کار کردم، رو طراحی سایت که دوست داشتم کار کردم، یه مدت سئو میخوندم، حتی با دوستام یه طرح کارآفرینی رو واسه المپیاد کارآفرینی انجام دادیم(هیچی نشدیم😂😅 ولی تجربه گروهی خوبی بود)، بیرون رفتنو گشتن هم که همیشه داشتیم (البته دراماهایی هم داشت که خداروشکر من درگیر هیچکدوم نشدم🤲🏻) و خیلی چیزهای دیگه... ۲. مورد اول خیلی طولانی شد👀 حالا همه اینا رو گفتم ولی اصلا معنیش این نیست که دیگه درسو بذاریم کنار و صرفا برای پاسی بخونیم، منم این کارو نکردم. برای درسا تو پست‌های بعدی دونه دونه توضیح میدم ۳. حتما حتما حتما با دانشجوهای ترم‌های بالاترتون در ارتباط باشین...خیلی شرایط، امکانات و ... وجود داره تو دانشگاه که دانشجو نمیدونه وجود دارن و در نتیجه استفاده نمیشه. اینجا خب اون‌هایی که باتجربه‌ترن و بیشتر بودن میتونن راهنمایی کنن. از لحاظ درسی و استادها هم که از واجباته و خودتون خود به خود مجبور میشین ارتباطه رو بگیرین😂😅 یه مثال بخوام بگم مثلا تو دانشگاه ما یه اتاقی بود روش نوشته بود استودیو تولید محتوا، اتاق فیلمبرداری و پادکست و تدوین و گریم و اینا داره. بعد من اوایل فکر میکردم اینو فقط دانشگاه استفاده میکنه و هیچ دانشجویی نمیتونه بره داخلش. بعد که رفتم تو یه سری کارهای فیلمبرداری و تولید محتوا، مجوز ورود همیشگی براش گرفتم😂😂هروقت میخواستم میرفتم کارمو میکردم و هنوز هم هروقت لازم بشه دیگه مسئولشو میشناسم، میتونم هماهنگ کنم و استفاده کنم ۴. نگران آزمون علوم پایه نباشین😊 نمره منفی که نداره...به نسبت آسون هم هست...و توضیحات بیشتر هم که تو تاپیک علوم پایه‌س ۵. کتاب رفرنس نخرین...پولاتونو نگه دارین برای فیزیوپات(میدونم که آخرش همتون میرین همه‌ی رفرنسا رو میخرین😔😔) به ما هم همه‌ی اساتید میگفتن برین کتاب بخرین بخونین ولی خب ما با جزوه و کتاب‌های خلاصه و ... خوندیم و جمع کردیم (البته اینم باز خیلی به استاد بستگی داره. از ترم بالاهاتون مشورت بگیرین و نهایتا کتابشو از کتابخونه بگیرین، نخرینننن😬😬) ۶. سعی کنین سال اول عاشق نشین🫠(اینم میدونم گفتنش هیییچ فایده‌ای نداره🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️😂 همتون میرین تو چاه میفتین...هییییی) ۷. "بچه‌هااااا...ما قراره ۷ سااال باهم باشیم" این جمله رو از ادبیاتتون حذف کنین🤦🏻‍♂️اصلنم قرار نیست ۷سال باهم باشین. چندتا دوست خوب پیدا کنین(حتی اگه فکر میکنین هیچکی خوب نیست، بازم چند نفر قابل تحمل‌تر از بقیه پیدا کنین) و از استاژری به بعد کلا از بقیه جلبک‌های کلاس جدا میشین👌البته ما خودمون گروه‌هامونو چیدیم نمیدونم بقیه دانشگاه‌ها چجوری میچینن👀 گروه‌ها رو هم گفتن هم پسر باید داشته باشه هم دختر...پس اگه دست خودتون بود، از هر دو جنس مقدمات رفاقت رو پایه ریزی کردن خوبه😁 این که میگم اهمیتش بینهایته...حالا میاین استاژر میشین خواهید دید چه میشود ۸. دیگه فعلا چیزی به ذهنم نمیرسه درس‌ها رو شروع میکنم @دانشجویان-پزشکی
دانشگاهی
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
داشته هامون 😍✨
در حال بارگذاری...د
سلام شبتون بخیر چطورین رفقا؟! میخام یه چالش بزارم، نمیدونم قبلا همچین تاپیکی بوده یا نه ولی خب من ایجاد کردم دیگه..!😁 رفقا بیاین یه متن بنویسیم و هر جملش با این کلمه شروع بشه: "چقده خوبه که.." و داشته هامونو بگیم و خدامونو واسه اینکه تو زندگیمون داریمشون شکر کنیم..!✨❤ مثلا متن خودم: چقد خوبه که میتونم واسه هدفام تلاش کنم... چقد خوبه که وسط ناامیدی زیاد، بازم امید دارم... چقد خوبه که عضو انجمن آلا هستم و کلی رفیق دارم... چقد خوبه که انسانیت درونمو حس میکنم.. چقد خوبه که پیتزا و شیرکاکائو با تی تاپ درمون دردامه... چقد خوبه که قیمه اختراع شده... چقد خوبه که میتونم برم بیرون و خونوادم و رفیقامو بغل کنم... چقد خوبه که سالمم... چقد خوبه که خونوادم کنارمن... چقد خوبه که میتونم خودمو کارامو انجام بدم... چقد خوبه که داداشم هوامو دارم... چقد خوبه که ... چقد خوبه که بدنیا اومدم...! :)))) خدا برای همه ی "چقد خوبه ها که" شکرت..! بیاین یبار هم که شده بجای نداشته هامون، داشته هامونو بگیم..! پ.ن: تاپیک رو زدم بخش مشاوره ای، چون فکر میکنم واسه روحیه مون خیلی خوب باشه..! @دانش-آموزان-آلاء @راه-ابریشم-پرو-زیست @تجربی @دوازدهم @ریاضی-فیزیک @انسانیا @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @راه-ابریشم-پرو-شیمی @راه-ابریشم-پرو-ریاضیات-ریاضی @راه-ابریشم-پرو-فیزیک-کازرانیان @راه-ابریشم-پرو-ریاضی-تجربی
سوال مشاوره ای
در مرکز واکنش فتوسیستم ها.‌.؟!
wanderingW
در مرکز واکنش فتوسیستم ها انتقال انرژی بین کلروفیل‌های a رو داریم ؟ یا فقط انتقال الکترون ؟ @تجربیا
زیست شناسی
دور سوم چالش ۲۱ روزه سحرخیزی آلایی‌ها 🤓🌞
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی

توضیحات زیست دهم استاد موقاری

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده زیست شناسی
93 دیدگاه‌ها 16 کاربران 6.9k بازدیدها 38 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • D آفلاین
    D آفلاین
    D.fateme.r
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #41

    جلسه ی 24
    دیافراگم پرده ای ماهیچه ای است، که در همه ی پستانداران شکم را از قفسه ی سینه جدا می کند .
    منظور از لوله های منشعب شوند در ساختار شش ها، نایژه ها و نایژک هاست که می تواند غضروف دار و یا بدون غضروف باشد .
    هر کدام از شش ها را یک پرده ی دو لایه فراگرفته است .
    مایع جنب علاوه بر نیمه باز نگه داشتن شش ها، به باز و بسته شدن شش ها نیز کمک می کند .
    قفسه ی سینه از استخوان جناغ، دنده ها و تعدادی از مهره های ستون فقرات تشکیل شده است .
    قفسه ی سینه، 12 جفت یا 24 عدد، دنده دارد . 7 جفت اول، توسط غضروف مستقلی به جناغ وصل اند . جفت 8 و 9 و 10 هر سه توسط یه غضروف به جناغ وصل می شوند، جفت های 11 و 12 هم کلا به جناغ وصل نمی شوند .
    افزایش حجم قفسه ی سینه ← افزایش حجم شش ها ← کاهش فشار هوای درون شش ها ← ایجاد فشار منفی ( پمپ فشار منفی ) ← ایجاد مکش ← ورود هوا به شش ها
    دم :
    1 . معمولی ( فعال ) : ماهیچه ی دیافراگم ← منقبض ← مسطح ( پایین می آید ) ← حجم قفسه ی سینه ↑ حجم فضای شکمی ↓
    ماهیچه ی بین دنده ای خارجی ← منقبض ← دنده ها به بالا و جلو و جناغ به جلو
    2 . عمیق ( فعال ) : ماهیچه ی دیافراگم + بین دنده ای خارجی + ماهیچه های ناحیه ی گردن
    بازدم :
    1 . معمولی ( غیر فعال ) : ماهیچه ی دیافراگم استراحت ← گنبدی ( به بالا می آید ) ← حجم قفسه ی سینه ↓ حجم فضای شکمی ↑
    ماهیچه ی بین دنده ای خارجی استراحت ← دنده ها به پایین و عقب و جناغ به عقب
    2 . عمیق ( فعال ) : ماهیچه ی بین دنده ای داخلی ← منقبض
    ماهیچه های شکمی ← منقبض
    کاهش حجم قفسه ی سینه
    شش راست ار 3 لوب و 2 شیار و شش چپ از 2 لوب و 1 شیار تشکیل شده است .
    در گوسفند، قبل از دو نایژه ی اصلی ، یک انشعاب سوم هم دیده می شود که به شش راست وارد می شود .
    24.pdf

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    6
    • Z.H.ZZ آفلاین
      Z.H.ZZ آفلاین
      Z.H.Z
      تجربی دانش آموزان آلاء
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #42

      @D-fateme-r مرسی بابت این کارت❤💙 خیلی خوبه که هر روز یه جلسش اینجاس 💫
      تجربیا یه جمع بندی عالی واسه هرشب🌀

      ♡

      D 1 پاسخ آخرین پاسخ
      2
      • Z.H.ZZ Z.H.Z

        @D-fateme-r مرسی بابت این کارت❤💙 خیلی خوبه که هر روز یه جلسش اینجاس 💫
        تجربیا یه جمع بندی عالی واسه هرشب🌀

        D آفلاین
        D آفلاین
        D.fateme.r
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #43

        @Z-H-Z در توضیحات زیست دهم استاد موقاری گفته است:

        @D-fateme-r مرسی بابت این کارت❤💙 خیلی خوبه که هر روز یه جلسش اینجاس 💫
        تجربیا یه جمع بندی عالی واسه هرشب🌀

        خوشحالم که برات مفید بوده ❤
        Sharllot ممنون که جزوه ها رو سروقت میرسونی ❤

        D 1 پاسخ آخرین پاسخ
        6
        • D D.fateme.r

          @Z-H-Z در توضیحات زیست دهم استاد موقاری گفته است:

          @D-fateme-r مرسی بابت این کارت❤💙 خیلی خوبه که هر روز یه جلسش اینجاس 💫
          تجربیا یه جمع بندی عالی واسه هرشب🌀

          خوشحالم که برات مفید بوده ❤
          Sharllot ممنون که جزوه ها رو سروقت میرسونی ❤

          D آفلاین
          D آفلاین
          Dr.Aryan
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #44

          @D-fateme-r
          Nice👌✌️

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          4
          • D آفلاین
            D آفلاین
            D.fateme.r
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط D.fateme.r انجام شده
            #45

            جلسه ی 25
            حجم جاری حدود 500 میلی لیتر در یک دم عادی یا حدود 500 میلی لیتر در یک بازدم عادی است .
            در حجم ذخیره ای دمی ، ابتدا یک دم معمولی داریم و سپس یک دم عمیق! در دم معمولی 2 ماهیچه منقبض می شوند و در دم عمیق سه ماهیچه . پس به طور کلی در حجم ذخیره ی دمی، 3 ماهیچه فعالیت دارند .
            در حجم ذخیره ی بازدمی، 2 ماهیپه منقبض می شوند. ماهیچه ی بین دنده ای داخلی و ماهیچه ی شکمی .
            نقش حجم باقیمانده در حبابک ها، مانند نقش غضروف ها در نای است . چون هر دو باعث باز نگه داشتن می شوند .
            حجم جاری در یک دم عادی حدود 500 میلی لیتر است . از این 500 میلی لیتر هوا، حدود 150 میلی لیتر در بخش هادی باقی می ماند و به بخش مبادله ای نمی رسد . پس 350 میلی لیتر به بخش مبادله ای وارد می شود . در واقع حدود دو سوم حجم جاری .
            در ظرفیت حیاتی، هم دم عمیق و هم بازدم عمیق وجود دارد پس 5 ماهیچه منقبض می شوند .
            در ظرفیت تام نیز همان 5 ماهیچه انقباض می یابند .
            مقدار تمامی حجم های تنفسی در فرد سالم به سن و جنسیت او بستگی دارد .
            حجم ذخیره ی دمی از ذخیره ی بازدمی، مقدار بیشتری دارد ( طبق جدول صفحه ی 49 ) و دلیل آن این است که در بازدم، همه ی هوا بیرون نمی رود و حجم باقیمانده در شش ها باقی می ماند .
            در اسپیروگرام، هوای مرده دیده نمی شود! چرا؟ چون هوای مرده اصلا وارد بخش مبادله ای نمی شود
            Annotation 2020-09-02 222913.png
            سایر اعمال دستگاه تنفس :
            در تکلم پرده های صوتی را ، هوای بازدمی به ارتعاش در می آورد . پس راه نای باید باز باشد . در واقع اپی گلوت بالاست و زبان کوچک پایین است تا هوا خارج شود!
            در سرفه و عطسه، ابتدا راه نای با اپی گلوت بسته می شود و هوا در شش ( هوا + ناخالصی ها ) حبس می شود، یهو اپی گلوت بالا می آید و هوا با فشار بیرون می آید !
            اگر هوا از دهان و بینی خارج شود ، عطسه است و اگر فقط از راه دهان ( راه بینی را زبان کوچک بسته است ) خارج شود، سرفه است .
            25.pdf
            تجربیا

            1 پاسخ آخرین پاسخ
            9
            • D آفلاین
              D آفلاین
              D.fateme.r
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #46

              جلسه ی 26
              تنظیم تنفس
              منقبض شدن ماهیچه ها در دم ، تحت تاثیر اعصاب است و این اعصاب از مرکز تنفس در بصل النخاع دستور می گیرند .
              بازدم معمولی، نیازی به پیام عصبی ندارد چون غیر فعال است .
              دو عامل در خاتمه ی دم موثرند :
              1 . پل مغزی که به بصل انخاع پیام می دهد و بصل انخاع دستور توقف را می دهد ( غیر مستقیم ) .
              2 . پیامی که از ماهیچه ی صاف نایژه و نایژک ها به بصل النخاع می رود و دوبار دستور توقف صادر می شود ( غیر مستقیم ) .
              در دیواره ی نایژه ها و نایژک ها، گیرنده ی مکانیکی وجود دارد . که این گیرنده، به کنش بیش از حد دیواره حساس است . وقتی دیواره بیش از حد کشیده شود، گیرنده ی مکانیکی پیام عصبی ساخته و با نورون حسی به بصل انخاع می فرستد .
              در خاتمه ی دم، 2 عامل موثر بودند ولی در تنظیم مدت زمان دم، فقط مرکز تنفس در پل مغزی موثر است .
              افزایش کربن دی اکسید باعث افزایش تنفس در رابطه ی مستقیم و کاهش اکسیژن باعث کاهش تنفس می شود . ( رابطه ی معکوس )
              گیرنده های حساس به افزایش کربن دی اکسید در داخل مغز ( بصل انخاع ) و گیرنده های حساس به کاهش اکسیژن در خارج از مغز ( بیشتر در قوس سرخرگ آئورت و سرخرگ های ناحیه ی گردن ) قرار دارند .
              سکسکه یک دم است ( نه بازدم ) و عمیق! پس در آن سه ماهیچه منقبض می شوند .
              عواملی که در تنفس تنظیم می شوند :
              علل اصلی : بصل النخاع ( شروع کننده ی دم )
              خاتمه ی دم :
              پل مغزی ( تعیین مدت زمان دم ) ← غیر مستقیم
              ← بصل انخاع : مستقیم
              کشیدگی ماهیچه های صاف نایژه و نایژک ← غیر مستقیم
              آهنگ تنفس :
              میزان اکسیژن خون : رابطه ی معکوس
              میزان کربن دی اکسید خون : رابطه ی مستقیم
              26.pdf
              تجربیا

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              9
              • D آفلاین
                D آفلاین
                D.fateme.r
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط D.fateme.r انجام شده
                #47

                جلسه ی 27
                جانداران تک سلولی مثل پلاناریا ( کرم پهن ) یا هیدر آب شیرین از طریق انتشار تبادل مواد می کنند .
                در تنفس نایدیسی، تبادل مواد بین سلول و انشعابات پایانی انجام می شود ( انتشار )
                حشرات و صد پایان، از خانواده ی بند پایان هستند . پس تنفس نایدیسی در بند پایان وجود دارد .
                در تنفس نایدیسی، دستگاه گوارش مواد نقشی در انتقال گاز تنفسی ندارد؛ یعنی خون تیره و روشن معنی ندارد .
                انشعابات نهایی نایدیس ها بن بست است .
                دور نایدیس ها را نوعی کربوهیدرات از نوع پلی ساکارید به نام کیتین پوشانده است . این ساختار در انشعابات پایانی وجود ندارد .
                راه ارتباطی بین حشرات با محیط از طریق منافذ تنفسی است .
                تنفس نایدیسی :
                • فقط در بی مهرگان ← نه همه ی بی مهرگان
                • بی مهرگان خشکی زی ← حشرات و صد پایان
                • دستگاه گردش مواد دخالتی ندارد .
                • نایدیس ها ← با کیتین پوشیده شده ← نه همه ی نایدیس ها
                • انشعبات پایانی نایدیس ها : بن بست | فاقد کیتین | دارای مایعی است که تبادل گازی را ممکن می کند | در کنار همه ی یاخته های بدن جانور قرار می گیرد .
                دستگاه گردش مواد در تنفس پوستی و تنفس آبششی و تنفس ششی نقش دارد .
                در دوزیستان، بیشتر تبادلات گازی از طریق پوست است، چه بالغ و چه نابالغ . بخش دیگر تبادلات، در دوران نابالغی از طریق تنفس آبشش و در دوران بلوغ از طریق تنفس ششی است .
                تنفس پوستی :
                • هم در بی مهره ها و هم در مهره داران
                • بی مهرگان ← مرطوب زی ← کرم خاکی
                • مهره داران : شش دار ها ← 1 . لاک پشت های آبی 2 . سمندر های شش دار 3 . مار های آبی | دوزیستان : بیشتر تبادل گازی
                راه اصلی تنفس در لاک پشت های آبی سمندر های شش دار و مارهای آبی شش است ولی تنفس پوستی نیز دارند .
                ستاره ی دریایی یک خارپوست است پس تنفس آبششی در خارپوستان وجود دارد .
                آبشش ها در دو طرف سر ماهی قرار دارند .
                جهت حرکت خون در مویرگ ها و عبور آب در طرفین آبشش ها بر خلاف یکدیگر است .
                این مخالف بودن جهت ها، کمک می کند که سطح تماس آب و خون بیشتر شود در نتیجه مواد بیشتری تبادل شوند ( این خلاف جهت بود، در طرفین تیغه های آبشش است )
                خار های آب ششی از خروج مواد غذایی جلوگیری می کنند .
                جهت جریان خون با جهت سرخرگ های ورودی و خروجی یکسان نیست .
                تنفس آبششی :
                • هم در مهره دار و هم بی مهرگان
                • نوازد برخی ماهی ها و همه ی دوزیستان ← آبشش خارجی
                • ماهی بالغ ← آبشش داخلی
                • دوزیستان بالغ ← شش
                • آبشش برای خسکی مناسب نیست چون ← نبود آب ← چسبیدن رشته های آبششی
                تنفس شش هم در بی مهره ها و هم در مهره داران وجود دارد . بیشتر مهره داران خشکی زی تنفس ششی دارند در مهره داران آبزی نیز وجود دارند کسانی که شش دارند ، مثل وال !
                انواع ساز و کار تهویه ای در مهره داران :
                • پمپ فشار مثبت : همه ی دوزیستان و برخی خزندگان
                • پمپ فشار منفی : همه ی پستانداران و همه ی پرندگان و بیشتر خزندگان
                27.pdf
                تجربیا

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                7
                • D آفلاین
                  D آفلاین
                  D.fateme.r
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #48

                  جلسه ی 28
                  وظایف دستگاه گردش مواد :
                  • تبادل گازی اکسیژن و کربن دی اکسید با همکاری دستگاه تنفس
                  • دریافت ریز مغذی ها و تحویل به سلول ها
                  • دور کردن مواد دفعی از سلول ها
                  • انتقال هورمون ها
                  هر رگی که از قلب بیرون بیاد، سرخرگ و هر رگی که به قلب وارد شود، سیاهرگ است.
                  سرخرگ آئورت، 3 تا انشعاب دارد که یکی از آنها وظیفه ی خون رسانی به کل بدن را دارد و دو تای دیگر، کرونر ( اکلیلی ) هستند که وظیفه ی خون رسانی به خود قلب را دارد .
                  تمام خون تیره ی بدن توسط 3 سیاهرگ ( زبرین ، زیرین و کرونر ) به دهلیز راست می ریزند .
                  ضخامت ماهیچه ی سمت چپ قلب بیشتر است چون بطن چپ پمپاژ بزرگتری نسبت به بطن راست دارد.
                  همواره خونی که به شش ها می رود ، تیره نیست! چون شش نیز بافت زنده است و نیاز به مواد مغذی دارد پس خون روشن از طریق یکی از انشعابات آئورت به نام سرخرگ برونکیال به شش ها رفته و غذا رسانی می کند .
                  ضخامت و اندازه ی بزرگ سیاهرگ زیرین و زبرین از سیاهرگ کرونر بیشتر است.
                  دهلیز راست ← بطن راست ← سرخرگ ششی ← 2 تا انشعاب اصلی سرخرگی ← شش ها ← ( خون ) ← 4 سیاهرگ ششی ← ( خون تیره ) ← 3 سیاهرگ ( بزرگ سیاهرگ زبرین ، بزرگ سیاهرگ زیرین ، کرونر ) ← دهلیز راست
                  در ساختار دریچه های قلب ، ماهیچه به کار نرفته است اما دریچه ها توسط رشته هایی به برجستگی های لایه ی میوکارد وصل اند .
                  جنس دریچه های قلب از بافت پوششی سنگ فرشی تک لایه است! که در قسمت مرکزی آن از بافت پوششی متراکم استفاده شده است ( در نتیجه رشته های کلاژن نیز دارد ) .
                  از 4 دریچه ی قلب ، سه تای آنها سه لختی هستند .
                  دریچه ی دولختی ( میترال ) در سمت چپ و دریچه ی سه لختی در سمت راست قلب قرار دارند .
                  در ساختار دستگاه گردش مواد ، کلا 4 نوع دریچه وجود دارد : دریچه ی دولختی ، دریچه ی سه لختی دریچه ی سینی شکل ، دریچه ی لانه کبوتری
                  در ساختار قلب ، کلا 3 نوع دریچه وجود دارد : دریچه ی دولختی ، سه لختی ، سینی شکل

                  28.pdf
                  تجربیا

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  6
                  • D آفلاین
                    D آفلاین
                    D.fateme.r
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #49

                    جلسه ی 29
                    صداهای قلب :
                    چرخه ی کاری قلب از سه مرحله تشکیل می شود :
                    مرحله ی اول : پمپاژ دهلیز ها ( یک دهم ثانیه )
                    مرحله ی دوم : انقباض بطن ها ( سه دهم ثانیه )
                    مرحله ی سوم : استراحت قلب ( چهاردهم ثانیه )
                    صدای اول قلب مربوط به شروع انقباض بطن ها و صدای دوم مربوط به شروع استراحت بطن هاست.
                    لایه های قلب :
                    بیرونی :
                    پریکارد ← بات پوششی سنگ فرشی تک لایه + بافت پیوندی متراکم
                    مایع آبشامه ای ( بین پریکارد و اپی کارد )
                    اپی کارد ← بات پوششی سنگ فرشی تک لایه + بافت پیوندی متراکم + رگ و اعصاب خودمختار
                    میانی :
                    میوکارد ← عمدتا یاخته های قلبی + بافت پیوندی متراکم + رشته های عصبی ( بین یاخته ها )
                    داخلی :
                    آندوکارد ← بافت پوششی سنگ فرشی تک لایه
                    در لایه ی بیرونی ممکن است بافت چربی وجود داشته باشد که عمدتا اپی کارد است.
                    نقش لایه ی بیرونی، محافظت است ، لایه ی میانی در انقباضات فعالیت دارد و لایه ی داخلی نیز پوششی است که قسمت های کناری دریچه ها را می سازد .
                    تنها لایه ای که از بین چهار لایه ی بالا ، بافت پوششی سنگ فرشی تک لایه ندارد ، میوکارد است.
                    تنها لایه ای که بافت پیوندی متراکم ندارد ، آندوکارد است . پس در آندوکار رشته های الاستیک و کلاژن نیز وجود ندارد .
                    در هر یک از لایه ی پریکارد و اپی کارد ، 2 نوع بافت ( پوششی و پیوندی ) حتما وجود دارد . اما بافت چربی ممکن است وجود داشته باشد !
                    در لایه ی میوکارد ، سه نوع بافت ( ماهیچه ای ، پیوندی و عصبی ) وجود دارد .
                    در لایه ی آندوکارد فقط یک نوع بافت ( پوششی ) قرار دارد .
                    بیشترین نوع بافت در میوکارد وجود دارد و کمترین نوع بافت در آندوکارد .
                    تحلیل شکل ساختار بافتی قلب :
                    ضخیم ترین لایه ی قلب میوکارد است .
                    خارجی ترین بافت قلب پیوندی رشته ای متراکم است .
                    مایع آبشامه ای بین دو بافت اپی کارد و بافت پوششی است .
                    تنها قسمتی از لایه ی بیرونی که به میوکارد متصل است ، اپی کارد است .
                    دورترین بافت ، از بافت پیوندی متراکم ( لایه ی خارجی ) ← بافت پوششی سنگ فرشی ( لایه ی داخلی )
                    نزدیک ترین بافت از بافت پیوندی متراکم ( لایه ی خارجی ) ← پوششی سنگ فرشی ( لایه ی اپی کارد )
                    29.pdf

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    5
                    • D آفلاین
                      D آفلاین
                      D.fateme.r
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #50

                      جلسه ی 30
                      شبکه ی هادی قلب :
                      کل یاخته های شبکه ی هادی قلب ( چه رشته ها و چه گره ها ) از جنس ماهیچه ی قلبی هستند .
                      گره سینوسی دهلیزی در دیواره ی پشتی دهلیز راست و زیر منفذ بزرگ سیاهرگ زبرین قرار دارد .
                      گره دهلیزی بطنی در دیواره ی پشتی دهلیز راست بلافاصله در عقب دریچه ی سه لختی است .
                      دهلیز راست زودتر از دهلیز چپ، پیام عصبی را دریافت می کند چون گره سینوسی دهلیزی ، نزدیک دهلیز راست است ولی انقباض هر دو دهلیز با هم است . بطن ها همزمان پیام عصبی را دریافت می کنند و با هم نیز منقبض می شوند .
                      شبکه ی هادی قلب :
                      رشته ها یا تار ها :
                      • دسته تار های دهلیزی : انتقال پیام از دهلیز راست به دهلیز چپ | به گره سینوسی دهلیزی وصل است .
                      • دسته تارهای بین بطنی : انتقال پیام از گره دهلیزی بطنی به سراسر بطن ها | به گره دهلیزی بطنی وصل است .
                      • مسیر بین گرهی : انتقال پیام از گره سینوسی دهلیزی به گره دهلیزی بطنی | به هر دو گره وصل است .

                      گره ها :
                      • سینوسی دهلیزی
                      • دهلیزی بطنی
                      بیشترین مقدار دسته تارهای دهلیزی در دهلیز چپ است .
                      بین پمپاژ دهلیز ها و بطن ها، یک دهم ثانیه اختلاف وجود دارد که به دو عامل بستگی دارد :
                      1 . بافت پیوندی عایق که نمیگذارد صفحات بینابینی پیام را منتقل کنند .
                      2 . گره دهلیزی بطنی که پس از دریافت پیام آن را برای مدتی در خود نگه می دارد .
                      بیشترین انشعابات دسته ی عصب ها در دیواره ی خارجی بطن هاست .
                      بیشترین سرعت عصب ها در دسته ی تارهاست نه مسیر های بین گرهی .
                      چرخه ی ضربان قلب :
                      قلب استراحت پیوسته ندارد و استراحتی کوتاه به مدت چهاردهم ثانیه ( دیاستول ) دارد .
                      در دیاستول، تمام قلب ( یعنی هر چهار حفره ) در حال استراحت است .
                      در حالت دیاستول ، هفت سیاهرگ در حال خون رسانی به قلب هستند ( 4 تا بزرگ سیاهرگ ها ، کرونر ، 2 سیاهرگ ششی )
                      انقباض دهلیز ها : میترال ← باز | سه لختی ← باز | سینی شکل ← بسته
                      انقباض بطن ها : میترال ← بسته | سه لختی ← بسته | سینی شکل ← باز
                      دیاستول : میترال ← باز | سه لختی ← باز | سینی شکل ← بسته
                      چرخه :
                      انقباض دهلیز ها ( یک دهم ثانیه ) ← با صرف انرژی
                      { صدای اول }
                      انقباض بطن ها ( سه دهم ثانیه ) ← با صرف انرژی
                      { صدای دوم }
                      دیاستول ( چهاردهم ثانیه ) ← بدون صرف انرژی
                      بین صدای اول و دوم ، سه دهم ثانیه اختلاف وجود دارد .
                      بین صدای دوم و صدای اول دوره ی بعدی ، پنج دهم ثانیه زمان داریم .
                      بین صدای اول و صدای دوم دوره ی بعدی ، یک و یک دهم ثانیه زمان داریم .
                      30.pdf

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      6
                      • D آفلاین
                        D آفلاین
                        D.fateme.r
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #51

                        جلسه ی 31
                        فشارخون آئورت و بطن چپ و دهلیز چپ پس از انقباض بطنی ( دیاستول ) کاهش می یابد.
                        تنها زمانی که دریچه های سینی باز می شوند، در طمان انقباض بطن هاست ( سه دهم ثانیه ) .
                        زمانی هست که هر چهار دریچه ی قطبی با هم بسته باشند ولی هیچ زمانی نیست که هر 4 دریچه باهم باز باشند.
                        حداقل فشار خون :
                        ائورت ← دیاستول – انقباض دهلیزی – ابتدای انقباض بطنی ( چون دریچه های سینی تغییر نمی کنند، علت عدم تغییر، فشار خون است )
                        بطن چپ ← دیاستول
                        دهلیز چپ ← ابتدای انقباض بطنی
                        حداکثر فشار خون :
                        آئورت ← میانی انقباض بطنی
                        بطن چپ ← میانی انقباض بطنی
                        دهلیز چپ ← انقباض دهلیزی
                        هر سه ( آئورت، بطن چپ و دهلیز چپ ) افیزایش فشار خون ← میانی انقباض بطنی
                        هر سه کاهش فشار خون ← دیاستول
                        برون ده قلبی یعنی، 5 لیتر خون در یک دقیقه از یک بطن وارد سرخرگ شود . به طور کلی در یک دقیقه 10 لیتر خون وارد سرخرگ ها می شود .
                        نوار قلب ( تحلیل شکل اکوکاردیوگرافی )
                        ← انقباض دهلیزیP
                        ← انقباض بطنیQRS
                        ← استراحت قلبT
                        : P
                        قبل از شروع قله ی p گره پیشاهنگ پیام الکتریکی را تولید می کند. پیام که تولید شد، نوار p شکل می گیرد تا به قله برسد . اکنون توسط دسته تارها، پیام به دهلیز چپ نیز می رود و سراسر دهلیز ها را فرا می گیرد. اکنون وضعیت نوار در قله ی p است و شروع انقباض دهلیز ها.
                        QRS :
                        از قله ی p تا قله ی R، مربوط به انقباض دهلیزی است که یک دهم ثانیه زمان می برد .
                        در انقباض دهلیزی، باز و بسته شدن دریچه ها هیچ تغییری نمی کند. پس دریچه های سینی که بسته می مانند و دریچه های میترال و سه لختی که باز بودند باز می مانند .
                        از قله یp تا پایین قله مسیر های بین گرهی وارد عمل می شوند . پیام به گره دهلیزی بطنی می رسد . ( نیم دایره ی P تمام شد! )
                        در Annotation 2020-09-23 215635.png پیام عصبی به دسته تارهای بین بطنی می رسد . تا رسیدن نوار به قله ی R، پیام عصبی سراسر بطن ها را پر کرده است .
                        T :
                        از یکم پایین تر از قله ی R تا تقریبا اواخر T انقباض بطنی داریم که سه دهم ثانیه است.
                        ابتدای شروع انقباض بطنی ( یعنی : یکم پایین تر از قله ی R ) محل شروع صدای اول قلب نیز هست. همچنین، دریچه های میترال و سه لختی، با انقباض بطن ها، بسته می شوند و دریچه های سینی شکل نیز باز می شوند.
                        دیاستول قلب : چهاردهم ثانیه طول می کشد . تولید موج الکتریکی به صورت خودکار توسط گره سینوسی – دهلیزی در دیاستول قلب انجام می شود.
                        فعالیت دسته تارهای بین دهلیزی، در دیاستول قلب انجام می شود.
                        در دیاستول، فشار خون در آئورت و دهلیز چپ و بطن چپ کاهش می یابد.
                        در دیاستول، دریچه های میترال و سه لختی باز می شوند و دریچه های سینی بسته می شوند.
                        خلاصه :
                        photo5976387984284562468.jpg
                        تجربیا
                        31.pdf

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        7
                        • D آفلاین
                          D آفلاین
                          D.fateme.r
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط D.fateme.r انجام شده
                          #52

                          جلسه ی 32
                          هر جایی که صحبت از رشته های الاستیک شد، حتما بافت پیوندی دارد . پس در لایه ی میانی سرخرگ ها و سیاهرگ ها علاوه بر ماهیچه ی صاف، بافت پیوندی نیز وجود دارد ولی کمتر.
                          در ساختار سرخرگ ها و سیاهرگ ها، در دو لایه رشته های الاستیک وجود دارد ولی در لایه ی بیرونی بیشتر است .
                          سرخرگ ضخیم تر است و حفره ی درونی کوچک تری دارد . در مقابل سیاهرگ دیواره ی نازک تری دارد و حفره ی داخلی آن بزرگ تر است .
                          پ.ن : سرخرگ به علت این که فشار بطنی را تحمل می کند، از سیاهرگ قطور تر است . تعداد لایه های کشسانی در سرخرگ بیشتر است چون لایه ی میانی و خارجی آن نسبت به سیاهرگ قطور تر است .
                          هر چه از سمت سرخرگ های بزرگ به کوچک تر ها می رویم، قسمت ماهیچه ای دیواره بیشتر و قسمت کشسانی آن کمتر می شود و به عبارتی؛ ماهیچه ای به کشسانی می چربه!
                          بیشترین سرعت خون در رگ آئورت است البته در وسط آن !
                          بیشترین حجم خون در سیاهرگ هاست به دلیل بزرگی فضای داخلی آن .
                          سیاهرگ برخلاف سرخرگ، در نبود خون بسته می شود چون دیواره ی نازک تری دارد و قدرت دفاعی آن کمتر است .
                          در صورتی که سیاهرگ و سرخرگ هم اندازه باشند، لایه ی ماهیچه ای و پیوندی سرخرگ بیشتر است .
                          در ابتدای بعضی از مویرگ ها ( مثل مویرگ های روده ) بنداره ای از جنس ماهیچه ی صاف وجود دارد .
                          در اغلب بافت ها در یک زمان همه ی بنداره های مویرگ ها باز نیستند .
                          تنظیم جریان خون مویرگی :
                          بنداره ی مویرگی ( ماهیچه ی صاف حلقوی ) – در برخی :
                          انقباض : ورود کلسیم به درون مایعات بدن و اثر بر بنداره ← کاهش خون رسانی ) | انبساط : کربن دی اکسید ، یون هیدروژن و پتاسیم با اثر بر بنداره ← افزایش خون رسانی
                          ماهیچه ی صاف دیواره ی سرخرگ های کوچک – تنظیم اصلی :
                          انقباض : افزایش اکسیژن ، کاهش کربن دی اکسید و یون هیدروژن و گرما ← کاهش خون رسانی
                          انبساط : کاهش اکسیژن ( * ) ، افزایش کربن دی اکسید و یون هیدروژن و گرما ← افزایش خون رسانی
                          ( * ) : کاهش اکسیژن همواره باعث شل شدن مویرگ ها و در نتیجه افزایش خون رسانی نمی شود . مثلا در مویرگ های ریوی، در صورتی که کاهش اکسیژن داشته باشیم، انبساط مویرگ و در نتیجه افزایش خون رسانی نداریم! چون ممکن است گاز های سمی نیز وارد شش شوند و در حقیقت این منبسط شدن مویرگ ها، نوعی پاسخ دفاعی است.
                          32.pdf
                          تجربیا

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          7
                          • D آفلاین
                            D آفلاین
                            D.fateme.r
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #53

                            جلسه ی 33
                            در کتاب میخوانیم « سرخرگ باعث حفظ پیوستگی جریان خون می شود . »
                            یعنی : وقتی که خون با فشار بطن به درون سرخرگ می ریزد، خون قسمتی از انرژی خود را در دیواره ی سرخرگ ذخیره می کند . بنابراین وقتی بعد از انقباض بطن، قلب به دیاستول می رود، دیواره ی سرخرگ با هل دادن خون به سمت جلو، باعث پیوستگی جریان خون می شود!
                            نبض هیچ ربطی به سیاهرگ ندارد و مربوط به سرخرگ هاست!
                            فشار خون نیرویی است که خون به دیواره ی رگ ها وارد می کند . افزایش فشار خون یعنی سرخرگ که تنگ می شود و نیروی وارده به دیواره ی آن بیشتر می شود! چرا نیروی وارده بیشتر می شود؟ چون در سرخرگ های کوچک و تنگ، قدرت کشسانی کمتر است و کمتر کشیده می شود.
                            رسوب کلسترول و چربی فقط در دیواره ی سرخرگ انجام می شود نه سیاهرگ!
                            33.pdf
                            تجربیا

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            5
                            • D آفلاین
                              D آفلاین
                              D.fateme.r
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #54

                              جلسه ی 34
                              خون و سلول هیچ وقت به طور مستقیم تبادل مواد ندارند، رابط بین آن ها مایع بین سلولی است .
                              همه ی بافت های پوششی اعم از سنگ فرشی و مکعبی و ... فاقد ماده ی زمینه ای هستند، پس می توان گفت که در دیواره ی مویرگ ماده ی زمینه ای وجود ندارد . چون از جنس پوششی سنگ فرشی تک لایه است!
                              تبادل مواد بین مویرگ و سلول به روش انتشار است . یعنی بدون صرف انرژی و آزاد شدن فسفات و تولید ADP
                              مویرگ های مغز فاقد منفذ هستند و این نداشتن منفذ نوعی عامل دفاعی است که به آن سد خونی مغزی می گویند .
                              روده هم مویرگ منفذ دار دارد و هم بنداره ی مویرگی ( بنداره ی ماهیچه ای صاف ) در آن دیده می شود .
                              مویرگ های پیوسته :
                              • یاخته های سنگ فرشی تک لایه باهم ← ارتباط تنگاتنگ
                              • فاقد منفذ ← کلید شناخت : مویرگ پیوسته درشت
                              • نفوذ پذیری بسیار کم
                              • غشای پایه ی کامل
                              • دارای شکاف های بین یاخته ای روی بافت پوششی
                              • بیشترین کنترل برای ورود و خروج مواد
                              • ورود میکروب بسیار سخت ( معمولا نمی شود )
                              • موجود در ماهیچه ها، شش ها، بافت چربی، مغز و نخاع
                              • موادی که می توانند عبور کنند : CO2 ، O2 ، اوره ، H2O ، گلوکز ، ویتامین ها
                              مویرگ های منفذ دار :
                              • دارای شکاف بین یاخته ای
                              • غشای پایه ی کامل منافذ زیاد
                              • غشای پایه ی ضخیم ( پروتئین و گلیکوپروتئین زیادی دارد) ← کلید شناخت : منفذ دار درشت
                              • لایه ی پروتئینی غشای پایه ← عبور مولکول های درشت را محدود می کند.
                              • موجود در کلیه ها ، روده ، غدد درون ریز
                              • موادی که می توانند عبور کنند : بیشتر مولکول های کوچک
                              • نفوذ پذیری کم
                              مویرگ های ناپیوسته :
                              • فاصله ی یاخته های سنگ فرشی تک لایه زیاد ← حفره دار
                              • دارای شکاف بین یاخته ای
                              • غشای پایه ی ناقص ← کلید شناخت : ناپیوسته درشت
                              • کمترین کنترل برای ورود و خروج مواد
                              • موجود در : مغز استخوان، کبد، طحال
                              • موادی که می توانند عبور کنند : مولکول های درشت و کوچک
                              34.pdf
                              تجربیا

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              7
                              • D D.fateme.r

                                سلام روزتون بخیر و حال دلتون خوش
                                جزوه ها رو @Saahaar نوشته و من تایپ میکنم صرفا .
                                موفق باشید .
                                دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
                                بچه-های-همخوانی
                                خیرین-کوچک-دریا-دل

                                D آفلاین
                                D آفلاین
                                D.fateme.r
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #55

                                سلام بچه ها شبتون بخیر
                                از فردا دوباره هر شب جزوه ی یک قسمت از فیلمای استاد موقاری تو تاپیک قرار می گیره و فرصت خوبیه برای مرور کردن
                                جزوه های جدید رو نگین uu نوشته ❤ و من تایپ می کنم مجددا.
                                سحر عزیز ممنون که این مدت جزوه هات رو برام فرستادی Sharllot 💙
                                هیچی دیگه خواستم یه فراگمان بزنم زمین 😂
                                تجربیا

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                3
                                • D آفلاین
                                  D آفلاین
                                  D.fateme.r
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #56

                                  جلسه ی 35
                                  مولکول های کوچک ( انتشار ) : محلول در آب ( از طریق منافذ ) ← گلوکز، آمینواسید، سدیم، پتاسیم / محلول در چربی ( از طریق غشا ) ← اکسیژن، کربن دی اکسید، اوره
                                  مولکول های درشت ( با مصرف ATP ) : ورود ← آندوسیتوز / خروج ← اگزوسیتوز
                                  جریان توده ای : فشار تراوشی ← باقیمانده ی فشار خون / فشار اسمزی ← وجود پروتئین ها در خون ( مانند آلبومین )
                                  هم در قسمت سرخرگی و هم در قسمت سیاهرگی فشار تراوشی و اسمزی را داریم.
                                  در سمت سرخرگی : فشار تراوشی زیاد ( پلاسما بیرون می رود ) / فشار اسمزی ثابت
                                  در سمت سیاهرگی : فشار تراوشی کم / فشار اسمزی ثابت ( خون غلیظ تر، چون وقتی پلاسما را ریختیم بیرون، پروتئین ها را نریختیم ← آب میان بافتی میاد درون سمت سیاهرگی )
                                  هر چه به سمت سیاهرگ می رویم فشار تراوشی کمتر می شود.
                                  در همه ی مویرگ ها به جز مویرگ های کلیه، روزانه 20 لیتر تبادل داریم 17 لیتر به قسمت سیاهرگی بر می گردد و 2 لیتر بر نمی گردد و در مایع میان بافتی می ماند.
                                  ← اون سه لیتر توسط دوست خوبمون لنف جمع آوری میشه!
                                  عوامل خیز : مصرف نمک زیاد ( فشار خون را بالا می برد ) : فشار خون بالا ، فشار تراوشی بالا، ولی بعدش فشار تراواشی همچنان بالا می مونه / در نتیجه در سمت سیاهرگی تراوشی بالا خواهد بود.
                                  مصرف مایعات کم
                                  آسیب دیواره ی مویرگ ( مانع برگشت مواد )
                                  بسته شدن رگ های لنفی ( کمبود پروتئین خون ) ← فشار اسمزی کم
                                  سیاهرگ ها :
                                  سیاهرگ ها با داشتن فضای داخلی وسیع و دیواره ای با مقاومت کمتر بیشتر حجم خون را در خود جای می دهند.
                                  اولین عاملی که باعث ادامه ی جریان خون در سیاهرگ ها می شود باقیمانده ی فشار سرخرگی است.
                                  جهت جریان خون در بیشتر سیاهرگ ها از پایین به بالاست.
                                  تلمبه ی ماهیچه ی اسکلتی : انقباض ماهیچه های دست و پا، شکم و دیافراگم
                                  دریچه های لانه کبوتری : جریان خون را یک طرفه و به سمت بالا هدایت می کنند.
                                  فشار مکشی قفسه ی سینه : در هنگام دم قفسه ی سینه باز می شود و فشار از روی سیاهرگ های نزدیک قلب برداشته می شود و درون آن ها فشار مکشی ایجاد می شود که خون را به سمت بالا می برد.

                                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  4
                                  • D آفلاین
                                    D آفلاین
                                    D.fateme.r
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #57

                                    جلسه ی 36
                                    در جریان توده ای گلبول قرمز تبادل نمی شود و ما در مایع بین یاخته ای گلبول قرمز نداریم.
                                    لنف : در گره های لنفی دو گروه گلبول های سفید حضور دارند . 1. ماکروفاژ ها 2. لنفوسیت ها
                                    الف ) لنفوسیت T : مبارزه با سلول های سرطانی و سلول های آلوده به ویروس
                                    ب ) لنفوسیت B : مبارزه با بیماری های میکروبی
                                    مجرای لنفی چپ از مجرای لنفی راست بزرگ تر است.
                                    گره های لنفی در دوران جنینی به همراه طحال گلبول قرمز می سازند.
                                    تجمع گره های لنفی در : زیربغل، بازو، گردن، کشاله ی ران و زانو است.
                                    اندام های لنفی : تیموس، طحال، لوزه ها، آپاندیس و مغز استخوان
                                    لوزه ها : در دو طرف حلق وجود دارند، ساختاری مثل گره های لنفی دارند و اسفنج گونه هستند.
                                    تیموس : پشت جناغ سینه، جلوی نای و قلب قرار دارد و بین دو شش قرار دارد. یکی از کارهای تیموس، محل بالغ شدن لنفوسیت های T است.
                                    طحال : در سمت چپ بدن قرار دارد که در امتداد پانکراس قرار داد. طحال بزرگترین اندام لنفی است و بیشترین تصفیه را انجام می دهد. طحال ساختار لنفی ندارد بلکه ساختار خونی دارد.
                                    آپاندیس : چسبیده به قسمت ابتدایی روده ی بزرگ، نقش در گوارش ندارد.
                                    مغز استخوان : در ساختن گلبول های قرمز نقش دارد.
                                    منشأ اصلی تولید لنفوسیت ها مغز استخوان است، در بقیه ی جاها تقسیم لنفوسیت وجود دارد البته بیشتر لنفوسیت ها در مغز استخوان تولید نمی شوند ولی در آنجا ساخته می شوند.
                                    ساختار مویرگ های لنفی مانند مویرگ های ناپیوسته است. مویرگ های لنفسی بسته است. لنف ها نیز دریچه هایی به نام دریچه ی لنفی دارند که از بازگشت لنف به قسمت های قبلی جلوگیری می کند.
                                    گسترش لنفی در ناحیه ی دست های ما کم است.
                                    ترتیب اندام های لنفی مهم است.
                                    مرکز هماهنگی اعصاب خودمختار در بصل النخاع و پل مغزی در نزدیکی مرکز تنفس قرار دارد.
                                    اعصاب خودمختار :
                                    سمپاتیک : اعصاب در بین یاخته های ماهیچه ای قلب : لایه ی میوکارد
                                    نتیجه ی تحریک : افزایش جریان قلب / افزایش فشار خون / افزایش برون ده قلبی / کاهش فعالیت های گوارشی
                                    به رگ های این اندام متصل است : کلیه ها ( کاهش مقدار ادارار ) / روده ی باریک ( کاهش فعالیت گوارشی ) / طحال ( کاهش فعالیت ) / پوست ( رنگ پریدگی به علت خونرسانی کمتر )
                                    وقتی سمپاتیک تحریک می شود : این رگ ها را تحریک می کند. : 1. خونرسانی بیشتر به ماهیچه ها و قلب
                                    2. افزایش فشار خون
                                    پاراسمپاتیک : به گره های شبکه های هادی قلب متصل است.
                                    نتیجه ی تحریک : کاهش ضربان قلب / کاهش فشار خون / کاهش برون ده قلب / افزایش فعالیت گوارشی

                                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    3
                                    • D آفلاین
                                      D آفلاین
                                      D.fateme.r
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #58

                                      جلسه ی 37
                                      غده ی فوق کلیه :
                                      مرکزی : پاسخ آنی : هورمون اپی نفرین و نوراپی نفرین ← افزایش قند خون ( از طریق شکستن گلیکوژن ) / افزایش فشار خون / افزایش ضربان
                                      قشری : پاسخ دیرپا ← 1. کورتیزول ← پروتئین ها را می شکند ← افزایش قند خون
                                      2. آلدسترون ← اثر به کلیه ← بازجذب سدیم ← افزایش فشار خون
                                      شرایط هیجان : ابتدا سمپاتیک ← قسمت مرکزی فوق کلیه ← قسمت قشری فوق کلیه
                                      اعصاب : عمل سریع و تاثیر کوتاه مدت
                                      هورمون ها : عمل کند و تاثیر بلند مدت
                                      تنظیم موضعی جریان خون در بافت ها :
                                      افزایش کربن دی اکسید، یون هیدروژن و یون پتاسیم :
                                      1 . تاثیر بر ماهیچه ی صاف « لایه ی میانی رگ » ← انبساط ← گشاد شدن سرخرگ های کوچک ← افزایش جریان خون
                                      2 . تاثیر بر بنداره ی مویرگی « ماهیچه ی صاف » ← انبساط ← باز می شود ← افزایش جریان خون
                                      هیستامین، ADP، AMP، ← گشاد کننده ی رگ
                                      بعضی مواد مانند یون کلسیم ← ورود به مایعات بدن ← انقباض ماهیچه ی صاف « لایه ی میانی رگ ها » ← افزایش فشار خون
                                      سازوکارهای انعکاسی ← حفظ فشار سرخرگی
                                      گیرنده های فشاری « مکانیکی » ← در دیواره ی سرخرگ های گردش عمومی ← عامل محرک : فشار خون
                                      گیرنده های شیمیایی : حساس به افزایش کربن دی اکسید و یون هیدروژن / حساس به کاهش اکسیژن

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      3
                                      • D آفلاین
                                        D آفلاین
                                        D.fateme.r
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #59

                                        جلسه ی 38
                                        خون :
                                        پلاکت، جزئی از بخش یاخته ای است اما خود سلول نیست بلکه بخشی از یک سلول است.
                                        گلبول قرمز تازه متولد شده مانند گلبول سفید هسته دارد اما هنگام بالغ شدن، هسته ی خود را از دست می دهد.
                                        پلاکت شامل دو نوع پروتئین « آکتین و میوزین » است.
                                        77 % کربن دی اکسید را پلاسما، « 7 % » و مواد محلول در آن « 70 % بی کربنات » خارج می کشد.
                                        23 درصد کربن دی اکسید و 97 درصد اکسیژن توسط هماتوکریت منتقل می شوند.
                                        همه ی هورمونهای بدن، به خون می ریزند.
                                        یکی از وظایف خون، ایمنی و دفاع است که در آن گلبول های سفید و گلوبولین ها « پادتن » نقش دارد، پادتن در پلاسما قرار دارد. ← همه ی وظیفه ی ایمنی بدن بر عهده ی هماتوکریت نیست.
                                        پلاکت و فیبرینوژن که پروتئین محلول در پلاسماست، در جلوگیری از هدر رفتن خون نقش دارد.
                                        هماتوکریت در حفظ فشار اسمزی هیچ نقشی ندارد.
                                        مواد موجود در پلاسما :
                                        یون ها : پتاسیم – سدیم – بی کربنات
                                        مواد غذایی : کربوهیدرات ها – آمینو اسید ها – ویتامین ها – چربی ها – اکسیژن
                                        پروتئین ها :
                                        آلبومین : حفظ فشار اسمزی – انتقال بعضی داروها مانند پنی سلین
                                        فیبرینوژن : انعقاد خون و جلوگیری از هدر رفتن خون « هنگام خونریزی »
                                        گلوبولین ها : ایمنی و دفاع « مانند پادتن » - انواعی از گلوبولین ها و هموگلبین ها : تنظیم پی اچ با جذب و انتقال یون هیدروژن
                                        مواد دفعی : اوره، کربن دی اکسید، لاکتیک اسید
                                        هورمون ها : از تمامی غدد درون ریز

                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        4
                                        • D آفلاین
                                          D آفلاین
                                          D.fateme.r
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #60

                                          جلسه 39
                                          ساخت گلبول قرمز : دوران جنینی ← کیسه ی زرده ← کبد، طحال، گره های لنفی، مغز استخوان ← مغز قرمز استخوان
                                          باخته های بنیادی :
                                          لنفوئیدی : لنفوسیت T / لنفوسیت B ← هر دو خاصیت فاگوسیتوز ندارد.
                                          میلوئیدی :
                                          مونوسیت : دارای خاصیت ذره خواری یا فاگوسیتوز
                                          نوتروفیل : ذره خوار سریع دارای هسته ی چند قسمتی
                                          ائوزینوفیل : در عفونت های انگلی و آلرژی ها زیاد می شوند و مواد ضد انگلی با اگزوسیتوز بیرون می دهند. ( فاگوسیتوز خیلی کمی دارد )
                                          بازوفیل
                                          مگاکاریوسیت ← ( بالغ شدن ) ← از دست دادن هسته ← تکه تکه شدن ← هر تکه = پلاکت
                                          گلبول های قرمز نابالغ ← ( بالغ شدن ) ← هسته، میتوکندری و بیشتر اندامک ها را از دست می دهند. ← ( بدون DNA، سیتوپلاسم از هموگلبین پر می شود. ) ← گلبول قرمز بالغ
                                          همه ی گلبول های سفید خونی :
                                          توانایی دیاپدز دارند : عبور گلبول های سفید خونی از مویرگ های خونی و ورود به بافت
                                          همه ی سلول های ترشح شده و ساخته شده از لنفوئیدی و میلوئیدی دارای هسته هستند.
                                          DNA در هسته، میتوکندری و سیتوپلاسم وجود دارد.
                                          همه ی گلبول های سفید تک هسته ای هستند.
                                          گلبول های سفید :
                                          گرانولوسیت ( ستوپلاسم دانه دار ) : ائوزینوفیل / بازوفیل / نوتروفیل
                                          آگرانولوسیت ( بدون دانه در سیتپولاسم ) : مونوسیت / لنفوسیت
                                          لنفوسیت : لنفوسیت T : حمله به سلول سرطانی / حمله به سلول آلوده به ویروس / حمله به سلول غیرخودی پیوند زده
                                          لنفوسیت B : به میکروب حمله می کند.
                                          مونوسیت « بعد از دیاپدز » : ماکروفاژ : ا سال عمر می کند و عمری خیلی طولانی نسبت به بقیه دارد. / دارینه ای ← در خون وجود ندارند.
                                          بازوفیل : هپارین : ضد انعقاد خون / هیستامین : گشاد کننده ی رگ البته هر هیستامین گشاد کننده ی رگ نیست.
                                          بیشترین بخش گلبول سفید لنفوسیت، توسط هسته اشغال شده است.
                                          لنفوسیت تنها گلبول سفید خون است که می تواند خارج از خون تقسیم شود.

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          3
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 3
                                          • 4
                                          • 5
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع