Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. مشاوره تحصیلی
  3. جرئتشو داری رفیق؟!!!
تیزهوشان
fatemeh_128F
لام من یه دختر کلاس هشتمیم و تازه وارد اینجا شدم راستش هدفم معدل بیست و قبولی تیزهوشانه در رشته تجربی ولی خبببب چ عرض کنم بعضی ها میگن نرو تجربی نرو تیزهوشان فلان میشی بهمان میشی ولی اینو میدونم که عقیده دیگران نباید برام مهم باشه هااااااا ولی خب یدفه دلم هررررییی خالی شد که من نباید برم تیزهوشان و اینها و الان ازاونایی که در تیزهوشان دهم قبول شدن خواهش میکنم بیان بهم کمک کنن و منو به عنوان شاگردتتون بدونید و بگید ک چجوری میخوندید چقد وقت میزاشتید چ ازمونایی رو حل میکردید و چه کتابایی رو تهیه میکردید واینهااااا با تشکرررر مرسی که راهنماییم میکنیدددد ماچ به کلتون
سوال مشاوره ای
مدرسه غیر حضوری
دوپامیند
دوستان من دوازدهمی هستم و میخوام امسال مدرسه نرم چون واقعا معلما افتضاااحن اینطوری بگم که دانشجوی بهداشت انصرافی ، معلم ریاضیمون بود بعد امسال گفتم غیر حضوری بخونم که تایم بیشتری برا خوندن داشته باشم و اون ۶ ساعت سیو شه ولی میترسم از اینکه عقب بمونم از بقیه یا نمیدونم از اینکه دوستام نیستن و قراره تنهایی بخونم میترسم میشه اگه تجربه ای دارید بگید لطفا بنظرتون غ حضوری مفید تر نیستش؟ اگه تنبلی کنم خونه نخونم چی؟؟ وای
سوال مشاوره ای
کافه پولونیا2(تبادل نظر برا درس خوندن)
fatemeh_128F
سلاممممممم بچه ها شما چجوری درس میخونید ؟
سوال مشاوره ای
تیزهوشان
زهره طاهریز
سلام من پارسال به دلایلی نتونستم تو ازمون ورودی تیزهوشان شرکت کنم الان میرم دهم رشتمم تجربیه و تو یه مدرسه دولتی درس میخونم وقتی فهمیدم تقریبا همه رتبه های برتر کنکور تو مدارس سمپاد درس خونده بودن خیلی پشیمون شدم که چرا شرکت نکردم و شانسمو امتحان نکردم حالا نمیدونم ازمون میان پایه تیزهوشان دهم به یازدهم برگزار میشه یانه و برای شرکت تو این ازمون باید چه کتابایی بخونم و سوال دیگه ای داشتم اینه که مدارس نمونه دولتی بهترهن یا تیزهوشان؟؟ دوستان لطفا اگه اطلاع یا تجربه ای از ازمون میان پایه ای دهم به یازدهم سمپاد دارین لطف کنین و منو راهنماییم کنین 🙏
سوال مشاوره ای
فقط برای خودم!
HakoH
این تاپیک برای دل خودمه چون 1405 کنکور دارم خواستم بعد از این 2 سال که کنکور دارم تلاشمو بکنم اگه صعنتی شریف در اومدم که هیچ در نیومدم برم بمیرم من از سگ کمترم اگه شریف در نیام... پ.ن ممنون میشم بعد دوسال یه ریپی بزنی و بهم تبریک بگی ک.ه سگ شدم یا قبول شدم !
مشاوره تحصیلی
محاسبات
دوپامیند
سلام سلام ببخشید دوباره سوال دارم . من این معادله رو به ۲ روش حل کردم و جواب ها مختلف شدن. روش اول اومدم طبق اولویت ضرب از پرانتز شروع کردم . بعد پرانتز که جوابش دراومد عدد پشت رو زینتش کردم روش دوم اومدم اول عدد پشت پرانتز رو ضرب کردم تو عدد جلویی. سپس کل جواب رو در پرانتز بعدی (حلم رو ببینید متوجه میشید) بعد جوابا مختلف شد. چرا؟ جواب درس سوال روش دومی بود ولی مگه ما نباید اول پرانتز رو حساب کنیم. بعد ضرب؟ مگه پرانتز اولویت نبود؟ چرا همچین شد؟
ریاضی تجربی
Q محاسباتی
دوپامیند
سلام بچه ها توی اینجا چرا ۳ تا ۴/۳ پی باهم خط زد؟! نهایت ۲ تا ۴/۳ پی رو میشد از بالا و پایین ساده کرد و خط زد. مگه غیر اینه؟ په چرا یارو اون یکی هم ساده کرد! اون یکی با چی ساده میشه؟ اصن مگه میشه؟
فیزیک
Q خجالت آور ریاضی:|
دوپامیند
دوستان میشه بگید وقتی این یارو رفت توی قدرمطلق ، چرا جای رادیکال ۲۱ و عدد ۱ جابه جا و چرا قرینه شدن؟ اگه قرار به قرینه شدن بود چرا مخرج ‌که ۲ هست قرینه نشد؟!
سوال مشاوره ای
استاد ثابتی یا نباخته؟
M
سلام دوستان من امسال میرم ۱۲ تجربی راه ابریشم ۲ رو گرفتم خواستم بپرسم استاد ثابتی بهتره یا نباخته؟ چند نمونه از تدریس استاد ثابتی رو نگاه کردم ولی واقعا متوجه نمیشدم سریع مطالب رو رد میکنن و نوع بیانشون باب میلم نبود نظر شما چیه؟
سوال مشاوره ای
پایه دهم
ف
سلام و وقت بخیر برای پایه دهم و شروع برای کنکور در سایت آلا، با کدام استاد ها شروع کنم؟
سوال مشاوره ای
جزوه
M
سلام من جزوه را ابریشم 2 را چاپ کردم سال پیش و الان می خوام بفروشم و داخل هیچی ننوشتم خواستید تلگرام پیام بدید Mahdi150107
زیست شناسی
استاد لکستانی
ف
استاد لکستانی برای تدریس ریاضی دهم خوب هستن؟
سوال مشاوره ای
ماز یا قلمچی؟
X
سلام بچه ها وقت بخیر من ورودی یازدهمم میخوام ازمون آزمایشی ثبت نام کنم یجا میگن ازمون های قلمچی به کنکور شبیه تر اند یجای دیگه نوشته بودن که آزمون های ماز استاندارد تر اند و... حقیقتش نمیدونم کدوم آزمون ازمایشی رو برم بین این دوتا گیر کردم اگر میشه منو راهنمایی کنید ممنونم💖
سوال مشاوره ای
مطالعه دهم توی یازدهم
X
سلام وقت بخیر رفقا امکانش هست که توی پایه یازدهم در کنار اینکه از یازدهم تست میزنیم و مطالعه میکنیم دهم هم کار کنیم؟؟نه اینکه جوری باشه که به یازدهم نرسیم یعنی حدود ۷۰درصد تایم رو یازدهم کار کنیم و ۳۰درصد دیگه رو از دهم تست بزنیم توی پایه یازدهم نظر شما دراین مورد چیه؟
سوال مشاوره ای
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
کتاب های QB ماز
00muzan000
سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز.امیدوارم حالتون خوب باشه. یه سوالی داشتم.من رشتم تجربیه.تو ماز هستم.امسال که دارم میرم یازدهم برنامه دارم که بیشتر کارمو از لحاظ یادگیری،تست و نهایی با ماز جلو برم چون خدمات فوق العاده ای داره و واقعا دوسش دارم.از یه طرف دیگه هم مدرسه خودمون خیلی معلمای خفنی نداره که بخوام باهاشون خوب برم جلو.برا همین مدرسه رو بیشتر برا مرور استفاده میخوام بکنم. معلمای ماز برای معرفی کتاب تست همش میگفتن کتاب های QB خوبه و ما از اون ها بهتون مشق میدیم و... . البته به عنوان منبع دوم از کتاب های انتشارات پر طرفدار هم نام میبرن ولی خیلی رو QB ها تاکید دارن. ازونجایی که این کتاب هارو خود ماز نوشته و بالاخره یه سودی ازشون داره نمیتونم تشخیص بدم نیتشون خیره یا بد . یعنی نمیدونم واقعا کتابای خوبی هست یا نه. خودم یه چند روزی هست اینور اونور میگردم و میخونم ببینم کتاباش چجوریه.کتاباش جامعه هر 3 پایه هست.درسنامه نداره.فقط تست داره.تست هاشم سطح بندی شده هست .سه سطح آسون متوسط و سخت. هر فصل هم تستاش جداست. من خودم ازونجایی که کلاسشو دارم و جزوه خود معلماش، خیلی دنبال جزوه های مختلف از فلان درس نیستم.یعنی اینکه درسنامه نداره اصلا برام مهم نیست تازه خیلی هم خوبه چون من فقط تست هارو لازم دارم.نمیخوام از هر درس 10 تا جزوه داشته باشم چون این تجربه در دهم بود و خیلی بد بود.چند منبعی نمیخوام باشم.میخوام با یه معلم یه جزوه و یه کتاب تست(شایدم دوتا اگه تستاش تموم شد و خواستم یکی دیگه بزنم) تا تهش برم و هی ازین شاخه به اون شاخه نپرم. خوبی دیگه ای که داره اینه که قیمت به شدت بهتری نسبت به بقیه کتابا داره و همشو تو یه پک بهمون میدن.بقیه کتابا گرون تره. پاسخنامه کلیدی فقط داره و پاسخنامه تشریحی هم داره ولی تو سایت دیجی ماز هست و از طریق کیوآر کد بهش دسترسی داریم.خیلی با این مشکلی ندارم. خواستم بدونم نظرتون چیه و اگه داشتین یا کسی از اطرافیان داشته نظرش چی بوده و آیا کتابای خوب و بدرد بخوری هستن از لحاظ کیفیت و کارآیی و.... یا نه؟ خیلی ممنون میشم یه راهنمایی بهم بکنین. بعد به خود معلمای ماز هم که میشه اعتماد کرد برای درس و جزوه ای که میدن درسته؟خوب و کامل هست و با این برنامه ای که دارم میتونم به یه نتیجه خوب برسم؟؟ ببخشید زیاد شد.ممنون که وقت گذاشتین.
سوال مشاوره ای
دبیر
C
سلام بچه ها دبیرای ماز کدوم بهترن برای هر درس برای دانش اموزی که ضعیفه پشت کنکوری تجربی.
سوال مشاوره ای
شیمی کنکور هادیان فرد
7
برا اینکه درصد شیمی آزمونام بره بالا هادیان فرد ماز وثبت نام کردم کسی با استاد هادیان پیش رفته راجع به روند کلاس و جزوه میخواستم بدونم
شیمی
آزمون کنکور
7
سلام من پارسال که پشت کنکور بودم آزمون قلمچی میرفتم خیلی درصدام کم میشد از امسال میخوام آزمون ماز و ثبت نام کنم چون خیلی راجع به امنیت و سطح سوالاش شنیدم بنظرتون انتخاب خوبیه برای من پشت کنکوری؟
سوال مشاوره ای
ریاضی کنکور
7
سلام من پشت کنکوری هستم میخواستم بپرسم برا درس ریاضی با تدریس استاد کرمی با ماز برم یا آلفا چون میخواستم ازمونم شرکت کنم برام سوال شد که تدریسشون متفاوته تو این دوتا موسسه؟
ریاضی تجربی

جرئتشو داری رفیق؟!!!

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده مشاوره تحصیلی
80 دیدگاه‌ها 24 کاربران 3.0k بازدیدها 20 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • zahra zare 0Z آفلاین
    zahra zare 0Z آفلاین
    zahra zare 0
    دانش آموزان آلاء
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #1

    من با روپوش خونی ساعت حدودا 9 صبح فروردین 98 توی بارون گوشه ی درمانگاه گریه می کردم. فشار روانی و اینکه همه ی مردم کنار خانواده هاشون دارن سال نو رو جشن می گیرن اونوقت من تو این حالم داشت دیوونم می کرد....
    بعد از ویزیت 200 نفر تویه روز، ساعت 4 شب 4 نفر رو به دلیل نزاع آورده بودن طوریکه خون فواره می زد وسط سالن، بعد از درمان و اعزام تا دوروز درمانگاه علی رغم استفاده از خوشبو کننده های متنوع هنوزم بوی خون می داد...
    یه ساعت بعد یه فرد رو که نصف روز بود فوت کرده بود و تازه اوردن و چهل دقیقه ی تمام احیا کاملا بی فایده انجام دادیم...
    ساعت شش و نیم خوابیدم و ساعت هشت صبح با صدای فریاد بیدار شدم، بیمار سرماخورده ای که داد می زد : وظیفه اشه وقتی اون همه پول می گیره، کجاست این دکتر بی مسئولیت؟؟
    وبعد صدای خانم پذیزش که در حال توضیح دادن این بود که پزشک تا صبح بیدار بوده و تازه خوابیده...
    با ارامش ویزیتش کردم، می دونی چرا؟! چون اون تابلوی بیمارستان که اشاره به سکوت می کنه قبل از اونکه برای بیمار و همراهاش گذاشته شده باشه برای پزشک و پرسنل گذاشته شده... این یعنی تو به عنوان یه پزشک حق نداری فریاد بزنی!!!!!
    هنوزم توی سرت سودای پزشک شدن داری؟
    بلدی موقع ناراحتیت فریاد نزنی؟
    جرئتشو داری خانوادتو کنار بزاری و سال رو بین یه عالمه مریض با اعصاب خراب نو کنی؟؟؟
    می تونی؟!

    mohammad kebryiaM SJYS نگار محمودین _Biliifti__ Fateme S 0F 10 پاسخ آخرین پاسخ
    18
    • zahra zare 0Z zahra zare 0

      من با روپوش خونی ساعت حدودا 9 صبح فروردین 98 توی بارون گوشه ی درمانگاه گریه می کردم. فشار روانی و اینکه همه ی مردم کنار خانواده هاشون دارن سال نو رو جشن می گیرن اونوقت من تو این حالم داشت دیوونم می کرد....
      بعد از ویزیت 200 نفر تویه روز، ساعت 4 شب 4 نفر رو به دلیل نزاع آورده بودن طوریکه خون فواره می زد وسط سالن، بعد از درمان و اعزام تا دوروز درمانگاه علی رغم استفاده از خوشبو کننده های متنوع هنوزم بوی خون می داد...
      یه ساعت بعد یه فرد رو که نصف روز بود فوت کرده بود و تازه اوردن و چهل دقیقه ی تمام احیا کاملا بی فایده انجام دادیم...
      ساعت شش و نیم خوابیدم و ساعت هشت صبح با صدای فریاد بیدار شدم، بیمار سرماخورده ای که داد می زد : وظیفه اشه وقتی اون همه پول می گیره، کجاست این دکتر بی مسئولیت؟؟
      وبعد صدای خانم پذیزش که در حال توضیح دادن این بود که پزشک تا صبح بیدار بوده و تازه خوابیده...
      با ارامش ویزیتش کردم، می دونی چرا؟! چون اون تابلوی بیمارستان که اشاره به سکوت می کنه قبل از اونکه برای بیمار و همراهاش گذاشته شده باشه برای پزشک و پرسنل گذاشته شده... این یعنی تو به عنوان یه پزشک حق نداری فریاد بزنی!!!!!
      هنوزم توی سرت سودای پزشک شدن داری؟
      بلدی موقع ناراحتیت فریاد نزنی؟
      جرئتشو داری خانوادتو کنار بزاری و سال رو بین یه عالمه مریض با اعصاب خراب نو کنی؟؟؟
      می تونی؟!

      mohammad kebryiaM آفلاین
      mohammad kebryiaM آفلاین
      mohammad kebryia
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #2

      zahra zare 0 :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: بابا کجای کاری من کلا عاشق سختی هاشم... انقدر میخام صبح تا شب شیفت باشم.
      فقط یکم سختمه داد نزنم وقتی عصبیم.. ناراحتیام ساکتم ولی عصبی که میشم واویلا

      zahra zare 0Z 1 پاسخ آخرین پاسخ
      5
      • zahra zare 0Z zahra zare 0

        من با روپوش خونی ساعت حدودا 9 صبح فروردین 98 توی بارون گوشه ی درمانگاه گریه می کردم. فشار روانی و اینکه همه ی مردم کنار خانواده هاشون دارن سال نو رو جشن می گیرن اونوقت من تو این حالم داشت دیوونم می کرد....
        بعد از ویزیت 200 نفر تویه روز، ساعت 4 شب 4 نفر رو به دلیل نزاع آورده بودن طوریکه خون فواره می زد وسط سالن، بعد از درمان و اعزام تا دوروز درمانگاه علی رغم استفاده از خوشبو کننده های متنوع هنوزم بوی خون می داد...
        یه ساعت بعد یه فرد رو که نصف روز بود فوت کرده بود و تازه اوردن و چهل دقیقه ی تمام احیا کاملا بی فایده انجام دادیم...
        ساعت شش و نیم خوابیدم و ساعت هشت صبح با صدای فریاد بیدار شدم، بیمار سرماخورده ای که داد می زد : وظیفه اشه وقتی اون همه پول می گیره، کجاست این دکتر بی مسئولیت؟؟
        وبعد صدای خانم پذیزش که در حال توضیح دادن این بود که پزشک تا صبح بیدار بوده و تازه خوابیده...
        با ارامش ویزیتش کردم، می دونی چرا؟! چون اون تابلوی بیمارستان که اشاره به سکوت می کنه قبل از اونکه برای بیمار و همراهاش گذاشته شده باشه برای پزشک و پرسنل گذاشته شده... این یعنی تو به عنوان یه پزشک حق نداری فریاد بزنی!!!!!
        هنوزم توی سرت سودای پزشک شدن داری؟
        بلدی موقع ناراحتیت فریاد نزنی؟
        جرئتشو داری خانوادتو کنار بزاری و سال رو بین یه عالمه مریض با اعصاب خراب نو کنی؟؟؟
        می تونی؟!

        SJYS آفلاین
        SJYS آفلاین
        SJY
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #3

        zahra zare 0 به جایی به رفیقات انگیزه بدی، اینجوری تو دلشونو خالی میکنی

        قال الصادق ع: القلبُ حرم الله فلا تسكن حرم الله غير الله

        SJYS S zahra zare 0Z چیچکچ 4 پاسخ آخرین پاسخ
        2
        • SJYS SJY

          zahra zare 0 به جایی به رفیقات انگیزه بدی، اینجوری تو دلشونو خالی میکنی

          SJYS آفلاین
          SJYS آفلاین
          SJY
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #4

          SJY در جرئتشو داری رفیق؟!!! گفته است:

          zahra zare 0 به جایی به رفیقات انگیزه بدی، اینجوری تو دلشونو خالی میکنی

          اگه قرار بود همه بترسن و جرئت نداشته باشن، کی دیگه دکتر میشد؟

          کسی که به شغلش واقعا علاقه داشته باشه، هر چی هم که اون شغل سخت باشه بازم آدم لذت میبره

          قال الصادق ع: القلبُ حرم الله فلا تسكن حرم الله غير الله

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          1
          • SJYS SJY

            zahra zare 0 به جایی به رفیقات انگیزه بدی، اینجوری تو دلشونو خالی میکنی

            S آفلاین
            S آفلاین
            SsSsS
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #5

            SJY خب چه اشکالی داره!؟؟ :confused_face: :confused_face:
            ایشون واقعیت رو گفتن. خیلی هم دستشون درد نکنه :rose:
            همین رو پیش رو داریم .بهتره کسی که از خون میترسه و غش میکنه وارد حرفه پزشکی نشه یا حداقل وارد این بخش ها نشوند

            (( :))

            zahra zare 0Z 1 پاسخ آخرین پاسخ
            4
            • SJYS SJY

              zahra zare 0 به جایی به رفیقات انگیزه بدی، اینجوری تو دلشونو خالی میکنی

              zahra zare 0Z آفلاین
              zahra zare 0Z آفلاین
              zahra zare 0
              دانش آموزان آلاء
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #6

              SJY :grinning_face_with_smiling_eyes: :grinning_face_with_smiling_eyes: برداشتتون جالب بود واسم، بالاخره هرکسی یه برداشتی داره دیگه...

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              2
              • S SsSsS

                SJY خب چه اشکالی داره!؟؟ :confused_face: :confused_face:
                ایشون واقعیت رو گفتن. خیلی هم دستشون درد نکنه :rose:
                همین رو پیش رو داریم .بهتره کسی که از خون میترسه و غش میکنه وارد حرفه پزشکی نشه یا حداقل وارد این بخش ها نشوند

                zahra zare 0Z آفلاین
                zahra zare 0Z آفلاین
                zahra zare 0
                دانش آموزان آلاء
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #7

                @player-number-1 قربانت:rose: :rose:

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                2
                • Hhh HhH آفلاین
                  Hhh HhH آفلاین
                  Hhh Hh
                  فارغ التحصیلان آلاء
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #8

                  تجربیا

                  أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ✨️

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  2
                  • SJYS SJY

                    zahra zare 0 به جایی به رفیقات انگیزه بدی، اینجوری تو دلشونو خالی میکنی

                    چیچکچ آفلاین
                    چیچکچ آفلاین
                    چیچک
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #9

                    SJY منم همین برداشتو دارم

                    zahra zare 0Z 1 پاسخ آخرین پاسخ
                    2
                    • چیچکچ چیچک

                      SJY منم همین برداشتو دارم

                      zahra zare 0Z آفلاین
                      zahra zare 0Z آفلاین
                      zahra zare 0
                      دانش آموزان آلاء
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #10

                      @haniehno بسیار هم خوب دوست عزیز:cherry_blossom:

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      2
                      • zahra zare 0Z zahra zare 0

                        من با روپوش خونی ساعت حدودا 9 صبح فروردین 98 توی بارون گوشه ی درمانگاه گریه می کردم. فشار روانی و اینکه همه ی مردم کنار خانواده هاشون دارن سال نو رو جشن می گیرن اونوقت من تو این حالم داشت دیوونم می کرد....
                        بعد از ویزیت 200 نفر تویه روز، ساعت 4 شب 4 نفر رو به دلیل نزاع آورده بودن طوریکه خون فواره می زد وسط سالن، بعد از درمان و اعزام تا دوروز درمانگاه علی رغم استفاده از خوشبو کننده های متنوع هنوزم بوی خون می داد...
                        یه ساعت بعد یه فرد رو که نصف روز بود فوت کرده بود و تازه اوردن و چهل دقیقه ی تمام احیا کاملا بی فایده انجام دادیم...
                        ساعت شش و نیم خوابیدم و ساعت هشت صبح با صدای فریاد بیدار شدم، بیمار سرماخورده ای که داد می زد : وظیفه اشه وقتی اون همه پول می گیره، کجاست این دکتر بی مسئولیت؟؟
                        وبعد صدای خانم پذیزش که در حال توضیح دادن این بود که پزشک تا صبح بیدار بوده و تازه خوابیده...
                        با ارامش ویزیتش کردم، می دونی چرا؟! چون اون تابلوی بیمارستان که اشاره به سکوت می کنه قبل از اونکه برای بیمار و همراهاش گذاشته شده باشه برای پزشک و پرسنل گذاشته شده... این یعنی تو به عنوان یه پزشک حق نداری فریاد بزنی!!!!!
                        هنوزم توی سرت سودای پزشک شدن داری؟
                        بلدی موقع ناراحتیت فریاد نزنی؟
                        جرئتشو داری خانوادتو کنار بزاری و سال رو بین یه عالمه مریض با اعصاب خراب نو کنی؟؟؟
                        می تونی؟!

                        نگار محمودین آفلاین
                        نگار محمودین آفلاین
                        نگار محمودی
                        تجربی
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #11

                        zahra zare 0 من عاشقشم و هرکاری نیاز باشه به خاطرش میکنم چون دوسش دارم با تمام وجودم این شغل پره از این چیزا همیشه که خوش خوشون نیست که

                        zahra zare 0Z چیچکچ 2 پاسخ آخرین پاسخ
                        4
                        • نگار محمودین نگار محمودی

                          zahra zare 0 من عاشقشم و هرکاری نیاز باشه به خاطرش میکنم چون دوسش دارم با تمام وجودم این شغل پره از این چیزا همیشه که خوش خوشون نیست که

                          zahra zare 0Z آفلاین
                          zahra zare 0Z آفلاین
                          zahra zare 0
                          دانش آموزان آلاء
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #12

                          نگار محمودی قطعا همینطوره

                          نگار محمودین 1 پاسخ آخرین پاسخ
                          2
                          • نگار محمودین نگار محمودی

                            zahra zare 0 من عاشقشم و هرکاری نیاز باشه به خاطرش میکنم چون دوسش دارم با تمام وجودم این شغل پره از این چیزا همیشه که خوش خوشون نیست که

                            چیچکچ آفلاین
                            چیچکچ آفلاین
                            چیچک
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #13

                            نگار محمودی واقعاً منم عاشقشم
                            با هرچی سختی ای که داره

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            4
                            • zahra zare 0Z zahra zare 0

                              من با روپوش خونی ساعت حدودا 9 صبح فروردین 98 توی بارون گوشه ی درمانگاه گریه می کردم. فشار روانی و اینکه همه ی مردم کنار خانواده هاشون دارن سال نو رو جشن می گیرن اونوقت من تو این حالم داشت دیوونم می کرد....
                              بعد از ویزیت 200 نفر تویه روز، ساعت 4 شب 4 نفر رو به دلیل نزاع آورده بودن طوریکه خون فواره می زد وسط سالن، بعد از درمان و اعزام تا دوروز درمانگاه علی رغم استفاده از خوشبو کننده های متنوع هنوزم بوی خون می داد...
                              یه ساعت بعد یه فرد رو که نصف روز بود فوت کرده بود و تازه اوردن و چهل دقیقه ی تمام احیا کاملا بی فایده انجام دادیم...
                              ساعت شش و نیم خوابیدم و ساعت هشت صبح با صدای فریاد بیدار شدم، بیمار سرماخورده ای که داد می زد : وظیفه اشه وقتی اون همه پول می گیره، کجاست این دکتر بی مسئولیت؟؟
                              وبعد صدای خانم پذیزش که در حال توضیح دادن این بود که پزشک تا صبح بیدار بوده و تازه خوابیده...
                              با ارامش ویزیتش کردم، می دونی چرا؟! چون اون تابلوی بیمارستان که اشاره به سکوت می کنه قبل از اونکه برای بیمار و همراهاش گذاشته شده باشه برای پزشک و پرسنل گذاشته شده... این یعنی تو به عنوان یه پزشک حق نداری فریاد بزنی!!!!!
                              هنوزم توی سرت سودای پزشک شدن داری؟
                              بلدی موقع ناراحتیت فریاد نزنی؟
                              جرئتشو داری خانوادتو کنار بزاری و سال رو بین یه عالمه مریض با اعصاب خراب نو کنی؟؟؟
                              می تونی؟!

                              _Biliifti__ آفلاین
                              _Biliifti__ آفلاین
                              _Biliifti_
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #14

                              zahra zare 0 مهم اینه که لذت بخشه عاشق همین حسشم!!

                              لاجرم مست و طربناک و قوی بنیادیم...

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              5
                              • zahra zare 0Z zahra zare 0

                                من با روپوش خونی ساعت حدودا 9 صبح فروردین 98 توی بارون گوشه ی درمانگاه گریه می کردم. فشار روانی و اینکه همه ی مردم کنار خانواده هاشون دارن سال نو رو جشن می گیرن اونوقت من تو این حالم داشت دیوونم می کرد....
                                بعد از ویزیت 200 نفر تویه روز، ساعت 4 شب 4 نفر رو به دلیل نزاع آورده بودن طوریکه خون فواره می زد وسط سالن، بعد از درمان و اعزام تا دوروز درمانگاه علی رغم استفاده از خوشبو کننده های متنوع هنوزم بوی خون می داد...
                                یه ساعت بعد یه فرد رو که نصف روز بود فوت کرده بود و تازه اوردن و چهل دقیقه ی تمام احیا کاملا بی فایده انجام دادیم...
                                ساعت شش و نیم خوابیدم و ساعت هشت صبح با صدای فریاد بیدار شدم، بیمار سرماخورده ای که داد می زد : وظیفه اشه وقتی اون همه پول می گیره، کجاست این دکتر بی مسئولیت؟؟
                                وبعد صدای خانم پذیزش که در حال توضیح دادن این بود که پزشک تا صبح بیدار بوده و تازه خوابیده...
                                با ارامش ویزیتش کردم، می دونی چرا؟! چون اون تابلوی بیمارستان که اشاره به سکوت می کنه قبل از اونکه برای بیمار و همراهاش گذاشته شده باشه برای پزشک و پرسنل گذاشته شده... این یعنی تو به عنوان یه پزشک حق نداری فریاد بزنی!!!!!
                                هنوزم توی سرت سودای پزشک شدن داری؟
                                بلدی موقع ناراحتیت فریاد نزنی؟
                                جرئتشو داری خانوادتو کنار بزاری و سال رو بین یه عالمه مریض با اعصاب خراب نو کنی؟؟؟
                                می تونی؟!

                                Fateme S 0F آفلاین
                                Fateme S 0F آفلاین
                                Fateme S 0
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #15

                                zahra zare 0 در جرئتشو داری رفیق؟!!! گفته است:

                                من با روپوش خونی ساعت حدودا 9 صبح فروردین 98 توی بارون گوشه ی درمانگاه گریه می کردم. فشار روانی و اینکه همه ی مردم کنار خانواده هاشون دارن سال نو رو جشن می گیرن اونوقت من تو این حالم داشت دیوونم می کرد....
                                بعد از ویزیت 200 نفر تویه روز، ساعت 4 شب 4 نفر رو به دلیل نزاع آورده بودن طوریکه خون فواره می زد وسط سالن، بعد از درمان و اعزام تا دوروز درمانگاه علی رغم استفاده از خوشبو کننده های متنوع هنوزم بوی خون می داد...
                                یه ساعت بعد یه فرد رو که نصف روز بود فوت کرده بود و تازه اوردن و چهل دقیقه ی تمام احیا کاملا بی فایده انجام دادیم...
                                ساعت شش و نیم خوابیدم و ساعت هشت صبح با صدای فریاد بیدار شدم، بیمار سرماخورده ای که داد می زد : وظیفه اشه وقتی اون همه پول می گیره، کجاست این دکتر بی مسئولیت؟؟
                                وبعد صدای خانم پذیزش که در حال توضیح دادن این بود که پزشک تا صبح بیدار بوده و تازه خوابیده...
                                با ارامش ویزیتش کردم، می دونی چرا؟! چون اون تابلوی بیمارستان که اشاره به سکوت می کنه قبل از اونکه برای بیمار و همراهاش گذاشته شده باشه برای پزشک و پرسنل گذاشته شده... این یعنی تو به عنوان یه پزشک حق نداری فریاد بزنی!!!!!
                                هنوزم توی سرت سودای پزشک شدن داری؟
                                بلدی موقع ناراحتیت فریاد نزنی؟
                                جرئتشو داری خانوادتو کنار بزاری و سال رو بین یه عالمه مریض با اعصاب خراب نو کنی؟؟؟
                                می تونی؟!

                                بهتره به قضیه یه جور دیگه نگاه کنیم
                                اون ادمی که مریضه اعصابش خراب نیست
                                اون درد داره
                                اون واقعا مریضه
                                اون داره زجر میکشه
                                شما وقتی درد بدی دارین ایا اروم میشینین؟
                                گریه ای اهی دادی بی دادی هیچی؟
                                مریض مریضه
                                دکتر هم موظفه که احترام بزاره به مریض
                                نمیگم من تحمل میکنم یا نه
                                ولی هر چی خیر و صلاح و مصلحته

                                zahra zare 0Z SJYS 2 پاسخ آخرین پاسخ
                                3
                                • zahra zare 0Z zahra zare 0

                                  نگار محمودی قطعا همینطوره

                                  نگار محمودین آفلاین
                                  نگار محمودین آفلاین
                                  نگار محمودی
                                  تجربی
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #16

                                  zahra zare 0 دیگه نبینم پشت سر عشقمون حرفی بزنید 😋

                                  چیچکچ zahra zare 0Z 2 پاسخ آخرین پاسخ
                                  2
                                  • نگار محمودین نگار محمودی

                                    zahra zare 0 دیگه نبینم پشت سر عشقمون حرفی بزنید 😋

                                    چیچکچ آفلاین
                                    چیچکچ آفلاین
                                    چیچک
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #17

                                    نگار محمودی 👌😎

                                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    2
                                    • Fateme S 0F Fateme S 0

                                      zahra zare 0 در جرئتشو داری رفیق؟!!! گفته است:

                                      من با روپوش خونی ساعت حدودا 9 صبح فروردین 98 توی بارون گوشه ی درمانگاه گریه می کردم. فشار روانی و اینکه همه ی مردم کنار خانواده هاشون دارن سال نو رو جشن می گیرن اونوقت من تو این حالم داشت دیوونم می کرد....
                                      بعد از ویزیت 200 نفر تویه روز، ساعت 4 شب 4 نفر رو به دلیل نزاع آورده بودن طوریکه خون فواره می زد وسط سالن، بعد از درمان و اعزام تا دوروز درمانگاه علی رغم استفاده از خوشبو کننده های متنوع هنوزم بوی خون می داد...
                                      یه ساعت بعد یه فرد رو که نصف روز بود فوت کرده بود و تازه اوردن و چهل دقیقه ی تمام احیا کاملا بی فایده انجام دادیم...
                                      ساعت شش و نیم خوابیدم و ساعت هشت صبح با صدای فریاد بیدار شدم، بیمار سرماخورده ای که داد می زد : وظیفه اشه وقتی اون همه پول می گیره، کجاست این دکتر بی مسئولیت؟؟
                                      وبعد صدای خانم پذیزش که در حال توضیح دادن این بود که پزشک تا صبح بیدار بوده و تازه خوابیده...
                                      با ارامش ویزیتش کردم، می دونی چرا؟! چون اون تابلوی بیمارستان که اشاره به سکوت می کنه قبل از اونکه برای بیمار و همراهاش گذاشته شده باشه برای پزشک و پرسنل گذاشته شده... این یعنی تو به عنوان یه پزشک حق نداری فریاد بزنی!!!!!
                                      هنوزم توی سرت سودای پزشک شدن داری؟
                                      بلدی موقع ناراحتیت فریاد نزنی؟
                                      جرئتشو داری خانوادتو کنار بزاری و سال رو بین یه عالمه مریض با اعصاب خراب نو کنی؟؟؟
                                      می تونی؟!

                                      بهتره به قضیه یه جور دیگه نگاه کنیم
                                      اون ادمی که مریضه اعصابش خراب نیست
                                      اون درد داره
                                      اون واقعا مریضه
                                      اون داره زجر میکشه
                                      شما وقتی درد بدی دارین ایا اروم میشینین؟
                                      گریه ای اهی دادی بی دادی هیچی؟
                                      مریض مریضه
                                      دکتر هم موظفه که احترام بزاره به مریض
                                      نمیگم من تحمل میکنم یا نه
                                      ولی هر چی خیر و صلاح و مصلحته

                                      zahra zare 0Z آفلاین
                                      zahra zare 0Z آفلاین
                                      zahra zare 0
                                      دانش آموزان آلاء
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #18

                                      Fateme S 0 درسته :seedling:
                                      نکته ی مهم اینه که وقتی داری پا توی این مسیر می زاری وظیفته که حال اون مریض رو درک کنی، وظیقته که بفهمی حالشو و این چیزیه که قبل انتخاب کردن این کار باید بدونی چون مدام با ادم هایی که تو شرایط سختی هستن برخورد می کنی.

                                      Fateme S 0F 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      3
                                      • zahra zare 0Z zahra zare 0

                                        Fateme S 0 درسته :seedling:
                                        نکته ی مهم اینه که وقتی داری پا توی این مسیر می زاری وظیفته که حال اون مریض رو درک کنی، وظیقته که بفهمی حالشو و این چیزیه که قبل انتخاب کردن این کار باید بدونی چون مدام با ادم هایی که تو شرایط سختی هستن برخورد می کنی.

                                        Fateme S 0F آفلاین
                                        Fateme S 0F آفلاین
                                        Fateme S 0
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #19

                                        zahra zare 0 در جرئتشو داری رفیق؟!!! گفته است:

                                        Fateme S 0 درسته :seedling:
                                        نکته ی مهم اینه که وقتی داری پا توی این مسیر می زاری وظیفته که حال اون مریض رو درک کنی، وظیقته که بفهمی حالشو و این چیزیه که قبل انتخاب کردن این کار باید بدونی چون مدام با ادم هایی که تو شرایط سختی هستن برخورد می کنی.

                                        من روز اول که شروع کردم با خدای خودم قول و قرارایی گذاشتم
                                        اگه پزشک شدم میگم
                                        ولی اصراری به قبولی پزشکی ندارم
                                        همیشه میگم راضیم به رضای تو 🙂🤗

                                        zahra zare 0Z 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        3
                                        • Fateme S 0F Fateme S 0

                                          zahra zare 0 در جرئتشو داری رفیق؟!!! گفته است:

                                          Fateme S 0 درسته :seedling:
                                          نکته ی مهم اینه که وقتی داری پا توی این مسیر می زاری وظیفته که حال اون مریض رو درک کنی، وظیقته که بفهمی حالشو و این چیزیه که قبل انتخاب کردن این کار باید بدونی چون مدام با ادم هایی که تو شرایط سختی هستن برخورد می کنی.

                                          من روز اول که شروع کردم با خدای خودم قول و قرارایی گذاشتم
                                          اگه پزشک شدم میگم
                                          ولی اصراری به قبولی پزشکی ندارم
                                          همیشه میگم راضیم به رضای تو 🙂🤗

                                          zahra zare 0Z آفلاین
                                          zahra zare 0Z آفلاین
                                          zahra zare 0
                                          دانش آموزان آلاء
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #20

                                          Fateme S 0 موفق باشید.:cherries:

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          1
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 3
                                          • 4
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع