نکات لازم برای عربی📚
-
⭐️کلمات #مشابهعربی مشترک
إنّ 👈 حقیقتا _قطعا
أنَّ 👈 که
إنْ 👈 اگر
أنْ 👈 که
إنّما 👈 فقطإلّا 👈 بجز _مانده
ألا 👈 هان _آگاه باش
ألّا 👈 أن +لاآخَر 👈 دیگر
آخِر 👈 پایانتجربیا
ریاضیا
بچه-های-کنکور-ریاضی-1400
بچه-های-کنکور-تجربی-1400 -
🍀جمله وصفیه🌿
💢به جمله ای که پس از اسم نکره برای بیان توصیف آن بیاید جمله وصفیه« توصیف کننده » می گویند. اسم نکره یعنی اسمی بدون ( ال ) زائد درابتدا و یا اسم غیر عَلَم (غیر خاص ) که غالباً در حرف آخرش حرکت تنوین می گیرد.مانند :( طالباً، کِتابٌ)
✳️جمله وصفیه به دو شکل می آید : ۱_ به صورت فعل ( جمله فعلیه ) ۲_ به صورت اسم ( جمله اسمیه ).
رأیتُ طالِباً یُطالِعُ کِتابَهُ : «دانش آموزی را دیدم که کتابش را مطالعه می کرد» در اینجا جمله «یُطالِعُ کِتابَهُ » : جمله وصفیه ازنوع ( فعلیه ) است ، چون بعداز اسم نکره یعنی طالباً آمده است .
رأیتُ طالباً کِتابُهُ في یَدِهِ : « دانش آموزی را دیدم که کتابش در دستش بود یا است » در اینجا عبارت «کِتابُهُ في یَدِهِ » جمله وصفیه از نوع ( اسمیه ) است، چون بعداز اسم نکره طالباً آمده است.
غالباً جمله وصفیه به صورت فعل یعنی ( جمله فعلیه ) می آید ، مانند مثال اولی .
🍃اگر جمله ای بعداز اسمی معرفه بیاید و حالت آن را بیان کند دیگر جمله وصفیه نیست بلکه به آن جمله حالیه می گویند.
مانند : رأیتُ الطالِبَ یُطالِعُ کِتابَهُ : دانش آموز را دیدم درحالیکه کتابش را مطالعه می کرد. که دراینجا عبارت « یُطالِعُ کِتابَهُ » بعداز اسم معرفه « الطالب » آمده و حالت دانش آموز را بیان می کند،پس جمله حالیه است .
✳️نکته مهم در ترجمه جمله وصفیه : حتما قبل از جمله وصفیه باید از کلمه ( که ) استفاده کنیم و فعل موجود در جمله وصفیه را مطابق فعل قبل از جمله وصفیه ترجمه کنیم .
رأیتُ طالِباً یُطالِعُ کِتابَهُ : «دانش آموزی را دیدم که کتابش را مطالعه می کرد» که عبارت ( یُطالِع کتابَهُ) جمله وصفیه است ، چون بعداز اسم نکره آماده و درترجمه قبل از آن کلمه ( که ) باید بیاید . همچنین فعل جمله وصفیه باید مطابق فعل جمله قبل از آن ترجمه شود ما خوندیم که:
✳️( ماضی + مضارع=ماضی استمراری: شاهدنا مُزارِعاً یَحصُدُ محاصیلَهُ في المزرعة . یحصد : درو می کرد ).و همچنین ✳️( ماضی + ماضی = غالباً ماضی بعید که می تواند به صورت ماضی ساده نیز ترجمه شود : عَصَفَتْ ریحٌ خَرَّبَتْ بیتاً جَنبَ شاطي البَحرِ.خَرَّبَتْ : خراب کرده بود (خراب کرد ) و✳️ ( مضارع + مضارع = غالباً مضارع التزامی: یُعجِبُني تلمیذٌ یُساعِدُ زمیله في الدَّرسِ . یُساعِدُ : کمک کند ) .
تجربیا
ریاضیا -
# قسمت اول گروه های اسمی:
(برای درک بیشتر)
◀هرگاه دو اسم کنار هم بيايند؛ يک ترکيب اسمي ميسازند؛ اين ترکيب اسمي بر دو نوع است:1- وصفي (شامل موصوف و صفت)
2- اضافي (شامل مضاف و مضافاليه)
⏪ اگر اسم دوم، اسم اول را توصيف کند، به ترکيب اسمي، «ترکيب وصفي» ميگويند؛ مانند: الکتاب النافع (کتاب سودمند؛ در اينجا سودمند بودن صفت کتاب است.)
⏪ اگر اسم دوم فقط به اسم اول نسبت داده شود و آن را توصيف نکند، به ترکيب اسمي، «ترکيب اضافي» ميگويند؛ مانند: کتاب التلميذ (کتاب دانشآموز؛ در اينجا، فقط مالکيت کتاب به دانشآموز نسبت داده شده است و دانشآموز صفت و ويژگي کتاب نيست!)
✅ در عربي، در ترکيب وصفي؛ به اسم دوم، «صفت» (نعت) و به اسم اول، «موصوف» (منعوت) ميگويند.
✅در عربي، در ترکيب اضافي؛ به اسم دوم، «مضافإليه» و به اسم اول، «مضاف» ميگويند.
💯نکتهي مهم و اساسي!
صفت و مضافاليه «نقش» هستند و اعراب خاص خود را دارند (که در ادامه به آنها اشاره ميکنيم) اما موصوف و مضاف، «نقش» نيستند؛ يعني موصوف و مضاف خودشان در جمله نقشهاي ديگري نظير مبتدا و فاعل، مفعول و … را ميپذيرند. ما فقط آن دو را بهصورت موصوف و مضاف نامگذاري ميکنيم تا به اين وسيله بتوانيم ويژگيهاي مربوط به صفت و مضافإليه را بهتر توضيح دهيم؛ پس فقط نامگذاري هستند نه نقش!!!‼ويژگيهاي صفت:
⚠صفت در چهار مورد بايد با موصوف خود (اسمي که آن را توصيف ميکند) مطابقت داشته باشد:
1- جنس (مذکر و مؤنث بودن)
2- تعداد (مفرد، مثني يا جمعبودن)
3- معرفه و نکره (البته فراموش نکنيم که مطابقت در «نوع» معرفه الزامي نيست! بهعنوان مثال، ممکن است موصوف معرفه به علم باشد اما صفت معرفه به ال؛ مانند «مکّة المکرّمة») -
#قسمت دوم:
💯و نکتهاي مهمتر!
هرگاه پس از يک اسم نکره، جملهاي (اعم از اسميه يا فعليه) بيايد؛ بهطوري که اين جمله، آن اسم نکره را توصيف کند؛ به آن، «جملهي وصفيه» ميگويند و اعراب آن بهطور محلي تابع موصوف (اسم نکره) خواهد بود. (علتش مشخصه ديگه! جملهها هر نقشي که بگيرند، اعم از خبر، حال، صفت و ... اعرابشون هميشه محليه!!)
ويژگيهاي اضافه (مضاف و مضافاليه):- مضاف هيچگاه «ال» و تنوين نميگيرد؛ پس «الکتاب التلميذ» يا «کتابٌ التلميذ» نادرست است.
- اگر جمع مذکر يا مثني، مضاف واقع شود؛ «نون» آخر آن حذف ميشود؛
🔆در زبان عربي (برخلاف زبان فارسي)، اگر اسمي همزمان هم صفت داشته باشد و هم مضافاليه، اول مضافإليه ميآيد و بعد صفت.
مثال: اگر در فارسي ميگوييم: در بزرگ مدرسه (بزرگ: صفت / مدرسه: مضافاليه)
در عربي بايد بگوييم: باب المدرسة الکبير (المدرسة: مضافاليه / الکبيرة: صفت)
‼‼در مثال فوق توجه نماييد که «الکبير» در مذکر بودن با «باب» يعني موصوف خود مطابقت دارد و ايجاد فاصله ميان موصوف و صفت نبايد سبب شود تا بررسي مطابقت ميان موصوف و صفت در چهار مورد پيشگفته را فراموش کنيم.⛔اسم+ا%(#290fbf)[سم(ال دار)]+%(#12bf0f)[اسم (ال دار)]:
در این ترکیب نگاه میکنیم به اسم ال دار(سبز رنگ)تاببنیم با کدام یک از اسم های دیگر از نظر جنس و تعداد مطابقت دارد در کنار همان اسم معنی میکینم
📛مثال
قطرات الماءالصغیرة
الصغیرة درحکم مفرد مونث
الماءدرحکم مفرد مذکر
قطرات مفرد مونث(%(#204dd6)[جمع غیر انسان ها درحکم مفرد مونث هستند])
پس الصغیرة در کنار قطرات معنی میشود:قطره های کوچک آب🛑**اسم+ضمیر+اسم ال دار :**در این ترکیب برای ترجمه اول اسم/بعداسم ال دار/بعد ضمیر ترجمه میشود
دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
تجربیا
ریاضیا
انسانیا -
🍃کلمات کلیدی🍃🍇إن 👈 اگر
🍓لو 👈 اگر
🍎أبداً 👈 هرگز
🥭لن 👈 هرگز🥝هناک 👈 وسط و آخر جمله به معنی آنجا
🍑هناک 👈 اول جمله به معنی وجود دارد.🌶عندی 👈 وسط جمله به معنی نزد من
🥥عندی 👈 اول جمله به معنی دارم
🍒لی 👈 وسط جمله به معنی برای من
🍈لی 👈 اول جمله به معنی دارم
📝👈اگر بعد از کُلّ اسم معرفه بیاد به معنی همه می باشد مثل کُلّ المعارف یعنی همه معرفه ها
🌽اگر بعد از کُل اسم نکره بیاد به معنی هر می باشد مثل کُلّ نفس یعنی هر نفسی
🥑اگر بعد از کُلّ حرف مِن بیاد به معنی هریک مثل کُلّ مِن الطلّاب یعنی هر یک از دانش اموزان.
تجربیا
ریاضیا
انسانیا -
📌اگر در تست مستثنی ؛ بعد از مستثنی از ساختار : «مِن+ضمیر» یا «بعض+ضمیر»
💡مثل: منهم ، منکم ، منّا ، بعضهم ، بعضکم ، بعضنا استفاده شده باشه
دیدن این ساختار همواره دلالت بر بودن %(#0026ff)["مستثنیمنه"] داره!
✅ پس با دیدن این عبارتها مطمئن میشیم که مستثنیمنه توی جمله وجود داره! -
🥁" که " در عربی کنکور؛😉
1️⃣موصول خاص بعد از اسم معرفه بهال
(اگر %(#00ffee)[نقش صفت] داشتهباشند):💢رأيتُ الرجل الَّذی یذهبُ=مردی را که میرفت،دیدم
2️⃣%(#9500ff)[أنَّ] (که وسط جمله میآید):
💢علمتُ أنَّهُ فی المسجد=دانستم که او در مسجد است.
3️⃣أن (قبل از فعل مضارع):
💢اريدُ أنأذهبَ= میخواهم که بروم.
4️⃣قبل از جمله وصفیه:
💢جاء رجلٌ يحبُّ الله= مردی که خداوند را دوستمیداشت،آمد.
-
-
✍️🌷اﮔﺮ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻌﺪ از اﺳﻢ ﺗﻔﻀﯿﻞ ، %(#ff0000)[ﻣﻀﺎف اﻟﯿﻪ] ﺑﯿﺎﯾﺪ ، %(#001aff)[اﺳﻢ ﺗﻔﻀﯿﻞ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺻﻔﺖ ﻋﺎﻟﯽ(برترین)] ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺷﻮد
✍️🌷ﺑﺮاي ﺟﻤﻊ ﻏﯿﺮ اﻧﺴﺎن ، %(#ee00ff)[ﻓﻌﻞ،اسم اشاره،صفت ،بصورت ﻣﻔﺮد ﻣﻮﻧﺚ] ﻣﯽ آﯾﺪ
✍️🌷ﻓﻌﻞ ﻣﺎﺿﯽ در %(#009dff)[ﺟﻤﻼت ﺷﺮﻃﯿﻪ]ﺑﻪ %(#ff7300)[ﺻﻮرت ﻣﻀﺎرع یا ماضی]،ترجمه ﻣﯽ ﺷﻮد اﺳﺖ .
✍️🌷ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﯾﺮاﻧﯽّ ﮐﻪ آﺧﺮ آن يّ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﯽ آﯾﺪ در ﻋﺮﺑﯽ ﻧﻘﺶ ﺻﻔﺖ را دارﻧﺪ و ﺑﺎﯾﺪ از ﻧﻈﺮ ﻇﺎﻫﺮ، ﺷﺒﯿﻪ اﺳﻢ ﻗﺒﻞ از ﺧﻮد ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ
✍️🌷ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻌﺪ از ﻓﻌﻞ، ﻫﺮﮔﺰ اﺳﻢ ﻣﺠﺮور ﻧﻤﯽ آﯾﺪ
✍️🌷ﺑﻌﺪ از ﻣﺜﻨﯽ و ﺟﻤﻊ ﻣﺬﮐﺮ ﺳﺎﻟﻢ اﮔﺮ ﺿﻤﯿﺮ ﻣﺘﺼﻞ ﺑﯿﺎﯾﺪ، %(#ff00c8)[ﺣﺮف "ن" ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺬف] ﺷﻮد .
-
🌷 1.بعد(کلّ)و(جمیع)مضاف الیه داریم.
💐۲.بعد اسم ضمیر بیاید،مضاف و مضاف الیه داریم.
🌹 من(حرف جر):با اسم می آید.(مجرور می کند)(اسم ال نداشت تنوین می گیرد.)
🌷.مَن::با فعل می آید.(مضارع را مجزوم میکند،باماضی کاري ندارد.)
🌱أن:(همراه فعل مضارع می آید.)(منصوب می کند.)
🍀%(#ff0077)[إن:](همراه فعل مضارع می آید.)(مجزوم می کند.)
🌷.%(#0037ff)[إنَّ] : (همراه اسم می آید.)(منصوب می کند.)
اِنَّ:(همراه اسم می آید.)(منصوب می کند.)(اگر اسم ال نداشت تنوین می گیرد.)
🌱(اِنّ: اول جمله،اَنّ وسط جمله میاد)
8.فعل مضارع:همیشه مرفوع مگر با حروف ناصبه یاجازمه همراه
باشد.
حروف %(#00bfff)[ناصبه:](اَن،لَن، کَی،حتی،اِذَن،لِ ناصبه)
حروف جازمه:(ادات جزم:لَم،لَما،لا،لِ امر غایب،
ادات شرط:اِن،من،ما،اَینما)
🌹نکته:ادات شرط دو یا چند فعل مضارع را مجزوم می کند.




