قرابت
-
Mahan Xodayi 2 در قرابت گفته است:
@ftm-montazeri خب یک که رک تر داره اشاره میکنه پس اولویت با یکه اگر از منظر راحتی راه و اینا نگا کنیم
ولی بنظر من گزینه یک داره میگه
با عشق کار هه راحت تر انجام میشه تا عقلولی ۴ داره میگه راه عشق هرکسی ظرفیت تحمل سختیش نداره
@ftm-montazeri نه یک میگه عقل قبول داره و میگع این راه سخته ولی چون عشق هست راه اسون میشه
-
Mahan Xodayi 2 در قرابت گفته است:
@ftm-montazeri خب یک که رک تر داره اشاره میکنه پس اولویت با یکه اگر از منظر راحتی راه و اینا نگا کنیم
ولی بنظر من گزینه یک داره میگه
با عشق کار هه راحت تر انجام میشه تا عقلولی ۴ داره میگه راه عشق هرکسی ظرفیت تحمل سختیش نداره
@ftm-montazeri ولی چهار میگه هرکسی نمیتونه ایثارکنه در راه عشق اصلا عاشق نشع
-
@ftm-montazeri نه یک میگه عقل قبول داره و میگع این راه سخته ولی چون عشق هست راه اسون میشه
Mahan Xodayi 2 اهان
بله اینم هست -
@Alzahra-Daftar در قرابت گفته است:
@ftm-montazeri

مفهوم درس توی این چند خط گفته شده
اهان
این الان مفهوم همون عبارت صورت سوال یعنی؟@ftm-montazeri این مفهوم کلی درس هست نه اون بندی که سوال اورده
-
@Alzahra-Daftar در قرابت گفته است:
@ftm-montazeri

مفهوم درس توی این چند خط گفته شده
اهان
این الان مفهوم همون عبارت صورت سوال یعنی؟ -
@Alzahra-Daftar در قرابت گفته است:
@ftm-montazeri
به نظرم
چون توی سوال از مسیر نگفته گفته در نهایت سی مرغ به مقصد رسیدنچرا دیگه
گفته پس از عبور از هفت مرحله دشوار
بنظر من
این به سختی راه عشق اشاره میکنه؟ یا نه؟🤔@ftm-montazeri افرین دقیقا مفهوم بند اینو میگه ما چرا باید بریم با مفهوم کلی درس تست بزنیم؟؟؟؟
-
@Alzahra-Daftar در قرابت گفته است:
@ftm-montazeri
به نظرم
چون توی سوال از مسیر نگفته گفته در نهایت سی مرغ به مقصد رسیدنچرا دیگه
گفته پس از عبور از هفت مرحله دشوار
بنظر من
این به سختی راه عشق اشاره میکنه؟ یا نه؟🤔 -
مفهوم داستان سیمرغ اشاره به عشق نیست
یجورایی اشاره به وحدت وجود، و همبستگی بین افراد داره میگه
داستان سیمرغ، از کلی پرنده شروع شده که میخوان برن سیمرغو ببینن
ولی اینا نیتشون واسه رسیدن به سیمرغ خالص نبوده
توی هفت مرحله هرکدوم از پرنده ها از راه به در میشن
و در اخر سی عدد مرغ باقی میمونن
که این سی تا، اوج اخلاص رو توی رسیدن به سیمرغ داشتن
و وقتی همشون خالص شدن، تونستن خودشون(سیمرغ) رو ببینن
در واقع منظور اینه تا وقتی ادم خالص نباشه، نمیتونه به اون مسیر واقعیه حقیقت برسه
بیت سه هم داره در مورد رسیدن به اخلاص و حقیقت حرف میزنه
میگه وقتی صورت من، همه او شد(یعنی من چیزی به غیر از او(معشوق،خدا،سیمرغ) در صورت و حالا دل، خودم راه ندادم)
لاجرم میشم، کسی که مِن و (ما) نشنود اندر سخنم
یعنی من اونقدری به معشوق(خدا) نزدیک میشم، (نزدیک شدن مشروط به طی کردن مراحل سخت قرب به خدا و خالص شدن توی راهه) که دیگه توی صفت و سیرت، مثل خدا میشم(یعنی ادم خوبی میشم) -
اون بیت سه، مصرع دومش، (من و من) نیست، بلکه (من و ما) هست
-
فک کنم بد گفتم:|
-
@ftm-montazeri
اون طومار قبلیو فراموش کنید
یه ذره هول هولی نوشتمش
داستان سیمرغ، از یه تعداد زیادی مرغ شروع میشه که میخوان برسن، به موجود افسانه ایی سیمرغ
توی این مسیر، از هفت مسیر سخت عبور میکنن
توی این هفت مسیر، هر مرغی به یه دلیل و بهونه ایی، از مسیر منصرف میشه
تا اینکه تا اخر راه که از هفت مسیر عبور میکنن، از اون تعداد زیاد مرغ که اول راه اومده بودن، فقط سی تا باقی میمونن
وقتی اینا به آشیانه سیمرغ میرسن، سروشی یا حالا وحی چیزی بهشون خبر میده که سیمرغ خوده شماهایید.
این از این
یکی از مفاهیمی که میشه از این در اورد اینه که
برای رسیدن به معشوق یا خدا، همه میخوان به این مسیر وارد بشن
ولی همه تو این مسیر نمیمونن، فقط اون کسایی توی مسیر باقی میمونن، که واقعا اخلاص داشته باشن برای رسیدن به معشوق
لازمه اخلاص داشتن اینه که آدم، از معشوق و یا خداش، پیروی کنه، یعنی همونطور که بیت سه میگه، باید صورت و صفت مثل او(معشوق) بشه
ولی این که بخواد صورت و صفتش مثل معشوق بشه(به قول عطار، هفت مرحله رو باید پشت سر بزاره)
وقتی مثل معشوق شد، ادم به معشوقش میرسه، در واقع معشوق برش آشکار میشه
و وقتی اینطور بشه میبینه که خیلی با معشوقش نزدیکی(از لحاظ باطنی و صفاتی) پیدا کرده، به طوری که دیگه من و مایی وجود نداره، بلکه خود ادم و معشوق(خدا) هردو از بس به هم نزدیک شدن، که یکی شدن!
این همون مفهوم مصرع دومه بیت هست، که میگه لاجرم کسی من و ما نشنود اندر سخنم
یعنی من و معشوق یکی شدیم، من اونم، اونم منه، دیگه من و مایی وجود نداره!
بخاطر همینه که سروش غیب به مرغ ها میگه که سیمرغ خودتونید(یعنی شما اونقدر توی مسیر رسیدن به سیمرغ تلاش کردید و نزدیک شدید، که مثل خودش شدید) -
@ftm-montazeri
اون طومار قبلیو فراموش کنید
یه ذره هول هولی نوشتمش
داستان سیمرغ، از یه تعداد زیادی مرغ شروع میشه که میخوان برسن، به موجود افسانه ایی سیمرغ
توی این مسیر، از هفت مسیر سخت عبور میکنن
توی این هفت مسیر، هر مرغی به یه دلیل و بهونه ایی، از مسیر منصرف میشه
تا اینکه تا اخر راه که از هفت مسیر عبور میکنن، از اون تعداد زیاد مرغ که اول راه اومده بودن، فقط سی تا باقی میمونن
وقتی اینا به آشیانه سیمرغ میرسن، سروشی یا حالا وحی چیزی بهشون خبر میده که سیمرغ خوده شماهایید.
این از این
یکی از مفاهیمی که میشه از این در اورد اینه که
برای رسیدن به معشوق یا خدا، همه میخوان به این مسیر وارد بشن
ولی همه تو این مسیر نمیمونن، فقط اون کسایی توی مسیر باقی میمونن، که واقعا اخلاص داشته باشن برای رسیدن به معشوق
لازمه اخلاص داشتن اینه که آدم، از معشوق و یا خداش، پیروی کنه، یعنی همونطور که بیت سه میگه، باید صورت و صفت مثل او(معشوق) بشه
ولی این که بخواد صورت و صفتش مثل معشوق بشه(به قول عطار، هفت مرحله رو باید پشت سر بزاره)
وقتی مثل معشوق شد، ادم به معشوقش میرسه، در واقع معشوق برش آشکار میشه
و وقتی اینطور بشه میبینه که خیلی با معشوقش نزدیکی(از لحاظ باطنی و صفاتی) پیدا کرده، به طوری که دیگه من و مایی وجود نداره، بلکه خود ادم و معشوق(خدا) هردو از بس به هم نزدیک شدن، که یکی شدن!
این همون مفهوم مصرع دومه بیت هست، که میگه لاجرم کسی من و ما نشنود اندر سخنم
یعنی من و معشوق یکی شدیم، من اونم، اونم منه، دیگه من و مایی وجود نداره!
بخاطر همینه که سروش غیب به مرغ ها میگه که سیمرغ خودتونید(یعنی شما اونقدر توی مسیر رسیدن به سیمرغ تلاش کردید و نزدیک شدید، که مثل خودش شدید)@Infinitie-A
خیلی منطقی و جامع توضیح دادین..
فقط ببخشید چرا به جای اینکه به متن روی سوال توجه کنید مفهوم کلی درس رو در نظر گرفتید؟؟؟؟
چون متن سوال بیشتر به سختی راه و اینکه با عشق این مسیر سخت سپری میشه اشاره داره که در این صورت گزینه یک برازنده ترع -
@ftm-montazeri
اون طومار قبلیو فراموش کنید
یه ذره هول هولی نوشتمش
داستان سیمرغ، از یه تعداد زیادی مرغ شروع میشه که میخوان برسن، به موجود افسانه ایی سیمرغ
توی این مسیر، از هفت مسیر سخت عبور میکنن
توی این هفت مسیر، هر مرغی به یه دلیل و بهونه ایی، از مسیر منصرف میشه
تا اینکه تا اخر راه که از هفت مسیر عبور میکنن، از اون تعداد زیاد مرغ که اول راه اومده بودن، فقط سی تا باقی میمونن
وقتی اینا به آشیانه سیمرغ میرسن، سروشی یا حالا وحی چیزی بهشون خبر میده که سیمرغ خوده شماهایید.
این از این
یکی از مفاهیمی که میشه از این در اورد اینه که
برای رسیدن به معشوق یا خدا، همه میخوان به این مسیر وارد بشن
ولی همه تو این مسیر نمیمونن، فقط اون کسایی توی مسیر باقی میمونن، که واقعا اخلاص داشته باشن برای رسیدن به معشوق
لازمه اخلاص داشتن اینه که آدم، از معشوق و یا خداش، پیروی کنه، یعنی همونطور که بیت سه میگه، باید صورت و صفت مثل او(معشوق) بشه
ولی این که بخواد صورت و صفتش مثل معشوق بشه(به قول عطار، هفت مرحله رو باید پشت سر بزاره)
وقتی مثل معشوق شد، ادم به معشوقش میرسه، در واقع معشوق برش آشکار میشه
و وقتی اینطور بشه میبینه که خیلی با معشوقش نزدیکی(از لحاظ باطنی و صفاتی) پیدا کرده، به طوری که دیگه من و مایی وجود نداره، بلکه خود ادم و معشوق(خدا) هردو از بس به هم نزدیک شدن، که یکی شدن!
این همون مفهوم مصرع دومه بیت هست، که میگه لاجرم کسی من و ما نشنود اندر سخنم
یعنی من و معشوق یکی شدیم، من اونم، اونم منه، دیگه من و مایی وجود نداره!
بخاطر همینه که سروش غیب به مرغ ها میگه که سیمرغ خودتونید(یعنی شما اونقدر توی مسیر رسیدن به سیمرغ تلاش کردید و نزدیک شدید، که مثل خودش شدید) -
@Infinitie-A
خیلی منطقی و جامع توضیح دادین..
فقط ببخشید چرا به جای اینکه به متن روی سوال توجه کنید مفهوم کلی درس رو در نظر گرفتید؟؟؟؟
چون متن سوال بیشتر به سختی راه و اینکه با عشق این مسیر سخت سپری میشه اشاره داره که در این صورت گزینه یک برازنده ترعMahan Xodayi 2
حرف شما درسته
ولی خب معمولا من خودم اینو دیدم، که وقتی تست میاد از یه عبارت از یه داستان توی کتاب درسی حرف میزنه، معمولا کل داستان رو در نظر داره
یعنی یجورایی دست من نیست، ادبیات همینطوریه
شاید ادم بتونه به هزار روش به هر چهار گزینه، ماجرای سیمرغ رو ربط بده
ولی خب ما باید بسوزیم و بسازیم
طراح تست هم دید خودش نسبت به اون بیت رو مدنظر قرار داده، دست من و شما نیست متاسفانه



