-
این گرمی گرمابه پیامی دارد
این گریه ی رودابه پیامی دارد
یک هفته بشین و روش کمی فکر بکن
هر بطری نوشابه پیامی دارد
من گرمی گرمابه دلم میخواهد
دلدار چو رودابه دلم میخواهد
من تشنه ی گفتن حقیقت هستم
یک بطری نوشابه دلم میخواهد
ما گرمی گرمابه چرا کم داریم
یک مرد چو رودابه چرا کم داریم
لبخند نزن سوال من امنیتی ست
ما بطری نوشابه چرا کم داریم ...
این گرمی گرمابه سیاسی شده است
معشوقه ی رودابه سیاسی شده است
نوشابه نیاور تو سر سفره عزیز
چون بطری نوشابه سیاسی شده است...
در داخل گرمابه نبودی هرگز
هم بندی رودابه نبودی
یک هفته تمام در اتاقی تاریک
با بطری نوشابه نبودی هرگز
در داخل گرمابه تلافی کردند
در خانه رودابه تلافی کردند
دیروز به عکس تو اهانت کردیم
با بطری نوشابه تلافی کردند ... -
دانش آموزان آلاءنوشتهشده در ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ۱۸:۵۳ آخرین ویرایش توسط mahrokh انجام شده
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
صعب روزی ،بوالعجب کاری،پریشان عالمی -
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم... -
sahba ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود انچه میپنداشتیم
-
نوشتهشده در ۹ مهر ۱۳۹۷، ۱۴:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@negin7881
من همی دانم و آن ستّار من
جرم ها و زشتی کردار من -
نوشتهشده در ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۱۵:۰۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
hamed137999 ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟
-
نوشتهشده در ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۱۶:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
نازپرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد -
نوشتهشده در ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۱۸:۴۲ آخرین ویرایش توسط Reza6946 انجام شده
پسته ی بی مغز چون لب وا کند رسوا شود & & & ناکمالی های انسان در سخن پیدا شود
-
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۷، ۸:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۷، ۸:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده!
-
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
(من به هر فرصت که یابم بر تو می تازم
شادی ات را با عذاب آلوده میسازم.) -
میگریزی ز من و در طلبت
باز هم کوشش باطل دارم -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۷، ۱۴:۳۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من کتابی دیدم،واژه هایش همه از جنس بلور
کاغذی دیدم از جنس بهار. -
رخ تو آتش و زلف تو دود است***
مرا زین سردمهریها چه سود است؟ -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۷، ۱۴:۵۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تپیدی:شیره ی گل بگردش آمد
بیدار شدی:جهان راسر برداشت،جوی از جا جهید. -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۷، ۱۶:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هم خبری هم نظری هم قمران را قمری $$$هم شکر اندر شکر اندر شکراندر شکری
-
تپیدی:شیره ی گل بگردش آمد
بیدار شدی:جهان راسر برداشت،جوی از جا جهید.Leily joon در مشاعره... گفته است:
تپیدی:شیره ی گل بگردش آمد
بیدار شدی:جهان راسر برداشت،جوی از جا جهید.در طبع روزگار وفا و کرم مجوی
کین هر دو مدتی است که در روزگار نیست
-
هر چه اید به سرم باز بگویم گذرد. حیف این عمر که با میگذرد میگذرد
-
توسنی کردم نداستم همی--------از کشیدن تنگ تر گردد کمند