زیست دونی
-
چند مورد صحیح است؟
-پس از ورود HIV به گلبول های قرمز خونی، ممکن است 3 سال بعد، فرد توانایی مبارزه با برخی از سلول های خودی و استرپتوکوکوس نومونیا را نداشته باشد.
HIV ویروس نقص ایمنی انسانه که باعث ایدز میشه.
علائم بیماری ممکنه 6 ماه تا 10 سال بعد یا حتی بیشتر بروز بکنه. پس بعد از 3 سال هم میتونه علائمش بروز کنه.
HIV نوعی از لنفوسیتای T رو مورد هدف قرار میده و ایمنی بدن رو تضعیف میکنه و یواش یواش فرد دیگه نمیتونه از خودش دفاع بکنه.
بعضی از سلولای انسان در طی عمر تغییر شکل میدن و میشن سلولای سرطانی و سرطان رو ایجاد میکنن. توی فرد مبتلا به ایدز، ایمنی تضعیف شده و توانایی مبارزه و از بین بردن این سلولا نیست(البته ماکروفاژا میتونن این کارو بکنن).
استرپتوکوکوس نومونیا یه باکتریه که عامل بیماری ذات الریس. بافت هدفش، دستگاه تنفس هست.
ویروسا هیچ ساختاری برای پروتئین سازی ندارن، در نتیجه برای تولید مثل باید از اجزای سلول میزبانشون استفاده کنن.
گلبولای قرمز خونی(اونایی که بالغ شدن و وارد خون شدن)، تقریبا همه ی اجزای سلولی خودشونو از دست دادن و توشون پر از هموگلوبینه.
در نتیجه در صورت ورود ویروس HIV به گلبول قرمز(که تو واقعیت انجام نمیشه حتی!) ویروس نمیتونه فرد رو مبتلا کنه.
*یه نگاهی به ادبیات هم میندازیم تو این تست! میگن دزد به کاهدون زده همینه ها :joy:
-در لوزه های افراد سالم برخلاف افراد فاقد تیموس، دونوع لنفوسیت را میتوان مشاهده کرد که به همراه ماکروفاژها امنیت بدن را تامین میکنند.
در افراد سالم، توی خون و لنف، انواعی از سلولای لنفوسیت قابل مشاهده هستن. مثلا لنفوسیت T(یاری کننده،کشنده و خاطره) و لنفوسیت B(پلاسموسیت و خاطره).
توی موارد خیلی نادر فرد ممکنه به صورت مادرزادی تیموس نداشته باشه. تیموس محلی بود که لنفوسیتای T بالغ میشدن و کلی فن و حرکت برای ضربه فنی کردن میکروبا یاد میگرفتن. پس فردی که تیموس نداشته باشه، لنفوسیت T بالغ رو نداره.
پس توی لنف و خون فرد فاقد تیموس، میتونیم لنفوسیت T نابالغ،پلاسموسیت و سلول B خاطره رو ببینیم. بنابراین 3 نوع از لنفوسیتا دیده میشن توی لنفو خون این فرد.
توی لوزه ها،گره های لنفاوی، طحال لنف جریان داره.
توی لنف ها، لنفوسیت ها به همراه ماکروفاژا، مثل این پلیسای گشت منتظرن تا یه خلافکارو بگیرن! تفاوت این پلیسا اینه که میخورن مجرمو :|
*فرد فاقد تیموس، بره خون شامل HIV رو هم به خودش تزریق کنه، نمیتونه ایدز بگیره! چرا ؟
-درصورت تخریب بسیاری از آنزیم های گیرنده های پوست دست در شرایطی خاص، ممکن است در بافت های پوست دست چرک ایجاد شود.
توی فصل مولکول خوندیم که دمای بالای تر از 45 درجه، باعث غیرفعال شدن بسیاری از آنزیمای بدن میشه. خب تو این سوال گفته شده تخریب، پس یه اتفاق بدتر از اینا افتاده! به عنوان مثال دما خیلی بالا رفته یا فشار خیلی زیادی به دست وارد شده(افتادن یخچال روی دست :| )
درصورتی که مورد اول رو در نظر بگیریم، میتونه ذهنمون بره به سمت سوختگی(چون سوال یه ناحیه از بدن رو گفته، اگه نمیگفت میشد به تب هم فکر کرد).
توی سوختگی های شدید، بافت پوست تخریب میشه و عفونت میگیره.
توی برخی از بافتای اسیب دیده و عفونتا، مایعی به نام چرک تشکیل میشه که توش سلولای کشته شده و زخمی هست.
یه جور دیگه هم میشه به این تست نگاه کرد! اگه بسیاری از آنزیمای گیرنده های پوست تخریب بشن، در نتیجه گیرنده ها هم داغون میشن. توی گیرنده های پوست، گیرنده ی دما(گرما و سرما) وجود داره. وقتی که فرد دستشو بذاره رو یه جای داغ(این همون شرایط خاص هست!) دیگه نمیفهمه که اقا دستت داره میسوزه(تا اینکه یه بوی سوختگی رو گیرنده های بویایی درک کنن!). پس اینجا هم طرف داره میسوزه :|
*در شرایطی، درمواردی، در موارد خاص، در موارد نادر و از این قبیل ترکیبا رو وقتی توی تست دیدین، باید بگردین دنبال چیزای خاص توی کتاب! طراح خیلی راحت به جای اینکه بیاد بگه در سوختگی، اومده سوالو یه جور دیگه پیچونده و یه شرایط خاص گذاشته به جای سوختگی!(امون از این طراحا :| )
-سلول های درون ریز اولین محل ذخیره ی موقتی غذا در انسان برخلاف ریبوزوم های سیتوسل سلول های بافت پوششی نایژه ها، در ایمنی بدن میتوانند نقش داشته باشند.
اولین محل ذخیره ی موقت غذا توی انسان معدس(برخلاف کرم و گنجشک و ملخ!). معده ی ما یه سلولای درون ریز(غدد نه) داره که گاسترین رو از نزدیکه پیلور به خون میریزن.
گاسترین یه هورومونه و میره روی سلولای اصلی و حاشیه ای اثر میذاره که ترشح پروتئازا(از سلولای اصلی یا پپتیک) و ترشح اسید معده(از سلولای حاشیه ای) رو زیاد میکنه.
وقتی که خلط ایجاد میشه و مژکای دستگاه تنفس این خلط رو به سمت حلق میارن، اونجا ما به صورت ارادی(دستگاه عصبی پیکری) تصمیم میگیریم که این رو از راه دهان خارج کنیم یا ببلعیمش.
در صورت بلع خلط(شامل موکوز و مواد ناسالم و کثیف و میکروبا)، وارد معده میشه و توی شیره ی معده تجزیه میشه(به طور کامل نه)
سلولای بافت پوششی نایژه ها، همون سلولای استوانه ای مژه دار هستن و با زنش مژکا(بالا گفتم درمورد خلط) خلط رو به سمت حلق(به سمت بالا) هدایت میکنن.
پروتئینایی که توی این سلولا میتونن توی ایمنی نقش داشته باشن : مژکا، اینترفرون وموسین(اگه بازم بود یکی بگه ممنون میشم : ) ) پروتئینای اینترفرون و موسین توسط ریبوزومای شبکه ی آندوپلاسمی تولید میشن و پروتئینای مژکا توسط ریبوزومای سیتوسل ساخته میشن.
*اگه طراح میگفت ریبوزومای درون سیتوسل، در به دام انداختن میکروبا نقش دارند، اونوقت چی؟؟؟(همیشه بدم میومد از اینکه اینطوری یه سوال بی جواب رو طرح میکردن تو کتابا!)
-مکانیسم عروق کیسه های هوایی در شرایطی همانند مکانیسم سلول های عصبی پوست در مواجه با ویروس، ایمنی را برای سلول های بدن فراهم می آورند.
عروق کیسه های هوایی یه مکانیسم خاصی دارن برخلاف بقیه ی عروق که وقتی اکسیژن کم میشه(در شرایطی)، اینا تنگ میشن.
این مکانیسم به این کمک میکنه که اگه توی هوا مواد سمی وجود داشت، دیگه اینا وارد بدن نشن(این یه جور دفاع هست دیگه از بدن)
سلولای عصبی درمواجه با ویروس میتونن اینترفرون ترشح کنن.
*هر سلولی که توانایی پروتئین سازی داره، میتونه اینترفرون ترشح کنه.
-ساختار 3 بعدی پادتن هایی که اولین بار در مقابله با آمیب اسهال خونی از پلاسموسیت ها ترشح میشوند، همانند ساختار 3 بعدی گیرنده های آنتی ژنی سلول های مادر خود هستند.

همه چی توی شکل مشخصه.*آمیب اسهال خونی یه نوع انگله که ائوزینوفیلا ازش پذیرایی میکنن.
توی شکل و صورت سوال به"اولین بار" دقت کنین(خیلی راحت با ژنتیک این موضوع قابل ترکیب هست!)1)2
2)3 ✅
3)4
4)6 -
خب تقریبا دیگه از ایمنی گذشتیم، هرچی نکته به ذهنم میرسید و رسیده بود رو درمیون گذاشتم باهاتون. صد البته بازهم نکاتی وجود داره که بعدا توی تستای بعدی میارم.
درمورد فصل عصب، خودم توش یکم لنگ میزنم ولی بازم سعی میکنم نکات خاصی رو پیدا کنم و بذارم.من برای هر یه تست، حداقل 5 6 بار کل فصلو(مثلا برای همین چنتا تست قبلی 1 تا 4 سوم رو 5 6 بار خوندم) نگاه میکنم و میخونم تا ببینم چی به ذهنم میرسه، این کار برای خود من که خیلی مفیده، شما هم اگه بتونید یواش یواش وارد طرح سوال(لزوما نه تست یا چیزای خفن!) بشین، خیلی نگاهتون به متن کتاب بهتر میشه : )
-
حدود ... ثانیه پس از شروع پتانسیل عمل نورون حسی ماهیچه ی جلوی ران، ....
-یک هزارم- ورود و خروج یون ها فقط از طریق پمپ و کانال های همیشه باز است.
-دو هزارم-در پی خروج مقدار زیادی یونی با آرایش گاز نجیب از سلول، پتانسیل غشا کاهش میابد.
-چهار هزارم-پتانسیل غشا به حالت پتانسیل آرامش برگشته است.
-پنج 10هزارم-یون های درون سلول از طریق یک پروتئین غشایی به سلول وارد میشوند.
1)1
2)2
3)3
4)4 -
حدود ... ثانیه پس از شروع پتانسیل عمل نورون حسی ماهیچه ی جلوی ران، ....
-یک هزارم- ورود و خروج یون ها فقط از طریق پمپ و کانال های همیشه باز است.
-دو هزارم-در پی خروج مقدار زیادی یونی با آرایش گاز نجیب از سلول، پتانسیل غشا کاهش میابد.
-چهار هزارم-پتانسیل غشا به حالت پتانسیل آرامش برگشته است.
-پنج 10هزارم-یون های درون سلول از طریق یک پروتئین غشایی به سلول وارد میشوند.
1)1
2)2
3)3
4)4@Amir-Bernousi در زیست خوانی!! گفته است:
حدود ... ثانیه پس از شروع پتانسیل عمل نورون حسی ماهیچه ی جلوی ران، ....
-یک هزارم- ورود و خروج یون ها فقط از طریق پمپ و کانال های همیشه باز است.
-دو هزارم-در پی خروج مقدار زیادی یونی با آرایش گاز نجیب از سلول، پتانسیل غشا کاهش میابد.
-چهار هزارم-پتانسیل غشا به حالت پتانسیل آرامش برگشته است.
-پنج 10هزارم-یون های درون سلول از طریق یک پروتئین غشایی به سلول وارد میشوند.
1)1
2)2
3)3
4)4فکرکنم ۴
-
حدود ... ثانیه پس از شروع پتانسیل عمل نورون حسی ماهیچه ی جلوی ران، ....
-یک هزارم- ورود و خروج یون ها فقط از طریق پمپ و کانال های همیشه باز است.
-دو هزارم-در پی خروج مقدار زیادی یونی با آرایش گاز نجیب از سلول، پتانسیل غشا کاهش میابد.
-چهار هزارم-پتانسیل غشا به حالت پتانسیل آرامش برگشته است.
-پنج 10هزارم-یون های درون سلول از طریق یک پروتئین غشایی به سلول وارد میشوند.
1)1
2)2
3)3
4)4@Amir-Bernousi در زیست خوانی!! گفته است:
حدود ... ثانیه پس از شروع پتانسیل عمل نورون حسی ماهیچه ی جلوی ران، ....
-یک هزارم- ورود و خروج یون ها فقط از طریق پمپ و کانال های همیشه باز است.
%(#00009e)[زمان یک هزارم میشه پتانسل 40که کانال های دریچه دار بسته وپمپ هم که فعاله(فکر کنم ?!!) وکانال های همیشه بازم هستن]
-دو هزارم-در پی خروج مقدار زیادی یونی با آرایش گاز نجیب از سلول، پتانسیل غشا کاهش میابد.
%(#00009e)[زمان دو هزارم قسمت نزولی که با خروج یون های پتاسیم ، پتانسیل کاهش پیدا میکنه]
-چهار هزارم-پتانسیل غشا به حالت پتانسیل آرامش برگشته است.
%(#00009e)[زمان چهار هزارم وقتی که کانال های دریچه دار بسته شدن وپتانسیل به حالت ارامش برگشته]-پنج 10هزارم-یون های درون سلول از طریق یک پروتئین غشایی به سلول وارد میشوند.
%(#00009e)[زمان پنج ده هزارم قسمت صعودی هستش که طی اون یون ها ی سدیم از طریق کانال های دریچه دار وارد میشن وکانال ها همیشه بازم که هستن]1)1
2)2
3)3
4)4 -
حدود ... ثانیه پس از شروع پتانسیل عمل نورون حسی ماهیچه ی جلوی ران، ....
-یک هزارم- ورود و خروج یون ها فقط از طریق پمپ و کانال های همیشه باز است.
-دو هزارم-در پی خروج مقدار زیادی یونی با آرایش گاز نجیب از سلول، پتانسیل غشا کاهش میابد.
-چهار هزارم-پتانسیل غشا به حالت پتانسیل آرامش برگشته است.
-پنج 10هزارم-یون های درون سلول از طریق یک پروتئین غشایی به سلول وارد میشوند.
1)1
2)2
3)3
4)4
تا الان ندیدم اینطوری سوال بدن(البته شاید داده باشن :|
حدود ... ثانیه پس از شروع پتانسیل عمل نورون حسی ماهیچه ی جلوی ران، ....
-یک هزارم- ورود و خروج یون ها فقط از طریق پمپ و کانال های همیشه باز است.
حدود 1هزارم ثانیه بعد از شروع پتانسیل عمل، کانالای دریچه دار غشای نورونا بسته شدن. پس از این طریق هیچ یونی نمیتونه خارج یا وارد بشه.
توی غشای نورونا 3 نوع پروتئین غشایی دخیل در عبور یون ها وجود داره : پمپ غشایی سدیم-پتاسیم/کانالای همیشه باز سدیمی و پتاسیمی/کانالای دریچه دار سدیمی و پتاسیمی
-دو هزارم-در پی خروج مقدار زیادی یون با آرایش گاز نجیب از سلول، پتانسیل غشا کاهش میابد.
حدود 2 هزارم ثانیه بعد از شروع پتانسیل عمل، کانالای دریچه دار پتاسیمی باز شدن و پتاسیم داره میره بیرون از سلول.
طبق شکل توی این زمان پتانسیل غشا کم میشه.
*شیمی رو هم قاطی کردم :| یون پتاسیم ارایش الکترونی گاز ارگون رو داره.
-چهار هزارم-پتانسیل غشا به حالت پتانسیل آرامش برگشته است.
دقیقا شکل داره نشون میده همین موضوع رو.
*اگه گفته میشد غلظت یون ها همانند پتانسیل ارامش میشود چی ؟
-پنج 10هزارم-یون های خارج از سلول از طریق یک پروتئین غشایی به سلول وارد میشوند.
پنج 10 هزارم ثانیه بعد از شروع پتانسیل عمل، کانالای دریچه داره سدیمی باز هستن و سدیم داره وارد نورون میشه.
پس یون های سدیم توسط یه پروتئین وارد میشن(نگفته سوال فقط!)
همچنین یون های سدیم از طریق کانالای همیشه باز هم وارد سلول میشن.
1)1
2)2
3)3
4)4✅ -
در فردی سیگاری، پیوند کبد صورت گرفته است. در این فرد ....
1)احتمال ابتلا به سرطان دهان نسبت به فردی سالم که پیوند انجام داده است، برابر است.
2)باکتری های ورودی به دهان راحت تر میتوانند به بخش های درونی نفوذ کنند.
3)احتمال تشکیل تخمک های غیرطبیعی نسبت به فردی سالم، بیشتر است.
4)مقدار حجم هوایی که به شش ها وارد میشود همانند هوایی که در مجاری باقی میماند، کاهش میابد.
-
در فردی سیگاری، پیوند کبد صورت گرفته است. در این فرد ....
1)احتمال ابتلا به سرطان دهان نسبت به فردی سالم که پیوند انجام داده است، برابر است.
2)باکتری های ورودی به دهان راحت تر میتوانند به بخش های درونی نفوذ کنند.
3)احتمال تشکیل تخمک های غیرطبیعی نسبت به فردی سالم، بیشتر است.
4)مقدار حجم هوایی که به شش ها وارد میشود همانند هوایی که در مجاری باقی میماند، کاهش میابد.
@Amir-Bernousi
-احتمال سرطان دهان حنجره و شش تو سیگاری بیشتره البته تو هردوشون چون پیوند عضو داشته و احتمالا بهشون کورتیزول داده شده سیستم ایمنی شناسی در برابر سرطان ضعیف شده
-چون مژه های مخاط از کار افتادن
-چون تو سیگار مواد سمی و جهش زایی زیادی وجود داره
-تو افراد سیگاری حجم ظرفیت حیاتی و هوای باقیمانده تغییر میکنند ولی هوای مرده تغییر نمیکنه -
در فردی سیگاری، پیوند کبد صورت گرفته است. در این فرد ....
1)احتمال ابتلا به سرطان دهان نسبت به فردی سالم که پیوند انجام داده است، برابر است.
2)باکتری های ورودی به دهان راحت تر میتوانند به بخش های درونی نفوذ کنند.
3)احتمال تشکیل تخمک های غیرطبیعی نسبت به فردی سالم، بیشتر است.
4)مقدار حجم هوایی که به شش ها وارد میشود همانند هوایی که در مجاری باقی میماند، کاهش میابد.
@Amir-Bernousi در زیست خوانی!! گفته است:
در فردی سیگاری، پیوند کبد صورت گرفته است. در این فرد ....
1)احتمال ابتلا به سرطان دهان نسبت به فردی سالم که پیوند انجام داده است، برابر است.
2)باکتری های ورودی به دهان راحت تر میتوانند به بخش های درونی نفوذ کنند.
3)احتمال تشکیل تخمک های غیرطبیعی نسبت به فردی سالم، بیشتر است.
4)مقدار حجم هوایی که به شش ها وارد میشود همانند هوایی که در مجاری باقی میماند، کاهش میابد.
من نیز پنج دقیقه ی میشه که بین دو وسه شک دارم
دلالیلشم کابرمحترم کامل گفتن 🍁 -
در فردی سیگاری، پیوند کبد صورت گرفته است. در این فرد ....
1)احتمال ابتلا به سرطان دهان نسبت به فردی سالم که پیوند انجام داده است، برابر است.
2)باکتری های ورودی به دهان راحت تر میتوانند به بخش های درونی نفوذ کنند.
3)احتمال تشکیل تخمک های غیرطبیعی نسبت به فردی سالم، بیشتر است.
4)مقدار حجم هوایی که به شش ها وارد میشود همانند هوایی که در مجاری باقی میماند، کاهش میابد.
-
در فردی سیگاری، پیوند کبد صورت گرفته است. در این فرد ....
1)احتمال ابتلا به سرطان دهان نسبت به فردی سالم که پیوند انجام داده است، برابر است.
2)باکتری های ورودی به دهان راحت تر میتوانند به بخش های درونی نفوذ کنند.
3)احتمال تشکیل تخمک های غیرطبیعی نسبت به فردی سالم، بیشتر است.
4)مقدار حجم هوایی که به شش ها وارد میشود همانند هوایی که در مجاری باقی میماند، کاهش میابد.
در فردی سیگاری، پیوند کبد صورت گرفته است. در این فرد ....
1)احتمال ابتلا به سرطان دهان نسبت به فردی سالم که پیوند انجام داده است، برابر است.
افرادی که سیگارین، احتمال ابتلاشون به سرطانای مختلف(دهان و مثانه و ...) بیشتر از ادمای سالمه.
توی افرادی که پیوند عضو صورت میگیره، سیستم ایمنی با خوردن داروهایی تضعیف میشه و در نتیجه احتمالا ابتلا به سرطان توی این افراد هم از افراد سالم بیشتره.
درمورد فرد سیگاری چون هم سیگاریه(یه عامل سرطان) و هم پیوند عضو صورت گرفته(یه عامل سرطان دیگه) احتمالا ابتلا به سرطان بیشتر از فردیه که پیوند عضو انجام داده(یه عامل سرطان)
2)باکتری های ورودی به دهان راحت تر میتوانند به بخش های درونی نفوذ کنند.
توی افراد سیگاری ترشح مخاط دهان و بینی زیاد میشه و مواد مضر توی هوا و میکروبا، بهتر توی دام میفتن (میچسبن).
از طرفی توی مخاط دهان، لیزوزیم هم وجود داره و با باکتریا مبارزه میکنه. وقتی که مخاط زیاد ترشح بشه، مقدار لیزوزیم هم بیشتر میشه.
*اگه دقت کرده باشین افراد سیگاری، خلط زیادی تولید میکنن!
3)احتمال تشکیل تخمک های غیرطبیعی نسبت به فردی سالم، بیشتر است.✅
توی دود تنباکو مواد سمی که زیاده، مواد جهش زا هم وجود داره. پس احتمال اینکه توی این فرد، جهش رخ بده نسبت به یه فرد سالم، بیشتره.
توی افراد ، اشتباهات تصحیح نشده ی DNA پلیمراز، جهش ایجاد میکنه.
4)مقدار حجم هوایی که به شش ها وارد میشود همانند هوایی که در مجاری باقی میماند، کاهش میابد.
هوایی که وارد شش ها میشه، همون 2/3 هوای جاری هست که توی افراد سیگاری ظرفتیت تنفسی کم میشه و مقدار حجم این هوا هم کم میشه.
هوایی که توی مجاری باقی میمونه همون 1/3 هوای جاری هست که فقط به حجم مجاری تنفسی بستگی داره.
-
چند مورد در عمل مجموعه ای از نورون ها که در پشت ساقه ی مغز توسط کرمینه به یکدیگر مرتبط هستند، نقش دارد؟
-گیرنده های زیر غشای پایه در اندام پوست
-آزاد شدن کلسیم به سیتوپلاسم سلول های حلقوی اجسام مژگانی
-انتقال ارتعاش استخوان سندانی به استخوان رکابی
-لغزیدن پروتئین های نازک بر پروتئین های ضخیم در واحدهای انقباضی ماهیچه ها
-محل اتصال استخوانی که بافت هدف اریتروپویتین است با درشت نی
1)1
2)2
3)3
4)4 -
چند مورد در عمل مجموعه ای از نورون ها که در پشت ساقه ی مغز توسط کرمینه به یکدیگر مرتبط هستند، نقش دارد؟
-گیرنده های زیر غشای پایه در اندام پوست
-آزاد شدن کلسیم به سیتوپلاسم سلول های حلقوی اجسام مژگانی
-انتقال ارتعاش استخوان سندانی به استخوان رکابی
-لغزیدن پروتئین های نازک بر پروتئین های ضخیم در واحدهای انقباضی ماهیچه ها
-محل اتصال استخوانی که بافت هدف اریتروپویتین است با درشت نی
1)1
2)2
3)3
4)4 -
چند مورد در عمل مجموعه ای از نورون ها که در پشت ساقه ی مغز توسط کرمینه به یکدیگر مرتبط هستند، نقش دارد؟
-گیرنده های زیر غشای پایه در اندام پوست
-آزاد شدن کلسیم به سیتوپلاسم سلول های حلقوی اجسام مژگانی
-انتقال ارتعاش استخوان سندانی به استخوان رکابی
-لغزیدن پروتئین های نازک بر پروتئین های ضخیم در واحدهای انقباضی ماهیچه ها
-محل اتصال استخوانی که بافت هدف اریتروپویتین است با درشت نی
1)1
2)2
3)3
4)4چند مورد در عمل مجموعه ای از نورون ها که در پشت ساقه ی مغز توسط کرمینه به یکدیگر مرتبط هستند، نقش دارد؟
مجموعه ای از نورونا که پشت ساقه ی مغز با کرمینه به همدیگه مرتبطن، مخچه هستن!
مخچه برای عملکردش از چشما،پوست و گوش و ماهیچه ها و مفصلا کمک میگیره. نخاع و مغزم یه پیامایی بهش میرسونن.
-گیرنده های زیر غشای پایه در اندام پوست
گیرنده های زیر غشای پایه توی پوست، همه ی گیرنده های پوست هستن به جز درد.
این گیرنده ها اطلاعاتی به مخچه میفرستن.
گیرنده های لمس و فشار : مثلا وقتی که چشم چیزی نمیبینه، از حس لامسه برای حرکت کردن کمک گرفته میشه.
غشای پایه : شامل پروتئین و پلی ساکارید و جزئی از بافت پوششی سنگفرشی پوست
-آزاد شدن کلسیم به سیتوپلاسم سلول های حلقوی اجسام مژگانی
این موضوع، ینی انقباض این سلولا.
اجسام مژگانی شامل دو نوع سلول ماهیچه ای حلقوی و شعاعی هستن که توی تغییر قطر مردمک نقش دارن.
کلسیم برای انقباض ماهیچه ها لازمه.
این سلولا توسط اعصاب خودمختار کنترل میشن.
-انتقال ارتعاش استخوان سندانی به استخوان رکابی
این موضوع ینی شنیدن.
میدونیم که توی گوش بخش حلزون گوش اطلاعاتی به مخچه نمیفرسته.
انتقال ارتعاش استخوان چکشی به رکابی، رکابی به سندانی و در نهایت سندانی به حلزون گوش، باعث تحریک مژک سلولای حلزون گوش میشه و پیام شنوایی تولید میشه.
-لغزیدن پروتئین های نازک بر پروتئین های ضخیم در واحدهای انقباضی ماهیچه ها
این موضوع ینی انقباض ماهیچه ها.
واحدای ساختاری ماهیچه ها : میون
واحدای انقباضی ماهیچه ها : سارکومر
پروتئینای نازک سارکومر : اکتین
پروتئینای ضخیم سارکومر: میوزین
با لغزیدن این دونوع پروتئین بر روی هم، خطوط Z به هم نزدیک میشن و انقباض رخ میده.
توی انقباض ایزوتونیک خطوط Z به هم نزدیک میشن ولی توی انقباض ایزومتریک نه.
-محل اتصال استخوانی که بافت هدف اریتروپویتین است با درشت نی
استخوونایی که با درشت نی مفصل دارن : کشکک، ران و نازک نی
از بین این استخوونا ران و کشکک بافت هدف اریتروپویتین هستن.
درشت نی با نازک نی مفصل ثابت داره.
درشت نی با ران مفصل لولایی داره.
کشکک استخوان پهن هست. (استخوونای پهن و استخوان بازو ران[قسمتیشون) گلبول سازی میکنن)
1)1
2)2
3)3
4)4✅ -
اگر ماده ی (1).... باشد و ماده ی (2) .... ، عامل انجام این واکنش در ....، میتواند .... باشد.

1)پلی ساکارید-مونومر باشد-دهان-مهار اعصاب سمپاتیک
2)پلی ساکارید ساختاری-در میتوکندری انرژی آزاد کند-روده ی بزرگ-مهار اعصاب پاراسمپاتیک
3)پلی ساکارید ذخیره ای -در برخی اندامک های سلول های نگهبان روزنه تولید شود-کبد-ترشح موادی از پانکراس
4)اثر مخرب بر استروئیدها داشته-فراوان ترین ماده ی استافیلوکوکوس باشد-کلیه ها-افزایش ترشح غدد بالایی کلیه ها
-
اگر ماده ی (1).... باشد و ماده ی (2) .... ، عامل انجام این واکنش در ....، میتواند .... باشد.

1)پلی ساکارید-مونومر باشد-دهان-مهار اعصاب سمپاتیک
2)پلی ساکارید ساختاری-در میتوکندری انرژی آزاد کند-روده ی بزرگ-مهار اعصاب پاراسمپاتیک
3)پلی ساکارید ذخیره ای -در برخی اندامک های سلول های نگهبان روزنه تولید شود-کبد-ترشح موادی از پانکراس
4)اثر مخرب بر استروئیدها داشته-فراوان ترین ماده ی استافیلوکوکوس باشد-کلیه ها-افزایش ترشح غدد بالایی کلیه ها
اگر ماده ی (1).... باشد و ماده ی (2) .... ، عامل انجام این واکنش در ....، میتواند .... باشد.

با توجه به شکل، متوجه میشیم که این واکنش یا هیدرولیز هست یا تجزیه.
این شکل تو فصل 1 زیست دوم هست.1)پلی ساکارید-مونومر باشد-دهان-مهار اعصاب سمپاتیک
پلی ساکاریدای کتاب : گیاهی= سلولز و نشاسته/جانوری=گلیکوژن و کیتین/قارچی=کیتین/آغازی=سلولز/پروکاریوتی=پلی ساکارید کپسول
اگه این واکنش توی دهان انجام بشه، توسط انزیم پتیالین انجام میشه.
پتیالین از غدد بناگوشی(بزرگترین غدد بزاقی) ترشح میشه و پلی ساکارید ذخیره ای گیاهان(نشاسته) رو هیدرولیز میکنه. اما این هیدرولیز مونومر ایجاد نمیکنه؛بلکه دی ساکارید موجود تو جوانه ی گندم(مالتوز) رو تولید میکنه.
دهان شامل اعصاب خودمختار(مثل غدد بزاقی) و پیکری(مثل ماهیچه های زبان، الان میتونی زبونتو تکون بدی بفهمی!) هست.
غدد بزاقی توسط اعصاب خودمختار عصب دهی میشن. اعصاب خودمختار شامل سمپاتیک و پاراسمپاتیک هستن که عکس همدیگن.
مهار اعصاب سمپاتیک باعث ایجاد ارامش در بدن میشه. تو حالت ارامش هضم(حزم ینی دوراندیشی و هوشیاری :|) مواد غذایی بیشتر میشه یا شروع میشه. پس تو حالت عادی مهار سمپاتیک میتونه باعث تولید دی ساکارید تو دهان بشه.
توی دهان لیزوزیم هم هستش که بر دیواره ی باکتریا اثر میکنه(جنس دیواره ی باکتریا هم از کربوهیدراته که تو کتابای قدیم بوده و الان توی بیشتر بدانید پیش دانشگاهی هست!)
راستی منظور از "این واکنش" توی این گزینه، هیدرولیز هست و هیدرولیز هم اب مصرف میکنه! پس میشه گفت ترشح غدد بزاقی هم زیاد میشه!
2)پلی ساکارید ساختاری-در میتوکندری انرژی آزاد کند-روده ی بزرگ-مهار اعصاب پاراسمپاتیک
پلی ساکاریدای ساختاری : سلولز/کیتین
تنها چیزی که میتونه تو این گزینه بهمون کمک کنه تا یکم بهتر بفهمیم منظور طراح چیه، روده ی بزرگه.
توی روده ی بزرگ انسان یه سری باکتری هستن که سلولز و مواد مثل اونو(لاکتوز) تجزیه میکنن. پس منظور طراح سلولز هستش.
سلولز توی جانوران تجزیه میشه اما سلولاز ساخته نمیشه توشون(سلولز و سلول%(#ff0000)[از]!) خب یه سری جونور مثل گاو و گوسفند و گوزن و ملخ گیاه خوارن و توی گیاهم سلولز زیاده. خب باید چیکار کنن؟ میان دست به دامن یه سری جوندار(مثل تاژکدار جانورمانند(توی ملخ) و باکتریای تجزیه کننده ی معده ی گاو)میشن میگن شما بیا بهت جا و مکان میدیم و توهم بهمون سلولاز بده! اونام از خدا خواسته، میگن جونور به این بزرگی و راحتی و امنی، قبول میکنن. میان توی این جونورا سلولاز رو میفرستن بیرون از خودشون و توی محیط سلولز هیدرولیز میشه و گلوکز درست میشه. هم خودشون میخورن هم جونوری که توشون هستن.
خب پس ترشح سلولاز و هیدرولیز سلولز تو روده بزرگ یه عملیه که به ما ربطی نداره! ینی اعصاب ما اینا رو تنظیم نمیکنن!
توی میتوکندری گلوکز و ATP انرژی ازاد میکنن.
باکتریا سلولاز رو اگزوسیتوز نمیکنن(اصلا معنی نمیده برای باکتریا!)
3)پلی ساکارید ذخیره ای -در برخی اندامک های سلول های نگهبان روزنه تولید شود-کبد-ترشح موادی از پانکراس✅
بازم یه عبارتی هست اول کاری که کلیّه، پس باید تو سوال ببینیم طراح کجا کمک کرده. چشممون که به کبد بیفته یاد گلیکوژن میفتیم. گلیکوژن و نشاسته دو تا پلی ساکارید ذخیره ای یوکاریوتا هستن که نشاسته توی کبد دیده نمیشه(توی دهان دیده میشه!)
توی کبد گلیکوژن یه واکنش رفت و برگشتی داره(تعادل :|) ینی هم سنتز میشه هم هیدرولیز. توی سلولای کبدی گلیکوژن ذخیره میشه و بعدا تو مواقع لزوم این ماده تجزیه میشه به گلوکز(هیدرولیزش توی دستگاه گوارش برخلاف هیدرولیز نشاسته در دهان مونومر تولید میکند!!!)
پانکراس (بخش درون ریزش) دو هورمون گلوکاگون(قند خونو میبره بالا ولی قند توی کبد رو کم میکنه) و انسولین(قند خونو کم میکنه و قند کبد رو میبره بالا) ترشح میکنه که هردوشون روی کبد اثر میذارن.
پس منظور از "این واکنش" توی این گزینه، هیدرولیز گلیکوژن توی سلولای کبدیه. سلولای کبدی برای هورمون های گلوکاگون(که قند خونو زیاد میکنه و قند کبد رو کم) گیرنده(روی غشا) دارن.
سلولای نگهبان روزنه کلروپلاست دارن و گلوکز تولید میکنن(طی فتوسنتز)
*همیشه وقتی دیدیم یه گیاه میاه توی سوال هست، از سوال فرار نکنیم! من خودم هنوز گیاهی بلد نیستم کامل ولی یه نکته تو ذهنم هست که سلولای نگهبان روزنه فتوسنتز میکنن! پس میشه یه جاهایی گیاهی رو جواب داد(البته تستای خودش دیگه خیلی مشخصه)
4)اثر مخرب بر استروئیدها داشته-فراوان ترین ماده ی استافیلوکوکوس باشد-کلیه ها-افزایش ترشح غدد بالایی کلیه ها
باز هم مثل دو سوال بالا یه عبارت کلی! ولی توی ذهنمون یادمونه که هیدروژن پراکسید روی استروئیدا تاثیر مخرب داشت! حالا دونه دونه بررسی میکنیم ببینیم طراح کجا کمک کرده.
فراوان ترین ماده ی هر سلول زنده ای، آب هست. خب توی کدوم واکنشا آب تولید میشد؟ یکیش توی کلروپلاست بود که اینجا گفته کلیه!(اگه انسان یه روزی بتونه توی سلولاش کلروپلاست داشته باشه، کدوم سلولا دیگه لازم نیست فعالیت کنن :| ؟) یکی دیگه هم توی تجزیه ی هیدروژن پراکسید بود! دیگه با عبارت اول هم میتونیم به این برسیم که ماده ی (1) هیدروژن پراکسید هست و ماده ی (2) هم که فهمیده بودیم اب هست.
توی کلیه ها هیدروژن پراکسید تو سلولای کلیوی تولید(توی پراکسی زوم) و تجزیه(هیدرولیز هرگز!) میشه! خب این عامل توسط یه سری واکنشای درون سلولی تنظیم میشه احتمالا، نه توسط اپی نفرین و نوراپی نفرین و کورتیزول و الدوسترون!
(البته اگه میدونستیم که برای چی درست میشه توی سلول این ماده میتونسیم اظهار نظر کنیم، ولی خب کتاب اطلاعاتی نداده)غدد بالایی کلیه ها، همون فوق کلیه ها هستن که اپی نفرین و نور اپی نفرین(تو بخش مرکزی) و الدوسترون و کورتیزول(توبخش قشری) رو تولید میکنن.
استروئیدا هم توسط شبکه ی اندوپلاسمی صاف تولید میشن!(البته توی هر سلولی نه)







