-
مریم عباسپور
توخود ای گوهر یکدانه کجایی آخرکز غمت دیده مردم همه دریا باشد
-
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۸:۳۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@sara-66 تا تو نگاه می کنی کارمن اه کردن است ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
-
@sara-66 تا تو نگاه می کنی کارمن اه کردن است ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۸:۳۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهمریم عباسپور تا یار برفت صبر از من برمید
وز هر مژهام هزار خونابه چکید -
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۸:۳۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@sara-66
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریستراه رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
-
تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو تا تو مراد من دهی من به خدا رسیده ام
-
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۸:۳۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@m-s-100 ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ ، ﻏﻢ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ برمن
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ -
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۸:۴۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@sara-66
هرکسی را نتوان گفت که صاحب نظر استعشقبازی دگر و نفس پرستی دگر است
-
تورا این همه بلبل نوای عشق زندچه التفات بود بر صدای منکر زاغ
-
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۸:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@m-s-100 یک ذره وفا را به دو عالم نفروشیم
هر چند در این عـهد خریدار ندارد... -
دوش مرغی به صبح می نالید عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
-
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۸:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@m-s-100 غم دارم و غمگسار میباید و نیست
در دست من آن نگار میباید و نیست -
تو طاعت حق کنی به امید بهشت نه نه تو نه عاشقی که مزدوری تو
-
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۸:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@m-s-100 عشق باز آی که جانی به تنم باز آید
دل نیازار که دلبر به سر ناز آید -
دوش عقلم هوس وصل تو شیدا میکرد دلم آتشکده و دیده چو دریا میکرد
-
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۸:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@m-s-100 دل چو خون گردید، بی حاصل بود تدبیرها
کاش پیش از خون شدن دل از تو برمی داشتم -
مصلحت دید من آن است که یاران همه کاربگذارند و خم طره یاری گیرند
-
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۸:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@m-s-100 دوش عقلم هوس وصل تو شیدا میکرد
دلم آتشکده و دیده چو دریا میکرد -
نوشتهشده در ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۸:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@sara-66 دارد تمام عشق من از دست مي رود انگيزه هاي زيستن از دست مي رود
-
دارمت دوست به حدی که خدامیداند راز این قصه فقط بادصبا می داند