انگيزه
-
رمز تغيير در متمركز كردن انرژيت است ، نه روى جنگيدن با آنچه قديمیست ، بلكه روى ساختن ,آنچه جديد است
-
دکتر احمد حلت:
امیروالای خوبم!
یکی از بزرگترین اشتباه آدمها این است که گمان میکنند فردا وجود دارد .
شاید دلیلش تقویمها و سررسیدها باشند که تا آغاز سال بعد جای خالی کنار گذاشتهاند . اما حقیقت این است که چیزی به نام فردا وجود ندارد . در واقع هرچه هست همیشه یک الان و یک همین جاست .
والای من!
ما فردا را در الانهایمان میسازیم و هنگام ساختن، خودمان هم ساخته میشویم و به چیز جدیدتری تبدیل میشویم . در واقع با تلاش برای ساختن چیزهاست که ما رشد میکنیم و استعدادهای پنهان و آشکار نشده وجودمان را کشف میکنیم .
اگر همین قدر بدانی که فردا هرگز وجود نداشته و هرچه هست یک اکنون جاودانه و همیشگی است،مطمئن باش بخش زیادی از ترسهایی که نسبت به آینده داری از بین خواهد رفت .
امتحان کن دلبندم! من عمری است که در اکنون جاودانه زندگی میکنم و از تلاش پایانناپذیر در الآنِ ابدی سرشار از شادی و خوشبختی هستم . آرزویم این است که الآنهای تو سرشار از شادی و رضایتمندی باشد .
دلنوشته احمد به امیروالا
@m-an در انگيزه گفته است:
دکتر احمد حلت:
امیروالای خوبم!
یکی از بزرگترین اشتباه آدمها این است که گمان میکنند فردا وجود دارد .
شاید دلیلش تقویمها و سررسیدها باشند که تا آغاز سال بعد جای خالی کنار گذاشتهاند . اما حقیقت این است که چیزی به نام فردا وجود ندارد . در واقع هرچه هست همیشه یک الان و یک همین جاست .
والای من!
ما فردا را در الانهایمان میسازیم و هنگام ساختن، خودمان هم ساخته میشویم و به چیز جدیدتری تبدیل میشویم . در واقع با تلاش برای ساختن چیزهاست که ما رشد میکنیم و استعدادهای پنهان و آشکار نشده وجودمان را کشف میکنیم .
اگر همین قدر بدانی که فردا هرگز وجود نداشته و هرچه هست یک اکنون جاودانه و همیشگی است،مطمئن باش بخش زیادی از ترسهایی که نسبت به آینده داری از بین خواهد رفت .
امتحان کن دلبندم! من عمری است که در اکنون جاودانه زندگی میکنم و از تلاش پایانناپذیر در الآنِ ابدی سرشار از شادی و خوشبختی هستم . آرزویم این است که الآنهای تو سرشار از شادی و رضایتمندی باشد .
دلنوشته احمد به امیروالا
چه خوبه این متن
-
دکتر احمد حلت:
گزینههایت را با وسواس انتخاب کن!
"گزینه" چیزی است که انسان از بین چند چیز میتواند یکی را انتخاب کند .
والای من!
هروقت در زندگی ، در موقعیت تصمیمگیری قرار گرفتی ، قبل از اینکه انتخاب نهاییات را انجام دهی از خود دو سوال بپرس:
۱ . آیا همه گزینههای مفید و قابل وصول مقابلم قرار داده شده است؟
۲ . کدام گزینهها براساس استانداردهای بنیادی من،نباید مقابلم باشند و هستند!
اگر نسبت به گزینههای پیش روی خودت حساس شوی و به هر کاندیدی اجازه گزینه شدن ندهی،خواهی دید که بسیاری از مشکلاتی که آدمهای معمولی در زندگی با آن دست و پنجه نرم میکنند اساسا مقابل تو ظاهر نمیشوند .
من خودم در زندگی چند گزینه مثل "شکست" ، "خودکشی" ، "فریب و دروغ" را از دایره لغات خودم دور انداختهام و به همین خاطر وقتی در کاری موفق نمیشوم ، اصلا اسم آن را "شکست" نمیگذارم !دلنوشته احمد به امیر والا
-
سلام دوستان عزیز وقتتون بخیر.واسه ی انگیزه گرفتن چنل اسطوره رو بهتون پیشنهاد میکنم از استاد ایلیا ایمانی ک مدرس زیست هم هستن ولی من خودم بیشتر مطالب انگیزشیشو میخونم
ولی اگه ممکنه یکی ب من بگه چیکار کنم بتونم پیوسته بخونم
حتی انگیزشی ترین کلیپا و وویساهم اا یه ساعت دوساعت روی من تاثیر داره و دوباره نمیخونم.یا یه مدت درس میخونم یدفه یه وقفه طولانی مث افسردگی و ناامیدی بین درسام میوفته ک خیلی منو از درس دور میکنه...لطفا اگه کسی مشکل منو داشته و تونسته این مشکلو حل کنه به منم کمک کنه. -
سلام دوستان عزیز وقتتون بخیر.واسه ی انگیزه گرفتن چنل اسطوره رو بهتون پیشنهاد میکنم از استاد ایلیا ایمانی ک مدرس زیست هم هستن ولی من خودم بیشتر مطالب انگیزشیشو میخونم
ولی اگه ممکنه یکی ب من بگه چیکار کنم بتونم پیوسته بخونم
حتی انگیزشی ترین کلیپا و وویساهم اا یه ساعت دوساعت روی من تاثیر داره و دوباره نمیخونم.یا یه مدت درس میخونم یدفه یه وقفه طولانی مث افسردگی و ناامیدی بین درسام میوفته ک خیلی منو از درس دور میکنه...لطفا اگه کسی مشکل منو داشته و تونسته این مشکلو حل کنه به منم کمک کنه. -
اگر هر شب به جای تماشای تلویزیون، پانزده دقیقه مطالعه کنید، سالی حدود پانزده کتاب را میخوانید ...!
اگر روزی پانزده دقیقه ادبیات کلاسیک بخوانید، در مدت هفت سال، صد کتاب بزرگ ادبیات کلاسیک را خواندهاید ...!
اینگونه تبدیل به یکی از باسوادترین افراد در نسل خود میشوید.
همه اینها با پانزده دقیقه مطالعه قبل از خواب حاصل میشود ...!
@دانش-آموزان-آلاء -
آنچه تو را خسته و درمانده می کند، کوه های پیش روی تو نیست،
بلکه ریگ های درون کفشت است!!
(رابرت سرویس)
@دانش-آموزان-آلاء -
-
پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت با سرعت وارد بيمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید. بچه ماشین بهش زد و فرار کرد. بلافاصله پرستار گفت: این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید.
پیرمرد: اما من پولی ندارم. پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم. خواهش می کنم عملش کنید من هرجور شده پول رو تا شب براتون میارم. پس پرستار گفت با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.
پيش دكتر رفت اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت: این قانون بیمارستانه. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.
صبح روز بعد… همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروزش می اندیشید.
خوب است کمے انسان باشیم.