هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
نوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@dr-mahh در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@سجاد-ذوالفقاری خب ج سوالمو بده
باشکوفت
مثلا ناراحتم
-
@dr-mahh در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@سجاد-ذوالفقاری عاغا ببین من اینک گزارش درسی مو بنویسم خودم خط کشی کنم اینا این برنامه رو رفتم دان کنم
داشت دان میشد یدف زد فیلد و بعدم کنسل
یع عالمه دان شده بود
چکار کنم؟!شکر خدا کن
یعنی رو ویندوزت آفیس نصب نکردی ؟
ویندوزو کی نصب کرده برات ؟ خودت ؟نوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده@سجاد-ذوالفقاری نگا ینی تو ویندوز کلا هس؟!
خالم -
نوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@f-seif-0 شکر
-
نوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@saghi-mortazavi در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@سجاد-ذوالفقاری
بیا !
یه خبری شد بالاخرهچه خبری ؟
-
خانومِ_دوست_داشتنی در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
من اینطوریم که انقدر بخاطر یه اتفاقی که میوفته گریه میکنم تا خسته بشم و دماغ و چشمام قرمزشن ، بعدش بخاطر اون احساسی که انگار یکی شیره وجودمو مکیده ، خسته میشم و میخوابم...!!
قشنگیش اینجاست که اون نرگسی که از خواب بیدار شده با اونی که قبل خواب بود کاملا باهم متفاوتن و اون موضوع دیگه براش مهم نیست!!
من این نوع از خودم رو خیلی دوست دارم:))من اینطوریم که وقتی یکی که دوسش داشتم اذیتم میکنه و باعث گریم میشه و بعد منو تو اون حالم رها میکنه رو میبخشم
ولی همراه تک تک قطره های اشکی که از چشام میاد پایین اون از چشام میوفته و از میدان دیدم برای همیشه خارج میشه
اره منم خیلی اینو دوسش دارمنوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده@f-seif-0 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
خانومِ_دوست_داشتنی در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
من اینطوریم که انقدر بخاطر یه اتفاقی که میوفته گریه میکنم تا خسته بشم و دماغ و چشمام قرمزشن ، بعدش بخاطر اون احساسی که انگار یکی شیره وجودمو مکیده ، خسته میشم و میخوابم...!!
قشنگیش اینجاست که اون نرگسی که از خواب بیدار شده با اونی که قبل خواب بود کاملا باهم متفاوتن و اون موضوع دیگه براش مهم نیست!!
من این نوع از خودم رو خیلی دوست دارم:))من اینطوریم که وقتی یکی که دوسش داشتم اذیتم میکنه و باعث گریم میشه و بعد منو تو اون حالم رها میکنه رو میبخشم
ولی همراه تک تک قطره های اشکی که از چشام میاد پایین اون از چشام میوفته و از میدان دیدم برای همیشه خارج میشه
اره منم خیلی اینو دوسش دارماینی که من میگم درواقع آخرین مرحله است!!
وقتیه که این لولی که تو ازش حرف میزنی رو چندین بار ازش گذر کردم و درآخر تصمیم به حذف گرفتم.
سخته عبور ازش ولی خب باید یه جایی تموم میشد!
ولی خب بعد از گذر آخرین مرحله واقعا اون موضوع برام بی اهمیت میشه ولی دلیل نمیشه بگم فراموشش میکنم -
خب وقتی یکی با یه چیزی نمی سازه چرا باید باهاش ادامه بده؟
چرا از اون موقع باید درگیر بود؟؟ -
__chakisaldva__ در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
__chakisaldva__ در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
بارسا هم بازیش شروع شد
بارسا زد
اقامون فاتیاقاتون فاتی رفت پیش اقاتون عثمان
نوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شدهamir ahmadi خدا نکشتت دایی
-
@dr-mahh در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@سجاد-ذوالفقاری خب ج سوالمو بده
باشکوفت
مثلا ناراحتم
نوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده@سجاد-ذوالفقاری
خو مثلا من چکاری ع دسم بر میاد؟!
چی بگم مثلا؟! -
@saghi-mortazavi در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@سجاد-ذوالفقاری
بیا !
یه خبری شد بالاخرهچه خبری ؟
نوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده@سجاد-ذوالفقاری
بگرد و پیدا کن -
amir ahmadi خدا نکشتت دایی
نوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده -
@saghi-mortazavi
پی ویت بازه؟ -
نوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@sania-andiravan عااااوره
-
نوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@saghi-mortazavi حتمن یه ادم فیک اینجاس؟!
-
@sania-andiravan کی؟
amir ahmadi
نمیشه تو عمومی گفت
ولی همه می شناسیم -
@سجاد-ذوالفقاری راستی سلام
بادم رفت منشنتو جواب بدم
من خوبم تو خوبی؟نوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده@infinitie-a
ملعونن
غلط املایی داریمرسی خدارو شکر که خوبی
-
amir ahmadi
نمیشه تو عمومی گفت
ولی همه می شناسیمنوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده@sania-andiravan عاغا بگو
همه خودی هسیم خو -
نوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
پ باز صحنه داره رمانتیک میشه که:|
-
خب وقتی یکی با یه چیزی نمی سازه چرا باید باهاش ادامه بده؟
چرا از اون موقع باید درگیر بود؟؟نوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده@sania-andiravan در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
خب وقتی یکی با یه چیزی نمی سازه چرا باید باهاش ادامه بده؟
چرا از اون موقع باید درگیر بود؟؟چون فکر میکنه میشه زمان داد و ادامه داد و درستش کرد
ولی متاسفانه طوری میشه که یهو به خودت میایی میبینی وَه! از اول اشتباه بوده که -
@f-seif-0 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
خانومِ_دوست_داشتنی در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
من اینطوریم که انقدر بخاطر یه اتفاقی که میوفته گریه میکنم تا خسته بشم و دماغ و چشمام قرمزشن ، بعدش بخاطر اون احساسی که انگار یکی شیره وجودمو مکیده ، خسته میشم و میخوابم...!!
قشنگیش اینجاست که اون نرگسی که از خواب بیدار شده با اونی که قبل خواب بود کاملا باهم متفاوتن و اون موضوع دیگه براش مهم نیست!!
من این نوع از خودم رو خیلی دوست دارم:))من اینطوریم که وقتی یکی که دوسش داشتم اذیتم میکنه و باعث گریم میشه و بعد منو تو اون حالم رها میکنه رو میبخشم
ولی همراه تک تک قطره های اشکی که از چشام میاد پایین اون از چشام میوفته و از میدان دیدم برای همیشه خارج میشه
اره منم خیلی اینو دوسش دارماینی که من میگم درواقع آخرین مرحله است!!
وقتیه که این لولی که تو ازش حرف میزنی رو چندین بار ازش گذر کردم و درآخر تصمیم به حذف گرفتم.
سخته عبور ازش ولی خب باید یه جایی تموم میشد!
ولی خب بعد از گذر آخرین مرحله واقعا اون موضوع برام بی اهمیت میشه ولی دلیل نمیشه بگم فراموشش میکنمنوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شدهخانومِ_دوست_داشتنی
فراموش که نه
ولی میگذرم ازش
و انگشتمو گاز میگیرم دیگه کارمو تکرار نکنم
و رفتارام خیلی نامحسوس عوض میشه با اطرافیانم حتی
چون ارزش نداره -
نوشتهشده در ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@سجاد-ذوالفقاری در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@infinitie-a
ملعونن
غلط املایی داریمرسی خدارو شکر که خوبی
شعت
چی نوشتم
خب اوکیه