هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
@masoumeh-shokrollahi اره واقعا باید پدید اورندشو پیدا کنم با دمپایی دار بزنم
نوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شدهfatemeh8181 با طنابی چیزی دار بزن حداقل بمیره
-
fatemeh8181 درددددددد فاطمههههههه من شماهارو میکشمتون مرض زهرمار
نوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده@roghayeh-eftekhari در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
fatemeh8181 درددددددد فاطمههههههه من شماهارو میکشمتون مرض زهرمار
ای جانم خجالت نکش دیه -
@دختر-بهار من اینقد راحت حرف میزنم
تو اینقد رسمی
حس میکنم ده سال ازت بزرگترم اینجورینوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده@masoumeh-shokrollahi
هر جور راحتین حرف بزنم باهاتون️
-
خانومِ_دوست_داشتنی
ببخشید که میپرم وسط بحث تون و دخالت میکنم
ولی یه جورایی هم موافقم هم مخالفم
چون میدونید وقتی یکی آسیب می بینه میگن چون خیلی مهربون بوده خیلی دلسوز بوده...
هیچ وقت اون کسی رو نمی بینن که اذیت کرده
به نظر من اگر یکی مهربونه ساده نیست
یا به قول معروف دلیل نمیشه تو باغ نباشه
به نظرم به یه آدم مهربون هیچ وقت نباید بگیم اگر میخوای آسیب نبینی مهربونی نکن
نه فقط آدمای مهربون
افراد اطراف مون
میدونم این دنیا بی رحمه و باید مراقب خودمون باشیم
ولی به اون فردی که اذیت کرده بگیم نکن و خوب نیست خیلی بهتره
مثل اینکه یه بستنی رو بزارید تو حیاط زیر آفتاب
می بینید بستنی داره آب میشه
بگید تقصیر خورشیده و گرمایی که میده
ولی خودمون بستنی رو نبریم بزاریم تو فریزر
بازم معذرت نظرم بودنوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده@sania-andiravan هیچوقت بخاطر نظری که داری شرمنده نباش و بخاطرش عذرخواهی نکن
من منظورم این نبود شایدم بد گفتم که همچین برداشتی شده
درواقع منم همینو میگم
وقتی طرف میتونسته خودشو از اون رابطه بکشه بیرون ، چرا بمونه که تهش آسیب ببینه؟؟ که البته بازم برمیگرده به اینکه یارو مهربون و دل صاف بوده هی خواسته بمونه و بسازه و فکر کرده این آدم همه چیزه! در حالی که نبوده اون فکر فقط یه توهم تو خالیه
گاهی وقتا به چیزایی فکر میکنی که میگی امکان نداره فلان رابطه تموم شه یا امکان نداره فلان آدم از من دور بشه ولی میشه چون باید بشه و اگه نشه این تویی که آسیب میبینی
خیلی وقتا اون یارو فقط برای اینکه خودشو قانع کنه میگه بستنی بخاطر خورشید آب شد نمیگه من اسکل بودم که دوساعت تو این گرما گذاشتمش جلو خورشید و نور مستقیم!!
داستان سجاد هم همینه ، بجای اینکه واقعیت رو بزنه تو دهن طرف چشماشو با یه سری حرف قشنگ کور کرده ، باید بهش میگفت بابا تو اصن مال اون رابطه نبودی و...
در کل این ماییم که با انتخاب هامون زندگیمونو میسازیم حالا بعضیا دلشون از این حرف قشنگا میخواد بعضیام با واقعیت کنار میان و سعی میکنن اون دوری و دوست داشتنه رو تحمل کنن ولی اذیت نشن بخاطر وجود آدم اشتباهی!
-
@roghayeh-eftekhari نه، اینطور بیشتر حال میده
نوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده@infinitie-a حیففففففففففففففففففف که...
-
نوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چه یهو همه چی یادم اومد ، دلم گرفت:))))))))
-
نوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
و سردرد
-
@infinitie-a ریپلای قبلی ام همینو گفتی
یادم باشه ی بار تو تلگرام سرکارت بزارم
پ.ن : وقتی ایدی کسیو داری ولی اون ندارهنوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده@masoumeh-shokrollahi در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@infinitie-a ریپلای قبلی ام همینو گفتی
یادم باشه ی بار تو تلگرام سرکارت بزارم
پ.ن : وقتی ایدی کسیو داری ولی اون ندارهحالا میرم عوض میکنم خوو
-
نوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@دختر-بهار هرجور خودت راحت تری همونجوری
-
@roghayeh-eftekhari در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
fatemeh8181 درددددددد فاطمههههههه من شماهارو میکشمتون مرض زهرمار
ای جانم خجالت نکش دیهنوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهfatemeh8181 تروخدا اینفینیتی دیگه وارد ماجرا نکن الان تا آخر عمر سوژه اشم
برای شما سه تاام دارم مننننننن -
دوتا 15 دقیقه وقت استراحتمو جمع کردم میخوام به تقلید از مشکین صرف نوشتن یه طومارش کنم
طوماری راجب درگیری ذهنی که جدیدا برام پیش اومده درگیری که منو نسبت به خودم ، آیندم ، نوع رفتارم و در آینده نسل بعدی که باید کنارش باشم و تجربیاتمو در اختیارشون بزارم ، نگران کردهیه روز وقتی داشتم با یکی از دوستام حرف میزدم حس کردم یه چیزی اذیتش میکنه !
باهاش حرف زدم که چی شده ولی چیزی نگفت ، گفت نمیخوام یاد اون چیزای که تو گذشته بوده بیفتم .
منم اصرار نکردم . تا اینکه یه مدت گذشت یه روز دیگه ازش پرسیدم ایندفعه بعد از دو یا سه بار که ازش خواستم . ماجرا رو برام تعریف کرد
ماجرای خوبی نبود .
ضربه ای از یه نفر خورده بود .
عصبی بود از دستش
و این عصبانیت چندین ماه همراهش بود .
باهاش حرف زدم همش از خودش میپرسید چرا ؟
منم حرف زدنو ادامه دادم
تا رسیدیم به یه جا که گفت میخوام فوهشش بدم دلم خنک شه !!
منم گفتم بگو
گفت و گفت و گفت تا آروم شد . تا جایی که خندش گرفت (البته مطمعا نیستم اما طبق گفته خودش)
منم باهاش شوخی کردم
یه ذره بیشتر آروم بشه
وقتی آروم شد
پرسیدم آرومی . گفت آره
گفتم باید باهات حرف بزنم و میخوام که یه کاری رو انجام بدی
تعجب کرد ولی آخرش قبول کرد .
گفتم باید سعی کنی حق بدی به کسی که اذیتت کرده .کلی تعجب کرد
شروع کردم براش توضیح دادن که هیچ فردی از اول بدجنس به دنیا نیومده و ...
بهش گفتم که اين رفتار که ديدي
اين کار که کرد
کار اشتباهي بوده و شکي هم در اينکه اشتباه بوده نيست .
ولي بيا يه چور ديگه به اين مسئله نگاه کنيم .
ببين قبول داري که هر آدمي از اون اول به دنيا مياد قلبش پاکه و هيچ انساني نيست که وقتي به دنيا مياد آدم بدي باشه
اين تاثيرات شرايط و اطرافيانه که باعث ميشه عقده ها به وجود بياد
و همين عقده ها باعث ميشه که کل زندگي يه فرد عوض بشه
کلي کار اشتباه انجام بده (نميگم خود شخص تو به وجود اومدن اين عقده ها دخيل نيست . چرا هست اما بيشتر دليل به وجود اومدنش عوامل خارجيه)
عقده ها وقتي به وجود ميان باعث ميشه فرد دنبال تخليه کردن خودش باشه . به هر شيوه اي . عقده ها باعث ميشن حسادت به وجود بياد
و هميشه يه ميل سيري ناپذير نسبت به اون لذت يا اون کاري (که در اثر انجام ندادنش عقده به وجود اومده) در فرد ايجاد بشه
نمونش همين فرد که باعث شد تو ضربه ببيني
حتما از قبل توي زندگي اين فرد محدوديت شديدي بوده که الان تبديل به عقده شده براش
و يا فرد دچار بيماري رواني شده .
يه موقعيت خيالي رو براش توصيف کردم
و ازش خواستم خودشو توي اون موقعيت تصور کنه
تصور کردنشم سخت بود . گفتم حالا فک کن اون فرد توي چنين محيطي بوده
کاراش دست خودش نيست فقط ميخواد يه جوري تخليه بشه
حالا بهترين موقعيت رو هم براي اون فرد ايجاد کني
بازم چون عقده شده براش فک ميکنه يه چيز خيلي بهتري هم وجود داره
يه فرد خيلي کامل و آرماني
شايد بهترين موقعيت رو هم تجربه کنه ولي حس خوبي که داره موقته
و ميره دنبال يکي ديگه
يکي ديگه
و...
اينارو گفتم نميدونم اين دوستمون بهش حق داد يانه
ظاهرا جوري که به من گفت بهش حق داده اما راست و دروغشو نميدونم .هدفم از اين که بهش حق بده بخشيدن اون فرد نبود
و يا پوشاننده زشتي رفتار اون فرد باهاش نبود
و يا باعث خوب شدن زخمي که از طرف اون ديده بود نميشد .اما حق دادن به اون فرد
تنها راهي بود که مي تونست آرومش کنه
حالا همه اينارو گفتم تا بگم
جديدا فهميدم همون فرد
موجب ضربه ديدن يکي ديگه شده
يکي ديگه رو قرباني عقده هاي خودش کردههنوزم اگه بخوام به اين قرباني يکي چيزي بگم
ميگم که با تموم سختي با تموم دردي که احساس کردي بهش حق بده
تا بتوني خودت آروم بشي .
ولي با خودم فک ميکنم نکنه من ،سجاد ذوالفقاري، هم يه جايي توي يه شرايطي کاري انجام بدم که ندونسته چنين ضربه اي رو به کسي بزنم
شاید هم زده باشم و خبر نداشته باشمولی توی این موضوع مطمعنا نبوده
نکنه توي آينده تو شرايطي قرار بگيرم عقده اي واسم به وجود بياد که نتونم جلوي خودم رو بگيرم و مشکلي رو واسه کسي به وجود بيارم .
نکنه در آينده باعث بشم که عقده هايي واسه نسل بعدي (که منم به نحوه خودم سهمي واسه تربيت کردنشون دارم ) به وجود بياد .به همه اينا فک ميکنم که مبادا روزي خودم تبديل به يکي از اونا بشم يا کسي رو اينجوري تحويل جامعه بدم .
قبل تر گفتم که "تربيت کردنشون " اگه بخوام درستترشو بيان کنم . و سعي کنم که عقده اي رو توي نسل بعدي به وجود بيارم بايد اين عبارت رو حذف کنم . چون من نبايد کسي رو تربيت کنم
بايد با تمام وجود کنار يه شخص باشم و به رشد کردنش کمک کنم .
اين عبارت "تربيت کنم " حس مالکيت داره و خيلي بده .اصل درگيري ذهنيم در مورد اون فرده که باعث ضربه ديدن دو نفر شده (شايدم بيشتر ولي خوب من دونفرشونو ميدونم )
اگه الان ببينمش
يا يه راه ارتباطي ازش گير بيارم
بهش ميگم که :
سعي کن با خودت کنار بياي
بهش ميگم وقتي قدرت موندن نداري کاري نکن که موندنت واسه کسي مهم بشه
بهش ميگم جاهاي ديگه اي هم واسه تخليه شدن هست . جای بدی رو واسه تخليه شدن انتخاب کردی . اينجا جايه که پر از آدم حساسه که تو حساس ترين موقعيت زندگيشون قرار گرفتن گرفتن .کسايي که دوروت ميبيني و ميبيني که باهات مهربونن
عروسک نيستن اسباب بازي نيستن که هروقت دلت خواست باهاشون با احساساتشون بازي کنی و
هرموقه که کارت تموم شد
بندازيشون دور و بری سراغ يکی ديگه !!
خيلي طولاني شد
ولي چيزاي بود که تو ذهنم بود و بايد ميگفتمشون
الان حس عذاب وجدان قضاوت هم دارم و شايد غلط بوده باشه
ولي همه اينا تو ذهنم بوداگه خوندي بايد بگم که خسته نباشی
نوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهفک کردم
قبل اینکه به این مشکل بپردازم
باید یاد بگیرم قضاوت نکنم
-
@masoumeh-shokrollahi در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@infinitie-a ریپلای قبلی ام همینو گفتی
یادم باشه ی بار تو تلگرام سرکارت بزارم
پ.ن : وقتی ایدی کسیو داری ولی اون ندارهحالا میرم عوض میکنم خوو
نوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده@infinitie-a پس همین الان میام سرکار بزارم
-
@roghayeh-eftekhari در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@infinitie-a دقت کن تو نمیخوای شام بدی هااا
fatemeh8181 من دعوت نیستم؟🥺نه تو درگیر جشن جمعه ای
لباس انتخاب کردی یانه@infinitie-a دعوتش نکردی؟
ای بابااگه کارات عقب نمیوفته بیا توهم @roghayeh-eftekhari
البته میدونم خیلی کار داریانوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهfatemeh8181 هن؟
چیشده؟ -
@سجاد-ذوالفقاری در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@سجاد-ذوالفقاری در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
رفع اشکال امشبه ؟
اوریییییییییییی بادیییییییییییییییی
نه سه شنبه
25اباننوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده@f-seif-0
فاطی اینا شام خونه ما دعوتن توهم میایی
رقیه انگار درگیر مراسمه فک نکنم بتونه بیا -
@roghayeh-eftekhari در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
fatemeh8181 درددددددد فاطمههههههه من شماهارو میکشمتون مرض زهرمار
ای جانم خجالت نکش دیهنوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهfatemeh8181 فاطمع میدونی حسم چیه الان؟
-
@sania-andiravan هیچوقت بخاطر نظری که داری شرمنده نباش و بخاطرش عذرخواهی نکن
من منظورم این نبود شایدم بد گفتم که همچین برداشتی شده
درواقع منم همینو میگم
وقتی طرف میتونسته خودشو از اون رابطه بکشه بیرون ، چرا بمونه که تهش آسیب ببینه؟؟ که البته بازم برمیگرده به اینکه یارو مهربون و دل صاف بوده هی خواسته بمونه و بسازه و فکر کرده این آدم همه چیزه! در حالی که نبوده اون فکر فقط یه توهم تو خالیه
گاهی وقتا به چیزایی فکر میکنی که میگی امکان نداره فلان رابطه تموم شه یا امکان نداره فلان آدم از من دور بشه ولی میشه چون باید بشه و اگه نشه این تویی که آسیب میبینی
خیلی وقتا اون یارو فقط برای اینکه خودشو قانع کنه میگه بستنی بخاطر خورشید آب شد نمیگه من اسکل بودم که دوساعت تو این گرما گذاشتمش جلو خورشید و نور مستقیم!!
داستان سجاد هم همینه ، بجای اینکه واقعیت رو بزنه تو دهن طرف چشماشو با یه سری حرف قشنگ کور کرده ، باید بهش میگفت بابا تو اصن مال اون رابطه نبودی و...
در کل این ماییم که با انتخاب هامون زندگیمونو میسازیم حالا بعضیا دلشون از این حرف قشنگا میخواد بعضیام با واقعیت کنار میان و سعی میکنن اون دوری و دوست داشتنه رو تحمل کنن ولی اذیت نشن بخاطر وجود آدم اشتباهی!
خانومِ_دوست_داشتنی
نه معذرت خواهیم برای این بود که یهویی اومدم تو بحث
درسته:)) -
نوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
سلام
-
نوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@roghayeh-eftekhari دارم همینکارو میکنم خب
-
نوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
@infinitie-a
اع وا
باشه حله مشکلی نینوشتهشده در ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۷:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شدهfatemeh8181 خب خداروشکر
کی بیایم حالا؟