هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
نوشتهشده در ۲۳ شهریور ۱۴۰۰، ۱۸:۳۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
نمیدونم منظور از فرار کردن چیه ولی خب اونا راضی نبودن منم گفتم باشه
شایدم یه دلیلش اینکه هیچ وقت حوصله اصرار کردن و بحث را نداشتم /: -
نوشتهشده در ۲۳ شهریور ۱۴۰۰، ۱۸:۴۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
فکنم برا امشب بسه به یه شعر داغون از جناب سعدیشون رسیدم
الله اکبر
-
@m-ba78 آره درسته و اگه مادر باشم اجازه میدم چون اصلا هیچ جاش مشکل نداره فقط علتش یسری تعصب هایی که اجازه ندادن که مطمئنم برای خواهرام اینجور رفتار نمیکنن فقط چون من اولی هستم این نظرو دارن
نوشتهشده در ۲۳ شهریور ۱۴۰۰، ۱۸:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده@mitra-ism-rahmani بستگی به اون عمل داره
️
-
@sara-haghighatrad در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@mitra-ism-rahmani
تشکر تشکر
انشا... کاش همینطور بشه 🥺خواهش
قطعا همینه@mitra-ism-rahmani
-
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۲۳ شهریور ۱۴۰۰، ۱۹:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خب اینم از قفلی جدید
-
Yegane Dehqan سلام مادمازل کم پیدایی؟
نوشتهشده در ۲۳ شهریور ۱۴۰۰، ۲۰:۱۵ آخرین ویرایش توسط Yegane Dehqan انجام شده@roghayeh-eftekhari الان دیدم پیامتوووووو
بعد دو روز
من مادمازلم؟
@roghayeh-eftekhari -
@roghayeh-eftekhari الان دیدم پیامتوووووو
بعد دو روز
من مادمازلم؟
@roghayeh-eftekhariنوشتهشده در ۲۳ شهریور ۱۴۰۰، ۲۰:۲۷ آخرین ویرایش توسط Sachli انجام شدهYegane Dehqan سلام
چشمت روشن
الان همه میگن قرار بودنیایی
بلی خود خودت -
Yegane Dehqan سلام
چشمت روشن
الان همه میگن قرار بودنیایی
بلی خود خودتنوشتهشده در ۲۳ شهریور ۱۴۰۰، ۲۰:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده@roghayeh-eftekhari عجب
برو بخواب شب بخیر -
@roghayeh-eftekhari عجب
برو بخواب شب بخیرنوشتهشده در ۲۳ شهریور ۱۴۰۰، ۲۰:۲۹ آخرین ویرایش توسط Sachli انجام شدهYegane Dehqan نه جدی چرا نیومده بودی؟
دارم زیست میخونم
تو برو بخواب شبت خوش -
Yegane Dehqan نه جدی چرا نیومده بودی؟
دارم زیست میخونم
تو برو بخواب شبت خوشنوشتهشده در ۲۳ شهریور ۱۴۰۰، ۲۰:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@roghayeh-eftekhari گفتم که پیاما زیاده تو این تاپیک و هر سری تگم میکنی گم میشه و نمیبینم
-
@roghayeh-eftekhari گفتم که پیاما زیاده تو این تاپیک و هر سری تگم میکنی گم میشه و نمیبینم
نوشتهشده در ۲۳ شهریور ۱۴۰۰، ۲۰:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شدهYegane Dehqan آها از اون زاویه
-
M Tg نشی ک حیفی
بدک نیستم شکر
چیخبراااااا
نگوهیچی وسلامتی که با همینمیزنمت
نوشتهشده در ۲۳ شهریور ۱۴۰۰، ۲۰:۴۴ آخرین ویرایش توسط انجام شدهمهشید حسن زاده 0 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
M Tg نشی ک حیفی
بدک نیستم شکر
چیخبراااااا
نگوهیچی وسلامتی که با همینمیزنمت
به اعصاب خودت مثلث باش عزیزم
خبر هم که چی بگمممم
عا اومدم خونه بابابزرگم
خودت چ خبرا شیطون
چیکارا میکنی این روزا -
نوشتهشده در ۲۴ شهریور ۱۴۰۰، ۰:۰۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ساعت ۴:۲۸ صبح
چرا من الان بیدارم؟
درسته سکوت شب قشنگه ولی این سکوت این موقع برای من دل اشوبی ای بیش نیست چون اینقدر همه جا ارومه که صدای افکاری که توی مغزم هست و میشنوم و من اینو اصلا دوست ندارم -
نوشتهشده در ۲۴ شهریور ۱۴۰۰، ۵:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هیشکی نیس
-
مهشید حسن زاده 0 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
M Tg نشی ک حیفی
بدک نیستم شکر
چیخبراااااا
نگوهیچی وسلامتی که با همینمیزنمت
به اعصاب خودت مثلث باش عزیزم
خبر هم که چی بگمممم
عا اومدم خونه بابابزرگم
خودت چ خبرا شیطون
چیکارا میکنی این روزانوشتهشده در ۲۴ شهریور ۱۴۰۰، ۸:۰۴ آخرین ویرایش توسط انجام شدهM Tg نخیرمن میخوام به اعصاب خودم مربع باشم
کی تعیین میکنه چی درسته چی غلط؟
اعع!خدانگهشون داره برات,خونه بابابزرگ مامانبزرگا بشدت پتانسیل اینوداره که یه تیکه ازبهشت باشه
منم هستم...میگذره -
نوشتهشده در ۲۴ شهریور ۱۴۰۰، ۱۱:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
زخمای شونتو ببند محکم... باید این راهو باب میل کنی
بذار همراه ها قطار بشن... تو باید شونه هاتو ریل کنی -
زخمای شونتو ببند محکم... باید این راهو باب میل کنی
بذار همراه ها قطار بشن... تو باید شونه هاتو ریل کنینوشتهشده در ۲۴ شهریور ۱۴۰۰، ۱۱:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شدهZeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
زخمای شونتو ببند محکم... باید این راهو باب میل کنی
بذار همراه ها قطار بشن... تو باید شونه هاتو ریل کنیاز توی این اتاق هم میشه... نبض دنیارو توی دست گرفت
تو زمین خودش توی غربت... بی هوادار ازش شکست گرفت -
Zeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
زخمای شونتو ببند محکم... باید این راهو باب میل کنی
بذار همراه ها قطار بشن... تو باید شونه هاتو ریل کنیاز توی این اتاق هم میشه... نبض دنیارو توی دست گرفت
تو زمین خودش توی غربت... بی هوادار ازش شکست گرفتنوشتهشده در ۲۴ شهریور ۱۴۰۰، ۱۱:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شدهZeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Zeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
زخمای شونتو ببند محکم... باید این راهو باب میل کنی
بذار همراه ها قطار بشن... تو باید شونه هاتو ریل کنیاز توی این اتاق هم میشه... نبض دنیارو توی دست گرفت
تو زمین خودش توی غربت... بی هوادار ازش شکست گرفتمیخندمو دلگیرمو... میبینمو میمیرمو از این دنیا بیزارم
بیزارمو بی طاقتم... بی تابی شد عادتم آروم آروم میبارم -
Zeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Zeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
زخمای شونتو ببند محکم... باید این راهو باب میل کنی
بذار همراه ها قطار بشن... تو باید شونه هاتو ریل کنیاز توی این اتاق هم میشه... نبض دنیارو توی دست گرفت
تو زمین خودش توی غربت... بی هوادار ازش شکست گرفتمیخندمو دلگیرمو... میبینمو میمیرمو از این دنیا بیزارم
بیزارمو بی طاقتم... بی تابی شد عادتم آروم آروم میبارمنوشتهشده در ۲۴ شهریور ۱۴۰۰، ۱۱:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شدهZeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Zeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Zeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
زخمای شونتو ببند محکم... باید این راهو باب میل کنی
بذار همراه ها قطار بشن... تو باید شونه هاتو ریل کنیاز توی این اتاق هم میشه... نبض دنیارو توی دست گرفت
تو زمین خودش توی غربت... بی هوادار ازش شکست گرفتمیخندمو دلگیرمو... میبینمو میمیرمو از این دنیا بیزارم
بیزارمو بی طاقتم... بی تابی شد عادتم آروم آروم میبارمزخم دشمن رو میشه درمون کرد ولی زخمای دوست رو اصلا
سخته هضمش ولی از اون سخت تر راه تشخیص دوست از دشمن -
Zeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Zeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Zeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
زخمای شونتو ببند محکم... باید این راهو باب میل کنی
بذار همراه ها قطار بشن... تو باید شونه هاتو ریل کنیاز توی این اتاق هم میشه... نبض دنیارو توی دست گرفت
تو زمین خودش توی غربت... بی هوادار ازش شکست گرفتمیخندمو دلگیرمو... میبینمو میمیرمو از این دنیا بیزارم
بیزارمو بی طاقتم... بی تابی شد عادتم آروم آروم میبارمزخم دشمن رو میشه درمون کرد ولی زخمای دوست رو اصلا
سخته هضمش ولی از اون سخت تر راه تشخیص دوست از دشمننوشتهشده در ۲۴ شهریور ۱۴۰۰، ۱۱:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شدهZeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Zeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Zeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Zeinab Siri در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
زخمای شونتو ببند محکم... باید این راهو باب میل کنی
بذار همراه ها قطار بشن... تو باید شونه هاتو ریل کنیاز توی این اتاق هم میشه... نبض دنیارو توی دست گرفت
تو زمین خودش توی غربت... بی هوادار ازش شکست گرفتمیخندمو دلگیرمو... میبینمو میمیرمو از این دنیا بیزارم
بیزارمو بی طاقتم... بی تابی شد عادتم آروم آروم میبارمزخم دشمن رو میشه درمون کرد ولی زخمای دوست رو اصلا
سخته هضمش ولی از اون سخت تر راه تشخیص دوست از دشمنزخمای این زمونه بی رحمه کسی درداتو نه نمیفهمه
واسه اونی که بیشتر فهمید دیگه آروم شدن فقط وهمه فقط وهمه