هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
@Mr-Perfect قبل ظهر میگفتن یکی فوت شده
sina bigdeli
ایشونفارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده@haniehno
یعنی الان فوت نشده؟
-
نوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بچه ها یعنی چی سینا فوت شده ....
من نمیفهمم اصن -
@haniehno
یعنی الان فوت نشده؟
نوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Mr-Perfect نمیفهمم والا
رو حرف نمیزنن که -
نوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده!
-
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@haniehno
عجب
-
نوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بچهها واقعااااا زشته اگه شوخیه
-
نوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چقدرم ک نگفت
فقط مونده ی سر ب خواجه حافظ شیرازی بزنه و در گوشش بگه
انگار داغ مردم مسخره این شده ک ورداشته این کارا رو میکنه -
نوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Alzahra-Daftar یچیز بدتر از شوخیه
-
نوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@دختر-بهار یعنی چی اونوقت؟
صبح اومدن یچی گفتن
ما خوشحال میشیم اگه بدونیم خبر الکی بود -
نوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بس کنید فقط
خواهش میکنم بس کنید انقدرررر بیشعور نباشید
بسع دیگه -
نوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دوستان بیاید یه داستان بسازیم من خط اولو مینویسم شما ادامه بدین :
نقل قول بزنید بقیه ادامه داستان قبلو ببینن و بحث هم عوض شه :
خب توی مه هیولای بزرگی رو دیدم -
نوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Alzahra-Daftar قرارم نیست کسی باور کنه
سینا برمیگرده -
دوستان بیاید یه داستان بسازیم من خط اولو مینویسم شما ادامه بدین :
نقل قول بزنید بقیه ادامه داستان قبلو ببینن و بحث هم عوض شه :
خب توی مه هیولای بزرگی رو دیدمفارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده_MILAD_
ادامه:
که داشت به طرفم میومد -
_MILAD_
ادامه:
که داشت به طرفم میومدنوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Mr-Perfect داد زدم به سمت دیگه ای فرار کردم ولی اون دنبال من افتاده بود
-
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
راهی برای فرار نداشتم جز پریدن به بالای سنگ بزرگ
-
راهی برای فرار نداشتم جز پریدن به بالای سنگ بزرگ
نوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Mr-Perfect در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
راهی برای فرار نداشتم جز پریدن به بالای سنگ بزرگ
@Mr-Perfect موقع پریدن روی سنگ بزرگ پام لیز خورد و پرت شدم و اون به چند قدمی من رسیده بود
-
@Mr-Perfect در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
راهی برای فرار نداشتم جز پریدن به بالای سنگ بزرگ
@Mr-Perfect موقع پریدن روی سنگ بزرگ پام لیز خورد و پرت شدم و اون به چند قدمی من رسیده بود
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده_MILAD_ در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@Mr-Perfect در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
راهی برای فرار نداشتم جز پریدن به بالای سنگ بزرگ
@Mr-Perfect موقع پریدن روی سنگ بزرگ پام لیز خورد و پرت شدم و اون به چند قدمی من رسیده بود
من خیلی ترسیده بودم ناگهان بلند شدم دیدم خواب بوده
-
_MILAD_ در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@Mr-Perfect در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
راهی برای فرار نداشتم جز پریدن به بالای سنگ بزرگ
@Mr-Perfect موقع پریدن روی سنگ بزرگ پام لیز خورد و پرت شدم و اون به چند قدمی من رسیده بود
من خیلی ترسیده بودم ناگهان بلند شدم دیدم خواب بوده
نوشتهشده در ۵ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۲۸ آخرین ویرایش توسط _MILAD_ انجام شده@Mr-Perfect
من خیلی ترسیده بودم ناگهان بلند شدم دیدم خواب بوده
لیوان آبی که کنارم از دیشب مونده بود رو برداشتم و یه قُلُپ خوردم و بخاطر کابوسم نفس نفس میزدم