-
نوشتهشده در ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ۱۵:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Rose123 ماه درخشنده چو پنهان شود
شپره بازیگر میدان شود -
نوشتهشده در ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ۱۶:۰۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Rose123 یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می شنویم نا مکرر است -
@Rose123 دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد
گویا بخواب شیرین فرهاد رفته باشد -
@Rose123 تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای بفدای چشم تو این چه نگاه کردن است -
@Rose123 یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان مارا بس -
نوشتهشده در ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ۱۷:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Rose123 یا رب این نوگلِ خندان که سپردی به منش
میسپارم به ننش از دسِ اخلاقِ ....اش -
@reza-a شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت -
-
نوشتهشده در ۳۰ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۱۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Rose123 می و میخانه و باده همه در وصف تو باشد
جام و پیمانه همه جمله تو را جار کند
دوش دیدم رخ زیبات ز فلک سیر کند
عشق تو ، معشوقه ام آخر مرا خار کند -
@Rose123 می و میخانه و باده همه در وصف تو باشد
جام و پیمانه همه جمله تو را جار کند
دوش دیدم رخ زیبات ز فلک سیر کند
عشق تو ، معشوقه ام آخر مرا خار کندنوشتهشده در ۳۰ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@reza-a در این درگه، که گه گه ، گَه کُه و هر گَه شود گاهی
و گَه گاهی گُهر گویی و گَه گاهی گریزان پایی گردیدی..
گلی گم گشته گوهر باشد انگاه ...
که گویی هرچه گویی در گناهی... -
@reza-a در این درگه، که گه گه ، گَه کُه و هر گَه شود گاهی
و گَه گاهی گُهر گویی و گَه گاهی گریزان پایی گردیدی..
گلی گم گشته گوهر باشد انگاه ...
که گویی هرچه گویی در گناهی...@reza-a یک نعره مستانه ز جایی نشنیدیم
ویران شود این شهر که میخوانه ندارد- با خودتون مشاعره میکنین!
- با خودتون مشاعره میکنین!
-
@reza-a یک نعره مستانه ز جایی نشنیدیم
ویران شود این شهر که میخوانه ندارد- با خودتون مشاعره میکنین!
نوشتهشده در ۳۰ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Rose123 دردم، و طُ درمانی ،عهدم و طُ پیمانی. بازا ز کفم یارا مطلوب دل و جانی
مگو چیست پوکیدن حوصلع
- با خودتون مشاعره میکنین!