-
@saraa-66 ما و می و زاهدان و تقوا
تا که یار سر کدام داردmohammad666666 دگــر مبـــاد نصیبـم كـــه نـــام عشق بـــرم
بس است هر چه كشیدم من از محبّت تو -
mohammad666666 دگــر مبـــاد نصیبـم كـــه نـــام عشق بـــرم
بس است هر چه كشیدم من از محبّت تو@saraa-66 وصال او زعمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به -
@saraa-66 وصال او زعمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن بهmohammad666666 همه قبیله من عالمــــان دین بودند
مرا معلّم عشق تو شاعری آموخت -
mohammad666666 همه قبیله من عالمــــان دین بودند
مرا معلّم عشق تو شاعری آموخت@saraa-66 تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است؟ -
@saraa-66 تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است؟mohammad666666 تا چند بسته ماندن در دام خود فریبی
با غیر آشنایی، با آشنا غریبی؟ -
mohammad666666 تا چند بسته ماندن در دام خود فریبی
با غیر آشنایی، با آشنا غریبی؟@saraa-66 یاد وصال می کنم دیده پر آب می شود
شرح فراق می کنم سینه کباب می شود -
@saraa-66 یاد وصال می کنم دیده پر آب می شود
شرح فراق می کنم سینه کباب می شودنوشتهشده در ۲۳ دی ۱۳۹۷، ۱۷:۲۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهدوش می آمد و رخساره بر افروخته بود
تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود -
@saraa-66 یاد وصال می کنم دیده پر آب می شود
شرح فراق می کنم سینه کباب می شوددانش آموزان آلاءنوشتهشده در ۲۳ دی ۱۳۹۷، ۱۷:۲۶ آخرین ویرایش توسط saraa.66 انجام شدهداروی دل نمی کنم کانکه مریض عشق شد
هیـــــچ دوا نیــاورد بــــــــاز بــــه استقامتش -
@saraa-66 شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها -
@saraa-66 شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل هاmohammad666666 اشک خونین به طبیبان بنمــودم گفتنــد
درد عشق است و جگر سوز دوائی دارد -
mohammad666666 اشک خونین به طبیبان بنمــودم گفتنــد
درد عشق است و جگر سوز دوائی دارد@saraa-66 دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبرو با یاروفادار چه کرد -
@saraa-66 دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبرو با یاروفادار چه کردنوشتهشده در ۲۳ دی ۱۳۹۷، ۱۷:۲۹ آخرین ویرایش توسط انجام شدهدرآ که در دل خسته توان دراید باز
بیا که در تن مرده روان در آید باز -
@saraa-66 دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبرو با یاروفادار چه کردmohammad666666 در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟ -
درآ که در دل خسته توان دراید باز
بیا که در تن مرده روان در آید بازdlrm زعشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت رو زیبارا -
درآ که در دل خسته توان دراید باز
بیا که در تن مرده روان در آید بازdlrm ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هرچه دیده بیند دل کند یاد -
@saraa-66 دشمن بقصد حافظ اگر دم زند چه باک منت خدای را که نیم شرمسار دوست
-
aida79 تا قفل قفس باز شد آن سوخته پر رفت
دلواپس ما بود ولیکن به سفر رفت -
نوشتهشده در ۲۳ دی ۱۳۹۷، ۱۷:۳۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@saraa-66
تا کی می صبوح و شکرخواب بامداد
هشیار گرد هان که گذشت اختیار عمر -
dlrm راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آن جا جــز آن که جـــان بسپارنـد چاره نیست -
نوشتهشده در ۲۳ دی ۱۳۹۷، ۱۷:۳۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@saraa-66
تورا توش هنر می باید اندوخت
حدیث زندگی می باید اموخت