Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. مشاوره تحصیلی
  3. بگو ک قوی بودی و شد
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
اشنایی با مهندسی صنایع
دانشجو شریفد
پاسخ: آشنایی با مهندسی صنایع
مشاوره تحصیلی
Routine Time 💫📒
Michael VeyM
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
فیزیک عمومی ۲ شایدم فیزیک یازدهم
RoverR
Topic thumbnail image
دانشگاهی
داشته هامون 😍✨
در حال بارگذاری...د
سلام شبتون بخیر چطورین رفقا؟! میخام یه چالش بزارم، نمیدونم قبلا همچین تاپیکی بوده یا نه ولی خب من ایجاد کردم دیگه..!😁 رفقا بیاین یه متن بنویسیم و هر جملش با این کلمه شروع بشه: "چقده خوبه که.." و داشته هامونو بگیم و خدامونو واسه اینکه تو زندگیمون داریمشون شکر کنیم..!✨❤ مثلا متن خودم: چقد خوبه که میتونم واسه هدفام تلاش کنم... چقد خوبه که وسط ناامیدی زیاد، بازم امید دارم... چقد خوبه که عضو انجمن آلا هستم و کلی رفیق دارم... چقد خوبه که انسانیت درونمو حس میکنم.. چقد خوبه که پیتزا و شیرکاکائو با تی تاپ درمون دردامه... چقد خوبه که قیمه اختراع شده... چقد خوبه که میتونم برم بیرون و خونوادم و رفیقامو بغل کنم... چقد خوبه که سالمم... چقد خوبه که خونوادم کنارمن... چقد خوبه که میتونم خودمو کارامو انجام بدم... چقد خوبه که داداشم هوامو دارم... چقد خوبه که ... چقد خوبه که بدنیا اومدم...! :)))) خدا برای همه ی "چقد خوبه ها که" شکرت..! بیاین یبار هم که شده بجای نداشته هامون، داشته هامونو بگیم..! پ.ن: تاپیک رو زدم بخش مشاوره ای، چون فکر میکنم واسه روحیه مون خیلی خوب باشه..! @دانش-آموزان-آلاء @راه-ابریشم-پرو-زیست @تجربی @دوازدهم @ریاضی-فیزیک @انسانیا @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @راه-ابریشم-پرو-شیمی @راه-ابریشم-پرو-ریاضیات-ریاضی @راه-ابریشم-پرو-فیزیک-کازرانیان @راه-ابریشم-پرو-ریاضی-تجربی
سوال مشاوره ای
دور سوم چالش ۲۱ روزه سحرخیزی آلایی‌ها 🤓🌞
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
کنکور فرهنگیان
im_mjgnI
زمان کنکور فرهنگیان تعویق خورده؟ @تجربیا @انسانیا
سوال مشاوره ای
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
زبان آلمانی
idiotequeI
درود میخواستم برای گرفتن مدرک B2 آلمانی آزمون بدم و انگلیسی مسلطم ولی با آلمانی کاملاً ناشناخته هستم کسی هست اینجا آلمانی بلد باشه و یا خونده باشه؟ میشه بهم کمک کنید فایل کتابی چیزی دارید؟ چون الان به کتاب های میشن هم دسترسی ندارم
سوال مشاوره ای
کمک کنید که موندم تو توراکس!
Michael VeyM
Topic thumbnail image
دانشگاهی
لطفا در مورد برنامه درسی راهنماییم کنید
im_mjgnI
Topic thumbnail image
سوال مشاوره ای
نکات و جمع بندی‌ 🦋زیست شناسی 🦋
wanderingW
🧩این تاپیک جهت یکجا بودن نکات مهم و جدول‌های جمع بندی درس زیست شناسی🧬 زده شده 🪄آزاد برای مشارکت عموم🪄 لطفا اسپم ندید تا نکات یکپارچه باشه.🙏
زیست شناسی
گلوکز
HakoH
اکسایش گلوکز برگشت پذیره؟ میشه واکنش و بگین @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
ماجرای خاکستر به عنوان پاک‌کننده
HakoH
ما گفتیم توی خاکستر فلزاتی داریم که با آب خاصیت بازی ایجاد میکنن پس اون موقع چربی حالت اسیدی داره که هم رو حل میکنن یا چی؟ @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
اشتباه پاسخنامه یا اشتباه عسل؟
HakoH
Topic thumbnail image
شیمی
یه سوال ساده!
HakoH
سلام سلام تفاوت‌ اسید چرب و استر بلند زنجیر چیه 😭😭 همش قاطی میکنمشون @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
واکنش فلز با اسید
HakoH
چرا فلزات در واکنش با اسید از کمترین ظرفیت خودشون استفاده میکنن؟ @دانش-آموزان-آلاء @ریاضیا @تجربیا
شیمی
رنگ اهک
HakoH
های وقتی به دریاچه ها اسید اهک اضافه می‌کنن آهک صورتیه یا کرمی ؟تو هر کتاب یه رنگه @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی

بگو ک قوی بودی و شد

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده مشاوره تحصیلی
75 دیدگاه‌ها 18 کاربران 4.3k بازدیدها 23 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • romisaR آفلاین
    romisaR آفلاین
    romisa
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #59

    یادمه سوم دبیرستان که بودم توو یکی از همین جلسات 5 نفره قلم چی _ که البته 40 نفره بود_ تقریبا 80 درصد بچه ها دلیل عدم موفقیتشون رو همین فضای مجازی گفتن......قبول دارم حرفاتونو
    اما من ار این فضا خیلی چیزا یاد گرفتم.....چن صد تا فایل مشاوره ای از سایتای دیگه .اگه نمیومدم اینجا ، از جو درس و کنکور شاید فاصله میگرفتم و .....
    ولی اگه هدف چت کردن باشه همه چی خراب میشه
    اما باز هم به همه توصیه میکنم اگه فقط حتی یه درصد احتمال میدن به ضررشون تموم میشه نیان اصلن

    بگرداند مرا آنکس که گردون را بگرداند...

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    4
    • D D.fateme.r

      @ایمورتال شما نظام جدیدی ن؟

      amirh_hmyfA آفلاین
      amirh_hmyfA آفلاین
      amirh_hmyf
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #60

      @D-fateme-r
      آره نظام جدیدم

      قرار نیست منو هرجایی پیدا کني
      فقط میتونی از دور تو اوج ببینی

      1 پاسخ آخرین پاسخ
      2
      • D D.fateme.r

        @ایمورتال انگار تکلیفم مشخص شد!
        فکر کنم سال دیگه اینجا از قوی بودن بنویسم! (:
        البته ب امید خدا

        amirh_hmyfA آفلاین
        amirh_hmyfA آفلاین
        amirh_hmyf
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #61

        @D-fateme-r
        منتظر اون روز خواهیم بود

        قرار نیست منو هرجایی پیدا کني
        فقط میتونی از دور تو اوج ببینی

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        2
        • romisaR آفلاین
          romisaR آفلاین
          romisa
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط romisa انجام شده
          #62

          گاهی وقتا خیلی دیر پی میبری به حقایق
          گاهی وقتا خیلیا رو دوست خودت میدونی اما در واقعیت اینطور نیست
          چه دیر متوجه میشی که عه آدمهایی هم توو انجمن وجود دارن که از ناراحتی و غمگین بودن تو خوشحالن و این بهت ثابت میشه
          چقد ناراحت میشی وقتی می فهمی بعضی آدما دارن توو همین جای کوچیک از کنکوری بودن بچه ها و از فشار و استرس کنکور روشون به نفع خودشون دارن سوء استفاده می کنن
          ضعف ادما غم هاشون ناراحتی هاشون برای بعضی دیگه خوشحال کننده باشه خیلی عجیبه
          تصمیم گرفتم که قوی باشم :) از نوع خودم
          با سراب هم میخواستم قوی باشم اما اشتباه بود :|
          گاهی میگی چه دیر فهمیدم
          اما عوضش چن تا تجربه جدید به زندگیت اضافه شد
          والله علیم بالذات الصدور
          فقط اوست دانا به راز سینه ها

          بگرداند مرا آنکس که گردون را بگرداند...

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          8
          • revivalR revival

            کمی فک کن،حالت عادی تو ی صفحه زیستو ی ساعت میخونی الان ۶۰۰صفحس،کلا اگ روزی هم ۲۰ساعت بخونی ۲۰۰ساعت داری،حتی ی پایه زیست هم نمیتونی بخونی!منطقی باش و بسال بعد فک کن....
            ی لحظه انگار تموم ارزوهام جلوی چشمم پرکشید،تموم خوشی های پدر و مادرم ک امسال میره چون خوب خونده،مسخره کردن بعضیا،تیکه هاو..همش داشت میومد جلوی چشمم.هرچی میگفتم باید تسلیم نشی و...اما یکی ته دلم میگفت ؛منطقی باش نمیشه!!اون لحظه یادمه اروم نشستم روی صندلی نفس عمیقی کشیدم،به حدی سرد شدم واسه درس خوندن ک انگارسالهاست اصلا مطالعه نکردم...یادمه گوشی رو آوردم دستم رفت روی ی اهنک غمیگین از افتخاری بود.اهنگی‌ک چندماه پیش اولشو گوشش داده بودم اما غمگین بود رهاش کرده بودم،خاطرات اونروز رو انداخت یادم با افسوس آلوده شده،بدتر ریختم بهمممم!
            بغض‌ گلوم رو گرفته بود،میخواستم داد بزنم،حسرت و...دیدم وسط آهنگ میگه؛
            ای چشم من گریان نباش،اینگونه اشک افشان نباش،درگردش گیتی رسد روزی به پایان هرغمی،دست نگار ما غم دل را گذارد مرحمیانقدر بهم فشار اومد ی لحظه سرم رو گذاشتم رو میز،مثل یک ضربان از اخر مغزم ب اول رفت،خیلییی ترسیدم گفتم نکنه اسیب ببینم،سریع اروم شدم،گفتم اصلا هرچی شده شده و از این جملات...تصمیم گرفتم حسرتشو نخورم و فقط فک کنم باید از این موقعیت خلاص شدم؛افتادم یاد حرف استادم:فقط وقتی عزراییل رو دیدی ....
            خواهرم اومد خونمون،گفت علی واست ۱۲۴هزار صلوات نذر کردم مطمئنم امسال قبولی!اول کمی اعصابم خورد شد دوباره ک همه این همه واسشون مهمه من چه کردم این مدت،کجا بودم؟؟؟بعد گفتم با خودم؛عاقا اصلا هستی ته ی دره،وای میسی تا بمیری یا ی کاری میکنی؟قوانین واسه حالت عادین،افتادم یاد ی مستند ک...
            (اتمام پارت۲)

            revivalR آفلاین
            revivalR آفلاین
            revival
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #63

            revival در بگو ک قوی بودی و شد گفته است:

            کمی فک کن،حالت عادی تو ی صفحه زیستو ی ساعت میخونی الان ۶۰۰صفحس،کلا اگ روزی هم ۲۰ساعت بخونی ۲۰۰ساعت داری،حتی ی پایه زیست هم نمیتونی بخونی!منطقی باش و بسال بعد فک کن....
            ی لحظه انگار تموم ارزوهام جلوی چشمم پرکشید،تموم خوشی های پدر و مادرم ک امسال میره چون خوب خونده،مسخره کردن بعضیا،تیکه هاو..همش داشت میومد جلوی چشمم.هرچی میگفتم باید تسلیم نشی و...اما یکی ته دلم میگفت ؛منطقی باش نمیشه!!اون لحظه یادمه اروم نشستم روی صندلی نفس عمیقی کشیدم،به حدی سرد شدم واسه درس خوندن ک انگارسالهاست اصلا مطالعه نکردم...یادمه گوشی رو آوردم دستم رفت روی ی اهنک غمیگین از افتخاری بود.اهنگی‌ک چندماه پیش اولشو گوشش داده بودم اما غمگین بود رهاش کرده بودم،خاطرات اونروز رو انداخت یادم با افسوس آلوده شده،بدتر ریختم بهمممم!
            بغض‌ گلوم رو گرفته بود،میخواستم داد بزنم،حسرت و...دیدم وسط آهنگ میگه؛
            ای چشم من گریان نباش،اینگونه اشک افشان نباش،درگردش گیتی رسد روزی به پایان هرغمی،دست نگار ما غم دل را گذارد مرحمیانقدر بهم فشار اومد ی لحظه سرم رو گذاشتم رو میز،مثل یک ضربان از اخر مغزم ب اول رفت،خیلییی ترسیدم گفتم نکنه اسیب ببینم،سریع اروم شدم،گفتم اصلا هرچی شده شده و از این جملات...تصمیم گرفتم حسرتشو نخورم و فقط فک کنم باید از این موقعیت خلاص شدم؛افتادم یاد حرف استادم:فقط وقتی عزراییل رو دیدی ....
            خواهرم اومد خونمون،گفت علی واست ۱۲۴هزار صلوات نذر کردم مطمئنم امسال قبولی!اول کمی اعصابم خورد شد دوباره ک همه این همه واسشون مهمه من چه کردم این مدت،کجا بودم؟؟؟بعد گفتم با خودم؛عاقا اصلا هستی ته ی دره،وای میسی تا بمیری یا ی کاری میکنی؟قوانین واسه حالت عادین،افتادم یاد ی مستند ک...
            (اتمام پارت۲)

            ادم از گذشته غالبا یع تصویر تار ازش میمونه توی ذهن،چقدر خوب بود ک نوشته بودمش همش تداعی شد،چقدر خوب شد ک اومد بالا تاپیک👍

            revivalR 1 پاسخ آخرین پاسخ
            3
            • sonicS آفلاین
              sonicS آفلاین
              sonic
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #64

              پارسال بود معلمام تعریفی نداشتن و منم کنکوری...
              آبجیم بهم گفت که یه سایتی پیدا کرده با معلمای فوق العاده که تدریس میکنن مباحث دبیرستانو ... بهم ادرس اینجارو داد و گفت بیام ...
              اما بهش گفتم که کنکوری که مجازی نمیره... من با تکنولوژی قهرم... نمیرم...
              بهم گفت فقط واسه درس خوندن برو و تبادل اطلاعات ... تکنولوژی همش که بد نیست ...
              مرغم یه پا داشت میگفتم من یه ارتش تک نفرم تنهایی میتونم از پس کنکور بر بیام ... مباحث ریاضی و فیزیکو نمیفهمیدم اما بازم میگفتم همین که مجازی نمیرم از خیلیا جلوترم... چه اشتباهی...
              خلاصش کنم... ارتش تک نفره بعد عید مقاومتو حذف کرد . خازنو و مثلثات و خیلی چیزای دیگه... ارتش تک نفره به 40 درصد ریاضی و فیزیک راضی شده بود ... از معلماش یاد نمیگرفت اما بازم مقاومت میکرد در برابر اومدن به مجازی و یاد گرفتن... تهش؟ هیچی ارتش تک نفره کنکور داد ... جوابش اومد .. اون شکست خورده بود...
              تمام تابستونو گریه کرد... همش... صبحا قبل صبحونه اشک میریخت و غصه میخورد.. یه هفته مونده بود به مهر ... کامپیوترو روشن کرد... اومد الا چندتا فیلم ریاضی دید... چندتا فیزیک دید چقدر خازن اسونه ... چقدر مثلثات اسونه... دید مباحثی که یه سااال واسه یاد گرفتنشون جون کنده تو ده دیقه یاد میگیره... لبخند زد ... دستشو گذاشت رو زانو هاش و بلند شد... با خودش گفت اینبار دیگه نمیبازم... وقتی نابودیو با چشام میدیدم و روزی صدبار از خدا ارزوی مرگ میکردم آلا امیدو بهم هدیه داد... اون سال فهمیدم:
              هم افراط هم تفریط نتیجش فقط باخته ...

              ای دل غم دیده حالت به شود دل بد مکن:)

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              7
              • D D.fateme.r

                میخوام بنویسم:upside-down_face:
                اخرین باری ک تو مجازی از خودم نوشتم یادم نیست کی بود
                یادم نیست چرا نوشتم
                حتی شاید قسم خورده بودم ک دیگ تو مجازی ننویسم!
                ولی هیچ چیز یادم نیست
                ن ک تو 18 سالگی فراموشی گرفته باشما ن
                خودم میخواستم ک خاطرات مجازی رو دفن کنم و چقدر ذوق مرگ میشم وقتی میفهمم نمیتونم ب یاد بیارم :upside-down_face:
                فکر کنم چهار پنج سالم بود ک کامپیوتر اومد خونمون!
                من ی دختر چهار پنج ساله بودم ک خیلی زود یاد گرفتم چطوری با کامپیوتر کار کنم!
                مث ی عطش میموند!
                من تشنه ی تکنولوژی بودم و سیر نمیشدم
                بین همه ی عروسکام ، اون ماشینِ زشتِ دو بعدیِ بامزه ک تو بازی کامپیوتری بود منو ب خودش جذب میکرد...
                چند سال بعد ی مهمون ناخونده ی جدید اومد...اینترنت!
                و من بازم زود یاد گرفتم چطوری تو سایت های چرتِ مجازی چرخ بزنم...یاد گرفتم چطوری میتونم بفهمم فلان سلیبریتی تو فلان مراسم چی تنش بود...اخ ک چ ذوقی داشت بازی های دخترونه ی مجازی!و من چقدر احمق بودم ک لذتِ بازی تو دنیای واقعی رو با دنیای مجازی عوض میکردم...
                من حتی بچگیمو تو مجازی کُشتم :upside-down_face:
                حالم بهم میخوره از چیزی ک از خودم ساختم
                اره حالم از کسی ک الان داری نوشتشو میخونی بهم میخوره!
                من دنیامو پای نت باختم حاجی :upside-down_face:
                من ارزو هامو اینجا یکی یکی دفن کردم
                من همونی بودم ک شیمی رو 100 میزد ولی الان دارم ب 34 درصد شیمیِ تو کارنامم نگاه میکنم...
                من همونی بودم معلمای دبستانم میگفتن استعدادت تو ریاضی فوق العادست...همونی ک معلمم تو دفترخاطراتم نوشته از این ک با من تو کلاس ریاضی بوده لذت میبرده! و همونیم ک ب 33 درصد ریاضی لبخند میزنه :upside-down_face:
                وای ک چ ذوقی داشت وقتی تو آزمون اول قلمچی زیست 70 درصد زدم...
                آخ ک چقدر مامانم خوشحال شد وقتی بهش قول دادم دارو قبول میشم...
                0_1533126650004_Capture84.PNG
                هی اینا رو نگفتم ک بخوام فاز بیام
                من تو این مجازیِ لعنتی پیر شدم...یادم نمیره روزایی ک تو تلگرام تلف شد...یادم نمیره غریبه های مجازی ک بخاطرشون با آیندم بازی کردم...یادم نمیره ک خوشحالیِ خونوادمو با چی عوض کردم... یادم نمیره حتی ب خودم دروغ گفتم...یادم نمیره حتی زیر قولی زدم ک با خدا بسته بودم...
                بذا ی چیزی بهت بگم
                اینجا جهنمِ ن مجازی!
                من کیم؟ من همونیم ک تو آتیش این جهنم سوخته!
                اینا رو گفتم ک شاید تویی ک داری حرفامو میخونی ب خودت بیای و زود تر خودتو از اینجا خلاص کنی...
                من ی بازنده ام رفیق!
                من ی بازنده ی بازندم...
                میدونی قسمت تلخش کجاست؟این ک شاید وابستگیم ب نت 90 درصدِ دلیل باختنم بوده!

                نگو ک هیچ تلاشی واسه کم کردن وابستگیم نکردم
                چرا من خواستم کنار بذارمش
                من قسم خوردم ک دیگ تو حرف زدنام مراعات میکنم
                من قسم خوردم ک حتی شکل حرف زدن و تایپ کردنم رو هم عوض میکنم
                من قسم خوردم ک دیگ میذارمش کنار
                ولی زدم زیرش :upside-down_face:
                این آخر قصه ی منِ
                ولی ب خودت بیا
                نذار آخر قصه ی تو مثل من شه...:upside-down_face:

                ice.girlI آفلاین
                ice.girlI آفلاین
                ice.girl
                دانش آموزان آلاء
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #65

                @D-fateme-r چی چیو اخرشه ؟ نمیخوای بیخیالش بشی
                ؟

                D 1 پاسخ آخرین پاسخ
                2
                • ice.girlI ice.girl

                  @D-fateme-r چی چیو اخرشه ؟ نمیخوای بیخیالش بشی
                  ؟

                  D آفلاین
                  D آفلاین
                  D.fateme.r
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط D.fateme.r انجام شده
                  #66

                  @Lovely فکر نمیکردم دوباره تو این تایپیک تگ شم ((:
                  نه دوست عزیز اون پست مال مرداد بود ... روزایی ک انتخاب رشته کرده بودم و 99 درصد احتمال قبولیم میرفت (((:
                  من الان پشت کنکورم ((:
                  یعنی خدا ی فرصت دوباره بهم داده ((:

                  ice.girlI 1 پاسخ آخرین پاسخ
                  3
                  • T آفلاین
                    T آفلاین
                    text
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #67

                    من موفقیتی که براش خیلی زحمت کشیدم و نتیجشو دیدم رو هیچ وقت فراموش نمیکنم
                    متوسطه اول که بودم هر روز تا دو بودیم من وقتی بر میگشتم خونه پنج دقیقه ای غذامو میخوردم و دوونیم اماده میشدم میرفتم باشگاه
                    خدا شاهده این برنامه یک ماه من بود اونم هرروز....داشتم برا ازمون کمربند اماده میشدم میخواستم دان دو بگیرم و روزی که بهم گفتن قبولی رو هیچ وقت فراموش نمیکنم امیدوارم این حس برای کنکورمم تکرار شه

                    ice.girlI 1 پاسخ آخرین پاسخ
                    6
                    • hildaH آفلاین
                      hildaH آفلاین
                      hilda
                      دانش آموزان آلاء
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #68

                      خدایا سرنوشت کسیو طوری نکن که از موفقیت به شکست برسه من ی دروغگو هستم خودم خودمو دارم گول میزنم بنظرم واقعا درست بشو نیستم دیگه از این حالت نمی تونم بیرون بیام احساس شکست پوچی میکنم گاهی اوقات دوست ندارم حتی زنده باشم بارها تصمیم گرفتم عوض شم همون ادم قبل شم ولی نمیدونم چطور شده نمیشه انگار تواین نقطه از زندگیم قفل شدم من نتونستم نمی تونم خوشحالم شما تونستین .

                      romisaR 1 پاسخ آخرین پاسخ
                      5
                      • hildaH hilda

                        خدایا سرنوشت کسیو طوری نکن که از موفقیت به شکست برسه من ی دروغگو هستم خودم خودمو دارم گول میزنم بنظرم واقعا درست بشو نیستم دیگه از این حالت نمی تونم بیرون بیام احساس شکست پوچی میکنم گاهی اوقات دوست ندارم حتی زنده باشم بارها تصمیم گرفتم عوض شم همون ادم قبل شم ولی نمیدونم چطور شده نمیشه انگار تواین نقطه از زندگیم قفل شدم من نتونستم نمی تونم خوشحالم شما تونستین .

                        romisaR آفلاین
                        romisaR آفلاین
                        romisa
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #69

                        mhilda
                        برای تغییر اول باید اونی که هستی رو قبول کنی و بعد کم کم بهترش کنی

                        بگرداند مرا آنکس که گردون را بگرداند...

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        4
                        • D D.fateme.r

                          @Lovely فکر نمیکردم دوباره تو این تایپیک تگ شم ((:
                          نه دوست عزیز اون پست مال مرداد بود ... روزایی ک انتخاب رشته کرده بودم و 99 درصد احتمال قبولیم میرفت (((:
                          من الان پشت کنکورم ((:
                          یعنی خدا ی فرصت دوباره بهم داده ((:

                          ice.girlI آفلاین
                          ice.girlI آفلاین
                          ice.girl
                          دانش آموزان آلاء
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #70

                          @D-fateme-r عه خداروشکر ترسیدم یهو

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          1
                          • T text

                            من موفقیتی که براش خیلی زحمت کشیدم و نتیجشو دیدم رو هیچ وقت فراموش نمیکنم
                            متوسطه اول که بودم هر روز تا دو بودیم من وقتی بر میگشتم خونه پنج دقیقه ای غذامو میخوردم و دوونیم اماده میشدم میرفتم باشگاه
                            خدا شاهده این برنامه یک ماه من بود اونم هرروز....داشتم برا ازمون کمربند اماده میشدم میخواستم دان دو بگیرم و روزی که بهم گفتن قبولی رو هیچ وقت فراموش نمیکنم امیدوارم این حس برای کنکورمم تکرار شه

                            ice.girlI آفلاین
                            ice.girlI آفلاین
                            ice.girl
                            دانش آموزان آلاء
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #71

                            text ان شالله

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            1
                            • revivalR revival

                              revival در بگو ک قوی بودی و شد گفته است:

                              کمی فک کن،حالت عادی تو ی صفحه زیستو ی ساعت میخونی الان ۶۰۰صفحس،کلا اگ روزی هم ۲۰ساعت بخونی ۲۰۰ساعت داری،حتی ی پایه زیست هم نمیتونی بخونی!منطقی باش و بسال بعد فک کن....
                              ی لحظه انگار تموم ارزوهام جلوی چشمم پرکشید،تموم خوشی های پدر و مادرم ک امسال میره چون خوب خونده،مسخره کردن بعضیا،تیکه هاو..همش داشت میومد جلوی چشمم.هرچی میگفتم باید تسلیم نشی و...اما یکی ته دلم میگفت ؛منطقی باش نمیشه!!اون لحظه یادمه اروم نشستم روی صندلی نفس عمیقی کشیدم،به حدی سرد شدم واسه درس خوندن ک انگارسالهاست اصلا مطالعه نکردم...یادمه گوشی رو آوردم دستم رفت روی ی اهنک غمیگین از افتخاری بود.اهنگی‌ک چندماه پیش اولشو گوشش داده بودم اما غمگین بود رهاش کرده بودم،خاطرات اونروز رو انداخت یادم با افسوس آلوده شده،بدتر ریختم بهمممم!
                              بغض‌ گلوم رو گرفته بود،میخواستم داد بزنم،حسرت و...دیدم وسط آهنگ میگه؛
                              ای چشم من گریان نباش،اینگونه اشک افشان نباش،درگردش گیتی رسد روزی به پایان هرغمی،دست نگار ما غم دل را گذارد مرحمیانقدر بهم فشار اومد ی لحظه سرم رو گذاشتم رو میز،مثل یک ضربان از اخر مغزم ب اول رفت،خیلییی ترسیدم گفتم نکنه اسیب ببینم،سریع اروم شدم،گفتم اصلا هرچی شده شده و از این جملات...تصمیم گرفتم حسرتشو نخورم و فقط فک کنم باید از این موقعیت خلاص شدم؛افتادم یاد حرف استادم:فقط وقتی عزراییل رو دیدی ....
                              خواهرم اومد خونمون،گفت علی واست ۱۲۴هزار صلوات نذر کردم مطمئنم امسال قبولی!اول کمی اعصابم خورد شد دوباره ک همه این همه واسشون مهمه من چه کردم این مدت،کجا بودم؟؟؟بعد گفتم با خودم؛عاقا اصلا هستی ته ی دره،وای میسی تا بمیری یا ی کاری میکنی؟قوانین واسه حالت عادین،افتادم یاد ی مستند ک...
                              (اتمام پارت۲)

                              ادم از گذشته غالبا یع تصویر تار ازش میمونه توی ذهن،چقدر خوب بود ک نوشته بودمش همش تداعی شد،چقدر خوب شد ک اومد بالا تاپیک👍

                              revivalR آفلاین
                              revivalR آفلاین
                              revival
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط revival انجام شده
                              #72

                              revival در بگو ک قوی بودی و شد گفته است:

                              revival در بگو ک قوی بودی و شد گفته است:

                              کمی فک کن،حالت عادی تو ی صفحه زیستو ی ساعت میخونی الان ۶۰۰صفحس،کلا اگ روزی هم ۲۰ساعت بخونی ۲۰۰ساعت داری،حتی ی پایه زیست هم نمیتونی بخونی!منطقی باش و بسال بعد فک کن....
                              ی لحظه انگار تموم ارزوهام جلوی چشمم پرکشید،تموم خوشی های پدر و مادرم ک امسال میره چون خوب خونده،مسخره کردن بعضیا،تیکه هاو..همش داشت میومد جلوی چشمم.هرچی میگفتم باید تسلیم نشی و...اما یکی ته دلم میگفت ؛منطقی باش نمیشه!!اون لحظه یادمه اروم نشستم روی صندلی نفس عمیقی کشیدم،به حدی سرد شدم واسه درس خوندن ک انگارسالهاست اصلا مطالعه نکردم...یادمه گوشی رو آوردم دستم رفت روی ی اهنک غمیگین از افتخاری بود.اهنگی‌ک چندماه پیش اولشو گوشش داده بودم اما غمگین بود رهاش کرده بودم،خاطرات اونروز رو انداخت یادم با افسوس آلوده شده،بدتر ریختم بهمممم!
                              بغض‌ گلوم رو گرفته بود،میخواستم داد بزنم،حسرت و...دیدم وسط آهنگ میگه؛
                              ای چشم من گریان نباش،اینگونه اشک افشان نباش،درگردش گیتی رسد روزی به پایان هرغمی،دست نگار ما غم دل را گذارد مرحمیانقدر بهم فشار اومد ی لحظه سرم رو گذاشتم رو میز،مثل یک ضربان از اخر مغزم ب اول رفت،خیلییی ترسیدم گفتم نکنه اسیب ببینم،سریع اروم شدم،گفتم اصلا هرچی شده شده و از این جملات...تصمیم گرفتم حسرتشو نخورم و فقط فک کنم باید از این موقعیت خلاص شدم؛افتادم یاد حرف استادم:فقط وقتی عزراییل رو دیدی ....
                              خواهرم اومد خونمون،گفت علی واست ۱۲۴هزار صلوات نذر کردم مطمئنم امسال قبولی!اول کمی اعصابم خورد شد دوباره ک همه این همه واسشون مهمه من چه کردم این مدت،کجا بودم؟؟؟بعد گفتم با خودم؛عاقا اصلا هستی ته ی دره،وای میسی تا بمیری یا ی کاری میکنی؟قوانین واسه حالت عادین،افتادم یاد ی مستند ک...

                              و قسم ب زمانیکه تاریخ تکرار میشود😐

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              5
                              • romisaR آفلاین
                                romisaR آفلاین
                                romisa
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #73

                                چی کار کنم از این تاپیکا خوشم‌میاد خب💝😂

                                UP
                                دانش-آموزان-آلاء

                                بگرداند مرا آنکس که گردون را بگرداند...

                                D 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                7
                                • D D.fateme.r

                                  میخوام بنویسم:upside-down_face:
                                  اخرین باری ک تو مجازی از خودم نوشتم یادم نیست کی بود
                                  یادم نیست چرا نوشتم
                                  حتی شاید قسم خورده بودم ک دیگ تو مجازی ننویسم!
                                  ولی هیچ چیز یادم نیست
                                  ن ک تو 18 سالگی فراموشی گرفته باشما ن
                                  خودم میخواستم ک خاطرات مجازی رو دفن کنم و چقدر ذوق مرگ میشم وقتی میفهمم نمیتونم ب یاد بیارم :upside-down_face:
                                  فکر کنم چهار پنج سالم بود ک کامپیوتر اومد خونمون!
                                  من ی دختر چهار پنج ساله بودم ک خیلی زود یاد گرفتم چطوری با کامپیوتر کار کنم!
                                  مث ی عطش میموند!
                                  من تشنه ی تکنولوژی بودم و سیر نمیشدم
                                  بین همه ی عروسکام ، اون ماشینِ زشتِ دو بعدیِ بامزه ک تو بازی کامپیوتری بود منو ب خودش جذب میکرد...
                                  چند سال بعد ی مهمون ناخونده ی جدید اومد...اینترنت!
                                  و من بازم زود یاد گرفتم چطوری تو سایت های چرتِ مجازی چرخ بزنم...یاد گرفتم چطوری میتونم بفهمم فلان سلیبریتی تو فلان مراسم چی تنش بود...اخ ک چ ذوقی داشت بازی های دخترونه ی مجازی!و من چقدر احمق بودم ک لذتِ بازی تو دنیای واقعی رو با دنیای مجازی عوض میکردم...
                                  من حتی بچگیمو تو مجازی کُشتم :upside-down_face:
                                  حالم بهم میخوره از چیزی ک از خودم ساختم
                                  اره حالم از کسی ک الان داری نوشتشو میخونی بهم میخوره!
                                  من دنیامو پای نت باختم حاجی :upside-down_face:
                                  من ارزو هامو اینجا یکی یکی دفن کردم
                                  من همونی بودم ک شیمی رو 100 میزد ولی الان دارم ب 34 درصد شیمیِ تو کارنامم نگاه میکنم...
                                  من همونی بودم معلمای دبستانم میگفتن استعدادت تو ریاضی فوق العادست...همونی ک معلمم تو دفترخاطراتم نوشته از این ک با من تو کلاس ریاضی بوده لذت میبرده! و همونیم ک ب 33 درصد ریاضی لبخند میزنه :upside-down_face:
                                  وای ک چ ذوقی داشت وقتی تو آزمون اول قلمچی زیست 70 درصد زدم...
                                  آخ ک چقدر مامانم خوشحال شد وقتی بهش قول دادم دارو قبول میشم...
                                  0_1533126650004_Capture84.PNG
                                  هی اینا رو نگفتم ک بخوام فاز بیام
                                  من تو این مجازیِ لعنتی پیر شدم...یادم نمیره روزایی ک تو تلگرام تلف شد...یادم نمیره غریبه های مجازی ک بخاطرشون با آیندم بازی کردم...یادم نمیره ک خوشحالیِ خونوادمو با چی عوض کردم... یادم نمیره حتی ب خودم دروغ گفتم...یادم نمیره حتی زیر قولی زدم ک با خدا بسته بودم...
                                  بذا ی چیزی بهت بگم
                                  اینجا جهنمِ ن مجازی!
                                  من کیم؟ من همونیم ک تو آتیش این جهنم سوخته!
                                  اینا رو گفتم ک شاید تویی ک داری حرفامو میخونی ب خودت بیای و زود تر خودتو از اینجا خلاص کنی...
                                  من ی بازنده ام رفیق!
                                  من ی بازنده ی بازندم...
                                  میدونی قسمت تلخش کجاست؟این ک شاید وابستگیم ب نت 90 درصدِ دلیل باختنم بوده!

                                  نگو ک هیچ تلاشی واسه کم کردن وابستگیم نکردم
                                  چرا من خواستم کنار بذارمش
                                  من قسم خوردم ک دیگ تو حرف زدنام مراعات میکنم
                                  من قسم خوردم ک حتی شکل حرف زدن و تایپ کردنم رو هم عوض میکنم
                                  من قسم خوردم ک دیگ میذارمش کنار
                                  ولی زدم زیرش :upside-down_face:
                                  این آخر قصه ی منِ
                                  ولی ب خودت بیا
                                  نذار آخر قصه ی تو مثل من شه...:upside-down_face:

                                  D آفلاین
                                  D آفلاین
                                  D.fateme.r
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #74

                                  @d-fateme-r در بگو ک قوی بودی و شد گفته است:

                                  میخوام بنویسم:upside-down_face:
                                  اخرین باری ک تو مجازی از خودم نوشتم یادم نیست کی بود
                                  یادم نیست چرا نوشتم
                                  حتی شاید قسم خورده بودم ک دیگ تو مجازی ننویسم!
                                  ولی هیچ چیز یادم نیست
                                  ن ک تو 18 سالگی فراموشی گرفته باشما ن
                                  خودم میخواستم ک خاطرات مجازی رو دفن کنم و چقدر ذوق مرگ میشم وقتی میفهمم نمیتونم ب یاد بیارم :upside-down_face:
                                  فکر کنم چهار پنج سالم بود ک کامپیوتر اومد خونمون!
                                  من ی دختر چهار پنج ساله بودم ک خیلی زود یاد گرفتم چطوری با کامپیوتر کار کنم!
                                  مث ی عطش میموند!
                                  من تشنه ی تکنولوژی بودم و سیر نمیشدم
                                  بین همه ی عروسکام ، اون ماشینِ زشتِ دو بعدیِ بامزه ک تو بازی کامپیوتری بود منو ب خودش جذب میکرد...
                                  چند سال بعد ی مهمون ناخونده ی جدید اومد...اینترنت!
                                  و من بازم زود یاد گرفتم چطوری تو سایت های چرتِ مجازی چرخ بزنم...یاد گرفتم چطوری میتونم بفهمم فلان سلیبریتی تو فلان مراسم چی تنش بود...اخ ک چ ذوقی داشت بازی های دخترونه ی مجازی!و من چقدر احمق بودم ک لذتِ بازی تو دنیای واقعی رو با دنیای مجازی عوض میکردم...
                                  من حتی بچگیمو تو مجازی کُشتم :upside-down_face:
                                  حالم بهم میخوره از چیزی ک از خودم ساختم
                                  اره حالم از کسی ک الان داری نوشتشو میخونی بهم میخوره!
                                  من دنیامو پای نت باختم حاجی :upside-down_face:
                                  من ارزو هامو اینجا یکی یکی دفن کردم
                                  من همونی بودم ک شیمی رو 100 میزد ولی الان دارم ب 34 درصد شیمیِ تو کارنامم نگاه میکنم...
                                  من همونی بودم معلمای دبستانم میگفتن استعدادت تو ریاضی فوق العادست...همونی ک معلمم تو دفترخاطراتم نوشته از این ک با من تو کلاس ریاضی بوده لذت میبرده! و همونیم ک ب 33 درصد ریاضی لبخند میزنه :upside-down_face:
                                  وای ک چ ذوقی داشت وقتی تو آزمون اول قلمچی زیست 70 درصد زدم...
                                  آخ ک چقدر مامانم خوشحال شد وقتی بهش قول دادم دارو قبول میشم...
                                  0_1533126650004_Capture84.PNG
                                  هی اینا رو نگفتم ک بخوام فاز بیام
                                  من تو این مجازیِ لعنتی پیر شدم...یادم نمیره روزایی ک تو تلگرام تلف شد...یادم نمیره غریبه های مجازی ک بخاطرشون با آیندم بازی کردم...یادم نمیره ک خوشحالیِ خونوادمو با چی عوض کردم... یادم نمیره حتی ب خودم دروغ گفتم...یادم نمیره حتی زیر قولی زدم ک با خدا بسته بودم...
                                  بذا ی چیزی بهت بگم
                                  اینجا جهنمِ ن مجازی!
                                  من کیم؟ من همونیم ک تو آتیش این جهنم سوخته!
                                  اینا رو گفتم ک شاید تویی ک داری حرفامو میخونی ب خودت بیای و زود تر خودتو از اینجا خلاص کنی...
                                  من ی بازنده ام رفیق!
                                  من ی بازنده ی بازندم...
                                  میدونی قسمت تلخش کجاست؟این ک شاید وابستگیم ب نت 90 درصدِ دلیل باختنم بوده!

                                  نگو ک هیچ تلاشی واسه کم کردن وابستگیم نکردم
                                  چرا من خواستم کنار بذارمش
                                  من قسم خوردم ک دیگ تو حرف زدنام مراعات میکنم
                                  من قسم خوردم ک حتی شکل حرف زدن و تایپ کردنم رو هم عوض میکنم
                                  من قسم خوردم ک دیگ میذارمش کنار
                                  ولی زدم زیرش :upside-down_face:
                                  این آخر قصه ی منِ
                                  ولی ب خودت بیا
                                  نذار آخر قصه ی تو مثل من شه...:upside-down_face:

                                  لازمه بگم یکم یواش تر حاجی 😂

                                  ali s 1A romisaR 2 پاسخ آخرین پاسخ
                                  4
                                  • D D.fateme.r

                                    میخوام بنویسم:upside-down_face:
                                    اخرین باری ک تو مجازی از خودم نوشتم یادم نیست کی بود
                                    یادم نیست چرا نوشتم
                                    حتی شاید قسم خورده بودم ک دیگ تو مجازی ننویسم!
                                    ولی هیچ چیز یادم نیست
                                    ن ک تو 18 سالگی فراموشی گرفته باشما ن
                                    خودم میخواستم ک خاطرات مجازی رو دفن کنم و چقدر ذوق مرگ میشم وقتی میفهمم نمیتونم ب یاد بیارم :upside-down_face:
                                    فکر کنم چهار پنج سالم بود ک کامپیوتر اومد خونمون!
                                    من ی دختر چهار پنج ساله بودم ک خیلی زود یاد گرفتم چطوری با کامپیوتر کار کنم!
                                    مث ی عطش میموند!
                                    من تشنه ی تکنولوژی بودم و سیر نمیشدم
                                    بین همه ی عروسکام ، اون ماشینِ زشتِ دو بعدیِ بامزه ک تو بازی کامپیوتری بود منو ب خودش جذب میکرد...
                                    چند سال بعد ی مهمون ناخونده ی جدید اومد...اینترنت!
                                    و من بازم زود یاد گرفتم چطوری تو سایت های چرتِ مجازی چرخ بزنم...یاد گرفتم چطوری میتونم بفهمم فلان سلیبریتی تو فلان مراسم چی تنش بود...اخ ک چ ذوقی داشت بازی های دخترونه ی مجازی!و من چقدر احمق بودم ک لذتِ بازی تو دنیای واقعی رو با دنیای مجازی عوض میکردم...
                                    من حتی بچگیمو تو مجازی کُشتم :upside-down_face:
                                    حالم بهم میخوره از چیزی ک از خودم ساختم
                                    اره حالم از کسی ک الان داری نوشتشو میخونی بهم میخوره!
                                    من دنیامو پای نت باختم حاجی :upside-down_face:
                                    من ارزو هامو اینجا یکی یکی دفن کردم
                                    من همونی بودم ک شیمی رو 100 میزد ولی الان دارم ب 34 درصد شیمیِ تو کارنامم نگاه میکنم...
                                    من همونی بودم معلمای دبستانم میگفتن استعدادت تو ریاضی فوق العادست...همونی ک معلمم تو دفترخاطراتم نوشته از این ک با من تو کلاس ریاضی بوده لذت میبرده! و همونیم ک ب 33 درصد ریاضی لبخند میزنه :upside-down_face:
                                    وای ک چ ذوقی داشت وقتی تو آزمون اول قلمچی زیست 70 درصد زدم...
                                    آخ ک چقدر مامانم خوشحال شد وقتی بهش قول دادم دارو قبول میشم...
                                    0_1533126650004_Capture84.PNG
                                    هی اینا رو نگفتم ک بخوام فاز بیام
                                    من تو این مجازیِ لعنتی پیر شدم...یادم نمیره روزایی ک تو تلگرام تلف شد...یادم نمیره غریبه های مجازی ک بخاطرشون با آیندم بازی کردم...یادم نمیره ک خوشحالیِ خونوادمو با چی عوض کردم... یادم نمیره حتی ب خودم دروغ گفتم...یادم نمیره حتی زیر قولی زدم ک با خدا بسته بودم...
                                    بذا ی چیزی بهت بگم
                                    اینجا جهنمِ ن مجازی!
                                    من کیم؟ من همونیم ک تو آتیش این جهنم سوخته!
                                    اینا رو گفتم ک شاید تویی ک داری حرفامو میخونی ب خودت بیای و زود تر خودتو از اینجا خلاص کنی...
                                    من ی بازنده ام رفیق!
                                    من ی بازنده ی بازندم...
                                    میدونی قسمت تلخش کجاست؟این ک شاید وابستگیم ب نت 90 درصدِ دلیل باختنم بوده!

                                    نگو ک هیچ تلاشی واسه کم کردن وابستگیم نکردم
                                    چرا من خواستم کنار بذارمش
                                    من قسم خوردم ک دیگ تو حرف زدنام مراعات میکنم
                                    من قسم خوردم ک حتی شکل حرف زدن و تایپ کردنم رو هم عوض میکنم
                                    من قسم خوردم ک دیگ میذارمش کنار
                                    ولی زدم زیرش :upside-down_face:
                                    این آخر قصه ی منِ
                                    ولی ب خودت بیا
                                    نذار آخر قصه ی تو مثل من شه...:upside-down_face:

                                    D آفلاین
                                    D آفلاین
                                    D.fateme.r
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #75

                                    @d-fateme-r در بگو ک قوی بودی و شد گفته است:

                                    میخوام بنویسم:upside-down_face:
                                    اخرین باری ک تو مجازی از خودم نوشتم یادم نیست کی بود
                                    یادم نیست چرا نوشتم
                                    حتی شاید قسم خورده بودم ک دیگ تو مجازی ننویسم!
                                    ولی هیچ چیز یادم نیست
                                    ن ک تو 18 سالگی فراموشی گرفته باشما ن
                                    خودم میخواستم ک خاطرات مجازی رو دفن کنم و چقدر ذوق مرگ میشم وقتی میفهمم نمیتونم ب یاد بیارم :upside-down_face:
                                    فکر کنم چهار پنج سالم بود ک کامپیوتر اومد خونمون!
                                    من ی دختر چهار پنج ساله بودم ک خیلی زود یاد گرفتم چطوری با کامپیوتر کار کنم!
                                    مث ی عطش میموند!
                                    من تشنه ی تکنولوژی بودم و سیر نمیشدم
                                    بین همه ی عروسکام ، اون ماشینِ زشتِ دو بعدیِ بامزه ک تو بازی کامپیوتری بود منو ب خودش جذب میکرد...
                                    چند سال بعد ی مهمون ناخونده ی جدید اومد...اینترنت!
                                    و من بازم زود یاد گرفتم چطوری تو سایت های چرتِ مجازی چرخ بزنم...یاد گرفتم چطوری میتونم بفهمم فلان سلیبریتی تو فلان مراسم چی تنش بود...اخ ک چ ذوقی داشت بازی های دخترونه ی مجازی!و من چقدر احمق بودم ک لذتِ بازی تو دنیای واقعی رو با دنیای مجازی عوض میکردم...
                                    من حتی بچگیمو تو مجازی کُشتم :upside-down_face:
                                    حالم بهم میخوره از چیزی ک از خودم ساختم
                                    اره حالم از کسی ک الان داری نوشتشو میخونی بهم میخوره!
                                    من دنیامو پای نت باختم حاجی :upside-down_face:
                                    من ارزو هامو اینجا یکی یکی دفن کردم
                                    من همونی بودم ک شیمی رو 100 میزد ولی الان دارم ب 34 درصد شیمیِ تو کارنامم نگاه میکنم...
                                    من همونی بودم معلمای دبستانم میگفتن استعدادت تو ریاضی فوق العادست...همونی ک معلمم تو دفترخاطراتم نوشته از این ک با من تو کلاس ریاضی بوده لذت میبرده! و همونیم ک ب 33 درصد ریاضی لبخند میزنه :upside-down_face:
                                    وای ک چ ذوقی داشت وقتی تو آزمون اول قلمچی زیست 70 درصد زدم...
                                    آخ ک چقدر مامانم خوشحال شد وقتی بهش قول دادم دارو قبول میشم...
                                    0_1533126650004_Capture84.PNG
                                    هی اینا رو نگفتم ک بخوام فاز بیام
                                    من تو این مجازیِ لعنتی پیر شدم...یادم نمیره روزایی ک تو تلگرام تلف شد...یادم نمیره غریبه های مجازی ک بخاطرشون با آیندم بازی کردم...یادم نمیره ک خوشحالیِ خونوادمو با چی عوض کردم... یادم نمیره حتی ب خودم دروغ گفتم...یادم نمیره حتی زیر قولی زدم ک با خدا بسته بودم...
                                    بذا ی چیزی بهت بگم
                                    اینجا جهنمِ ن مجازی!
                                    من کیم؟ من همونیم ک تو آتیش این جهنم سوخته!
                                    اینا رو گفتم ک شاید تویی ک داری حرفامو میخونی ب خودت بیای و زود تر خودتو از اینجا خلاص کنی...
                                    من ی بازنده ام رفیق!
                                    من ی بازنده ی بازندم...
                                    میدونی قسمت تلخش کجاست؟این ک شاید وابستگیم ب نت 90 درصدِ دلیل باختنم بوده!

                                    نگو ک هیچ تلاشی واسه کم کردن وابستگیم نکردم
                                    چرا من خواستم کنار بذارمش
                                    من قسم خوردم ک دیگ تو حرف زدنام مراعات میکنم
                                    من قسم خوردم ک حتی شکل حرف زدن و تایپ کردنم رو هم عوض میکنم
                                    من قسم خوردم ک دیگ میذارمش کنار
                                    ولی زدم زیرش :upside-down_face:
                                    این آخر قصه ی منِ
                                    ولی ب خودت بیا
                                    نذار آخر قصه ی تو مثل من شه...:upside-down_face:

                                    یکی از سرگرمی های من تو انجمن، خوندن پست های قدیمی هست که شماها با لایک برام پیداشون می کنید :))
                                    چند روز دیگه 22 ساله میشم و باید اعتراف کنم وقتی فهمیدم این پست رو تو 18 سالگی نوشتم، جا خوردم.
                                    چقدر بامزه است که اون روزا فکر می کردم گیم بازی کردن تو بچگیم «کشتنش» بوده :)))))
                                    هر بار نوشته های قدیمی خودم رو می بینم این جمله ی « دوام الحال، من المُحال » بیشتر باورم میشه.

                                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    4
                                    پاسخ
                                    • پاسخ به عنوان موضوع
                                    وارد شوید تا پست بفرستید
                                    • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                    • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                    • بیشترین رای ها


                                    • 1
                                    • 2
                                    • 3
                                    • 4
                                    • درون آمدن

                                    • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                    • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                    • اولین پست
                                      آخرین پست
                                    0
                                    • دسته‌بندی‌ها
                                    • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                    • جدیدترین پست ها
                                    • برچسب‌ها
                                    • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                    • دوره‌های آلاء
                                    • گروه‌ها
                                    • راهنمای آلاخونه
                                      • معرفی آلاخونه
                                      • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                      • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                      • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                      • معرفی گروه‌ها
                                      • لینک‌های دسترسی سریع