-
@saraa-66
یار من پاک تر از برگ گل
یار من جاذبه لطف و وفاستنوشتهشده در ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۷:۰۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده@ایمورتال
تنـــت بــه نــاز طبـــیـبان نیازمـند مباد وجــود نـازکــت آزرده گـزنـد مباد -
@ایمورتال
تنـــت بــه نــاز طبـــیـبان نیازمـند مباد وجــود نـازکــت آزرده گـزنـد مبادنوشتهشده در ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۷:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شدهmohammadseven_7
دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان -
mohammadseven_7
دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمناننوشتهشده در ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۷:۱۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@ایمورتال
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟
-
@ایمورتال
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟
نوشتهشده در ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۷:۱۱ آخرین ویرایش توسط انجام شدهmohammadseven_7
نمی دانم چه می خواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته ست -
mohammadseven_7
نمی دانم چه می خواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته ستنوشتهشده در ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۷:۱۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده@ایمورتال
تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را چه سود از زندگانی چون تبه کردم جوانی را -
@ایمورتال
تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را چه سود از زندگانی چون تبه کردم جوانی رانوشتهشده در ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۷:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهmohammadseven_7
از صدای گذر آب چنین میفهمم تند تر از آب روان عمر گران میگذرد -
mohammadseven_7
از صدای گذر آب چنین میفهمم تند تر از آب روان عمر گران میگذردنوشتهشده در ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۷:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده@ایمورتال
دردایره قسمت ما نقطه تسلیمیملطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
-
@ایمورتال
دردایره قسمت ما نقطه تسلیمیملطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
نوشتهشده در ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۷:۱۴ آخرین ویرایش توسط انجام شدهmohammadseven_7
یار آن بود که صبر کند بر جفای یار ترک رضای خویش کند بر رضای یار
رفتم برای دیدن ستایش -
mohammadseven_7
یار آن بود که صبر کند بر جفای یار ترک رضای خویش کند بر رضای یار
رفتم برای دیدن ستایشنوشتهشده در ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۷:۲۵ آخرین ویرایش توسط انجام شدهشاید او در این سخن « ر » را به پایان برده است!
شایدم شین ستایش بوده است!
من نمی دانم کدام است حرف رمز
را و شین و شین را و را و شین -
شاید او در این سخن « ر » را به پایان برده است!
شایدم شین ستایش بوده است!
من نمی دانم کدام است حرف رمز
را و شین و شین را و را و شیننوشتهشده در ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۸:۱۲ آخرین ویرایش توسط amirh_hmyf انجام شدهasooda
چه بسیار سرودی وصف حال مرا
بسیار خوشم امد زین کرده ات -
@saraa-66
تو را من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن * سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندهی فراهممرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر لحظه
جرس فریاد میدارد که بر بندید محمل ها
شاید این پست اخریه که میزارم و
چه خوب که با این شعر تموم بشه یادش بخیر...
خداحافظ همگی -
asooda
چه بسیار سرودی وصف حال مرا
بسیار خوشم امد زین کرده اتنوشتهشده در ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۸:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده@ایمورتال
تا که دانش گم کنر مر راه را
تا که عاقل بشکند فرهنگ را -
Mahdyyy ز مردم افتاده مدد گیر که این قوم
با بی پروبالی، پر و بال دگرانند -
نوشتهشده در ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۸:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@saraa-66
دردمیدی و افریدی باز تو
شکل دیگر این جهان تنگ را -
Mahdyyy آن زلف کـه چون هاله بـه رخـسـار قـمر بود
بــازآمــده چــون فـتـنـه دور قـمـر ایـنـجـاسـت -
Mahdyyy آن زلف کـه چون هاله بـه رخـسـار قـمر بود
بــازآمــده چــون فـتـنـه دور قـمـر ایـنـجـاسـتنوشتهشده در ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۸:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده@saraa-66
تا که اب از عکس تو گوهر شود
تا که اتش واهلد مر جنگ را -
نوشتهشده در ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۸:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
Mahdyyy
از خدا جوييم توفيق ادب بي ادب محروم ماند از لطف رب