-
@sania-andiravan از نوع وجیهش
آقا تو از طرف من ازشون بپرس اینقدر خونده و تلاش کرد چرا ادامه نداد؟؟
میترسم یه چی بگم عذا وجدان بیادنوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۱۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده@narjes-hashemi اونقدری تلاش کردم که ماهیچه ها و .. درد بگیرن
ان شاءالله بعدا به استخونش هم میرسم -
نوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۱۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
_Sajjad_ چون معمولا اشتباه برداشت میکنم حرفاتونو هم این حرف و هم اون افتخاری که هنوز بهش فکر میکنم
درکل امیدوارم این اتفاق دیگه نیوفته -
@ermia-mirzakhani یکم دیگه ادامه بدی کل خاور میانه یا خار مادرتن یا عمو دایی یا بچه و نوه
-
@narjes-hashemi اونقدری تلاش کردم که ماهیچه ها و .. درد بگیرن
ان شاءالله بعدا به استخونش هم میرسمنوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده_Sajjad_ حرف زدن دربارش جرات میخواست
آفرین -
نوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
فکر کنم الان بگم حوصلم سر رفته خیلی چیز چرتی میشه
-
نوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۲۰ آخرین ویرایش توسط Potato انجام شده
هعی زندگی.......
خدایا شکرت.........
به ساده ترین جزئیاتم توجه میکرد.....
چیزی که حتی ما شاید درک نکنیم بدیشو.....
چقد مظلوم....پاک....
ینی الان کجاست؟ -
نوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بعضی وقتا یه چیزایی از اینده حس میکنم که واقعا اتفاق میفتن، فقط کافیه به زبون بیارم
امروز دوستم میگفت بهت ایمان اوردم -
بعضی وقتا یه چیزایی از اینده حس میکنم که واقعا اتفاق میفتن، فقط کافیه به زبون بیارم
امروز دوستم میگفت بهت ایمان اوردمنوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده@m-ba78 منم زیاد اینجورمیشم
تا به الان فکر میکردم دیونه تشریف دارم ممنون بابت اطلاع رسانی
-
نوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۲۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
عاغا ملت کجان.....
شب زنده داران.....
-
نوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@ermia-mirzakhani برام اهمیتی هم نداره ، درکل سلام برسون
-
نوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دلم میخاد بعضیاروفالو کنم...
امااز یه طرفی هم نمیخام..
خودمم نمیفهمم -
بعضی وقتا یه چیزایی از اینده حس میکنم که واقعا اتفاق میفتن، فقط کافیه به زبون بیارم
امروز دوستم میگفت بهت ایمان اوردمنوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده@m-ba78 بگووو من قبول میشم امسال اونجا که میخام...
بگییید لطفا
ان شاءالله که بشه -
نوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تموم کردن زیباست
تموم کردن همه چی
اونوقت که دیگه صدای شیون وترس بقیه روهم نشنوی:) -
نوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ن از دیشب که کار کشید به ورود همه ناظما
نه الان که پشه پر نمیزنه -
نوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۳۰ آخرین ویرایش توسط _Aram_ انجام شده
۰۰:۰۰
️
-
دیشب چ خبر بوده
-
نوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یه چی بگید....
-
نوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
_Sajjad_ چون معمولا اشتباه برداشت میکنم حرفاتونو هم این حرف و هم اون افتخاری که هنوز بهش فکر میکنم
درکل امیدوارم این اتفاق دیگه نیوفتهنوشتهشده در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، ۱۹:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@narjes-hashemi یه حرف کلی بزنم به شما
سخت نگیرید زندگی رو ،
کار درست هزار برابر شرافت و ارزش بیشتری داره تا کاری که دلمون میخاد انجام بدیم
یه چیزی بگم؟
اگر کسی به امید خدا جلوی چیزی که دلش میخاد وایسه و بجای اون کار درست رو انجام بده ،
از ی جایی به بعد
ان شاءالله به جایی میرسه که هم عقلش هم دلش ، هردو کار درست رو میپسندند